روزنوشت های دکتر

کفارهٔ شرابخوری های بی حساب ... هشیار در میانهٔ مستان نشستن است

روزنوشت های دکتر

کفارهٔ شرابخوری های بی حساب ... هشیار در میانهٔ مستان نشستن است

پربیننده ترین مطالب

کور ِ بی اخلاق

پنجشنبه, ۱۹ فروردين ۱۳۹۵، ۰۷:۳۵ ب.ظ

کتاب «کوری» از ساراماگو رو اکثراً خوندین یا پیشنهاد میکنم زودتر بخونید.

اولین باری که من خوندم، فکر کردم اگه من بودم کور میشدم؟!

جواب ِ ناراحت کننده و سریعم «آره» بود! احتمالاً جزو اولین نفرها.

الان حدود یک ماهه که برای دومین بار بعد از ده سال دارم یک ترجمه دیگه شو میخونم...

کمی بهتر و خوشحالتر شدم از جوابم. نه به طور قطع، اما امیدوارم الان کور نشم!


+ امروزه همه نظام ها، دین ها، مذاهب، مکاتب، فرقه ها و مسلک ها، به جز هدف های پشت پرده و اصلی ِ درآمدزایی، قدرت طلبی، بیفکری، جنگ، برده داری و... ، یک شعار را مثلاً فریاد میزنند...

اخلاق، اخلاق، اخلاق


  • ۹۵/۰۱/۱۹
  • دکتر میم

نظرات (۱۸)

کوری از بهترین هاست.بهترین هایی که من خوندم!
همیشه سعی میکنم در دسته ی کورها نباشم.
به طور موقت در شبانه روز حتی برای چند دقیقه ی کوتاه پیش میاد که حواسمون رو از دست بدیم. گاهی خودآگاه و گاهی هم ناخودآگاه...
خیلی چیزا رو نمی بینیم یا دوست نداریم ببینیم. نمی شنویم یا دوست نداریم بشنویم. نمی چشیم یا دوست نداریم بچشیم و ...
و با حس نکردنشون خیال میکنیم که نیستن و وجود ندارن، شاید چون دوست داریم اینجوری باورمون بشه. اگه قانون پاک کردن صورت مسئله رو ادامه بدیم و همه چیز لاپوشونی بشه، یه روزیم خودمون به یه مسئله تبدیل میشیم و ساده پاکمون می کنن. حذف میشیم. 
یکی از بهترین کتاب هایی هست که خوندم هرچند بعدش دوتا دیگه از کارهای ساراماگو رو خوندم و اصلا خوشم نیومد چون داستان هاش بیخود کش داده بود ولی کوری محشر بود و تا مدت ها درباره اش فکر میکردم و به بقیه پیشنهادش میدادم ...
پاسخ:
منم از کتابای دیگه ش نه خوشم اومد، و نه تعریفی شنیدم. 
ولی من همیشه فکر میکردم اون تنها زنی بودم که کور نمیشه!
نمیدونم شاید چون میترسم حتی از فکر کردن بهش
پاسخ:
خوشبحالت اگه واقعا همچین اعتقادی داشتی :-) 
این پاراگراف آخر رو از شوپنهاور با ادبیات دیگه اما با همین محتوا خوندم و موافقم باهاش
پاسخ:
یعنی شوپنهاور هم مثل من فکر میکنه؟! :-D 
یه کتاب بیشتر ازش نخوندم.
+ نظرات وبلاگت بسته ست خانوم! گاهی کامنت هایی دارم که وقتی میخونمت، با خودم میگم و ... تموم!
من وقتی این کتاب رو می خوندم برعکس تو هی فکر می کردم وای اگه کور نمی شدم چطور می رسیدم به همه کمک کنم، چون خودم رو میشناسم می دونم همون اول داد میزدم:« آقایون خانما من می بینم می خوام به همتون هم کمک کنم» بعدم دهنم آسفالت می شد احتمالا
پاسخ:
شما جیب ِ کورها رو نزنی، خیلی کار کردی :-)))
ولی واقعا،همین الان ، با شرایط الان، کور میشدی یا نه؟!
میذارم توی لیست کتاب هایی که باید خونده بشن :)
پاسخ:
آره ، آره :-) 
  • بلاگر کبیر ^_^
  • نظر نگار...
    کپی
    پیست
    :)
    پاسخ:
    جواب نگار :-) 
    نخوندم و فکر نمیکنم بخونم
    از ساراماگو دخمه رو خونده بودم مزخرف همون اوایل کتاب گذاشتمش کنار کوری رو هم نخوندم دیگه

    میگم هوای شیراز الان عالیه ها هیچکس هم نیست خلوت
    پاسخ:

    + چرا اینکارو با من میکنیییییی؟؟!!!! :'( :'( O:-) O:-)  :'( :'( 
    میدونم، دقیقا میدونم الان اونجا چطوریه :-\ 
    هههععیییی
    خیلی خیلی درگیرم، من کار، همسر درس
    ببین ما که استاده پیچوندنه همه چیز برای سفر رفتنیم، الان واقعا نمیتونیم بپیچونیم! اونم شییراااز!!
    اونم الان! 
    نمیدونم چطور میشه، شایدم یهو شد! شایدم بعد از تابستون!
    (من در حال فکر...)
    من کتاب کوری رو فکر کنم تازه وارد راهنمایی شده بودم خوندم
    کلا از اول تا آخر مثل خیار سبز زل زده بودم به نوشته ها
    کلا از همون موقع نخوندمش هعی حس نفهمیدن خاصی بهم دست میداد
    پاسخ:
    آخه بچه راهنمایی، کوری باید بخونه؟!
    اونموقع باید «حسنی و مرغ دزد ِ ناقلا» رو میخوندی ;-) 
    الان دوباره بخون
  • اثر پروانه ای
  • منم خوندمش و به نظرم خیلی ترسناک اومد 
    اصلا نمی تونم بفهمم که اگه یکی از اون کورها بودم چه کار می کردم؟
    آیا هنوز پایبند اخلاق بودم؟ نبودم؟ اولش بودم بعد نبودم؟؟؟
    پاسخ:
    بحرانهای اخلاقی...
    تنها کتاب داستانی که نیمه کاره رهاش کردم چون اصلا دوسش نداشتم :-) می دونم این دلزدگی بخشیش تقصیر مترجم بی لیاقتش بود اما کلا از روند داستان خوشم نیومد. ایده ی فوق العاده اش داشت حروم میشد
    پاسخ:
    آره کیفیت ترجمه ها خیلی با هم فرق داره!
    الان این ترجمه ای میخونم خوبه، اما ویراستاری و صفحه چینیش افتضاحه!
    همونطوری در حال فکر این آسمان شهر ما رو هم داشته باش تا بقیه اش رو پست کنم
    http://www.axgig.com/images/22263342901279077574.jpg
    پاسخ:
    :'( :'( 
    راستی چرا وبلاگت باز نمیشه؟
    وب نسیم برا من باز میشه آآآ:-D 

    پاسخ:
    جدی؟؟!!!!!!! 
    فکر کردم مشکل سایته!
    شایدم تهرانه!
  • بلاگر کبیر ^_^
  • من رفتم خریدمش..
    این کامنتای بچه ها منو کشت..
    من با کلی ذوق اینو خریدم ..
    مترجمشم اسدالله امراییه.باس اسم مترجم خوبشم میگفتید که درست حسابیشو بخرم دیگه >_<
    پاسخ:
    راست میگی، آخه اولش بحث ترجمه خوب و بد نبود
    اما فکر کنم ترجمه خوبیه ;-) 
    آقا وب من برای همه باز میشه شما رو گفتم بلاک کنه حواسش باشه یه وقت هوس میکنی بیای شیراز میخوای آدرس مادرس بگیری من نیستم دارم میرم بوشهر تا اطلاع ثانوی ؛)
    پاسخ:
    خب پس دیگه نیستی، فعلا نمیایم :-) 
    تا اطلاع ثانوی یعنی خیلی؟!
    خوش بگذره بسلامت
    آخیش خیالم راحت شد
    حالا هروقت وبلاگم برات باز شد یه خبر بده عکسهای ارم رو پست کنم دلت بیشتر آب بشه
    البته از بوشهر پست میکنم اونجا حتما نت دارم
    اطلاع ثانوی یعنی خیلی یعنی تا زمستون و اینا
    پاسخ:
    با اینترنت خونمون باز نمیشد!!
    میخوای خودم عکسای شیرازمو بزارم... :-\ 
    فخرفروش، هوس انداز...
    تقلب نکن
    فقط ارم
    وقتی من ارم رو گذاشتم تو هم عکسهای ارمت رو بذار
    جاهای دیگه هم هر وقت من رفتم و عکس گذاشتم عکس بذار ببینیم کی دید هنری تر داره
    یعنی اعتماد به سقف منو داشته باش
    با یه فارغ التحصیل عکاسی میخوام کورس بذارم
    خب من باید عکسهایی بگیرم که فرزنددلبندم هم توش باشه

    پاسخ:
    فارغ التحصیل عکاسی؟!!!!!؟؟؟!! :-))))))
    نوشابه باز میکنی برام؟! :-))
    من خودم ذغال فروشم. باشه عکسای ارم ;-) 
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی