روزنوشت های دکتر

کفارهٔ شرابخوری های بی حساب ... هشیار در میانهٔ مستان نشستن است

روزنوشت های دکتر

کفارهٔ شرابخوری های بی حساب ... هشیار در میانهٔ مستان نشستن است

پربیننده ترین مطالب

خیلی دور ، خیلی نزدیک

يكشنبه, ۲۳ اسفند ۱۳۹۴، ۱۰:۱۲ ب.ظ

از طریق یکی از دوستان میشناختمش، فقط توی اینترنت عکسشو دیده بودم و مصاحبه و مقالاتشو خونده بودم.

چند ماه پیش توی محل، داشتم سوار تاکسی میشدم، یهو اونور خیابون دیدمش! شک کردم خودشه یا نه! برگشتم... نفهمیدم! مطمئن نشدم. چون میدونستم دفترش که اونجاها نیست! خونه ش هم که...! هیکل پیرمرد و موهای سفیدش خودش بود، اما نمیشد با عکس اینترنت مقایسه کرد.

از اون به بعد تقریباً هفته ای یکی دوبار میدیدمش، اما نمیدونستم خودشه یا نه. شرایط هم طوری بود که نمیشد برم جلو و ازش بپرسم!

یه روز جلوی عابربانک بودم که یهو دیدم داره رد میشه. تا از کنارم رد شد، الکی گوشیمو برداشتم و گذاشتم کنار گوشم و بلند گفتم: سلام دکتر ! :-) 

یهو مثل اینکه کسی صداش زده باشه ایستاد و برگشت و... منو دید که با تلفن بودم! دوباره راه افتاد و رفت :-) مطمئن شدم خودشه! چون توی محل ما که دکتر پیدا نمیشه، بجز من و ایشون :-))

از اون روز، حدود یکی دوماه به پست همدیگه نخوردیم تا چند روز پیش! کیف روی دوش و آروم داشت بسمت خیابون میرفت. خیلی باشخصیت و متین رفتم جلو و گفتم سلام دکتر.

سلام ِ گرم ِ مخلوط با شک و تردیدی کرد. شاید داشت فکر میکرد از شاگرداش بودم یا... 

گفت منو از کجا میشناسی؟ گفتم از اینترنت ، مقاله هاتونو خوندم (قول داده بودم اسمی از دوستم نبرم)

گفتم خب... 

راستش بعد از ۷، ۸ دقیقه گپ و گفت و سوال و جواب شخصی و عمومی، حسودیم شد به کسایی که دسترسیه روزمره به دکتر دارن. از یه طرف هم بحث و سوالاتم رو باهاش بستم و تموم کردم. آدم رُک، باسواد، باهوش و محافظه کار (البته با من ِ غریبه) و دوستداشتنی ای بود.

خداحافظی کردم، هنوز دستمو ول نکرده، با یه لحنی که انگار اولین باره میپرسه، دوباره پرسید: راستی از کجا شناختیم؟

گفتم خب معروفی دکتر... و برگشتم. اونم بلند بلند خندید و رفت...


  • ۹۴/۱۲/۲۳
  • دکتر میم

نظرات (۷)

  • مــــــــ. یــ.مــ
  • عجب برخورد جالبی:)
    از روشای خانچم‌مارپلی استفاده کردین برای شناسایی:))
    پاسخ:
    :-) 
    اسم دکتر محلتون چیه؟ :)
    پاسخ:
    اونقدرا مثل بازیگرا معروف نیست که شناخته بشه :-) 
  • بلاگر کبیر ^_^
  • :)
    اون امتحانتون برای مطمئن شدن هلاکمان نمود :))
    پاسخ:
    :-) 
    عجب روش اطمینانی!!!!! بریم امتحان کنیم!!! ;)
  • النا بانو ...
  • وای چطور روتون شد؟
    پاسخ:
    کدوم قسمتش؟ مگه روو میخواد؟ آدم خوبیه! منم تو خیابون هرکی سوال داشته باشه، باهاش حرف میزنم :-D 
    حالا اسمشو بفرمایید :} دکترای چی داره و ...
    پاسخ:
    دکتر ، دکترای فلسفه داره 
    از اونجایی که گفتین دکترای فلسفه دارن(تو جواب کامنتا) اقای دینانی نیستن؟ 
    پاسخ:
    نه :-) 
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی