روزنوشت های دکتر

کفارهٔ شرابخوری های بی حساب ... هشیار در میانهٔ مستان نشستن است

روزنوشت های دکتر

کفارهٔ شرابخوری های بی حساب ... هشیار در میانهٔ مستان نشستن است

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

توکل

شنبه, ۳۰ خرداد ۱۳۹۴، ۰۲:۵۹ ق.ظ

از نظر فشار و پیچیدگیه کاری, روزهای بسیار سختی رو میگذرونم. سعی میکنم پرانرژی باشم و به دوره های سخت تر که قبلا گذروندم فکر میکنم, بهتر میشم.

حدود نه سال پیش, منی که اون موقع پرمدعا در خیلی زمینه ها و حل کردن خیلی از کارها بودم, چنان کعنهو خر , در گل گیر کردم که گل نبود... سیمان در حال خشک شدن بود!

نشستم و رک و راست و بی تعارف به خدا گفتم, خدایا من گوه خوردم. من قبلا هم معنیه توکل واقعی و دل کندن از همه چیز و رها شدن ‘ز هرچه رنگ تعلق پذیرد‘ رو تجربه کردم. حالا تو این یه بار , کار منو کامل راه بنداز,, من قول میدم تا آخر عمر, کار هر بنده خدایی رو که بتونم , راه بندازم. هرکاری برای هر کسی بتونم, بی منت, فقط بخاطر تو انجام بدم. 

معجزه رخ داد و گره کوری که متخصصان امر میگفتن غیرقابل حله, طوری حل شد که قبلش, هیچ کس جز من, هیچ امیدی نداشت!

من به قولم عمل کردم. آرامش و اطمینانی که اون درک توکل به من داد, هنوز باعث سالم بودن و آروم بودن و پیش رفتنه کارامه ... و خوبیها و آدمهایی که بخاطر عمل به قولم جذب کردم, غیر قابل تصوره.

خدا کنه, دیدگاهم نسبت به این قضیه عوض نشه! چون همه ی دستاوردهای این قضیه برام خوبه. ۱۰۰ درصد.

  • ۹۴/۰۳/۳۰
  • دکتر میم

نظرات (۶)

  • فاطیما کیان
  • خیلی عقاید قشنگی داری دکتر ,میدونی منم الان تو سیمان گیر کردم ,اینجا که هستم تهران نیست که هزارتا آشنا داشته باشمو فقط تصمیم بگیرم تا برم مشغول شم و بشم ! برعکس اینجا فقط خدارو دارم وهمین ,منم مثل تو نذر میکنم اگر گره از کارم باز شد دست هر بنده ای رو که توموقعیت خودم گیر کرده باشه رو میگیرم بدون هیچ منتی و هیچ ,ببینم گره ی من چطوری باز میشه که خستم از کور بودن بعضی گره ها
    پاسخ:
    ممنون. اینا رو نوشتم که بگم میشه. فقط میدونم شروع و باورش سخته.
    ایشالا کارات روبه راه میشه.
    میگن کل دین و دینداری و ایمان همینه... کار خلق رو راه بنداز,, آبروی کسی رو نبر. همین
    این پست خیلی خوب بود برام،  چون من الان دقیقا در وضعیت 9سال پیش شما هستم.  کاش منم.... 
    پاسخ:
    خاتون, گاهی اونقدر راحت درست میشه که فکرشم نمیکنی.
    من تقریبا هرسال به شرایط نزدیک به اون سالها میرسم.
     نه من,,, همه توی زندگی همچین شرایطی رو دارند. اما اگه قبول بکنی که هرچی خیر باشه, پیش میاد, آرامش بیشتریو تجربه میکنی :-)
  • اقای روانی
  • ایشالا :)
    کلا آدمیزاد باس یاد بگیره گاهی خودشو تو جریان زندگی رها کنه و این قدر دست و پا نزنه
    پاسخ:
    آره والا.
    گاهی نه... همیشه 
    دکتر جان من اکثرا به اینکه خیره و بذارم خودش پیش بره معتقدم اما این سری واقعا شرایط بدیه. استیصال گریبان منو گرفته ناجور ، مشکل ریز و درشت زیاد داشتم اما این سری...
    امیدوارم ...
    پاسخ:
    درست میشه...
  • گمـــــــشده :)
  • منم امیدوارم دیدگاهتون عوض نشه

    سودش به ما منیرسه به هر حال

    :دی

    پاسخ:
    عوض نشده خداروشکر تاحالا :-)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی