روزنوشت های دکتر

آرامش ِ قبل طوفانم را برهم‌ نزنید... بگذارید ناخدا، اینبار هم کشتی را بسلامت بگذراند

روزنوشت های دکتر

آرامش ِ قبل طوفانم را برهم‌ نزنید... بگذارید ناخدا، اینبار هم کشتی را بسلامت بگذراند

آخرین مطالب
  • ۹۷/۰۸/۱۴
    عن
پربیننده ترین مطالب

۶۶ مطلب با موضوع «فیلم» ثبت شده است

- دو ماه زیر فشار کار، آدم دیگه ای شدم. هنوز تصمیم نگرفتم که از این وضعیت خودم راضی باشم یا نه،، ولی بقیه خیلی بهم میگن! 


- فیلم «همه میدانند» اصغر فرهادی رو دیدیم،، بشدت دوست نداشتم. اصلا فیلم خوب و قانع کننده ای نبود. اصلا مهملات قصه رو نتونستم به هم ربط بدم که جور دربیاد! ... آخه اصغر، آخه لعنتی، مگه مجبوری؟ خب فازتو عوض کن...


- تبلیغ مایع ظرفشویی دورتو و عمه خانوم و... به اندازه کافی روو اعصاب بود،، چند روز پیش دیدم یه تبلیغ دیگه ساختن، دو تا بچه توو مهمونی سر میز غذا، بچه مهمون به بچه صاحبخونه میگه: «میخوای بگم دیشب شام چی خوردین؟» ، بعد بشقابو بوو میکنه و میگه : «قرمه سبزی» .... بعدشم نمایی از لبخند مهمانها و کمی خجالت صاحبخونه...

باعرض شرمندگی از تمام جوامع حیوانی، من نمیدونم چند تا گاو میشینن فکراشونو میریزن روو هم، چند تا گاو تایید میکنن، چند تا گاو اینا رو میسازن، چند تا خوک اجازه پخش میدن، و چند تا الاغ که مثلا ناظر ن ، گیر نمیدن!

بقرعان اگه بچه، جلوی من همچین کاری میکرد، چنان پسی میزدم که با صورت بره توو میز، تا سه ماه دکترا روش کار کنن که جای اعضای صورتشو پیدا کنن.... اون عمه خانوم هم الان توو قبرش بود، ماههای اول قبر هم گذرونده بود.


- اگه مثل من حوصله سرماخورگی و بیحالی و اینا رو ندارین، در دوران سلامتی، یه روز درمیون ، یه قاشق عسل، روش یه ذره سیاه دونه بریزید و بخورید، الا و بلا سرما نمیخورید. اگه نگران ویروس هستید، هر روز صبح آب نمک قرقره کنید، یا گاهی یه دمنوش پر از نعنا بخورین. همین. والا اطرافیان که وظیفشون مریضداری نیست. تنبلا.

دیدین جدیداً دکترا تا میبینن سرماخوردگی ها درمان نمیشن، میگن این ویروسه :-) یه مورد هم درمورد «واکسن آنفولانزا بزنید تا سرما نخورید» بگم... آخه ... :-)) نمیگم دیگه  ، فک کنم همه فهمیدن.


- داشتم میگفتم «من اونقدر که تحرک دارم و سفر میرم و کار میکنم، احتیاج دارم که سلامت باشم تا بتونم به این خوشی هام برسم، واسه همین مراقب خورد و خوراکم هستم، خیلی ساله که مرتب و سلامت زندگی میکنم، خداروشکر هم خوبم» 

میگه «ای بابا ،،، ما که همه چی میخوریم و بازم خوبیم»

زیاد ن..یدم بهش، ولی از مجموع حرفام فهمید که «خوبی؟ یه جوری میگه خوبم انگار آرنولد نشسته جلوم،، سالی ۱۴ بار سرما میخوره، از سر تا پاش، توی هر عضوی ده تا مشکل و بیماری داره، چربی و غلظت بالا، عصبی، سه تا کار در روز بهش میدی، یکیشو نصفه انجام میده، یکیو یادش میره، سومی هم گند میزنه توش. مرتیکه آلزایمری. کبدش هم عفونت کرده رفته بیمارستان واسه عفونت کبد، دکتر بهش گفته سینوسهات هم عفونت داره، باید بری سیتی اسکن!» دیگه بهش نگفتم چند سال دیگه چی درانتظارته :-)

اره، خداروشکر همه چی هم میخوره ، کاملا هم سالمه


- تکنولوژی رو همیشه دوست داشتم اما همیشه از مخالفای مدرنیته و به گند کشیده شدن زندگی توسط تکنولوژی بودم. گفته بودم یبار همه گوشی و لپتاپ و... همه چیزمو یهو فروختم رفت. و تا یکسال و نیم. الان میدونم راحت میتونم هرچیزیو بذارم کنار. الانم مدتهاست بشدت فضای‌مجازی-زده شدم. حالم از پست ها و اخبار ها و حرفها و نمایشهای مجازی بهم میخوره (البته از یه سری چیز دیگه هم بهم میخوره، باید یه پست چالشی جدا درموردش بنویسم) ، تلگرامو که قبل از عید پاک کردم، از آیدی اینستام هم ده روزی میشه که اومدم بیرون و خلاص :-) بسیاااار خوشحال و راضی ام، از برنامه Quality time م که چک کردم، دیدم در هفته گذشته ، حضورم در شبکه های اجتماعی به کمتر از ۱۵ دقیقه در روز رسیده. راستش برنامه م برای زندگی توی کلبه وسط جنگل ، کنار برکه و میز و سازدهنی و غذا دادن (و خوردن) گوزنها ، برای بعد از ۵۵ سالگی بود. اما ده روز پیش تغییرش دادم به ۴۵ سالگی... :-) و به اینشکل دارم آماده میشم براش. در ضمن، یه پست خوب در مورد «مدرنیته و آلودگی تکنولوژی» آماده میکنم. هر چند که معتادان موبایل، درصدی هم تغییر نمیکنن، اما تاثیرگذار خواهد بود :-)


  • دکتر میم

در قبرستان

۱۹
مرداد

+ بعضیا یه جوری روز جهانی تنبلا رو تبریک میگن که انگار بقیه روزای سال، کمر غول میشکونن! :-))


+ بعضیام یجوری میگن بلاگستان پر شده از یه مشت زردنویس و بادمجون دور قابچین و سبزی خردکن و... که انگار تا پارسال، سالی سه تا نوبل از توی بلاگستان درمیومده! بابا بوکوفسکی ،،، بابا ایشی گورو ،،، بابا سوباسا اوزارا ... نخوریمون! بددو برو در خونتون بازی کن عمو... :-


+ راستی، فیلم «a quiet place» محصول امسال، فیلم خیلی خوب و با دقت زیادی بود. پر از استرس. چیزی نگم بهتره :-)


  • دکتر میم

انگولک

۰۳
خرداد

۱. استخر بودیم، هی گفت «اگه نگم بهتره» 

میخندیدیم و میگفتیم «حالا تعریف کن ، ما که به کسی نمیگیم»

گفت «بحث گفتن و نگفتن نیست، بحث مطرح شدنه!» 

... ولی آخرش گفت... بعد از استخر رفتیم کن . کوچه طبیعت، همون جای همیشگی، روی همون تخت گوشه حیاط ، ... تعریف کرد...

کاش گیر نمیدادیم،،، کاش نمیگفت... :-/ یکی دو هفته ای خوابمون نمیبرد. دونستن ِ بعضی چیزا بار اضافه ست... و ما هم نگفتیم و دفنش کردیم...


۲. در روابط اجتماعی، یکی از بدترین و تلخترین تجربه برای هر طرفی از ماجرا، شک و تردید، دروغ و شایعه پراکنی یا کنجکاوی زیادی درمورد بعضی مسائله. 

وقتی شک میکنی، ذهنت فوران میکنه، همه چی رو به بدترین شکل ممکن به همه چی ربط میده، ذهنت دروغ میسازه، تو دروغ میگی، چیزی که مطمئن نیستی رو میگی، شایعه ساخته میشه، برای اثبات شایعه و دروغ میری کنجکاوی میکنی، سرک میکشی، پات به مسائلی باز میشه که نباید ... و بدتر و بدتر و بدتر ... و خیلیا هستن که با این اخلاق مزخرف دارن راحت زندگی میکنن.

اگه تونستیم این چند مورد رو توی اخلاقمون مدیریت کنیم، احتمالا یکی از برنده ها باشیم.


۳. فیلم Doubt ، محصول سال ۲۰۰۸ ، با سه بازی فوق العاده و دوستداشتنی مرحوم فیلیپ سیمور هافمن ، مریل استریپ و امی آدامز ، درمورد رذیلتی اخلاقی حرف میزنه که در وجود هر آدمی، چه خوب چه بد، ممکنه ریشه بزنه و چه گندهایی بر روابط و روحیات و اطرافیان و اجتماع بزنه. و این فیلم، خیلی خوب اینو بهتون میفهمونه. از ته دل.


  • دکتر میم

خوک و خان بابا

۱۵
ارديبهشت

#بدون اسپویل#

+ خیلی سورپرایز وارانه، دو بلیط تئاتر «شیرهای خان بابا سلطنه» بهم رسید. مدتها بود تئاتر نرفته بودیم. نمایش کمدی-اجتماعی و موزیکال و بسیار شاد و سطح بالا از افشین هاشمی و بازی فوق العاده گلاب آدینه و حدود ده بازیگر دیگه ، با موسیقی عالی گروه «ول شدگان»

نمایش، به سبک تخت حوضی و عالی اجرا شد. داستان یک شهر که پادشاهی زورگو و مستبد داشت که مشکلات مردم را نمیدید و با گروهی متملق که اطرافیان خاص خان بابا بودند، همیشه فکر میکردند که مردم هیچ مشکلی ندارند و همگی خوش و خوبند، درحالی که فقر و بدبختی و گرسنگی بشدت بین مردم دیار موج میزد. بعد از نمایش از دوستی اینکاره، پرسیدم ، گفت : «نمایشنامه های با مضمون پادشاه زورگو و مردم بدبخت از رایج ترین نمایش های اجتماعی-انتقادی در کشورهای مختلفه که هر کشور با تغییر در داستان و دیالوگ، شرایطی نزدیک به جامعه خودشو بیان میکنه، و در این نمایش که اصلیت متنش از آثار فوق العاده استاد بهرام بیضایی هستش که ماجرای دوران رکود و خفقان ناصرالدین شاه و افتتاح اولین باغ وحش رو بیان میکنه، و افشین هاشمی (بازیگر و نویسنده و کارگردان این کار) با تبحر خوبی نمایش رو بازنویسی و خیلی امروزی اجرا کرده طعنه به شرایط امروزی ایران میزنه و همینطور با استفاده عالی از نقش زنان در تئاتر در نقش عیّار های بهتر از مردان، و زنانی در پوست شیر، به نقش قوی زنان در جامعه امروز اشاره میکنه.»

یه نکته چشمگیر، آواز خوانی فوق العاده زنان در نمایش بود، که با همخونی خیلی آروم گروه نوازندگان سنتی ول شدگان، از سانسور فرار کرده بود و این از افشین هاشمی متخصص تئاتر بر میومد. نگم براتون از اجرای وحشتناک و عجیب و عالی گلاب آدینه، با این سن و سال، ۲ ساعت و نیم حرکت و دیالوگ سنگین. بزنم به تخته، زن و شوهر (مهدی هاشمی) یدونه ان.

فقط فکر میکنم این نمایش، چند روز دیگه و تا ۱۹ اردیبهشت ادامه داشته باشه و شما چند روز بیشتر برای تماشاش فرصت ندارین. سالن تئاتر شهرزاد، هر شب ساعت ۲۱:۳۰


+ گفته بودم که همچنان از مانی حقیقی، بچه ناخلف لیلی گلستان، انتظار زیادی برای ساخت فیلم خوب نداشتم ولی همچنان ، فیلم های مانی حقیقی رو در اولین اکران ، میرم و میبینم.

فیلم «خوک» رو دیشب رفتیم. رک و راست بگم بدون در نظر گرفتن تصویربرداری و صدابرداری متوسط فیلم و مسائل فنی دیگه؛ اما قصه خوب فیلم، بازی های خیلی خوب حسن معجونی، علی مصفا، لیلا حاتمی و دیگران ، و کمدی کم هجو و کاملا بدون شوخی های مسخره و جنسی، (کاملا برعکس پنجاه کیلو آلبالو) خیلی خوب بود و خیلی خوشحال و با خنده و راضی از سالن اومدیم بیرون. 


  • ۸ نظر
  • ۱۵ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۲:۴۷
  • دکتر میم

۹۶-۹۷

۱۴
اسفند

+ گفتم چون شاید امسال دیگه نرسم چیزی بنویسم، یه پست مجموعه ای از فیلم و کتاب و طبیعت و گردش بذارم و برم :-)


+ دوستان، اگر درخت نمیکارید، لااقل آزاده باشید... برای بار هزارم،، بخدا خاکستر ِ داغ ِ آتیشی که خاموش نمیکنید و میرید هم میتونه جنگل آتیش بده. به خودتون نگاه نکنید که نمیتونین با یه خروار هیزم و علف و نفت و بنزین، آتیش درست کنید. اون میتونه. 


+ درخت کاج و سرو ، جز ضرر به خاک و بافت گیاهی اطرافش و گند زدن به منطقه، هیییچ سودی نداره. برای همه تکرار کنید تا جا بیوفته. درخت کاج و سرو نکاریم! نهال ِ چنار ، سپیدار ، بید‌مجنون ، سنجد و درختان میوه بکاریم


+ والا کتاب خاصی ندارم که معرفی کنم. چون خودم مدتهاست که درگیر دوتا کتاب قدیمی ام، خبری از دنیای نشر ندارم تا نمایشگاه کتاب :-)

آها ، کتاب «خاطرات کاملاً واقعی یک سرخپوست پاره وقت» ، به قلم «شرمن الکسی» ، اینو من سال پیش از یه دوست، پیشنهاد گرفتم و اونقدر خوشم اومد که طی این یه سال، چند تا خریدم و کادو دادم، به خیلیا هم پیشنهاد دادم. نشر افق.


+ اما فیلم،، اول اینکه خب از فیلمهای خوب ِ تقریبا همه‌پسند ِ امسال، که خوبن و اکثراً نامزد اسکار، یه سریاش کیفیت خوبش اومده: 

Shape of water - Phantom thread - three billboards outside Ebbing Missuri - The big sick - Darkest hour - Call me by your name

دوم اینکه قصه یه مینی سریال معمایی جنایی بنام «موزاییک» پارسال بصورت یه اپ موبایل بصورت اینتراکتیو بیرون اومد و کاربرهای زیادی پیدا کرد. اینتراکتیو یعنی مثلا تعاملی! در این مورد، مثلا کاربران میتونستن بین اسناد و مدارک پلیس برای این پرونده و تماسها و ایمیلها، جستجو بکنن و خودشون تحقیق بکنن و پرونده رو جلو ببرن! حالا بعدا توضیح میدم. 

اما یه ماه پیش، «سودربرگ» کارگردان خوب و خفن و خلاق، این مینی سریال شش قسمتی رو ساخت و شبکه HBO پخشش کرد. کلاً شش قسمت. و برای علاقمندان به معماهای پلیسی جنایی، فوق العاده جذابه. همه مسیر فیلم خودتونو جای کاراگاه میبینین و هی تحقیق میکنید و نظر میدین :-)) خیلی باحاله. ما چهارقسمتشو دیدیم. سریال Mosaic


+ حقیقتش، من سالهاست که ایام عید ، سفر تفریحی-گردشی نمیرم. بخاطر شلوغی شهرها و جاده ها و... کلاً جنگه! و فقط میریم گرگان و بعدش دهاتمون (یا برعکس) . که اونم یه سفر تک جاده و کوتاه. و تقریبا از این خونه به اون خونه. بعدش هم همون طبیعت اطرافمون رو میچرخم. سبک و ارزون. امسال هم که با این پا کمتر.

بخاطر همین مثل قبل که گفتم، بنظرم عید ارزش سفر نداره. فقط نهایتا جایی که توی مقصد ، محل اسکان و تفریح و استراحت داری... ایشالا بعد از عید بیشتر درمورد گردشگری صحبت میکنیم. پس... مراقب جاده ها باشید. آروم و خوب و مثل آدم برونید. اگه راننده تون بد رانندگی کرد، بجای نصیحت، یه پس گردنی بزنین به حساب من :-)) صدقه بدید. خوش بگذرونید و سلامت باشید. عیدتون هم مبارک ;-)


  • دکتر میم

+ روزهای جشنواره برای ما عوام، خیلی خوش میگذره و جو خیلی خوبیه. چه از اون سالهایی که پیش فروش بلیط نبود و ساعتها زیر برف و بارون توی صف می ایستادیم و چه الان که بلیط هم میخریم و بازم بعضی وقتا برای بعضی فیلما ساعتها توی صف میشینیم و بین فیلمها با همسر کیک و چایی میخوریم. از جمع سینمایی ها و کل کل درمورد فیلمها و سینما با آدمهایی که اصلا نمیشناسی، تا همه فیلمهایی که طی یازده روز همش روی یه صندلی میشینی و هر روز آدمهای ثابتی کنارت میشینن و هر روز درمورد فیلمهای روزای قبل و بعد حرف میزنین و سر فیلمها میخندین و گریه میکنین و فحش میدین و تشویق میکنین. سر یه فیلم که امسال ۴ ساعت توی صف نشستیم و با آدمهایی که کنارمون بودن، چند بار به نوبت جا رو نگه داشتیم، روز بعدش  که رفتم سینما و یه صف دویست نفره دیدم،، ده نفر توی صف بهم جا تعارف میکردن :-)) همه از دوستان بینامی که این روزها دیده بودم. هرچند که این روزها از صبح میرفتم کار تا ۲ ظهر و بعد سینما تا ۸ و از ۸ تا ۱۱ شب دوباره کار ، اما از لذتش هیچ سالی نمیشه گذشت.


+ بهترین منتقدهای فیلمها، مردم ن. هر منتقدی، هر داوری و حتی هر خبرنگاری که درمورد یه فیلم خوب یا بد میگه، یا رای میده، یه نفع و ضرری داره. از سفارشات گرفته تا روابط، دوستی ها، کارهای آینده، سفره هایی که پهن خواهند شد و... 

هرچند که نظر مردم کاملا بدون نفع و ضرر برای خودشونه، اما خیلی از مردم هم نظرشون با بازیگر یا کارگردانیه که دوست دارن و بدون توجه به کیفیت اون کارشون، نظر میدن. منم بعضی از کارگردانها و بازیگرا رو دوست دارم، اما همیشه خود ِ فیلم برام مهمتر از هرچیزی بوده.  بارها به فیلمهای کارگردانا و بازیگرای دوستداشتنی، شدید انتقاد کردم و بارها از فیلم آدمهایی که ازشون متنفر بودم، کلی حال کردم.


+ سالهاست که دیگه داوری فجر مهم نیست. همه میدونن پشت پرده سیاست های کثیف هر ارگانی، توی سینما هم بوده و خواهد بود. از رشیدپور ابله گرفته، تا دبیر جشنواره و وزیر فرهنگ و...! در اصل، سیمرغ ها همونی بود که من دوپست قبل گفتم. تمااام :-) اگه یه درصد درمورد داوری شک داشتین، دیشب اگه برنامه هفت رو میدیدین، مطمئن میشدین یه مشت بدبخت ِ ترسو و بقول خودشون مصلحت طلب ، و با کدخدا منشی تصمیم داشتن بدون درنظر گرفتن ذات هنر، جوایز رو بین پیر و جوان و طیف های سیاسی و موافقین خودشون تقسیم کنن. طیف های سینمایی و سیاسی ِ مخالف در هرر دوره ای و همینطور فیلمسازان مستقل هیچوقت دیده نمیشن. مثلا بارها شده که یک فیلم در اسکار یا کن یا گلدن گلوب، ۱۰_۱۱ جایزه اصلی رو برده و هیچ اشکالی هم نداره! و دلیلی نداشته که حتما هر فیلم حتما دو سه جایزه برنده بشه فقط به دلیل اینکه جوونها روحیه بگیرن یا شائبه ای پیش بیاد. شائبه وقتی پیش میاد که لاتاری در هیچ رشته ای کاندید نمیشه و نه تنها فیلمش، که همه بازیگراش در هر فیلم دیگه ای هم تحریم میشن! شائبه اینه که آدمهایی بی عرضه و حسود و ضعیف هزار انگ به فیلم سطح بالای بوقت شام میزنن... و بعد تنگه ابوقریب با حداکثر ۵٪ آرای مردمی، بیشترین سیمرغ رو میبره!! و یا اینکه ضعف داورها در انتخاب یک گزینه و نهایتا اهدای دو سیمرغ در چند رشته اصلی برای اولین بار در جهان!


+ رشیدپور نهایتاً بتونه مسابقه محله رو اجرا بکنه! نمیدونم به چه حقی قبل از اعلام برنده، از بین ۵-۶ نامزد، خودش دو سه نفر رو حذف میکنه؟! شوخیهای لوس و آبکی تا جایی که گاهی به استهزا و تمسخر میرسید. آدمی که ۱۰٪ قدرت اجرا نداره، و اطلاعاتش از سینما در حد اینه که فقط میفهمه کدوم دوربین روشنه، میاد در برنامه زنده قصه فیلمها رو لو میده، بجای ده تا منتقد ورر میزنه و نصف برنامه از خودش تعریف میکنه! 


+ بنظر من فیلمسازی وابسته ، فیلمسازی سفارشی و سینمای با پشتوانه، هیچ اشکالی نداره. بشرطی که از اون منابع استفاده خوبی بشه برای ساخت یه فیلم خوب. خوب بساز، سفارشی بساز. چه مشکلی داره؟! بقول اصغر نعیمی، کسی که از پوشک خودش تا هزینه میلیاری فیلم و سریال هاشو با رانت و بلاعوض میگرفته و هیچ برگشتی هم نداره، نباید از فیلمسازی مستقل حرف بزنه. بعضیا که کلاً نشستن و همه فیلما رو سفارشی میدونن. حاتمی کیا سفارشی سازه، مهدویان سفارشی سازه. باشه آهنگر سفارشی سازه. چطور وقتی موج مرده ، گزارش یک جشن ، یا دعوت رو ساخت، سفارشی ساز نبود؟! ... من درمورد فیلم نظرمو گفتم. حاتمی کیا بدون شک با فاصله بهترین کارگردان سینمایی و تکنیکی سینمای ماست و اکثراً چند پله بالاتر از سطح ما فیلم ساخته. حرفشو میزنه. هرچند فیلم امسالش هم عالی بود، اما چند صحنه هندی و طولانی و بی منطق جزو فیلمش بود. حرفهای اعتراضی دیشبش هم جزو لاینفک ذات حاتمی کیاست به افرادی که بی منطق به هر چیزی گیر میدن. فقط بعضیا آرومتر، میگذرن، بعضیا باشدت تر برخورد میکنن. این حرف مسخره ست که گفتن «نمیدونم حاتمی‌کیا چرا همیشه معترضه؟! اون که همیشه فیلماشو ساخته، حمایت شده، و همیشه سیمرغ هاشو گرفته!» ... موفق بودن و مورد اعتماد قرار گرفتن از طرف تهیه کننده ها و مردم، دلیل میشه که به حماقتها اعتراض نکنیم؟! همه چی فقط سیمرغه؟! مثل اینکه به بچه ت پول بدی، و دستش رو باز بذاری ولی صب تا شب برینی بهش و زیر بار هزارتا حرف و منت و تهمت ببریش. بچه نباید اعتراض بکنه؟! تهیه کننده ها و سازمانهای سینمایی به چشم تجارت و صنعت میبینن و مسلما هر سازمان، پشتیبان فیلمی میشه که فکر میکنه موفقیت بیشتری داره. زورتون میرسه،، فیلم خوب بسازین. یاعلی. باشه، حاتمی کیا آدم بد،، اما مگه هومن سیدی و پیمان معادی، زور و رانت داشتن که فیلم های به این محشری ساختن امسال؟ ... آدم های بی عرضه، فقط حرف مفت میزنن.


+ این خط، این نشون. فروش سال بعد، نشون میده که جای فیلمهای مغزهای کوچک و بوقت شام و لاتاری و بمب کجاست،، و جای تنگه ابوقریب کجا.


+ در کل سعی کنیم خودمون فیلمها رو ببینیم و بی توجه به نظر چند تا داور ضعیف ِ تحت تاثیر، از سینما لذت ببریم و بنظر من فیلمهایی که ارزش دیدن روی پرده رو دارن :

لاتاری ، مغزهای کوچک زنگ زده ، به وقت شام ، بمب ، سرو زیر آب ، دارکوب ، مصادره ، شعله ور ، اتاق تاریک 

- عرق سرد رو ندیدم، اما از ساختش تعریف زیادی شنیدم.

- و فیلم تنگه ابوقریب برای من ارزشی نداشت اما لازمه روی پرده دیده بشه.


+ جوگیر و احمق و رشیدپور نباشیم


  • دکتر میم

ایشالا فردا سر فرصت، کمی درمورد این ده یازده روز سینمایی و بعضی اتفاقات، مملکت، مردم و رفتارها مینویسم. ایشالا مهم و پرمحتوا


ببخشید ، اما آخرین قسمت رو کوتاهتر و بی اسپویل مینویسم:


+ «ماهورا» از حمید زرگرنژاد:

فیلم در ژانر جنگ و نسبتاً خوب ساخته شده بود. بازی درخشان ساعد سهیلی همچنان در این فیلم هم ادامه داشت. ماجرا براساس یه داستان واقعی و مستند در دوران جنگ و بین قوم و عشیره های اهوازی اتفاق افتاده بود و بسیار تلخ بود. فیلمبرداری جذابی داشت و باقی المان ها متوسط و قابل قبول بود. از قصه (با همه تلخیش و واقعیتش) خوشم اومد و در جمع، نمره ۳ دادم.


+  «مصادره» از مهران احمدی:

کمدی احتملاً پرفروشی خواهد شد. قسمت زیادی از فیلم رو میخندیدم :-)) بازیها عالی بود ، مخصوصا رضا عطاران و هومن سیدی. قصه هم جالب و خوب بود. شوخی های جنسی یک یا دومورد و خیلی پررنگ نبود! نه اونطوری که رسانه ای شد. موزیک متن فیلم خیلی خوب بود. ماجرا درمورد یه کارمند دولتی شاهنشاهی بود که گیج و هیچکاره بود و زمان انقلاب، تحت فشار از ایران فرار میکنه و سالها بعد، پسرش میاد ایران که پیگیری بکنه که زمیناشون مصادره شده یا نه. من نمره ۳ دادم. هرچند نمره ش نزدیک به ۳.۶ بود :-)


+ «دارکوب» از بهروز شعیبی:

بهروز شعیبی آدم دوستداشتنی ایه. مثل فیلماش. مرتب، خوش ساخت، تمیز، تاثیرگذار، دغدغه مند، و دیدنش کاملاً لذتبخش. از سالن که بیرون اومدم، بدون شک نظرم برای بهترین بازیگر زن، روی سارا بهرامی بود. فیلم درمورد اعتیاده. و شما رو کاملاً درگیر زندگی یک معتاد خواهد کرد و فوق العاده تاثیرگذار و خوب. من نمره ۴ دادم.


+ «کامیون» از کامبوزیا پرتوی:

کامبوزیا پرتوی فیلمنامه نویس خوبیه. اما کارگردان متوسطیه. قصه فیلم خیلی ساده و جالب بود. و جزئیات زیادی داشت که قابل توجه بود. درمورد یه زن ایزدی که بعد از حمله داعش فرار میکنه و خودشو به مرز میرسونه و با کامیون سعید آقاخانی میاد سمت تهران دنبال شوهرش. کل فیلم ماجرای این سفر و اتفاقات بعد از رسیدن به تهران و گشتن دنبال شوهره ست. با اینکه ۹۰ ٪ از فیلم به زبون کردی بود و با زیرنویس فارسی، اما من اذیت نشدم. شاید چون زیاد فیلم زیرنویس میبینم. اما ساخت فیلم و بازیها و سایر عوامل، بجز بازی درخشان سعید آقاخانی، بقیه متوسط بود. من راضی بودم. با اینکه نمره ش بین ۳ و ۴ بود، نمره ۳ رو دادم.


والسلام


  • دکتر میم

بخاطر اینکه امروز یا فردا، اسامی نامزد های سیمرغ ها اعلام میشه، مجله سینمایی Cahiers du cinéma (کایه دو سینما) فرانسه، طی چند تماسی که باهام داشتن، ازم خواست که لیست نامزدها و برنده هرگروه رو ازنظر خودم براشون بنویسم... و من بعد از اینکه از خواب پریدم، تصمیم گرفتم بنویسم، که اگه دوباره خواب دیدم، لیست رو بهشون تحویل بدم.

((دوستان، من متاسفانه فیلم ظاهراً خوب «عرق سرد» رو ندیدم و احتمالاً نخواهم دید، و فیلمهای مهم «دارکوب» ، «کامیون» و «مصادره» رو در روز آخر (۲۲بهمن) خواهم دید و فقط آوازه بازی خیلی خوب رضا عطاران ، سارا بهرامی و سعید آقاخانی رو در این سه فیلم، شنیدم. پس بقیه موارد داوری این چهار فیلم رو به عهده هیئت داوران محترم میذارم D: ))


پ.ن : ✓ نظر من در مورد برنده سیمرغ


+ بهترین فیلم:

مغزهای کوچک زنگ زده ✓✓✓

به وقت شام

بمب

سرو زیر آب


+ بهترین کارگردانی:

ابراهیم حاتمی کیا ، برای فیلم به وقت شام ✓✓✓

هومن سیدی، برای مغزهای کوچک زنگ زده

محمد علی باشه آهنگر ، برای سرو زیر آب

محمدحسین مهدویان ، برای لاتاری


+ بهترین فیلمنامه:

مغزهای کوچک زنگ زده

به وقت شام

بمب ✓✓

سرو زیر آب ✓✓

لاتاری

اتاق تاریک


+ بهترین بازیگر نقش اول زن:

سارا بهرامی، برای فیلم دارکوب ✓✓✓

شبنم مقدمی ، برای خجالت نکش

مینا ساداتی  ، برای سرو زیر آب


+ بهترین بازیگر نقش اول مرد:

امین حیایی، برای شعله ور

ساعد سهیلی، برای اتاق تاریک و لاتاری و ماهورا ✓✓✓

نوید محمد زاده ، برای مغزهای کوچک زنگ زده

رضا عطاران ، برای مصادره

سعید آقاخانی، برای کامیون


+ بهترین فیلم‌برداری:

سرو زیر آب 

مغزهای کوچک زنگ زده ✓✓

به وقت شام 

شعله ور

بمب ✓✓


+ بهترین تدوین:

به وقت شام

مغزهای کوچک زنگ زده ✓✓✓

بمب

اتاق تاریک

تنگه ابوقریب


+ بهترین موسیقی متن:

سرو زیر آب ✓✓

مغزهای کوچک زنگ زده ✓✓

بمب

به وقت شام

شعله ور


+ بهترین چهره‌پردازی:

مغزهای کوچک زنگ زده ✓✓

دارکوب

به وقت شام ✓✓

تنگه ابوقریب

لاتاری


+ بهترین بازیگر نقش مکمل زن:

مهتاب نصیرپور ، برای سرو زیر آب

لادن ژاوه وند ، برای مغزهای کوچک زنگ زده

سحر دولتشاهی، برای چهارراه استانبول ✓✓



+ بهترین بازیگر نقش مکمل مرد:

فرهاد اصلانی ، برای مغزهای کوچک زنگ زده

نوید پور فرج ، برای مغزهای کوچک زنگ زده ✓✓

هادی حجازی فر ، برای لاتاری✓✓

مهدی پاکدل ، برای چهارراه استانبول



+ بهترین صدا(گذاری/برداری) :

سرو زیر آب ✓✓

به وقت شام

تنگه ابوقریب

شعله ور


+ بهترین طراحی صحنه و لباس:

به وقت شام

مغزهای کوچک زنگ زده

شعله ور

بمب ✓✓✓

اتاق تاریک


+ بهترین جلوه‌های ویژه (میدانی/بصری) :

به وقت شام (میدانی و بصری) ✓✓

چهارراه استانبول (میدانی و بصری) 

تنگه ابوقریب (میدانی) ✓✓

اتاق تاریک (بصری) 

بمب (میدانی) 


+ سیمرغ زرین بهترین فیلم با نگاه ملی:

هااا؟؟!!! الووو


+ سیمرغ بلورین بهترین فیلم از نگاه تماشاگران:

مغزهای کوچک زنگ زده


+++ فیلم «هایلایت» و «امیر» رو امروز دیدم. حتی حوصله ندارم درموردشون حرف بزنم :-/ به «امیر» نمره ۱ دادم و به «هایلایت» نمره ۲


  • دکتر میم

+ «چهارراه استانبول» از مصطفی کیایی : 

حتماً میدونید که فیلم درمورد آتشسوزی ساختمان پلاسکوئه. فیلم گیشه ای خوب و موفقی میشه. تصور کنید عیناً فیلم «خط ویژه» یا «بارکد» دقیقاً با همون بازیگرا و همون تیپ ها و شخصیت ها، فقط کاراشون توی این فیلم در ارتباط با ساختمان پلاسکو ئه. جلوه های ویژه و تدوین فیلم نقطه قوتشه. از این نظر که خب الان ساختمان پلاسکوئی وجود نداره! اما در این فیلم بخوبی نماهای ساختمان پلاسکو جا داده شده. قصه فیلم مثل فیلم های قبلی مصطفی کیایی و بازی و شخصیت محسن کیایی هم دقیقا همون نقش های «خط ویژه» ، «بارکد» ، «جشن دلتنگی» و.... بنظرم محسن کیایی، نوعی نوید محمد زاده ست، اما در ژانر کمدی. من نمره ۳ دادم به فیلم ، هرچند نهایتا تا ۳.۵ جا داشت.


+ ‌«تنگه ابوقریب» از بهرام توکلی : 

برای منی که بشدت فیلمهای ژانر جنگ رو دیدم و میبینم و خیلی هم روشون حساسم، فیلم خیلی خیلی بدی بود. به دودلیل درموردش طولانی مینویسم. اول اینکه ژانر جنگ بود. دوم اینکه از بهرام توکلی انتظار نداشتم و به امید یه فیلم با نمره خوب ۴ رفته بودم. اما... راستش میخواستم وسطای فیلم برم بیرون... :-/ و کل نیمه دوم رو فقط گذروندم که تموم بشه و برم. الان که دارم اینو مینویسم، دوتا منتقد مسخره که هرشب میان «برنامه مزخرف هفت» دارن ور میزنن و خانومه که هر شب میگفت «من به ژانر جنگ علاقه و مطالعه ندارم» ، حالا داره مباحثی رو مطرح میکنه در حمایت از فیلم، که هیچ ربطی نداره به سینمای جنگ! 

فیلم درمورد ماجرای حمله عراق به خوزستان در روزهای آخر جنگ و درگیری در منطقه ابوقریب هستش. همین. هیچ اسپویلی وجود نداره! فیلم همینه! بدون هییچ قصه مشخصی!! و بدون هیچ شخصیت پردازی ای! یه مشت آدم نچسب و بی هویت که مثل عروسک بودن وسط یه جنگ پر سر و صدا و بمب و خمپاره و شلووووغ و زخمی و تیر و...!! همین! 

امیر جدیدی خیلی بد و نچسب بود و کاملاً اضافه! و همینطور بازیگران دیگه. تنها کمی جواد عزتی به دل مینشینه. 

اما بعضیا فکر میکنن سینمای جنگ، یعنی همین که وسط میدون و تیر و خمپاره و...! بدون هیچ حرفی! هیچ درسی! هیچ روایت اصلی و فرعی ای!

خب این بمب و انفجارهای نمایشی رو که ما هزاربار دیدیم. مثلا منتظر تیکه های بی مزه امیر جدیدی یا نشون دادن قدرت صنعت بالیوود بودیم؟! (جلوه های ویژه و انفجارهای متعدد و شلوغ این فیلم، کار دوستان عزیز بالیوود بود که اتفاقا خیلی هم خوب بود) 

بخاطر همین هیجان و تنش شدید بود که خیلیا که زیاد فیلم جنگ ندیدن، خوششون اومده بود. بنظرم فیلمی که صرفاً درمورد جنگ و صحنه های جنگی باشه، اوونقدررر تعدادشون زیاده که برای اینکه بشه حالا یه فیلم خوب از بینشون در بیاد، خیلی باید قوی باشه! خییلیی!

فقط من نفهمیدم که آخه آقای توکلی، شما که مشخصاً نه از نظر اخلاقی، نه حال و هوا، به سینمای جنگ نمیخوری، چیو دیدی که حس کردی میتونی؟! چیزایی که توی سالن به نظرم رسید، «نجات سرباز رایان» ، «هکسا ریج» ، «نورماندی» ، یا... «پرچم های پدران ما» بود.

بدون قصه، بدون بازیگر، بدون شخصیت های پرداخت شده. فقط نمایش بزرگ جلوه های ویژه انفجاری. و کلاً بد ، خیلی بد و بی ارزش. همین. من قاطعانه نمره ۱ دادم.

(این کاملاً نظر شخصیمه. نظرها درمورد این فیلم خیلی متفاوت بود. خودم معتقدم اگه ژانر جنگ دوست دارید، شاید لازم باشه ببینید. بالاخره اینهمه انفجار و آتیش و تیر، ارزش یه بار دیده شدن رو شاید داشته باشه)


+ مستند «زنانی با گوشواره های باروتی» از رضا فرهمند

مستندهای هیجان انگیز و جذاب، واقعا آدم رو تحت تاثیر قرار میدن. چون میدونی واقعی ان. تمرین و تکراری در کار نیست، دکوپاژ و طراحی صحنه ای نیست. مخصوصا مستندی در مورد زنان و بچه های بازمانده از داعشی ها که بعضیاشون هنوز دلشون با داعشه و بعضی ها متنفر از رویکرد داعش و شوهرانی که نیستند یا کشته شدن!

من خیلی خوشم اومد. مستند درمورد زن خبرنگار عربیه که برای بررسی اوضاع خطوط مقدم نیروهای عراقی میره وسط جنگ. بعضی صحنه ها بخاطر واقعی بودن و خطرش واقعا نفسگیره و بعضی قسمت ها بسیار ناراحت کننده. به این مستند عالی نمره ۴ دادم.


+ «لاتاری» از محمدحسین مهدویان :

مشکل اینجاست که فیلم قبلی مهدویان اونقدر خوب بود که همه فیلمای بعدیشو با اون مقایسه میکنن. و از نظر منم فیلم اصلا به قدرت و خوبی قبل نیست. گناه مهدویان هم نیست. فیلم واقعا فیلم خوبیه اما در همین جشنواره هم میتونه در رده بندی، جای سوم یا چهارم رو بگیره. فیلم درمورد باندهای قاچاق دختر به کشورهای حوزه خلیج فارسه. فیلمبرداری اصلا به دل ننشست اما طبق انتظار بازی ها عالی بود. حتی جواد عزتی که یه نقش کوتاه داره. ساعد سهیلی، هادی حجازی فر، حمید فرخ نژاد و... همه خوب. خود مهدویان هم اومد سر نمایش فیلم. قصه خوب و کمی کشدار بود ، البته بنظرم شخصیت پردازی ها عالی بود و هیچ چیزی بی منطق پیش نرفت. احساسات هر بازیگر و کارایی که انجام میده کاملا قابل درک بود. در کل فیلم با ارزشی بود که فکر میکنم برای بهترین فیلم، کارگردانی، فیلمنامه و بازیگری ها کاندید خواهد شد. اما جایزه؟! نمیدونم 

من نمره ۴ دادم.


((شرح ماجرای فیلمها در ادامه ،، خطر اسپویل))

  • دکتر میم

+ «کار کثیف» از خسرو معصومی :

در حقیقت کار خییلیی معمولی و رو به ضعیفی بود اما در اون حدی که ازش بد شنیده بودم نبود. فیلم اجتماعی درمورد مسائل مربوط به کار و مهاجرت بود. گفتم که همه چیز متوسط رو به پایین. و خیلی هم سعی داشت آخر فیلم یه حرکت خوف بکنه و به همه روودست بزنه که کلی باعث خنده و مسخرگی شد :-)) بدون توجه به بازی مزخرف پدرام شریفی، قصد داشتم بهش نمره ۳ بدم، اما اونقدر آخر فیلم رو کشششش داد و صحنه های تکراری رو که خیلی راحت میتونست با جامپ کات حذفش کرد، دوباره نشون داد، و فیلم شد ۲ ساعت و ۱۵ دقیقه!!! اعصابم خرد شد و گفتم اگه به تایم چایی خوردنم بین دوتا فیلم نرسم، بهش ۲ میدم. رفتیم ... دیر شد، به استراحت ده دقیقه ایم نرسیدم، و اینکه چاییم هم نصفه موند :-/ لذا بهش ۲ دادم و با بلیط یکی از دوستان هم بجاش یه نمره ۱ دادم :-)) مطمئناً در هیچ رشته ای نامزد نخواهد شد.


+ «اتاق تاریک» از روح ا... حجازی :

وارد سالن که شدیم، ساعد سهیلی رو دیدم که رفت ردیف آخر! نمیدونستم این اکران با حضور عوامله :-) بهتر اینکه بعد از سالهای دور حوزه هنری، دوباره امیر پوریا رو دیدم :-) فیلم، عالی و لذت بخش بود. بعد از فیلم «مرگ ماهی» که یه کم از دست روح ا... حجازی حرصم گرفت، این روحمو شاد کرد. فیلم اصلا شاد نبودا! یک فیلم روانشناسانه در زمینهٔ رفتارهای کودک و رفتار با کودک، با بازی فوق العاده بازیگر کودک، علیرضا میرسالاری. ساعد سهیلی و ساره بیات نقش یک زن و شوهر خنگ و گااااووو رو داشتن که خوب هم بودن. بازیها به نسبت خوب بود. قصه با اینکه بنظرم تحت تاثیر فیلم فوق العاده دانمارکی «The Hunt» نوشته شده بود اما با تفاوت نوع نقش بچه، کامل خودشو جدا کرده و ایرانیزه کرده بود و این خوب و ملموس بود و پایان بندی فیلم که من هنوز به مزایا و معایبش دارم فکر میکنم. دیدنش برای پدر مادرهایی که بچه کوچیک دارن و یا درآینده قصد بچه کوچیک داشتن رو دارن، توصیه میشه.

به فیلم نمره ۴ دادم. و امیدوارم این کودک، از نامزدهای سیمرغ باشد. و دم حجازی گرم که همچین دردسر سختی رو با این بچه، خوب درآورده بود. بیرون سالن رفتم و به روح ا... حجازی گفتم «این از مرگ ماهی خییلیی بهتر بود» ... یه خنده ای کرد و گفت «یعنی مرگ ماهی اینقدر بد بود؟» 


+ «بمب ، یک عاشقانه» از پیمان معادی :

راستش خوب بود. در کل خیلی خوب بود. لیلا حاتمی مثل همیشه و همون شکل و نقش، پیمان معادی و بقیه هم خوب. استاد کلاری هم مدیر فیلمبرداری و هم نقش کوتاهی بازی کرده و خوب هم بازی کرده. بنظر من فیلمبرداری کاندید میشه، اما سیمرغ نمیگیره. قصه خوب بود و با زمینه عاشقانه در دو سطح سنی و در زمان اواخر جنگ میگذره. اما حس کردم عشق زیاد پیمان معادی به المان های نوستالژیک دهه شصت، خیلی فیلم رو تحت تاثیر قرار داده و بعضی جاها زیاد به فیلم نچسبیده بود. اما در کل بسیار راضی کننده، به فیلم نمره ۴ دادم. و حدس میزنم در رشته های اصلی به جز بازیگری نامزد خواهد شد.


+ «شعله ور» از حمید نعمت ا... :

امین حیایی لعنتی اونقدر خوب بود توی نقشش و حرص منو درآورد که دوست داشتم دستامو بذارم دور صورتش و انگشت شستمو فرو بکنم توی چشماش. :-)) فیلم، اخلاقیه ، در مورد حسادت! مرد حسود و لااوبالی که حس میکنه توی زندگیش هیچی نشده و نمیذاره کسایی که اطرافش به موفقیتی رسیدن، آروم باشن و خودش رو توی منجلاب فرو میبره. فیلم جدید نعمت ا... به همون اندازه که حرص خیلیا رو سر فیلم «رگ خواب» از دست حماقت های لیلا حاتمی و کثافت بودن کوروش تهامی، درآورد،، در اینجا هم حرص آدمو از کارای حسودانه امین حیایی درآورد. 

چند تا المان فانتزی در فیلم خوب بود و موسیقی هم خوب بود. بنظرم نمره فیلم، ۳.۵ بود ، اما با درنظر گرفتن تمام جوانب، نمره ۴ دادم. امین حیایی قطعا نامزد بازیگری نقش اول مرد خواهد شد. نهایتا همین.


((ماجرای فیلم ،، از اینجا به بعد، خطر اسپویل ))

  • دکتر میم