روزنوشت های دکتر

کفارهٔ شرابخوری های بی حساب ... هشیار در میانهٔ مستان نشستن است

روزنوشت های دکتر

کفارهٔ شرابخوری های بی حساب ... هشیار در میانهٔ مستان نشستن است

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

پیچ

يكشنبه, ۴ مهر ۱۳۹۵، ۰۹:۲۶ ب.ظ

مچ پای راستم بدجوری پیچ خورد. همون پایی که چند سال پیش رباطش پاره شده بود و جراحی شده بود و زحمتها کشیدم که دوباره پا بشه، اما ظاهراً پای لعنتی پا نمیشد.

نشستم کنار خیابون، لب جدول...

مادر، دست پسر کوچولوشو که از مدرسه برگشته بود، گرفته و جلوم ایستاد. منتظر تاکسی بودن. پسرک گفت «امروز توی مدرسه، با فلانی دعوا کردم، بهم گفت عوضیه بچه گدا ! »

مادر با کینه خاصی گفت: «بهش میگفتی عوضی و بچه گدا خاندانته، جد و آبادته!! »

پسرک : «گدا کیه؟! » 

مادر (در حال سوارشدن به تاکسی) : «گدا؟ ... گدا، عمو و زنعموتن،،، اون عمه ت گدازاده ست.... اون عمه.....»


مچ پامو میمالیدم... به این فکر میکردم که چه افکار و حرفهایی تاحالا با این شدت ِ احساسات با بچه درمیون گذاشته شده و قراره تا سالهای آینده چه حجم دیگه ای از نفرت و حسادت و غیبت وارد فکر و جون این بچه بشه؟!! 

بعدها، چه انتظاری میشه از این بچه داشت؟!


+ نگران نباشید. پام خوبه :-)


  • ۹۵/۰۷/۰۴
  • دکتر میم

نظرات (۲۱)

بد به حالِ اونایی که اینجوری سنشون دورقمی میشه :|
+ خداروشکر :)
پاسخ:
نونهالی و کودکی... سالهای طلایی!!
واااااااااااااااااااااااااااااااااای
وااااااااااااااای
پاسخ:
:-\
  • آقاگل ‌‌‌‌
  • هیچی دیگه چند صباح دیگه نامبرده بزرگ میشه میره صفحه اینستاگرام فلان بازیکن میگه عمه ته! گدا زن عموته! کثلافت! به ما گل میزنی؟ و بوووق و بوووق و بوووق!
    انتظار دیگه ای داری؟

    پاسخ:
    احتمالا دیگه :-|
    ماشالا مادر چه دل پری از قوم شوهر داشته :|

    خداروشکر که پاتون خوبه :)
    پاسخ:
    با چنان لج و نفرتی هم میگفت!
    ممنون
  • هولدن کالفیلد
  • نگران نبودم، ناراحت شدم پات خوبه :))
    پاسخ:
    باید آخر این ماه داروهاتو عوض کنم هولدن! آخه روانی، اینقدر مقاوم؟ :-)
  • گمـــــــشده :)
  • دکتر هر وقت می رم کوه یا می رم جایی که هر آن ممکنه کله معلق بشم و دست و پام ناقص بشه یاد اون پستت میفتم که در مورد صعود به دماوند بود. (البته یادم نیست دقیقا دماوند بود یا نه)
    اونجایی که گفته بودی دو بار زانوتو عمل کردی و توی راه اذیتت کرده.
    در همچین شرایطی فقط به خودم می گم فوقش پامم بشکنه دوباره خوب می شه. مال دکتر خوب شد
    :)))))))))
    ++حال کردین چقدر خوب خودمو قانع می کنم؟
    قبل اون که کلا فوبیای تصادف داشتم و دارم. بزرگترین ریسک زندگیم اینه که بعدازظهرای تابستون ساعت 3 بعدازظهر به جای پل عابر پیاده از خیابونی رد بشم که در سایر ساعات به جز اون ساعت فوق العاده شلوغه

    پاسخ:
    اوندفعه توچال بود، درّه شیرپلا. البته چون خیلی تند و بی استراحت رفتیم.
    آسیب زانوهام و جراحی ها و مچ پام که آخریش بود، همش سر فوتسال بود! مچ پا، تا بالای زانوم ۷ ماه توی گچ بود! اونقدر مراقبت کردم که مثل اولش بشه،،، خوب شداا ، اما باید مراقبش باشم دیگه. حداقل یه تجربه بود که الان هر دردی که میخوام بکشم، با خودم میگم که دیگه از پارگی رباط که بدتر نیستش :-)) یا از ترکیدن آپاندیس! 
    + منم کاملاً قانع شدم حتی :-))) مراقب باش،، بجای همه وسایل، فقط برای کفش و کوله هزینه بکن. کفش و کوله ت عالی باشه، خودتم کمی مراقب باشی، هیچوقت آسیب جسمی نمیبینی ایشالا.
    بدبختی خودشونو این مادرا به بچه هاشون منتقل میکنن دیگه
    خودشون سخت زندگی میکنن به بچهء بدبخت هم رحم نمیکنن که اون لااقل این همه سخت زندگی نکنه
    عجیبن عجیب مادر نیستن اینا به خدا هرچی هم برای بچه زحمت کشیده باشه با این کارا گند میزنن به بچه شون
    پاسخ:
    واقعاً نمیفهمن بچه ها آینهٔ خودشون میشن؟! پسفردا همین بچه پرشده از نفرت و حسادت و حماقت، قراره کمک دست ِ همین مادر و پدر باشه. قراره خودش جامعه ای رو درست بکنه که همه ازش مینالیم! و قراره بچه ای داشته باشه! ... 
  • هولدن کالفیلد
  • برو دکتر، بستریت نکنم صلوات :دی
    البته من در ابعاد خاصی روانی هستم که تقریبا همه ی ابعاد زندگیم رو در بر میگیره :))
    پاسخ:
    تو که معلوم الحالی، 
    در مورد اینطور کودکان نظر خواستم! مثلا حوزه کاریته :-|
  • نار خاتون
  • پات درد گرفت ماشین دربست بگیر آدرس بیمارستانم که بلدی بیا دوا درمونت کنم که کلا نتونی راه بری:)))
    یه جا خوندم بچه هایی که تو سن کودکی مخاطب درد دل مادر هستن خصوصا وقتی از پدرشون بد میگن درشون علائم تجاوز مشهوده...
    پاسخ:
    شما یه مریض داری، روز بروز داره حالش بدتر میشه! بنظرم درگیر همون ساز و موسیقی بشی، خیلی بهتره :-)) من خودم موزیک درمانی رو ترجیح میدم.
    + درمورد علائم تجاوز توی این مورد که نمیدونم ،، اما دقیقا موارد مشابه «مخاطب درددل و بدگویی در کودکی» دیدم که الان بزرگ شدن و... :-\
    الله واگبر راونیا در حال افزایشن که :)))

    +من بودم یکی میزدم پس گردن بچه هه :))) کلا پس گردنی دوست دارم راستش 
    + اون مادره رو هم باید زد !!
    پاسخ:
    منم به پیگردنی علاقه زیادی دارم ، اما اصلا خوب نیپبگیمطدژدی
    + هیتذیمیک
    *الله اکبر 
    *روانیا 

    ببخشید :| اینجا پیش بینی کیبرد نداره دیگه :)))))
    پاسخ:
    همون جواب کامنت قبل
  • نفس نقره ای
  • البته منظور مامانه این بوده که باید به اون پسره میگفتی گدا جد و آباد خودمه :|||
    اگه روح هم سلول داشت و برای به وجود اومدن جدیدش دو تا سلولِ "سالم" لازم بود، اینجوری نمیشد احتمالا :/
    پاسخ:
    اره والا :-\
  • خمار مستی
  • امیدوارم همیشه سلامت باشید

    متاسفانه پدر و مادرای عصبی و پرخاشگر (که الان خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی زیادن!!!!!!!) جز کینه و نفرت و عصبیت و اعصاب داغون برای بچه هاشون به ارث نخواهند داشت!!!
    پاسخ:
    و آخرش معمولا به خودشون برمیگرده

    چرا بچه میارن ؟

    پاسخ:
    اگه نیارن، بَده دیگه
    مردم چی میگن؟
  • گمـــــــشده :)
  • مچ پا، تا بالای زانوم ۷ ماه توی گچ بود! اونقدر مراقبت کردم که مثل اولش بشه،،، خوب شداا ، اما باید مراقبش باشم دیگه. حداقل یه تجربه بود که الان هر دردی که میخوام بکشم، با خودم میگم که دیگه از پارگی رباط که بدتر نیستش :-)) یا از ترکیدن آپاندیس!

    ++دکتر مطمئنی الان خودتی داری جواب می دی احیانا روحت نیست؟
    :))))
    7 مااااه
     فکرشم تنمو میلرزونه

    بعد چطوری به کارو زندگیت می رسیدی؟
    چطوری مراقبت می کردی؟ اخه بهتون نمی خوره یه جا دووم بیارین. حتما باید در حال حرکت باشین.
    پاسخ:
    دقیقا با همون پا همش در حال حرکت بودم :-)))
    دوتا عصا برداشتم و روزی کلی با پای چپ راه میرفتم. پای چپم کلی قوی شد. بقیه وقتا هم بالاخره دوستان بودن، ماشین بود و... خداروشکر به کارام رسیدم. 
    آره سخت بود! منی که ۱۳ ساله که نوشابه (عشقم) رو بخاطر ورزش و کوه و خوب موندنه زانوهام، ترک کردم، دیگه هفت ماه برام عددیه؟!

  • هولدن کالفیلد
  • خب آخه این که واضحه، ولی تنها موضوع این نیست، یعنی تاثیر مادر تاثیر مستقیم و اولین تاثیره ولی تنها تاثیر نیست، رفتار مادر یه سلسله کنش، واکنش  رفتار رو به بچه نشون میده  که توی "حال" بچه تاثیر زیادی نداره، ولی در آینده ی بچه نقش مهمی ایفا میکنه! بچه این رفتارها رو به شکل طوطی وار توی بازیها و رفتارهای خودش ممکنه تکرار کنه و کم کم اونها رو به صفات شخصیتی خودش تبدیل کنه! و این رفتارهای اشتباه والدین در تقابل بچه ها با هم، به همدیگه هم منتقل میشه!
    کلا رفتارها چه خوب و چه بد توی بچه ها این شکلی هستن، دیده میشن، تکرار میشن، بازتولید میشن، درونی میشن و یا از بین میرن!
    پاسخ:
    این شد. مرسی ;-)
  • ساعت دخترانه
  • سلام آرزوی سلامتی دارم براتون ،
    حیف
    اون بچه ای که ذهنش ازین افکار سمی پر بشه ...
    خداروشکر که پاتون سالمه، خیلی مراقب باشین
    یکی نیست به بعضی پدر و مادرا بگه وقتی هنوز خودتون نیاز به تربیت دارین لازم نیس بچه بیارین
    من در عجبم آخه مگه هدف از ازدواج تولید مثله که هر کی ازدواج کرد بچه میاره!!!؟


    پاسخ:
    اینا فکر کنم پیش‌نیازها رو بترتیب چارت آموزشی پیش نرفتن! :-)
    ممنون
    امان از قوم شوهر که اعصاب برای مادرها نذاشتن :))
    پاسخ:
    توپت پُره؟! :-))
    انقد فیلم نگاه میکنی هنر پیشه شدی دکتر 
    اولش فکر کردم خدایی نکرده این پستو داری از اتاق عمل میزارین ولی به خیر گذشت اخرش
    پاسخ:
    :-)) 
    من نمی دونم کی می خوایم دست از سر این دوگانه ها برداریم. 
    خونواده شوهر، خونواده زن، زن، مرد و......
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی