روزنوشت های دکتر

به هیچ آیینه ای باج نمیدهم، که دست به تصویرم ببرد. من این چروک ها را... مفت بدست نیاورده ام

روزنوشت های دکتر

به هیچ آیینه ای باج نمیدهم، که دست به تصویرم ببرد. من این چروک ها را... مفت بدست نیاورده ام

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

دلتنگی های یک دشمن قدیمی

چهارشنبه, ۳۰ دی ۱۳۹۴، ۱۰:۳۶ ب.ظ

یادت می آید زیر سرُم بودم و بی حرکت، تنها، شبانه بالای سرم آمدی و درگوشم چه زمزمه کردی؟ ... "آروم باش، راهی رو که تو داری میری، من بیست سال پیش رفتم...!" 

چرا نکشتیم؟ چرا خفه ام نکردی؟ تو که بدتر از این داشته هایم را کشته بودی! میدانستی که نفرت من ، تو را کجاها خواهد کشید! نمیدانستی ، نه؟! فکرش را هم نمیکردی دوسال بعد، در جایی که من میدانم و تو و امیر، از پشت در، که مستاصل بودی و اسیر، زمزمه کردم برایت که ... "کارن، تو باختی..."

تقاصش را بعداً پس دادم، بخاطر تو ِ لعنتی، سفرِ شرق را دست خالی برگشتم. با یادگار تلخی که آنجا دفن کردم و برگشتم. با ناامیدی برگشتم. برگشتم و تا ماهها حرف نزدم تا دوباره سرپا شدم. سرپا شدم و سراغت آمدم. سراغت آمدم و تو هم تقاص پس دادی. لعنت به تو کارن. لعنت به تو. تو هم سختی زیاد کشیدی... بگذریم.

حالا بعداز مرگت هم باز اسم تو آمده و اسم من. فکر اینجایش را هم کرده بودی، نه؟ مطمئنم. ولی حیف که نیستی که ببینی میخواهم چه بکنم. چه بر سرت بیاورم. بر سر مرده ات.


امروز برایت بغض کردم کارن، اشک ریختم. برای دشمنی مان. از سر ِ دلتنگی ... :-( 

در این مدت خودم را به هزار راه زده ام! به قول شاعر "گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود" ...

باش کارن، باش لعنتی، هوای ِ استرس درگیری با تو را دارم. مدتهاست کسی حریفم نمیشود. هیچکس استرسی به من نمیدهد...


اینهمه آدم! یعنی کسی نیست با من دشمنی کند؟؟


  • ۹۴/۱۰/۳۰
  • دکتر میم

نظرات (۱۰)

  • فاطیما کیان
  • نمیتونم بفهمم چرا گاهی دلم برای دشمنم تنگ میشه نه اینکه دلم بخواد دوباره باشه و پدرم رو حسابی مثل اون روزها دربیاره , نه , ولی حس میکنم ورای ذات کثیفش آدم خوبی هم برای خودش بوده و خداش هم به گونه ای دوستش داشته هرچند که خون من بیچاره رو توی شیشه کرده بوده , این از اون دلتنگی هاست که خیلی عجیبه ...
    پاسخ:
    عجیبه !!
    اوممم منکه دشمنی ندارم نمیدونم چه حسیه!!!!
    شایدم دارم نمیبینمش!!!
  • خانومی ...
  • دلم برای دشمنم تنگ نمیشه. اهل دوئل نیستم، باهاش نمیجنگم ولی اون منو ول نمیکنه !!
    پاسخ:
    جنگیدن، حس میخواد، حوصله میخواد، ارزش داشتن میخواد! بعضیا ارزششو ندارن
    دشمن خواستن..چقدر عجیب...

    من دلم یه دوست میخواد..یه رفیق..
    پاسخ:
    جفتش لازمه. رفیق بیشتر
    دیدی روان شناسیم خوبه؟!!!
    پاسخ:
    ربطی نداشت. من گول زن خوبی ام :-
  • دختر همساده
  • :(
    درود
    مثل همون طیف رنگها و پاشندگی مواد نیوتون که باید تمام رنگها باشند و بچرخن تا سفید بشن زندگی و دنیام باید همه رنگهارو داشته باشه تا تو چرخش ایام بشه سفید زندگی کرد...یکی از پستهای منم دلتنگی واسه کسایی بود که دلم بیش از بقیه ازشون گرفته...

    امیدوارم حالتون همیشه خوب باشه...
    پاسخ:
    ممنون
  • شیمیست خط خطی
  • یاد شرلوک افتادم وقتی موریارتی مرده بود!
    پاسخ:
    اون واقعا موریاتی بود. دکتر هم بود :-|
    ولی من شرلوک نبودم. واتسون هم نبودم...
    دشمن؟؟توی این دنیای سراسر روزمرگی چیز جالبیه.
    و از همه جالب تر اون چیزی است که باعث میشه به یکی بگیم دشمن!!
    این کلمه زیادی گندس
    حد اقل برا من
  • اون روی سگ من نوستالژیک ...
  • چی؟ دشـــــــــــــــــــــــــــمن؟ ندارم واقعا
    یا دارم و من نمیدونم همچین ادم ساده ایم شاید
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی