روزنوشت های دکتر

کفارهٔ شرابخوری های بی حساب ... هشیار در میانهٔ مستان نشستن است

روزنوشت های دکتر

کفارهٔ شرابخوری های بی حساب ... هشیار در میانهٔ مستان نشستن است

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

۱۴ مطلب با موضوع «دین» ثبت شده است

اصل اول

۲۳
آذر

اصرار داشت و انتظار داشت چیزی رو که خودم توی ده سال فهمیدم و پیدا کردم، بارها خرابش کردم و دوباره چیدم، توی یه روز بهش بفهمونم. نه که دلم نخواد،، نمیتونم. من نمیتونم جزئیات اصول اخلاقی و فکری ای که بنا کردم، رو توضیح بدم. بلد نیستم، سوادشو ندارم، معلم خوبی نیستم، راهنمای خوبی نیستم،، اصلا الان که فکر میکنم، میبینم دلم نمیخواد!

و اخلاق عنی دارم که سخت به اصولم پایبندم. سفت و سخت! و کوتاه نمیام،، نمیتونم،، دلم نمیاد،، بخودم اجازه نمیدم. و این موضوع خیلی پیچیده ست و رفتارم در قبال تعهدم و افکارم، منطق احمقانه خودمو داره! ... و این منطق احمقانه چی بشه که باز تغییر بکنه!

...

(بمناسبت تولد پیامبر (ص) )


مولوی با کبکبه و دبدبه در حالی که مریدانش احاطه اش کرده بودند و آب وضویش را به تبرک برمی داشتند با شمس برخورد و با تکبر در او نگریست.

شمس گفت سؤالی دارم. مولوی گفت بپرس.

شمس گفت بگو بدانم  محمد(ص) پیامبر ما برتر بود یا حلاج شیخ ما؟

مولوی خشمگین شد و گفت کفر می گویی؟

شمس گفت پس چرا محمد پس از سالها عبادت خدا هنوز در دعاهایش این گونه می خواست که:خدایا خودت را به من بشناسان. ولی حلاج آنقدر در خدا غرق شده بود که می گفت من خدا هستم و فریاد انا الحق می زد.

مولوی درماند.

شمس روی برتافت و رفت.

مولوی به التماس به دنبال وی روان شد و تمنا کرد تا شمس پاسخش گوید.

شمس گفت چون نمی دانی چرا با این تکبر و تفرعن بر زمین خدا راه می روی؟

پاسخ این است که محمد(ص) دریانوش بود و هرچه از معرفت خدا در جام وجودش می ریختند پر نمی شد ولی جام حلاج ظرفیت نداشت. تا اندکی در آن ریختند  مست شد و به عربده کشی افتاد.


آن که را اسرار حق آموختند...  مُهرکردند و دهانش دوختند.


از: پله پله تا ملاقات خدا


  • دکتر میم

حواس

۲۰
آذر

گفتم: حاج آقا شک بین ۱ و ۵ حکمش چیه؟!

- : شک بین ۱ با هر چیزی باطله... 

یهو با تعجب سرشو بالا آورد، چشماشو تنگ کرد و پرسید: ۱ و چند؟!

- : پنج

- : چطور اینکارو کردی؟!

- : والا نماز عصر رو شروع کردم... رکعت اول شک کردم که نماز قبلی رو تموم کرده بودم و نماز عصر رو شروع کردم، یا اینکه بلند شدم و ادامه همون اولی رو خوندم!! :-)

همینطوری نگام کرد... قفل.

فهمیدم که آروم آروم باید برم... یه نگاه به سقف کردم و چرخیدم و رفتم...

  • دکتر میم

دهم

۲۱
مهر

- توی غذای نذری مورد علاقه م، یک موی بزرگ بود. با کلی سختی و بدبختی، مو رو از غذا کشیدم بیرون که روبروییم و اطرافیان نبینن، و غذامو ادامه دادم. روبروییم صاحب مجلس بود...


- به بهانه امام حسین، میشه برای خیلی چیزها گریه کرد... دلتنگی، غم، رفتگان...


- آخوند روی منبر، برای سوزناک تر شدن روضه شب عاشورا، چند تا آمار مزخرف داد! همون موقع فکرم درگیرش شد! دوتا جوان، اون شیخ بیچاره رو آخر مجلس خفتش کردن :-)


- غروب امروز (عاشورا) رفتم انتقال خون، که خون بدم. گفت امروز به مقدار کافی خون گرفتیم، کیسه ها تموم شده، دو ساعت دیگه کیسه خالی میرسه. 

گفتم خب خداروشکر. رفتم.


  • دکتر میم

روزهای سیاه تقویم هر ملتی، قطعاً برایش مهم بوده که سیاه شده. چه از ده سال پیش، چه از دوهزار سال پیش. حال اگر این روزهای سیاه، به دین مربوط باشد، معمولاً مرز نمیشناسد. من در اینجا، کسی دیگر در آنسوی دنیا...

هر دین و آیین و تفکری، حواشی و گوشه های خرافاتی ِ غیر واقع یا گاهاً مضحکی دارد که جای بسیاری برای مسخره کردن دارد.

گوشه گوشهٔ رفتار و تفکر ِ من و تو هم، به هر دین و آیینی که باشیم، همینطور.

به جای مسخره کردن، میتوان تحقیق کرد، برایشان دلیل آورد و توضیح داد. بعضی ها نمیفهمند. به بعضیا باید حماقتشان را به رویشان آورد، بعضیها عکس العمل نشان میدهند. بعضیها اما قبول میکنند. من اگر قانع شوم، قبول میکنم. گاهی هم در این درگیری، شما میبازید، باید قانع شوید.

به اندازه من، آدم با افکار و اعتقادات و دین و مذهب و فرقه های مختلف دیده اید؟! در واقع من آدمی نیستم که به اعتقادات و افکار بعضی ها احترام بگذارم!! افکار و اعتقادات بشدت پراکنده شونده است! تاثیر میگذارد، میسازد ، یا تخریب میکند. رو در رو میشوم، اما هیچوقت یک ملت را هم مسخره نمی کنم! [شاید در موارد نادر اینکارو بکنم:-) ]

خرافات و رفتارهای مضر مخصوصاً خرافات مضر دینی و مذهبی را میتوان سالی فقط برای یک نفر توضیح داد. یک نفر را قانع کرد! با هر روشی که صلاح میدانید! *

و اینکه یادمان باشد، جنبه اصلی یادبودهای تاریخی، مجسمه ها ، بزرگداشت ها و روزهای خاص تقویمی، یادآوریه یک اتفاق است. یک درس، یک فکر درونی و بیرونی ِ سال به سال...


* دوستی دارم، سالها، محرم، قمه میزد! حرف زدم ، دلیل آوردم، قانع نشد! ... فهمیدم دوستی ام برایش بسیار مهم است. دوسال پیش گفتم امسال قمه زدی، سمت من نیا، اسم و خاطره و دوستی ات پاک  و محو و فراموش!! دوستی با یک احمق هیچ لذتی ندارد!

رفت... قمه نزد، دوسال نزده. او که نزد، دوتا از دوستانش هم نمیزنند. بجای قمه زدن، نذر کمک به اکیپ تهیه جهیزیه کرده اند. وضع مالی اش هم خوب بود... 


  • دکتر میم

حق

۰۶
تیر



فرمود: حقّ و حقیقت در تمام حالات، جدید و تازه است گر چه مدّتى بر آن گذشته باشد. و باطل، همیشه پست و بى أساس است گر چه افراد بسیارى از آن حمایت کنند.

وسائل الشّیعة: ج 25


  • ۰۶ تیر ۹۵ ، ۲۱:۲۰
  • دکتر میم


اون نگاتیو ۳۶ تایی سیاه و سفید، تجربه خیلی خوبی بود. از اینکه کلی از نگاتیوها رو با حماقتم سوزوندم، کلی درمورد عکاسی با نگاتیوهای خاص سیاه و سفید یاد گرفتم.

چند هفته پیش برای n اُمین بار رفته بودم بسطام، مقبره بایزید بسطامی، این عکس دوستداشتنی که از پرواز کبوترها در حیاط مجموعه گرفتم رو راحت میتونم بزرگ چاپش بکنم و بنویسم سال ۱۳۳۱ ! :-)

اگه درمورد بایزید چیزی نخوندین یا نشنیدین (که خیلی بعیده) بگم که به «سلطان العارفین» مشهوره و از عرفای بزرگ قرن دوم یا سوم هجریه که عطار نیشابوری هم در کتاب «تذکرة الاولیا» که درمورد ۹۷ نفر از اولیا و عرفاست، در مدح بایزید نوشته.

اما نکته مهم! 

بنا به روایات، امام صادق (ع) یکی از فرزندانش (یا نوه) رو برای شاگردی، پیش بایزید میفرسته و این فرزند «محمد بن جعفر صادق» میره و بعد از سالها اونجا از دنیا میره و حالا اون مجموعه تاریخی بنام امامزاده محمد معروف تره و بایزید خیلی مهجور واقع شده. در معماری عالی و گرم مجموعه، مقبره و مزار و ضریحی برای امامزاده محمد ساخته شده، اما بایزید در اطاقک کوچکی در حیاط دفن شده (این عکس از دور، اطاقک گوشه حیاط معلومه ، و این عکس داخل اتاقک)

و حالا به گفته مسئول گردشگری شهر، سالی حدود ۱۰۰۰ نفر از هندوستان، پاکستان، افغانستان و... برای زیارت بایزید میان. بایزیدی که به گفته بزرگان، اونقدر خوب و بزرگواره که میشه از خدا بخاطر زیارتش حاجت گرفت.

البته در دوره ای از زندگی بایزید، متهم به صوفی گری و ادعای خدایی شد و بایزید تکفیر شد (متهم به کفر) ، که این تفکر در بین شیعه بیشتر ماندگار شد که بعدها هرچه این اتهام رد شد، ولی هنوز اکثر مردم ما به زیارت امامزاده محمد میروند تا بایزید بسطامی! 

زندگی و شخصیت بایزید، ماجرای عجیبیه! بخوانید

«نقل است که او را گفتند قومی می گویند که: کلید بهشت کلمه لااله الاالله است. گفت: بلی کلید بی دندانه در نگشاید و دندانه ی این کلید چهار چیز است: زبانی از دروغ و غیبت دور، دلی از مکر و خیانت صافی، شکمی از حرام و شبهت خالی و عملی از هوی و بدعت پاک»


  • دکتر میم

بازگشت ۲

۲۱
اسفند

در میان هزاران فرقه ای که تابحال بوده و هست، شمنیسم ، فرقه شَمَن یا شَمَن‌باوری (Shamanism) یکی از باورها و فرقه های بدوی و ظاهراً مربوط به ۳۰ هزار تا ۲۵ هزار سال پیش است که در میان شکارچیان سیبری و آسیای میانه پدید آمد. بعدها سنت‌های شمنی در میان اقوام مختلف از جمله اسکیموها، سرخ‌پوستان، قبایل آفریقا، و اقوام ترک‌تبار و مخصوصاً بشدت درمیان مغول ها دیده شد. بوداگراهای تبتی نیز یکی از تاثیرگرفته های بزرگ شمنیسم هستند.

به باور برخی تاریخ شناسان و دین پژوهان اولین نشانه های شناخته شده گرایش انسان به عرفان را بایست در اندیشه ها و عقاید شمن ها جستجو کرد و بسیاری از ادیان، مکاتب، فرقه ها و گروه ها، تاثیر گرفته مستقیم و غیرمستقیم از شمنیسم است. هندوها و صوفیان ایران از ملموس ترین مثالهاست. و همچنین فعالیت هایی نظیر ذن و یوگا.

شمن‌باوران معتقدند که به‌ وسیلهٔ تماس با ارواح می‌توان بیماری و رنج افراد را تشخیص داد و درمان کرد و یا در افراد ایجاد بیماری و رنج نمود. به همین دلیل پیشروان «جادوپزشکی» را فرقه شمنیسم میدانند.

آنها بر این باورند که شمن‌ها می‌توانند به حالت خلسه روحی دست پیدا کنند و از این طریق به بُعدهای دیگر واقعیت سفر کنند. برای رسیدن به خلسه، شمن‌ها از راه‌های گوناگون از جمله موزیک خاص همراه با رقص و حرکات تکراری، تلقین به خود، تمرکز بر یک ریتم مکرر استفاده میکنند (البته از اونجایی که همیشه روشهای زود بازده بوجود میاد، امروزه از مواد روان‌گردان هم استفاده می‌کنند!)

بزرگان شمن، در خلسه، برای درمان بیماری‌ها، سرگردانی روح، دزدیده شدن روح یا تسخیر آن و غیره، با ارواح، ارواح یاری‌گر، ارواح محافظ، خدایان جهان زیرین (جهان مردگان) و خدایان آسمانی ارتباط برقرار می‌کند و از آن‌ها مشورت می‌طلبند.

عدد هفت برای شمن ها عدد مقدس و خاصی ست. 

"شمن بر روی لباسش هفت زنگوله دارد، که نماد صداهای هفت دوشیزه آسمانی‌اند. ظاهراً عدد رمزی هفت نقش مهمی را در فن و خلسه شمن ایفا می‌کند، زیرا در میان “یوراک- سامویدها” شمن به مدت هفت روز و هفت شب بیهوش دراز می‌کشد، در حالی که ارواح او را تکه تکه کرده و تشرف می‌دهند؛ 

علاوه بر این گروه‌های خدایان هفت یا نُه تایی، و تصورات خاص خود آسمان‌های هفت‌گانه یا نُه‌گانه، گروه‌های بسیار بیشتری در آسیای مرکزی  یافت می‌شوند، نظیر سی و سه خدا ( تنگری) که در” سومرو” ساکنند و تعدادشان احتمالاً منشآ هندی دارد.

در میان آسیایی ها باور به سی‌و‌سه آسمان یافت می‌شود، در میان “بوریات‌ها” تعداد خدایان سه برابر بیشتر است: نود و نُه خدا که به دو دسته خوب و بد تقسیم می‌شوند، و بر طبق مناطق طبقه‌بندی می‌شوند؛ پنجاه و پنج خدای خوب در مناطق جنوب غربی و چهل و چهار خدای بد در شمال شرقی. این دو گروه خدایان مدت‌های طولانی با یکدیگر می‌جنگیده‌اند. مغول‌ها، نیز در اعصار گذشته نود و نُه را مقدس می‌ داشتند."

اما موزیک:

این موزیک ویدئو حاصل موسیقی ناب آسیای میانه و طرفداران کنونی شمنیسم است که روال آزادی یک بیمار دربند شیاطین و ارواح را به کمک یک گروه شمن، موسیقی و جادو پزشکی را بصورت نمادین نشان میدهد.

در موسیقی شمنی، که با وردهای زبان سنتی خاصی همراه است، هر ساز نماد چیزیست. و هر ساز در زمان خاصی نواخته میشود.

سازهای کوبه ای مثل دف یا تام تام (سازی شبیه دف که با میله ای روی آن میکوبند) نماد ضربان قلب انسان است. سازهای زهی مثل تار و سه تار و سازهای شبیه کمانچه و آلتو، که صداهای زیر و بم تولید میکنند، نماد صداهای درونی و بیرونی ضمیر انسان است.

ساز زنبورک (ساز کوچکی که جلوی دهان میگذارند) نماد رگ های انسان است. و نی یا سرنا یا قرنه (سازی شبیه شاخ گاو) نماد نوای آزادی و رهایی انسان از بند ارواح و شیاطین است.


+ منابع : خودم ، سینا ، اینترنت ، یکی از دوستان محقق شرق شناس و کتاب عالی "شمنیسم فنون کهن خلسه"‌ نویسنده میرچا الیاده ، نشر ادیان 

++ این پست، قسمت سومی هم خواهد داشت که بیشتر به زمان ما و اوضاع امروزی ما نزدیک خواهد بود. اگر عمری بود، بعداً مینویسم.


  • ۶ نظر
  • ۲۱ اسفند ۹۴ ، ۲۰:۳۴
  • دکتر میم

بازگشت

۱۸
اسفند

همه چیز دوباره از اینجا شروع شد! از این موزیک کلیپ فوق العاده زیبا و تفکر برانگیز آسیایی. همهٔ چیزی که دارم سعی میکنم بصورت یک پست ِ بعدی ِ ساده و روان بنویسم.


+ ساختار این نوع موزیک مربوط به بیش از ۲۵ هزارسال پیش است و اجرا توسط طرفداران حال حاضر در آسیای مرکزی. این کلیپ، پر از اِلِمان و نماد است. بارها ببینید. 


  • ۶ نظر
  • ۱۸ اسفند ۹۴ ، ۱۳:۵۳
  • دکتر میم

خاله ساریتا میگفت در مواد زیادى ظاهرِ اعتقادات و باورهاى افراد کاملا عامى و بدون مطالعه، با آدمهایى که خیلى زیاد مطالعه و تحقیق میکنن و دنبال حقیقت هستند، به هم شبیهه. اما در عمق مفهوم، درکشون از موضوع با هم فرق میکنه. و این وسط، باور افراد متوسط فرق میکنه!

مثال بارزش در مورد جادو و علوم غریبه ست. افراد عامى معمولاً جادو و طلسم رو به سبک خودشون باور دارن، افراد متوسط با مطالعات میانى این علوم و جادو رو رد میکنن و خرافات میدونن. و به باور افرادى که مطالعات بیشتر و دقیق ترى دارن و دنبال منابع و ادله بهترى رفتن، این علوم وجود داره و قابل استفاده ست، اما نوع درکشون با گروه اول فرق میکنه.

نمیخوام پیچیده بگم و بحث فلسفه دین و تاریخ و مراسم هاى آیینى و اهمیتشون در هر دینى رو وسط بکشم ، اما در مورد محرم و عاشورا و وقایع ١٤٠٠ سال پیش، عقاید و اعتقادات هر کسى برام محترمه، ولى وقتى کسى دنبال اشاعه عقاید و افکار پوچیه که پایه و اساسش مطالعات اینترنتى و سطحیه، بهم برمیخوره...

من صددرصد موافقم که سواستفاده هاى بسیار زیادى از هر دین و اعتقاد و آیینى میشه اما...

در دنیاى من، آدمهایى که افکار جمع شده از اینترنت و سطح به اصطلاح روشنفکر جامعه (نه روشنفکر واقعى) و بدون تحقیق و مطالعه درست و بدون سوال کردنِ خودشون رو با قیافه اى حق به جانب پخش میکنن و از پوچیه عزادارى و چراییه بزرگ کردن گروه کوچکى که ١٤٠٠ سال پیش بدون فکر، براى سپاهى عظیم شاخ و شونه کشیدن و کشته شدن و ساهپوش کردن جامعه و نمادها و... میگن، در تاریک ترین و پایین ترین قسمت قرار دارن!


براى اهالى کتاب، یک نوع مطالعه وجود داره بنام مطالعه زمانى یا مناسبتى. الان هم بهترین فرصت براى خوندن تاریخ و فلسفه محرم و قیام عاشوراست.

و معرفى کتاب:

لُهوف (سید ابن طاووس) : دقیق ترین و معتبرترین (و مستند ترین) تعریف از واقعه عاشورا و اتفاقات بعد از آن (ترجمه)

حماسه حسینى (استاد مطهرى) : بررسى واقعه، تاریخ و تحریفات عاشورا 

حسین وارث آدم (دکتر شریعتى) : فلسفه عاشورا و آزادى

امام حسین(ع) شهید فرهنگ پیشرو انسانیت (علامه جعفرى) : کتابى سنگین و عالى در مورد فلسفه حق و باطل و مفاهیم حقوق بشر و جبر و اختیار و چرایى عاشورا 


+ کتابها و مقالات زیادى هم ضد امام حسین و ضد عاشورا توى اینترنت پیدا میشه که عموماً بر اساس همون انحرافات و خرافات گفته شده، نوشته شدن و البته اگه تونستید، مطالعه و مقایسه کنید که از نظر سطح تحقیقات و ادله، چقدر باهم تفاوت دارند. انحرافاتى که اکثرمون باور داریم و اگه کتابهاى استاد مطهرى و دکتر شریعتى رو بخونید، میفهمید که واقعا بعضى چیزهایى که حتى در کتابهاى درسى یا تلویزیون خوندیم و شنیدیم، درست نبوده!


کامنت هاى همه قابل احترام و بروى چشم. اما در بخش کامنت ها انتظار بحث از من نداشته باشید. خاج از دایرهٔ وبلاگه.

  • دکتر میم

بحارالانوار

۰۲
شهریور

پیرو پست قبلى:

بحارالانوار یکى از بزرگترین مجموعه کتابهاى حدیث شیعه ست.

علامه مجلسى ، براى نوشتن بحارالانوار، ٣٤ سال زحمت کشید و در دورانى که دید منابع و احادیث در حال از بین رفتن و پراکندگیست، تمام احادیث و اسناد و مدارک موجود را جمع آورى کرد. مسلماً این کار یکى از بزرگترین کارهاى تالیفى دینى در جهان بود، اما علامه به شاگردان و متخصصان علوم حدیث سپرد که بعد از تکمیل مجموعه، براى تشخیص اسناد و صحت احادیث جمع آورى شده، تحقیق و تلاش کنند. یعنى در حاشیه بحارالانوار آورده شده که احادیث درصد بالایى از صحت را دارند اما لزومى بر ١٠٠٪ بودن آن نیست! یعنى در فقه، استفاده اى قطعى از این منابع نخواهد شد. متاسفانه بعد از سالها، با اینکه هنوز گروهى به شدت درحال تحقیق و تصحیح آن هستند، اما گاهى از احادیثى از بحارالانوار، به جانبدارانه ترین وضع ممکن استفاده میشود! آنهم توسط آنهایى که سنگ دین به سینه میزنند!

و هر روز نگران جوانانند که چرا...!

  • دکتر میم