روزنوشت های دکتر

آرامش ِ قبل طوفانم را برهم‌ نزنید... بگذارید ناخدا، اینبار هم کشتی را بسلامت بگذراند... سکوووت

روزنوشت های دکتر

آرامش ِ قبل طوفانم را برهم‌ نزنید... بگذارید ناخدا، اینبار هم کشتی را بسلامت بگذراند... سکوووت

پربیننده ترین مطالب

۲۱۲ مطلب با موضوع «روزنوشت» ثبت شده است

الان، نه کاری با اوضاع دارم، نه گرد و خاک، نه بیکاری و دلار!

اما رشیدپور، بشدت بی اطلاعات ، بی تحقیق و ضعیف و ظاهراً ابلهانه وارد مصاحبه شده! 

واقعاً این شوی رسانه ای، تز ِ کی بود؟!! که مثلاً رشیدپور، مرد بزرگ ضد دولت و حاشیه ساز رو آوردیم، و حتماً جواب سوالاش هم میدیم!!

آدم بیسواد و ضعیف، کسیه که یه سوال احمقانه میپرسه،، و یه جواب ابلهانه تر میشنوه، و گیر نمیده که «این چه جوابی بود؟! مگه مردم مسخرهٔ شمان؟!» 


+ احمق منم که میشینم و میبینم و حرص میخورم :-/ والا... زدم شبکه سه. برنامه نود شروع شد... عادل فردوسی پور جان،، مجری تویی،، بقیه فقط دلشون میخواد اداتو دربیارن.


  • دکتر میم

ایشالا جشنواره فجر رو امسال کامل میرم و همشو کامل براتون اسپویل میکنم.

حساب کردم اگه صد نفر کامل بخونن، حدود ۳۰ میلیون تومن به نفع همتون کار کردم. آخه دکتر، اینقدر بافکر؟!

اینطوری بهترم هست، نقد نداریم، هر کی خودش میتونه تصمیم بگیره درمورد فیلما :-) نه؟! چقد خوب.

فقط اونایی که نمیخوان داستان فیلما رو لو بدم، اعلام بکنن که یه جوری بالاخره به گوششون برسونم. حیفه.

  • دکتر میم

من...

بی شک...

مورد قهر خدا قرار گرفته ام...

که هر شب...

ساعت ۱۰ ...

خود را می آزارم...

نفرین بر من...

که هر شبانگاهان...

سریال «محکومین» شبکه یک را میبینم...


  • دکتر میم

+ محافظه کار نیستم. فقط الان فکرم درگیر کار و باره، یه کم هم، کم حوصله ام. بخاطر همین ترجیح میدم درمورد کار و سینما و محیط زیست بگم و کارمو پیش ببرم تا اینکه گیر بدم و غر بزنم به این و اون. البته نمیدونم چرا این چند وقت،، دور و بری ها ، همکارا ، بانک ، داروخونه ، سازمان غذا و دارو، کارگاه ، انبار ، قهوه خونه علی، هیئت، جمع دوستان... کسی زیاد گیر بده، دوتا میزنم که بره. 


+ صبح ها بعد از بیدار شدن تا حدود ۱_۲ ظهر ، شاید کلاً ۲۰ الی ۲۵ کلمه حرف بزنم. و بشدت درمقابل کسی که توی این تایم ازم حرف بکشه، عکس العمل نشون میدم. زنگ زده بود، بیست دقیقه حرف زد... کلا فقط دوبار گفتم اوهوم. بعد قطع کردم و دیگه جواب ندادم. غروب دوساعت فحش میخوردم :-))


+ بعضی از بلاگرها هستن... و فعال هم هستنا... ولی چقدر خنگ و ناامید کننده! والا من اگه به چیزی شک هم داشته باشم، دهنمو باز نمیکنم. چه برسه درموردش هیچی نفهمم... خب مگه حرف نزنی، جامعه جهانی نگرانت میشه؟! 

(پ.ن : همه وبلاگهایی که فالو میکنم و مداوم میخونم، دوست دارم)


+ ظاهراً فیلمهای امسال جشنواره امیدوارکننده تر از پارساله. امیدوارم بتونیم امسال هم بریم و ببینیم و....


+ فیلم «حریم شخصی» رو رفتیم. افتضاح. خارجی جدید که الان یادم میاد، همین چند شب پیش blade runner 2048 رو دیدیم. این خارجیا چه حوصله ای دارن!! آخه سه ساعت فیلم؟! 


+ راستی ما بچه پایینیم. اینجاها برف نیومد که استوری بذارم. شرمنده


  • دکتر میم

- اخبار:

در نظر گرفتن مکانی برای اعتراض های مسالمت آمیز مردم!


- پ.ن: 

ذات اعتراض در غیرعادی بودنش و توجه شدن بهشه! بلانسبت همگی، گاوها رو اگه توی خیابون ببینیم، تعجب میکنیم. اما گاو توی گاوداری که عادیه! میریم و میدوشیمش!


#توهین
  • دکتر میم

بالاخره تهران یه بارون تقریباً اساسی اومد! اما لعنتی عجیب اسیدی بود! همه عاشق هایی که اومدن زیر بارون قدم بزنن، دچار فرسایش شدن.

خداروشکر تلگرام فیلتره و وقتمون آزاده و میتونیم با کسانی که دوستشون داریم، بریم توی این هوای خوب، قدم بزنیم. هزار مرتبه شکر

ولی لعنتی، قد من ۱۲ سانت کوتاه شد.


  • دکتر میم

تمرکز

۱۱
دی

منم یه زمانی کم سن و سال تر بودم... اون زمانها هم اتفاقات سیاسی زیاد بود. اما سیاست، آخرش بازی خوردن ِ مردمه! برای احیای ارزشهای انسانی و فرهنگی هم میتونیم از خودمون شروع کنیم. معمولاً سیاست هیچ تاثیر مثبتی توی هیچ جا نداشته. ما فقط باید بتونیم کنترلش بکنیم و پیشبینیش بکنیم تا به موقع جاخالی بدیم که تیر و ترکش ش بهمون نخوره :-) اما پایه های اقتصاد هر نفر درصد زیادیش دست خودشه. و آخرش هم چند سال دیگه ، یه نفر از همین نسل شما ایران رو نجات اقتصادی خواهدداد.

یادتون باشه چه نظام عوض شه، چه نشه... چه حجاب برداشته بشه، چه نشه... چه همه چی آزاد بشه، چه نشه.... بازم شما باید بتونید کار بکنید و خودتونو از این باتلاق اقتصادی بیرون بکشید. باید پول در بیارید تا بتونید به خیلی چیزا فکر کنید. کسی پول مفت بهتون نمیده. ایران اگه سوییس هم بشه، بازم بعضیا فلک زده میمونن و همینی ان که هستن. پس... اینقدر وررر نزنید و تمرکزتونو بزارید جای با ارزش.(این جمله آخر رو همیشه به خودم میگم. هر کی ام دوست داشت، به خودش بگیره، بد نیست)


+ باز تاکید میکنم، وقت بذارید و اگه سه پست قبل رو نخوندید، حتماً بخونید. چون اگه نخوندید و اطلاعاتشو ندارید، تقریبا نزدیک به یه بیسواد هستید! ... پست چهارم، نزدیکتر از چیزیه که در آینه دیده میشه! (سایپا ، مطمئن)

:-))


  • دکتر میم

مودممون

۰۲
دی

گفت «این ساختمون یه کازینوی معروف و بزرگه که ۲۱ ساله که یک لحظه بسته نشده و دائم در حال کاره! الان اگه درهاشو بخوان ببندن، لولای درها خشک شده!» ... یهو یاد مودم ADSL خونمون افتادم. بنده خدا ۸-۷ ساله که مدام روشنه و خاموش نشده! فقط سر اسباب کشی، بیست دقیقه خاموش بود، تیز آوردیمش خونه جدید :-))


- یک یا دو پست سنگین و گرونقیمت شروع کنم؟! گرونقیمت از این نظر که بابت این اطلاعات پول های زیادی خرج شده و ماههای زیادی صرف تحقیق و مطالعه شده و هر ساعت مشاوره درست درموردش، بسیار گرونه! در مورد کسب و کار، توسعه دیدگاه، آینده اقتصادی دنیا، و مواردی که هیچ جا مفتی پیدا نمیکنین! ( «بیت کوین» رو سرچ کنید تا پست بعد)

  • دکتر میم

+ با اتوبوس به بخش خیریه بیمارستان میرفتم و همانطوری هم برمیگشتم. بچه های توی اتوبوس به من خیره میشدند و از مادرهاشان میپرسیدند: «اون آقاهه چشه مامان؟ چه بلایی سر صورتش آورده؟» ، و مادرشان هم ساکتشان میکرد ، هییییششششش

آن هیییششششش از هر توهینی بدتر بود. بعد هم میگذاشتند آن دخترهای حرامزاده پدرسوخته و پسرهای کوچک حرامزاده پدرسوخته از پشت صندلی هاشان نگاهم کنند. من هم به بیرون زل میزدم. کاری هم نداشتم بکنم. دکترهای لعنتی هم که نتوانستند هیچ مرض دیگری تشخیص بدهند، اسمش راگذاشتند آکنه وولگاریس.


+ آنجا بود که فهمیدم بیمارستانها محل کلاهبرداری اند. دکترها در آنجا مثل پادشاهانند و مریض ها اندازه گه هم ارزش ندارند. اصلا بیمارستانها را درست کرده اند تا دکترهای پرمدعا با لباس های سفید آهاردار به همه ریاست کنند: « دکتر، دکتر، . خواهش میکنم از این طرف، بی خیال عذاب سرطان، بیخیال زجر زندگی. ما که مثل اون احمق های بیچاره نیستیم، ما هیچوقت نمیمیریم. آب هویجمون رو مینوشیم و وقتی حالمون بد شد، آزمایش میدیم، به ما دارو تزریق میکنن، هر آرامبخشی که لازم باشه... چیک، چیک ، چیک، زندگی به کاممونه، چه موجودات فوق العاده ای هستیم ما! »


+ دوباره آن دکترهای عوضی جمع شده بودند. دورهمی مردهایی که خانه هاشان بزرگ بود و وقت داشتند بخندند و کتاب بخوانند و به تئاتر بروند و نقاشی بخرند و فراموش کنند چطور فکر کنند، چطوری چیزی را احساس کنند.

- حالت چطوره؟

- عالیه 

- سوزن ها درد ندارن؟

- برو به جهنم

- چی گفتی؟

- گفتم برو به جهنم

- اون یه پسر بچه ست، چقدر ناراحته؟! فقط میخواستم بگم تحملت خوبه، خیلی پوست کلفتی.

- گم شو

- نمیتونی اینطوری باهام حرف بزنی

- گم شو عوضی، گم شو

- باید بیشتر از اینا طاقت بیاری، فکر کن اگه کور بودی چی میشد؟

- اونوقت مجبور نبودم به صورت لعنتی تو نگاه کنم.


+++ فرازهایی از نوشته های عالی «بوکوفسکی» در کتاب «اعترافات مردی چنان دیوانه که با حیوانات میزیست» ، یکی از بزرگترین شاعران و نویسندگان معاصر امریکا.



  • دکتر میم

۱. پست بعدی فردا یه پست کوتاه درمورد یه کتاب خواهد بود و پست بعدیش ایشالا حتماً درمورد مخدرها ست و احتمالاً خیلی کاربردی و مفید


۲. اینقدر گروه مرگ گروه مرگ نکنین، ما تو هر گروهی میوفتادیم، برامون گروه مرگ بود،، واسه اونا بهشت! .... از تیم یه کشوری که هیچ چیزش مرتب و درست و بابرنامه ریزی نیست، و همه کارهاشو فقط (و فقط) با توکل بخدا و استعانت از امام زمان (عج) میبره جلو، انتظار هیچ معجزه ای رو نداشته باشین. معجزه هم واسه آدمای با برنامه ست.


۳. اونقدر هی فاز پاییز گرفتین و ملت ...شو توی اینستا و اینجا و اونجا درآوردن، که پاییز هم دید خز میشه اگه بیاد! نیومد! اصلاً به اون صورتی که باید و شاید :-(


۴. فیلم Brimstone رو دیدیم. دو ساعت و نیم و تلخ و دردناک. مثل میخی که از اول فیلم تا روزها بعد فرو کردن توی گوشت ران پات و میچرخوننش! فیلم باکیفیت بود، اما بچه نبینه، آدمهای لطیف روح نبینن، برای خانمها و آقایان مدافع و مهاجم حقوق زنان میتونه چالش برانگیز باشه و همینطور آدمایی که همه چیزو به همه چیز ربط میدن. و اونایی که دوست دارن برای هر کارشون دلیل موجه بتراشن و توجیه بکنن!!


۵. سرلوحه زندگیم بود که : science is power

امروز دوباره بهم اثبات شد.


۶. فیزیوتراپی میرم. نماز نشسته میخونم. بسختی دستشویی میرم. و همچنان پیشنهاد کوهنوردی و فوتبال هم دارم.


۷. رفتیم نمایشگاه ماشین. جدای از اینکه خیلی بد بود، اما ماشینامو انتخاب کردم. خدا رحم کنه به کسی که این روزا کارش گیر من بیوفته...


  • دکتر میم