روزنوشت های دکتر

آرامش ِ قبل طوفانم را برهم‌ نزنید... بگذارید ناخدا، اینبار هم کشتی را بسلامت بگذراند

روزنوشت های دکتر

آرامش ِ قبل طوفانم را برهم‌ نزنید... بگذارید ناخدا، اینبار هم کشتی را بسلامت بگذراند

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

۱۹ مطلب با موضوع «روانشناسی» ثبت شده است

این پست دو قسمتی، در قسمت اول درمورد ماهیت و علل و تحقیقات درمورد فاجعه ای انسانی بنام «نسل کشی» گفتم و در قسمت دوم (ادامه مطلب) گزارشی دقیقتر از تاریکترین فاجعه انسانی تاریخ شاید چند صد سال اخیر. با اینکه گزارش آخر، فوق العاده ناراحت کننده و تاثیرگذاره، اما یه کم تحمل کنید و حتماً بخونید.


واژه «نسل کشی» رو که سرچ بزنید به این میرسید: "هرگونه اقدام و مبادرت به نابودی و حذفِ فیزیکیِ بخش یا کلیت ِ گروهی نژادی، قومی، ملی، مذهبی یا ایدئولوژیکی است"

هرچند که این واژه رو به اتفاقات دیگه ای هم میشه اتلاق کرد، و البته همشون یک معنی و یک واقعه رو مجسم میکنن. مثلا تلاش برای جلوگیری از بدنیا اومدن نسل خاصی از انسانها ، طرح ریزی برای صدمه زدن جسمی یا روحی به گروهی خاص و... 

نقش جالب و پررنگ سازمان ملل اما همیشه خودنمایی میکنه : اظهار تاسف ، قطعنامه های اجرا نشونده! ، دربعضی موارد روگرداندن بسمت دیوار ، و گاهی دیده شده کمک به گروه متجاوز!

فعالین آزاد همیشه میگن هیچ نهاد رسمی ای برای کمک به دنیا فعالیت نمیکنه، پس خودمون باید کمک کنیم. بعد از نسل کشی بوسنی در سال ۱۹۹۵ گروهی از روانشناسان گروه پزشکان بدون مرز و همینطور فعالان آزاد حمایت از کودکان به منطقه بوسنی رفتن و شروع کردن به آموزش بچه ها. برای تغییر تصمیم گیری و شکل دهی شخصیتشون نه بر اساس چیزی که دیده بودن و درد کشیده بودن! 

پیش بینی روانشناسان و جامعه شناسان اینه که در هر جامعه ای، تمایلات انتقام جویانه در افراد ِ باقیماندهٔ نسل کشی ها و خشم درونی اونا بالاخره روزی برمیگرده و ممکنه سالها بعد با برنامه ریزی قویتر ، این فجایع تکرار بشه! بخاطر همین، فعالان آزاد، رفتن که به مردم و مخصوصاً بچه ها در مورد نحوه زندگی و تفکر بهتر بعد از نسل کشی و مثلا نوعدوستی و تغییر دیدگاه صحبت بکنن. اونجا تقریبا موفق هم بودن. 

سالهای بعد از جنگ جهانی دوم خیلی از جامعه شناسان روی قضیه «عوامل محرک و متقاعد کننده مردم به نسل کشی یه گروه دیگه» کار کردن. نتایج در ظاهر بسیار پراکنده و فرهنگ-محور ه. اما همیشه جای خالی آموزش در جاهایی که بیشتر این اتفاق افتاده، حس میشه. نکته مهم دیگه، تاثیر بشدت قوی حکومت ها و تبلیغات غلط روی مردمه. اینکه مثلاً وقتی کشور عثمانی، نسل کشی یونانی ها و ارامنه رو شروع میکنه، مردم عثمانی هم (اکثرشون بدون داشتن علم به موضوع و دلیل) نفرت و کینه به دل میگیرن و دست بدست هم، این فاجعه رو میسازن. کشتار بیش از یک میلیون نفر طی چهارسال!

به خودمون بگیریم... اینکه مثلاً الان از کل ایران بپرسی نظرت درمورد عرب ها؟! ۹۰٪ میگن : اه، کصافتا، ملخ خورا ، همشونو باید کشت، عوضیا....

چرا؟! دلیل این خشم و نفرت چیه؟! اگه دستمون باز بود برای کشتن عربها..؟! ها؟! چرا اونا نباید همین حس رو نسبت به ما داشته باشن؟ (که البته دارن) چرا حق با اونا نباشه؟! 

به بچه هامون چی یاد میدیم؟ در مورد حسادت، نفرت، خشم ، فکر، کنترلشون و... . خودمون چی؟ فقط حرف میزنیم؟ یا خودمونم اینکارا رو میکنیم؟! البته که میکنیم. خیلی از کارهای احمقانه و کوچیک و بی ضرر ما ، مصداقی از نسل کشی ها در ابعاد بزرگه. فقط مردم خوب بلدن خودشون رو به اون راه بزنن.

هنوز دقیقاً آماری درمورد نسل کشی اخیر مسلمانان روهینگیا در کشور میانمار ندارم. از اون نسل کشی های وحشتناکی که تمام سازمانها و کشورها و همینطور سلبریتی های عزیز، کاملاً بی اطلاع و با چشمان بسته ، مشغول امور روزمره ، صدا هم در نیاوردن.

اما بعد از خوندن گزارش تمام نسل کشی های معروف تاریخ و دلایل و چالش هاشون، میخوام از گزارش تلخ و عجیب و فوق العاده تاثیرگذار (و البته ناراحت کننده) نسل کشی رواندا براتون بگم. این گزارش سال ۱۹۹۵ در مجله نیویورکر چاپ شد و بنظر من، نسل کشی رواندا فجیع ترین و تاریکترین فاجعه انسانی در عصر جدید بشریته! بیش از یک میلیون کشته .. و تجاوز جنسی به حدود ۴۰۰ هزار زن و دختر ... فقط در سه ماه !!

  • دکتر میم

اول یه دسته بندی، بعد چند تا نکته:


+ خانواده خشخاش:

همچنان سلطان مخدرهای جهان. از گیاه خشخاش بصورت طبیعی و مصنوعی خیلی خیلی چیزا بدست میاد، از تریاک و شیره و مورفین و کلی داروی سنتی گرفته تا هروئین (گرد یا دوا) و متادون و ترامادول و پتیدین و... کلی قرص مسکن و آرام بخش بصورت صنعتی. این خانواده سستی زا هستن و فعالیت فکری و بدنی رو سست میکنن.


+ خانواده شاهدانه:

توهم زاهای شدید یا «هالوسینوژن» ها. حشیش، سیگاری، پنیر، بنگ، وید، ماریجوانا، گراس، گل، ماشروم (قارچ) ، مسکالین،...


+ خانواده کوک:

باعث افزایش فعالیت بدنی و هیجان میشن. کوک یا کوکایین ، کراک، برگ کوک، ناس، ساقهٔ خات،...


+ صنعتی ها:

ال اس دی (LSD) ، خانواده اکستازی و روانگردانها، دی متیل و دی اتیل تریپتامین (DMT و DET) ، که اینا جزو توهم زاها هستن.

و ترکیبات آمفتامین ها (شیشه یا کریستال) که جزو توان افزاها و هیجان زاها هستن.


چند نکته مهم:

+ تریاک به شخصه اگه درست مصرف میشد، فواید خیلی خیلی زیادی داشت. احتمالاً اکثرتون بابا، بابابزرگ یا جد بزرگواری داشتین یا دیدین که نوبت به نوبت تریاک میزدن و بسیار سالم و قوی و سرحال هم زندگی میکردن. اما سالها که گذشت، حرمت تریاک هم از بین رفت :-))

راستشو بخواین الان بسیار بعیده که بتونید تریاک پیدا کنید! چیزی که الان به اسم تریاک مصرف میشه و روز به روز معتادها رو داغون تر میکنه و با معده ناسازگاره و مسمومیت شدید میاره، تریاک نیست! ترکیبیه از شیره های اضافات تریاک، پودر کاکائو، جگر و خون گاو، خمیر استخوان، چای آشغالی، (گاهی دیده شده ، روغن موتور) ، آب و الکل، پودر قرص ترامادول و.... ، که به نسبت قیمت و مشتری ترکیب میشه!! و متاسفانه خیلی خوبم ترکیب میشه! نتیجه ش میشه وابستگی شدید به تریاک، تخریب و عفونت تدریجی تک تک اعضای بدن، ضعف و مسمومیت ماهانه حدود ۱۳۰ نفر (فقط در تهران) بخاطر مصرف تریاک ناخالص!!

«تریاک خوب الان توی تهران حدوداً کیلویی ۴.۵ میلیون تومنه، ارزونتر از ۲ تومن، خیلی قاطی داره»

 

+دوسال پیش وقتی «راس اولبریکت» ، خالق بزرگترین مجموعه فروش مواد مخدر آنلاین در جهان رو دستگیر کردن، میگفت وقتی قرار شد هرویین هم به محصولات داخل مجموعه برای فروش اضافه بشه، یکی از مدیران ارشد بنام VR مخالفت کرد! اون میگفت «هرچیزی جز هرویین! هرویین نه! من دیدم و میدونم که هرویین چه بلایی سر آدمها میاره!»

هروئین تقریباً در تمام جهان ممنوعه و از نظر عوارض جسمی، همیشه در رده های اول.


+ «گیاهیه، وابستگی نداره، ضرر هم نداره!» ... جمله ای که خیلیا درمورد خانواده حشیش و گل میگن و قول میدم نود درصدشون فرق ماریجوانا و گل و حشیش رو نمیدونن! اولاً تا بحال هیچ ماده شیمیایی ای ساخته نشده که قدرت و وابستگی بعضی مخدرهای طبیعی از این دسته رو ایجاد بکنه! دوماً ماریجوانا، برگ گیاه شاهدانه طبیعیه. اونی که توی امریکا و بعضی کشورها مصرفش آزاده و ماده مخدر داخلش زیر ۸ درصده!! اما اینطوری برای تولیدکنندگان ایرانی صرف نمیکنه! مخدر «گل» ، بهش میگن «مدیکال ماریجوانا» یا «مخدر گل آمنزیا» با حدود ۲۵ درصد ماده مخدر قوی و در خیلی جاها ممنوعه و مورد استفاده ش در داروهای روانپزشکی و با نظر تخصصی و دوز دقیق مثلا برای پاک کردن حافظه کوتاه مدت بیماران بعد از سانحه استفاده میشه! (حداقل خوبشو گیر بیارین! :-/ واسه خودتون دلیل الکی هم نبافین!)


+ سرشاخه های گلدار یا میوه های خشک گیاه شاهدانه رو میگن «بنگ» 

روغنی که از بنگ میگیرن، برای ماساژ و رفع درد بسیار بسیار خوبه. البته شهروندان عزیز خراسان جنوبی یه نوع شیرینی درست میکنن، با مواد گیاهی بسیار گرم و مخدر طور :-)) آخرش هم شیرینی ها رو توی روغن بنگ سرخ میکنن. بهش میگن «لوز» یا «معجون بیرجندی». فروشش همونجاها آزاده اما پلیس-راه نمیزاره ببری شهر دیگه. زیاد هم گیر نمیدن البته. تاثیرش؟ کاملاً به خودتون مربوطه. گاهی عالی و بیادماندنی، گاهی تهوع آور (بسته به سازگاری بدن). در اصل توهم زاست. اگه گیرتون اومد فقط با یه نصف شیرینی خودتونو تست کنید!


+ قاعده ش اینه که کرک یا کراک جزو باکلاسترین و گرونترین مخدرهای جهانه و فرآورده خیلی خاص و ناچیز از کوکایین. اما از اونجایی که اینجا ایرانه، کراک ارزونترین و داغونترین و کثیفترین مخدر، با تاثیر شدید و کوتاه مدت و سریعه! دیگه معلومه چطوری میسازنش دیگه؟!


+ ناس، همون چیز سبزه که اکثر کارگر افغانیا میندازن گوشه دهنشون و مثل آدامس میجون. نیروزا! همون «هایپ» ارزونقیمته :-)) ممنوعه، اما گیر نمیدن. بالاخره کارگرا نیرو میخوان دیگه.


+ ال اس دی (LSD) مخفف «لایزرژیک اسید دی متیل آمید» معروف به «اسید»، فوق العاده خطرناک و پر ریسک، فوق العاده انعطاف پذیر و تغییر پذیر، میشه گفت لذت بخش ترین-ترسناک ترین! ... دقیقاً چیزی که آدمو اونجا میبره که شرابم نمیبرد! (عنوان پست) ، LSD که از معدود موادیه که روی هر ساختار بدنی و هر شرایط محیطی افراد، علایم و تاثیرات مختلفی داره! و چون کاملاً شیمیایی و با مواد خاصی ساخته میشه، کوچکترین تغییری در فرمولش میتونه فاز کاملاً جدیدی به مصرف کننده بده! و به همون اندازه خطرناک باشه، اگه سازنده ش کمی ناشی باشه! ... تاثیر: ورود به دنیای دیگه! فانتزی، کارتونی، حرکت اشیا، از بین رفتن تجزیه و تحلیل منطقی، و ... خیلی چیزای عجیب دیگه! ... عوارض: تغییر شدید فشار خون، تنگی نفس، مرگ.


+ خانواده آمفتامین، شیشه (کریستال) هم مثل کراک ، مواد اولیه ش اونقدر کمیاب و گرون هست که ایرانیا سالها پیش شروع کردن و خودشون یه نوع شیشه ساختن! در حقیقت آمفتامینی درکار نیست! و مواد اولیه شیشه ایرانی از قرص های ضدحساسیت مثل آنتی هیستامین ها به علاوه کود تامین میشه. احساس خوب بعد از مصرف، بخاطر پمپاژ شدید دوپامین در مغزه... و بعدش، افسردگی، زودرنجی، خستگی...

باعث کم خوردن و کم خوابیدن بعد از مصرف میشه. اما استفاده ش برای این منظور به عوارضش نمی ارزه.


+ یک شرکت دارویی یه قرص تولید میکنه که ۹۵٪ شیشه است! و کاملاً قانونیه!! اما زیاد تجویز نمیشه. این دارو برای درمان اختلال کم توجهی-بیش فعالی ، چاقی شدید و حمله خواب استفاده میشه.


+ بحث تمومه... اما خیلی حرفها هست که خیلی طولانی میشه. اما باقی بحث و احیاناً اگه سوالی بود رو بکشونین به کامنتا 


  • دکتر میم

+ مهمترین اخبار چند روز اخیر حتماً میدونید که سفر «سعد حریری» نخست وزیر لبنان، به عربستان، و بعدش استعفاش بود! حالا هم مرتیکه خائن پاشده رفته پاریس، با ماکرون جلسه گذاشته و با همکاری سعودی ملعون دارن ضد ایران یه حرکاتی میزنن! نمیدونم ترور «رفیق حریری» ، بابای سعد یادتون هست یا نه؟! بعد از کلی تحقیق و جلسات دادگاه هم نتیجه این شد: «ترور توسط افراد ناشناس انجام شد» 


+ خبر مهم بعدی اینکه کمپانی «شل» که با ایران قرار داد بست که فعالیتهایی رو در حوزه پارس جنوبی انجام بده، گفته اگه تحریمهای جدیدی ضد ایران شکل بگیره، قرارداد رو میپیچونه و میره!


+ دیگه اینکه کرگدن ها در آفریقا بشدت دارن توسط شکارچیها و قاچاقچیان شاخ کرگدن، کشته میشن و خطر انقراض بشکل جدی حس میشه.


+ ناسا هم یه بزمجه فرستاده مریخ، بنده خدا وسط راه مرده! درحالیکه محققان فضا بشدت روی مرگش کار میکنن، طرفداران محیط زیست و حیوانات هم دست به اعتراضات گسترده ای زدن.


+ نون هم داره گرون میشه بسلامتی.


+ امممم .... ترامپ هم توییت جدیدی نزده، هر روز پیگیری میکنم.


+ آها روی تصویر LCD بعضی گوشی های آیفون ۱۰ یه خط سبز دیده شده که خیلی مهمه.


+ دیگر خبر خاصی نیست...سلامتی باشه


+ راستی میگن غرب ایران سمت کرمانشاه هم یه چند تا خونه خراب شده! آره؟! نمیدونم چرا اینقدر بزرگش میکنن؟! از دست ِ دروغ سازهای شایعه پراکن!


+ خوش باشید تا پست بعد


  • دکتر میم

شرّ

۰۷
تیر

- وقتی کم حرف میزنی، بیشتر و بهتر میتونی گوش بدی، بهتر میتونی استدلال و تحلیل بکنی و بعدا باقدرت تر وارد عمل بشی.


- سریع عکس العمل نشون دادن به یه موضوعی که اطلاع کاملی ازش نداری، معمولا باعث میشه احمق جلوه بکنی. مثل خبر یا تحلیلی که یه خبرگزاری یا یه گروه طرافدارانه پخش میکنه و آدمهای زیادی شروع به تحلیل میکنن و بعداً اون گروه یا تکذیبش میکنه، یا معلوم میشه خبر، جور دیگه ای بوده! و اون گروه یا تحلیلگر خبر، بجهت طرفداری، چقدر از اخبار و اطلاعات رو نادیده گرفته... و اونوقت اون آدما میمونن و حماقت بروز داده شده شون!


- اینکه آدم حس کنه داره روشنگری میکنه، فاصله ش تا این بروز حماقت، فقط گفتن دو سه کلمه اشتباهه! قبل از اینکه توی هر جمعی، وارد بحث بشی، یا چیزی تعریف بکنی، یا نظری بدی، فقط ده ثانیه طول میکشه که درمورد این فکر کنی که «خب بگم، بعدش که چی؟!» ! 

صرفاً برای اینکه نشون بدی لال نیستی، میتونی مثلاً بپرسی: دستشویی کجاست؟ 

میگن دکتر شریعتی گفته «ارزش آدمها به حرفهای نگفته شونه» .... منم از چند نفر شنیدم که «ارزش آدمها به کیفیت سوالاتیه که میپرسن»


- قبل از اینکه همه چیز رو به شقیقه ربط بدی، به خودت لطف کن و برو یه نگاه به اطرافت بکن! «اطراف» ، صرفاً اون رسانه هایی نیست که باب میلته و همیشه داری ازشون اطلاعات کسب میکنی. یه نگاه به تقویم بکن، به تاریخ، به اتفاقات، به مناسبات، ...

مثلاً فلان رسانه، عکس سگ ِ زرد ِ سودانی رو منتشر میکنه و میگه امروز روز حمایت از حیوانات در حال انقراضه...... بعد یکی میاد میگه «وااای،، دیدین به فلانی توهین شد؟! چون توی آخرین سفرش رفته بود سودان» !


- اگه حرف و سخنی براتون مهمه و میخواید بر اساسش حرفی بزنید یا حتی توی ذهنتون تصویرسازی ای بکنید، تا وقتی کاملش رو از زبون خود ِ گوینده نشنیدید، باور نکنید. یعنی درحقیقت هیچ کاری نکنید.


- و اگه ماجرایی برامون خیلی مهمه، حتما حداقل از دونفر شرح واقعه رو بخوایم. یادتون نره، هرکسی، هر ماجرایی رو با دید خودش میبینه و تفسیر و تعریف میکنه. چیزی رو که دلش میخواد.


- قدرت رسانه ها و خوراکی رو که بهمون میدن رو دست کم نگیریم.

یه قسمتی از فصل سوم سریال شرلوک بود، یه بابایی بود، غول رسانه های امریکا بود. از همه شخصیتهای گنده، آتو داشت و همه بهش باج میدادن.

شرلوک رفت پیشش، دید هیچ مدرک مستندی از هیچکس نداره و همش فقط توی ذهنشه!

شرلوک: تو که برای این خبرها مدرکی نداری، پس چطوری میخوای اثباتش بکنی؟!

اون بابا: احتیاجی به مدرک و اثبات ندارم. فقط منتشرشون میکنم!


+ من هم همه این حماقتها رو گذروندم

++ سر و ته هر شر و فتنه ای رو بگیری، به زبون میرسه. خدایا کمک کن کم حرف بزنیم، کم حرف بزنیم، کم حرف بزنیم.


  • دکتر میم

میگفت: "یه خوشبینی بیهوده در اکثر افراد هستش که فکر میکنن خودشونو خیلی خوب میشناسن! اکثر تست های عمومی روانشناسی که بر اساس یه سری سوال و تحلیل مکتوب، آدمها رو تحلیل میکنه و اکثریت هم خوششون میاد و میگن « اِاِاِ چه جالب، من همینطوری ام » ، بسیار هوشمندانه و براساس همین خوشبینی ها طراحی شده. حقیقت اینه که خودشناسی خیلی خوبه، اما این اتفاق خیلی خوب، در مورد ٩٩٪ افراد، نمیوفته! "


  • دکتر میم


باور نمیکنم کسی گوشه چشمی به دنیای فیلم داشته باشه و فیلم "قهوه و سیگار" ، شاهکار جیم جارموش رو ندیده باشه! و نصف عمرشو به فنا داده باشه! :-D  (لینک دانلود در پایین صفحه)

فیلمی که طی ۱۸ سال ساخته شده و شامل یازده داستان (اپیزود) کوتاهه که عنصر قهوه و سیگار در تک تک اونا حضور داره.

من این فیلمو ۱۰ سال پیش اولین بار دیدم و سعی میکنم خودمو نگه دارم و از فیلم چیزی نگم... مخصوصا آخرش! :-

مهمترین چیز در فیلم، روابط بین آدمها، کنش و واکنشها در برابر موضوعات مختلف و اتفاقات نهایی و روشن شدن موضع اپیزودهاست! بازیگران مشهوری مثل روبرتو بنینی و کیت بلانشت اونقدر خوب و عالی بازی میکنند که کل فیلم منتظر اینی که پایان فوق العاده فیلم و ارتباط اپیزودها و بازیگران و نقشها رو بفهمی! و در پایان ِ عالی ِ فیلمه که مثل کسی که زندگیش زیر و رو شده باشه، مات و گیج، ساعتها رو به دیوار مبهوت میشینی و فکر میکنی...

فکر میکنی که...

لینک دانلود


+ عکس مربوط به کتاب مصاحبه های جیم جارموش و روال ساخت اپیزودهاست که من بعد از دیدن فیلم، خریده بودم.


  • دکتر میم

در پی اون پست، انتظار ندارین تک تک اعضای صورت رو با نقاشی و تصویر بیارم و بگم ربط این به اون چی میشه؟!!

مسلماً تجربهٔ ۱۰ ساله رو نمیشه در یه پست نوشت! و همینطور حرفایی که میزدیم رو در یه صفحه نوشت!

اصلاً بنای اون کتاب، تعریف بعضی رابطه های علمی روی تولد و شکل گیری مغز و در نهایت تاثیرش روی شکل گیری صورت بود. و در نهایت به این میرسی که تعالی این موضوع، همش تجربه ست. اصلش اینه که اونقدر با آدمهای مختلف برخورد و نشست و برخاست داشته باشی، که قیافه ها و حالت چهره های مشابه رو باهم مقایسه بکنی.

هیچوقت نظر قطعی ای درمورد اخلاق و رفتار کسی نمیشه داد اما بدون شک شاخصه هایی در صورت ها وجود داره که از مقایسه اونها میتونید به نتایج خوبی برسید. 

انتظار رمالی و کف بینی که نداشته باشید :-) 

درمورد ماه تولد، هرچی در مورد فال ماه تولد و سنگ و حیوان اون ماه شنیدین، فراموش کنید. بهترین برداشت از ماه تولد ، ماه های قمری و تطبیقش با  روزهای ماه رومی در اون ساله. که بر اساس گردش ماه تعیین میشه. این بخش که مربوط به نجوم بیولوژیکی میشه و من یه سری دست نوشته از اون زمانها دارم، اگه عمری بود، یه چیزایی از توش در میارم و مینویسم. اما حتماً میدونید تاثیر ماه بر روی زمین و حالت مایعات رو؟ یکی از این تاثیرات مهم، گردش خون انسانه (در شب جفت گیری، در روال تکمیل جنین و روز تولد)

در مورد مشخصات ظاهری، بطور کلی، رنگ و حالت چشم ها مهمترین چیزه. لبها، پیشونی، چونه ، جنس موها، حالت بینی، نوع تنفس (که خیلی به اندازه سوراخ بینی بستگی داره) و نوع حرف زدن (حالت فیزیکی حرف زدن، نه چیزی که میگه) هرکدوم یه چیزی میگه. اگه میخواید از الان این تجربه رو شروع کنید، در برخورد با آدمها، این گزینه ها و حالتش رو ذخیره کنید و همینطور شخصیت طرف رو. و مسلما منظورم یکی دو برخورد نیست. برخوردهای طولانی و دوستانه میتونه در درازمدت یه بُعد کلی از یه نفر به شما بده.

حالا از این داستان مفصل، بیشتر زوم کنم روی چشم روشن ها و البته مردان!

در چین باستان گفته میشد چشم روشن ها ضعیف ترین نوع بشر در تصمیم گیری هستند! بخاطر همین، پست ها و منسب های مهم کشوری، به اونها داده نمیشد. البته فارابی (در کتاب «اغراض ما بعدالطبیعه ارسطو» )  توضیح میده که این ضعف به دلیل تکمیل نشدن قسمتی از مغزه که در مقایسه ها و تحلیل و تصمیم گیری در مسائل منطقی و احساسی نقش داره. ساده ش یعنی اینکه، چشم روشن ها، به نسبت بقیه، زودتر گول میخورن، زودتر و با تحلیل کمتری تصمیم میگیرن (در نتیجه بیشتر اشتباه میکنن) و کمتر به عقل رجوع میکنن. چون اون قسمت خاص رو ندارن!

قابل توجه اینکه، در چهره شناسیه چین باستان، مهمترین چیز بعد از چشم، نوع و جنس موهای سر و صورته. اما در مورد چشم روشن ها ، صدها برابر هر چیز دیگری، مدل لبهاست!! اونقدر مهم و جالب که اگه موارد مشابهی پیدا بکنید، دقیقاً تشابه ها رو درک میکنید.

متاسفانه نمیشه جزئیاتی رو روی عکس گفت. خودمم گیج میشم که اونقدر زیاده.

دیگه اینکه بینی، معمولا سوراخهای بزرگتر، تاثیرهای بهتری دارند. هرچی تنگتر و کوچکتر، بدتر!

...

و اینکه همه اینها به تجربه ست. اینکه با آدمهای مختلف سر و کله بزنید و چهره ها و جزئیاتشو بدونید. این علم، سالهاست که روز به روز در حال تکمیل شدن مخصوصاً در مراکز تحقیقات ژنتیک و روانشناسی وابسته به سازمانهای قضایی، جرم شناسی، سازمانهای جاسوسی و... ست. حتی در ایران.

من بخاطر سفر و کار و روحیه م ، گروهه های دوستی بسیار زیادی در سن ها و ژانرهای مختلف دارم. برخوردها و مناسباتم با آدمها بسیار زیاده و همین موضوع دوران خوبی رو برام درست کرده و کمک زیادی بهم کرده :-) 

نکته اینکه این تحلیل، در مورد بنیانهای شخصیتی، اخلاقی و فکریه. نه موارد ظاهری! چیزهایی که شاید بتونی مدتی پنهانشون بکنی یا یه طور دیگه نشون بدی، اما نمیتونی تغییرشون بدی!


پ. ن. یک: از روی ظاهر آدمها میشه چیزهایی درموردشون فهمید ، اما نمیشه اونا رو بهشون گفت :-) منظورمو میفهمین که.

پ.ن. دو: من واقعا معذرت میخوام از این نوع اطلاعات دادن. درسته که نویسنده خوبی نیستم، اما حق بدین، خلاصه کردن این همه مدت، اینهمه کتاب و اینهمه حرف و جر و بحث، چطوری توی یه پست بیاد؟ همینه دیگه. اگه سوال خاصی به ذهنتون رسید، سعی میکنم به بهترین حالت جواب بدم.

درهرصورت من از مردان چشم روشن متنفرم و این تنفر شخصی و سلیقه ای نیست و الان هم دو دوست صمیمی چشم روشن دارم و حتماً سعی میکنم حداقل روزی یکبار به گوششون برسونم که: ازتون متنفرم


  • دکتر میم

肖像

۱۴
دی

سالها پیش دوستی داشتم چینی، از شاگردان بسیار قوی خاله ساریتا و فوق العاده مسلط به مکاتب و علوم خاص شرق آسیا. اسمش اونقدر طولانی و سخت بود که بهش میگفتم سینا :-) 

از اون آدمهایی که شاید در زندگی یکبار یا اگه خوش شانس باشی دوبار بهشون بر بخوری و باید روی هوا بقاپیشون. پایه ٔ فوق العاده ٔ سفرهای سخت، بیداریهای طولانی، جر و بحث، کارهای خلاف و هر کار باهمی!

نقاشی میکشید، به سبک قهوه خانه ای ایرانی!! بهش میگفتم تو که تا حالا نه ایران اومدی، نه به این سبکها مسلطی، پس چی توی مغزت میگذره که اینا رو میکشی؟! (البته من هیچی از نقاشی سر در نمیارم و هیچ استعدادی حتی در حد کودکستان هم ندارم)

دو ساعت برام توضیح میداد و تفاوت سبک ها رو میگفت و... آخرشم بهش میگفتم خب... دیگه چه خبر؟! :-) 


+ میدونست من از مرد های چشم روشن متنفرم :-)) یه بار یه کتاب قدیمی و یه میلیون ساله، از بومیان چینی (از اونایی که یه سال بدون آب و غذا روی میخ میشینن و بعد میان یه کتابی مینویسن) برام آورد و خودش برام خوند و توضیح داد. ترجمه اسم کتاب تقریباً همچین چیزی بود «فیزیک چهره و نجوم بیولوژیکی» . بسیار ثقیل و پیچیده در مورد تاثیر پدر و مادر، سال و ماه تولد (بر اساس قرار گیری صور فلکی) و عوامل مختلف بر روی چهره افراد و حالتش و رفتارهاشون. جوری برام توضیح داد که انگار معادلات لاپلاس رو برای یه بُز نر توضیح میدی. و اینگونه بود که من یه چیزایی متوجه شدم :-) 

از همون روز رفتیم تو کار بررسی آدمها و قیافه ها و رفتارها :-D  خیلی خوب بود و پر دستاورد.

چند وقت بعد فهمیدم فارابی هم روی این چیزها کار کرده بوده.

+ تحلیل و تفسیر چشم روشن ها هم از همون دوران و ادامه بررسی های خودم در پست های بعدی براتون مینویسم :-) 


  • دکتر میم

بازى

۲۴
مهر


یک پیشنهاد ذهنى پیچیده وجود داره، براى کسانى که علاقه به تمرینات درگیرانهٔ مغزى دارن.

بازى "حکم" با ورق (پاسور) رو باید کاملا بلد باشید. (در این مورد فقط حکم، چون محاسبات کمترى داره)

حالا خودتون تنها با خودتون باید حکم چهارنفره بازى بکنین!

نکته اینکه باید یاد بگیرید که در عین اینکه برگه هاى هر چهارنفر رو میدونید، به خودتون بقبولونید که نمیدونید دست هر نفر چه برگه هائیه! و اینکه طورى با یارتون بازى کنید که برگه هاشو نمیدونید اما باید باهاش همکارى کنید و ضد دونفر دیگه (درعین اینکه میدونید چى دست حریفتونه ولى خودتون رو به نادونى بزنید)

این تمرین کثیف و سخت، که بعد از مدت زیادى تازه کمى براتون آسونتر میشه (البته اگه درست بازى کنید) به شدت روى قسمت هاى جدید و دست نخورده مغز و قدرت تحلیل و تصمیم گیرى مغزتون در شرایط سخت، اثر مثبت میزاره.

البته اگه ورق باز هستید، تاثیر زیادى روى بازى و ورق شمارى و قدرت بازیتون میزاره :-) 


+++ اون سگ حامله که براى درمانش پیگیرى کرده بودم، هفته پیش زایمان کرد :-)  مادر و بچه سالمن ... احساس سبکى :-D 


  • دکتر میم

پاندورا

۱۴
مهر

صندوق پاندورا، به روایت افسانه‌های یونانی جعبه‌ای بود با محتوای تمامی بلا ها و شوربختی‌های ناشناخته بشریت از جمله کار، بیماری، مرگ و غیره.

پاندورا (اولین زن جهان) که بخاطر دزدیده شدن آتش توسط  پرومته (همسر آینده پاندورا) بخشی ازجریمه‌های بشریت محسوب می‌شد، صندوقى از زئوس دریافت کرد تا به انسانها هدیه دهد و سفارش کند که هرگز آنرا نگشایند. ولی پاندورا پس از ازدواج، خود صندوق را گشود و بلا ها و شوربختی‌ها از داخل آن سرریز و بر روی زمین پراکنده شدند. زمینی که تا آن زمان هیچگونه مشکل و بدبختی نمی‌شناخت. تنها امیــد در صندوق باقی‌ماند تا تسلای بشر باشد.

.

"فوئنتس" در کتاب "پوست انداختن" از اعتقاد سخت مردمان آمریکاى جنوبى به این صندوق میگوید: "براى هر زوجى (زن و شوهر) یک صندوق پاندورا وجود دارد که رازها و ناگفتنى هایى از زندگى مشترک، درون آن است که نباید هیچگاه باز شود. (مخصوصاً در حضور دیگران)

تسلّا و امید به زندگى، در باز نشدن صندوق است...

پاندورا، در صورتی که باز شود، معجزه اش از بین می رود."


  • دکتر میم