روزنوشت های دکتر

آرامش ِ قبل طوفانم را برهم‌ نزنید... بگذارید ناخدا، اینبار هم کشتی را بسلامت بگذراند... سکوووت

روزنوشت های دکتر

آرامش ِ قبل طوفانم را برهم‌ نزنید... بگذارید ناخدا، اینبار هم کشتی را بسلامت بگذراند... سکوووت

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

۵۹ مطلب با موضوع «عجایب» ثبت شده است

فیلمها و تایم لپس ابرها رو یا در پست بعد میذارم، یا بعدا اینستا... الان خاطره خلاصه نوشتم، اما درمورد تجربیات فنی بیراهه نوردی، در ادامهٔ پست های با موضوع «نجات» بعداً مینویسم. آخر پست، حتماً عکس ها رو ببینید 


+ دیروز ، پنجشنبه، ساعت ۸ صبح ، ۱۹۰ کیلومتر دورتر از شهر ، ارتفاع ۳۱۰۰ متری: 

- مگه میشه اینجا هم داستان درست بشه؟ اونم فقط ۴ روز بعد از تجربه دشت لار؟ والا این دوروز همه کارامون مرتب و خوب پیش رفت.

- آره خب، چون مسیرزنی ه، این بیراهه اولین باره،، اولین بارها همیشه هیجان انگیز ترن، همیشه مفصل ترن و همیشه پرمخاطره تر! 

- تا الان که سفر کاری تفریحیمون عالی بود، همه کارها رو درست اوکی کردیم. همه چی طبق برنامه... دوتا مسیر خوب رفتیم، چندتا تایم لپس عالی گرفتیم، صبحونه هم که توپ خوردیم و چایی آتیشی. خب... این مسیر که میگی، راه بلد نداشت؟

- داستان ها یهو پیش میان،،، تجربه خبر نمیکنه... :-))

- راه بلد؟! میگم مسیر جدیده، خامه. نگران نباش، ممد از روی ستاره ها و خورشید که هیچ، از روی باد هم مسیر رو بوو میکشه.

- با حرف ِ پیش رفتیم، چهارشنبه عالی گذشت، پنجشنبه از ۵ صبح همه چی تا ساعت ۱۱ خوب بود،، پیداش کردیم، ساعت ۱۱ وارد بهشت شدیم! کاملا بکر ، کاملا عجیب! تصوری که یه آدم میتونه از بهشت داشته باشه!

- ما چقدر بیراهه های اینجا رو تا عمق نهایی کشف کردیم، اما اینجا چقددد خوووبه!!! کجاست؟ gps نیاوردی؟! نه، مسیر رو قبلا از نقشه ماهواره ای دیدیم. وسیله خاصی همرامون نیست... اما جئوآدرسشو دارم، اشکال نداره، علامت میذاریم، حفظ میشیم. ۳ ساعت میریم جلو ، دوساعت هم برمیگردیم که به بلیت قطارمون ساعت ۱۵:۳۰ برسیم.

باد شدید، حرکت ابرها سریع و نزدیک به ما... 


+ ساعت ۱۶:۳۰ ، باد و سرمای شدید ، بدون آب، قطار یک ساعت پیش رفته، و ما هنوز وسط بهشتیم. 

- گم شدیم، مهمترین وسیله مون رو گم کردیم. کفتر رو! (کوادکوپتر)

- کجا نشوندیش؟ 

- تقریبا دو کیلومتر جلوتر ، کنار اون خط چاک تپه. از دوربینش دیدم که خوب فرود اومد، باتریش زیر ۲۵٪ بود. 

- باد خیلی شدید بود، سنسور باد ارور میداد، کنترلش سخته، مصرف باتری میره بالا. اما هنوزم روشنه. فوقش میریم اون سمت، یه متر بلندش میکنیم، ببینیم کجاست؟

- باتری زیر ۲۵ درصد اجازه تیک آف نمیده!! چمن ها بلنده، ببین الان دوربین کفتر داره چیو میبینه؟! زاویه چشمشو پیدا کنیم.

- ساعت ۳ شد، تقریبا ۳ ساعته که همه دشت بین دهنه کوهها رو گشتیم، نیست! مگه میشه!؟! 

- آخرین فیلم پروازش... آخرین لوکیشن فرودش... اااه ، شارژ باتری تموم شده، خاموشه! 

- زنگ بزن علی، با مویک کرده. آنتن نداریم، یکی بره سر کوه! 

- الو علی آقا، چیکار کنیم؟ ... نمیدونم والا ، من تاحالا همچین موردی ندیده بودم! نمیدونم! نت ندارین سرچ کنین؟

[استیصال وسط بهشت رو فهمیدم یعنی چی] یعنی ۴ ساعت یه ضرب بین دوتا کوه بزرگ، کیلومترهای مربع رو متر به متر بگردی، آخرش توی آسمون ابری و باد شدید، راه خودتم گم بکنی!

- خب از کجا بربم؟

- مگه بریم؟ هنوز کفترو پیدا نکردیم! 

- خب از کجا پروندیمش؟ به کدوم سمت؟ قاطی کردیم! پشتیبانیش هم گفت نمیشه! ببین،، دلپیچه دارم....

- مگه پشتیبانی، خداست؟ ... سرررده ،، برو اونور سرپا بشاش. حواست به باد باشه، گند نزنی به کیف :-))

- سفته

- اه ، کصافت، بمال به زمین،، حالا وقت شکار ، ریدنت گرفت؟ :-))

- طبیعته دیگه، میشه کود، مفیده.

- من مطمعنم کفتر ، مسیر حرکت رو تِرَک کرده، ببین روی تبلته.

- آره بیا ، پیدا کردم،، یه فایل تکست، با یه آدرس گرای جغرافیایی.

- این برنامه فقط لوکیشن خودتو میده، از کجا برسیم به این نقطه؟

- آدرس رو بزن توی گوگل ، اولش بنویس route to

- نت داری؟

- دوباره سر قله ، در حد یه E شاید آنتن بده...

- خیلی سرده، باده، من مغزم کار نمیکنه.

- یه کم بشینیم،، خییلیی راه رفتی. پات خرابه

- تاریک میشه، ابرای سیاه، بارون بشه چی؟

- زدم route to 36.84...55.658...10 ، پیداش کرد. اما بدون نت حرکت نمیکنه :-/

- خب حدودی اسکرین شات بگیر ، حداقل محدوده رو پیدا کنیم.

- ایناهاش، از پایین خط چاک تپه اول تا کوه روبرو، حدفاصل اون گل زرد ها تا لبه صخره... امیر اینجا رو بگرد ما بریم سر تپه از بالا یه نگاه کنیم

- ساعت ۴:۳۰ شد، داره خورشید میره سمت پایین، پشت کوه که بره، از دست دادیما! هم راهو نداریم، هم کفتر رو :-/ 

- راهو که غروب راحت پیدا میکنم اما برای کفتر بیا یه راه دیگه تست کنیم، خط پرواز رو از محل تیک آف اول ببینیم چشمی دنبال کنیم... خودمونم با خورشید بسمت شرق میریم، بعدش باید مسیر آشنا رو ببینیم....

- امیر سوت میزنه ، سوت میزنه ، بدوووو

- پیدا شد، پیدا کرد! :-) اااه ، چقدر دور! اما دقیقا توی همون راستای آدرس map  بود :-) مقیاس نداشتیم.

- قطار ساعتهاست رفته، ولی خوشحالیم... 

- خب قطار که رفته، هوا هم هوای دلیه،، بریم تا روستای پایین کوه، حال میده ، پیاده ۳ ساعت راهه :-))

همه میزنیم زیرخنده. نگاه به اطراف! چطوری توی این بهشت، این بلا سرمون اومد؟! مگه داریم؟

- خب... بشینیم ببینیم شمال و جنوبمون کجاست... تا بریم.


+ باسرعت برگشتیم، ساعت ۱۷:۴۵ دم ماشین بودیم، بسمت پایین... خوش گذشت، سخت گذشت، فوق العاده بود، خیلی وقته لوکیشنهای بکر رو به هیشکی نمیگم. سال دیگه، اردیبهشت برمیگردیم... نمیشه با دوربین، با هیچ لنز و هیچ فیلمی... فقط نگاه،، فقط حس، ،،، توی مسیر برگشت، فکر میکردم چیزی که امروز دیدیم و تجربه کردیم، کجای زندگی بود؟ جدید بود، فوق العاده بود، پر از امید و استیصال و خنده و تحیر و زیبایی و تلاش و زانودرد و لذت و بکری بود. ساعت ۱۹:۳۰ با اتوبوس بسمت تهران حرکت کردیم و... امروز ، هنوز توو بُهت دیروزم. خدا نصیب بکنه از این مصیبتها :-)) نفری هزار تا صلوات نذر کرده بودیم...


با اینکه نخواهم گفت اینجا کجاست، دعوتتون میکنم به چند عکس ناچیز از چند درصد از این بهشت

عکس۱  ،  عکس۲  ،  عکس۳  ،  عکس۴  ،  عکس۵  ،  عکس۶  ،  عکس۷  ،  عکس۸  


  • دکتر میم

Legend

۰۷
ارديبهشت
برای ما ، دلگیرتر از غروب سیزدهم فروردینی که جمعه هم باشه ، خداحافظی «اینیستا» ست...


  • دکتر میم

این چند وقت که خودم پرس و جو میکردم و نظرات خیلیا رو پرسیدم، فهمیدم هنوز یه چیزایی برامون مبهمه! ببخشید پست طولانی ای خواهد شد، اما اونقدر مطلب جالب توش هست که منجر به کلی لذت و سوال و عصبانیت و... بشه :-) بخونید و بپرسید و بگید:


  • دکتر میم

شاید شنیدین که یکی از گروه ها و انجمن های جهانی که پارسال و امسال خیلی سر و صدا کردن و واسه خودشون دار و دسته راه انداختن، گروه های «تخت-باوران ِ زمین» یا «تخت-گرایان» یا flatearthist ها بودن که این دوستان اعتقاد دارن زمین گرد نیست و تخته! و ما سالهاست که با دروغ های رسانه ای و عکس های ناسا و سفرهای فضایی دروغین و... سرگرم شدیم! .... حتی کلی موافق و مخالف معروف دارن و سال ۲۰۱۷ کلی باهم درگیر مجازی و فیزیکی شدن!

گفتم باز دوستانی که از نجوم بیشتر سر در میارن، تحقیق بکنن و توضیح بدن، شایدم تخت بود! 

بعله... :-|

همین دیگه ... و اینکه توی ایران هم انجمن و سایت و رسانه دارن این دوستان.


  • دکتر میم

اول یه دسته بندی، بعد چند تا نکته:


+ خانواده خشخاش:

همچنان سلطان مخدرهای جهان. از گیاه خشخاش بصورت طبیعی و مصنوعی خیلی خیلی چیزا بدست میاد، از تریاک و شیره و مورفین و کلی داروی سنتی گرفته تا هروئین (گرد یا دوا) و متادون و ترامادول و پتیدین و... کلی قرص مسکن و آرام بخش بصورت صنعتی. این خانواده سستی زا هستن و فعالیت فکری و بدنی رو سست میکنن.


+ خانواده شاهدانه:

توهم زاهای شدید یا «هالوسینوژن» ها. حشیش، سیگاری، پنیر، بنگ، وید، ماریجوانا، گراس، گل، ماشروم (قارچ) ، مسکالین،...


+ خانواده کوک:

باعث افزایش فعالیت بدنی و هیجان میشن. کوک یا کوکایین ، کراک، برگ کوک، ناس، ساقهٔ خات،...


+ صنعتی ها:

ال اس دی (LSD) ، خانواده اکستازی و روانگردانها، دی متیل و دی اتیل تریپتامین (DMT و DET) ، که اینا جزو توهم زاها هستن.

و ترکیبات آمفتامین ها (شیشه یا کریستال) که جزو توان افزاها و هیجان زاها هستن.


چند نکته مهم:

+ تریاک به شخصه اگه درست مصرف میشد، فواید خیلی خیلی زیادی داشت. احتمالاً اکثرتون بابا، بابابزرگ یا جد بزرگواری داشتین یا دیدین که نوبت به نوبت تریاک میزدن و بسیار سالم و قوی و سرحال هم زندگی میکردن. اما سالها که گذشت، حرمت تریاک هم از بین رفت :-))

راستشو بخواین الان بسیار بعیده که بتونید تریاک پیدا کنید! چیزی که الان به اسم تریاک مصرف میشه و روز به روز معتادها رو داغون تر میکنه و با معده ناسازگاره و مسمومیت شدید میاره، تریاک نیست! ترکیبیه از شیره های اضافات تریاک، پودر کاکائو، جگر و خون گاو، خمیر استخوان، چای آشغالی، (گاهی دیده شده ، روغن موتور) ، آب و الکل، پودر قرص ترامادول و.... ، که به نسبت قیمت و مشتری ترکیب میشه!! و متاسفانه خیلی خوبم ترکیب میشه! نتیجه ش میشه وابستگی شدید به تریاک، تخریب و عفونت تدریجی تک تک اعضای بدن، ضعف و مسمومیت ماهانه حدود ۱۳۰ نفر (فقط در تهران) بخاطر مصرف تریاک ناخالص!!

«تریاک خوب الان توی تهران حدوداً کیلویی ۴.۵ میلیون تومنه، ارزونتر از ۲ تومن، خیلی قاطی داره»

 

+دوسال پیش وقتی «راس اولبریکت» ، خالق بزرگترین مجموعه فروش مواد مخدر آنلاین در جهان رو دستگیر کردن، میگفت وقتی قرار شد هرویین هم به محصولات داخل مجموعه برای فروش اضافه بشه، یکی از مدیران ارشد بنام VR مخالفت کرد! اون میگفت «هرچیزی جز هرویین! هرویین نه! من دیدم و میدونم که هرویین چه بلایی سر آدمها میاره!»

هروئین تقریباً در تمام جهان ممنوعه و از نظر عوارض جسمی، همیشه در رده های اول.


+ «گیاهیه، وابستگی نداره، ضرر هم نداره!» ... جمله ای که خیلیا درمورد خانواده حشیش و گل میگن و قول میدم نود درصدشون فرق ماریجوانا و گل و حشیش رو نمیدونن! اولاً تا بحال هیچ ماده شیمیایی ای ساخته نشده که قدرت و وابستگی بعضی مخدرهای طبیعی از این دسته رو ایجاد بکنه! دوماً ماریجوانا، برگ گیاه شاهدانه طبیعیه. اونی که توی امریکا و بعضی کشورها مصرفش آزاده و ماده مخدر داخلش زیر ۸ درصده!! اما اینطوری برای تولیدکنندگان ایرانی صرف نمیکنه! مخدر «گل» ، بهش میگن «مدیکال ماریجوانا» یا «مخدر گل آمنزیا» با حدود ۲۵ درصد ماده مخدر قوی و در خیلی جاها ممنوعه و مورد استفاده ش در داروهای روانپزشکی و با نظر تخصصی و دوز دقیق مثلا برای پاک کردن حافظه کوتاه مدت بیماران بعد از سانحه استفاده میشه! (حداقل خوبشو گیر بیارین! :-/ واسه خودتون دلیل الکی هم نبافین!)


+ سرشاخه های گلدار یا میوه های خشک گیاه شاهدانه رو میگن «بنگ» 

روغنی که از بنگ میگیرن، برای ماساژ و رفع درد بسیار بسیار خوبه. البته شهروندان عزیز خراسان جنوبی یه نوع شیرینی درست میکنن، با مواد گیاهی بسیار گرم و مخدر طور :-)) آخرش هم شیرینی ها رو توی روغن بنگ سرخ میکنن. بهش میگن «لوز» یا «معجون بیرجندی». فروشش همونجاها آزاده اما پلیس-راه نمیزاره ببری شهر دیگه. زیاد هم گیر نمیدن البته. تاثیرش؟ کاملاً به خودتون مربوطه. گاهی عالی و بیادماندنی، گاهی تهوع آور (بسته به سازگاری بدن). در اصل توهم زاست. اگه گیرتون اومد فقط با یه نصف شیرینی خودتونو تست کنید!


+ قاعده ش اینه که کرک یا کراک جزو باکلاسترین و گرونترین مخدرهای جهانه و فرآورده خیلی خاص و ناچیز از کوکایین. اما از اونجایی که اینجا ایرانه، کراک ارزونترین و داغونترین و کثیفترین مخدر، با تاثیر شدید و کوتاه مدت و سریعه! دیگه معلومه چطوری میسازنش دیگه؟!


+ ناس، همون چیز سبزه که اکثر کارگر افغانیا میندازن گوشه دهنشون و مثل آدامس میجون. نیروزا! همون «هایپ» ارزونقیمته :-)) ممنوعه، اما گیر نمیدن. بالاخره کارگرا نیرو میخوان دیگه.


+ ال اس دی (LSD) مخفف «لایزرژیک اسید دی متیل آمید» معروف به «اسید»، فوق العاده خطرناک و پر ریسک، فوق العاده انعطاف پذیر و تغییر پذیر، میشه گفت لذت بخش ترین-ترسناک ترین! ... دقیقاً چیزی که آدمو اونجا میبره که شرابم نمیبرد! (عنوان پست) ، LSD که از معدود موادیه که روی هر ساختار بدنی و هر شرایط محیطی افراد، علایم و تاثیرات مختلفی داره! و چون کاملاً شیمیایی و با مواد خاصی ساخته میشه، کوچکترین تغییری در فرمولش میتونه فاز کاملاً جدیدی به مصرف کننده بده! و به همون اندازه خطرناک باشه، اگه سازنده ش کمی ناشی باشه! ... تاثیر: ورود به دنیای دیگه! فانتزی، کارتونی، حرکت اشیا، از بین رفتن تجزیه و تحلیل منطقی، و ... خیلی چیزای عجیب دیگه! ... عوارض: تغییر شدید فشار خون، تنگی نفس، مرگ.


+ خانواده آمفتامین، شیشه (کریستال) هم مثل کراک ، مواد اولیه ش اونقدر کمیاب و گرون هست که ایرانیا سالها پیش شروع کردن و خودشون یه نوع شیشه ساختن! در حقیقت آمفتامینی درکار نیست! و مواد اولیه شیشه ایرانی از قرص های ضدحساسیت مثل آنتی هیستامین ها به علاوه کود تامین میشه. احساس خوب بعد از مصرف، بخاطر پمپاژ شدید دوپامین در مغزه... و بعدش، افسردگی، زودرنجی، خستگی...

باعث کم خوردن و کم خوابیدن بعد از مصرف میشه. اما استفاده ش برای این منظور به عوارضش نمی ارزه.


+ یک شرکت دارویی یه قرص تولید میکنه که ۹۵٪ شیشه است! و کاملاً قانونیه!! اما زیاد تجویز نمیشه. این دارو برای درمان اختلال کم توجهی-بیش فعالی ، چاقی شدید و حمله خواب استفاده میشه.


+ بحث تمومه... اما خیلی حرفها هست که خیلی طولانی میشه. اما باقی بحث و احیاناً اگه سوالی بود رو بکشونین به کامنتا 


  • دکتر میم

اگه بخوام خیلی ساده و شیرین درموردشون بنویسم، باید از همه دسته بندی های مختلفی که وجود داره، بگذریم. مثلا دسته بندی هایی بر اساس ماده موثره ، سیستم درگیر شونده در بدن، میزان مصرف، نوع فرمول شیمیایی و...

تا اینکه برسیم به آشناترینشون : سنتی و صنعتی


چند تا نکته: 

- اول از همه، بزارید رک و راست و بیتعارف بگم، اگه کسی گفت فلان ماده مخدر سنتی یا صنعتی، وابستگی نداره، اعتیاد نداره و... همونجا درمورد اون شخص، فکر و تصمیم گیری کنید!! طرف، یا فروشنده مواده، یا معتادیه که نمیخواد خودشو قانع بکنه که معتاده، یا دوست داره وارد مصرف بشه و داره با خودش کلنجار میره... و یا شاید اوسگوله :-)


- کلاً تاثیر مخدرها، الکل ها، و داروهای (روان)پزشکی و هر ماده ای که از هر سوراخی، وارد بدن میشه، بستگی به نوع سیستم بدنی شخص، اِلمان هایی در خون و قدرت بدنی و طبع ِ شخص داره. هیچوقت از اینها انتظار تاثیر یکسان روی افراد مختلف رو نداشته باشید! ممکنه مخدری روی من اثر بسیار بسیار کمی داشته باشه اما همون مقدارش در همون شرایط کسی رو بکشه (اور دوز)


+ صحبت از سوراخ و منافذ ورودی مواد (دارو ، مخدر) به بدن شد. یادتون نره: 

     - خوردن ،،، زمان اثر ۲۰ تا ۳۰ دقیقه

     - ریختن در چشم ،،، زمان اثر ۳ تا ۶ دقیقه

     - تزریق عضلانی (در ماهیچه) ،،، زمان اثر ۳ تا ۸ دقیقه

     - شیاف (بسته به نوع دارو) ،،، زمان اثر ۳۰ ثانیه تا ۱۰ دقیقه

     - تزریق در رگ (وریدی) ،،، زمان اثر ۱۰ تا ۳۰ ثانیه

     - استنشاق ، دماغی (اِسنیف) ،،، زمان اثر ۴ تا ۸ ثانیه


- شاید شنیدید که درمورد بعضیاش میگن «حتماً در طول عمر، یه بار باید استفاده کرد! یه بار تجربه کرد!» ... «راست میگن؟؟» نمیدونم، به خودتون بستگی داره.... «خطرناکه؟!» آره ریسکهای خودشو داره و بازم به خودتون ربط داره .... «نظر دکتر میم چیه؟!» دکتر بخاطر یه مسابقه فوتبال با انگشت پای شکسته ، دوتا مورفین و لیدوکایین زده و بازی کرده!! با همین پای داغون هم الان دنبال پریدن سقوط آزاد با چتر از هواپیما ست. بنظرتون حرف و نظر همچین آدمی (من) ، قابل بررسیه؟! قطعاً نه!


- در ایران ، حدوداً ۳۲۰۰ نفر در سال بخاطر اُوردوز موادمخدر میمیرن! از این تعداد حدود ۱۰۰۰ نفر قبل از مرگشون به بیمارستان میرسن و بسیار سخت و دردناک میمیرن. چیزی که من بارها و بارها دیدم. اما خب...


- لطفا اسم دارو (قرص و کپسول و آمپول) درمورد این پست نپرسید. هستن داروهایی که کار بسیار نزدیکی به مخدرها انجام میدن و خیلی ها اونها رو جزو مخدرها میشناسن. گرچه من کاملاً مخالفم (این کجا و آن کجا!) داروها سبکتر هستن و استفاده های کاملاً کنترل شده و خاص دارن. و البته به کیفیت اکثر مخدرها هم نمیرسن :-) اسمی آورده نمیشه.


- و نپرسید که «دکتر خودت کدوماشو زدی؟! کدوم بیشتر حال میده و...» ... والا آدمو مجبور به دروغگویی نکنین D: هیچکدومو.... فقط یه بار قدیما مورفین جنس خوب، تزریق وریدی زدم،،، مثل قدم زدن روو ابرهاست :-)) اینو گفتم چون بعیده دستتون بهش برسه 


ادامه دارد...


  • دکتر میم

زوال

۰۳
شهریور

دیشب ، بیمارستان، وقتی رسیدم کنارش فکر کردم خوابه. از آشناهای قدیمی بود. تا نشستم که ببینم سرُم چی بهش وصله، برگشت...

اکثر قسمتهای صورت پیرمرد سوخته بود و مثل خمیر شده بود. پلکها از بین رفته بود. فقط یک چشم، کمی بینایی داشت. حرکت مردمکش رو از بین گوشتهای جمع شده دور چشمش میدیدم. قسمتی از بینی و گونه ها رفته بود... مسیر تنفسش در ناحیه گردن خمیر شده بود و پایینتر رو برای تنفس از طریق لوله سوراخ کرده بودن تا زنده بمونه. اما امروز مسیر تنفس عادیش با جراحی درست شده بود و بهتر بود. 

میخواست روی تخت جابجا بشه که باهام دست بده. گفتم راحت باش... و دستشو گرفتم.

- سید ، دستت دیگه چرا؟ 

- (با صدای ضعیف و خشدار) نمیدونم، فکر کنم جلوی صورتم بوده. یادم نیست چیشد!

...

دوتا از انگشتاش بسته بود و گوشت پشت دستش هم که کاملا جمع شده بود، با دستم حس کردم.

گفت «بهترم. خداروشکر. ولی آخه چرا؟ من نمیدونم؟ ...»

گفتم «سید ، همه چی رو میدونم، نباید زیاد حرف بزنی، برات خوب نیست...»

آروم شد ، خوابید.

خداروشکر سید بهتره... اما...

پیرمرد، قربانی حماقت یه پیرمرد دیگه شده بود. در روستا. لجبازی بر سر مسئله ای بسیار پیش پا افتاده... و... اسید پاشی!


  • دکتر میم

+ بعد از مسابقه عکاسی، جایزه های بن کتاب نفرهای اول تا سوم رو که دادیم. تابلوی آقای مرادی هم رسید دستش. گفتم بعضیا نگن «اینا همش کار خودشونه و...» و «من_اینها_رو_میشناسم» و «همش وعده و وعیده و...» :-) خلاصه فقط مونده بود جایزه غذاها!


+ دیروز (پنجشنبه) ساعت ۱۲ ظهر با نارخاتون قرار داشتیم برای جایزه مسابقه عکاسی. من و همسر بودیم، توی این گرمای وحشتناک، نارخاتون رو سرقرار دیدیم و رفتیم بسمت نیاوران.. جای همه دوستان خالی، رستوران مرشد، از خوبای غذا سنتی. اینم عکس ارسالی از نارخاتون با عنوان «الوعده وفا»

درضمن، هوا خیلی خوب بود، نارخاتون و همسر اصلاً غر نزدن، پشت سر منم اصلاً حرف نزدن. خونه ها و ماشینای بالاشهر هم اصلاً خوب نیست. خیابونا و محله هاشون همه کجه. بدرد نمیخوره. استقلال هم تیم خوبیه :-) 

نگین خانوم ، نوبت شمام میشه :-)


+ امروز صبح (جمعه) قرار بود زود بیدار بشم و برم همایش صبح خلاق (CreativeMornings) ... توضیحشو توی سایتش بخونید، چون من میخوام یه چیز دیگه تعریف کنم ⁦:-D⁩ رفتم، تنها بودم. و قطعاً هیچکسی رو نمیشناختم و همه اون جمع حاضر برام غریبه بودن. زود رسیدم. منزل موقوفه دکتر افشار (که الان کانون زبان پارسی هستش) جای خیلی خوشگلی بود. توی حیاط ِ باغ مانندش چرخیدم عکس گرفتم و... تا شلوغ تر شد و صبحونه! اسپانسر خوراکی این برنامه دوتا مجموعه بودن که یه سری لقمه های نیمه رنگارنگ و چای و قهوه آماده کرده بودن. هرکی بهتون گفت من سه چهاربار ظرفمو پر از صبحونه ها کردم، توجه نکنین :-))

نشسته بودم وسط باغچه ها، در حال خوردن... یهو یکی گفت دکتر... دکتر...!

سرمو آوردم بالا، دیدم یکی دوربین بدست داره از دور عکس میگیره ازم! بعدشم پیچید و رفت! من همینطور توی فکر که این کی بود که میشناختم؟! یهو یه آقای دیگه اومد و گفت سلام، شما وبلاگ نویسی؟!!!

- : ... هومم؟! ... آره... دکتر میم هستم. شما؟!

- : خوبی دکتر؟ من آقای بنفشم ... (و اشاره به دو نفر پشت سرش) ، بچه های رادیوبلاگیها !! ⁦:-D⁩


  • دکتر میم

شت

۱۱
تیر

این پرنده های توی شهر، چیا میخورن؟ مگه ارزن و برنج و چیزای روی زمینو نمیخورن؟! پس اینا چیه که دفع میکنن؟! 

به مغازه داره کناریمون میگم شما براشون لواشک و ترشی و آلو میریزی که بخورن؟! والا اینا کلاً یه طرفه ان. نمیدونم اثر این گرمای لعنتیه؟ یا بخاطر خورد و خوراکشونه؟ یا تب کریمه کنگو ویژه پرندگان گرفتن؟! که یکی از نشونه های بارزش (گلاب به روتون) اسهال به این شدته! آخه به این شدت و عظمت؟! والا اسب اسکندر سبکتر از اینا عمل دفع رو انجام میده!

بعدش این بنده خداها آب بدنشون کم نمیشه؟! باید با یه دامپزشک مشورت کنم، آخه مثلا پرندهه کلاً وزنش ۱۵۰ گرم نمیشه، یهو توی یه لحظه نیم کیلو دفع میکنه! فک کنم اینا سیفون موقت دارن، یهو میکشن، دریچه باز میشه! ... ولی خب بعدش قاعدتاً باید بمیرن!

یه سوال اساسی دیگه هم اینکه، اینا میفهمن که کدوم ماشین تمیزه، کدوم کثیف؟ میفهمن مثلا بعد از یه ماه ماشینو بردی کارواش و طی این یه ماه، که ماشین کلاً کثیف بوده، همه پرنده های محل، خوب و سلامت بودن، حالا همون روزی که ماشینو میشوری، همه وا میدن؟!

استغفرا... آخه چرااا؟!

باز خداروشکر از ضعف و کم آبی، یه کم بیحالن و خسته روو شاخه ها میشینن. قدیما در حال حرکت و نشونه گیری و روی آدمها و...!

خدا نیاره واسه کسی ⁦:-)⁩

حالا هی برین پستای سیاسی بزارین و به دولت گیر بدین! تریبون و مطیعی و روابط فرانسه و تحریم ها ، همش بهونه ست. دغدغه اصلی اینجاست ... روو درخت. دنبال چی میگردین؟


  • دکتر میم

مسی وار

۳۱
خرداد

دیدین که محاسبه میکنن که آدم های پولدار یا دارای شغل های پردرآمد، مثلا در هر ساعت، هر دقیقه یا هر ثانیه چقدر پول درمیارن؟!

مثلا مسی (فوتبالیست) با درآمد سالانه ۲۵ میلیون یورو، حدودا دقیقه ای ۴۹ یورو دریافت میکنه یعنی دقیقه ای حدود ۱۹۰ هزار تومن.

دوسال پیش، یه بار برای کاری دعوت شدم سازمان نرم افزاری و پشتیبانی شبکه بانک آینده. بابت یه کار ۴۵ ثانیه ای ، ۴۰۰ هزار تومن پول گرفتم!

درک حس آدمی مثل مسی یا خیلیای دیگه، جالب بود. با اینکه من درآمد دقیقه ایم حتی از اونم بیشتر بود. فقط فرقش این بود که من فقط همون یه دقیقه رو داشتم. مسی دقیقه به دقیقه شو داره ⁦:-D⁩


+ خدا به همه آدمایی که واسه کارشون ارزش و احترام قائلن و فکر و تلاش زیاد میکنن، عالی کار میکنن، از همین درآمد های دقیقه ای و نامحدود با مبلغ بالا بده ایشالا. مثل مسی، نه مثل من... فقط بلد باشین خوب خرجش کنید، مثل من،، نه مثل مسی ⁦:-)⁩)


  • دکتر میم