روزنوشت های دکتر

به هیچ آیینه ای باج نمیدهم، که دست به تصویرم ببرد. من این چروک ها را... مفت بدست نیاورده ام

روزنوشت های دکتر

به هیچ آیینه ای باج نمیدهم، که دست به تصویرم ببرد. من این چروک ها را... مفت بدست نیاورده ام

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

...و یزد

سه شنبه, ۱۳ بهمن ۱۳۹۴، ۰۱:۴۲ ق.ظ

سفر یعنی همسفر خوب! 

همسر، همسفر خیلی خوبیه، سفرایی که باهم میریم خیلی خوش میگذره، پایه همه چی هست، هرجایی رفتن، هرجایی موندن، هر چیزی خوردن،، مخصوصاً سفر با من که اگه گاهی دوربین بدست باشم، ممکنه هرجایی قفل بکنم و مدتی بمونم برای عکاسی... و البته هر کافه ای بشینم برای چایی :-) 

خلاصه اینکه همسر به تنها چیزایی که غر میزنه، سرما و گرمای شدیده که اونم غرغراش سطحیه و میشه با خنده، ازشون گذشت :-) 

سفر یزد از خیلی وقت پیش توی لیست بود، اما امان دست کائنات که درموردش گفتم... اما بالاخره رفتیم.

هوای یزد عالی بود، آفتاب خوب و آسمون صاف، اما شبها واقعاً سرد بود.

یزد قدیمی ترین شهر خشت خام جهان و دومین شهر تاریخی جهان بعد از ونیز از نظر بافت مسکونی شهره. اونقدر بناهای خوب و معماری های عالی داره که روزها میشه توش چرخید و لذت برد. نقطه عطف این سفر هم حضور در جشن سده زرتشتیان بود که هرسال در بیابانهای روستای چم در ۱۵ کیلومتری بین یزد و تفت برگزار میشه که البته امسال بعد از دوسال تعویق بخاطر جوگیری های عزیزان مسلمان و بعضی کارهاشون و گیردادن نیروی انتظامی ایران، با تدابیر بیشتری برگزار میشد.

فعلاً یه سری عکس ها از بعضی جاهای سفر رو میزارم تا بعداً چیزای قابل تاملی رو تعریف بکنم.

(( دوستان، سایز عکسها رو پایین تر آوردم که زیاد حجم اینترنتتون رو نخورم ;-) الان راحت میشه همه شو دید. و اینکه بعضی عکسها واترمارک داره، طبق درخواست های پست های  عکسدار قبلی، هر کی عکسی رو میخواست، به خودم بگه، عکس باکیفیت بدون واترمارک براش میفرستم ))


1. مسجد جامع یزد، با بلندترین مناره های جهان، جای فوق العاده ای بود، فضا و معماریش، آرامش خاصی ایجاد میکرد. هر چهار روزی که یزد بودیم، مدتی رو توی مسجد جامع گذروندیم.

عکس1 ،، عکس 2 ،،  عکس 3  ،،  عکس 4  ،،  عکس 5  

و توریست خارجی ای که یک بعد ازظهر ساکت، ساعتی به سبک یوگا در حیاط مسجد نشسته بود (عکس)


2. آتشکده زرتشتیان وسط شهر یزد بود و عملا تبدیل به موزه شده بود. عکس1 ،، عکس 2 ،،

و جام آتشی آنجا بود که گفته میشد 1546 ساله که روشنه!! و روزی 4 یا 5 بار ذغال گذاری میشه!  عکس 3 

و یکی نیست به این پدر و مادر بگه آخه بچه رو واسه چی آوردی موزه آتشکده زرتشتیان؟!  عکس


3. بزرگترین آب انبار ایران بنام شش بادگیر، واقعا زیبا بود ولی درش بسته بود و بسختی توی کوچه پس کوچه های یزد پیداش کردیم. عکسهای خوبی از روی پشت بام اونجا دیده بودم، دلم نمیومد که نرم داخل. از شانس خوب، پیرمرد کلید دار رو پیدا کردم و اومد با صرف مبلغی، در رو برامون باز کرد و... عکس1 ،، عکس 2


4. مسجد و گذر زیبای میرچخماق ،،  عکس


5.  و اما جشن سده. ما خیلی زود رفتیم سمت روستای چم. چون میگفتن هرسال پلیس، جاده رو از یه جایی میبنده و باید قسمتی رو توی بیابون پیاده بری. اما ما قبل از پلیس رسیدیم تا نزدیک محل برگزاری رفتیم. حدود دو کیلومتر بعد از روستا و جاده خاکی و یک محوطه بیابانی باز. هوا فوق العاده سرد بود. جمعیت حدود ۱۵۰ نفر بود و هنوز در حال آماده سازی. منم تونستم از کوه هیزمی که قرار بود پایان مراسم و ابتدای غروب، آتش زده بشه، عکس بدون آدمیزاد بگیرم. عکس1 ،، عکس 2 ،، 

به باور زرتشتیان، این روز، روز کشف و مهار آتش توسط ایرانی هاست و آتش هم نماد پاکی در دین زرتشت.

مراسم با سخنرانی و توضیحات شروع شده خیلی مفید و بدون خسته کنندگی اصل مطلب اجرا میشد. موسیقی زنده سنتی، خوندن سرودهای گاتاها (گفته میشه که این کتاب، سروده ها و سخنان آشوزرتشت، پیامبر زرتشتیانه) و ترجمه فارسیش توسط دو دختر خوش صدا. و بعد، نقالی یک دختر خانوم و نقل قسمتی از شاهنامه که پیدایش آتش رو میگه. بین مراسم هم دوبار طبق سنت، پذیرایی بود، یه بار شلغم و کدوی پخته با یه نوع نون چرب محلی و یکبار هم آش. و در آخر و نزدیکای غروب هم شش نفر از موبدان بزرگ زرتشتیان اومدن و اَوِستا خوندن و دعا کردند و به محض غروب آفتاب، بهمراه چند خانم دف زن، بسمت هیزم ها رفتن و... و گفته شد جمعیت به بیش از ۸ هزار نفر رسیده!!! ،،  عکس 3  ،،  عکس 4  ،،  عکس 5 ،، عکس 6 

حرکت بسمت اتش ، عکس1 ،،  عکس2  ،، 

 و دوربینهایی که آماده بود... عکس3 

و شما رو دعوت میکنم به چند عکس داغ و دیدنی از جشن آتش ، عکس1 ،، عکس2 ،،  عکس3  ،،  عکس4  ،،  عکس5 ،، عکس6 ،،  عکس7  ،،  عکس8 

راستی، در این جشن، از انتخاب موسیقی، پخش موسیقی در زمان مناسب و مخصوصاً کیفیت سیستم صوتی، واقعاً راضی بودم. عالی و پرفکت. در حد قهرمان لالیگا!


6. به بافت تاریخی یزد، «شهر قدیم» میگفتن! طوری که هربار تابلوی old city رو میدیدم، یاد sin city  می افتادم و اینکه الان دارم میرم توی شهر قدیم چیکااررر؟؟!!! فکر کنم با «مارو» قرار داشتم :-) 

سیر و سیاحت کردن در این بافت، که تجمع آثار دیدنی و تاریخی یزد  هست، عالی بود. عالی.

عکس1 ،، عکس2 ،،  عکس3  ،،  عکس4  ،،  عکس5 ،، عکس6 ،،  عکس7  ،،  عکس8  ،، عکس9


7. در کوچه های تنگ old city ، کافه ای بنام «کافه گالری خانه هنر» وجود داره. اونجا قطعاً برای هر توریستی که پیداش میکرد، دنج و دیدنی و خواستنی بود. از فضا و دکورش روی پشت بام که بگذریم، چایی و دمنوش ها و کیک یزدی و املت و کشک بادمجونش خیلی خوب بود :-) 

عکس1 ،، عکس2 ،،  عکس3 


8. باغ دولت آباد ، یک قصر زیبا و نیز بلندترین بادگیر جهان به ارتفاع ۳۴ متر

عکس1 ،، عکس2 ،،  عکس3  ،، و یک دورنمای زیبا  عکس4  


- و اینکه نمیدونم چه لذتی داره که رو دیوار زیبای ۲۰۰، ۳۰۰ ساله و داخل یک خانه موزه زیبا، اینکارو بکنی؟! :-(  حداقل شماره میدادی، آی دی اینستا یا تلگرامی، چیزی...! عکس1


... فعلاً

  • ۹۴/۱۱/۱۳
  • دکتر میم

نظرات (۲۱)

  • فاطیما کیان
  • واقعا لذت بردم دکتر :) یک لحظه حس کردم خودمم اونجا بودم , تصاویر و نوشته های شما هم جدا که عالی بود , حالا ملت برای کلاس گذاشتن بدوان برن ترکیه ! من عاشق ایران گردیم امیدوارم بعد ها فرصتی بشه و خودم برم یزد توی این زمان خاصش و مراسم رو از نزدیک ببینم 
    ؛ اون عکس آخر دل میشکونه , حیف این همه فرهنگ نیست با یه تاریخ خراب بشه ؟! :(
    پاسخ:
    ترکیه که هیچی، بعضیا همین جاها هم که میومدن، جز خرابکاری و کثیف کردن و مصرف کردن اکسیژن شهر، هیچ کاری نمیکردن! :-! 
  • عکس خنده دار
  • عالی بود . دوبار در تجرد یزد رفتم و فعلا هم به همسر قول دادم ببرمش ولی هنوز جور نشده . 
    پاسخ:
    ببرش
    رسیدن بخیر :)
    عکس های خیلی خیلی قشنگی گرفتید، دستتون درد نکنه 
    پاسخ:
    خواهش میکنم. لطف دارین
  • اون روی سگ من نوستالژیک
  • خداروشکر ان شالله همیشه به خوشی باشید و به پای هم پیرشید دکتر.
    چطور بهتون اجازه دادن برید به این جشن؟
    من سال 91 تا 93 یزد بودم ارشدم اونجا بود، تموم این دوسال میخاستم توی جشنهای زردشتیها شرکت کنم یکی دوتا هم پارتی پیدا کردم اما نیروی انتظامی اجازه نمیداد میخاستم قاچاقی برم با دوسه تااز دوستای یزدیم که نشد. حتما اتشکده رفتین یه اقای هست لیدر تورهاست اسمش کیخسرو بود یادمه فامیلش یادم نیس یه اقای خوش برخورد میانسالی بود که لیدر تور میبد و ... بود.خوشبحالتون خلاصه هرچند از مردم یزد خیلی خوشم نمیاد بخاطر نوع سیاست و دورویشون در برخورد با افراد. اما بهتون حق میدم واقعا استان یزد جاهای دیدنی و بافت معماری زیبایی داره
    پاسخ:
    آره ظاهرا همیشه جشن سده با داستان و حاشیه بوده. اما امسال کمتر بود. منم با یه آشنا و راه بلد رفتم. احتمالا اگه جاده رو میبستن، از بیابون میرفتیم.
    آخ آخ، گفتی مردمشون... :-) 
    باشه برای بعد
    بح بححح مخصوصا به عکسا:دی

    عکس اخرم که:|:| واقعااااااااا عصبی میشم اینارو میبینم:/

    سوغاتیامونو چی شد پس دکتر :/
    پاسخ:
    من همچنان منتظر م. ب. (معجون بیرجندی) هستما :-)  میخوای اونو با قطاب ِ یزد عوض بکنی؟ :-) 
    خدا رو شکر به خیر و خوشی گذشت دکتر جون
    مرسی که تجربیات و عکسهات رو با ما سهیم میشی
    حداقل نمیخوریم نون گندم ببینیم دست مردم
    پاسخ:
    :-))
    یه جوری میگی نون گندم، انگار ۲۵ روز رفتیم سفر دور اروپا! 
    بابا شما که خودتون وسط گندمزار و نانوایی زندگی میکنین :-) نون گندم ، دو روو خاشخاشی :-) 
    به به،یه سفرنامه ی عالی و تصویری.دیدن اون  آتش از نزدیک خیلی مسحور کننده بوده حتما! و شنیدن صدای سوختن چوب ها
    من فقط یکبار از یزد گذشتم.با دیدن این عکس ها بنظر میرسه که آرامش خاصی به این شهر حاکم باشه.برعکس شیراز که پر از شور و حاله:)
    پاسخ:
    آره فکر کنم بهترین توصیفو کردی :-) 
    یزد آرامش خاصی داره و شیراز پر از شور و حاله :-) 
    ممنون
    آقا این کامنت شیراز پر از شور و حاله مشکوکه ها! منم شیرازی! 
    من یزد رو دوست دارم. قبرستان زرتشتی ها هم رفتید؟ من از قبل خیلی دوست داشتم آتشکده رو ببینم و حدودا یک ساعت هم توی صف وایسادم! (عید نوروز بود و شلوغ) اما داخلش هیچ چیزی که نظرم رو جلب کنه نبود. یعنی انگار ذوقم کور شد. فکر میکردم خیلی باید جای باحالی باشه! 
    و باغ دولت آباد خیلی خوب بود! مخصوصا اون اتاقی که بادگیر داشت. به شدت خنک بود!
    پاسخ:
    :-)) مردمش که خیلی شور و حال دارن :-)  اما شهر شیراز واقعا جوّ خوبی داره. من بیشتر از سی بار شیراز اومدم. زیر و روش کردم. حرف نداره.
    اما یزد،
    قبرستان نرفتیم، اما آتشکده رفتیم. البته منظورت از قبرستان، همون دخمهٔ قدیمه؟ یا قبرستان جدید؟  اخه قدیم، زرتشتیا مرده هاشونو میذاشتن توی دخمه سر کوه تا لاشخورها بخورن. اما الان ۴۰ سالی میشه که وزارت بهداشت دیگه نمیزاره و به زرتشتیا قبرستون دادن که مثل ما دفن بکنن.
    دخمهْ زرتشتیان چم، توی عکسهای چم، روی کوه دیده میشه...
    با این عکسها احساس می کنم خودمم اومدم اونجارو دیدم...ضمن اینکه ما در اینستاگرام هم پا به پای شما یزد را زیارت کردیم...
    توریست خارجیه در حال یوگا،عکس مسجد جامع، عکس کافه  خیلی قشنگ بود...
    مسجد جامع تو غروب خیلی قشنگ افتاده...من چند تا میدون و المان و فلان و بهمان برای یزد طراحی کردم(طراحی های دانشجویی و تمرینی) بدون اینکه هیچوقت یزد رو دیده باشم...

    پاسخ:
    تو که نزدیکی، راهی نیست. برو. خیلی خوبه.
    حالا باید اصفهان رو بزارم تو برنامه :-) البته اصفهان زیاد اومدم ، ولی نه اونطوری دلچسب
    بعد از مدت ها اومدم وبلاگم و کلی پست نخونده و جانمی جان وبلاگ شما و کلی عکس :)
    و یزد ! و قسم به یزد :)
    پاسخ:
    :-) ;-) 
    آره منظورم همون دخمه بود. هر چی فکر کردم اسمش رو یادم نیومد! 
    بابت تعریف از شیرازی ها ممنون! خوبی از خودتونه!
    پاسخ:
    :-) 
  • بلاگر کبیر ^_^
  • دکتر..
    هرزنامه ی نظراتت رو چک کن لطفا
    پاسخ:
    چشم
    اونی که میخواین م.خ هست ما بچه های خوب و گل و ماهی هستیم ازین چیزا نداریم^___^ :))

    عوض کنم:|:| خو اینجوری که مبادله ی کالا به کالا میشه دکتر سوغاتیو مجانی میدن میاد:D
    پاسخ:
    :-)))
    پس من فقط واسه خوسفی ها سوغاتی میفرستم :-D 
    ایشش مردم چه خسیس شدن:-| :))
    چه علاقه ای به معجون دارین ولی دکتر:)))
    پاسخ:
    :-)) من کلاً شیرینی دوست دارم :-! 
    به به آقا به به !
    واقعا کیف کردم
    این خیابون منتهی به مسجد جامع چقد خوشگله . اون کافه و بافت قدیمی هم که حرف نداشتن

