روزنوشت های دکتر

آرامش ِ قبل طوفانم را برهم‌ نزنید... بگذارید ناخدا، اینبار هم کشتی را بسلامت بگذراند

روزنوشت های دکتر

آرامش ِ قبل طوفانم را برهم‌ نزنید... بگذارید ناخدا، اینبار هم کشتی را بسلامت بگذراند

پربیننده ترین مطالب

۷۵ مطلب با موضوع «جامعه» ثبت شده است

معلم ، امید ، منجی

۱۲
ارديبهشت



این عکس مربوط به «دیگو فرازو تورکاتو» پسربچه دوازده ساله برزیلی است که در مراسم تدفین معلمش ویولن مینوازد. معلمش به او کمک کرده بود تا از طریق موسیقی از فقر و رنج های زندگی دور شود.

دیگو از کودکی به چندین بیماری همچون مننژیت مبتلا بود. او سرطان خون داشت اما بخاطر مشکل جراحی آپاندیسیت نمیتوانست شیمی درمانی کند. دیگو در سال ۲۰۱۰ پس از دو روز بستری بودن در بیمارستان بر اثر این بیماریها درگذشت. دیگو در کنسرت زهی ِ آفرو رگا ویولن مینواخت. آفرو رگا سازمانی غیرانتفاعی است که به کودکان امید میبخشد تا از فقر و جنایاتی که محیط زندگیشان را پر کرده، رهایی یابند. عکس در مراسم تدفین معلم دیگو ، «اواندرو سیوا» در سال ۲۰۰۹ گرفته شده که در مرکز ریودوژانیرو به قتل رسید. دیگو در چهار سالگی مننژیت داشت که با ذات الریه تشدید هم شده بود. او با مشکلاتی در یادگیری مواجه بود، اما موفق به نواختن ویولن شد. دیگو در محله های زاغه نشین ریو بدنیا آمد و بزرگ شد، همیشه در رویاهایش میدید که ویولن او را بسوی تماشای دنیا میبرد. متاسفانه در مدت کوتاهی پس از تاریخ این عکس بر اثر سرطان خون درگذشت. 

در مراسم تدفین دیگو ، ژورزه جونیور مدیر موسسه آفرو رگا گفت : «بنظرم میراث دیگو ، امید است. امید و آرزو برای تغییر ، برای بهتر شدن»


از پیج اینستاگرام mohammaddehbozorgi


روز معلم و عید نیمه شعبان مبارک


  • ۹ نظر
  • ۱۲ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۵:۴۵
  • دکتر میم

قطع نکنیم...

۱۰
ارديبهشت

+ ساعاتی پیش اعلام شد که دادستانی حکم فیلترینگ تلگرام رو زد. بنابراین یه کم وقت دارین که از اندوخته هاتون بک آپ بگیرین! :-/ و اینکه اعلام شده اونقدر این امر جدیه که تمهیداتی میذارن که با ف. شکن هم باز نشه! ... اما درمورد نسخه تلگرام غیرقابل فیلتر... راستش این یکی از رویاهای پاول دورف ، مدیر تلگرامه. نه همچین نسخه ای وجود داره، نه از لحاظ فنی امکانش هست. چیزایی که درمورد تکنولوژی بلاک چین (blockchain) پخش شده بود، موضوعیه که تازه شرکت تلگرام تحقیقات و جذب سرمایه رو شروع کرده. اما ساده بگم، با ساز و کار فعلی اینترنت، وقتی ورودی اینترنت هرکشور، دست دولت (نظام حاکم) اون کشوره، همیشه تعداد ۵۰ ٪ + ۱ آی پی از IP های فعال، دراختیار دولته. پس، اگه دولت دلش بخواد و انرژی بذاره، نهایتا در مبارزه با نسخه ضدفیلتر تلگرام، و دیگر تکنولوژی ها پیروز میشه...

روسیه؟! اخبار و شایعات رو بذارین کنار ، روسیه هم تلگرامو فیلتر کرد و موفق هم بود، تا جایی که سرورهای خارجی تلگرام رو از روی گوگل و آمازون فیلتر کرد و باعث شد خیلی از سایت های دیگه هم بخوابه! اما حداقل دسترسی رو بست. پس... اگه بخوان، حتی بقیمت به فنا دادن خیلی چیزا،، میتونن. تموم.


+ شاید تنها وزیر عالی این دوره، آذری جهرمی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات بود. یکی از مخالفان فیلترینگ تلگرام و معترض به تصویب قانون «واگذاری انحصار پخش ویدئو در اینترنت به صدا و سیما» !!!

واضح بگم، طبق قانون اساسی، از قدیم، تمام پخش تلویزیونی ایران در انحصار صدا و سیما بود ، حالا (بی سر و صدا) تولید و پخش ویدئو روی نت هم به صدا و سیما واگذار شد!!! از این به هر سایتی مثل آپارات، فیلیمو ، آیو و... باید علاوه برگرفتن مجوز از صدا و سیما، ۵۰٪ از درآمدشون رو به صدا و سیما بدن!!! اره، نصف درآمدشون رو! ... و این قانون توی کمیسیون فرهنگی مجلس مطرح و تصویب شد و وزیر هم بشدت اعتراض کرد. و تاکید کرد که این انحصارطلبی بخش بزرگی از کسب و کارهای اینترنتی رو نابود میکنه! 


+ صدا و سیما امروز وزیر ارتباطات و هر خبری از این وزارتخونه رو تحریم کرد!!


+ ظاهراً داره قانونی بررسی میشه، مبنی بر اینکه هر پیام رسان دیگه ای هم بخواد کار بکنه، باید مجوز بگیره!! لذا واتسآپ هم شاید ... :-/

 اینستاگرام هم پیام رسان محسوب میشه؟؟؟! :-(((


+ در طی روند پرسرعت ِ رو به عقبمون، فک کنم الان به نزدیکای سال ۱۳۷۰ - ۷۱ رسیدیم ،، همین روزا به سال ۶۸ میرسیم و امام خمینی زنده میشه،، حدود دو سه ماه دیگه هم میریم توی ۶۶ - ۶۷ و جنگ ایران و عراق و بمبارون ها... خلاصه مراقب باشین ، اگه زنده بمونیم انقلاب ۵۷ و ملی شدن صنعت نفت و کودتا هم میبینیم... راستی... مومیایی! :-

ای وااااای .... من نمیخوام دوباره ختنه کنم :-(((


+ و... کره شمالی با کره جنوبی آشتی کرد! 


  • دکتر میم

+ حسین (دوست دامپزشک) که امریکاست، دیروز هالیوود بود. بهش میگم «چه خبر؟ راستی امروز اونجا فرش قرمز شرکت Marvel بوده هااا ، افتتاحیه فیلم Avengers ...»

میگه «آره اتفاقا اونجا بودم، همه بازیگرا اومده بودن، رابرت داونی، بندیکت کامبربچ ، بردلی کوپر، اسکارلت جانسون.. ، فیلم و عکس هم گرفتم، اصلا الان اومدم که برات بفرستم...»

گفتم «واسه همین رفتی؟»

- «نه ، برای کار اداری اومده بودیم، بعدش یکی از دوستان که همون هیئت قدیم بودن، برای اعیاد شعبانیه برنامه داشتن و شیرینی و گل و شربت میدادن توی خیابون... بعد از کارم یه سر رفتم اونجا که فهمیدم دو تا خیابون پایینتر، جشن Marvel ه »

- «اسکارلت رو میبردی یه لیوان شربت زعفرون و تخم شربتی بهش میدادی...»


++ ظهر از ناصرخسرو بسمت چهارراه استانبول میرفتیم، چهارراه غلغله بود. جلوی بانک مرکزی و سفارت ترکیه، پر از آدمهای پلاکارد بدست و پلیس و گارد ویژه که همه کنار هم آروم ایستاده بودن...

- «چقد آرومن؟! اصن اعتراضه؟ واسه دلاره؟ » 

- «نه ، سالگرد کشتار مردم ارمنستان بدست ترکیه (دولت عثمانی) ه ، جمع شدن اعتراض و... »

- «چرا روی پلاکاردها ارمنی نوشتین؟ باید ترکی مینوشتین...»

- «چرا اعتراض یه کشور دیگه، به یه کشور دیگه، توی کشور ماست؟ »

- «مث قبل از جام جهانی که تیمها میرن بازی های تدارکاتی تا قوی بشن،، اینا میان اینجا تمرین اعتراض میکنن... هر کی توی ایران موفق به اعتراض بشه و به جایی برسه، حتماً توی هرجای دیگه هم میتونه...»

- «آره، ایران غول مرحله آخره...» 

- «بابا اعتراض چیه؟! یه صلوات بفرستین ختم بخیر شه برین خونه هاتون...»


  • دکتر میم

خیلی عصبانی ام! 

یکسال پیش که این پست رو نوشتم ، و بارهای دیگه، و اینهمه گفتم ببینید دور و بر نامزدها، چه ابله هایی رفت و آمد میکنن و مشاورها کی ان؟! خیلی ها اومدن و چه توی همین وبلاگ چه از نزدیک، عمومی و خصوصی منو یکی کردن. الانم اگه بگید، مهم نیست... 

الان نمیخوام از حق انتخاب حرف بزنم،، اما وقتی میگفتین «ما به حزب و گروه اعتماد میکنیم» ، و روی آدمها و اطرافیانشون تحقیق نمیکنید و نشناخته حرف میزنید و رای میدید، وقتی با یک «تَکرار» که ۵۰ درصد سنشون به اون سالها قد نمیداد، ۴۰٪ هم خودشونو به فراموشی یا حماقت زدن، رای ها به سمتی میره،، بایدم این بلاها تا ۱۴۰۰ یا حتی بعدش، سر همه بیاد.

اصلا حوصله ندارم حتی کلمه ای درمورد تدابیر ارزی دولت که امروز، برای حفظ آرامش(!!!!) در بازار ارز تصویب شد ، و اتفاقاتی که بزودی قراره برامون بیوفته و سرمون بیاد رو بگم.

اما فقط بدونید، همین الان، مواد اولیهٔ تجهیزات کلینیکی و داروهای مهمی که در ایران نیست و ما وارد میکنیم، بخاطر ممنوعیت حواله ارزی در انبارهای گمرک آلمان و چین مونده. حواله ارزی قانونی گیر نمیاد، صرافی های زیرزمینی دلار رو بقیمت ۶۲۰۰ تا ۶۳۰۰ حواله میزنن! بانک هم طبق دستور دولت محترم بعد از یک هفته کاغذبازی اداری و اسناد و مدارک، کمی ارز میده بهمون. در همین یک هفته مبلغ زیادی رو بابت انبارهای گمرک باید بدیم ... و رک و راست بگم، هزینه تمام اینها رو با مردم عزیز حساب میکنیم و ۳۰ تا ۴۰ درصد افزایش قیمت داریم و بقیه هم همینطور، بزودی با ما و مردم حساب میکنن :-/ بازار سیاه ارز درعرض سه ساعت، بشدت رشد کرده! و تقریباً تمامی شرکت ها الان درگیر این مورد شدن.

++ پیش بینی کارشناسان: لذا فشار ِ این بار، بزودی سد ِ احمقانه تدابیر لحظه ای رو میشکنه و حالا حالاها اتفاقات بدی در راهه که فکرشم نمیکنید ... و هنوز خییلیی تا سال ۱۴۰۰ مونده !


  • دکتر میم

این چند وقت که خودم پرس و جو میکردم و نظرات خیلیا رو پرسیدم، فهمیدم هنوز یه چیزایی برامون مبهمه! ببخشید پست طولانی ای خواهد شد، اما اونقدر مطلب جالب توش هست که منجر به کلی لذت و سوال و عصبانیت و... بشه :-) بخونید و بپرسید و بگید:


  • دکتر میم
با توجه به پست قبل، (و با عنایت به اینکه ما همیشه در «این» برههٔ حساس کنونی هستیم) ، این پست مهم هم بخونید و نظر بدید. حتی میشه تبدیلش کرد به یه چالش.

خرید کالای ملی، برای مردم هر کشوری، یه اتفاق خوب محسوب میشه. اما سوال اینه: واقعاً باید بخریم؟! چرا؟

  • دکتر میم

چند روز پیش میخواستم مطلبی درمورد «کالای ایرانی و باید ها و نبایدها» بنویسم، تنبلی کردم. اما حالا با این اوضاع بازار ارز گفتم طی دو پست، چندتا مطلب مهم رو با هم بحث و بررسی کنیم.


+++ خواهش میکنم وقت بذارین و بخونین، نظر بدین، سوال بپرسین، مخصوصا بند ۱۰ ... و توجه کنید ، این پست صرفاً درمورد تاثیر قیمت ارز (دلار) در اقتصاد کشور و زندگی روزمره و رفتارهای اجتماعی ماست و مثالهایی که درمورد کالای ایرانی میزنم فقط برای نشون دادن تاثیراته. پس در پست بعدی به خرید یا نخریدن کالای ایرانی گیر بدین.


  • دکتر میم

مصائب همیشگی

۱۰
فروردين

بدبختی یعنی مسئولینی داریم که اونقدری که برای ساخت کلیپ و نماهنگ و چاپ بنر در مورد «کالای ایرانی» هزینه میکنن، برای زیرساخت و ارتقای کیفیت و کمک به تولید و جون گرفتن کارگاه های تولید کننده «کالای ایرانی» هزینه نمیکنن.

نه که الان! سالهاست که همین داستان مارو زمین زده. فقط امسال که شده سال «کالای ایرانی» ، برای نماهنگ و بنر ، بیشتر هزینه میشه :-/


  • دکتر میم

+ روزهای جشنواره برای ما عوام، خیلی خوش میگذره و جو خیلی خوبیه. چه از اون سالهایی که پیش فروش بلیط نبود و ساعتها زیر برف و بارون توی صف می ایستادیم و چه الان که بلیط هم میخریم و بازم بعضی وقتا برای بعضی فیلما ساعتها توی صف میشینیم و بین فیلمها با همسر کیک و چایی میخوریم. از جمع سینمایی ها و کل کل درمورد فیلمها و سینما با آدمهایی که اصلا نمیشناسی، تا همه فیلمهایی که طی یازده روز همش روی یه صندلی میشینی و هر روز آدمهای ثابتی کنارت میشینن و هر روز درمورد فیلمهای روزای قبل و بعد حرف میزنین و سر فیلمها میخندین و گریه میکنین و فحش میدین و تشویق میکنین. سر یه فیلم که امسال ۴ ساعت توی صف نشستیم و با آدمهایی که کنارمون بودن، چند بار به نوبت جا رو نگه داشتیم، روز بعدش  که رفتم سینما و یه صف دویست نفره دیدم،، ده نفر توی صف بهم جا تعارف میکردن :-)) همه از دوستان بینامی که این روزها دیده بودم. هرچند که این روزها از صبح میرفتم کار تا ۲ ظهر و بعد سینما تا ۸ و از ۸ تا ۱۱ شب دوباره کار ، اما از لذتش هیچ سالی نمیشه گذشت.


+ بهترین منتقدهای فیلمها، مردم ن. هر منتقدی، هر داوری و حتی هر خبرنگاری که درمورد یه فیلم خوب یا بد میگه، یا رای میده، یه نفع و ضرری داره. از سفارشات گرفته تا روابط، دوستی ها، کارهای آینده، سفره هایی که پهن خواهند شد و... 

هرچند که نظر مردم کاملا بدون نفع و ضرر برای خودشونه، اما خیلی از مردم هم نظرشون با بازیگر یا کارگردانیه که دوست دارن و بدون توجه به کیفیت اون کارشون، نظر میدن. منم بعضی از کارگردانها و بازیگرا رو دوست دارم، اما همیشه خود ِ فیلم برام مهمتر از هرچیزی بوده.  بارها به فیلمهای کارگردانا و بازیگرای دوستداشتنی، شدید انتقاد کردم و بارها از فیلم آدمهایی که ازشون متنفر بودم، کلی حال کردم.


+ سالهاست که دیگه داوری فجر مهم نیست. همه میدونن پشت پرده سیاست های کثیف هر ارگانی، توی سینما هم بوده و خواهد بود. از رشیدپور ابله گرفته، تا دبیر جشنواره و وزیر فرهنگ و...! در اصل، سیمرغ ها همونی بود که من دوپست قبل گفتم. تمااام :-) اگه یه درصد درمورد داوری شک داشتین، دیشب اگه برنامه هفت رو میدیدین، مطمئن میشدین یه مشت بدبخت ِ ترسو و بقول خودشون مصلحت طلب ، و با کدخدا منشی تصمیم داشتن بدون درنظر گرفتن ذات هنر، جوایز رو بین پیر و جوان و طیف های سیاسی و موافقین خودشون تقسیم کنن. طیف های سینمایی و سیاسی ِ مخالف در هرر دوره ای و همینطور فیلمسازان مستقل هیچوقت دیده نمیشن. مثلا بارها شده که یک فیلم در اسکار یا کن یا گلدن گلوب، ۱۰_۱۱ جایزه اصلی رو برده و هیچ اشکالی هم نداره! و دلیلی نداشته که حتما هر فیلم حتما دو سه جایزه برنده بشه فقط به دلیل اینکه جوونها روحیه بگیرن یا شائبه ای پیش بیاد. شائبه وقتی پیش میاد که لاتاری در هیچ رشته ای کاندید نمیشه و نه تنها فیلمش، که همه بازیگراش در هر فیلم دیگه ای هم تحریم میشن! شائبه اینه که آدمهایی بی عرضه و حسود و ضعیف هزار انگ به فیلم سطح بالای بوقت شام میزنن... و بعد تنگه ابوقریب با حداکثر ۵٪ آرای مردمی، بیشترین سیمرغ رو میبره!! و یا اینکه ضعف داورها در انتخاب یک گزینه و نهایتا اهدای دو سیمرغ در چند رشته اصلی برای اولین بار در جهان!


+ رشیدپور نهایتاً بتونه مسابقه محله رو اجرا بکنه! نمیدونم به چه حقی قبل از اعلام برنده، از بین ۵-۶ نامزد، خودش دو سه نفر رو حذف میکنه؟! شوخیهای لوس و آبکی تا جایی که گاهی به استهزا و تمسخر میرسید. آدمی که ۱۰٪ قدرت اجرا نداره، و اطلاعاتش از سینما در حد اینه که فقط میفهمه کدوم دوربین روشنه، میاد در برنامه زنده قصه فیلمها رو لو میده، بجای ده تا منتقد ورر میزنه و نصف برنامه از خودش تعریف میکنه! 


+ بنظر من فیلمسازی وابسته ، فیلمسازی سفارشی و سینمای با پشتوانه، هیچ اشکالی نداره. بشرطی که از اون منابع استفاده خوبی بشه برای ساخت یه فیلم خوب. خوب بساز، سفارشی بساز. چه مشکلی داره؟! بقول اصغر نعیمی، کسی که از پوشک خودش تا هزینه میلیاری فیلم و سریال هاشو با رانت و بلاعوض میگرفته و هیچ برگشتی هم نداره، نباید از فیلمسازی مستقل حرف بزنه. بعضیا که کلاً نشستن و همه فیلما رو سفارشی میدونن. حاتمی کیا سفارشی سازه، مهدویان سفارشی سازه. باشه آهنگر سفارشی سازه. چطور وقتی موج مرده ، گزارش یک جشن ، یا دعوت رو ساخت، سفارشی ساز نبود؟! ... من درمورد فیلم نظرمو گفتم. حاتمی کیا بدون شک با فاصله بهترین کارگردان سینمایی و تکنیکی سینمای ماست و اکثراً چند پله بالاتر از سطح ما فیلم ساخته. حرفشو میزنه. هرچند فیلم امسالش هم عالی بود، اما چند صحنه هندی و طولانی و بی منطق جزو فیلمش بود. حرفهای اعتراضی دیشبش هم جزو لاینفک ذات حاتمی کیاست به افرادی که بی منطق به هر چیزی گیر میدن. فقط بعضیا آرومتر، میگذرن، بعضیا باشدت تر برخورد میکنن. این حرف مسخره ست که گفتن «نمیدونم حاتمی‌کیا چرا همیشه معترضه؟! اون که همیشه فیلماشو ساخته، حمایت شده، و همیشه سیمرغ هاشو گرفته!» ... موفق بودن و مورد اعتماد قرار گرفتن از طرف تهیه کننده ها و مردم، دلیل میشه که به حماقتها اعتراض نکنیم؟! همه چی فقط سیمرغه؟! مثل اینکه به بچه ت پول بدی، و دستش رو باز بذاری ولی صب تا شب برینی بهش و زیر بار هزارتا حرف و منت و تهمت ببریش. بچه نباید اعتراض بکنه؟! تهیه کننده ها و سازمانهای سینمایی به چشم تجارت و صنعت میبینن و مسلما هر سازمان، پشتیبان فیلمی میشه که فکر میکنه موفقیت بیشتری داره. زورتون میرسه،، فیلم خوب بسازین. یاعلی. باشه، حاتمی کیا آدم بد،، اما مگه هومن سیدی و پیمان معادی، زور و رانت داشتن که فیلم های به این محشری ساختن امسال؟ ... آدم های بی عرضه، فقط حرف مفت میزنن.


+ این خط، این نشون. فروش سال بعد، نشون میده که جای فیلمهای مغزهای کوچک و بوقت شام و لاتاری و بمب کجاست،، و جای تنگه ابوقریب کجا.


+ در کل سعی کنیم خودمون فیلمها رو ببینیم و بی توجه به نظر چند تا داور ضعیف ِ تحت تاثیر، از سینما لذت ببریم و بنظر من فیلمهایی که ارزش دیدن روی پرده رو دارن :

لاتاری ، مغزهای کوچک زنگ زده ، به وقت شام ، بمب ، سرو زیر آب ، دارکوب ، مصادره ، شعله ور ، اتاق تاریک 

- عرق سرد رو ندیدم، اما از ساختش تعریف زیادی شنیدم.

- و فیلم تنگه ابوقریب برای من ارزشی نداشت اما لازمه روی پرده دیده بشه.


+ جوگیر و احمق و رشیدپور نباشیم


  • دکتر میم

شگفتی ای که بسیاری از مردم جهان از آن بیخبر بودند، وقتی بهتر شکل گرفت که چند ماه پیش، در همایش سالانه مجله foundr ، سخنران بعد از توضیح در مورد گذر از دوران «فروش محصول» به دوران «فروش خدمات» ، با این جملات سخنرانی خود را پایان برد:


شگفتی ها در حال رخ دادن اند:

- شرکت اوبر، بزرگترین شرکت تاکسیرانی دنیا، بدون اینکه حتی مالک یک تاکسی باشد.

- فیسبوک ، بزرگترین شبکه اجتماعی دنیا ، بدون اینکه خودش یک خط تولید محتوا بکند.

- علی بابا ، بزرگترین خرده فروش دنیا ، بدون هیچ موجودی در انبار.

- شرکت AirBNB ، بزرگترین هتلدار دنیا ، بدون حتی در اختیار داشتن یک متر زمین.

- و بیت کوین ، بزرگترین بانک دنیا ، با حدود ۲۵۰ میلیارد دلار سرمایه، بدون حتی یک برگ اسکناس!


....

+ چند روز پیش با یکی از دوستان در مورد آینده صحبت میکردیم و تغییر مشاغل و سبک زندگی. میگفت همه مشاوران انتخاب رشته دانشگاه، دانشجوهای تجربی رو بشدت تشویق میکنن به داروسازی.

میگفتم آدمها همه ضررهاشون بخاطر باز نبودن دیدشون درمورد آینده ست. یه زمانی اوضاع مهندسی خوب بود، همه میگفتن برین مهندسی! بدون فکر به اینکه الان مهندسی خوبه، نه چهار پنج سال دیگه! چهار پنج سال بعد موج محبان پزشکی بود. و سیل داوطلبان پزشکی که ۷_۸ سال بعدش تقریبا درحالت اشباع بود. و حالا داروسازی...

با این تفکر که «حداقلش یه داروخونه برای خودت میزنی و پول پارو میکنی»

اما هیچ فکر میکنیم که تا سه چهار سال دیگه، داروخونه ای وجود نخواهد داشت! و تعداد محدودی از داروسازها فقط کارمند و کارشناس در شرکت های بزرگ پخش اینترنتی دارو و داروخانه های اینترنتی هستن!

همونطور که خیلی از کسب و کارها بخاطر بروز نشدن، در برابر فروشگاههای اینترنتی شکست خوردند و تمامی آژانس ها و تاکسی تلفنی ها کمتر از یکسال بخاطر تاکسی های اینترنتی، جمع شدن.

و حالا اگه به کار کردن برای شرکت های دیگه باشه که درس خوندن در دانشگاههای ایران و رشته هایی که هیچ ارزشی در بازار کار نداره، دقیقا مثل رشته کامپیوتر، چه فایده ای داره؟! ... با دیپلم هم میشه توی داروخونه کار کرد، والا!


+ چند ماه پیش رفتیم الکامپ، توی سالن استارت آپ ها و کسب و کارهای اینترنتی جدید، از حدود ۳۵۰ گروهی که اومده بودن شاید ۳۴۰ تاشون غاز میچروندن! کسب و کارهای تکراری و کپی شده، بدون هیچ ایده جدیدی! از خدمات ارسال غذا ، ارسال کالا، تا ده ها تاکسی اینترنتی، سایت پخش فیلم ، خدمات منازل، وبلاگ، شبکه های اجتماعی و...! البته فکر نکنید مثلاً چونکه الان دیگه دیجیکالا بزرگترین فروشگاه خرده فروشی ایران رو داره، پس ما کاری نکنیم، نمیشه توی این زمینه کاری کرد! نه،، اولاً دنیا بارها ثابت کرده مردم حتما بسمت ایده جدید کشیده میشن. درضمن الان کمتر از ۲۵ درصد از مردم ایران با اینترنت کار میکنن و از خدمات اینترنتی (و نه فقط تلگرام) استفاده میکنن و این بازار بزرگ دیجیکالا حدود کمتر از دو درصد مردم رو پوشش میده! پس بازار ایران، بازار بسیار بزرگ و داغیه. حالا حساب کنید، نسل بچه هایی که الان کاملا کار با اینترنت و خدمات اینترنتی رو بلدن، سه چهار سال دیگه چه حجم بازاری رو (حداقل در استارت آپ های اینترنتی) بوجود میارن.


+ قرار نیست برای راه اندازی یه کسب و کار، خیلی چیز خفنی بسازید! قرار نیست با ماشین تسلا ، یا اسنپ و تپسی ، یا گوگل و اپل رقابت بکنید و شکستشون بدید! فقط باید یه جایی برای خودتون از بین ۹۰٪ جای خالی پیدا کنید. بلاگفا با چند تا ایده، پرشین بلاگ رو کنار زد. و «بیان» از یه فرصت در حماقت بلاگفا استفاده کرد و خودشو نشون داد. هرچند اگه اینا هم خودشونو بروز نکنن، همین روزا بازنده های جدیدن. 

+ مثلا شرکت ها و کسب و کارهای بزرگ، به مواد اولیه یا خدمات جانبی ای احتیاج دارن، میشه روی اونا کار کرد. یا اینکه، در کنار خدمات و کسب و کارهای جدید، میشه راهکارهای جانبی پیشنهاد داد. یه اپلیکیشن اومده، مسیری که میخوای توی شهر بری، ازت میپرسه و برات قیمت اسنپ و تپسی و کارپینو و... رو مقایسه میکنه :-)) ایده هیچ ربطی به شرکت های کله گنده تاکسی نداره، اما احتمالا کاربرانش از اونا هم بیشتر خواهد شد. بسیار جذاب و جسورانه و پررروو :-))
یه نفر با یه کافه پر از ایده ، یه نفر با طراحی میز و صندلی های جدید و خلاقانه ، یه نفر با تولید یه قطعه کوچیک در خودرو ، و کسی با راه اندازی یه ایده در زمینه تولید و بررسی محتوای علوم انسانی،، توی ایران! و پولدار شدن. یا در جهان،، یه اکیپ ده نفر در یکی از روستاهای اندونزی، رادیو چوبی و کاملا دستی میسازن و دنیا رو ترکوندن (سرچ کنید wooden radio) ... یا یه زن و شوهر فقیر آفریقایی، رفتن جاهای هیجان انگیز صحراهای محله شون، تاب آویزون کردن و الان کلی گردشگر فقط بخاطر تاب های اونا میرن اونجا... باحال نیست؟! پول در میارن، زندگی میکنن و با کارشون حال میکنن، و کار بظاهر کوچیکشون، برای خیلیا تغییر ایجاد کرده!

  • دکتر میم