روزنوشت های دکتر

آرامش ِ قبل طوفانم را برهم‌ نزنید... بگذارید ناخدا، اینبار هم کشتی را بسلامت بگذراند

روزنوشت های دکتر

آرامش ِ قبل طوفانم را برهم‌ نزنید... بگذارید ناخدا، اینبار هم کشتی را بسلامت بگذراند

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

۱۴۹ مطلب با موضوع «دغدغه» ثبت شده است

+ گفت موضوع «انسان در طبیعت» ... گفتم من از آدمها عکس نمیگیرم... گفت ده میلیون تومن ... گفتم از آدمها عکس نمیگیرم.... گفت ... گفتم از آدمها عکس نمیگیرم.


+ گفتیم فردا بریم سر ِ یال کوه، یه مسیر جدید و بکر پیدا کردیم، شب بالای آبشار میخوابیم... گفت دوربین و کوادکوپتر نیاوردیم... گفتم خب بهتر ، میشینیم نگاه میکنیم و لذت میبریم و میلرزیم...


+ بچه ها را در پارک اذیت نکنید... شاید یکی از آنها بچهٔ کسی باشد که الان باهاش قرار ملاقات دارید!


+ برای سیزده هزارمین بار «مختارنامه» میبینم، بعد از ۱۴۰۰ سال ، اوضاع مردم هنوز همونه... حتی اگه بیست هزار بار دیگه پخش بشه...


+ «روشنفکران هم که قضاوت هاشان قالبی و فرنگی و استاندارد شده است و طبق فرمولهای رایج جهانی. همینکه بشنوند کسی گرایش مذهبی دارد، برای محکوم کردن اون کمترین تامل و تحقیقی لازم نمیدانند و شخص را ندیده و سخن را نشنیده و کتاب را نخوانده، در زیر بار تهمت ها و دشنام ها و توجیه و تاویل های قراردادی یکنواخت میگیرند ، و چون مراجع تقلیدشان در اروپای کاتولیک، فتوا داده که دین تریاک توده است و ابزار دست طبقه حاکم (و در آن زمینه که آنها گفته اند، درست هم هست) ، اینان هم که خود مرید و مقلدند و خود، گستاخی تعقل و اجتهاد شخصی ندارند. برایشان دین شمشیر و دین صلیب یکیست و اسلام ابوذر و اسلام عثمان یکی... »

(علی شریعتی ، حسین وارث آدم)


+ کی بیشتر از من منتظر پاییز و زمستونه؟ و از همین الان ناراحت، برای شیش ماه دیگه که تموم میشه؟! ... نیمه دوم امسال ایشالا بارها میریم برای  آماده سازی سفت و سخت برای سفر قطب جنوب! 


+ خداوند، شر و فساد و خشونت را از زمین ریشه کن کند،،، ریشه آخوندهای ریاکار رو خودم میکنم :-))


  • دکتر میم

سالهایی که شرکت قبل کار میکردم، صبح تا عصر، و عصر تا شب کارهای خودمون ، کارهای دیگه، خانواده، گردش و سفر ... شبها بیهوش میشدم، وسط فیلم خوابم میبرد، همسر میخندید، میگفت تو فیلم خراب کنی! ... همه کارهای خونه رو میکرد ، و خیلی کارهای بیرون ، کمک من... و همیشه میگفت چطور اینهمه کار میکنی؟ چطور میرسی؟ چطور میتونی؟

سالهای بعد که گذشت و خودم کار میکردم، کارم ده برابر شد و دغدغه هام بیشتر، و سفرها و خانواده و... 

از چند ماه پیش همسر سر کار میره، خیلی خسته میاد خونه، با اینکه کلی سعی میکنم کارهای خونه رو بکنم، اما نمیذاره، غذا میپزه، خرید میکنه، هنوز کمک من میکنه،، و باز میگه «هنوز نمیدونم تو چطور اینهمه کارها رو میکنی؟ چطور میتونی؟»

شبها بیهوش میشه... وسط فیلم خوابش میبره... میخندم و بهش میگم امام صادق (ع) میگه «اگه کسی رو بخاطر کاری مسخره کنی، نمیری تا خودت بهش دچار بشی...» :-))

و اون نمیدونه،، نمیدونه که همیشه من به این فکر میکنم که کار و زحمتش خییلیی بیشتر از منه! و اینکه چطور میتونه؟ چطور میرسه؟ چطور اینهمه برنامه ریزی میکنه برای درست کردن و غلبه بر این همه بهم ریختگی ِ من؟!

دعا میکنم برای سلامتی ۱۲۰ ساله اش ، در این مرز سی و یک و دو سالگی.


  • دکتر میم

سنگ در چاه

۰۶
شهریور

۱- یه چند روزی نیستم... مشکلی قضایی پیش اومده که دوستان شریف قوه قضاییه خواستن برم پیگیری کنم. قول میدم که سعی کنم که دوباره زندان نرم... هرچند که «اوین» خودش ده تا پست ، جای کار داره :-))


۲- اگه عمری باشه، برای مسابقه عکاسی، سایت ثبت نام و ارسال عکسها رو تا نیمه شهریور ایشالا راه میندازم، لذا بازم میگم جهت اینکه هزینه ورودی برای کمپین آقای سه نقطه مصرف خوهد شد، زودتر هزینه مسابقه رو برای کمپین واریز کنید که کار کمپین دیر نشه. چون نیمه دوم شهریور باید کمپین اجرا بشه و خریدها انجام بشه.


۳- ای کسی که من هیچوقت اسمتو توی این وبلاگ نمیارم و در ظاهر اسلام، هر کاری میکنی... لطفا کامنت نذار ای هرزنامه، که هرچی آتیشه از کارای تو بلند میشه... تو از همون دشت لار قصد جونمو کرده بودی...


۴- خداوند کار هیچ انسانی رو در مملکت ایران به بیمارستان و دادگستری و رفیق ناباب وبلاگی گیر نندازه ... آمین


  • دکتر میم

کم فروشان

۲۹
مرداد

+ خیلی چیزا رو مینویسم و پاک میکنم! خیلی چیزا رو :-


+ ۲۸ مرداد بود... کودتا و مصدق و انگلیس و ... . قول داده بودم کتاب تاریخ معرفی کنم. چشم... ایشالا 


+ همه میدونستن که با هیچ بازیگری نمیرم عکس بگیرم، مگر با استاد عزت الله . اولین و آخرین باری که دیدمش، سال ۸۷ بود، سخت بیمار بود... دکتر قطب الدین صادقی زیر بغلشو گرفته بود ، من مات ایستادم جلوش... اومد نشست... جرئت نکردم،، یعنی روم نشد که توی اون حال باهاش عکس بگیرم... نشد... خدا بیامرزش ، روحش شاد.


+ قول بعدی اینکه همین چند روز آینده سایت مسابقه عکاسی شروع بکار میکنه.


+ خیلی سوال شد این چند وقت، در مورد کار و کاسبی و سرمایه و درآمد و چیکار بکنیم و نکنیم و... . اما، همه پست های «دوره های آموزش میلیاردر شدن» و «همایشهای موفقیت» و ... اینا رو که مثل قارچ توی نت زیاد شدن، بریزین دور!! اونا هیچ راهی بلد نیستن که بهتون یاد بدن،، راز پولدار شدنشون هم برگزاری همین همایشها و فروش بسته های تبلیغاتی گرونشونه!

طبق حدود سنی مخاطب ها که اکثرا جوونن و نیازهای دور و زمانه، سعی میکنم خیلی زود یه پست پر و پیمون درمورد کار کردن ، تبدیل ایده به تجارت، انواع کسب درآمد های اینترنتی و غیر اینترنتی، کارآفرینی ، فریلنسینگ ، دورکاری ، سرمایه گذاریهای کوتاه و بلندمدت و کسب و کارهای سنتی و جدید، چجوری بدون پول، کار راه بندازم و اصلا چیکار بکنم و... اینا، بنویسم. اما من تنهایی نمینویسم،، همه باهم مینویسیم. و ایشالا خییلیی پست بدرد بخوری خواهد شد. فقط یه کاری کنید. هر سوالی دارید ، هر مطلبی به گوشتون خورده، هر عنوانی در این مورد بلدین یا شنیدین یا تبلیغشو دیدین یا براتون مبهمه، زیر همین پست بنویسید و بپرسید و اعلام کنید، هر چیزی که کوچکترین ربطی به این چیزا داشته باشه،، اصلا هم خجالت نداره... اینجا جواب نمیدما... فقط بگید، تا بدونم چیا رو برای اون پست جمع کنم و بنویسم و جواب بدم... خیلی مهمه ها! پست گرونقیمتی میشه :-)) اینجا طبق ضرب المثل the best things in life are free کار میکنیم D:


+ همچنان زیاد مینویسم و پاک میکنم! این حرف-خوردن، نشونهٔ خوبی نیست. هوم؟


  • دکتر میم

holy shit

۲۲
مرداد

گوه توو این زندگی موبایلی و مجازی که اخلاق و رفتار و زندگی خیلیا رو به احمقانه ترین وضع ممکن عوض کرده!

خودمون به یه سریها بها میدیم، همونا سر مردم کلاه میذارن و ما همچنان ادامه میدیم... و اونقدر عقل و هوشمون شده چشم به همین دنیای مسخره که دیگه نه کتاب می خونیم ... نه فکر و تحلیل میکنیم ... و نه... 


+ به پیوست پاراگراف بالا،، استوری های صدرا باقری رو سریع تا پاک نشده، ببینید و کامل بخونید و گوش بدید. امیدوارم هایلایتشون بکنه تا بمونه.


  • دکتر میم

در قبرستان

۱۹
مرداد

+ بعضیا یه جوری روز جهانی تنبلا رو تبریک میگن که انگار بقیه روزای سال، کمر غول میشکونن! :-))


+ بعضیام یجوری میگن بلاگستان پر شده از یه مشت زردنویس و بادمجون دور قابچین و سبزی خردکن و... که انگار تا پارسال، سالی سه تا نوبل از توی بلاگستان درمیومده! بابا بوکوفسکی ،،، بابا ایشی گورو ،،، بابا سوباسا اوزارا ... نخوریمون! بددو برو در خونتون بازی کن عمو... :-


+ راستی، فیلم «a quiet place» محصول امسال، فیلم خیلی خوب و با دقت زیادی بود. پر از استرس. چیزی نگم بهتره :-)


  • دکتر میم

- با صحبتهایی که شد و پیغامهایی که رسید، ظاهراً بهتره ورودی مسابقه عکاسی به ازای هر عکس ۲ هزار تومن باشه. اما اگه دلتون خواست و در توانتون هست، هر چقدر بیشتر واریز کنید. پس شد، هر عکس، ۲ هزار تومن.


- اقای سه نقطه جزئیات کمپین رو نوشت و منتشر کرد. پست وبلاگش و پست ایستاگرامش رو منتشر کنید... یه بار دیگه گفته بودم، پولها با دقت خرج میشه و هرچقدر جمع بشه، خرج خرید وسایل تحصیلی و خدمات آموزشی به تعداد زیادی از دانش آموزان پسر و دختر میشه. 


- مهلت ارسال عکسها تا ساعت ۲۴ روز ۶ ام مهر ماه ۹۷ هستش. اما چون بهتره که پولهای کمپین زودتر جمع بشه و وسائل خریده بشه، از الان میتونید (حتی هر مبلغی بیش از هزینه مسابقه) واریز بکنید، و بهتره این کارو زودتر انجام بدین و بعدش تا ۶ ام مهر فرصت ارسال عکساتون محفوظه. فقط اگه برای مسابقه عکاسی واریز کردید، عکس از فیش واریزی، یا انتقال وجه ، یا اسکرین شات از تاییدیه واریز اینترنتی، بگیرید و برام ایمیل بزنید که به عنوان هزینه ورودی مسابقه براتون درنظر گرفته بشه. اطلاعات حساب و واریز وجه و ... در وبلاگ آقای سه نقطه و پیج اینستاش موجوده.


- خارج از بحث مسابقه، اطلاعات کمپین رو منتشر کنید و به اطلاع فامیل و آشنا برسونید و شرکت کنید. پست بذارید. ممنون :-)


- ایشالا تا هفته بعد، سایت مسابقه برای ارسال عکس ها آماده میشه. اما واریز وجه شروع شده هااا... شروع کنید ;-)


+ خارج از بحث:  بازار ارز و طلا بشدت درحال آروم شدنه... ایشالا روند ادامه دار باشه و آرامشش به مشاغل ، مسکن ، صنعت و اقلام خوراکی و حقوق و اعصاب مردم هم برسه ... خدا لعنت کنه برهم زنندگان آرامش رو... (دکتر میم ، همین الان از سبزه میدون) :-)


  • دکتر میم

رایحه

۱۵
مرداد

گفتم: «چی میشه که اخلاق مردم یه کشور عوض میشه و تصمیمای جسورانه و قاطعانه میگیرن؟!»

گفت: «همچین مواقعی،، کشاکش همین سختی ها،، زیر فشار همین کمبودها،، وقتی که کم کم میفهمن هیچکس نیست که به دادشون برسه، جز خودشون! ... و اونجا با کار درست یا غلط، میتونه نقطه صعود یا نابودی ملت باشه...اون دوره معمولاً اتفاقای عجیبی میفته! که زیاد هم توی تاریخ داشتیم»


+ قبلاً گفته بودم و به کرّات توی کامنت های دو پست قبل هم گفتم که عجیب امیدوارم. حالا بوی اتفاقات خوب (و همینطور هیاهوسازی های احمقانه) میاد... شامه هامونو قوی کنیم و باهوش باشیم.

++ اگه حرفهای دوهفته پیش رهبر برای هیئت دولت و همینطور حرفهای دیشب همتی، رییس جدید بانک مرکزی رو در مورد بسته جدید ارزی نشنیدید، سرچ کنید و بخونید. این مسیر خوبه، اگه ایشالا درست انجام بشه، روزگار برمیگرده.‌

+++ همه مسئولیم.


  • دکتر میم

نظراتتون برای این پست، مهمه:

اینکه میگن وقتی میریم توی طبیعت یا یه اقلیم ، نباید اثری از خودمون باقی بذاریم، فقط شامل آشغال و خرابی آثار باستانی و نابودی محیط زیست نمیشه. یه چیز مهمی که معمولاً توجهی بهش نمیشه، احترام به فرهنگ اون اقلیم و تاثیرات فرهنگیه. 

دوستی میگفت : «گروههای طبیعت گردی و تورهای زیادی میان به سیستان و بلوچستان و خیلی هم فازشون اکوتوریسم و دوستدار طبیعته. اما چیزای زیادی رو رعایت نمیکنن. اونم در نظر گرفتن نحوه پوشش و نوع زندگی و اعتقادات مردم منطقه ست. اکثر مردم بومی اون مناطق (و خیلی دیگه از مناطق ایران) فرهنگشون با چیزی که ما به عنوان پوشش در شهرنشینی مدرن میشناسیم، فرق داره. گروههای مسافری که میان اینجا اکثراً فکر میکنن اومدن یه کشور دیگه و چون شاید نظارت و فشاری نباشه، میتونن راحتتر از حتی شهر خودشون بدون حجاب یا مردها با شلوارک در ملأ عام بچرخن! خیلی از خانواده های بومی اینجا با دیدن اینها، دیدشون در مورد مردم تهران یا مشهد یا اصفهان یا... اینطوری عوض میشه که اینا چقدر بی دین و ولنگ و بازن و بی قید و بندن ، پس اگه بچه های ما برن به این شهرها برای ادامه تحصیل، یا کار ، مثل اینا میشن و عوض میشن و.... و اون احساس امنیت رو از دست میدن و نمیذارن بچه هاشون (مخصوصاً دختراشون) برای دانشگاه یا کار یا هر پیشرفت دیگه ای برن تهران یا شهرهای بزرگ دیگه! واقعاً نمیذارن. و این شمایین که دارین دختر و پسر باهوش و مستعدی رو در یه شهر محروم، زندانی میکنید! »

خانم دکتر بلوچ میگفت «بعضی از دوستانی که میخوان بیان چابهار و میفهمن که اونجا اسکی روی آب داره، میپرسن که یعنی با بیکینی میشه رفت اسکی روی آب؟! .... و بعد در مورد نحوه دیدگاه مردم و نوع پوشش میپرسن و رعایت میکنن و به تفریحاتشون هم خیلی خوب میرسن... و این خیلی خوبه که میپرسن و رعایت میکنن و لذت هم میبرن»

بارها گفتم که ما به خاطر اطلاع نداشتن از همه چیز یا مطالعه نکردن و کم فهمی و عدم قدرت تحلیل خیلی مسائل، فقط ظاهر رو درنظر میگیریم و خیلی چیزا رو نمیفهمیم! یکی دیگه میگفت «همینه که هست ، باید فرهنگشون عوض شه!» 

بهش میگم: «تغییر فرهنگ زوری نیست، کار ما نیست، فرهنگ ، جزوی از اخلاق مردمه. فرهنگ باید با مرور و طبق شرایط زمانه و در قالب خودش تغییر بکنه! درمورد روال تغییر فرهنگها بخونید، روال بسیار زمانبر و حساسیه. اخلال در اون، ضررهای شدیدی به یه جامعه میزنه. اگه به زور و سرعت کار باشه، هر کی فکر میکنه فرهنگ خودش درسته! پس نباید به حجاب اجباری هم اعتراض کنین، چون یه سری فکر میکنن اون فرهنگ، کامل و درسته! پس اونا هم میگن باید بزور، فرهنگ بی حجابا عوض شه. واسه همین کارشناسا میگن این یه روال حساسه که با گذشت زمان قابل انجامه»

...

«از یکی از جزایر قناری در جنوب اسپانیا، که بهش «جزیره لختی ها» هم میگن، تا اولین روستای مرزی مراکش، حدود ۱۲۰ کیلومتر فاصله ست. شاید کمتر. حدود یه ساعت طول کشید با یه قایق کوچیک رسیدیم بهش. روستای مسلمان نشین که زنها پوشیه (روبند) داشتن و مردها دشداشه. و بشدت حساس و پایبند! قایق هایی که این فاصله رو میان، قبلش به مسافران توصیه اکید میکنن که برای گذر از روستا و ورود به مراکش از این محل، قوانین بومی رو رعایت بکنن و احترام بذارن. از نظر مسافت، فاصله ای نبود بین صفر تا صد ِ فرهنگ پوششی. اما سالهای ساله که رعایت میشه ... و با دقت و احترام»


  • دکتر میم

مطالبه

۲۷
تیر

این روزها در هجوم خبری رانتخوارها و مفاسد اقتصادی و اختلاس افراد و بانکها (نه که مثلاً قبلاً نبوده و الان زیاد شده) ، در بلندرین قله پرچمداران اسلام، و اعلام هر روزهٔ «م.م.» و «ح.ه.» و «س.م.م.ر» ها، از سر بی حوصلگی رفتم سراغ زندگینامه مختصر خانم «کیتاروویچ» ، همون خانوم رییس جمهور کرواسی که برای بعضیا خوشگل، گرم و صمیمی و خاکی و با احترام و برای بعضیا فساد ملی، هنجارشکن و مسخره بود.

این بنده خدا زحمت زیادی کشیده و درس خونده و پله پله بالا رفته و سالهای گذشته سفیر کرواسی در امریکا بوده ،، یه بار یه خبری میاد که شوهر این خانم کیتاروویچ ، از ماشین سفارت، برای چند تا از کارهای شخصیش در شهر استفاده کرده. سرچ کردم و فهمیدم ، در چهار مورد و طی دو هفته!

این خبر که میاد و مطرح میشه، خانم کیتاروویچ رسماً از مردمش عذرخواهی میکنه و هزینه و جریمه استفاده شخصی شوهرش از اموال عمومی رو پرداخت میکنه... 

(هههعععییییی ،،،، والا آخه اینم شد مسئول؟ :- )

و در این جام جهانی هم با هزینه شخصی و با پرواز عمومی به روسیه میاد و برای خودش بلیط عمومی ورزشگاه میخره،، و جناب پوتین لطف میکنن و وقتی میفهمن، ایشونو میبرن به جایگاه ویژه، و میگه (با لهجه تند روسی بخونین) : « آخه زن، تو آبروی رییس جمهورا رو بردی، بیا اینم یه کارت ویژه، به همه سپردم با این کارت سر همه بازیا بفرستنت جایگاه ویژه... برو اینقدر تظاهر به نوعدوستی و صمیمیت نکن. ما خودمون ذغال فروشیم عامو... اصلا سیستم اُلیگارشی رو ما ساختیم، کشورهای پایین ترمون هم رعایت میکنن، تو که دیگه از خودمونی، تو چرا آخه؟... آخه رییس جمهور، اینجوری؟» :-))

این خنده آخری از سر استیصاله :-(


  • دکتر میم