    بود یه بار گفتم خیلی خوشم میاد از این زن و شوهرایی که پایه فیلمن و برنامه فیلم بینی دارن از ایناییم که پایه سفر و تجربه هستن و ایضا همسفرای پایه و بی غرغرین خیلی خوشم میاد :دی

    پاسخ:
    :-) 
    متشکرم دکتر، واقعا پست های اینچنینیتون (نمیدونم درست نوشتمش یا نه:دی) خیـــــــلی دوست داشتنی و جذاب هستند، یزد یکی از شهرهاییه که واقعا دوس دارم با جزییات و ریز به ریز ببینمش...
    مرسی بابت عکس ها و مرسی بابت توضیحاتتون...
    دست کائنات هم درد نکنه که بالاخره کوتاه اومدن.
    پاسخ:
    خواهش میکنم :-) 
    لطف دارین
  • بلاگر کبیر ^_^
  • خدا همسر جانتون رو حفظ کنه..
    عکس ها رو بعدا میبینم..
    پاسخ:
    ;-) 
  • بلاگر کبیر ^_^
  • سلام من اومدم عکس ببینم :)
    اول یه عدد پیشنهاد دارم.. وقتی اینهمه عکس دارید به تعدادشون شماره گذاری کنید که نظر گذاشتن ما آشون تر بشه.یعنی مثلا دو تا عکس 1 نباشه!
    با تچکر ^_^

    خوب عکس 1 مسجد جامع عاااااالی...
    عکس توریسه جالب بود.
    اون گوگولی که رو پله ها بیهوش بود خیلی باحال بود...
    عکس دوربینهای آماده هم جالب بود:)
    و اما جشن آتش که عکس2 رو خیلی دوست داشتم :)
    قسمت سیر و سیاحت عکس 3 آسمون خیلی لطیف و زیبا بود :) و عکس 6 و 8 هم خیلی خوب بودن.. ای کاش اون ماهی سمت چپیه نرفته بود اونور سرش میفتاد تو عکس :)
    تو کافه هنری چقدر چیز میز خوردید :)) نوش جان :)
    تو قسمت هشتم عکس 3 و 4 رو که دیدم یه عدد اوووووف از نهادم برآمد :) عالی بودند..
    همیشه به سفرهای عالی با همسفر خوبت بری ایشالا...
    لذت بردم..
    پاسخ:
    مرسی از وقتی که گذاشتی. و نظراتت :-) ;-) 
  • گمـــــــشده :)
  • خیلی لذت بخش بود
    تا حالا یزد نرفتم
    عکسا یه جوری بودن که دلم می خواست هی بشینم نیگاشون کنم
    چند از عکسا رو قبلا دیده بود یادم نمیومد کجا. بعد هی به خودم می گفتم کدوم آدم ...عکسا رو کپی کرده که یادم افتاد چند وقت پیش یه نگاهی به فتوبلاگ هم انداختم برای این برام آشنا بودن
    :))))
    پاسخ:
    :-))))
    ببین سفر یزد عالی بود، اونقدر خوب و لذت بخش بود که حدد نداشت. به خاطر همینه عکساش خوب شده 
  • گمـــــــشده :)
  • یه عکس حوض و ماهی داشت این پست. خیلی خوشم اومد. با اجازه تون ذخیره کردم. اگه حسش باشه برای هدر وبلاگ
    ولی حسش نیست
    :دی
    پاسخ:
    :-)
    من تا حالا یزد نرفتم ..ولی همیشه ارزو دارم با یکی که نمی دونم کی هست برم یزد ..
    یزد انگاری جادو داره ..
    اینستا بزن اقای دکتر ..عکس هات محشر بود ...
    پاسخ:
    آبان خانوم اینستا دارم،، دوساله که دارم :-|
    آدرسش هم همه دیگه دارن 
    morro101

    ممنونم، ایشالا یه وقت خوب میری یزد
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی