روزنوشت های دکتر

آرامش ِ قبل طوفانم را برهم‌ نزنید... بگذارید ناخدا، اینبار هم کشتی را بسلامت بگذراند... سکوووت

روزنوشت های دکتر

آرامش ِ قبل طوفانم را برهم‌ نزنید... بگذارید ناخدا، اینبار هم کشتی را بسلامت بگذراند... سکوووت

پربیننده ترین مطالب

۳۶ مطلب با موضوع «عکس هایم» ثبت شده است

با تعجب گفت: کجا میرین؟!

رو نقشه بهش نشون دادم و گفتم: اینجا

- : راه بلد دارین؟

- : آره ، منم

- : چند بار این مسیرا رو اومدى؟

- : اینجاها رو هیچى!!

- : ااا،، خیلى خطرناکه، گم نشین! از خیلى پایین تر از اینجاها دیگه اصلاً آدم رد نمیشه!

- : میدونم، مشکلى نیست ، من مسیریابم.

- : دیشب کجا بودین؟

- : بالاى روستا، اول مسیر مالرو ، چادر زدیم.

- : حتما بدون ِ بپا !

- : ببین آب از سرمون گذشته بود، خسته بودیم، میفهمى؟ خسته! میدونم، سرد بود و اینجاها گرگ داره، ولى دیشب بعد از ٨ ساعت حرکت با ماشین و پیاده روى زیاد، نتونستیم حتى آتیش روشن کنیم! بیهوش شدیم و دوباره ٤ صبح حرکت کردیم.

- : باشه، خیلى خرین، موفق باشین

- : چاکرم ، ممنون :-) 


من سالهاى زیادى از زندگیمو به دلایل تفریحى و غیرتفریحى، توى سفر بودم. خیلى خیلى جاها رو دیدم. زیبایى هاى عجیب دریا و کویر و کوه و جنگل و بیابون هاى زیادى رو دیدم. 

اما فکر نمیکردم این سفر دو روزه به استان گلستان، همین بیخ گوشمون، و رفتن به نقاطى که از روى نقشه و مسیریابى درآورده بودیم، به بهشت ختم بشه! 

روستاى مرتفع "افراتخته" در ارتفاع ١٤٠٠ مترى از سطح دریا تقریبا آخر دنیا بود و اول ماورا...

با کلى داستان، به روستاى سرد و تقریبا خالى از سکنه رسیدیم. ساعت ٩ شب.... و دیالوگ هاى اول پست...

صبح، بعد از حدود ٣ ساعت پیاده روى در مسیر سخت و زیبا، در ارتفاع ٢٧٠٠ مترى، به دروازه بهشت رسیدیم. هرچقدر دوربین و لنز داشتیم گذاشتیم کنار و مات و مبهوت، فقط نگاه میکردیم!

بعد از یه ربع بهت و سکوت، یکى گفت: مگه میشه؟ مگه داریم؟


محلى هاى پایین روستا به منطقه اى که رسیدیم و ازش رد شدیم، "گرگ زن" میگفتن. مرز جنگلهاى گلستان، مراتع سبز بالاترین ارتفاعات رشته کوه البرز و شروع کوهستان هاى سنگى و بیابانى استان سمنان! ترکیب دره و جنگل و مرتع و صخره و چمن و خاک! بدون شک ، یکى از سه بهشت روى زمین!

زیبایى هایى که به هیچ روشى قابل عکاسى نبود، فقط چشم...

الان در راه تهرانم.

عکس هاى ناگویا و ناقصم ، بزودى...

راستى من اگه برم بهشت، حتماً بهشت من پاییزیه :-) 


پ.ن. ١ : هرکسى پایه رفتن و دیدن از بعضى جاها باشه، هرطور بتونم کمک و راهنمایى میکنم. من که رستگار شدم :-) 

پ.ن. ٢ : ماجراى باخت کاسپاروف به یک شطرنج باز آماتور بخاطر "شک" رو شنیدین؟!

  • دکتر میم

دو سه ماهه که یک احمق دوست داشتنى، گیر داده بود که بیا یه مسیر کوهستانى-جنگلى رو که قبلاً باهم پیداش کرده بودیم، بریم براى تفریح و اکتشاف و عکاسى. منم خیلى درگیر کار بودم و به دلایلى، زیاد علاقه نشون نمیدادم... الکى مثلا از آرزوهاام نبود که اون مسیرو برم! :-D خلاصه قسمت شد و ٤ شنبه داریم میریم و دونفرى.

مسیر بکر و صعب العبور که بسیار کم پاى آدمیزاد بهش رسیده و احتمالا شب هاى سردى هم در پیشه. 

الان رفتم انبارى براى برداشتن کوله و وسایل، که با زیر و رو کردن انبار، یه جعبه دربسته پیدا کردم و کشیدمش بیرون!

میدونستم که آخرین و مهمترین وسایل و بازمانده هاى دوران کودکیم توشه، ولى دقیقا یادم نبود چیا!

بازش کردم و دوساعتى مثل دیوونه ها داشتم میدیدم و بازى میکردم و عشق میکردم.

همینطورى از یه چیزاى نسبتاً مجاز، عکس گرفتم که براتون بزارم، البته قاعدتاً بچه هاى دهه ٦٠ درک بهترى دارن و مسلماً بیشتر پسرا :-) 


عکس یک

عکس دو 

عکس سه


ب.ن : اون میکروسکوپ رو دیدین؟ کاملا معلومه که از بچگى دکتر و محقق بودم. :-D  اون مال برادر بزرگم بوده که حدودا از سال ٥٩ داشته و بعدا به من ارث رسید. اگه بدونید چیا رو میگرفتم و میذاشتم زیر میکرویسکوپ!!  :-D 



  • دکتر میم

اینجا سویا (Seville) , شهر جنوبی اسپانیاست. و این رودخانه گوادالکیبیر, از وسط شهر میگذرد. رودخانه ای با سالها تنش فرهنگی!

صدها سال است که مردمان اینطرف رودخانه به آنطرفی ها میگویند " Las personas especiales " یعنی مردمان خاص! و همچنین بالعکس... آنطرفی ها به اینطرفی ها نیز ... و این خاص بودن که به هم نسبت میدهند, اصلا لقب خوبی نیست!

دوستی میگفت من سالها, اینطرفی بودم و سالها, هیچ خاص بودنی در رفتار مردمان آنطرف و اینطرف ندیدم! 

البته چرا,, دید بعضی مردم نسبت به طرف مقابل واقعا خاص بود! کورکورانه و خاص!


نوشتن از مسائل اجتماعى و نظر دادن در موردش کار من نیست.

خاله ساریتا میگفت رفتارشناسى اجتماعى در نهایت به نتایج غمگینى منتهى میشه که روز به روز و سال به سال، سقوط اخلاق و انسانیت رو نشون میده و وظیفه ما به جز تاسف، فقط درست کردن خودمون و در نهایت نمایش واقعیه اون به چند نفر اطرافیانمونه!


از این نظر، خداروشکر که خاله الان نیست که از دیدن اوضاع رفتار شبکه هاى اجتماعى و بقول آیبک بروز وحشیانه خوى ترسناک انسانهاى به ظاهر متمدن، دق بکنه!

به نظر ، تکنولوژى و انسانیت رابطه عکس دارن! یا تکنولوژى وسیله اى شده براى حفارى انسانیت.

  • دکتر میم

عکس

۲۶
مرداد

چندتا از عکسایى که هفته پیش گرفتم رو گذاشتم.

براى عکاسى، سه ساعت، براى غروب و سه ساعت براى طلوع وقت گذاشتم و مدتى هم براى بازى با اردک ها :-) اینجا سواحل سرخرود، حدوداً ده کیلومترى بابلسره.

متاسفانه توى سواحل مازندران بخاطر رطوبت بالاى هوا نمیشه از خورشید روى خط افق عکس گرفت. اما جزیره هاى جنوب ایران در فصل زمستان واسه اینکار عالیه! و اگه پول بیشتر دارین، سواحل منتهاالیه غرب اروپا در فصل زمستان!

الکى مثلاً من همش اون طرفام... حالا یه بارم رفتم از شمال خودمون عکس گرفتم :-D 


عکس ١

عکس ٢

عکس ٣

عکس ٤

عکس ٥

  • دکتر میم

چالش و پَرش

۰۲
مرداد

١. از همه اونایى که به موضوع چالش، واکنش نشون دادن و نوشتن و خوندن و نظر دادن ممنون. چند نفر گفتن تا چند روز آینده بازم مینویسن. پس جمع بندى و لینک همه خاطراتو میزارم براى چند روز دیگه.


٢. جاى همگى خالى، این هفته بالاخره رفتم گرگان و پریدم :-) 

پرواز

لذت پرواز با پاراگلایدر رو نمیشه تصور کرد. چیزى که توى ذهنم بود با واقعیتش زمین تا آسمون فرق میکرد!

تعریفش خیلى زیاده، اما همینو بگم که بمب آدرنالین بود :-D 

٥٥ دقیقه پرواز و پرش از ارتفاع ٢٩٠٠ مترى، خیلى خوب بود،، میفهمین؟ خیلى! 

مخصوصا لحظه ای که میپری و زیر پات کیلومترها خالی میشه!

از نوک قله کوه پریدیم کنار دریا فرود اومدیم.

.

این چند تا عکس هم ببینین براى درک بهتر اون فضا

عکس ١

عکس ٢

عکس ٣

عکس ٤


  • دکتر میم

زمستون پارسال در مسابقه عکاسی جهانی نشنال جئوگرافیک, با عنوان 'Winter Magic' شرکت کردم. بعد از کلی بازجویی و داوری , حدودا بعد از عید امسال, ۱۰۰ عکس برتر رو اعلام کردن و یه جایزه ناقابل دادند.

از قضا (ریا نباشه) عکسم رتبه ۲۴ ام شد و علاوه بر رتبه هنری در نشنال جئوگرافیک , صد دلار ناقابل هم واریز شد در اکانت نشنال, که هروقت خواستیم, برداریم. (رتبه اول تا سوم , هزار دلار, هفتصد دلار و پانصد دلار,, تا رتبه پنجاه, صد دلار و... )

ما گفتیم اینا خارجین, شعور و فرهنگ دارن. حالا درسته که به ما ایرانیای محترم نمی رسن اما بازم یه بویی از فرهنگ و ادب بردن! مث بعضیا نیستن که به زور از آدم صدقه بگیرن!! یا مثلا کمی روی قبض آب و گاز بکشن بابت کمک به ... ! ولش!

آقا ما ، هی این دست اون دست کردیم و فاز پولدارا رو گرفتیم که حالا باشه, بعدا انتقال میدیم به حساب سوییسمون و... این حرفا! 

دیروز برام از نشنال جئوگرافیک ایمیل اومده بود و کلی تشکر , بخاطر سه تا کمک مالی که کردم!! 

اولی بابت کمک به سوتغذیه کودکان شاخ افریقا (نمی دونم , شایدم ناف افریقا! آخه دیگه چشام سیاهی رفت) با همکاری فائو و نشنال.

دومی برای کمک به پروژه درمان و حفظ عاج فیل های شرق آسیا !!!

از همه جالبتر سومیش بابت کمک به حفظ بقای نسل یه حیوون سردسیری که من نه اسمشو میدونستم , نه حتی تاحالا دیده بودمش!! خب حالا فرضا بازم نبینمش و اصلا ندونم که همچین موجودی وجود داشته!! آخه من چرا پولشو بدم؟!

یعنی اینا نمیفهمن چراغی که به خانه رواست, به فیل هندی و اون جونور در حال انقراض, حرام است! حداقل همشو میدادی به همون بچه های بی غذا!

آخه کمیته امداد هم اگه کمک بخواد, قبلش یه پیامک تاییدیه میگیره!

خلاصه رفتم توی اکانت دیدم بعله, خودشون گوش ما رو بریدن و یه کم از پوله کم شده! سریع دست بکار شدم که بلکه ارز آوری به مملکتم بکنم و بقیه اش اینجا خرج بشه!

هیچی دیگه... حالا یه پول چایی تهش مونده, اونم اگه کسی فقیری, نیازمندی, چیزی میشناسه, بگه توی این ماه رمضونی یه ثواب داخلی هم (علاوه بر ثواب های بین المللی) بکنیم :-)

حالا جدی جدی, همه ی اینا واقعی بودا!! به نظرتون برم دادگاه لاهه شکایت بکنم؟! یا به ثوابش بسنده کنم؟! D:


پ.ن : راستی,, اینم لینک عکسم که تو مسابقه شرکت کرد و باعث کلی بقای نسل روی کره زمین شد.

  • دکتر میم