روزنوشت های دکتر

آرامش ِ قبل طوفانم را برهم‌ نزنید... بگذارید ناخدا، اینبار هم کشتی را بسلامت بگذراند... سکوووت

روزنوشت های دکتر

آرامش ِ قبل طوفانم را برهم‌ نزنید... بگذارید ناخدا، اینبار هم کشتی را بسلامت بگذراند... سکوووت

پربیننده ترین مطالب

۵۷ مطلب با موضوع «عجایب» ثبت شده است

شرمندگى

۱۸
شهریور

دوست و همکارى دارم، دکتر دامپزشک قهار و دلسوختهٔ حیوانات. عاشق سگ و پرندگان.

چند ماه پیش قرارى داشتیم که بریم استخر...

زنگ زد و گفت بیا دانشگاه تهران، دانشکده دامپزشکى. از اونجا با هم بریم.

رفتم دیدم توى آزمایشگاه دانشگاهه و نگران! گفتم چى شده؟ گفت همستر دوستم مریضه (همستر، حیوانى شبیه و در ابعاد موش) ، دارو مصرف میکنه، حالا آزمایش داده، مشخص شده دیابت هم داره!! داریم مشورت میکنیم که چه دارویى براى بیماریش استفاده کنیم که با دیابتش ناسازگار نباشه!!!

من :-! 

جدیداً زیاد شرمنده نشده بودم! اما اون بار خیلى شرمنده شدم!

اون موقع به دکتر چیزى از افکارم نگفتم، چون ترسیدم از ناراحتى سکته بکنه (بعداً گفتم :-D ) من اگه بودم احتمالا با احترام، اون همستر محترم رو میذاشتم توى کوچه!

من با حیوانات بدرفتار نیستم، اهل حیوون خونگى هم نیستم، چون میدونم نمیتونم براشون وقت بذارم و احتمالا اونا بدترین دوران زندگیشونو پیش من میگذرونن! تجربه بچگیم با جوجه هاى رنگى اینو کاملا اثبات میکنه!

از اون موقع سعى کردم یه کم دیدمو نسبت به احترام بهشون بیشتر بکنم.

.

الان دکتر براى ماموریت و فرستادن دارو رفته امریکا. دیشب صحبت میکردیم، گفت اگه وقت دارى، برو نتیجه آزمایش یه سگ حامله رو از دوستم بگیر و ببر آزمایشگاه. مشکوک به کرم معده ست!!

...

و باز خندیدم و بعدش باز شرمندگى!

شنبه حتما پیگیرى میکنم.

  • دکتر میم

حیوانات لعنتى

۱۵
شهریور

چند وقت پیش فکر میکردم اگه واقعا دنیاى حیوانات، دنیاى اصلى باشه و ما انسانها براى اونا خلق شده باشیم، چى؟!!

مثلا همین دنیا و کارها و نظامها و حکومت ها و دین ها و خطوط اخلاقى اى که ما داریم، اونا خیلى پیشرفته تر شو داشته باشن و به ما به چشم حیواناتى نگاه میکنن که گاهى از ما براى تغذیه استفاده میکنن و گاهى وقتها هم مثلا توى اخبار میگن: "دیروز انسانها با درنده خویى به عده اى از پلنگ ها حمله کردند که متاسفانه تعدادى از هموطنانمان در این حرکت کثیف، کشته شدند! به همین دلیل از هموطنان محترمى که گوشت و پوست مناسبى دارند، تقاضا میشود در ساعتهاى بیدارى این جانى ها (انسانها)، و در نزدیکى محل زندگى آنها، تا اطلاع ثانوى رفت و آمد نکنند"

مثلا سازمان محیط زیست اونا به شکارچیاشون توى آفریقا یا جنگلهاى آمازون مجوز شکار انسان میده!

یا تاریخ نویساشون از نبردهاشون در تاریخ و تغییر نسلها و انتخابات ها و حکومت هاشون مینویسن. روانشناساشون مارو به سخره میگیرن و نحوه برخورد با انسانها رو یاد میدن و همش میگن "انسانها رو توى قفس نگه ندارید! این کار یک کار غیرحیوانیست.... یا ولشون کنید، یا اگه میتونید، بخوریدشون!"

احتمالا یه موزه انسان شناسى هم دارن و تعدادى انسان با نژادهاى مختلف رو "تاکسى درمى" کردن و چسبوندن به دیوار تا حیوانات بیان ببینن و بگن: اااااا ... اینا رو...

...

و خیلى چیزاى دیگه که میشه تخیل کرد و بهشون رسید! 

و ما چون زبونشون رو نمیفهمیم، فکر میکنیم با فرهنگ تر و با شخصیت تر و موجودات بهتر و برترى هستیم!

ولى واقعا آیا...؟!


+ چند روزى نبودم، زود کامنت ها رو جواب میدم. ممنون از احوالپرسى ها

  • دکتر میم

نخ

۲۲
مرداد

من زیاد خواب میبینم و معمولا خوب یادم میمونه، اما زیاد درگیر تعبیرش نمیشم و کلاً هیچوقت، بد به دلم راه نمیدم :-)

اما چند روز پیش خواب عجیبى دیدم که خیلى درگیرم کرد. با کسى درموردش حرفى نزدم. اما طاقت نیاوردم و به یه دوست قدیمى که در زمینه علوم غریبه دستى داره زنگ زدم و گفتم.

چند سوال ازم پرسید و چند ساعتى وقت خواست و بعد تماس گرفت. گفت خوبه، کمى توضیح داد و گفت "فکر میکنم سه روز دیگه تعبیر بشه!"

و دیروز روز سوم بود و دقیقاً اتفاق افتاد...!


نکته : بعضى از چیزهایى که ما به عنوان خرافات میشناسیم، واقعا خرافات نیست و علوم خاصى داره ، و برعکس، بعضى از چیزهایى که ما به عنوان علوم معتبر و ثبت شده اى میشناسیم و قبول داریم، خرافاتى بیش نیست!

تا حالا چقدر درمورد این مقبولیات، تحقیق کردین؟ و با چه سطحى از اعتبار؟

درمورد خواب و تعبیر خواب و نظر خودتون هم بنویسید لطفاً. ممنون.


+ خداروشکر، سفر شمال، بینهایت عالى از آب دراومد. هم از نظر عکاسى، هم تفریحى! چند روز دیگه چند تا از محصولات عکاسیمو میزارم :-) 


++ میخواستم یه متن خطاب به یه دوست که اینجا رو احتمالاً میخونه، بنویسم، اما پشیمون شدم. یعنى نوشتم، اما پست نکردم! ... عجبا که هنوز دلیل روانیشو توى خودم پیدا نکردم! آخه آدم که هرچى به ذهنش میرسه، یا میفهمه، نباید سریع بنویسه که!

  • دکتر میم

امان از زبان

۱۰
مرداد

سال ۱۹٥۴ ، یک جلسه گروه درمانی آزمایشی (و البته بی رحمانه) که در یک کلینیک روانپزشکى آزمایشگاهى در فرانسه انجام شد, متشنج شده و منجر به کشته شدن یک روانشناس و سه بیمار و مجروح شدن تعدادی بیمار و پرستار و همینطور خودکشى یک بیمار شد که تمام مدت این جلسه، فیلمبردارى شده بود. نکته قابل توجه اینکه تمامى بیماران شرکت کننده، خطرناک نبوده و به قول معروف، بیماران روانى آرام بودند!

دادگاه عالى فرانسه هیچگاه نتوانست نظرى قطعى در اینباره و درمورد مقصران بدهد، که همین امر شایعاتى در مورد هدفمند بودن این آزمایشات و دست داشتن مقامات نظامى در آن زمان بوجود آورد. گفته میشود، سه نسخه از این فیلم وجود داشت که بعد از دوبار اکران (بدون صدا) در دو مرکز دانشگاهى اروپا، توسط دادگاه معدوم شد و تنها یک نسخهٔ باقیمانده در گنجینه سرّى ارتش فرانسه نگهدارى میشود!

مصداق ضرب المثلى که میگوید "بشنو ولى باور نکن" را من حدود ١٠ سال پیش درک کردم. وقتى که به لطف خاله ساریتا، کپى بدون صداى این جلسه گروه درمانى بسیار عجیب را دیدم! فیلمى که برچسب معدوم شده در تاریخ خورده بود!

خاله سال ١٩٦١ در یکى از آن دو اکران فیلم حضور داشته و چند سال بعد، فیلم را از یکى از همکاران فرانسوى اش گرفته بود. (معامله کرده بود)

هنوز هم درمورد حرف ها، بحث ها و سوالات و جواب هایى که در آن جلسه و جلسات سرّى دیگر در آن کلینیک، رد و بدل شده بود، گمانه زنى هاى زیادى میشود و بالطبع آزمایشات منتشر نشده بسیارى در طول تاریخ وجود داشته و دارد...


اما سوال؛ چطور میتوان با حرف و زبان، حتى انسان سالمى را در ساعتى، از آرامش به سقف جنون رساند؟!

اطراف من و شما حتما دیده اید کسانى را که بدون ذره اى درس خواندن روانشناسانه و بدون اندکى دانستن و تحلیل تاثیر کلمات، چنان انسانهاى سالم اطراف خود را به جنون میکشند، که جنازه فروید و دوستان، در گور میلرزد!

  • دکتر میم

سرنوشت!

۰۴
مرداد

شنیده ها حاکى از اینه که...

اونجایى که ختنه م کرده بودن، الان شده کافى نت! :-D 

  • ۹ نظر
  • ۰۴ مرداد ۹۴ ، ۱۳:۱۶
  • دکتر میم

از بانک زنگ زدن که سه تا قسط شرکتتون عقب افتاده!

بهش گفتم ما همیشه دوماه دوماه قسط میدیم, حالا شده سه ماه! مگه چیه؟! گفت سال مالیاتیه! الان بده تا ببندیم, دوباره از ماه بعد دیر به دیر بده :-)

زنگ زدم به همکار , که ببین این قسطا چقدره, نصفشو بریز. گفت نمیتونیم. چند تا چکامون پاس نشده و پولامون برنگشته و تا دوماه دیگه پول میرسه! 

و من مونده بودم و کمی پول که داشت ته جیبم ول میگشت که احتمالا دو روز هم خرجی رو نمی رسونه!

درحالیکه من سرخوش و بی پول, اومدم گرگان, برای پرواز با پاراگلایدر!


یه همچین آدمای اوسگولی هم پیدا میشن! والا! D:


پ.ن. سایت پروازی درازنو (گرگان) , زیباترین و بلندترین محل پرواز ایرانه. از جاده ساری به سمت گرگان که بیاین, نزدیک شهر کردکوی , میتونین برین اونجا. طبیعتش حرف نداره. بدون پول هم میشه رفت و اونجا چرخید :-)

برای پرواز فعلا گفتن اونجا فردا هوا بده! و من فقط تا فردا اینجام. دعا میکنم امشب فرجی بشه و ظهر , هوا خوب بشه, وگرنه باید برم و دو سه هفته دیگه بیام. 

همه بلند بگین آآآمین

  • دکتر میم

زمستون پارسال در مسابقه عکاسی جهانی نشنال جئوگرافیک, با عنوان 'Winter Magic' شرکت کردم. بعد از کلی بازجویی و داوری , حدودا بعد از عید امسال, ۱۰۰ عکس برتر رو اعلام کردن و یه جایزه ناقابل دادند.

از قضا (ریا نباشه) عکسم رتبه ۲۴ ام شد و علاوه بر رتبه هنری در نشنال جئوگرافیک , صد دلار ناقابل هم واریز شد در اکانت نشنال, که هروقت خواستیم, برداریم. (رتبه اول تا سوم , هزار دلار, هفتصد دلار و پانصد دلار,, تا رتبه پنجاه, صد دلار و... )

ما گفتیم اینا خارجین, شعور و فرهنگ دارن. حالا درسته که به ما ایرانیای محترم نمی رسن اما بازم یه بویی از فرهنگ و ادب بردن! مث بعضیا نیستن که به زور از آدم صدقه بگیرن!! یا مثلا کمی روی قبض آب و گاز بکشن بابت کمک به ... ! ولش!

آقا ما ، هی این دست اون دست کردیم و فاز پولدارا رو گرفتیم که حالا باشه, بعدا انتقال میدیم به حساب سوییسمون و... این حرفا! 

دیروز برام از نشنال جئوگرافیک ایمیل اومده بود و کلی تشکر , بخاطر سه تا کمک مالی که کردم!! 

اولی بابت کمک به سوتغذیه کودکان شاخ افریقا (نمی دونم , شایدم ناف افریقا! آخه دیگه چشام سیاهی رفت) با همکاری فائو و نشنال.

دومی برای کمک به پروژه درمان و حفظ عاج فیل های شرق آسیا !!!

از همه جالبتر سومیش بابت کمک به حفظ بقای نسل یه حیوون سردسیری که من نه اسمشو میدونستم , نه حتی تاحالا دیده بودمش!! خب حالا فرضا بازم نبینمش و اصلا ندونم که همچین موجودی وجود داشته!! آخه من چرا پولشو بدم؟!

یعنی اینا نمیفهمن چراغی که به خانه رواست, به فیل هندی و اون جونور در حال انقراض, حرام است! حداقل همشو میدادی به همون بچه های بی غذا!

آخه کمیته امداد هم اگه کمک بخواد, قبلش یه پیامک تاییدیه میگیره!

خلاصه رفتم توی اکانت دیدم بعله, خودشون گوش ما رو بریدن و یه کم از پوله کم شده! سریع دست بکار شدم که بلکه ارز آوری به مملکتم بکنم و بقیه اش اینجا خرج بشه!

هیچی دیگه... حالا یه پول چایی تهش مونده, اونم اگه کسی فقیری, نیازمندی, چیزی میشناسه, بگه توی این ماه رمضونی یه ثواب داخلی هم (علاوه بر ثواب های بین المللی) بکنیم :-)

حالا جدی جدی, همه ی اینا واقعی بودا!! به نظرتون برم دادگاه لاهه شکایت بکنم؟! یا به ثوابش بسنده کنم؟! D:


پ.ن : راستی,, اینم لینک عکسم که تو مسابقه شرکت کرد و باعث کلی بقای نسل روی کره زمین شد.

  • دکتر میم