روزنوشت های دکتر

کفارهٔ شرابخوری های بی حساب ... هشیار در میانهٔ مستان نشستن است

روزنوشت های دکتر

کفارهٔ شرابخوری های بی حساب ... هشیار در میانهٔ مستان نشستن است

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

تعارفات

يكشنبه, ۱۶ اسفند ۱۳۹۴، ۰۶:۲۷ ق.ظ

من از دو چیز خیلی متنفرم.

یکیش تعارفه! تعارف در غذا خوردن، در کار، در رفاقت، در زندگی، در نظر دادن، حتی در فکر کردن!

همه اطرافیانم میدونن من اصلاً با کسی تعارف ندارم. نخوام، میگم نمیخوام، نتونم، میگم نمیتونم و اگه دوست نداشته باشم، میگم دوست ندارم. اگه به کسی هم کلمه شبه تعارف بگم، واقعا تعارف نیست و از ته دله :-)

خیلی سخته گفتن اینکه ما تعارف نداریم! ... داریم،، اکثرمون داریم، و فرق احترام گذاشتن با تعارف کردن رو قاطی کردیم.

ما توی مهمونی ها تعارف بیخودی میکنیم، سر کادو دادن ها و بادرنظر گرفتن جوانب و حرف مردم، تعارف میکنیم. درصحبت کردن حتی با نزدیک ترین کسانمون، تعارف میکنیم. حرفها و نظرات رو بخاطر تعارف، عوض میکنیم. نقد بلد نیستیم و تعارف میکنیم. حتی داوران برنامه استیج (که داعیه زندگیه اروپایی و بدون تعارف رو دارن) دائم درحال تعارف کردنن. اونم بشدت و با مسخرگی تمام.

مثلاً از اینکه کاری رو به کسی میسپارم و اون میگه که انجام میدم و بعداً میفهمم که به هر دلیلی نمیتونسته و تعارف کرده و بعدش، کار من میمونه، اعصابم بهم میریزه. و با شدت هم بهش میگم!

یادمون باشه اگه کاری رو به دوستمون یا همکارمون یا... گفتیم و اون گفت نمیتونم یا دلم نمیخواد (یا هر دلیل دیگه ای که به ما مربوط نمیشه) از دستش ناراحت نشیم! و شاکر باشیم از داشتن همچین دوستی. و خودمون هم بالعکس همین رفتارو درمقابل کار خواسته شده ازمون داشته باشیم.


یاد گرفتن و عادت کردن به تعارف نکردن، یک تصمیم لحظه ای نیست،، یه سبک زندگیه. شاید یه جرقه یا ضربه، باعث شروعش باشه، اما تغییر این رویه، مدتها طول میکشه. 

اون جرقه و اون لحظه برای من، وقتی بود که کم سن و سال بودم، اولین بارها که خاله ساریتا رو میدیدم. رسیدیم خونه خاله، گرسنه و خسته. اونا شام خورده بودن. و موقع خواب بود. پرسید اگه گرسنه ته، چیزی برای خوردن بیارم. من با یه تعارف ساده (که بین ما ایرانیا یعنی آره، میخورم) گفتم «زحمت نکش ، ممنون» ... و خاله رفت! رفت توی اتاقش و خوابید!!!! واقعاً رفت!!! میفهمین؟! ررررفت! 

و من اونشب گرسنه و با قارر و قورر شکم، خوابیدم و دیگه تعارف نکردم! :-) 


  • ۹۴/۱۲/۱۶
  • دکتر میم

نظرات (۱۳)

منم اهل تعارف نیستم :)
پاسخ:
خوبه
نمیتونم بگم اهل تعارف نیستم،
چون سیستم زندگی تو این شهر اینجوری نیست، اینجا اگه مهمونی بری و به هر دلیلی دلت نخواد میوه بخوری میوه رو پوست می کنن میذارن دهنت، ولی محاله اگه کاری رو نتونم انجام بدم توی رودربایستی قبولش کنم... چون اینجوری تعارف بازیش بیشتر میشه ...

وای چقدر من الان دارم قیافه شما رو وقتی خاله رفت بخوابه تجسم می کنم می خندم...وااااااای
پاسخ:
میدونم. منم با یه نمونه ش توی یه شهر دیگه درگیرم :-

قیافه م توی اون لحظه؟! :-) شبیه قفلی بود که کلیدش گم شده بود :-))
چه ضربه ای خوردی از این تعارف کردن :دی

قبول دارم تعارف یه نوع دروغه به نظر من که دو طرف رو آزار میده.
پاسخ:
:-))
تقریبا 
کمتر کسی دوست داره نه صادقانه بشنوه.همه از تعارف خوششون میاد و هیچ کس از تنهایی و طرد شدن خوشش نمیاد!به نظرم ایرانی ها خیلی محافظه کار هستند و این خصلت تعارفی بودن بی ارتباط با این ویژگیشون نیست
پاسخ:
کامنتت حرف نداشت. ممنون
  • آدرینا عظیمی
  • و فرق احترام گذاشتن با تعارف کردن رو قاطی کردیم...
    اوهــــــوم :|

    خیلی بده که یاد گرفتیم خودمون نباشیم و مدام نقش بازی کنیم به اسم فرهنگ و عُرف. هر چیز غلطی رو باید از یه جایی مقابلش ایستاد و تغییرش داد. 

    من آدم تعارفی ام و بیشتر از هر چیز خودم زجر می کشم وقتی نمی تونم خود ِ خودم باشم و راحت ابراز کنم خواسته هامو. خیلی بده :(

    پاسخ:
    به یکی بگو یه ضربه بهت بزنه تا شروع کنی به تغییر عُرف :-) 
    اوه اوه پس اعصابت بهم میریزه و با شدت هم میگی! :-))
    اون یک چیز دیگه که ازش متنفری چیه؟
    پاسخ:
    در اون موردی که تو فکر میکنی نه :-)) زیاد حساس و عجله ای نیس. و اینکه میدونم با یه آدم بی تعارف طرفم :-) 
    اون یکیش حماقت و 'بروز دادن حماقت' ه
    متنفرم از تعارف کردن وقتی هم مهمون دارم از همون اول بهشون میگم من اهل تعارف نیستم اینجا خونه ی خودتونه پس خودتون از خودتون پذیرایی کنین فقط من همه چیز و میذارم روی میز..
    پاسخ:
    خونه خودتونه؟ :-)  اینم تعارفه دیگه 
  • مستر نیمــا .
  • منم بدم میاد
    همش دورویی و دروغ. جلوس یه نفر نایس باشی پست سرش......:|||
    پاسخ:
    حالا قصد اکثریت ، با این شدتی که شما میگی، دورویی و دروغ نیست! کامنت صبا رو بخون
    سلام
    یک تصمیم لحظه ای نیست،، یه سبک زندگیه. شاید یه جرقه یا ضربه، باعث شروعش باشه، اما تغییر این رویه، مدتها طول میکشه. 

    با این به شدت موافقم .توی همه تغییرات همینه.مهمتر از استارت کار انگیزه ادامه اشه
    بخصوص وقتی ابتداش بخاطر عادت های قدیم دوباره بر میگردیم به همون اشتباه و بعد حس سر خوردگی میاد!
    پاسخ:
    درهرصورت تلاش برای شروعش خوبه. بیشتر تغییر طرز فکره
    نه تعارف نیس چون ب زبونی نمیگم و حرفم از ته قلبمه دوستام وقتی میان خونه من کاملا راحت برخورد میکنن چون میدونن اخلاقم چجوره فقط باید در همه حال بهداشت و رعایت کنن و تمیز باشن :دی
    پاسخ:
    :-)) پس خوبه.
    پس سر موضوع بهداشت، دیگه اصلا تعارف نداری :-)
    کاش هممون بچگی یک بار گرسنه خوابیده بودیم تا الان اینقدر معظل نداشتیم
    پاسخ:
    :-)) والا
  • بلاگر کبیر ^_^
  • من 80 درصدم بی تعارفه. اما 20 تام تعارف میکنه.معمولا تعارفات جبری ..
    اگه مهمونی برم با کسی سر خوردن تعارف ندارم :))
    اما منم شده رفتم خونه ی کسی بعد گفته سر ظهر بیا بعد داره برای خودشون غذا میکشه ها بعد میگه تو هم گرسنه ای؟؟ روم نمیشه اون وقتا بگم آره. انتظار ندارم بزور بهم بگه بیا حتما بخور اما دوس دارم آدم حسابم کنه.چه اشکال داره فرض رو این باشه که مهمونم غذا نخورده یر سفرمون براش بشقاب بذاریم.نهایتا میگه نمیخورم سیرم دیگه :|
    فقط تو این موارد که زحمتی برام ممکنه گردن کسی بیفته تعارفم میاد :(

    پاسخ:
    باید یه بار بشینی پای سفره و همه غذاهاشونو بخوری تا دیگه از این کارا نکنن! :-) 
    خلاصش اینه هر ازگاهی که نمی نویسم وبلاگای که دوست دارمو می خونم، حالا چه چیزی بهتر از کتاب تو طبقه بندی موضوعی، بعد متوجه تاثیر شخصی به اسم خاله سریتا رو شما شدم، بعد نشستم طبقه بندی موضوعی خاله سریتا رو خوندم  تا رسیدیم به این پست !
    از اونجای که به مسائل روانشناسی علاثه دارین گفتم مطرحش کنم
    حرفای شما رو قبول دارما , خودمم آدم تعارفی هستم متاسفانه! اما نه لزوما همیشه!
    موضوع هست به اسم تیپ شخصیتی که حس می کنم در تعارف بودن یا تعارفی نبودن افراد دخیل هست , نه صد در صد ولی خب قطعا بی تاثیر هم نیست
    شاید با شخصیت شناسی MBTI آشنایی داشته باشی , در این شیوه گفته میشه شخصیت آدم ها بر اساس 4 ترجیح شکل گرفته میشه (شکل گیری ذاتیه نه اکتسابی), اولین ترجیح ، ترجیح دریافت انرژیِ که آدما یا درونگران یا برونگرا، دومین ترجیح دریافت اطلاعاتِ که آدما یا شهودی هستن یا منطقی , سومی ترجیح تصمییم گیری که آدم ها یا Feeler هستن یعنی بر اساس ارزش های شخصیشون تصمیم می گیرن یا   thinker، چهارمی ترجیح سبک زندگیه که آدما یا منعطفن یا منظم
    بحث من تو ترجیح سوم که ترجیح تصمیم گیریه هست، توی تعارف کردن یعنی ما داریم تصمیم می گیرم حرف  دلمونو نزنیم و بنا به مصلحت یا هر چی دیگه حرفی رو بزنیم که عرف قبولش داره, راجع به افراد feeler گفته میشه اونا توانایی نه گفتنشون ضعیفه, آدم ها براشون مهم هستن و نمی خوان حرفی بزنن یا کاری انجام بدن که باعث ناراحتی بقیه میشه , براشون مهمه حال همه خوب باشه وقتی توی جمع هستن, برای همین مثلا اگه تویی جمع بدون اگه این حرفو که می خوان بزنن کسی هست که ناراحت میشه اونو نمی گن , فقط با دو رویی اشتباه نشه , حس می کنم این ملاحظه کار بودن این نرنجوندن آدم ها این تعارفی بودن بخشیش به ترجیح تصمیم گیری ما آدم ها بر می گرده
    حس می کنم feeler بودن تو شرقی ها بیشتره همون طور که حس می کنم thinker بودن تو غربی ها بیشتره
    و یه مسئله راجع به داورای استیج، آنچه که من برداشت کردم اینه که بابک سعیدی و حامد نیک پی ترجیح تصمیم گیری اونا f هست و ترجیح تصمیم گیری سندی و روحانی t هست, مثلا بابک سعیدی همیشه کامنت مثبت میده سعی می کنه کمتر ایراد بگیره, حتی دیدیم سری قبلی تو شرایطی رای نداد , نیک پی هم به مانند بابک سعیدی اما نه گفتن به این میزان براش سخت نیست، از طرفی روحانی شخصیه که اگه بد باشه واقعا میگه , کما وقتی که تو این دوره الهه بخاطر شرایطی که براش بوجود اومد اجراشو خراب کرد سعیدی و نیک پی باهاش همدردی کردن اما روحانی و سندی گفتن درسته این شرایط بوجود اومد اما ما الان برای مسابقه اینجایم نه شرایط دیگه اجرای شما ضعیف بود و باید شرایطو کنترل می کردی , یا مثلا زمانی که مریم از شرکت کننده های روحانی با بهروز از شرکت کنند های سندی جز دو نفر آخر بودن, روحانی تصمیم گرفت به بهروز رای بده کما اینکه پارسال هم بین فریال شرکت کننده خودش و امین شرکت کننده بابک سعیدی به امین رای داد هر چند رای اش با سیاست تمام همراه بود
    حس می کنم از تعارف بودن منظور سعیدی و نیک پی بودند
    حالا نظر من آنچنان کارشناسانه هم نیستا , من فقط این دوره رو پیش یه متخصص خوب، دکتر شیری (که احتمالا میشناسیش) گذروندم , لینک یه فایل هم براتون می ذارم (حق کپی رایتش برقراره نگران نباشین) اگه با این دوره آشنایی ندارین براتون جالب خواهد بود فطعا
    حرف آخر هم اینکه با شناخت کمی که ازتون دارم حس می کنم شما ESTJ هستین, که اون فایلو بخونین به طور کامل متوجهش میشین و من توضیح اضافه ای نمیدم
    http://s5.picofile.com/file/8284953026/mbti.pdf.html
    پاسخ:
    ممنون ⁦:-)⁩ حتما میخونم
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی