روزنوشت های دکتر

کفارهٔ شرابخوری های بی حساب ... هشیار در میانهٔ مستان نشستن است

روزنوشت های دکتر

کفارهٔ شرابخوری های بی حساب ... هشیار در میانهٔ مستان نشستن است

پربیننده ترین مطالب

۱۵۸ مطلب با موضوع «روزنوشت» ثبت شده است

+ ماه رمضون شد. چه شب غریبیه ⁦:-|⁩ ینی واقعا از فردا باید روزه بگیریم؟! ... اما جدای از شوخی، مبارک باشه. ماه رمضون با همه سختیاش، اوقات و حس خوبیه. فقط اگه خدا چند تا پِلن واسه روزه گرفتن میذاشت، بهتر بود! مثلا من حاضرم پنج روز به پنج روز غذا بخورم، اما فقط وسط روزها بتونم دوتا لیوان آب بخورم! یا فقط یه لیوان.... الان که فکر میکنم میبینم به یه نصف لیوان هم راضی ام!

  - پست پارسالم درمورد خُرفه رو باز بخونید. پارسال جداً به من کمک کرد. و اینکه سعی میکنم کتاب خوب معرفی کنم، توی اوقات استراحت، هم بدرد میخوره، هم باعث میشه گذر زمانو کمتر بفهمین.


+ ماشینو ازم گرفته، بعد از مدتهااااا برداشته برده کارواش! زنگ زده میگه: ماشینو اگه ببینی، نمیشناسی! 

میگم تمیز بود که! دو سه بار توی اردیبهشت بارون شدید اومد، قشنگ تمیز شد ⁦:-D⁩

میگه آخه ع..ی ، هنوز خاک سفرهای عیدت روش بود! تازه میدونستی چراغ راهنماهای کوچیک ِ بغل، رنگش آبیه؟! :-))


+ هفته پیش رفتیم «برادرم خسرو» رو دیدیم. امشب هم «ویلایی ها»

«برادرم خسرو» عااالی بود، پیشنهاد من اینه که حتما با حال خوب ببینیدش که زیاد خراب نشین. فیلم درمورد زندگی و اطرافیان بیماران روانی و خصوصاً مانیک ه. و اینکه خیلی آدمهایی هستیم در جامعه که از اونا بدتریم، فقط پشت القاب و عناوین (مثل دکتر میم) پنهان شدیم ⁦:-D⁩

«ویلایی ها» ساخته منیر قیدی، اگه از گاف های فیلمنامه ایه کوچیکش بگذریم، حقیقتاً فیلم خوب و تحسین برانگیزی بود. زمان فیلم، دفاع مقدس، و موضوع فیلم، زنانی بودند که در خلال جنگ و در نزدیکی مناطق جنگی به همراه بچه هاشون و به اختیار خودشون اسکان داشتن و چون مردان زندگیشون در خط مقدم بودن، اونا هم در نزدیکیشون فعالیت های پشتیبانی جنگ رو انجام میدادن.

برای منیر قیدی هم با توجه به اینکه به خانم های کارگردان، بسختی امکانات فیلمسازی (اونم تجهیزات سنگین دفاع مقدس) داده میشه و کم بهشون اعتماد میشه، باید یه کف مرتب زد.

این دوتا فیلم، درد «نهنگ عنبر ۲» رو شست ⁦:-)⁩ اما ظاهراً خیلی از اونایی فیلمو دیدن، خوششون اومده. فک کنم من با انتظار زیادی رفته بودم به تماشاش!


+ ماه رمضون، بدون توجه به عقبه معنویتون و این احساسای مسخره که «خدا منو دوست نداره» برای همه خیلی دعا کنید. خودمون ، مریضا، زندانیا، مردم ضعیف، اوضاع کشور و...


  • دکتر میم

+ چند روز پیش، اطراف مرز استان گلستان و خراسان شمالی، جای فوق العاده ای بودیم. ترکمن صحرا، کلاله، منطقه گچی سو. مسیر چندان راحتی نبود! یه جایی با پای پیاده، از بی آبی داشتیم تلف میشدیم، البته همسر هم نزدیک بود منو بکشه :-)) ولی خب خداروشکر آب خنک پیدا کردم، هردوش حل شد و هم⁦ عکس های خوبی شد. یه همچین جایی! و اینجا. توی اینستا عکس و توضیحات کاملتر گذاشتم.


+ رفتیم «نهنگ عنبر ۲» . من سامان مقدم رو دوست دارم. با دید خیلی خوبی نسبت به فیلم رفتم داخل سالن! اینکه الان میخوام یه کمدی خووب ببینم! ... راستش، افتضاح بود! خییلیی گند بود. :-( چه از نظر کمدی، چه فیلمسازی! بعد از یه ربع اول فیلم، یخ زدم. سکانس های مسخره و کشدار، بی قصه، بی ایده، وقت تلف کن، حتی بیشتر از چند صحنه تک و تیک هیچی برای خندیدن هم نداشت! لعنتی خیلی بد بود ⁦:-|⁩ باید خیلی سریع، «برادرم خسرو» و «ویلایی ها» رو بریم ببینیم که این گند رو بشوره و ببره. اٙه، سامان، از تو انتظار نداشتم.


+ از سالن سینما بیرون اومدیم، توی راهروی آسانسورها شلوغ بود، وسط جمعیت، یهو....

از این صحنه ها دیدین که دونفر بعد از ۱۰-۱۱ سال همدیگه رو خیلی اتفاقی میبینن و از قضا خیلی هم باهم خوب بودن. و یهو نگاهشون گره میخوره و یه مکث و ... بعد لبخند و بسمت هم نزدیک میشن و همدیگه رو خیلی گرم بغل میکنن :-) .... همین دیگه. همچین صحنه ای دیروز برای من توی طبقه پنجم پردیس چارسو شد. عالی بود ⁦:-)⁩⁦


+ نه، دقیقاً درمورد انتخابات نه... اما یه مطلب درمورد هوش اجتماعی از چند زاویه تاریخی و جامعه شناسانه مینویسم، ایشالا قبل از انتخابات تمومش میکنم و پست میکنم. برای اینکه بعضی از ارجاع ها رو اشتباه ننویسم، باید پیداشون کنم دوباره، یه کم دیر شد. 


+ چون قول دادم، پنج تا عکسی که پارسال برای مسابقات جهانی مگنوم فوتو فرستادم، و احتمالا اکثرشو دیدین، اینا بود.

عکس یک ،، عکس دو ،، عکس سه ،، عکس چهار ،، عکس پنج

خلاصهٔ نقدی که بعد از داوری برام ارسال شد، در ادامه مطلب آوردم، اگه دوست داشتین، بخونین.

  • دکتر میم

هدف زنی

۲۱
ارديبهشت

منو بردن توی دویست تا کانال حامیان دکتر/مهندس فلانی ، عضوم کردن! خیلیا غریبه! اصلا شماره که نداشتن.

- میگه خب مخابرات، لیست شماره ها رو میفروشه، این سیستم های پیامکی و تلگرامی، از روی اون لیستا، بر اساس جنسیت مذکر و مونث، سن و آدرس محل زندگی که برای سیمکارت ثبت شده، پیام میدن. 

- میگم آخه مگه قیافه هامونم ثبت شده که اینا براساس ظاهر، پیام بدن؟! اینا از کجا میدونن من و علی کچلیم که تبلیغات کاشت مو و PRP فقط واسه من و علی میاد؟! چرا واسه بقیه تون نمیاد؟!


  • دکتر میم

+ بیست ساله مسئول دفتر بخش قلب بیمارستانه. مثل همیشه، از مسیر هر روزه، رفته طبقه زیرزمین (کنار سردخونه) که بره پارکینگ. همیشه کنار در آسانسور، جلوی در سردخونه، جنازه های آماده تحویل رو میزارن. اونروز هم بوده.

خانم مسئول بخش قلب، اونروز از در آسانسور میاد بیرون و از کنار جنازه رد میشه و...

جنازه یهو بلند میشه! نوعی از ایست قلبی که گاهی گزارش مرگ میشه و گاهی بیمارها، از اون دنیا برمیگردن! خیلی کم پیش میاد، ولی میاد! ⁦:-D⁩

حال ِ خانم ِ مسئول، خداروشکر خوبه. توی بخش خودشون بستریه :-))


+ برای پام، میرم فیزیوتراپی، زیرزمین بیمارستان، کنار سردخونه ست. آشپزخونه بیمارستان هم همون کناره... ربطی نداره ها. ولی همونجاست ⁦:-D⁩


+ میشه از بحث انتخابات بگذریم؟ ⁦:-)⁩


+ روز کارگر و روز معلم مبارک باشه. این دوقشر همیشه از همه مظلوم ترن و همیشه درحقشون ظلم میشه و اکثراً به حقشون نمیرسن. مسئولین هم که درجریان بودن، روز گرامیداشت هردوشون رو گذاشتن پشت سرهم تا سریع بگذره!

والا! کارگری مثل من اینو میفهمه.


+ نمایشگاه کتاب امروز شروع شد. همین یه ربع پیش. یعنی بنظرتون امسال بهتر از پارساله؟ یعنی دیگه هایدا، زود ساندویچاش تموم نمیشه؟! یعنی بستنی فروشیا به یه نسبت همه جا هستن؟! خداکنه یه نم بارونم بیاد تا حال بده توی چمنا بشینیم و مردمو ببینیم.

راستی، یه جاهاییش هم هست، کتاب میفروشن. اونجا هم اگه شلوغ نبود، یه سر میرم :-)


+ دوست ِ ما آخونده! آخوند! اومده بهم میگه حاجی ردیف کن بازی ایران ازبکستان بریم ورزشگاه.

گفتم دقیقا کی بود؟ میگه ۲۲ خرداد.

بهش میگم ماه رمضونه ها! با زبون روزه کف میکنیم.

میگه اااا ِ ، جدی ماه رمضونه؟! عجب!

حالا من اشاره نمیکنم کیه. زشته. غیبت میشه.


  • دکتر میم

کالای با ارزش

۰۹
ارديبهشت

مثل آدمی که هر لحظه ممکنه وسایلشو از دستش بدزدن، توی پیاده‌رو میومدم. یه دستم یه پلاستیک بود و دست دیگم با موبایل حرف میزدم.

میگن توی خیابون که راه میری، موبایل یا چیزای باارزش رو سمت دیوار بگیرین که ندزدن! اما من، موبایل رو سمت خیابون گرفتم و پلاستیک رو سمت دیوار....

توی پلاستیک، گوجه سبز بود!


  • دکتر میم

۱۲۷ ساعت

۰۴
ارديبهشت

۱۲۷ ساعته که پای چپم توی گچه. ۱۲۷ ساعت دیوانه وار و سخت. مثل پیرمرد عبوس و لجوجی که به گچ پا به چشم دشمن خونیش و مانع کارهاش نگاه میکنه، باهاش لج کردم. لج کردم و به زندگیم ادامه میدم، اونم به اذیت کردنم ادامه میده!

با پایی که از پایین مچ تا بالای بالای ران (ینی دیگه جا نداشت!) بصورت صاف توی گچه و نمیشه حتی با عصا راه رفت (چون به زمین گیر میکنه) و نمیشه سوار موتور و ماشین شد، همه جا میرم و همه کار کردم. از لجش روزها بیشتر از قبل پیگیر کارام میشم. اداره رفتم، بانک رفتم، راه رفتم، تشییع جنازه بهشت زهرا رفتم، تابلو عکسامو چاپ کردمو به دیوار چسبوندم. ده روش مختلف برای دستشویی رفتن و نماز خوندن کشف کردم، در حالی که نمیشه حتی روی هیچ صندلی ای نشست! حتی من لعنتی والیبال بازی کردم... تا ساعت ۱۲ هرشب، دشمن خونی با خارش و بدقلقی و اذیت به سراغم میاد! بی خوابی و عرق و فشار گچ!

تنها کاری که نکردم، استخر رفتن بوده! میشینم و به این ۱۲۷ ساعت فکر میکنم،،، به لج بازی های روزانه، به شبهای درگیری، به درگیری های لجوجانه، به قتلش فکر میکنم، به سوراخ کردنش، به باز کردنش، به قطع کردنش! با چاقوی تیز سوئیسی، میشه قطعش کرد... 

حیف که درون این دشمن لعنتی، پای عزیزتر از جانم هست که باید منو ببره تا کوه و جنگل و دشت و کویر و دریا ... تا ورزش و کار و سفر و... تا ته زندگی. بخاطر همین عزیزه که ۱۲۷ ساعت دیگه باید بجنگم.

۱۲۷ ساعت دیگه از همین الان.


+ جهت مسابقه عکاسی، نمرات یه داورو گرفتم، داور دوم در سفر قول دادن که تا فردا امتیازات رو اعلام بکنن ⁦:-)⁩


  • دکتر میم

سونات پاییزی

۲۶
فروردين

به نظر من بهترین نمایشنامه نویس و کارگردان زنده تئاتر ایران جلال تهرانیه. بعد از مدتی بالاخره تئاتر «سونات پاییزی» از اینگمار برگمان رو ساخت و فروردین و اردیبهشت، توی تماشاخانه ایرانشهر، پارک هنرمندان برقراره. بالاخره چند شب پیش رفتیم. قبل از ورود به سالن، یه کم قفل کردیم روی آدمها که ببینیم میشه کسی رو سوژه کرد و مسخره کرد؟ ⁦:-)) یعنی بیشعوری تا این حد ⁦:-D⁩

بهناز جعفری اومده بود. یه آقای دیگه هم بود، کلی فکر کردم که این کیه؟! میخواستم برم ازش بپرسم که تو کی ای؟ :-)) خوب شد نرفتم. چون یادم اومد. چون اگه میپرسیدم و اونم میگفت «من همون بازیگر فیلم «شٙنِل» هستم که توی جشنواره فجر امسال بود» .. اونوقت منم با احترام تمام نظرمو راجع به خودش و فیلم و کارگردان و وقت گرانقدری که از ما به کثافت کشیده شد، میگفتم و میرفتم به ادامه مسخره کردنمون برسم :-)

بهاره رهنما بازی میکرد و گلچهره سجادیه. بازی ها عالی، نمایش سیاه و کثیف و تلخ و درعین حال فوق العاده. فقط باید بعضی تئاترها رو دید تا فرق کارگردانی تئاتر رو فهمید.

گفته بودم براتون...؟ که متظاهرین به «علاقمندی به فرهنگ و هنر» با قدرت زیادی در حال تکثیرن... این بد نیستا! اما حداقل این دوستان یه کم تلاش بکنن برای علاقمندی به شعور! ⁦:-|⁩

بگذریم از اینکه از لحظه ورود به سالن، عکس ها و پست ها و استوری ها شروع شد... اول نمایش، بهاره رهنما اومد و سلام و احوالپرسی و خواهش کرد همه موبایلا رو دربیارن و روشن توو دستشون بگیرن و خواهش و تمنا کرد که «عزیزان، دوستان، همگی لطفا خواهشا تمنا میکنم تورو قرعان گوشیا رو خاااموش کنید. سایلنت نه!! خاموش. بخاطر اینکه توی تئاتر، موزیک استفاده میشه و موبایلها نویز میندازه روی صدا. یه ساعت دیگه برید بیرون باز موبایلو دارید. جوون مادرتون خاموش کنید»

یعنی اگه به یه گاو گواتمالایی با این زبون خواهش و تمنا میکرد، قطعاً گاوه میرفت موبایل میخرید و به احترام تئاتر و بینندگان خاموشش میکرد.

خب... در مورد اون قشر براتون توضیح دادم که؟ اصلاً مهم نبود که خیلیا نمیدونستن اینگمار برگمن کیه؟ و ربط سونات پاییزی به این قصه چیه؟ و اصلا سونات چیه؟ پیانو چیه؟ اینا اصلا مهم نیست!

مهم این بود که نه تنها خیلی گوشیها، زمان نمایش خاموش نبود و دائم روی پیانوهای زیبای تئاتر، نویز انداخت، بلکه چند نفر درحال گوشی چک کردن بودن!! 

باز من حداقل شعورم به این چیزا میرسه! نهایتاً یه کم مردم آزارم.


#گاو_گواتمالایی_نباشیم #مسخره_کردن_زشته_میدونم


+ برای ارسال عکس مسابقه، تا ساعت ۲۴ امشب وقت دارین. تا الان فکر کنم ۳۸ نفر با بیشتر از صد تا عکس شرکت کردن.

  • دکتر میم

مسابقه عکاسی ۲

۲۵
فروردين

اول بزارید چند تا چیز رو تعریف کنم براتون...


۱. من با عکسهایی که با موبایل گرفتم و عکسهای اون دوربین معمولی و ساده کانن ام چند بار توی مسابقات برنده شدم و جایزه های خوبی گرفتم ولی با عکسهای دوربین DSLR حرفه ای نیکون با لنزهای خوب و فیلتر و کلی سخت افزار خوب و قوی، هیچ مسابقه ای برنده نشدم و جایزه ای هم نگرفتم. هیچی ⁦:-D⁩ پس زیاد به کیفیت دوربینتون گیر ندین. درسته که دوربین مهمه، اما عکس گرفتن خیلی خیلی مهم تره.


۲. کلی عکس برام اومده، خیلی خیلی خوبه. واقعا اونقدر عکسها خوبن که داشتم فکر میکردم اسپانسر بگیریم و از دوره بعد، جشنواره عکس حرفه ای تر و با تفکیک موضوع برگزار کنیم ⁦:-)⁩ والا ! و اینکه موج ارسال عکسها تند شد یهو، دوستان گفتن دو روز دیگه فرصت بدید. جدول نهایی ادامه مسابقه رو آخر پست مینویسم.


۳. خیلی خوبه که عکسهای آدم دیده بشه و نظرات همه رو بدونه. همونقدری که نظرات داورها مهمه، نظرات بقیه مردم هم مهمه. داورهای تخصصی، در نمره دادن به جنبه هایی دقت میکنن که شاید مردم عمومی زیاد براشون مهم نباشه و بالعکس. از اونطرف، درنهایت، عکسها رو قراره مردم ببینن و لذت ببرن. پس دونستن هر دو مورد مهمه.


۴. داورها معمولا از زیبایی های ظاهری عکس، گول نمیخورن. من که عکاسی رو آکادمیک نخوندم (و اصلا هم لزومی نداره آکادمیک باشه) اولش خیلی چیزا رو نمیدونستم. اوایل که شروع کردم برای مسابقات مختلف، عکس فرستادم، خب قاعدتاً برنده هم نمیشدم و بعداً که عکس های برنده ها رو میدیدم، میگفتم اااا عکسهای من که خیلی بهتره! اما واقعا نبود! بعضی عکسها رنگ و لعاب داره اما زیبایی خاصی نداره. دقیقا مثل فیلمه. هر فیلمی به ذائقه یه گروه خوش میاد. 


۵. معمولاً اخلاق جشنواره ها با هم فرق میکنه! اگه برنده های سالهای گذشته هر جشنواره رو ببینید، دستتون میاد که داورای اون جشنواره از چه نکاتی خوششون میاد و چه عکسهایی انتخاب میشن! جشنواره های عکس هم (مثل بقیه) سیاست خاصی دارن که میشه رصدشون کرد. با همین رصد کردن، سال گذشته تونستم با ۵ عکس توی جشنواره جهانی مگنوم فوتو (MagnumPhoto) که جزو معتبرترین مسابقات جهانه و با همکاری لنز کالچر و BBC امریکا برگزار شد، شرکت کنم و از بین ۴ میلیون عکس شرکت کننده جزو صدهزار تای اول بشم و حداقل جایزه (نقد کامل عکس هام توسط هیئت داوران) رو داشته باشم ⁦:-)⁩ 

جاتون خالی، لذت خیلی خوبی بود.


۶. شرکت توی جشنواره های بزرگ معمولاً هزینه ورودی داره که باید بپردازین. اما جشنواره های داخلی معمولا رایگانه و خوبه، شرکت کنین، عکساتون واقعاً خوبه. چرا اینقدر خودتونو دست کم میگیرین؟ من تقریبا روزی یک ساعت فقط عکس میبینم. عکس های عکاس ها یا مسابقات معروف عکاسی یا پیج های معروف انتشار عکس. فقط با همین دیدن عکس ها، عادات عکاسیتون بهبود پیدا میکنه.


+++ اما مسابقه :

- خیلی عکس ارسال شد. ممنون. هنوز چند نفر شدیداً التماس دعا داشتن برای تمدید. آخرین آخرین مهلت شد: ساعت ۲۴ روز شنبه ۲۶ ام فروردین.


- ۲۸ ام یا ۲۹ ام من همه عکس ها رو با اسم عکاس، همینجا منتشر میکنم و سه روز فرصت نمره دادن میدیم. ارا شما خصوصی خواهد بود. طی همین سه روز ، داورا هم عکسها رو میبینن و نمره میدن.


- ۲ یا ۳ اردیبهشت برنده ها رو اعلام میکنم و نمره ها رو.


- یکی از دوستان لطف کردن و اسپانسر جور کردن ⁦:-)⁩ فعلا برای برنده ها قول بن کتاب گرفتم. نفر اول صد تومن، نفر دوم هفتاد تومن، نفر سوم پنجاه تومن. 

احتمالا برای این سه نفر، یه چیز دیگه هم کنارش اضافه میشه، (نظرتون درمورد سفر یا غذا چیه؟ ⁦:-D⁩ ) و اینکه یه جایزه دیگه هم به یک یا دو عکس عکس دیگه بجز این سه نفر بدیم.


+++ حرفی؟ پیشنهادی؟ هوم؟


  • دکتر میم

توهم

۲۰
فروردين

گفت اگه سر و کله خارش داشته باشه...؟!

گفتم علایم شپش ه!

چند دقیقه بعد گفت «اگه شپش باشه، فقط سر و کله میخاره، یا همه جا؟ چون از موقعی گفتی شپش، داره همه جام میخاره! از همین چند دقیقه پیش! »

گفتم «خوب شد نگفتم علائم سرطانه! وگرنه الان زیر شیمی درمانی بودی... :)) »


آدم اینقدر جوگیر؟!! ⁦:-))


+ تا الان ۱۲ نفر عکساشونو برای مسابقه فرستادن.

++ پ. ن. بچه ها موضوع عکس ها آزاده، لازم نیست حتماً عکس ها مربوط به طبیعت و بهار و عید باشه. 

  • دکتر میم

مسابقه عکاسی

۱۸
فروردين

سلام.

طبق قولی که دادم، و امیدوارم توی این یه ماه عکس گرفته باشین، مسابقه میزاریم.


+ عکس هاتون رو از امروز تا ساعت ۲۴ روز ۲۴ فروردین ۹۶ بفرستید. (۴۸ ساعت تمدید شد) 

+ عکس ها رو یا توی بیان آپلود بکنید و لینک بفرستید. یا به ایمیلم بفرستید. ایمیل : patrick2004@gmail.com


شرایط:

۱. هرنفر میتونه حداکثر سه تا عکس بفرسته.

۲. موضوع عکس ها آزاده. و در هر زمینه ای، زیبایی و هدف و ایده عکس ها بررسی میشه.

۳. عکس ها میتونه باهر دوربینی (معمولی، حرفه ای، موبایل) گرفته شده باشه.

۴. ارسال کننده عکسها ، صاحب عکس شناخته میشه، مگر اینکه گزارشی خلافش برسه و اون عکس از مسابقه حذف میشه.

۵. سایز عکس های ارسالی نباید کوچیک باشه، سایز عکس ها حتما باید حداقل ۱۲۰۰ پیکسل در طرف بزرگتر باشه. (شما نسخه اصلی فایل عکس رو بفرستید)

۶. عکس ها نباید با نرم افزار درست شده باشه. اما اصلاح نور و رنگ و برش یه قسمت از عکس، اشکالی نداره.

۷. بهتره محل گرفتن عکس رو بنویسید، اما اگه هم نخواستید، حتما (حتما) یک خط در مورد هر عکس بنویسید.


داوری:

من نظری نمیدم،، همه عکس ها رو برای دوتا از دوستان عکاس و متبحر میفرستم که یه نمره از صفر تا بیست به هر عکسی میدن. و همه عکسها رو هم توی وبلاگ میزارم، همه دوستان ثبت نام شده در بلاگ یه نمره از صفر تا پنج به هر عکس میدن. که در مجموع، برنده ها مشخص بشن.

+ داوری کاملاً استبدادی و رای ها خصوصی خواهد بود و کسی حق اعتراض نداره. باید به دکتر میم اعتماد کنید.


بقیه موارد:

- همه دوستان، چه نویسنده ، چه خواننده میتونن شرکت کنن.

- این یه مسابقه ساده و دوستانه ست که اعتبار خیلی خاصی برای جوامع بشری نداره! پس سعی کنید عکسها رو واقعا خودتون گرفته باشید و زیاد هم نگران خوب و بد شدن عکساتون نباشین.

- به نفرات اول تا سوم جایزه میدم... بزارین درمورد جایزه فکر کنم و بعداً بگم.

- اگه چند عکس از یه نفر جزو سه عکس اول بشه، عکسی که رتبه بالاتر گرفته، درنظر گرفته میشه و عکس های بعدیش حذف میشه.

- لینک مسابقه رو منتشر کنید تا بچه های وبلاگستان شرکت بکنن.

- میتونید توی وبلاگتون عکساتون رو تبلیغ کنید.


+ همین دیگه... سوال دیگه ای هست؟


  • دکتر میم