روزنوشت های دکتر

به هیچ آیینه ای باج نمیدهم، که دست به تصویرم ببرد. من این چروک ها را... مفت بدست نیاورده ام

روزنوشت های دکتر

به هیچ آیینه ای باج نمیدهم، که دست به تصویرم ببرد. من این چروک ها را... مفت بدست نیاورده ام

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

۴۷ مطلب با موضوع «فیلم» ثبت شده است

+ سر قضیه زانو و فدراسیون پزشکی ورزشی مجبور شدم لینک بزنم به آدمها. به تنها جایی که وارد نشده بودم، دنیای پشت پرده کثیف ورزش بود، که الحمدلله دیشب وارد شدم. و بسیار کاسبکارانه :-))


+ محله مون کاملا سیاه پوشه :-( پر از حجله و پارچه های سیاه و بنرهای دولتی تسلیت به قهرمان ... اما همچنان برای من فقدان «ممد آقا» ی مغازه دار مودب و آرومیه که با هم فوتبال میرفتیم :-(

ممنون از همدردی هاتون.


+ بوی پاییز میاد... به همین سادگی و دلنشینی


+ لندن رو که زدن، خیلی نگران و غمگین بود. دو روزه رفت اونجا و برگشت. گفتم چرا؟ گفت شهری که اینهمه باهاش و آدمهاش خاطره داری،، انگار خودتم درگیر قضیه ای. چند شب پیش هم بارسلون... انگار خودتم درگیر قضیه ای...


+ دوسالی که دارم تاریخ معاصر و فرقه های دینی میخونم، خیلی اکیپ و گروه و فرقه دیدم،، تا چند روز پیش گروهی بنام «عشاق القائم» مستقر در عراق پیدا کردم. بشارت میدن که امام سیزدهم (!!!)  «احمد الحسن الیمانی» فرزند امام زمان (عج) در یمن ظهور کرده و داره زمینه رو برای ظهور امام دوازدهم فراهم میکنه!! خیلی مُصِر و پرمطالعه و هوشمندانه استدلال میکنن و کلی هم طرفدار پیدا کردن! ... والا ۲۰۰ سال پیش، فرقه «بابیه» اومد، بدون تلگرام و اینستا اینقدر فراگیر شد، اگه الان بود چی؟!

((درمورد این موضوع مفصل تر بنویسم؟؟!))


+ قبلا گفته بودم که فیلم «بیست و یک روز بعد» که الان درحال نمایشه رو ببینید؟! الان باز تاکید میکنم، حتماً ببینید.


  • دکتر میم

ما عینکی ها ۱

۰۷
مرداد

رفتیم سینما، «ساعت پنج عصر» از مهران مدیری. 

بگذریم از فیلم مزخرفی که هیچی نداشت، نه قصه، نه بازی، نه دکور، نه خلاقیت و نه هیچ چیز دیگه. بگذریم از اینکه سکانسهای فیلم، در حد «نقطه چین» و «پاورچین» پانزده سال پیش هم نبود. بگذریم از اینکه از معدود فیلمهایی بود که میخواستم بعد از ۲۰ دقیقه از سالن برم بیرون به بهونه آب معدنی و چون نصف شب بود، همه جا بسته بود، حتی بوفه و فودکورت پردیس چارسو. بگذریم از مهران مدیری که فیلمش رو با باهوشی به جشنواره فجر نرسوند، چون میدونست نمایش در جشنواره بشدت باعث طرد شدنش و عدم فروش فیلمش در زمان اکران عمومی خواهد شد. و الان با حضور شبانه روزی خودش و عوامل در سالن های سینما، اکثر مردم رو فقط بابت دیدن موجود دوست داشتنی ای بنام مهران مدیری به سالن ها میکشونه! اما تا چند هفته؟!

من در هر صورت، هر چی هم از این فیلم، تعریف خوب و بد میشنیدم، برای دیدن فیلم میرفتم. برای دیدن اولین تجربه سینمایی مدیری.

و الان که ساعتها از دیدن فیلم میگذره بیشتر اعصابم خرده، نه از تماشای یه فیلم بی ارزش و بی قصه و مسخره!

از اینکه چرا از اینهمه آدمی که فیلمو دیده بودن، میپرسیدم فیلم چطور بود، با قیافه ای مشکوک و کج و معوج میگفتن، خوب بوداااا، یعنی بد نبودا، فیلمبرداریش خوب بود، بازی ها خوب بود، اما ایییی، ....

انگار اکثریت میخوان میانه ای رو داشته باشن که مورد هجمه قرار نگیرن که چرا گفتی بد بود؟!!! چرااااااا؟!

و بعد از اینکه دیشب این استوری رو گذاشتم، یهو موج موافقت ها با من بود که: آرررره ، خیلی فیلم مزخرفی بود! بد بود، چرا رفتی؟!!!!

نتیجه اینکه: مهران مدیری برای دوران پیری خود و قطع رابطه با سریال سازی در تلویزیون، ظاهرا بدنبال یه حرکت آلبالویی برای بستن بار خودش و خداحافظی با سینما بود. و طبق ضرب المثل آنکس که نداند و بداند که نداند... مدیری لنگان خرک خویش به منزل خواهد رساند.

ولی ما چرا اینقدر به همه چی از پشت عینک ها نگاه میکنیم؟!


  • دکتر میم

لنج

۱۲
خرداد

+ معمولا چند تا کتاب رو همزمان باهم میخونم و جلو میبرم. همه کتابها مربوط به یه موضوعی میشه که توی اون بازه از زندگی دارم روش قفل میکنم و معمولا خیلی کند پیش میره. چون با هر ابهامی، دنبال جواب نوشتاری یا آدمی که جواب بده میگردم. اما همیشه، در کنارش، یه دونه رمان هم میخونم و پیش میبرم. این قسمت از مطالعه، مثل لذت تماشای کتابای عکسدار، توی بچگیه :-) چند وقتی میشه که کتاب «زوربای یونانی» رو با ترجمه «محمد قاضی» گیر آوردم. اونقدر فضای داستانشو دوست دارم که دلم نمیاد، تموم بشه. از روش فیلم خوبی هم ساخته شده، که اونم بعدش میبینم.


+ میدونستین این فیلم «مادر قلب اتمی» که داره اینقدر تبلیغ الکی میکنه که مردم حس کنن خیلی فیلم خوبیه، در واقع در ادامه همون فیلم افتضاح «مهمونی کامی» ه؟!!!!! همون کارگردان اومده اینو ساخته، و فیلم با پایان «مهمونی کامی» شروع میشه! گفتم یهو گول نخورین و پول سینما الکی ندین! پستای قبل که فیلمای جدید روی پرده رو گفتم. این هفته و هفته بعد هم از فیلمایی که جدید اکران میشه ، 

«زیر سقف دودی» رو توی پستای جشنواره نوشته بودم! افتضاح، مزخرف، پیس اِ شت.

«رگ خواب» ، فوق العاده، عاشقانه، عالی. 

«ساعت پنج عصر» ، اولین فیلم سینمایی که مهران مدیری ساخته، عید فطر اکران میشه، باید بشینیم ببینیم چطوره!


+ این سریال «نفس» که بعد از افطار میده.... استغفرا... 

پسره سال ۱۳۵۴ یه ادکلن کوکوشنل مدل ۲۰۱۲ به دختره کادو داد! کارگردان هم اصرار داشت بگه اینا از خانواده های لاکچری قبل از انقلاب بودن و به هم ادکلن اورجینال کادو میدادن. درسته که برند کوکوشنل بیشتر از صد ساله که فعاله، اما اون لوگوی روی جعبه ادکلن، که به اصرار کارگردان، هی زوم میکرد روش، فقط ۱۵ ساله که طراحی و ثبت شده! 

الان که با خود کوکو صحبت میکردم، میگفت: «سه دیقِکتو ایتقه اٙنسانسی» :-))


+ جشنواره فیلم کن ۲۰۱۷ هم تموم شد. احتمالاً بعد از ماه رمضون یه پست درمورد جشنواره کن بنویسم. پرحاشیه و پشت پرده ای! اصلا بخاطر همین پشت پرده هاست که الان نمینویسم! زشته :-))  تازه امسال چون خودم نرفتم جشنواره کن، (نه که هرسال اونجام...) یه خبرنگار اختصاصی اونجا داشتم. 


+ معلومه خوبم؟! ⁦:-D⁩ اوهوم،،، بالاخره ازش خبردار شدم،، فکر و دلم آروم شد یه کم،، زنگ زد،، نگرانی هامونو پشت همه مزخرف گفتنها و بلند بلند خندیدنامون قایم کردیم... سرما خورده بود... آخرم بهش نگفتم روزی هزار تومن براش صدقه میدم ... تا وقتی ببینمش، ده برابرشو ازش شیرینی میگیرم ⁦:-D⁩


+ پسر داییم از اتریش این عکسو فرستاد! کلی صفا کردیم. عکس برای سال ۱۳۷۳ یعنی ۲۳ سال پیش، سیزده بدر، تیم فوتبال :-) 
اونایی که توی اون عکس قبلی پیدام کرده بودن، اینجا هم میتونن بفهمن کدومم! ⁦:-D⁩
ههععیییی،،،، ما از همین زمینای خاکی شروع کردیم 

  • دکتر میم

+ ماه رمضون شد. چه شب غریبیه ⁦:-|⁩ ینی واقعا از فردا باید روزه بگیریم؟! ... اما جدای از شوخی، مبارک باشه. ماه رمضون با همه سختیاش، اوقات و حس خوبیه. فقط اگه خدا چند تا پِلن واسه روزه گرفتن میذاشت، بهتر بود! مثلا من حاضرم پنج روز به پنج روز غذا بخورم، اما فقط وسط روزها بتونم دوتا لیوان آب بخورم! یا فقط یه لیوان.... الان که فکر میکنم میبینم به یه نصف لیوان هم راضی ام!

  - پست پارسالم درمورد خُرفه رو باز بخونید. پارسال جداً به من کمک کرد. و اینکه سعی میکنم کتاب خوب معرفی کنم، توی اوقات استراحت، هم بدرد میخوره، هم باعث میشه گذر زمانو کمتر بفهمین.


+ ماشینو ازم گرفته، بعد از مدتهااااا برداشته برده کارواش! زنگ زده میگه: ماشینو اگه ببینی، نمیشناسی! 

میگم تمیز بود که! دو سه بار توی اردیبهشت بارون شدید اومد، قشنگ تمیز شد ⁦:-D⁩

میگه آخه ع..ی ، هنوز خاک سفرهای عیدت روش بود! تازه میدونستی چراغ راهنماهای کوچیک ِ بغل، رنگش آبیه؟! :-))


+ هفته پیش رفتیم «برادرم خسرو» رو دیدیم. امشب هم «ویلایی ها»

«برادرم خسرو» عااالی بود، پیشنهاد من اینه که حتما با حال خوب ببینیدش که زیاد خراب نشین. فیلم درمورد زندگی و اطرافیان بیماران روانی و خصوصاً مانیک ه. و اینکه خیلی آدمهایی هستیم در جامعه که از اونا بدتریم، فقط پشت القاب و عناوین (مثل دکتر میم) پنهان شدیم ⁦:-D⁩

«ویلایی ها» ساخته منیر قیدی، اگه از گاف های فیلمنامه ایه کوچیکش بگذریم، حقیقتاً فیلم خوب و تحسین برانگیزی بود. زمان فیلم، دفاع مقدس، و موضوع فیلم، زنانی بودند که در خلال جنگ و در نزدیکی مناطق جنگی به همراه بچه هاشون و به اختیار خودشون اسکان داشتن و چون مردان زندگیشون در خط مقدم بودن، اونا هم در نزدیکیشون فعالیت های پشتیبانی جنگ رو انجام میدادن.

برای منیر قیدی هم با توجه به اینکه به خانم های کارگردان، بسختی امکانات فیلمسازی (اونم تجهیزات سنگین دفاع مقدس) داده میشه و کم بهشون اعتماد میشه، باید یه کف مرتب زد.

این دوتا فیلم، درد «نهنگ عنبر ۲» رو شست ⁦:-)⁩ اما ظاهراً خیلی از اونایی فیلمو دیدن، خوششون اومده. فک کنم من با انتظار زیادی رفته بودم به تماشاش!


+ ماه رمضون، بدون توجه به عقبه معنویتون و این احساسای مسخره که «خدا منو دوست نداره» برای همه خیلی دعا کنید. خودمون ، مریضا، زندانیا، مردم ضعیف، اوضاع کشور و...


  • دکتر میم

+ چند روز پیش، اطراف مرز استان گلستان و خراسان شمالی، جای فوق العاده ای بودیم. ترکمن صحرا، کلاله، منطقه گچی سو. مسیر چندان راحتی نبود! یه جایی با پای پیاده، از بی آبی داشتیم تلف میشدیم، البته همسر هم نزدیک بود منو بکشه :-)) ولی خب خداروشکر آب خنک پیدا کردم، هردوش حل شد و هم⁦ عکس های خوبی شد. یه همچین جایی! و اینجا. توی اینستا عکس و توضیحات کاملتر گذاشتم.


+ رفتیم «نهنگ عنبر ۲» . من سامان مقدم رو دوست دارم. با دید خیلی خوبی نسبت به فیلم رفتم داخل سالن! اینکه الان میخوام یه کمدی خووب ببینم! ... راستش، افتضاح بود! خییلیی گند بود. :-( چه از نظر کمدی، چه فیلمسازی! بعد از یه ربع اول فیلم، یخ زدم. سکانس های مسخره و کشدار، بی قصه، بی ایده، وقت تلف کن، حتی بیشتر از چند صحنه تک و تیک هیچی برای خندیدن هم نداشت! لعنتی خیلی بد بود ⁦:-|⁩ باید خیلی سریع، «برادرم خسرو» و «ویلایی ها» رو بریم ببینیم که این گند رو بشوره و ببره. اٙه، سامان، از تو انتظار نداشتم.


+ از سالن سینما بیرون اومدیم، توی راهروی آسانسورها شلوغ بود، وسط جمعیت، یهو....

از این صحنه ها دیدین که دونفر بعد از ۱۰-۱۱ سال همدیگه رو خیلی اتفاقی میبینن و از قضا خیلی هم باهم خوب بودن. و یهو نگاهشون گره میخوره و یه مکث و ... بعد لبخند و بسمت هم نزدیک میشن و همدیگه رو خیلی گرم بغل میکنن :-) .... همین دیگه. همچین صحنه ای دیروز برای من توی طبقه پنجم پردیس چارسو شد. عالی بود ⁦:-)⁩⁦


+ نه، دقیقاً درمورد انتخابات نه... اما یه مطلب درمورد هوش اجتماعی از چند زاویه تاریخی و جامعه شناسانه مینویسم، ایشالا قبل از انتخابات تمومش میکنم و پست میکنم. برای اینکه بعضی از ارجاع ها رو اشتباه ننویسم، باید پیداشون کنم دوباره، یه کم دیر شد. 


+ چون قول دادم، پنج تا عکسی که پارسال برای مسابقات جهانی مگنوم فوتو فرستادم، و احتمالا اکثرشو دیدین، اینا بود.

عکس یک ،، عکس دو ،، عکس سه ،، عکس چهار ،، عکس پنج

خلاصهٔ نقدی که بعد از داوری برام ارسال شد، در ادامه مطلب آوردم، اگه دوست داشتین، بخونین.

  • دکتر میم

سال ۸۶ ،، آبان بود ... یا آذر ، نمیدونم... شاید فقط همین میتونست گولم بزنه و سر عروسی نزدیکترین دخترخاله م به این فکر کنم که حالا اشکالی نداره یه کم دیر برسم عروسی! ⁦:-)⁩

تماشای دوگانهٔ جنگی کلینت ایستوود، توی سالن کوچیک حوزه هنری و با صدای دالبی. «پرچمهای پدران ما» و «نامه هایی از ایوجیما»

از اونجایی که مجموعاً تماشای این دوفیلم پشت سرهم، ۶ ساعت طول کشید، وقتی رسیدم تالار عروسی، شام هم تموم شده بود و... هیچی دیگه ⁦:-)⁩

شاید من بخاطر تاثیر جنگ توی زندگیم همیشه دنبالش بودم! یا اینکه تحت تاثیر آدمهایی بودم که متاثر شدید از جنگ بودن... و شاید بخاطر حس کردن جنگ با تمام وجود توی افغانستان زمان طالبان یا...

درک وضعیت زمان جنگ خیلی پیچیده ست! بخاطر همین شاید برای خیلیا که دقیقا اون شرایط و لحظات وحشتناک رو درک نمیکنن، کلمه «صلح» و «تلاش برای صلح» چیزی فراتر از یک ژست روشنفکرانه نباشه، که مثلا بهتره که جنگ نباشه و صلح باشه! حالا توی یمن جنگه، توی عراق جنگه، توی سومالی جنگ و قحطی شدیده.... اینا در حد یه پست اینستا و نهایتاً یه دلمشغولی گهگاه کفایت میکنه! کاری نمیشه کرد... همینه دیگه! آره؟ 

اینا باشه برای یه پست دیگه.

و اما فیلم...

فیلمای جنگ برای من چند دسته ان. و مسلماً چون خیلی روی ادبیات زمان جنگ، تاریخ جنگها و دلایل و تاثیراتش و همینطور فیلمهای ژانر جنگ، حساسم، پس فیلمایی که میبینم رو با وسواس خاص تری میبینم.

این فیلمها یا در مورد جنگ مستقیم، یا جنگ و یک موضوع فرعی درام یا عاشقانه ست، و یا تاثیرات جنگ خارج از میدان جنگ یا سالها بعد از جنگ هستش.

((هرچند همشون بنظرم عالی ان، اما بازم چون میدونم همشو نمیبینین، بعضیا رو ستاره دار کردم که یعنی نبینین، باختین))


+ خارجی:

تا جایی که پاهایم توان رفتن داشت  As Far as My Feet Will Carry Me *

پرل هاربر Pearl Harbor

سرزمین هیچکس No man's land **

(۱) پرچم های پدران ما the flags of our fathers *

(۲) نامه هایی از ایوجیما Letters from Iwo Jima *

دشمن پشت دروازه Enemy at the Gates

اینک آخرالزمان Apocalypse Now **

یک نامزدی طولانی A Very Long Engagement

نجات سرباز رایان Saving Private Ryan *

جوخه Platoon

زندگی دیگران The Lives of Others **

غلاف تمام فلزی Full Metal Jacket

پیانیست The Pianist *

لعنتی های بی ابرو Inglourious Basterds

خط باریک قرمز The Thin Red Line *

زیر زمین Underground 1995

راه های افتخار Path of glory

بازداشتگاه شماره ۱۷ ،، Stalag 17

قایق Das boot *

ستیغ اره ای Hacksaw Ridge *

سقوط Downfall

لیست شیندلر Schindler's List *

پسر شاول Son of soul

خشم Fury

+بعداً اضافه شد:

زندگی زیباست life is beautiful *

فارست گامپ forrest gump *

سرزمین مین  land of mine

پل جاسوس ها Bridge of spies

دیکتاتور بزرگ The great dictator

استالینگراد Stalingrad 


+ ایرانی:

آژانس شیشه ای *

ملکه **

دیده بان

کانیمانگا *

عقاب ها

حمله به اچ ۳ *

لیلی با من است

بوی پیراهن یوسف

از کرخه تا راین

برج مینو *

روبان قرمز

شیار ۱۴۳ *

روزهای زندگی

ایستاده در غبار *

موج مرده

+بعداً اضافه شد:

دوئل


+ اگه چیزی بنظرتون از قلم افتاد کامنت بزارید.

* عنوان، برگرفته از یادگاری ایه که یه استاد تاریخ یازده سال پیش در کتابم نوشت.


  • دکتر میم

ملغمه

۲۱
بهمن

۱. دوچرخه ای دارم، که خیلی زیاد هم ازش استفاده میکنم. بزنم به تخته، مثل پلنگه. چیزی که همیشه توجه میکنم اینه که مردم ما برعکس موتور سوارها، خوشبختانه احترام زیادی برای دوچرخه و دوچرخه سوار قائلن!

چند روز پیش بردمش برای سرویس، صد و ده تومن خرجش شد! والا خرج ماشین ها اینقدر نمیشه که این شد! ⁦:-|⁩


۲. «خوب بد جلف» عالی بود، یکی از استانداردترین کمدی هایی که دیدم.

این فیلم از هفته بعد سراسر کشور اکران میشه ⁦:-)⁩

«مادری» هم که یکسال انتظارشو میکشیدیم. همون فیلمی که پارسال که یزد بودیم، داشتن اونجا میساختن. که هانیه توسلی رو توی کوچه پس کوچه های خلوت یزد دیدیمش. یه فیلم عاشقانه خوب و ساده و بی حاشیه و تمیز و آرووم ⁦:-)⁩ 

شیش ماه پیش توی بیمارستان شریعتی داشتن یه فیلم میساختن. رفتیم جلو دیدیم همایون اسعدیانه. امشب فهمیدم داشتن فیلم «یک روز بخصوص» رو میساختن. یه کپی از ایده های اصغر فرهادی. با کلی بازیگر. قهرمانی که در دوراهی بحران اخلاقی گیر میکنه ⁦:-\⁩ توی سالن میخواستم یه کاری بکنم. دوستم نذاشت. گفت آخه چجوری فرار کنیم؟!

«کارگر ساده نیازمندیم» رو نرفتم. بلیتو دادم دوستان برن. حوصله مون نکشید دیگه. اختتامیه خنده دار امسال شروع شده. از فردا بشینیم باز فیلم خارجی ببینیم. شمام از شر این پست های جشنواره مسخره من راحت میشین.


۳. خدا پدر اینستا لایو رو در بعضی موارد بیامرزه!


۴. ۲۲ بهمن مبارک...


+++ بعد نوشت:: چطور ممکنه، بهترین فیلم یه جشنواره، توی هیچ رشته اصلی دیگه ای سیمرغ نگیره؟! پس به واسطه چی بهترین فیلم شد؟! 

(توضیح: «ماجرای نیمروز»ی که به گفته همه باید حداقل هفت سیمرغ میگرفت، بهترین فیلم شد و فقط سیمرغ طراحی صحنه و لباس رو گرفت!!)


  • دکتر میم

نشسته روبروم، زل زده بهم که دارم خبر میخونم. 

- آخه مرتیکه، فرانسیس فورد کاپولا هم روزی سه تا فیلم میبینه؟ که تو میبینی؟ خود ِ فراستی بزور شاید روزی دوتا ببینه! تو دوبار میری سینما، حتماً شب یکی هم توی خونه میبینی! تو کی پس کار میکنی؟ از کجا میاری میخوری؟ 

- مگه جیب باباتو زدم؟ مگه کارمند تو ام که غر میزنی؟ از صبح ساعت ۷ میزنم بیرون تا ۱۱ شب میرم خونه. کارامم میکنم، فیلمام هم میبینم،،، کلاً ده روزه دیگه.

- آخه بابا تو کل سال هم باز سینما میری. افخمی ازت دعوت نکرده برنامه هفت؟

- اگه دعوت بکنه که خرابشون میکنم. گند بزنه توو این جشنواره. اون از وضع گند بلیت فروشی. اون از افتضاح شروع جشنواره. این از فیلمهای مسخره و حالا هم داوری ها. خدایی چه فکری کردن؟

- حالا اینا رو ولش، یه بلیط گشت ۲ جور کن بریم ببینیم.


واقعاً بنظرم دیگه ارزش نوشتن نداره، ارزش دیدن نداره. امسال به یمن قدوم من توی جشنواره، بدترین سال تاریخ جشنواره فجر بود، بدترین فیلمها، بدترین داوری ها. 

+ دیروز «زیر سقف دودی» از پوران درخشنده رو دیدیم، مثلا نامزد بهترین فیلم شده! نمیدونم چرا؟ فیلم واقعاً بد بود. از اول تا آخر رو به دوربین شعار میداد. قصه معمولی و مسخره مثل فیلمای بیست سال پیش. حتی بازی عالی فرهاد اصلانی و مریلا زارعی هم نتونست فیلمو نجات بده.

+ شب فیلم پرحاشیه «قاتل اهلی» از کیمیایی رو دیدیم. غلغله، پرحاشیه، سر و صدا، شعارهای مردم بعد از فیلم، ... من همه فیلمای کیمیایی رو میبینم. هرچی که بسازه. و این سالها هم خیلی فیلمای بدی ساخته. و کلی از من فحش خورده. اما از قاتل اهلی بدم نیومد. پرویز پرستویی و امیر جدیدی عالی بودن. فیلم هم بد نبود، بشرط اینکه «پولاد کیمیایی» شو حذف بکنه.

+ نامزدهای سیمرغ به افتضاح ترین حالت ممکن اعلام شده. خیلی فیلمها دیده نشده. «ماجرای نیمروز» فیلم فوق العاده مهدویان (که با اختلاف خیلی بالاتر از سینمای ایرانه) توی رشته هایی که باید، نامزد نشده. فیلم «بدون تاریخ بدون امضا» که اصلا حتی یک ثانیه موسیقی متن نداشته، نامزد بهترین موسیقی متن شده! «سارا و آیدا» بدون داشتن جلوه های ویژه، نامزد بهترین جلوه های ویژه میدانی شده!!!! و... طوری که خودشون هم تعجب کردن!

+ از هفت داور جشنواره، پنج تاشون تابعیت دوگانه دارن. گفته میشه دیده نشدن و جایزه ندادن به «ماجرای نیمروز» که درمورد مجاهدین خلق هستش، بخاطر ترس داوران از آزار و اذیت منافقین در محل زندگیشون در اروپا و کاناداست! تاسف بار نیست؟

+ بعد از چند سال که امسال رفتم جشنواره، سینمای ایران بدترین دوران تاریخ خودشو میگذرونه! تصمیم گرفتم بخاطر اعتلای سینما و خونه خراب نشدن «خانه سینما» از سال دیگه از جشنواره کنار بکشم! ⁦:'(⁩

+ تاحالا حدود بیست فیلم دیدم، پنج فیلم دیگه هم میبینم. چهارتا امروز و فردا (خوب بد جلف ،، یک روز بخصوص،، مادری ،، کارگر ساده نیازمندیم) و دوشنبه هم «سد معبر»

بعداً یک خط درموردشون خواهم نوشت.

+ هیئت برگزاری و داوران جشنواره انسانهای بی مغز ، بی مسئولیت و احمقی هستن. مثل اونا نباشیم.


  • دکتر میم

۱۷ بهمن: 

فیلم اول «کوپال» ، فیلمی خاص و جالب (برای من و اکثر بیننده های اون روز) ، شاید ۱۵ تا ۲۰ دقیقه وسطاش یه کم کشدار بود، اما دوستش داشتم و خوشحال شدم از دیدنش.

--- مهم : یه خطر کوچولوی اسپویلی --- فیلم «کوپال» رو میتونیم نسخه خاص و دگرگونه ای از فیلم فوق العاده «۱۲۷ ساعت» دونست.

به فیلم خوب «کوپال» نمره ۲ یعنی «خوب» دادم.


فیلم دوم «تابستان داغ» بود. با کلی تعریف که ازش شنیده بودیم وارد سالن شدیم. با صف خیلی طولانی بلیت، با سالن پر از بیننده و با خبرنگار برنامه هفت که اونجاها میچرخید، این حس میومد که  قراره فیلم خاصی ببینیم.

فیلم اوایلش خوب بود، بازی های خوب، فیلمنامه خوب و تاثیرگذار، یادآوری فیلم عالی «The Hunt» ، علی مصفا و پریناز ایزدیار و مینا ساداتی و صابر ابر و... همه چیز جور بود.

اما کم کم سوتی ها شروع شد. منطق فیلمنامه از دست رفت، اتفاقات فیلم، از حالت تاثیرگذار و ناراحت کننده، حس مسخره و خنده به بیننده میداد.

اعصابم بیشتر از این خرد شد که بعضی آدمها (و متاسفانه کارگردانها) فکر میکنن خانواده های فقیر ، حتماً احمق و بیشعورن! 

فکر میکنن شعور به مدرک تحصیلیه! توی فیلم خانواده فقیر و کم تحصیلات، تصمیمات احمقانه میگیره و خانواده پولدارتر و تحصیل کرده، تصمیمات معقول و بافکر!

راضی نبودم. با همه جوانب خوبش اما نمره ۳ یعنی «متوسط» دادم.


۱۸ بهمن: 

قبل از شروع جشنواره از ترکیب اجرایی فیلم «چراغ های ناتمام» میدونستم بدرد نخوره و من نمیرم که ببینم. اما جالب اینکه چند نفر گفتن فیلم خوبیه!!

خلاصه خر شدم و توی این سررما رفتم توی سالن! جای همگی خالی، سالن گرم گرم بود. بزارید به جای تعریف فیلم، اینو بگم، خودتون میفهمید. اوایل حدس زدم ممکنه فیلم متوسطی بشه، اما... یه نیم ساعتی که از فیلم گذشت، فهمیدم که نه... از این فیلم، چیزی در نمیاد! خلاصه شال گردنمو کشیدم روو صورتمو... تپل خوابیدم ⁦:-)⁩

منی که تاحالا توی سالن سینما نخوابیده بودم، خوااابیدم!! بالاخره شرایط، میطلبید دیگه ⁦:-D⁩

ببینم بالاخره یه نفر پیدا میشه بیاد بگه: «دکتر جان ، ببخشید مزاحم اوقات شریفتون شدیم» 

لعنتی فیلم پر سر و صدایی بود، بعد از چهل دقیقه خواب ناز و گرم، یهو یه بمب منفجر شد و بیدار شدم. پاشدم و رفتم بیرون و با لطف زیاد، یه رای ۵ «خیلی بد» بهش دادم و رفتم بسمت فیلم دوم.


«سوفی و دیوانه» از مهدی کرم پور. شواهد میگفت باید فیلم خوبی باشه. حقیقتش من زیاد خوشم نیومد. همسر یه کم خوشش اومد. زیادی عادی بود! بیشتر حس و حالی بود. اینکه با حال بعضیا بسازه، با بعضیا نه.

من نمره متوسط ۳ دادم.


+ شنیده ها و دیده ها حاکی از اینه که «ماجرای نیمروز» بهترین فیلم و «لیلا حاتمی» بخاطر «رگ خواب» بهترین بازیگر زن خواهد شد. و امیدوارم «امیر آقایی» بهترین بازیگر مرد بشه. هرچند که «نگار» فیلم خیلی خوبی بود و حس میکنم کم دیده شد. پیمان معادی هم توی پست اینستاش فکر کنم تحت تاثیر پست قبلی من درمورد نگار، نوشته ⁦:-D⁩


  • دکتر میم

۱۵ و ۱۶ بهمن:

به این نتیجه رسیدم دلیلی نداره درمورد بعضی فیلما بنویسم! ظاهراً اکثر فیلمها بدون دیده شدن انتخاب شدن برای جشنواره. بجز شاید هفت هشت فیلم که ارزش دیدن دارند.

فیلمهایی که فقط خودم خوشم نیاد رو درموردش مینویسم، شاید شما ببینید و خوشتون بیاد. اما بعضی فیلمها رو جداً میگم نبینید! ارزش وقت خیلی بیشتر از ایناست!

«ماجان» و «شٙنِل» رو نبینید! کسی هم نیست که بابتش ازم عذرخواهی کنه ⁦:-\⁩ فکر کنم کارگردان دستش خورده بود و از روی شبکه جم، فیلم ضبط کرده بود. به همشون نمره ۵ یعنی «خیلی بد» دادم.

شنیده شده که «پشت دیوار سکوت» هم دیدنی نیست که هیچ، دری وری هم هست.


و اما «نگار» از رامبد جوان، بازی نقش اصلی نگار جواهریان

راستش من از فانتزی خوشم میاد، از فانتزی رامبد جوان بیشتر.

«نگار» رو نمیشه توضیح داد! نمیشه تعریف کرد! اما میتونم بگم «نگار» ترکیبی بود از کتاب وزین «آئورا» از فوئنتس، ایده هایی از فیلم «هری پاتر» ۵ و ۶ ، فیلم sin city 1 از رودریگز، ترکیبی از خشونت تارانتینو و اسکورسیزی، فیلم «جوانی بدون جوانی» از استاد «کاپولا» ، نیم نگاهی به فیلم «memento» و شخصیتی بنام رامبد جوان که در کنار فیلمنامه نویسش، با هم شیشه مصرف کرده بودن! این دقت و این فانتزی، قطعاً احتیاج به شیشه داره. اونم متاعی ناب. دم اون ساقی، گرم. ⁦:-)⁩

فیلم خوب بود، به خاطر فیلمهای کمی بهتر از این، نمره ۲ یعنی «خوب» دادم بهش. قطعاً ارزش دیدن داشت، قطعاً ارزش سینما رفتن داشت، قطعاً ارزش شیشه کشیدن داشت ⁦:-)⁩)


  • دکتر میم