روزنوشت های دکتر

آرامش ِ قبل طوفانم را برهم‌ نزنید... بگذارید ناخدا، اینبار هم کشتی را بسلامت بگذراند

روزنوشت های دکتر

آرامش ِ قبل طوفانم را برهم‌ نزنید... بگذارید ناخدا، اینبار هم کشتی را بسلامت بگذراند

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

۱۴۰ مطلب با موضوع «دغدغه» ثبت شده است

مطالبه

۲۷
تیر

این روزها در هجوم خبری رانتخوارها و مفاسد اقتصادی و اختلاس افراد و بانکها (نه که مثلاً قبلاً نبوده و الان زیاد شده) ، در بلندرین قله پرچمداران اسلام، و اعلام هر روزهٔ «م.م.» و «ح.ه.» و «س.م.م.ر» ها، از سر بی حوصلگی رفتم سراغ زندگینامه مختصر خانم «کیتاروویچ» ، همون خانوم رییس جمهور کرواسی که برای بعضیا خوشگل، گرم و صمیمی و خاکی و با احترام و برای بعضیا فساد ملی، هنجارشکن و مسخره بود.

این بنده خدا زحمت زیادی کشیده و درس خونده و پله پله بالا رفته و سالهای گذشته سفیر کرواسی در امریکا بوده ،، یه بار یه خبری میاد که شوهر این خانم کیتاروویچ ، از ماشین سفارت، برای چند تا از کارهای شخصیش در شهر استفاده کرده. سرچ کردم و فهمیدم ، در چهار مورد و طی دو هفته!

این خبر که میاد و مطرح میشه، خانم کیتاروویچ رسماً از مردمش عذرخواهی میکنه و هزینه و جریمه استفاده شخصی شوهرش از اموال عمومی رو پرداخت میکنه... 

(هههعععییییی ،،،، والا آخه اینم شد مسئول؟ :- )

و در این جام جهانی هم با هزینه شخصی و با پرواز عمومی به روسیه میاد و برای خودش بلیط عمومی ورزشگاه میخره،، و جناب پوتین لطف میکنن و وقتی میفهمن، ایشونو میبرن به جایگاه ویژه، و میگه (با لهجه تند روسی بخونین) : « آخه زن، تو آبروی رییس جمهورا رو بردی، بیا اینم یه کارت ویژه، به همه سپردم با این کارت سر همه بازیا بفرستنت جایگاه ویژه... برو اینقدر تظاهر به نوعدوستی و صمیمیت نکن. ما خودمون ذغال فروشیم عامو... اصلا سیستم اُلیگارشی رو ما ساختیم، کشورهای پایین ترمون هم رعایت میکنن، تو که دیگه از خودمونی، تو چرا آخه؟... آخه رییس جمهور، اینجوری؟» :-))

این خنده آخری از سر استیصاله :-(


  • دکتر میم

نذر طبیعت

۲۱
تیر

+ قدیما بازار حیوانات، مولوی بود، همه چی میفروختن، شیر، پلنگ، سگ، مار ، پرندگان،... الان چند ساله جمعشون کردن و بردن خلیج ، شماره دو (قسمتی از اتوبان آزادگان تهران) ، پارسال رفته بودیم دیدیم همش شده پرندگان و ماهی، اونم بشکل قانونی. یه نفرو کشیدیم کنار گفتیم پس بقیه حیوونا چی؟ گفت چی میخوای؟ یه شماره داد و رفتیم بیرون مجتمع و زنگ زدیم، طرف رو پیدا کردیم، گفتیم یه چیزی بگیم که نداشته باشه. طرف گفت چی میخوای؟ گفتم گورخر! ،،، یه دفترچه باز کرد و ورق زد، عکس دوتا گورخر نشون داد، با اسم و سن و شناسنامه و نژاد و.... :-| گفتم چند؟ گفت ۱۹ میلیون! گفتم اسب آبی هم داری؟ یه دونه از اون نگاه ها کرد و... گفت میارم... :-| رفتم که بپرسم دایناسور؟ گودزیلا؟... که دیگه ترسیدم بزنه مارو...


+ من با اینایی که کمپین برای گربه ها میزنن و گربه های خیابونی رو جمع میکنن و میبرن توی خونه نگه میدارن، مخالفم. ذات ساختار بدنی گربه برای زندگی کولی وار در شهر و خرابه ها ساخته شده و develop شده :-) گربه های خیابونی در فضای خونه ها آزار میبینن، ناراحتن، زجر میکشن. ما عادت داریم عن بعضی چیزا رو در بیاریم.


+ خیلی از نژادهای سگ های جدید، مخصوصا این کوچولو تزئینی ها، ژنتیکی ساخته میشن! و در این بین همیشه قسمتی از مشخصات جانوری از دست میره! یعنی ذاتشون اون ویژگی های سگ رو نداره! باباااا، سگ باید حمله بکنه و تیکه تیکه ت بکنه، نه این سگها که دعواشون میکنی، ناراحت میشن!! تازه این سگ ژنتیکی ها اگه برن توی قسمت بار هواپیما برای سفر، از ترس، سکته میکنن!! بلا بدور!


+ اولین و آخرین باری که یوزپلنگ آزاد دیدم، منطقه محافظت شده خارتوران (از مهمترین ذخیره گاه های یوز آسیایی در جهان) سال ۸۲ بود. خانم ابتکار اومد برای بازدید، ما هم یه گروه ده نفری تونستیم بریم و سه روز اونجا بمونیم و با محیطبان ها بگردیم دنبال یوزپلنگ. روز دوم بالاخره یه دونه یوزپلنگ آسیایی از دور دیدیم... خیلی لحظه باحالی بود. یوزپلنگ ها بشدت در حال انقراض ان. معمولا شمارش یوزها با تخمین و تله دوربینه، که دوربین اتوماتیک میذارن که عکس بگیره و تعداد حدودیشون مشخص بشه. الان تعداد زیادیشون توی جاده های بین شاهرود و سبزوار، در تصادف با ماشینها کشته میشن! الان سالهاست بخاطر کم آبی و کم شدن شکار و غذا، یوزها مسافت های زیادی رو در مناطق محافظت شده حرکت میکنن و گاهی از جاده رد میشن. یادتون باشه، یوزپلنگ وقتی نور ماشین توی چشمش میوفته، بیناییش مختل میشه و نمیتونه ماشین رو تشخیص بده. پس وقتی شبها از این مسیرها رد میشین (جاده تهران مشهد ، حدفاصل شاهرود تا سبزوار) ، خیلی حواستون به این حیوونا باشه.


+ خداروشکر دوساله که با همت گروهی از بچه های محیط زیست و پول جمع شده، در این مناطق آبگذاری میشه. همین باعث میشه آهوها و کل ها و بزهای وحشی بیشتر بشن و خوراک یوزپلنگ ها تامین بشه و نر و ماده ها برای غذا پراکنده نشن! 

در سایت «نذر طبیعت» میتونید به این قضیه و همینطور موارد محیط زیستی مهم کشورمون کمک بکنید و اگه میتونید، این کارو بکنید. پول ها بشدت با دقت و وسواس خرج میشه.


+ وسط اینهمه اوضاع خراب محیط زیست، هفته پیش دوخبر خوب اومد. اول اینکه «وطن نوروزی» ، محیطبانی که در درگیری با شکارچیان، یه نفرو کشته بود و چند ماه زندان بود، با وجه المصالحه ای که بالاخره با همت عالی جمع شد، آزاد شد و برگشت. ۲۳۰ میلیون تومن سازمان حفاظت محیط زیست داد و حدود ۵۰۰ میلیون هم کمک مردم. مورد دوم هم چند روز پیش توی پارک ملی خارتوران، یه یوزپلنگ ماده با چهار توله یوز دیده شدن! :-)) ببینین چقددد باحالن :-)


  • دکتر میم

جداً برای شماره شیش خیلی صبر کردیم و خیلی زحمت کشیدیم.

از اون شبی که برنامه ماه عسل (واکسن زگیل تناسلی) پخش شد تا الان اتفاقات زیادی افتاد. فردای اون شب موجی در کشور افتاد و هزاران نفر هجوم بردن برای تزریق و حتی همچنان ادامه داره. اما چیزی که خیلی عجیب بود، و از همون شب بشدت فکرمونو مشغول کرد، مطرح کردن یه واکسن تحت آزمایش و تایید نشده و از همه مهمتر فساد و باندبازی کشور ما در وزارت بهداشت بود. و مطرح کردنش توسط یه دختر خوش زبون (و سابقه پرابهام) که نه اون بیماری رو داشته و نه تخصصی در اون مورد!! اونم در یه برنامه پربیننده تلویزیون! از شب پخش برنامه با چند تا از دوستان مخصوصاً سید مصطفا و صبادوست و همکار دامپزشکم در مرکز تحقیقات تگزاس) خیلی درموردش گشتیم و پرسیدیم و آمار گرفتیم...

نمیخوام درمورد ویروس ها و جزئیات واکسن صحبت کنم، اما همه پنج مورد (پست های یک تا پنج) قبل رو درنظر بگیرید... و از خودتون و مسئولین، سوال بپرسید و فکر کنید!

- ما حدود ۱۵۰ نوع ویروس زگیل تناسلی داریم و واکسن گارداسیل، در برابر ۴ نوع ویروس ایجاد مقاومت میکنه.

- مقاومت این واکسن حدود ۱۰ ساله 

- این واکسن در بعضی کشورهای پیشرفته دنیا ممنوع شده و خیلی کشور های دیگه دنیا درحالی که خودشون تکنولوژی واکسن رو دارن، اما تزریقش نه اجباره، نه تبلیغ میشه! چیزی که تبلیغ میشه و روش کار میشه، رعایت بهداشت فردی، غربالگری سرطان دهانه رحم، انجام آزمایشات دوره ای، آزمایشات پاپ اسمیر و... و همینطور دقت و مراقبت در انتخاب و تنوع شریکهای جنسیه!

- در امریکا (مرجع سازمان بهداشت جهانی) واکسن فقط یه توصیهٔ خیلی حاشیه ایه و خیلی محدود. بخاطر اینکه هنوز در حال تست و آزمایشه و در اسراییل (از قویترین جوامع تکنولوژی دارویی و پزشکی) واکسنی در کار نیست. البته اسراییل خودش بزرگترین توسعه دهنده واکسن هاییه که خودش مصرف نمیکنه.

- اولین بار واکسن گارداسیل در سال ۲۰۰۶ توسط شرکت قدرتمند و بزرگ Merck ساخته شد و اومد توو بازار و چه داستانهایی که تاحالا این شرکت و داروهاش نداشته.

- شرکت Merck یکی از هفت شرکت بزرگ داروسازی در جهانه که بر اساس ارزش بازار ویروس های جدید کار میکنه و فوق العاده از نظر قدرت و نفوذ و تکنولوژی قویه و داروهایی که براش حاشیه ساز میشن، به شرکتهای زیرمجموعه میسپره تا از بدنامی فرار بکنه! سال ۲۰۱۱ این واگذاری واکسن از Merck انجام شد.

- سال ۲۰۱۰ دکتر مرکولا از معروفترین محققین و پزشکان امریکا بخاطر همکاری مخفیانه در یکی از پروژه های شرکت Merck بازداشت میشه و اسنادی که در دادگاه اون دوران منتشر میشه از بزرگترین پرونده های پزشکی امریکاست! مرکولا بعدها بعدها بخاطر حمایت نکردن شرکت از خودش در زمان دادگاه، شروع به انتشار اسناد و تحقیقاتش میکنه و اینم یه نمونه ش در گزارش های خود شرکت Merck در سال ۲۰۰۸:

Gardasil is NOT a cancer vaccine .... Compared to Menactra, receipt of Gardasil is associated with at least twice as many emergency room visit reports; four times more death reports; five times more "did not recover" reports; and seven times more "disabled" reports

بله،،، گارداسیل، واکسینه دربرابر سرطان، نیست ... در مقایسه با واکسن مننژیت، چهار برابر گزارش مرگ بیشتر ،، و هفت برابر گزارش معلولیت بیشتر ،، و...

- مرکز تحقیقات پیشرفته این شرکت از سال ۲۰۱۲ برای ارتقا و بروزرسانی واکسن تحقیقاتشو آغاز کرد و هرسال گزارش هایی منتشر میکنه، اما هنوز واکسن جدید و جایگزینی عرضه نشده.

- در برنامه ماه عسل برای خرید فرمول گارداسیل و تولیدش در ایران، حدود ۵ میلیارد تومن جمع شد. قیمت فرمول گارداسیل حدود ۱۰۰ میلیارد تومنه!! خب... بقیه ش چی؟ اگه بقیه ش جور نشه (که نمیشه) چی؟ پول مردم چی میشه؟ 

- بعد از برنامه مثل همیشه، سلبریتی های مجازی همیشه در صحنه وارد شدن و کلی در مورد مزایای گارداسیل گفتن. وقتی تبلیغ ژل لاغری گامبوگامبو براشون سود داره، چرا روی گارداسیل اسکی نرن؟!

- میخواین جالبتر بشه؟! در ایران فقط سه شرکت واردکننده گارداسیل وجود داره و معلومه به کجاها وصلن! و هیچکس دیگه ای نمیتونه (حق نداره) گارداسیل وارد بکنه! ... واکسن خارجی ِ یک میلیون تومنی، که مدتها در انبارها بود و کسی نمیرفت سراغش، طی کمتر از دوماه، بشدت نایاب شد و حدود ۴۳۰ میلیارد تومن سود به جیب این سه شرکت واریز کرد. پس احتمالاً نباید منتظر تولید ملی این واکسن بمونیم!

- شرکت های خارجی داروسازی فرمولهای جدید و خوبشون رو به کسی نمیفروشن. فرمولها بعد از ۲۰ تا ۲۵ سال به کشورهای جهان سوم فروخته میشه!

- هفته پیش، دادستان کل کشور، از دستگاه قضایی بی نقصمون، زحمت کشید و وارد ماجرا شد. خانم مهمون خوش صحبت ماه عسل (یاسی اشکی) و عوامل برنامه ماه عسل به دادگاه احضار شدن برای ادای توضیحات!! و باز کسی نگفت که آخه آقای دادستان عادل، شما دست روی رییس و واردکننده و مجوزدهنده و سودبرنده نمیذاری،، میری خرده فروش کنار میدون رو بازجویی میکنی؟!

- قطعاً واکسن ها نقش زیادی در سلامت بشر داشتن ، اما بهداشت و صنایع وابسته، یکی از بزرگترین و پولسازترین مافیاهای جهان رو در اختیار داره که اولویت اولش فروشه، نه سلامت. امیدوارم هم این واکسن و هم واکسن ها و داروهای دیگه، بشدت در محیط سالم و شفاف ساخته و بروزرسانی و تولید بشه که همه آسون و با اطمینان بهش دسترسی داشته باشن، نه با هیاهو.

- از اتفاقات دنیای مافیای تجارت دارو و پزشکی و داستانهاش اونقدر چیزا هست که غیرقابل باوره!! داشتم با سید مصطفا حرف میزدم، چند مورد کوچیکشو تعریف کردم که خودم توی ماجراش بودم، فقط بیست دقیقه داشت مسیر افق رو پیدا میکرد!

+ میگن «اگه میخوای به مردم کویر، کشتی بفروشی، باید قانعشون بکنی که سیل بزرگی در راهه»


++ تحقیقات بیشتر : مستند Sacrificial Virgins ، در مورد فداشدن دختران باکره برای اهداف بالاتر ، منتشر شده در سال ۲۰۱۷


  • دکتر میم

چیز دیگر

۱۳
تیر

بهم ریختم... بعد از اینکه چیزی رو کنکاش کردم و فهمیدم! که البته از اون کنجکاوی های خانوادگی و خاله زنک نبود... از موضاعت سیاسی اجتماعی تاریخی که به مسائل روز هم مربوط میشه! و همیشه دنبالشم برای اینکه شرمنده خودم با افکار و تصمیماتم نباشم :-(

...و اینکه چقدر ما دوریم! بقول یه بزرگی، چقدر ما «مهجور» یم. خیلی چیزا رو نمیدونیم و خیلی تصمیمات رو باید با تحلیل هایی بگیریم که چیزی ازش نمیدونیم! و این چقدر بده. چقدر سخته. چقدر آدمها هستن که برای راحت کردن خودشون، با دم دستی ترین توجیهات و استدلال ها در مورد یه موضوع، برای خودشون به نتیجه میرسن ... و چه آدمهایی بودن توی تاریخ که توی سختترین و پیچیده ترین و تاریکترین و منافقانه ترین شرایط، تصمیم های عجیب و قوی میگرفتن! ... از زمان آغاز تاریخ بگیر تا اتفاقات بزرگ تاریخ، عصر پیامبر و خوارج و عاشورا و جنگ های جهانی و انقلاب ها و...

افسرده شدم :-/ خدا در این حد تستمون نکنه، من که احتمال ۹۹٪ بازنده ام... چمیدونم والا ... اصلا هم نمیخوام درموردش توضیح بدم. اصن چرا نوشتم؟ :-( 

اینکه یهو بفهمی یه واقعه ای یا یا باوری داشتی و واقعیت جور دیگه ای بوده و اینکه همون چار نفری که میدونستن چرا کاری نکردن؟! چرا چیزی نگفتن؟! چرا جلوی اشتباهات بعدی رو نگرفتن؟! :-/

و اینکه سیاست چقدر پیچیده تر و کثیفتر از چیزیه از بیرون حتی در تحلیلگرانه ترین حالت دیده میشه!


بقول حضرت علی (ع) : «حقیقت، پنهان است»


  • دکتر میم

سریع پیاده شدم، رفتم بالای تپه نشستم. روبروش... چند دقیقه به غروب مونده بود، وقتم داشت تموم میشد... اون پایین داشتن تند تند عکس میگرفتن... داد زدم که : «بابا نترسین، من عکس میگیرم، بهتون میدم، یه کم نگاه کنین... مگه چند بار آدم همچین چیزایی گیرش میاد؟»

بین روزای پیچ خوردهٔ کاری، بعد از شهرک صنعتی اشتهارد، یه توفیق اجباری شد در روستاهای اطراف بوئین زهرا... و شبی که در یه خونه باحال شبیه خونه ارواح موندیم و راه بلد ِ پایه ای که مارو همه جا برد :-) و آیا باورتون میشه که یه سفر بی مشکل انجام دادیم؟ :-)) 

حالا از ماجرای جایی که شب موندیم و جن ها و اتفاقاتش فعلاً میگذرم :-) 

اما در سفر «یه کم بیشتر نگاه کنیم، کمتر عکس و فیلمهایی بگیریم، که معمولاً هیچوقت هم دوباره نمیبینیم... گاهی وقتها اونقدر از یه جای فوق العاده عکس میگیری، که وقتی برگشتی میفهمی اصلاً تماشاش نکردی! عکس و فیلم هم که عمراً به تجربهٔ دیدن نمیرسه»


چند عکس و یک فیلم (بنظرم با صدای موزیک روش دیدنی و جذابه)

از بوئین زهرا ، روستاهای چِسگین ، رودک ، و کوهها و دشتها و مزارع فوق العادهٔ بینشون.


خونه ارواح

چایی آتیشی

خرابه های روستای چِسگین از زلزله بوئین زهرا سال ۴۱

آتیش تنها

قلعه قدیمی خان منطقه (کریم خان)

از اون عکسها از بالا که سایه ها معلومه :-)) (قلعه کریم خان)

غروب زیبای سد رودک

یه غروب دیگه

گندمزار از بالا ، کمباین در حال درو

گندمزار از پایین

نمای کامل روستا  


و یه نماهنگ ۳ دقیقه ای که حتماً کامل ببینین


  • دکتر میم

آورده اند که : در یکی از جنگها نادرشاه ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻧﺒﺮﺩ، ﭘﯿﺮﻣﺮﺩﻯ ﺭﺍ میبیند ﻛﻪ ﺑﺎ ﻣﻮﻯ ﺳﭙﯿﺪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺷﯿﺮ ﻣﻰ ﺟﻨﮕﺪ!! ﭘﺲ ﺍﺯ ﻧﺒﺮﺩ، ﻧﺎﺩﺭ ﺷﺎﻩ ﺁﻥ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭼﺎﺩﺭ ﺧﻮﺩ ﻓﺮﺍ ﺧﻮﺍﻧﺪ و متوجه شد ﺍﯾﻦ ﭘﯿﺮ ﺟﻨﮕﺠﻮ ﺍﻫﻞ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﺍﺳﺖ.

نادر ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪ : «ﺯﻣﺎﻧﻰ ﻛﻪ ﺍﺷﺮﻑ ﻭ ﻣﺤﻤﻮﺩ ﺍﻓﻐﺎﻥ، اصفهان را ﺍﺷﻐﺎﻝ کرده ﺑﻮﺩند، مگر ﺗﻮ ﺩﺭ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﻧﺒﻮﺩﻯ؟ »

ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ : «ﻣﻦ ﺑﻮﺩﻡ ﺍﻣﺎ ﺗﻮ ﻧﺒﻮﺩﻯ! »


  • دکتر میم

پیرو پست قبل با هم داشتیم حرکت خنده دار علی کریمی رو که بارها سابقه پست خنده دار گذاشتن رو داره و میلیونها نفر سه سوت کپی کردن و استوری و پست گذاشتن!

گفته شده که : «من در طول زندگی در کمپین های زیادی شرکت کردم، از کمپین نخریدن مازراتی و فراری گرفته تا نخریدن آیفون و سفر نکردن به آمریکا و... و هر سال هم با بدتر شدن اوضاع اقتصادی، سعی میکنم در کمپین های بیشتری شرکت کنم که: ۱_ پول خریدش را نداشته باشم ۲_قبلا مشابه یا جایگزینش را خریده باشم که به مشکلی بر نخورم»

دیدین؟ نه سلبریتی های ما یه ساعت بیشتر فکر میکنن برای طراحی درست و بهتر ِ یه کمپین، نه مشورتی... و نه ما فکر میکنیم که این چه Bullshit ی بود که داریم پخش و حمایت میکنیم...


+ من، هم پرسپولیسی ام هم علی کریمی رو دوست دارم. هرچند که فالوش نمیکنم.

++ بافکرهای عزیز، در همه جای دنیا، کمپین نخریدن، درمدت کوتاه برای کالاهای تاریخ مصرف دار و روزانه ست مثل شیر ، نون ، تخم مرغ و... نه ماشین و ارز و سکه که اگه الان توی بورکینافاسو با ۲۰ درصد تخفیف بفروشن، و بدونیم ممکنه گرون بشه، میریم صف میکشیم.


#دو_دقیقه_فکر_کردن_باعث_مرگ_نمیشه


* عنوان پست، برگرفته از متن موزیکی ست از مهدی یراحی، بنام نفس


  • دکتر میم

سه ، دیوار

۲۱
خرداد

توی پیج اینستاش که میری، انگار اومدی چهارراه مخبرالدوله، بیست متر پایینتر، سر کوچه مهران، تا چند سال پیش یه دیوار خالی بود، هرکی هر کاری داشت، اونجا آگهی میزد... «نیازمندی هستم، بازنشسته ارتش، به علت بیماری...» ، «گمشده ، این سگ از نژاد دوبرمن از تاریخ... به یابنده مژدگانی...» ، «کلیه و ریه ، سالم ، AB+ ... » ، «ما هستیم...» ، «بر پدر این حکومت و س...» ، «هشتمین دوره مسابقات جام در جام خروس جنگی و خون بازی، سر جاده ورامین، ته گاراژ اصغر دوقلو...» ، «عکس بده، جنازه...» ، «خدمات نصب و راه اندازی سهله بصورت کاملاً مخفی...» 

نه که همه جور آدمی اینجا رفت و آمد داشت، خلاصه اخبارش خوب میپیچید. کسی هم کاری نداشت چی درسته و چی غلط. هر چیزی مشتری خودشو داشت. 

هفت سال پیش اونجا با فرهاد نیم سوز، کار میکردیم. یه نوع پمپ کوچیک واسه کارمون میساخت. بهش میگفتن نیم سوز، چون تخصصش تعمیر پمپ های گرون قیمت و نیم سوز بود. عینهو روز اول. میرفتم سر مهران، زنگ میزدم، بیست دقیقه ای پیدام میکرد. نه که پمپ باشه فقط ، خیلی کارا میکرد. مث خیلیای دیگه اونجا... با هم چایی میخوردیم، میگفت «این دیواره خوب مشتری داره، از ده تا تابلو شهرداری توو شهر بهتر کار میکنه، یه آگهی بزن، یه روزه دویست تا زنگ خور داری. ولی توش-کنی هم زیاد داره ، یه ماه پیش رفیقای امید ، همون گنده هه که یه NS آبی داره، یه کاغذ زدن واسه شیره. به اسم داروی تقویت جنسی. فقط برای جوانان. دوتا بچه سوسول اومدن، اینام به اسم تست و نمونه بردنشون زیرزمین پاساژ آقامجید ، پاچنار، یه نیم-تیغ بهشون دادن کشیدن و... دیگه هیچی نفهمیدن و... میگفتن بدبختا با کون درد ، گشاد گشاد فرار میکردن... والا ، اینجا از اینام زیاد داره، ببو باشی همینجوری میره توو *ونت و نمیفهمی از کدوم ور خوردی. شانس بیاری در ری... حالا تو که خودت بچه گمرکی ممد ، داری چیزی اینجا برات آگهی کنم؟ خوب کار میکنیا.. تو زرنگی.. بچه ها آشنان هاا ، فک کردی هر کی هرکیه؟! واسه هر قسمتش پول میگیرن ازت، جای خوب دیوار یا جاهای کنارش که کم دیده میشه... قیمت دقیق که نداره، باج میدی دیگه... اما میگم بچه گمرکی و شناس منی، برات ارزون میزنن. تازه اینجا هم که میرین و میاین، چند تا بچه ها میشناسنت... ردیف کنم؟...»

یادش بخیر،،، شهرداری چند سال بعد دیوارو خراب کرد، جاش یه کانکس بازیافت گذاشت. فرهادو که دیدم «گفت امید و یه دوست دیگه شو اعدام کردن... ولی کی قبلاً رو یادشه؟ فقط گوه میخورن ... اراذل بودن دیگه... خیلی شر بودن. به زن و مرد رحم نکردن. اینجا هم یه مدت مامور میومد میچرخید، اونقدر اذیتش کردن، رفت. ولی اینجام دیگه مث قبل نشد، میگن بعضیا اینترنتی زدن و کار میکنن و... آره؟! »

...

طرف مثلاً سلبریتیه، معمولاً بازیگر ، توی پیج اینستاش که میری، انگار اومدی چهارراه مخبرالدوله ، بیست متر پایینتر، ... 

دقیقاً همونه، هرچی دستش برسه میزاره، درست و غلط، شایعه و تهمت بدون سند،، راست و دروغ،، کی به کیه؟! مهم اینه که جای خوب روی دیوارو داره، مشتریای احمقش هم که میگن حتما چون جای خوب دیوارو داره، درسته، خبر داره، حتما با جایی در ارتباطه! ... دو روز بعد هم چه تکذیب بشه ، چه نشه ، برد کرده. کسی تکذیبیه رو نمیبینه که... مشتریا هم همه فالوئرا ،، مث ما دیگه... همون معتادا و بیسوادا و اراذل و اوباش و بدبختاییم که اکثر نیازاشونو از روی همون دیوار تامین میکردن و... بقول فرهاد نیم سوز، «...چون همونی که دلشون میخواد، روو دیوار پیدا میکنن،، و معمولاً میره توو *ونشون و نمیفهمن از کجا خوردن! ...»

...

پریروز سر مخبرالدوله، اومدم جای دیوارو به امیر نشون بدم. نه دیوار بود، نه کانکس بازیافت... کنده بودن واسه فاضلاب... داشتن پرش میکردن.

انگار نه انگار چیزی بوده...


+ خاطرات کاملاً واقعی ، سالهای ۸۹ تا ۹۴ 


  • دکتر میم

دو ، حیا

۱۹
خرداد

اینکه الان اونقدر دنیا و زندگی ها و معانی عوض شده، شکی نیست. اما بعضی چیزا جزو اخلاقیات و فرهنگ حساب میشه و حتی کاملاً فارغ از دین، میشه درهر کشوری از دنیا، درموردش صحبت کرد.

چیزی که قدیما بهش میگفتیم «حیا» و الان توی ایران بخاطر افزایش روشنفکرها و نابودی نسل ما عقب افتاده ها و احمق ها، خیلی کم پیدا میشه! 

یه قدم بیام عقبتر... همه کسایی که با من، مراوده و دوستی و همصحبتی دارن، میدونن که روی حد و حدود روابطم و تعیین مرزهام خیلی حساسم. نوع حرف زدن، وارد بعضی محدوده ها شدن یا نشدن ... و اجازه ای که به بقیه میدم برای ورود به محدوده م. هرچیزیو به هرکسی نمیگم، بستگی به کیفیت دوستی و رابطه داره.

همه همینطورن. هر کسی واسه خودش یه محدوده و مرزهایی داره. و هرکسی یه جور به سلیقه و فکر خودش اجازه دسترسی و ورود و دخالت در اون محدوده رو به آدمهای دیگه میده.

«حیا» رفتاریه که باعث تعیین و رعایت همین حد و مرزها میشه. فرهنگی که رعایت نکردنش باعث خیلی گندهای اخلاقی در زندگی ها میشه و بازم تاکید میکنم، ربط زیادی به دین، مذهب، کشور و... نداره. میتونم دهها مثال بزنم از اخلاقهای عرفی در رعایت «حیا» در کشورهای مختلف که حتی ما اینجا رعایتشون نمیکنیم.

طرف، جلوی زن و مرد، از هزارتا چیز خصوصی و بیشرمانه حرف میزنه، بعد فکر میکنه اینطوری همه فکر میکنن خیلی راحت و کول ه! کمپین آگاهی جنسی و... میذارن ، بعد تصورش اینه که تمام هدف همینه که وقتی پریودی، جلوی همکار مرد، همکلاسی، دوست و آشنا و غریبه داد بزنی که آآآآی، من پریودم، و خجالت نکشی، و از گفتن اسم اجزای بدنت و صحبت درموردشون خجالت نکشی!!!

واقعا کسی هست اینجا همچین فکری رو بکنه؟!!! وقتی م. علینژاد با سطح آگاهی زیر صفر و سطح عقده و حرفهای پر از قصد و غرض بالای هزارش اسطوره یه عده میشه ، انتظار دیگه ای هم هست؟! 

آره ، درسته، شما باید آگاهی داشته باشی! و فرزند خودت رو هم با روش درست آگاه بکنی. شما (چه آقا و چه خانم) باید بدون خجالت و سر وقت برای چکاپ بیماری های جنسی بری دکتر و با دکترت کاملا راحت صحبت بکنی، سوالاتو بپرسی، راهکار بگیری. اما با دکترت!

امامثلاً فکر میکنی خیلی کول و روشنفکری و جلو همکلاسی/همکار/دوست جنس مخالفت از هر چیزی صحبت کردی... الان مثلا اون راهکار بهت میده؟ یا هواتو داره؟ یا قدم مثبتی برمیداره؟

اتفاقاً محدوده ای رو خدشه دار میکنه که جرئت ورود هرکسی رو بهش میده. بعد شما میمونید که همچنان کول بمونید یا برخورد کنید! و چون معمولاً دوس دارید ظواهرتون رو حفظ کنید ... که الان این شده اوضاع گند اطرافمون! 

مرد متاهلی رو میشناسم که اونقدر حرفهای شرم آوری با زنهای غریبه میزنه، که حتی حاضر نیست (خجالت میکشه) برای دوستهای مرد خودش تعریف بکنه!! و زنها هم بجای موضع گرفتن، بیشتر راهو باز میکنن ... و اتفاقا همون زن ها خیلیاشون متاهلن و ظاهرا آدمهای موجهی هستن! و دقیقا دیدم که ته این به کجا میره و .... حالا اسمی جز مرز «حیا» برای این میتونین تعریف کنین؟! همین حریمی که خیلیا خجالت میکشن باقدرت حفظش بکنن و گند میزنن به زندگی ها...

آره دیگه، وقتی ما بلد نیستیم راه درست و غلط رو نشون بدیم، روز به روز صدتا آدم میان توی اینستا و تلگرام و... و با استدلال های خوشگل، روابط آزاد و بی بند و باری و مصادیق روشنفکری و زندگی مدرن و... اینا رو میگن، ما هم که ماشالله مغز نداریم... میشینیم یه ماه دعوا میکنیم که نمیدونم فلانی توی پیجش چی گفت درمورد باکرگی و کی اذیتش کرد و حق با کیه این وسط، بریزیم توی پیج این و اون و درمورد رد یا حمایتش بدون تحقیق، پست و استوری و فحش بذاریم!

ملتی که این چیزا رو از دست داد، و از همه مهمتر، عقل و زمانش رو از دست داد،،، هرر چیزی رو به ثانیه میشه ازش گرفت!

یه سخنرانی از دکتر روانشناس لاتینی بودیم، خیلی چیزای عجیب و جالبی از سالها تجربیاتش درمورد خانواده ها و فرزندان تعریف کرد، آخرش گفت: «بعضی چیزا نگفتنش ضرر داره، اما گفتنش هم اگه بی سلیقه و بد انجام بشه، بسیار ضررش بیشتره!»

یاد چند تا مورد افتادم... گاهی وقتا هم توی ایران، بخاطر تعبیر غلط «حیا» و بعضی تعصب ها و تندروی ها ، چیزهایی گفته نمیشه و آموزش داده نمیشه که بشدت باعث آسیب افراد میشه. مثلا نتایج بدش میشه مشکلات روحی و جسمی (و حتی صدمات) ناخواسته بعد از ازدواج بخاطر بلد نبودن آداب زناشویی، بلد نبودن کنترل روابط ، ازدواج های زیر سن قانونی، اطلاع نداشتن از بهداشت اندام خصوصی بدن و عدم اطلاع از درمان بیماری های مربوط به اونا و... 

یکی هم یاد سند معروف ۲۰۳۰ افتادم و یقه هایی که ملت در حمایت یا رد این سند جر دادن! کلیات و جزئیات سند رو باید بدونید دیگه... بنظر من محتوای سند خیلی قسمتاش درسته، اما نحوه اجرا و نحوه آموزشش برای هرکشوری متفاوته. چیزی که خیلیا نمیفهمن و فقط غر میزنن، همین عوارض و معضلات ِ یهویی گفتن ِ بعضی مسائل به بچه هاست. ما سیستم آموزشیمون غلط بوده و غلط هست، و خودمون میدونستیم که غلطه و همه محتویات ۲۰۳۰ هم خودمون صدبرابر بیشترشو بلد بودیم و لازم نبود یونسکو ابلاغ بکنه.... فقط بلد نیستیم طبق فرهنگ و اصول خودمون و فارغ از افراط و تفریط آموزشش بدیم! که خییلیی توی این مورد ضعیفیم و داریم لطمه میخوریم. خیلی.


+ ببخشید اگه کلمه نابجایی استفاده کردم. برای این متن، لازم بود.


  • دکتر میم

یک ، تعصب

۱۶
خرداد

وقتی کامنت میدید یا نظر خصوصی، پای حرفتون بمونید! فرار نکنید.

یه سریا گفته بودن: «شما خوب مینویسی،، فقط گاهی متعصبانه مینویسی و این خیلی روی اعصابه» !!

خب ... متعصبانه اگه نوشتم ، چرا روی اعصابه؟! خب نخون... :-))

اما جدی؟! لطفاً مثال بزنید ، لینک بدید کجا متعصبانه نوشتم؟! بی دلیل بود؟! قانع نشدید؟ چرا بحث نکردین؟! بگید. همینجا کامنت بدید، تعارفی در کار نیست، میخوام از این چند تا پست آینده، نتایج مهمی بگیرم، که تک تکشون توی این مسیر، مهمه.

الان میخوام بگم، یه کم بیشتر فکر کنین... متعصبانه نوشته بودم؟ یا چون با فکر و سلیقه تون نمیخوند، اینو گفتید؟! حتماً میدونید که اگه مورد دوم درست باشه، شما متعصب بودید، نه من!!

ببینید تعصب به یه تیم فوتبال یا بازی، تقربا یه کل کل و بازیه. اما تعصبات اجتماعی، اخلاقی، مذهبی و خیلی بیشتر تعصبات ضدمذهبی! تعصبات سنتی، تعصبات روشنفکرانه و.... البته همه اینا از نوع کورکورانه ش (درصد زیادیش همینه) مخرب ترین چیز برای فکر انسانه. نابودمون میکنه.

اکثر آدمها، اون چیزی رو که دوست دارن، قبول میکنن،، نه اون چیزی که درسته! 

کنار گذاشتن این عادت خیلی سخته و نمیخوام درموردش صحبت کنم. اما گفتم حداقل خوبه که آدم، خودشو بشناسه، و بدونه که وقتی از یه نظر مخالف خودش قاطی میکنه و توهین میکنه و صداشو بالا میبره،، درحقیقت خودش متعصب کورکورانه ست، نه روبروییش. و اگه اینو درمورد خودمون درک کنیم، خیلی بهتر میفهمیم چه زمانی دهن باز کنیم،، چه زمانی تعریف و تمجید کنیم، چه زمانی بدرستی نقد و پرسشگری کنیم؟ (که خیلی هم خوبه) ،،، و چه زمانی هم هیچی نگیم و خلاص. من تعصب کورکورانه ای هم اگه قدیما داشتم، حتماً خیلی سالها پیش خاکش کردم. الان سالهاست هر چیزیو چند بار چک میکنم، بارها شده نظر محکم خودمو با خوندن یا شنیدن دلیل خوب یا تحقیق، عوض کردم! از این روو به اون روو. گارد سختی ندارم. به نقد گوش میدم، اما اگه چرت و پرت باشه، کتک میزنما :-)) درمورد چیزی هم که نمیدونم، گوه نمیخورم. تمام. در مورد تغییر تصمیم و نظرم،، آخرین موردش، چند ماه پیش بود، با خوندن یه پست خوب از سید مصطفا... همون آقایی که توی کامنتای پست قبل بهم گفت گاااو (صب کن حالا ،، آبروتو میبرم D: )


  • دکتر میم