کشتی ِ ناخدا

آرامش ِ قبل طوفانم را برهم‌ نزنید... بگذارید ناخدا، اینبار هم کشتی را بسلامت بگذراند

کشتی ِ ناخدا

آرامش ِ قبل طوفانم را برهم‌ نزنید... بگذارید ناخدا، اینبار هم کشتی را بسلامت بگذراند

۸۴ مطلب با موضوع «جامعه» ثبت شده است

سقوط

۲۱
دی

با اینکه قضیه سانچی هیچوقت دقیق مشخص نشد، اما در جریان کم کاری مسئولان و اشتباهات عجیب در روال امداد و نجات بودم و خیلی هم ناراحت از پیگیری نشدن ماجرا و تقاص پس ندادن عوامل!
امروز اما بحث فرق میکنه! 
من با اینکه کاملا به چوپان دروغگو بودن مسئولان (اصلا نمیشه کلمه درخوری براشون پیدا کرد) مطمئن بودم، اما در مورد سقوط هواپیمای اوکراینی گفتم خییلیی بعیده کار خودشون باشه! مگه میشه آدم اینقدر احمق؟!!! مگه میشه سه چهار روز سرپوش؟! با اینکه قبلا بهم ثابت شده بود، که «آره درمورد اینا، میشه» ولی باز احتمالش رو خیلی خیلی پایین میدونستم!
البته از سر قضیه سانچی ، همش با هوچی گری و شلوغکاری مردم قبل از مشخص شدن دقیق ماجرا و بیشتر ناراحت کردن خانواده های داغدار بشدت مخالف بودم و اینبار هم خیلی این اتفاق افتاد، 
ولی بازم در مورد احتمال، اشتباه کردم که این احتمال رو اینقدر پایین آوردم! البته باید حواسمون به تنور-داغ-کردن ها و شلوغ بازی های الکی هم باشه. آدمایی که اینهمه داغ دیدن، حساس ترن و احساسی. راحت به سمت و سوها کشیده میشن.

تیره ترین جای داستان، سه روز پنهانکاری بود!! یعنی اگه هیئت های خارجی برای بررسی دقیق نمیومدن، احتمالاً کلاً انکار میشد!!
واای، قلب آدم تیر میکشه! خدا به داد هممون برسه

  • دکتر میم

بسم ا...

۱۸
دی

+ بالاخره جواب نظامی ای که منتظر بودیم ، انجام شد. ظاهرا هم هدف خوب و هوشمندانه ای بوده. هم ضربه و عواقبش نسبتا بزرگه. البته یه کم زمان لازمه واضحتر بشه. و هم اینکه خییلی بعیده جنگی درکار باشه.

+ اگه دوست دارید در هر موردی، توی استوری هاتون یا گروه ها و اینور و اونور، اظهار نظر کنید، قبلش مطمعن باشید تاریخ رو میدونید. «پیشنهاد کتاب مرتبط : معمای ایران ، تعارض در روابط ایران و امریکا (نوشته کنت ام. پولاک) » ،، اگه حوصله ندارید ، علی الحساب درمورد جنگ امریکا و اسراییل و ایران و لبنان، سال ۶۱ و ۶۲ بخونید. سرچ ِ درست که بلدید؟!

+ ایشالا که جنگ نمیشه، فرق جنگ رو با لزوم تلافی نظامی و شاخ و شونه کشیدن نظامی بدونید. و بفهمید که اگه ایران نزنه ، و نمیزد، چه بلاهای بدی در انتظارمون بود.

+ کاش یه دونه بالستیک میرفت سمت مجلس...

 

  • دکتر میم

تفکیک

۱۴
دی

از همون روزی که قابیل ، هابیل رو کشت، معلوم شد که زمین بدون جنگ برقرار نمیمونه. میل به قدرت و برتری جویی در طول تاریخ بوده و هست. و ما نهایتا بتونیم فقط شعارهای اخلاق مدار و صلح طلبانه بدیم. به امید روزی که جنگی نباشه و همه آدمها با هم برابر باشن و... با همین بهونه های احمقانه ، خودمون رو از اظهار نظر و جهتگیری در زمان بحرانهای اخلاقی کنار بکشیم، که نکنه بازدید پیجمون کم بشه یا درآمدمون از شهرتمون از بین بره، یا بهمون انگ بزنن و... هزار داستان دیگه!
"تاریک ترین مکان جهنم, جایگاه کسانی است که در بحرانهای اخلاقی، بی طرفی از خود نشان میدهند! "
از یه طرف هم نه بیطرفی رو بلدیم، نه طرفداری درست! اون از بیطرفیمون سر جنگ جهانی اول، که ۱۱ میلیون کشته دادیم. اینم از طرفداریمون که اونقدر تعصب داریم روی چیزی که دوست داریم، که حاضر نیستیم یه کم تحقیق کنیم ببینیم چی داریم میگیم و چی به زبون میاریم و تا یه حرف مخالف میشنویم شلوغ میکنیم و نمیتونیم به یه استدلال گوش بدیم! فک میکنیم دکتریم و چار کلاس درس خوندیم و خداییم. 
آره ادمها با هم برابرند ، ولی فقط تا قبل از زاییده شدن! همه مرزبندی ها و قدرت کشورها و جنگ ها و درجه بندی شهروند ها رو ما بوجود اوردیم. ارزش و اعتبار آدمها قسمتیش دست خودشونه که بهش برسن، قسمتیش هم توسط فشار نیروهای قویتر اعمال میشه. اما فکر و عقل و سواد بشر دست خودشه. وقتی هنوز جامعه ای داریم که مردمش نمیتونن بین اتفاقات اجتماعی و شخصیت ها و کارکردها دسته بندی درست قائل بشن، هنوز نمیتونن بفهمن ارزش و اعتبار آدم با آدم چقدر فرق داره، هنوز از مرگ بزرگترین نیروی نظامی محافظ کشور و امنیتشون بدست دشمن قدیمی خوشحال میشن و مقایسه ش میکنن با اتفاقات داخلی ابان ماه و چار تا مسئول داخلی بی عرضه و کمتر از حیوون. هنوز نمیفهمن گوز چه ربطی به شقیقه داره. هنوز نمیدونن دور و برشون چه اتفاقی داره میوفته و سواد سیاسی-اجتماعی-اقتصادیشون زیر صفره. هنوز کتابی نمیخونن و بر اساس پست ها و استوری ها و دوتا کلیپ ، کل اعتقادات و افکار و عقایدشونو میچینن. یه جامعه شناس داخلی که مدتهاست منتقد به اوضاع کشور بود و از همه احزاب و ارکان ، بخاطر کمبود و ضعف ها و فسادشون خیلی تمیز مینوشت، حالا پستی در ناراحتی فقدان سردار سلیمانی نوشته. وقتی مردم هجوم میارن و کامنت میذارن که «تو چقدر نون به نرخ روز خوری و دو پهلو مینویسی و کثیفی!» ، میدونین یعنی چی؟ احمق های متعصب ، لازم نیست مثل فیلم خانه پدری ، دخترشونو بخاطر چیزی که معلوم نیست چیه بکشن و دفن کنن تا بهشون بگیم احمق متعصب. همینکه نمیدونیم توی یه مجموعه ممکنه یه چیز درست باشه و یه چیز غلط! و وقتی با یه چیز مخالفیم ، مثل کورها فقط بد بگیم و دوست داشته باشیم همه در موردش فقط بد بگن، همین یعنی یه احمق متعصبیم. نگران نباشین. عوام بیسواد همه جای دنیا هستن.  مثل امریکایی هایی که از دیروز هشتگ DearIran راه انداختن و ایالت هایی که به ترامپ رای ندادن رو مشخص کردن که یعنی «ایران عزیز ، ما به ترامپ رای ندادیم، اینجاها رو نزنین» 
آره ، ما احمق ها تنها نیستیم. هیچوقت هم تموم نمیشیم. اما با یه کم تلاشی که نمیکنیم، میتونیم خودمونو توی مرزبندی و ارزش انسانها جابجا کنیم.
منم خیلی چیزای داخل رو قبول ندارم، ولی همیشه میفهمم که : «یه زوزه گرگ ، می ارزه به عوعوئه صدتا شغال»

 

  • دکتر میم

کولبرها فقط کردها نیستن ،، همه جا هستن. کولبرها در تهران هم هستن که آشغالگردی میکنن. کولبرها در کرمانشاه و خوزستان و بلوچستان هستن که قاچاق سوخت انجام میدن. کولبرهای اصفهان و شیراز و خراسان و... شاید دستفروشی بکنن، شاید اجناس قاچاق کولبرهای کرد رو توی شهرشون بفروشن. شاید اطرافیان ما هم کولبر باشن. همه ما یه دوره ای کار سختی رو اجباراً انجام دادیم که دوستش نداشتیم و حقوق کمی داشته یا خطرناک بوده یا دردسر ساز... کولبرها فقط دنبال کار هستن ، کار کم خطر تری که توی شهرشون گیر نمیاد. حتی شاید شهرهای اطراف هم گیر نیاد! 
امیدی که به دولتها نیست، پس بخاطر همین، همیشه به کارگاهها و کسب و کارهای نوپا و درحال توسعه میگیم نیروهای کار خودتون رو از بومی ها بگیرید. این حقی ه که به اونها میرسه.
درد ِ مرگ دو کولبر نوجوان مریوانی (که اولین مورد نبوده و متاسفانه احتمالا آخرین مورد نخواهد بود) درد مشترک همه ست. همه ما گاهی اجباراً کولبری کردیم...

 

+ لعنتیا فرصت نمیدن که حداقل آدم یه خبر نسبتاً خوب بشنوه :-/ ایشالا پست بعدی

 

 

  • دکتر میم

ته ِ چاه

۰۶
آذر

بیاید این ژست های مسخره رو بذاریم کنار... طرف هنوز ابتدایی ترین حقوق شوهرش رو رعایت نمیکنه، بداخلاقه، درست صحبت نمیکنه، همش در حال غیبت پشت همه س، ظاهرسازه، مردم آزاره، با زبونش دوتا قوم و فامیل و دوست و آشنا رو به دعوا میندازه، بعد میاد استوری و پست و افاضات میذاره برای «خشونت علیه زنان» و حتی تجاوز و کتک و آسیب هم نه... در مورد نگاه ها و حرکت هایی که از اونها ممکنه تعبیر به خشونت علیه زنان بشه!! بابا بقرعان بعضی از استوری های و پست ها رو ببری سوییس، بهت میخندن! سازمان ملل هم پرتت میکنه بیرون!! و همینطور مثلاً نود درصد از مردهایی در همین مورد حمایت از کمپین منع خشونت به زنان، پست و عکس میذارن و مینویسن، که ساده ترین چیزها رو درمورد زنان رعایت نمیکنن، نمیدونن و نمیفهمن. گاهی جدی و گاهی به شوخی و خنده ، گند میزنن به بنیان های اخلاقی و اجتماعی و شعور و فهم! ولی خب... پز روشنفکری، واجبه، مثل شمع روشن کردن و غصه خوردن برای لندن و پاریس... مثل خیلی چیزای دیگه! 

نمیخوام بگم «خشونت علیه مردان» هم چقدر وجود داره، میخوام یه کم به ذات خودمون ورود کنیم و هزار بار گفتم... بیاین یه کم دست برداریم از این مسخره بازیا. بقول «آنتونی گیدنز» : "اکثر بزرگداشتها و نامگذاری روزها، نه به خاطر تعهد به یک اخلاق خوب، بلکه بخاطر پنهان کردن کثافت های جامعه ای که خودمان جزئی از آن هستیم، پشت ِ نقاب ِ جامعهٔ طالب زیبایی ست"

قبول دارم که خشونت علیه زنان، مردان، کودکان، سالمندان، از پست ترین و بیشرافت ترین اعمال انسانیه اما وقتی قصد داریم از نوعی انحراف اخلاقی صحبت کنیم، درحالیکه خودمون هزارتا کار رو میکنیم که نتیجهٔ مستقیم یا غیرمستقیمش آزار و اذیت و خشونت علیه همه این گروه هاست، پس بهتره دهنمون رو ببندیم و یه کم فکر کنیم به جای پرچم دست گرفتن و ژست و پست و استوری های مسخره، خودمونو اصلاح کنیم! بد دهنیم؟ عصبی؟ بداخلاق؟ پرحرف؟! غیبت؟ کنجکاو در زندگیِ مردم؟ حرف های دوست و آشنا رو میبریم و پیش این و اون میگیم؟ بین عقاید فرق میذاریم، درحالیکه پرچم احترام به عقاید دست خودمونه؟ همه رو از روو لباس قضاوت میکنیم، اما توی bio مینویسیم only god judge me ؟ به دو زار سوادمون مغروریم؟ و...

همه این باگ ها نتیجه آدمیزادیه که خودشو نمیشناسه! «انسان شناسی» نخونده و نمیفهمه. خودشو نمیشناسه. نمیدونیم در چه شرایطی، چه روحیات و اخلاقیاتی پیدا میکنیم که باید کنترلش بکنیم،، نمیدونیم چطوری با آدمها برخورد داشته باشیم و فقط صبح تا شب دنبال آموزش دادن «اخلاق در جوامع آرمانی» به این و اونیم..!

والا

خود ِ من مثلاً ، نژادپرستم... دوستای نزدیکم کاملا از این مطلعن ... و به هفت جد و آبا م خندیدم اگه یه جا درمورد برابری و اتحاد و دوستی ِ قومیت ها و رنگ پوست ها و نژادها چیزی بگم و بنویسم! میدونم عقیده م اینه ... لذا گوه اضافی درمورد «تاثیر منفی نژادپرستی بر جوامع» نمیخورم. بقرعان...

بیاید بشینید کنارم... ساکت و راحت... همین ته ِ چاه


  • دکتر میم

یجمعنا

۰۶
آبان

یکی از دوستان با خودش قلیون آورده :-) دیشب بعد از ۲۵ کیلومتر پیاده روی، نشسته بودیم بین مسیر نجف و کربلا ، دورهم و استراحت و قلیون. سه نفر اومدن سمتمون و سلام و علیک و اشاره به قلیون... از چشمای آبی و موهای بور یکیشون، همه برگشتیم و کنجکاو... مردی عراقی از بصره بود که دو دوست و همکلاسی قدیمیش یکی از انگلیس و یکی از هلند رو آورده بود برای مراسم اربعین. مشخصه که کی به قلیون علاقه داشت؟! مرد چشم آبی هلندی ، که اتفاقا فوق العاده فوتبالی بود :-) سر صحبت هم از همین باز شد... فوتبال، هلند ، همدردی من و مرد هلندی، پرسپولیس، عراقی ، بشار رسن ، و انگلیسی ای که در سکوت فقط بما نگاه میکرد و اصن نمیدونست فوتبال چند نفره ست!

حرف از سفر و ملیت ها و اهداف شد... انگلیسی مسلمون بود، اما هلندی نه،، در حقیقت هیچ دینی نداشت و از تعریف های دوستاش اومده بود. و البته کلی از فضا خوشش اومده بود و تعریف میکرد، از نحوه ورودشون به عراق و از مسیر و از نجف و ... از همه بیشتر از چیزهایی که از شروع پیاده روی دیده بود ، از مردم ، از پذیرایی ها، از موکب ها... و از این قلیون بغل مسیر پیاده روی :-)) 

انگلیسی هم از کار و بار ما پرسید و و اینکه چند بار اومدیم و... بعد با ذوق عجیبی گفت من سومین بارمه ، و هرسال چند نفرو با خودم میارم... همشونم میگن چطور میشه یه «اسم» اینهمه آدمو از همه جا بکشونه و بعدشم این اتفاقات عجیب توی اینجا در این یک هفته؟! به دوست عراقیشون اشاره کرد و گفت: رسول میگه مردم هرسال همه دارایی و پولاشونو خرج پذیرایی از زائرها میکنن و بعد از اربعین باز پول جمع میکنن و کار و زندگی و آماده کردن بهتر سال بعد!!... و بعد اشاره کرد به تابلویی که صدمتر جلوتر نصب شده بود (که دیشب استوری اینستا گذاشتم) ، و گفت «من میگم حسین یجمعنا»


  • دکتر میم

هجوم

۱۰
مهر

+ این پست رو دوماه پیش نوشتم... و کامنت ها


+ مردمی که شیش سال پیش یادشون نمیاد که چطور سکه از دو میلیون ، یک شبه تا ۱.۳۰۰ پایین اومد و خیلیا سکته کردن،، و حالا باز رفتن دلار ۱۸ هزار تومنی خریدن به امید ۵۰ هزار تومن شدن! و الان دارن التماس میکنن که دلاراشون رو ۱۰ تومن بفروشن... چه انتظاری ازشون هست که تاریخ بخونن و...؟!


+ هرچند این اوضاع سقوط دلار، خوبه ، اما تا به ثبات نرسه ، بازم کاری پیش نمیره. اقتصاد از ثبات به نتیجه میرسه ، نه با سقوط یا صعود ارز. چه دلار ۸ تومن باشه، چه ۱۵ تومن. اما ثابت باشه. بعد کم کم درست میشه. الان اگه بانک مرکزی خوب عمل کنه قیمت رو روی حدود ۱۳ نگه میداره و اگه بتونه، پله ای میاره پایین، تا حدود ۱۰_۱۱ . اگه دلار ۱۸ تومنی حباب بود، دلار ۸_۹ تومنی هم حباب منفیه. منتظر باشیم تا ثبات ارز بیاد، بعد اصلاح و ثبات قیمت ها هم میاد. ایشالا


+ هجوم مردم برای فروش دلار و سکته ها و گریه ها، اصلا خوشحال کننده نیست که بعضیا براش ذوق میکنن. هرچند که باید درس بگیرن که احتمالا نمیگیرن. 


+ متاسفانه در روال صعودی ارز، قیمت اجناس بیشتر بالا میره، اما در موقع سقوط ارز، قیمت اجناس شاید نهایتا ۱۰ درصد بیاد پایین


+ چند روز پیش هم در صحبت با بعضی دوستان گفتم که دولت ، کاهش قیمت رو میذاره برای بعد از سفر روحانی به سازمان ملل!! 

حالا یهو افزایش قیمت نفت و بعد تسویه درصد زیادی از بدهی های دولت ... و بعد خبرهای مذاکره اروپا، و بعد فشار برای تصویب FATF !! و حالا سقوط ارز. این مملکت، همه چیزش به همه چیزش میاد. قانونی درمورد دلالی وجود نداره و صعودها و سقوط ها به هرچیزی ربط داره، جز قوانین منطقی... یه کم باهوش باشیم. وال استریت هم قوانین پشت پرده خودشو داره


+ پست کسب و کار رو میذارم برای هفته بعد، احتمالا بصورت پست صوتی.


  • دکتر میم

در کنار اوضاع آشفته اقتصادی، دغدغه ای که این روزها بشدت جای خالیش حس میشه و خیلی سخته درموردش نوشتن و حرف زدن، رفتار جمعی مردمه!

خودمون داریم چیکار میکنیم؟! این پست که چند روز قبل از انتخابات نوشتم رو یادتونه؟ این پست رو چی؟ 

شاید روزی ده بار به گوشم میخوره این روزا که : مسئولا که دارن میخورن، ما چی؟ 

بعد خود مردم دارن همدیگه رو میخورن! و فکر میکنن اگه خودشون مسئولیتی داشته باشن، عالی ان.

حقیقت اینه که رفتار آدمها رو از کارهای خیلی کوچیک و روزمره شون میشه تشخیص داد و با کارکردن های بزرگ تر مطابقت داد.

مسئول غذا توی هیئت، وقتی ده تا غذا برای آشناهای خودش میبره، هیچ فرقی با مسئولی که ده تا بچه شو میبره سر کار و حقوقهای نامتعارف میگیرن، نداره! هیچ فرقی. ... همینو بگیرین برین تا همه مواردی که در طول روز میبینیم. مردمی که انضباط شهری و قوانین ساده رو رعایت نمیکنن ، مردمی که با بچه و همسرشون رفتار درست رو بلد نیستن و حقوق و مرز احترام رو نمیشناسن. مردمی که توی کاسبیشون هیچ حق و حدودی رو رعایت نمیکنن، استادی که از تدریس و نمره دادنش به عنوان هر ابزاری استفاده میکنه ، اونی که میره فروشگاه و بیست بیست تا شونه تخم مرغ و روغن و رب و برنج میخره. اونی که تحت جوّ هر رسانه ای، هر شعاری میده... و همه اونایی که دیگه کتاب نمیخونن و ماه به ماه طبق شرایط محیط عوض میشن.

درد ِ طولانی ایه... اما چی میشه گفت؟

دیروز استوری گذاشته : «نظرات ما از پرسه زدن در شبکه های اجتماعی سرچشمه میگیرند، نه مطالعه کتابها. این تقلید از دانایی، در واقع الگوی جدید نادانی ست. (کارل گرینفلد) »

بهش میگم «من که قبلا میگفتم، میگفتی نه ، حالا "کارل" گفته، حرف درسته؟ الان داری چی مطالعه میکنی؟ » 

یکم نگاه کرد و خندید و گفت خفه شو...

حقیقت اینه که میگن: «انسان را در زیستن بشناس، نه در گفتن. در گفتار همه آراسته اند»


+ پست صبا 


  • دکتر میم

سنگ در چاه

۰۶
شهریور

۱- یه چند روزی نیستم... مشکلی قضایی پیش اومده که دوستان شریف قوه قضاییه خواستن برم پیگیری کنم. قول میدم که سعی کنم که دوباره زندان نرم... هرچند که «اوین» خودش ده تا پست ، جای کار داره :-))


۲- اگه عمری باشه، برای مسابقه عکاسی، سایت ثبت نام و ارسال عکسها رو تا نیمه شهریور ایشالا راه میندازم، لذا بازم میگم جهت اینکه هزینه ورودی برای کمپین آقای سه نقطه مصرف خوهد شد، زودتر هزینه مسابقه رو برای کمپین واریز کنید که کار کمپین دیر نشه. چون نیمه دوم شهریور باید کمپین اجرا بشه و خریدها انجام بشه.


۳- ای کسی که من هیچوقت اسمتو توی این وبلاگ نمیارم و در ظاهر اسلام، هر کاری میکنی... لطفا کامنت نذار ای هرزنامه، که هرچی آتیشه از کارای تو بلند میشه... تو از همون دشت لار قصد جونمو کرده بودی...


۴- خداوند کار هیچ انسانی رو در مملکت ایران به بیمارستان و دادگستری و رفیق ناباب وبلاگی گیر نندازه ... آمین


  • دکتر میم

holy shit

۲۲
مرداد

گوه توو این زندگی موبایلی و مجازی که اخلاق و رفتار و زندگی خیلیا رو به احمقانه ترین وضع ممکن عوض کرده!

خودمون به یه سریها بها میدیم، همونا سر مردم کلاه میذارن و ما همچنان ادامه میدیم... و اونقدر عقل و هوشمون شده چشم به همین دنیای مسخره که دیگه نه کتاب می خونیم ... نه فکر و تحلیل میکنیم ... و نه... 


+ به پیوست پاراگراف بالا،، استوری های صدرا باقری رو سریع تا پاک نشده، ببینید و کامل بخونید و گوش بدید. امیدوارم هایلایتشون بکنه تا بمونه.


  • دکتر میم