روزنوشت های دکتر

کفارهٔ شرابخوری های بی حساب ... هشیار در میانهٔ مستان نشستن است

روزنوشت های دکتر

کفارهٔ شرابخوری های بی حساب ... هشیار در میانهٔ مستان نشستن است

پربیننده ترین مطالب

کفاره شراب خوری های بی حساب

پنجشنبه, ۱۳ اسفند ۱۳۹۴، ۱۲:۲۰ ق.ظ

یکی از صمیمی ترین دوستانشو توی یه سفر خارجی کشته بودن! جلوی چشماش!

بعد که برگشت ایران روانی شد، خراب شد. تا چند ماه، دست بهش میزدی، زار میزد. اما اونقدر دوست و رفیق داشت که بعد از سالی، کم کم دوباره جمعش بکنن و سرپا بشه. ولی شنیدم که بعدش آدم دیگه ای شده بود. سخت تر، سفت تر، سنگدل تر، منطقی تر، کم حرف تر... و سالهای سال از سنش بزرگتر.

دور و نزدیک میدیدمش و میشناختمش. تا شنیدم همکار من شده، البته در بخش های جراحی.

حالا گهگاهی میدیدمش، بیمارستان فیروزگر، شریعتی، امام خمینی...

یه روز با خونسردی عجیبی داشت بالای سر یک جسد قطع عضو تصادفی، گزارش همون خدابیامرز رو مینوشت! هیچکس جز بچه های سردخونه طاقت نیاورده بودن.

بشوخی بهش گفتم : «امیر میگفت، چند وقته خیلی سنگدل شدی. گوشت گاو زیاد میخوری؟ »

خندید و گفت : « کفاره شراب خوری های بی حساب ... هشیار در میانهٔ مستان نشستن است »


+ ببخشید که کمرنگم. بهم ریختگی این روزهامو با مشغولیت و کار زیاد جبران میکنم. هندزفریم پاره شده و هزار داستان دیگر... این روزها پاچه میگیرم، گیر میدم، حرف مفت میزنم، با تمام وجود و بی تعارف و بدون درنظر گرفتن جوانب، بیشرمانه به شخصیت هایی که دوست ندارم، می..ینم.

معذرت. همون بهتر که چند روزی اینترنتم کمرنگه.


  • ۹۴/۱۲/۱۳
  • دکتر میم

نظرات (۸)

  • شقایق رمضان پور
  • چقدر تلخ و زیبا نوشته بودید...
    شعرش هم به دل نشست و لرزه ای هم توش ایجاد کرد...
    ممنون(گل)
    چه واقعیه این آدم و شما تو این چند سطر آخر... میگذره اینم
  • زهرا یگانه
  • اشکال نداره. نفس عمیق بکشید.
    می فرمایند: «عید واقعی از آن کسی ست که پایان سالش را جشن بگیرد.»
    و چقدر دردناکه این کفاره...
    خوبه این روزها از وبلاگتون فاصله بگیریم مخصوصا اینکه با این دوستتون امیر هنوزم دوستید!من اصلا تحمل آدم بی احساس و سنگدل به هر دلیلی رو ندارم!

    اصلا انقدر از دوستاتون میگین از کیوان خبری دارین؟ به ما هم که خبری نمیدین؟ آخه شما چه رفیقی هستید...
    پاسخ:
    امیر که سنگدل نیست! امیر همون عاشق و شیدای «کریستینا آگیلرا» ست. اینقدر بد نوشته بودم که نفهمیدی؟
    داشتم به دکتر ، از قول امیر میگفتم که سنگدل شدی!
    +خبر دادم. .. و اون دیالوگ :-
    امیدوارم با حال خوش برگردید.
    ایشالا بزودی سرحال و پرنشاط برگردید :)
  • بلاگر کبیر ^_^
  • یه عدد پست گذاشته بودم : "روایت تصویر نوشت" بیا و عکسا رو ببین :)
    پاسخ:
    حتما :-) من همه پستاتو میخونم
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی