روزنوشت های دکتر

کفارهٔ شرابخوری های بی حساب ... هشیار در میانهٔ مستان نشستن است

روزنوشت های دکتر

کفارهٔ شرابخوری های بی حساب ... هشیار در میانهٔ مستان نشستن است

پربیننده ترین مطالب

۱۴ مطلب با موضوع «زندگی با فکر» ثبت شده است

از کمی بالاتر

۲۷
ارديبهشت

اگر با نگاهی جامعه شناسانه و کمی بالاتر و گسترده تر از اخبار جاری کشور (انتخابات) ، درمورد شعور و تفکر اجتماعی با هم صحبت کنیم، نتایج برای ما تاسف آور خواهد بود. شرم آورتر اینکه، بفهمیم خودمان یکی از دلایل این نتایجیم. 

و دردآور اینکه هیچوقت نخواهیم قبول کنیم این نتایج و این نقش خودمان در این فاجعه را...!


۱. بخواهیم یا نخواهیم در بین مردم ما، تفکر از پایه، بسیار نایاب و دست نیافتنی ست! انتخاب و تصمیم گیری و عملگرایی درمورد همه دغدغه های زندگی، چه اساسی ترین و بزرگترین آنها، چه کوچکترین و کم اهمیت ترین آنها در بین مردم ما، بدون تفکر، احساسی و به نسبت موج بوجود آمده انجام میشود.

مسلماً در این روال، هیچکسی نظرات دیگر را قبول نداشته و بی تامل، رد میکند. نقد پذیری نزدیک به صفر رسیده و هنر انتقاد، بی شباهت به توهین و توحش نیست!

تحقیقات معروف ۱۹۶۷ در کشورهای اروپایی در بحبوحه جنگ سرد و کشاندن تمایل مردم به سمت خاصی، حاکی از این بود که بیش از ۹۰ درصد مردم، در دوره جاری زندگیشان بشدت و بدون فکر از یک یا دو نفر (که جزوآن ۱۰ درصد هستند) تاثیر میپذیرند. نظرات و رفتار آنها بدون فکر، جهت داده شده، کاملا کپی شده، بی پایه و بدون تحقیق کردن در جهت های مخالف و بررسی نظرات دیگر است. 

پروفسور «سالوادور خینر» جامعه شناس بزرگ اسپانیایی، در کتاب «روال پیشرفت آگاهی جامعه شناختی» نتایج این تحقیق بسیار گسترده جامعه شناسی را برای مردم فاجعه بار خواند و برای مقامات، یک فرصت دانست! فرصتی برای غلبه!! قطعاً در این بازه، گروهی که بیشترین تعداد از آن ۱۰ درصد را دراختیار داشتند، برنده قاطع بازی های قدرت در منطقه بودند...


۲. انتخابات، نمود ساده ای از پیاده سازی دموکراسی و فرصتی برای یکی از بهترین تحقیقات و نتیجه گیری های جامعه شناسی در جهان است.

با اصطلاح public stupidity یا «جهل عمومی» آشنا شویم! اصطلاحی که در کشورهای مختلف، و با شدت بسیار بیشتری در ایران، استفاده میشود. با این توضیح که «اخبار، اطلاعات و یا عناوینی، به دروغ و غیرقابل اثبات، در مورد افراد و احزاب رقیب گفته میشود و در بین اکثریت، نوعی فضاسازی و نوعی نگاه ایجاد میکند. نگاهی که بر همان اساس تصمیم گرفته میشود»

در اینجا غیر قابل اثبات یعنی حدسیات و تطابق های بی سند!

قطعاً انتخابات امریکا را فراموش نکردیم! استفاده فرصتی به نام «تخریب حریف» بجای «تبلیغ خود» و اتکا به همان ده درصد!

ما بخاطر شرایط موجود، درمورد خودمان میگوییم. مناظرات بشدت عریان و زشت و ناامیدانه. درگیریهای بچگانه عده ای که خارج از حزب هایی که در کشور ایران معنی ندارد، همگی نهایتا به یک گروه و عقبه میرسند! از اتهامات دریافت های مالی هنگفت دولتی گرفته تا استناد به گذشته یک نفر. از آمارهای رسمی و غیررسمی (و معمولا غیر معتبر) گرفته تا پیش بینی آینده کشور درصورت انتخاب شدن یک نفر دیگر. کسی که بدون شک مخالفانش تا چند ماه پیش حتی نام او را هم نشنیده بودند!! حال همه تحت تاثیر تبلیغات و بدون اطلاعات درست درمورد سیاهی دوران او و بازگشت به عقب میگویند! گویی رقیب چاره ای جز این فضاسازی ندارد و روز به روز بجای «تبلیغ خود» ، به تداعی «روزهای آینده بدون خود» میپردازد و حامیانش را برای عدم بازگشت به عقب، دعوت به رای دادن میکند و حامیان (مخصوصا قشر جوان) نیز به همین طریق همدیگر را از چیزی میترسانند که همه از درصد زیادی از توهمات ساختگی نشأت گرفته. ظاهرا اکثر افراد شرایط بحرانهای دهه هفتاد را فراموش کرده اند که فقط از بحرانهای دهه هشتاد صحبت میشود!

درمقابل نیز حامیان رقیب مذهبی، بشدت از جوّ خراب فرهنگی و مذهبی میگویند درصورتی که بررسی ها نشان از تغییر خاصی (در چیزی که به ان بی بند و باری اتلاق میشود) طی سالهای گذشته نمیدهد!

وعده پول و یارانه هم در بین جوامع با سطح مالی پایین، همیشه جواب میدهد! بی توجه به تاثیرات اقتصادی آینده میتواند اکثر آراء قشر ضعیف را جمع آوری کند. هرچند که گفته شود این وعده ها بابرنامه است، اما باتوجه به سابقه مدیریتی ما، بسیار بعید بنظر میرسد.

مورد دیگر دراین زمینه، استفاده از شوی تبلیغاتی و نشان دادن حجم عظیم حامیان یک کاندیداست، که این، راه را برای حامیان باز میگذارد که در صورت رای نیاوردن، انگ تخلف و تقلب را بزبان بیاورند.

ماکس وبر در جایی گفته بود : «همه خرافاتی ها را مسخره نکن، تو هم وقتی در حال غرق شدن باشی، به هر خرافه ای چنگ خواهی زد»


۳. مردم، به دنبال دولتها یا دولتها بدنبال مردم؟ موضوع تاثیر متقابل جوّ قدرت حاکم بر جامعه (دولت) و مردم ، همیشه مبهم باقی مانده. اینکه فرهنگ و سلیقه مردم، روی دولت تاثیر میگذارد و راه و اصول مدیریتی آنرا تعیین میکند؟ یا روش و ساختار و اصول مدیریتی یک دولت روی فرهنگ و اخلاق مردم تاثیر میگذارد؟

بحث همیشگی اینکه چرا کشور چین و آلمان و ژاپن و سوییس اینطور؟ ما اینطور؟ چرا دولت و مردم آنها اینقدر مرتب و عالی؟ ما اینقدر آشفته و بی برنامه؟

هرچند که سالهاست تحقیقات و نتایج بسیاری در این زمینه اعلام میشود که اول مردم باید درست شوند یا اول باید نظام حاکم اصلاح شود تا...

اما تاریخ کشورهای مختلف نشان از تاثیر هر بشدت موثر هردوطرف دارد. ما تاریخ نمیخوانیم، تاریخ نمیدانیم، از چین بعد از «مائو» ، از آرژانتین بشدت بحران زده تا دوران طلایی «کارلوس مِنم» و اوج آن، «نستور کیرشنر» خبر نداریم، از تلاش مردم ژاپن برای بازگشت طلایی بعد از جنگ جهانی، و از گذار آلمان و سوییس از صنعت و اقتصاد و اصول بالای شهروندی بعد از جنگ های جهانی، از ایسلندی که تا سال ۱۹۷۰ جزو فقیرترین کشورهای جهان بود، و بعد از طرح تحول اقتصادی بزرگ معروف به «طرح مارشال» نهایتا در سال ۱۹۹۲ جزو مرفه ترین کشورهای جهان شد و حتی از لحاظ شاخص توسعه انسانی در سال ۲۰۰۵ رتبهٔ اول را در میان کشورهای جهان به‌دست ‌آورد. از هیچکدام خبر نداریم و جز تاسف و غبطه خوردن هم کاری بلد نیستیم (چه مردم، چه دولت) و... آن جمله معروف «از ماست که بر ماست»


۴. اطرافیانِ مسئولین، نقش بسیار مهمی دارند. «هوش جمعی» که اصول کار مدیریتی یک گروه را نیز مشخص میکند، نیاز به بررسی دقیقی دارد که با سطحی نگری و آوردن نام دو یا چند نفر از اطرافیان ممکن نیست. گرچه در اطراف شخص اول، همیشه افراد خوب و بد و افراد باهوش و کندذهن دیده میشود، اما سطح هوش گروه، بطور کل از رفتارهای دوران تبلیغات انتخاباتی تا حد زیادی قابل سنجش است. در بررسی یک ماه اخیر در کشور ما، متاسفانه سطح بسیار پایین هوشمندی در تبلیغات و چنگ زدن به موارد سبک و بیراه، بسیار ناامید کننده است. اول از آن جهت که دولتمردانی در این سطح، برای پیشبرد و هدایت یک کشور با هم رقابت میکنند. دوم از آن جهت که باور عمومی ما نیز همین استدلالها و دلایل و حرف های بدون سند و تحقیق را میپذیرند و سمت سو میگیرند! مثال؟ سند چشم انداز بیست ساله ۱۴۰۴ ، و یا سند ۲۰۳۰ اخیر را چند نفر دقیقاً خوانده اند و جزئیات آنرا میدانند که بی مهابا به آنها تاخته میشود؟! چند نفر رسانه ها و اخبار و دلایل موجه تیم مقابل را مرتب و دقیق میخوانند؟ ... و باز برمیگردیم به مورد یک! دولتمردان، از خوراک فکری و سطح پایین هوش اجتماعی مردم خبر دارند.

دقت به این نکته خیلی مهم است که اطراف همه کاندیداها، متعصبان تندرو زیادی وجود دارد (در باور عموم، چه متهم به مذهبی بودن ، چه متهم به لیبرال یا روشنفکر بودن) 

هیچ جامعه ای آسیب نمیخورد مگر از متعصبان تندرو.


۵. حق رای محترم است. برای هر شخصی! تلاش برای تغییر رای افراد در بین حامیان قابل بررسی ست. اینکه طبق موارد قبل، بعضی افراد سعی میکنند بواسطه دلایلی که خودشان هم دقیقا درمورد اصالت آن خبر ندارند، رای افراد را (حتی گاهی با تمسخر و توهین) عوض کنند. اینکه بعضی افراد به رای مخالف افراد دیگر با بهت و حیرت نگاه میکنند و ابراز تعجب میکنند از اینکه مگر میشود شما به کسی جز فلان شخص رای بدهید؟!

فارغ از دلیل انتخاب یک رای، بی احترامی به رای افراد، بزرگترین پارادوکس اشخاصیست که شدیداً داعیه احترام به عقیده را دارند!

«هر شخصی میتواند هر رای ای داشته باشد، بشرط عدم ایجاد اختلال برای جمع»


۶. بدون شک جامعه ما در قیاس با دیگر کشورها، جامعه مظلوم و سختی کشیده ایست. درکنار تلاش نظام برای بهبود وضعیت، مردم نیز به جز غبطه خوردن به کشورهای دیگر، وظیفه بزرگی برای تغییر و ارتقاء سطح خود دارند.

چیزی که بسیار مهم است، روزها و دوره بعد از انتخابات است. بی توجه به اینکه چه کسی دولت را بدست خواهد گرفت، باید منتظر فضای وحشتناک تخریبی بعد از انتخابات باشیم. سیاه بازی ای که همیشه بوده و یکی از بزرگترین عوامل عدم پیشرفت ما بوده. وقتی معنی «مخالفت و انتقاد برای پیشرفت و ترمیم» را نمیفهمیم ، باید «مخالفت و سیاه نمایی برای تخریب» را تجربه کنیم. حواسمان باشد، که اینجا، کشور ماست. انتقاد و مخالفت، راه روشنی دارد که ما در آن بسیار ضعیفیم و این منش از یک سو به سطح فرهنگی ما مربوط است، از یک طرف سیاست خود دولتمردان، و از یک جهت عدم وجود قوانین و فعالیت اصولی حزب ها.

بنظر شما، بعد از تعیین نتایج، چند درصد از مخالفان به کمک به دولت میپردازند؟ و همینطور دولت جدید از چند درصد از ظرفیت گروه مخالف، کمک میگیرد؟!

گفته میشود هردوره در ایران، بعد از انتخابات دولت، آنقدر بی اخلاقی و تخریب و ضدفعالیت صورت میگیرد، که انتخابات، کوچکترین و بی اهمیت ترین رویداد آن سال خواهد بود! 

میشود که نگذاریم اینطور شود؟! میشود. همانطور که در خیلی جوامع، شد ، و ما نمیدانیم! تاریخ، فقط همین چند سال پیش نیست که شاید تکرار شود ، شاید تکرار نشود! تاریخ شامل سالها و دوره ها و جوامع و تفکرات مختلفی میشود که امیدواریم قسمتهای روشنش برای ما تکرار شود.


+ اللهم عجّل لولیک الفرج

++ والسلام ، دکتر میم


  • دکتر میم

سونات پاییزی

۲۶
فروردين

به نظر من بهترین نمایشنامه نویس و کارگردان زنده تئاتر ایران جلال تهرانیه. بعد از مدتی بالاخره تئاتر «سونات پاییزی» از اینگمار برگمان رو ساخت و فروردین و اردیبهشت، توی تماشاخانه ایرانشهر، پارک هنرمندان برقراره. بالاخره چند شب پیش رفتیم. قبل از ورود به سالن، یه کم قفل کردیم روی آدمها که ببینیم میشه کسی رو سوژه کرد و مسخره کرد؟ ⁦:-)) یعنی بیشعوری تا این حد ⁦:-D⁩

بهناز جعفری اومده بود. یه آقای دیگه هم بود، کلی فکر کردم که این کیه؟! میخواستم برم ازش بپرسم که تو کی ای؟ :-)) خوب شد نرفتم. چون یادم اومد. چون اگه میپرسیدم و اونم میگفت «من همون بازیگر فیلم «شٙنِل» هستم که توی جشنواره فجر امسال بود» .. اونوقت منم با احترام تمام نظرمو راجع به خودش و فیلم و کارگردان و وقت گرانقدری که از ما به کثافت کشیده شد، میگفتم و میرفتم به ادامه مسخره کردنمون برسم :-)

بهاره رهنما بازی میکرد و گلچهره سجادیه. بازی ها عالی، نمایش سیاه و کثیف و تلخ و درعین حال فوق العاده. فقط باید بعضی تئاترها رو دید تا فرق کارگردانی تئاتر رو فهمید.

گفته بودم براتون...؟ که متظاهرین به «علاقمندی به فرهنگ و هنر» با قدرت زیادی در حال تکثیرن... این بد نیستا! اما حداقل این دوستان یه کم تلاش بکنن برای علاقمندی به شعور! ⁦:-|⁩

بگذریم از اینکه از لحظه ورود به سالن، عکس ها و پست ها و استوری ها شروع شد... اول نمایش، بهاره رهنما اومد و سلام و احوالپرسی و خواهش کرد همه موبایلا رو دربیارن و روشن توو دستشون بگیرن و خواهش و تمنا کرد که «عزیزان، دوستان، همگی لطفا خواهشا تمنا میکنم تورو قرعان گوشیا رو خاااموش کنید. سایلنت نه!! خاموش. بخاطر اینکه توی تئاتر، موزیک استفاده میشه و موبایلها نویز میندازه روی صدا. یه ساعت دیگه برید بیرون باز موبایلو دارید. جوون مادرتون خاموش کنید»

یعنی اگه به یه گاو گواتمالایی با این زبون خواهش و تمنا میکرد، قطعاً گاوه میرفت موبایل میخرید و به احترام تئاتر و بینندگان خاموشش میکرد.

خب... در مورد اون قشر براتون توضیح دادم که؟ اصلاً مهم نبود که خیلیا نمیدونستن اینگمار برگمن کیه؟ و ربط سونات پاییزی به این قصه چیه؟ و اصلا سونات چیه؟ پیانو چیه؟ اینا اصلا مهم نیست!

مهم این بود که نه تنها خیلی گوشیها، زمان نمایش خاموش نبود و دائم روی پیانوهای زیبای تئاتر، نویز انداخت، بلکه چند نفر درحال گوشی چک کردن بودن!! 

باز من حداقل شعورم به این چیزا میرسه! نهایتاً یه کم مردم آزارم.


#گاو_گواتمالایی_نباشیم #مسخره_کردن_زشته_میدونم


+ برای ارسال عکس مسابقه، تا ساعت ۲۴ امشب وقت دارین. تا الان فکر کنم ۳۸ نفر با بیشتر از صد تا عکس شرکت کردن.

  • دکتر میم

+ این مطلب طولانی، ساده، جالب و خیلی مهم رو حتماً سروقت، کامل بخونید.


۱. جلوی بیمارستان لقمان همیشه یه پیرمردی نشسته روی ویلچر، دور یکی از پاهاش رو با آتل بسته و باند پیچی کرده و روی پاش یه جعبه کهنه پر از آدامس و باتریه! بطور ترحم آمیزی ناله میکنه و آدامس و باتری میفروشه و البته گدایی.

چند وقت فکر میکردم و بو برده بودم که پیرمرد، از خوبای مافیای دارو ئه و با این ظاهرسازی، داروهای نایاب و قاچاق و خارج از بازار رو میفروشه.

امروز یه گوشه خفتش کردم و از زیر زبونش کشیدم... درست فکر میکردم!!!! همه چی داشت!! حتی اعضای بدن!!  ⁦:-|⁩


۲. بعد از ماجرای پیرمرد، گفتم چیزایی رو که چند وقت بود میخواستم بنویسم، خلاصه وار بگم. مثلا درمورد داروهای ناصرخسرو و بازار آزاد. قطعاً اگه تخصصشو نداشته باشید، فرق داروی تقلبی و واقعی رو نمیفهمید. در دالان های ناصرخسرو، روال صفر تا صد تولید مواد اولیه، تولید دارو، چاپ و بسته بندی و هولوگرام، با بالاترین سطح کیفی و بین المللی (از نظر ظاهر) انجام میشه، پس نمیشه گفت از جعبه و بسته بندیش معلومه که اصلیه. داروخونه ها ۹۹ درصد جنس مورد اعتماد میفروشن.


۳. مواد اولیه، در تولید دارو و کیفیتش، خیلی مهمه. ایران بخاطر تحریمهای پزشکی، و البته بصرفه بودن مواد ارزون، از مواد اولیه هند و چین استفاده میکنه و قطعا نمیتونه (یا نمیخواد) از مواد امریکایی و اروپایی استفاده بکنه. پس بهمین دلیله که یه سری از داروهای ایرانی و هندی و چینی، خیلی خیلی با نمونه خارجی مرغوب (امریکایی، اروپایی) فرق دارن. هرچند که بعضی از داروهای ایرانی هم داریم که تنه به تنه بهترین داروهای همنوعشون در جهان پیش میرن.


۴. مثلا ایران بخاطر معادن قوی آرسنیک، بهترین داروهای شیمی درمانی رو برای مصارف روتین داره. (پایه اکثر داروهای شیمی درمانی که برای سرطان استفاده میشه، آرسنیکه) داروی آرسنیک مرغوب ایرانی ای که یک بیمار سرطانی درحال حاضر برای هر بار مصرفش فقط حدود پنج هزار تومان پول میده! اما همین دارو در بیمارستانهای ترکیه به قیمت ۲۵۰۰ دلار فروخته میشه و خیلیا میرن ترکیه برای درمان، و کلی برای همون داروها خرج میکنن و فکر میکنن الان خیلی جلوترن ⁦:-|⁩


۵. همین آرسنیک که گفتم... پودرهای موبر قدیمی رو یادتونه؟ هنوزم پیدا میشه(همون قدیمیاش که بوی بدی هم داره) 

اون پودرها مخزن آرسنیک ضعیف شده ست و یکی از بهترین داروهای ضدسرطان برای عموم مردم، که از قدیم همه استفاده میکردن! و اتفاقا یکی از بهترین راههای جذبش هم از طریق ماندگاری روی پوسته.

و خیلی ها نفهمیدن که چی شد که یهو اونا از بازارها جمع شدن و کرم ها و لیزرها و وکس ها و اپیلاسیون ها و پودرهایی جایگزینش شد که خیلی هم با افتخار روی جعبه شون مینویسن «بدون آرسنیک» !!


۶. تقریباً ۹۵ درصد از داروهای جهان اثر درمانی مستقیم نداره! بزبون ساده، حقیقتش اینه که ۹۵ درصد از داروهای جهان فقط اثر پوششی داره و روی علائم بیماری رو میپوشونه تا زمانی که بدن شما دوره درمانشو بگذرونه. یعنی مثلا وقتی شما سرما خوردین و میرین دوتا آمپول میزنین، این بدن شماست که با رعایت کردن های شما، درمانتون میکنه، نه اون قرص و آمپول. داروها فقط کمک میکنن که علائم بیماری زیاد خودشونو نشون ندن. کاری که شما میتونین بدون خوردن دارو هم انجام بدین!


۷. همه داروها عوارض دارن، برای مصرف کوتاه مدت زیاد مهم نیست اما برای مصرف بلندمدت اگه میخواین از دارویی استفاده کنید، حتماً چک کنید ببینید استفاده کردنش میصرفه یا نه؟ اینم درنظر داشته باشین که عوارضی که برای هرنفر اتفاق میوفته ممکنه کاملاً متفاوت با کسی دیگه باشه. نکتهٔ دیگه اینکه داروهای روانپزشکی و اعصاب، آرام بخش ها و... با اینکه بزرگترین خدمات رو به جامعه درمانی کرده، اما عوارض جانبیش هیچوقت بطور کامل قابل اثبات و اعلام نیست. یعنی ممکنه روی آدمهای مختلف، عوارض جانبی مختلف داشته باشه که اعلام نشده!

اگه همه داروها، وارد دنیای بدن میشن که روالش تا حدود زیادی مشخصه، داروهای روانپزشکی (و مخدرها) وارد وادی پیچیده و ناشناخته مغز میشن.


۸. یه چیز فرعی اما مهم. برای ایمپلنت دندون حتما پیش آشنای مطمئن یا کلینیک معتبر برید که از تامین موادش مطمئن باشید. من به چشم خودم، چند کارگاه دیدم که پین ها و پیچ های ایمپلنت دندون بصورت فله ای و قاچاق از چین میاوردن و اینجا آبکاری میکردن و رنگ حرفه ای میزدن و با بسته بندی فوق العاده شیک و برند معروف آلمانی، وارد بازار میکردن و همچنان میکنن! و مطمئنم خود شرکت آلمانی هم فرق جنس اصلی خودش با این تقلبیا رو نمیفهمه!!

اتفاقی که میوفته اینه که این پیچ ها و پایه های نامرغوب، بعد از یه مدت کوتاه پوسیده میشه و باعث عفونت شدید لثه میشه!! هزینه ها و دوباره کاری و بدبختیش به کنار... دردش آدمو بیچاره میکنه ⁦:-\⁩


۹. داروهای گیاهی در اروپا و امریکا بشدت درحال پیشرفت و رشده. داروهای سبز و بدون عوارضی که از فرآوری گیاهان مختلف و بدون دخالت ترکیبات شیمیایی بدست میاد. در ایران هم چند شرکت دارو های گیاهی بشکل قرص و کپسول و شربت و... تولید میکنن که بعضیاشون توی دنیا فوق العاده ان. اگه دیدین، تعجب نکنین.

و اینکه حتما شنیدین که استفاده مستقیم از گیاهان دارویی و دمنوش ها که در کافه ها و خانه ها خیلی معمول شده، بیشتر یک نوع سبک زندگی، پاکسازیه بدن و کمک به مقاومت عمومیه بدنه. این کاملاً درسته و شما میتونین روزی یه لیوان یا هرچقدر بیشتر بخورین. اما چند نوع گیاه دارویی هم داریم که خیلی ساده و بصورت دمنوش درست میشه ولی جزو اون ۵ درصد داروی جهانه که کارش درمان مستقیمه! مثلاً در درمان اختلالات خونی حاد!! و استفاده بی مورد و زیاد از این دمنوش باعث مرگ میشه!

جالبتر اینکه دوتا از این گیاه ها، توی قوطی های عطاری ها راحت پیدا میشه...!


++ (اگه عمری بود، یه پست هم بعداً درمورد مخدرها میرم. قطعاً اون طرفدارای بیشتری پیدا میکنه ⁦:-)⁩⁦;-)⁩ )

  • دکتر میم

اونقدر که توی ادارات مختلف، اذیت شدیم و بدبختی کشیدیم،، حالا وقتی توی یه اداره دولتی، خیلی مرتب و خوب و باحوصله جواب میدن و کارمون رو راه میندازن و مشکلات رو با بهترین و سریعترین حالت حل میکنن، آدم دوست داره، دستشونو بوس کنه. گرچه اونا وظیفشونه!


+ من، زخم خورده ای هستم که دیروز توی «سازمان ثبت شرکتها» بخاطر غلطی که خانوم معاون سازمان کرد، آشوبی به پا کردم که... !! 

اما امروز و روزهای قبل و قبل تر که میام «اداره مالیات شمال غرب تهران» ، شهرک غرب، هر بار لذت میبرم از این برخورد و آرامش و خوب کار کردن و کار راه انداختن و... دم همشون گرم.


هرچند که الان بابت آشوب دیروز باید برم سازمان بازرسی کل کشور... :-\


#آدم_باشیم #درست_کار_کنیم

#اگه_اخلاقمون_مثل_گاوه_بهتره_بریم_توی_گاوداری

#خدا_نکنه_من_گیر_بدم_به_یه_عوضی


  • دکتر میم

معرفت ۲

۱۱
دی

+ هماهنگ کردیم حتما همشون باشن تا برم پیششون برای تبریک سال نوی میلادی. به ریموند میگم «باز کارا رو خوابوندی؟ تو که عید ما تعطیلی، عید خودتون تعطیلی، محرم تعطیلی، جشن هالووین تعطیلی، عید غدیر و قربان هم تعطیلی، عید پاک هم که... »

میگه «من به همه انسانهای خوب با اخلاقهای خوب ارادت دارم و برای مراسمها، شهادت ها ، تولد های همشون تعطیل میکنم که از اوقات، بهره معنوی ببرم. :-) پیتر ولی بی اعتقاده. همش درحال کاره، کل سال، حتی روز کریسمس. والا، مرتیکه بی اعتقاد»

ریموند، نایری، سمیک، پیتر، آلکس، آروتین ،، این لعنتی های ارمنی، بدجور توی دلم هستن :-) سفرهای زیاد و دوران فوق العاده و تلخ و شیرین زیادی رو باهم گذروندیم.

سال نو به تمام عزیزان مبارک


+ ایرانی ان، نامه نوشتن به ترامپ، که تحریمهای ایرانیا رو بیشتر کن تا ما حال کنیم!! 

با اینکه ربطی نداره، اما نمیدونم چرا یاد آخر لیگ برتر فوتبال پارسال ایران افتادم؟! یه عده طرفدار یه تیمی بودن، بعدش یه تیم دیگه ای قهرمان شد! اما اون عده، اونقدر حال کردن که ریختن توو خیابون و جشن و ...! 


+ میخوام از فردا اعتصاب غذا کنم، ببینم بعد از ۷۹ روز که عید نوروز شد، یه نفر توی بلاگ یا اینستا، تُف کف دستم میندازه؟!


+ مهمان برنامه زنده شبکه سه هستن. همین الان. دو نفر ضد هم. هر دو آفتاب پرست. یکی زمانی دستبوس بود و حالا چماق بدست. دیگری هم زمانی جلوی خمینی بلند شد و فریاد زد «خمینی بت شکن،، بت بزرگو بشکن» ، حالا هم مثلاً پرچمدار اصلاحات و دغدغه دار مردم! (منظور از بت بزرگ، "شهید بهشتی" بوده که اون موقع شایعات بی اساس زیادی درموردشون بود)

شکی نیست هردو در تمام چهل سال گذشته، اطلاعات دقیق و کاملی از اوضاع و اشخاص داشتن، و تمام تصمیم گیری ها و مواضعشون با اشراف کامل بوده، نه از روی ناآگاهی! 

اما برای ما که خیلی بی اطلاعیم، آخه دهان باز کردن داره؟!


برنامه خنده دار و جالبیه. بجای قسمتهای تکراریه دورهمی


  • دکتر میم

تبلیغ همراه اولو دیدین؟


مرد اول: سلام... ایده هاتون برای اینکار خیلی خوب بود... میتونم شماره تونو داشته باشم؟

مرد دوم: (با خجالت) : شماره ام؟!!


گویندهٔ تبلیغ: یه همراه معتبر داشته باش!!!

...

فکر میکنید چرا تبلیغات احمقانه ساخته میشه و اینقدر هم تکرار میشه؟ فکر میکنید هنوز احمقهایی هستند که اعتبار آدم رو از روی سیمکارتش بسنجن؟ فکر کردین شرکتی مثل همراه اول، بدون تحقیق و فکر ، هزینه میکنن و تبلیغ میسازن؟

جامعه ای که حماقت در اون موج بزنه، حتماً پذیرای اینطور تبلیغاته و جواب خوبی هم میده. شک نکنین، جامعه ای که معتاد نداشته باشه، مواد مخدر هم بهش وارد نمیشه. 

جامعه ای که مریض و بی فکر و بی مطالعه و بیسواده، از تبلیغات احمقانه، اجناس احمقانه، اخبار احمقانه و کارهای احمقانه پذیرایی میکنه. همونطور که بازی با اخبار «سعید طوسی» بشدت ترسناک شده، دیدن این تبلیغات هم ترسناکه! 


+ در ضمن، سیمکارت بهونه ست، اعتبار مرد به حرفشه!


  • دکتر میم

از نوابغ ۲

۰۳
آبان

خیلی پولدارن. دخترش توی آلمان عروسی کرده. از اینجا جهیزیه خریدن و برای دخترشون بردن آلمان!!!

هزاران دلار هم جریمه اضافه بار خورده!

بعد اینجا عروسی گرفتن و یه مانیتور گذاشتن با اسکایپ، ۲۰۰ تا مهمون دعوت کردن،، اینا اینجا زدن و رقصیدن، اونا اونجا!

این آدم رو میشناسم. اما هنوز نتونستم از خودش بپرسم واقعاً چرا؟!!


  • دکتر میم

داشتم راز تلخی رو درمورد کتاب های ممنوعه که دستفروشهای انقلاب میفروشن، بهش میگفتم ... که گفت: «گراز عوضی، چرا گفتی؟ میزاشتی با حماقت خودم حال میکردم. الان دیگه نمیتونم مثل قبل با خیال راحت کتاب بخونم»


#آگاهی و #سختی


  • دکتر میم

روزهای سیاه تقویم هر ملتی، قطعاً برایش مهم بوده که سیاه شده. چه از ده سال پیش، چه از دوهزار سال پیش. حال اگر این روزهای سیاه، به دین مربوط باشد، معمولاً مرز نمیشناسد. من در اینجا، کسی دیگر در آنسوی دنیا...

هر دین و آیین و تفکری، حواشی و گوشه های خرافاتی ِ غیر واقع یا گاهاً مضحکی دارد که جای بسیاری برای مسخره کردن دارد.

گوشه گوشهٔ رفتار و تفکر ِ من و تو هم، به هر دین و آیینی که باشیم، همینطور.

به جای مسخره کردن، میتوان تحقیق کرد، برایشان دلیل آورد و توضیح داد. بعضی ها نمیفهمند. به بعضیا باید حماقتشان را به رویشان آورد، بعضیها عکس العمل نشان میدهند. بعضیها اما قبول میکنند. من اگر قانع شوم، قبول میکنم. گاهی هم در این درگیری، شما میبازید، باید قانع شوید.

به اندازه من، آدم با افکار و اعتقادات و دین و مذهب و فرقه های مختلف دیده اید؟! در واقع من آدمی نیستم که به اعتقادات و افکار بعضی ها احترام بگذارم!! افکار و اعتقادات بشدت پراکنده شونده است! تاثیر میگذارد، میسازد ، یا تخریب میکند. رو در رو میشوم، اما هیچوقت یک ملت را هم مسخره نمی کنم! [شاید در موارد نادر اینکارو بکنم:-) ]

خرافات و رفتارهای مضر مخصوصاً خرافات مضر دینی و مذهبی را میتوان سالی فقط برای یک نفر توضیح داد. یک نفر را قانع کرد! با هر روشی که صلاح میدانید! *

و اینکه یادمان باشد، جنبه اصلی یادبودهای تاریخی، مجسمه ها ، بزرگداشت ها و روزهای خاص تقویمی، یادآوریه یک اتفاق است. یک درس، یک فکر درونی و بیرونی ِ سال به سال...


* دوستی دارم، سالها، محرم، قمه میزد! حرف زدم ، دلیل آوردم، قانع نشد! ... فهمیدم دوستی ام برایش بسیار مهم است. دوسال پیش گفتم امسال قمه زدی، سمت من نیا، اسم و خاطره و دوستی ات پاک  و محو و فراموش!! دوستی با یک احمق هیچ لذتی ندارد!

رفت... قمه نزد، دوسال نزده. او که نزد، دوتا از دوستانش هم نمیزنند. بجای قمه زدن، نذر کمک به اکیپ تهیه جهیزیه کرده اند. وضع مالی اش هم خوب بود... 


  • دکتر میم

پیچ

۰۴
مهر

مچ پای راستم بدجوری پیچ خورد. همون پایی که چند سال پیش رباطش پاره شده بود و جراحی شده بود و زحمتها کشیدم که دوباره پا بشه، اما ظاهراً پای لعنتی پا نمیشد.

نشستم کنار خیابون، لب جدول...

مادر، دست پسر کوچولوشو که از مدرسه برگشته بود، گرفته و جلوم ایستاد. منتظر تاکسی بودن. پسرک گفت «امروز توی مدرسه، با فلانی دعوا کردم، بهم گفت عوضیه بچه گدا ! »

مادر با کینه خاصی گفت: «بهش میگفتی عوضی و بچه گدا خاندانته، جد و آبادته!! »

پسرک : «گدا کیه؟! » 

مادر (در حال سوارشدن به تاکسی) : «گدا؟ ... گدا، عمو و زنعموتن،،، اون عمه ت گدازاده ست.... اون عمه.....»


مچ پامو میمالیدم... به این فکر میکردم که چه افکار و حرفهایی تاحالا با این شدت ِ احساسات با بچه درمیون گذاشته شده و قراره تا سالهای آینده چه حجم دیگه ای از نفرت و حسادت و غیبت وارد فکر و جون این بچه بشه؟!! 

بعدها، چه انتظاری میشه از این بچه داشت؟!


+ نگران نباشید. پام خوبه :-)


  • دکتر میم