روزنوشت های دکتر

کفارهٔ شرابخوری های بی حساب ... هشیار در میانهٔ مستان نشستن است

روزنوشت های دکتر

کفارهٔ شرابخوری های بی حساب ... هشیار در میانهٔ مستان نشستن است

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

نسل سوخته

جمعه, ۱۶ بهمن ۱۳۹۴، ۱۰:۴۰ ب.ظ

چند ماهه که درگیر مقدمات ازدواج یکی از دو دوستِ صمیمی ِ چشم روشنم هستیم. دقیقاً همونی که هر روز بهش اعلام نفرت میکنم و اون به من میگه evil  :-) 

از تلویزیون و میز و مبل و وسایل خونه خریدن، تا مقدمات عروسی و فیلم و عکس و کت و شلوار و ماشین و...

چقدر همه چی گرون شده!! والا همین چند سال پیش زمان ازدواج ما اینطوری نبود! حساب کردم دیدم هزینه ازدواج ما در برابر ازدواج های الان مثل سفر به شاه عبدالعظیم در برابر سفر دور اروپاست! :-)  البته از نظر قیمت. من و همسر، همه کارامونو خودمون و با نظر خودمون انجام دادیم و از خیلی تشریفاتی که بزرگترها بهش اعتقاد داشتن، کم کردیم و خیلی هم حال داد :-) خدا به خانواده ها کمک کنه. صبر بده و پول زیاد.

حالا این چشم روشن ِ لعنتی ِ عوضی، داره داماد میشه، امیدوارم پسردار نشه. و اگه شد، چشم روشن نباشه، تا حداقل نسل این شاخه از یه چشم روشن نفرت انگیز، نفله بشه :-) 

  • ۹۴/۱۱/۱۶
  • دکتر میم

نظرات (۱۳)

امسال سال وصلتو ازدواجه انگار:))

یه زمانی عشقه چشم رنگیا بودم:/ ولی الان از وقتی مجریه لوس شب کوکو دیدم و برخی ماست های همشهری کلا منصرف شدم...چشم رنگیا از دور خوبن خیلیی دور مثلا از اینجا تا ترکیه:/

عه عه راستی داییو مامانم چش رنگی ن که:/ چرا یادم نبود!!خوب شد ننه از جلوم رد شداا:/ هیچی منتفیه من هنوز چشم رنگیارو دوس دارم:|:||
پاسخ:
منظورم فقط مرداست. خانومای چشم رنگی فرق میکنن :-)  خوبن
الان همه چیز خیلی گرون شده..یعنی یه جهاز خیلی خیلی معمولی کمتر از 35 میلیون نمیشه..واقعا خانواده ها خیلی گناه دارن...

بیچاره این دوست چشم روشنتون :دی
پاسخ:
آره همین حدودا میشه.
دخترا باید به خانوادشون فشار بیارن که درگیر حرف مردن نشن
چند روز پیش برای کارهای فارغ التحصیلی رفتم آموزش دانشگاه و یه مرد چشم روشن که از قضا خیلی هم خوش قیافه بود مسئول کارهای فارغ التحصیلی من بود، تمام مدت که داشتم باهاش حرف میزدم همش پستی که درمورد چشم روشن ها نوشته بودید جلو چشمم میومد و حس میکردم چقدر یارو نفرت انگیزه... هرچی می گفت نصفه نیمه جوابشو میدم...یعنی ببینید تاثیر گذاری وبلاگو...

اما جدا از این کاش منم بتونم یه روزی مقدمات ازدواجی مثل شما داشته باشم، از تشریفات و بریز و بپاش الکی متنفرم ولی خانواده من عاشق این کارها هستن و مثل خیلی از خانواده های ایرانی فکر می کنن کم خرج کردن به معنی کمبود اعتبار خانواده یا دختر یا پسره ... خدا به همه دم بختها رحم کنه...
پاسخ:
:-)))
مطمئن باش قصد سؤ داشته :-)) خوب کردی

اونقدر که مردم حرف میزنن و این داستان نشون دادن جهیزیه رو دارن و...
  • اَسی بولیده
  • حالا چرا اینقدر به رنگ روشن چشم آلرژی دارین؟؟ :)))
    پاسخ:
    تجربه و آلرژی دارم :-))
  • فاطیما کیان
  • دوست داشتن یکی قشنگه ولی همین که به مسئله ی ازدواج میرسه سرها گیج میرن !
    پاسخ:
    اوهوم :-( 
    تجملات آفت ویران کنندهء دوره ایه که از خودش هیچی نداره مجبوره با پول برای خودش اعتبار کسب کنه
    دوره ای که تو ظواهر و مادیات داره دست و پا میزنه و هر روز بیشتر از قبل تو باتلاقش فرو میره چون تهش هیچی نیست جز فلاکت و فقر فرهنگی و بدبختی

    پاسخ:
    والا بخدا، آدم با چهارتا تیکه لوازم ضروری هم میتونه زندگیشو خوب و بی مشکل شروع بکنه، بعدش کم کم اگه چیزی لازم باشه زن و شوهر میخرن. لذتش هم بیشتره. تازه بهتر متوجه میشن چی بیشتر نیازه که بخرن یا نه.
    خدا صبر بده به همه مزدوجین و در شرف ازدواجین
    اصن خدا صبر بده به همه اونایی که نفس می کشن همین تنفس هم خرج داره
    الان که فکرشو می کنم می بینم خدا به مرده ها هم صبر بده خرج عزا چقدر گرونه حساب کردم دیدم هزینه فوت مادربزرگم در برابرفوت پدربزرگم مثل سفر به شاه عبدالعظیم در برابر سفر دور اروپاست کلن گرونی کم شکن شده میخواد ازدواج باشه ، عزا باشه یا خرج و برج همین زندگی معمولی، خدا به قفل و کلید حاج حس برکت بده
    پاسخ:
    کسی که فوت میکنه، میگن تا چهل روز باید اطرافیان برن دیدنش و کمکش بکنن و براش غذا ببرن و...
    الان که فقط ملت منتظرن کسی فوت بکنه، برن پلوخوری!!
    خدابیارزه پدربزرگ و مادربزرگت رو.
    یه "ادم" تو کامنت قبل جا افتاد
    آدم از خودش هیچی نداره
    چشم روشن های  نفرت انگیز،خصوصا آقایون
    نمیدونم چرا همیشه مامورین حراست و نگهبانای دانشگاه چشم روشن هستند! واقعا چرا؟ عجیبه!
    پست قبلی در مورد چشم روشن ها  رو پیدا می کنم و میخونم
    تو رو خدا از خرج و بدبختی نگید.

    پاسخ:
    حراست دانشگاه رو خوب گفتی :-))
  • نیمچه مهندس ...
  • من یادمه 8-9سال پیش عروسیه داییم 3 روز بود.یعنی به جز عقد که چند سال پیشش انجام شده بود و جشن هم داشت یه حنابندون و یه عروسی و یه پاتختی هم بود!
    بعد از اون جشنها هی آب رفتن و رسیدن به الان که جز عقد که خانواده عروس میگیرن یه عروسی فقط داریم که کادوی پاتختی رو هم همون شب میگیرن و کلا همه ی هزینه هارو نصف کردن طرفین.چه هزینه ی مراسم و چه جهیزیه
    ولی واقعا خدا به همه پول بده تا اونطور که میخوان زندگی کنن
    شرمنده واسه پر حرفی
    پاسخ:
    بایدم ساده تر بشه. و کمک ها بیشتر
    چه جالب...الان که یه لحظه فکر کردم دیدم این حراستی های دانشگاه من هم خیلی چشم روشن توشون هست:|

    خب ما اگه برحسب نیازهامون و تامین اونها زندگی میکردیم که دنیا الان بهشت بود
    جواب تنوع طلبی و بی نهایت طلبی انسان رو که امروز کله اش رو برعکس کج کرده سمت مادیات کی میده؟
    پاسخ:
    اون آدما باید خودشون جواب خودشونو بدن!
    و بعدها هم جواب ضرر ها و بدبختیاشونو خودشون باید بدن
  • بلاگر کبیر ^_^
  • آقا من از همین تریبون به خودم به عنوان دخملی که پنج سال پیش کلی ملاحظه ی جیب باباش رو کرد و واقعا فقط لوازم ضروری زندگی رو خرید تا بابام بتونه همزمان جهاز اون یکی خواهرمم بده افتخار میکنم.. 
    خیلی هم راضی ام..
    ضمنا بی زحمت شماره ی این دوست چشم روشنتون رو بدید لینک این پست رو براش اس ام اس کنم بیاد تکلیفشو باهاتون یکسره کنه ^_^
    پاسخ:
    + تو حرف نداری :-) 
    + بدتر از متن های اینجا بارش میکنم
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی