روزنوشت های دکتر

به هیچ آیینه ای باج نمیدهم، که دست به تصویرم ببرد. من این چروک ها را... مفت بدست نیاورده ام

روزنوشت های دکتر

به هیچ آیینه ای باج نمیدهم، که دست به تصویرم ببرد. من این چروک ها را... مفت بدست نیاورده ام

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

سیمای مردی در دوردست...

چهارشنبه, ۱ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۳:۰۷ ق.ظ

این پست، هیچ جهتگیری سیاسی ای ندارد و صرفاً یک دغدغه شخصی با کلی جهتگیری فرهنگیست.


امروز بعد از گذشت ۷ ، ۸ سال از یک قطع رابطه و قطع یک دوستی و قطع انرژی گذاشتن برای یک دوست، خوشحال و راضی تر شدم!

من ارتباطات زیادی با آدمها دارم. و همینطور ارتباطات زیادی با دوستان زیادم. وقت و انرژی خوبی براشون میزارم و معمولاً وقت و انرژی زیادی ازشون دریافت میکنم. به همین دلیل هم توی انتخاب دوست و رتبه بندیشون خیلی دقت و وسواس دارم! به سختی کسی میاد توی لیست دوستام، بسختی رتبه ها جابجا میشه و بسیار سخت و خیلی بندرت کسی از لیست خارج میشه!

دو سه سالی میشد باهم دوست بودیم. بدلیل اهداف کوتاه مدت ِ مشابه، مدت زیادی از روز رو پیش هم بودیم و از هم خبر داشتیم. اما اون روز که قیچیش کردم، برای من تصمیم سخت و پیچیده ای نبود! اخلاق و رفتار متناقضش، نه شبیه من بود، نه تو کلهٔ من میرفت! 

دندون ِ لق نبود ، اتفاقاً سفت و سخت هم چسبیده بود! با انبردست، کندمش!! توی یه لحظه! و دیگه گذاشتمش کنار. از کسی که بجهت باد حرکت بکنه و با تغییر باد، اونم تغییر جهت بده، بیزارم .

اوایل شدیداً سنگ احمدی نژاد به سینه میزد و دم از عدالت مردمی و پوپولیسم. چند سال بعد اما، در صف اول منتقدانش بود. از فداییان رهبر بود و ظاهراً عصبانی از رفتارهای ضد رهبریه آقای دکتر! اما همچنان ضد اصلاحات.

اوایل ۹۲ بوی چربش اصلاحات که اومد، بطور ناگهانی همه عکسهای فیسبوک و پروفایل ها و ... تبدیل شد به «دولت مقتدر تدبیر و امید» و روحانی ، مرد بزرگ و... 

از دوستان مشترک، گاهی حرفهایی جلوی من زده میشد که فقط میشنیدم و بی اهمیت میگذشتم... تا امروز که دوستی با تاکید و تعجب، گفت حتماً پیجش در اینستا رو ببین!!!

دوست سابق، حالا کت و شلوار و پیراهن میپوشه! گوشه هر عکسی که داره، حتما نماد پرچم ایران و کلید و تدبیر و امید دیده میشه! با بزرگان دولت و مجلس اصلاح طلب جدید توی جلسات، مراسم های افتتاحیه و راهپیمایی ۲۲ بهمن عکس میزاره! مدیر مسئول یک هفته نامه اصلاح طلب و یک خبرگزاری شده و سِمَت مهمی هم در خانه مطبوعات. هر هفته، آقای مدیرمسئول یک ستون روی جلد دراختیار داره و سرمقاله رو با عکس نسبتاً بزرگ خودش (که بعید میدونم بخاطر شناخته شدن جهت فعالیت سیاسی آینده باشه) ، چاپ میکنه! دیگه احمدی نژاد و ده نمکی و دکتر جلیلی و سلحشور و رضازاده و حدادعادل و... رو آنفالو کرده و حالا دکتر نهاوندیان و ظریف و «روحانی مچکریم» و بهمن قبادی و «مخالفین حصر» و پگاه آهنگرانی رو فالو میکنه!

و جدای از همه تغییرات و بادها، برو بیایی پیدا کرده ظاهراً !

فکر میکردم قطعاً اگه اونروز قطع رابطه نکرده بودم، تا الان صدبار ولش کرده بودم! چه خوب موقع چه بار فاسدی رو زمین گذاشتم.

حالا احتمالاً (قریب به یقین) چهارسال دیگه، اسمش توی یکی از لیستها خواهد بود و به عنوان یک ستون حزب و موثرین و جوانهای خوش آتیه معرفی میشه. و کسی هم پیدا میشه و تاکید میکنه که : "به تمامی افراد لیست..."

و ما هم با توکل به لیست ها و بدون توجه به اینکه حزب و حزبگرایی در ایران فقط یک بازی احمقانه ست، رای میدیم و به افراد زیادی مثل همین دوست سابق من، صندلی میبخشیم و... (کاری که حدود دوماه پیش شد) و... چند سال بعد، معلوم میشه یکی خواب بوده همش، یکی سیگار وارد میکرده و یکی دلار، خارج !

و احتمالاً دوره بعد، حزبی جدید، بادی جدید، جهتی جدید!

کاش میشد به دوست سابق میگفتم: «دوست ِ قدیم، این روزها همه جا باران و طوفانه. از موهای پریشان و ژولیده ت معلومه که دنبال جهتی. جای تو قطعاً بین همینهاست اما حداقل یه GPS خوب بخر »


  • ۹۵/۰۲/۰۱
  • دکتر میم

نظرات (۱۱)

یک مسئولی داشتیم تو دانشگاهمون همینطوری بود زمان احمدی نژاد ازش طرفداری می کرد بعد شد طرفدار دولت تدبیر و امید.من همیشه فکر می کردم این چه طوری که چند سال پستش رو حفظ کرده!کلا چند تا شغل داشت.بعد گذاشتنش کنار وقتی روحانی اومد سرکار تمام مسئول ها و مدیران سابق که  گرایش اصول گرا داشتن یا برکنار شدن تو دانشگاه ما یا پست های پایین تر بهشون دادن.اینم هر چقدر دست و پا زد و پاچه خواری دولت جدید رو کرد افاقه نکرد و پستش رو از دست داد.از اینکه حالش بالاخره گرفته شد خیلی خوشحال شدم!
+اما دکتر فکر نمی کنید این سیستم که مردم رو دورو و محافظه کار و حزب باد کرده؟وقتی گرایش سیاسی تو همه جا اهمیت داره؟!

پاسخ:
درسته ، اما گرایش سیاسی، دین و رنگ پوست، همه جای دنیا اهمیت داره. هر کشور و سیستمی هم بگه ما بیطرفیم، کاملاً دروغ میگه
من خودم یکی رو میشناسم که چند سال پیش میگفت احمدی نژاد همه چیزم هست !!! :| براش تبلیغ هم میکرد تازه که بهش رای بدین و خاک بر سرتوون اگر ندید ! (با همین لحن دقیقا !) بعد الان بهش فحش میده , چرا ؟ چون همین آقای احمدی نژاد حق و حقوقش رو به سبکی خورده ! تا نچربه که سمت کسی مشت هاشون رو بالا نمیبرن و درود و مرگ بر ... نمیگن ...
+من هم یه دوستی دارم چند سال پیش میگفت مسیحی تشریف داره در صورتی که سادات به حساب میومد هرچند الان نماز میخونه و تسبیح برام آب میکشه و بالای منبر میره ولی من این رو گذاشتم در جهت اصلاح افکارش ! اعمالش بماند و به خدایش مربوطه نه من ... اما اگر بازم تغییر جهت بده جدا من هم باید با انبردستی بکشمش ...

یکی دیگه هم بود یک بار رفت همدان و یزد و برگشت به من گفت زرتشتی شده ! و کلیم فربهر و اینجور چیزها رو از خودش اویزون کرده بود و کوروش کوروش میکرد ! من هم یه سرچی توی گوگل با چندتا کلیک ! درباره ی زرتشتی ها و اعمال و مناسک شون و افکار و فرهنگ شون و... کردم و به روش اوردم تو اینو میدونی اونو میدونی ... دیدم نمیدونه ! بهش گفتم پیش قاضی و ملق بازی ؟! کشیدمش انداختمش دور , حالا هرچقدرم زنگ بزنه یا بخواد دوباره رابطه ی دوستی مون رو از سر بگیره بلاکه :)
پاسخ:
این آخریه رو خدا حفظش کنه :-))
حیف نیست همچین آدمیو از دست بدی؟ :-D 
سلام
بعضی آدما از ویژگیهای بارزشون موافق بودن در زمان مناسبه...هر چقدرم حزب باد ولی در نهایت همونطوریه که قبلا بوده اما با آدمای جدید...تغییر رویه دادن و جهتگیری جدید حق هر کسیه...اما این رفیق شما تغییری تو خودش نداده...آدمای دورشو عوض کرده که انعام بیشتری گیرش بیاد...
پوپولیسم، دستمال بنداز و در نهایت سرایدارِ ارباب...ذاتش اینه...با هرکی که بتونه براش دم تکون میده...

مانا باشی رفیق...
پاسخ:
موافق بودن در زمان مناسب... با گروه مناسب یا غیر مناسب؟! اینجا دیگه برای بعضیا اخلاق و روش کنار گذاشته میشه و فقط منفعتهای شخصی در نظر گرفته میشه.
آدمی که دم تکون دادن برای هر کسی رو دوست داشته باشه آخرش یجا دم و سرشو به باد میده.
بعضیا باری به هر جهتن یا شایدم بادی به هر جهت...

این آدما رو ما میگیم پرچم.

اینا به جای اینکه فکری بکنن، تحقیقی بکنن و اون چیزی رو بپذیرن که منطقشون میگه، میگردن ببینن کدوم گزینه روی بورسه...
تغییر بد نیست، خیلی خوبه، این که یک آدم با تفکر و تحقیق در مورد یه چیزی به نتیجه ی خاصی برسه و تغییر رویه بده اصلا بد نیست اما این آدما حتی واسه تغییرشون هم دلیل منطقی ندارن.
من دوستای زیادی دارم که خیلیاشون با من توی بعضی زمینه ها هم عقیده نیستن حتی، راه و روشمون خیلی جاها متفاوته! اما میدونم که اونا اگر به چیزی اصرار دارن با تفکر بهش رسیدن و منم به چیزی که اصرار دارم به تفکر بهش رسیدم واسه همینه که احترام قائلم.

بنظرم در مورد این دوست سابقتون هشت سال پیش بهترین تصمیم رو گرفتید.
پاسخ:
آره تغییر بد نیست! تضاد افکار هم بد نیست. اتفاقا خیلی هم خوبه!
منم صد تا دوست با صدتا اخلاق و منش و طرز فکر مختلف و متضاد دارم. ولی همه چی خوبه
  • آقاگل ‌‌‌‌
  • دلم به حال این آدم های بی ریشه میسوزه، باد به راحتی اینطرف اونطرف میبردشون...
    به یاد آهنگ معروف کانفورمیست جورجیو گابر...

    آدمی که اینجوریه این رفتار از حماقتش نیست بلکه از زرنگیشه. یه آدم عادی عین من چه فرقی می کنه کدوم وری باشه؟ اما این آدمها با تحلیل موقعیت می تونند بیشترین استفاده رو بکنند. گنده تر از دوست شمام هر روز نظرش تغییر می کنه باید عادت کنید دوستانتون رو با این ویژگی بپذیرید:)
    پاسخ:
    اتفاقا زرنگی این نیست! این حماقت محضه. هیچ آدمی نمیتونه دائم در حال پیش بینی موقعیت (به شکل درست) و تغییر جهت باشه! اگه بحث مالی باشه و تغییر جهت سرمایه گذاریه مالی باشه، آره، زرنگیه. مثل سرمایه گذار بورس،، با اینکه اونم همیشه روو برد نیست!
    اما این سرمایه گذاریه فکریه! که وقتی علنی باشه، پای آبرو، قضاوت شدن، نقد شدن و برد و باخت های سنگین پیش میاد. بین خود سیاسی ها هم کسی که به تغییر جهت دادن معروف بشه، کنار گذاشته میشه. چه برسه به این عن!
    +میگه: 
    به مارماهی مانی، نه این تمام، نه آن
    منافقی، چه کنی؟ مار باش یا ماهی
    :-) 
    و اینکه این بنظرم احمقه،، گنده تر از ایناش هم اگه بی فکر و دلیل، تغییر جهت بدن، احمقن.
    منم بارها نظرم درمورد یه چیزی عوض شده و شاید از این روو به اون روو شده، ولی به قیمت جیبم و صندلی و... نبوده. دلیل و قیمتش هم بالاتر از این حرفا بوده.
    من اینو خیلی میشناسم، این قطعه سیاسی فقط یه مثال بود. آدمی که به روز ، مسیر عوض میکنه، سرمایه گذاریه دوستیه منم به یه روز و یه وعده گند میزنه توش و از روم هم رد میشه!
    لایک عالی بود
    چقدر خوب بودن عکس ها 
    مرسی ^_^
    پاسخ:
    ;-) 
  • بلاگر کبیر ^_^
  • چه برسه به این عن :))


    نیم جمله ی بالا کل پست توش خلاصه شده بود که از جواب کامنتاتون استخراج کردم :)

    البته وقتی پست رو کامل خوندم تو این فکر بودم کامنتم این باشه که یکی برای آقای دکتر شربت آبلیمو بیاره ^_^
    پاسخ:
    :-))))))
    من انقدر از این جور آدم ها که گفتی اطراف خودم دیدم، اما نمیتونم چیزی درموردش بگم فقط ارتباط یا باهاشون نداشتم یا اگه داشتم، قطع کردم چون خودم هم خیلی بهتر از اون ها نیستم، ممکنه روزی به خاطر منافعم زیر بار موضوعی برم که همیشه ازش بدم میومده البته نه به شدت ایشون.
    چقدر خوبه آدم هایی مثل شما هستند که برای دوستی وقت و انرژی قائل بشن. روزتون مبارک:)))
    پاسخ:
    خب ببین آدم با آدم فرق داره، شاید شما بخاطر منافعت زیر بار چیزایی که دوست نداری بری، منم تو کامنتای قبل گفتم خودمم شاید برم، اما آدم خیلی چیزا رو در نظر میگیره! خانواده، دوستان، آبرو، احمق نبودن و...! و میدونم تو ام خیلی چیزا رو درنظر میگیری.
    ممنون :-) 
    ممنووون :-D 
  • بابا لنگ دراز
  • از این نوع موجودات زیادن تو کشور،بادبادک های رنگیِ خوبی هستن اساسأ :) موج سواری هم خوب بلدن البته
    پاسخ:
    تا دلت بخواااد...
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی