روزنوشت های دکتر

کفارهٔ شرابخوری های بی حساب ... هشیار در میانهٔ مستان نشستن است

روزنوشت های دکتر

کفارهٔ شرابخوری های بی حساب ... هشیار در میانهٔ مستان نشستن است

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

فیلم: اژدهایی که وارد نشد!

سه شنبه, ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۱:۱۵ ب.ظ


این نوشته، درصد کمی خطر لو رفتن گوشه هایی از فضای یک فیلم را دارد.

امروز «اژدها وارد میشود» فیلم پر سر و صدای «مانی حقیقی» را دیدم. راستش غیرمنتظره نبود. از ساخته های قبلی ِ بد و بی هدف مانی حقیقی، انتظار فیلم فوق العاده ای رو نداشتم! 

مانی حقیقی اصلاً کارگردان خوبی نیست. حداقل هنوز درحال تجربه کردن و تست کردن است. فقط من نمیفهمم چرا اینقدر اصرار دارد هر سال یک ژانری را آن هم به سطحی ترین نحو ممکن تجربه کند و حتما هم فیلم به جشنواره های مختلف خارجی برود و هیچ جایزه ای هم نبرد! 

فیلم «اژدها وارد میشود» که بقول کارگردان، براساس یک داستان واقعیست، یک فیلم شبه روشنفکرانه، نیمه فانتزی، نیمه سورئال و بی قصه است. همه چیز در این فیلم نصفه و نیمه رها میشود و به هیچ جایی نمیرسد. البته پر از نماد و موزیک های خاص با صدای بلند و صحنه های عجیب و غریب! 

راستش قبل از دیدن فیلم، با آدم های زیادی که فیلم رو دیده بودند، صحبت کردم. تعداد کسانی که از فیلم خوششون اومده بود، کم نبود! و اما در جواب اینکه «چیه فیلم خوب بود؟ » ، جواب میگرفتم، خوب بود دیگه! خاص بود! صحنه هاش جالب بود!

قبلاً گفته بودم، بعضیها دوست دارند چیزهای خاص را بپسندند. این فیلم هیچ چیز خاصی نداشت! فقط بعضی بینندگانی که زیاد فیلم نمیبینند و گاهی سالی یکبار فیلم سالوادور یا اخراجی ها یا ... میبینند، این نوع روایت ها برایشان خاص و حاوی جذابیت های گول زننده است.

و مطمئنا فیلم، خیلی ها را با صحنه های طبیعی زیبای جزیره قشم، هیجانزده میکند. همانطور که فیلم بزرگی مثل Revenant هم دست به دامان طبیعت آلاسکا میشود! درصورتی که این نمیتواند نقطه قوت فیلمی باشد که وظیفه اش قصه گفتن است! وگرنه فیلمهای مستند پر است از صحنه های فوق العاده از طبیعت و حیات وحش، با فیلمبرداری فوق العاده!

اما مانی حقیقی، چند سال پیش چند نوار صوتی و چند کاغذ و خاطره از چند نفر پیدا میکند و به یک داستان اسرارآمیز و نصفه و نیمه و ناتمام میرسد و تصمیم میگیرد فیلمش را بسازد! ماجرایی که گفته میشود در سال ۱۳۴۳ در قشم اتفاق افتاده و بنظر من هیچ اعتبار خاصی ندارد. با پرداخت هایی که ناشیانه روی قصه انجام شده، با روایت ضعیف و همان مشکل همیشگیه نقص روایتگر داستان، این فیلم ساخته شده.

جالب اینکه به علت نشان دادن واقعی بودن داستان (یا شاید کمبود قصه) وسط فیلم، مانی حقیقی، رو به بینندگان مینشیند و تعریف میکند که چطور شد تصمیم گرفتیم این فیلم را بسازیم و بعد، مصاحبه هایی مستند با افراد واقعی مثل سعید حجاریان، صادق زیباکلام و... که البته هیچکدام راهگشای گره کور داستان نیستند.

راستی تا یادم نرفته، از بازی افتضاح احسان گودرزی در نقش کیوان حداد، نگذریم!

واینکه قصه ناتمام و بی نتیجه میماند! یعنی تحقیقات تیم کارگردانی به جایی نمیرسد! همین! و تو فیلمی را میبینی مثلاً با این مضمون: «یه روز سه نفر میرن جنگل، یهو یه صدایی میاد، ... ، هیچی دیگه خوش گذشت!! » 

بعد از فیلم، تمام سعی خودم را کردم که خوشبینانه به خودم بقبولانم که این دوساعت، بیهوده نبود و آقای حقیقی میخواست این وسط، چیزی را بگوید! ... نفت، سیاست، تکرار چنگ زدن باورهای تاریخی، یا...

اما نه، حقیقت ناامیدکننده اینکه در این فیلم، نه تنها اژدها، بلکه مرغ هم وارد نخواهد شد!


با احترام به دوستداران فیلم

دکتر م.


پ.ن. : فیلم را اگر توانستید، ببینید. تجربهٔ هرچند ضعیف و نیمه کاره، اما جدیدیست. درحدی نیست که از وقت گذاشتن خیلی پشیمان شوید.


  • ۹۵/۰۲/۱۴
  • دکتر میم

نظرات (۱۲)

تریلرش خیلی جذاب بود ولی من کلا به نحوه روایت مانی حقیقی اعتماد ندارم. به خودش که هیچی به کسانی که چشم بسته مجیز حقیقی رو میگن هم اعتماد ندارم. با چندتا نماد و المان و شخصیت آدم رو گول میزنه جذب قصه می کنه و بعد دست خالی ول میکنه در دامان طبیعت...درست عین قصه ای که خودت آخر پست نوشتی...

پاسخ:
کلاً تریلرها جذابن!
میدونید سطح توقع ما از فیلم ها بالا رفته , مایی که وقت مون رو پای هر فیلمی نمیکشیم معلومه سرو ته و کیفیت بالا و بازی و صحنه و الا اخر از یک فیلم رو میخوایم تا بهش بگیم خوب بود حالا شاهکار ! پیش کش کارگردان و تهیه کننده های ایرانی ...
پاسخ:
بخدا من اونقدر توقعی از فیلما ندارم! مگه یه قصه صاف و پوست کنده و ساخت یه فیلم حتی ساده، چیکار داره؟!
منی که تو عمرم برای یه فیلم، دوبار نرفته بودم سینما، فیلم «یه حبه قند» رو سه بار توی سینما دیدم! فیلم فوق العاده زیبای صاف و ساده و بی زرق و برق، توی یه خونه قدیمی توی یزد! همین!
خیلی ممنون بابت اون جمله ی قرمز :)
پاسخ:
اگه به جمله توجه کنی، میخواستم هرطور شده بگم که فیلم اصلا ارزش لو رفتن نداره، بخونین بابا :-))
رفع مسئولیت بود :-) 
چقدر خوب گفتید :))
راستش من به خاطر امیر جدیدی یکم به دیدن این فیلم متمایل هستم! :D
پاسخ:
من از امیر جدیدی خوشم میاد.
بازیش توو این فیلم هم خیلی خوب بود .
اگه حتی بخاطر امیر جدیدی میری که فیلمو ببینی، می ارزه ;-) 
من از تریلرش خوشم اومد و فکر میکردم جالب باشه
ممنون از توضیحات ، یه احساس پشیمونی رو ازم دور کردی

پاسخ:
قاعده اینه که به دل خودت نگاه کن، نه به حرفای من!
تقریبا تمام فیلمایی که امسال دیدم و اونایی که قراره ببینم اکثرشون کارگردان و نویسنده یکیه. به خاطر همینم یه جاهایی از قصه پرت میشه یا اصلا قصه نداره یا نمیدونه چی میخواد بگه!
دوست دارم فیلمو بخاطر رقص اون محلیا و موزیکاش حتما ببینم. 
راستی این جملتون خیلی خوب بود دکتر : ”یه روز سه نفر میرن جنگل. یهو یه صدایی میاد! هیچی دیگه خوش گذشت“ :دی
پاسخ:
+ تازه مثلاً قراره نویسنده و کارگردان مشترک بودن، به تمرکز کارگردان و قوی بودن فیلم اضافه بکنه، اما اینجا معمولاً درنمیاد!

بخاطر اون سی ثانیه رقص محلی؟!  :-))

:-))

ولی پدرسگ مانی حقیقی خیلی خوش تیپه:))
پاسخ:
تو کلاً روو تیپی :-))
از اون مادر با شخصیت و فوق العاده ش (لیلی گلستان) فقط تیپش بهش رسیده
اخلاقش به بابابزرگش رفته
کلّن فیلمایی که روایت میکنن یه اتفاق واقعی رو ، خوب از آب درنمیان (البته معمولن)

//فیلمو ندیدم
پاسخ:
امریکاییها متخصص روایت یک داستان واقعی ان.
البته امسال فیلم «ایستاده در غبار» رو هم باید دید
البته اینطور که شما نوشتین آدم بیشتر هوس میکنه ببینه، نه بخاطر فیلم بخاطر لحن متن شما :) وقت اضافه داشته باشم میبینمش حتما :))
پاسخ:
آره اتفاقا، دیدنش بد نیست :-) 
بزرگترین سوال من اینه آیا کیوان حداد انقد قرتی بوده و گوشواره به گوش داشته؟ اون دو تای دیگه واقعا سال 43 انقد بر و بازو دار و فشن طور بودن؟
اولین اصلی که باید توی ساخت فیلم دقت شه طراحی صحنه و لباس و گریم که بیننده ای مث من هی حواسش پی سانتی مانتالیسم حقیقی نباشه
البته به طور کلی من حقیقی رو دوس دارم وسعی میکنم ببینم هر دفه چه تلاشی کرده
البته تر فانتزیاش توی "50 کیلو البالو" جواب داد
پاسخ:
بنظر من حقیقی کسی نیست که هربار بشینم ببینم چی میسازه!

با نظرتون درباره این فیلم موافقم
پاسخ:
;-)
فیلم رو دیدم.چی بود بابا؟داستان واقعی بود اما پر از چیزای غیرواقعی. آخرشم که هیچی! 
پاسخ:
فقط در حد اون خودکشی توی جنوب واقعی بود! همون ! بقیه ش توهم بود!
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی