روزنوشت های دکتر

کفارهٔ شرابخوری های بی حساب ... هشیار در میانهٔ مستان نشستن است

روزنوشت های دکتر

کفارهٔ شرابخوری های بی حساب ... هشیار در میانهٔ مستان نشستن است

پربیننده ترین مطالب

بی مالیات و اجاره

پنجشنبه, ۲۹ بهمن ۱۳۹۴، ۱۱:۵۸ ق.ظ

راستش، چندین و چند سال پیش با همین دوستی که الان کارمند بانکه و یه نفر دیگه، رفتیم دستفروشی. (چیه مگه؟ کاره دیگه :-)  ) البته اولش برای کمک به نفر سوم. اما بعدش یه کمی بیشتر شد :-)  ... تعارف که نداریم. ساعت کاریه شبانه ش و پولش همه جوره خوب بود. خوش هم میگذشت.  هنوز که فکر میکنم، درآمد اون دو هفته، آخر اون سال، به اندازه درآمد یک سال کارکرد عادیم میشد!

امروز با یکی از بچه های بازار تهران صحبت میکردم که دو سه ساله که شب عید میرن بساط میکنن توی محلهای پر رفت و آمد. هنوز اسفند نشده، داستان شروع شده و شهرداری از دستفروشها ثبت نام کرده و بهشون روی زمین جا داده و تقسیم کرده که دعوا نشه. علاقمندان به دستفروشی درجریان باشن که سهمیه اینجاها کلاً پر شده : آریاشهر، اول ستارخان، پل گیشا، هفت حوض، شانزه لیزه، بهارستان، بازار، امامزاده حسن، سلسبیل، نازی آباد...!! :-)  

گفت امسال توی چهار محله، شعبه دستفروشی و بساطی دارن و الان حدودا شبی ۳۰۰ تا ۵۰۰ (توی هر شعبه) میفروشن. از هفته دوم اسفند، حدوداً شبی ۱ تا ۱.۲۰۰ .

وسوسه شدم که برم کمکش :-D آخه بنده خدا دست تنهاست. پادرد هم داره. گفتم ثواب داره :-))


  • ۹۴/۱۱/۲۹
  • دکتر میم

نظرات (۱۸)

وااااای من چرا دارم درس میخونم؟! برم دستفروشی کنم...
شما هم اشتباه کردین دکتر شدین باید همین شغل شریف دستفروشی رو انتخاب میکردین :دی
پاسخ:
منم با همین شغلهای کاذب دکتر شدم
:|
من ترک تحصیل میکنم:|
پاسخ:
بکن، جواب میده
عه من نمیدونستم شهرداری همچین کاری میکنه!چه جالب :)

بنده خدا..آخی..شما کار داری دکتری ..من میتونم برم کمکش :دی
پاسخ:
من عادت دارم، شما نگران من نباش :-) 
شهرداری چندساله مجبور شده اینکارو بکنه. حتی بعضی خیابونا کامل بسته میشه که مردم پیاده بین دستفروشا و مغازه ها بچرخن
  • آدرینا عظیمی
  • میشه منم معرفی کنین؟ :| :| :|

    به مال دنیا چشم ندارم، اصــــلنــــا. صرف تجربه و اینکه گفتین خوش می گذره برام مهیج شده فــــقـــــط :دی 
    پاسخ:
    میدووونم :-) خدا خیرت بده
    یه بنده خدایی می گفت توی ایران،پول روی زمین ریخته،فقط باید یکی باشه این پولا رو پارو کنه.واقعا هم همینه.فقط مشکل اینجاست که واسه خیلیا اینجور کارا عاره،حتی کارای بهتر از اینشم عاره! نشستن گوشه ی خونه،فک کردن یکی براشون از آسمون شغل و منصب و پول میفرسته در خونه

    پاسخ:
    درست گفته. من خیلی از این پولای رو زمین ریخته تا حالا جمع کردم :-) هیچ جا مثل ایران نمیشه پول درآورد
    پارسال هفته آخر عید من کارورزی داشتم توی گیشا جلوی در شعبه یه خانوم چیزهای منکراتی میفروخت! 
    پاسخ:
    این دوست ما هم نیمه منکراتی میفروشه :-) 
    تازه وسوسه شدی؟ یعنی ممکنه همچین فرصتی رو از دست بدی؟!
    پاسخ:
    یه درصد فکر کن از دست بدم :-) 
    من دیگه حرفی ندارم :/
    نوچ نوچ نوچ نوچ خودتون دکترین نمیزارین جوون مملکت دکتر شه:|
    پلیس فتا حواسش به همه چیز هست آقااا..(آیکون خانوم شیرزاد)
    آقا ما یه 20 روزی بود تازه یه فروشنده پیدا کرده بودیم ول کرد رفت گفت حس کار کردن ندارم
    هی گفتیم بابا بمون شب عیده بهت می رسیم گفت نه دلم نمیخواد کار کنم

    این که هیچ جا مثل ایران نمیشه پول درآورد واقعیتیه که اصلا هیچ رقمه نمیشه ردش کرد
    مردم پولدار و مصرف گرا هرچی بفروشی میخرن
    یعنی الان من به جایی رسیدم یه جوونی بگه تو ایران کار نیست پتانسیل اینو دارم بزنم دندوناش رو خورد کنم...به خدا
    تو پاساژی که ما هستیم اکثر مغازه دارا کارشوون رو از دستفروشی کنار خیابون شروع کردن
    پاسخ:
    شیرازیا هم خیییلی خوشحالن. حس کار کردن نداره؟! :-! 
    والا یه بار رییس مجموعه شرکتهای شیرین عسل میگفت ما یکساله که درخواست ۸۰۰ تا نیروی کار دادیم، با حقوق و شرایط خوب. اما تا حالا ۱۵۰ نفر اومدن! بعضیا میخوان فقط پشت میز بشینن و اینترنت داشته باشن و بگذرونن و حقوق مدیریتی هم بگیرن!
    تو مغازه تون چی میفروشین؟
    کار عار نیست قبول...کار هم هست اینم قبول...اما از منظر انصاف بخوام نگاه کنم هیچ رقمه نمیتونم قبول کنم که مثلا یه دکتر "مجبور" به مشاغل کاذب شه...اینکه یکی میپذیره اینکارو بکنه چون پولش خوبه خوش میگذره یا هرچی فرق داره با اینکه بگیم اون دکتر مجبوره اینکارو بکنه چون راه دیگه ای نیست...
    خیلی از این مشاغل هم مستلزم یکم سرمایه ست...ینی به درد من دانشجویی که وامم قطع شده و یارانه ام ندارم نمیخوره:))...حالا پیشنهادتون واسه پول پارو کردن چیه؟! ;)
    پایدار باشی...
    پاسخ:
    درود شیخ،، چند تا نکته: (نه در مورد خودم، اینا کلیه)
    - گاهی ممنکنه یکی عنوان تحصیلیشو دوست نداشته باشه و بخواد کار دیگه ای بکنه.
    - گاهی ممکنه یکی مدرکشو یا کار مورد علاقه شو درنظر داشته باشه، اما احتیاج به سرمایه اولیه برای کارش داشته باشه. اینطور مواقع یه راه خوب، اینه که یه کار پرسود در زمان کوتاه بکنه تا سرمایه لازم جور بشه. گرچه اون کار کاذب باشه، یا دوستش نداشته باشه.
    - گاهی ممکنه کسی توی شغل مورد علاقه ش ، درامد مطلوبش رو نداشته باشه، و توانایی و هوش توسعه شغلش رو هم نداشته باشه. اینجا هم ممکنه شغل دومی شروع بشه که ربطی به اون شخص نداره.

    ++ اما حالا شمایی که شرایطت اینطوریه، پیشنهادات زیادی دارم برای کار و پول ساختن :-)
    رک و راست،، من با اینکه همیشه حمایت فکری و روحی و حسیه بابامو داشتم، اما نه ۱ قرون برای اجاره خونه م زمان دانشجوییم ازش گرفتم، نه عروسی، نه شروع کار. هیچ ارثی هم بهم نرسید. از پارتیه خاصی هم استفاده نکردم. همیشه هم کار میکردم، برای راه انداختن کارای خودم هم، همه کار کردم.
    اینجا نمیشه مانور داد، یه پست درمورد پیشنهاداتم بنویسم؟
    راستش اصل حرف من اجبار بود چه پولی چه هوشی چه له شدن و ندید گرفتن استعداد چه هرچیز دیگه ای که فرد رو مجبور میکنه...

    اختیار دارین...حتما
    البته من خداروشکر اوضام بد نیست...جنبه شوخی داشت اما منتظرم از تجربیاتتون بهره ببرم...
    پاسخ:
    اجبار که همیشه بد نیست!
    نگفتم اوضاعت بده :-) خب خیلیا دوست دارن کار بکنن ، مخصوصا کار خودشون. اما نمیدونن از کجا شروع میشه این مسیر...
    قربانت.. ;-) 
    آره لطفاً یه پست بنویسین.دختر خانم ها و شرایط کار خانم ها رو هم در نظر بگیرید :دی
    پاسخ:
    چشم 
    وای عجب نرخ های گرونی داره! اینجا خونه متری یک و دویست هم لوکس محسوب میشه:)
    اما منم جاتون بودم حتما میرفتم، ما اصفهان کم دستفروشی داریم، اما از نظر شهرسازی دستفروشی باعث افزایش تعامل اجتماعی و سرزندگی محیط میشه و زمینه پیوند مردم با محیط های عمومی شهر رو بالا میبره( چقدر شهرسازانه گفتم! کیف کنید) از نظر نویسندگی هم کلی سوژه گیر میاد!
    من عاشق کتابفروشی های دستفروش هستم، گهگاه لابلای کتاباشون اگه تیز باشی میتونی کتابهای عتیقه ای رو بز خر کنی:)
    یه نکته دیگه، من وقتایی که از این تجربه های کاریتون میگین بیشتر دلم میسوزه بابت بیکاری، بخاطر پولش نیست، فقط برای تجربش احساس پوچی میکنم:(
    پاسخ:
    - کتابفروشای دستفروش تهران که دیگه اونقدر چرت و پرت و تکرارین. همشون زیر نظر یه باند، یک سری کامل کپی از کتابهای مشخصی رو میفروشن. ظاهرا همه ممنوعه و کمیاب، اما هیچی از توشون درنمیاد! میخوای لیست کتابای همشونو که عین همه بگم؟ :-)) همه ش پولشوییه :-) باندهای مافیاییه کتاب، توی خیابونهای اطراف انقلابن. من با دوتاشون لینک دارم. وقتی میری توی پاتوقشون باید دستاتو روی کلیه هات بزاری، که ندزدنش :-)) اما شهرستانها کتابهای نایاب و عتیقه و خوب بهتر توی دست پیدا میشه. البته اگه هنوز مافیا نبرده باشه!
    + یه جوری میگی بیکاری و تجربه، انگار ۴۰ سالته! بعضی وقتا یه موقعیتی پیش میاد برات که توی دوسال، صدتا چیزو تجربه میکنی که توی حالت عادی ده ساله هم نمیشه تجربه شون کرد. شما هم که استعدادشو داری ظاهرا

    + منظورم از اون اعداد، درآمد شبانه شون بودا،، نه هزینه ای که بابت جا میدن! 

  • بلاگر کبیر ^_^
  • من با دهنی که کاملا بازه از تعجب دارم کامنت میذارم :-O
    اول از درآمد اون برادران دستفروش..
    بعدم از اینکه تو ایران پول ریخته رو زمین!! چرا من پیداش نمیکنم خو... :(((
    بدو پست بعدی رو بنویس معطلش نکن برادر :)
    پاسخ:
    یه کم وقت بده، بلاگر
    عجله ای، خراب میشه ها!
    کافه تریاست یه جورایی
    خوراکی
    نوشیدنیهای گرم
    ذرت مکزیکی
    کیک خونگی
    کاسبی خوب نیست ولی
    تازه دم عید داره خوب میشه که مجبوریم صبح ها رو تعطیل کنیم چون فروشنده نداریم و همسرم هم کارمنده
    پاساژ حافظ
    روبروی ستاره فارس تو عفیف آباد
    پاسخ:
    وااای جدی؟ چه خوب! بزار ببینم کسی پیدا میکنم اونجا بفرستم واسه کار :-) 
    من اگه بودم که با کله میومدم
    دکتر منم مبام بریم :^________^
    پاسخ:
    :-) 
  • گمـــــــشده :)
  • شب روزی که این پستو خوندم خواب دیدم برای نوروز رفتم از شهرداری مجوز گرفتم برای یه جایی تو محله خودمون. برای فروش هفت سین. فروش فوق العاده ای داره و فضای فوق العاده عالی.
    بعد تو خواب داشتم می گفتم خدا بگم چیکارت نکنه دکتر الان چطوری به بابام بگم می خوام برم دسفروشی
    :)))))))))))
    پاسخ:
    :-))
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی