کشتی ِ ناخدا

آرامش ِ قبل طوفانم را برهم‌ نزنید... بگذارید ناخدا، اینبار هم کشتی را بسلامت بگذراند

کشتی ِ ناخدا

آرامش ِ قبل طوفانم را برهم‌ نزنید... بگذارید ناخدا، اینبار هم کشتی را بسلامت بگذراند

۷۰ مطلب با موضوع «فیلم» ثبت شده است

در باب امید ، مدتهای زیادی بود که میخواستم یکی از مهمترین خاطراتمو بگم که هیچ جوری نمیتونم بنویسمش و توضیحش بدم. سواد هممچین نوشتنی رو ندارم.
امروز یه قسمت ۱۵ دقیقه ای از برنامه «کتاب باز» رو دیدم که بنظرم بسیار ساده و قشنگ و کوتاه، در این مورد صحبت کرد. از عصر گشتم و اون تیکه کوتاه برنامه رو پیدا کردم که حتما ثانیه به ثانیه شو ببینید. امیدوارم «تیکه های صابون» خودتون رو پیدا کرده باشید یا پیدا کنید :-)

 

ببینید

 

  • دکتر میم

جهت تلطیف فضای اجتماعی-روانی بگم که ، جشنواره فیلم فجر نزدیکه. سه گروه هستن که ممکنه شما جزوشون باشید. 
اول : اگه میخواید برید جشنواره، باید سایت سینماتیکت رو پیگیری کنید ، از الان عضو بشید ، فیلمها در دسته های ۱۱ تایی دسته بندی میشه. شما با هر اکانت میتونید دو سری بلیت و در هر سری دو صندلی بخرید. یا چهارسری ، هر سری یک صندلی. بستگی داره فیلمهای نهایی جشنواره ۳۳ تا یا ۴۴ تا بشه. گاهی هم پیش میاد با ۲۲ فیلم جمع میشه. سینمای مورد نظرتون و سانسها که اوایل بهمن اعلام میشه رو درنظر بگیرید. پول کنار بذارید. احتمالا قیمت هر بلیت ۲۰ یا ۲۵ هزارتومان باشه. یعنی هر سری بلیت ، ۲۲۰ الی ۲۷۵ تومان. مثلا اگه ۳۳ فیلم بشه و شما بخواید همه فیلمها رو ببینید ، باید حدود ۷۰۰ تومان هزینه کنید. اگه دونفری بخواید همه فیلمها رو ببینید باید با دوتا اکانت خرید کنید و مثلا دو سری، دوصندلی رو با یک اکانت بخرید و با اکانت دیگه یه سری دو صندلی ، که صندلیهاتون کنار هم باشه. چند تا نکته اینکه :

- بعضی فیلمهای حاشیه ساز فقط در جشنواره اکران میشه و دیگه نمیاد سینما و بعضیا هم با سانسور اکران میشه.

- جوّ سینماها زمان جشنواره خیلی باحاله و اگه اهل سینما و فیلم باشید، فارغ از فیلمها، لذت خواهید برد. - چند ساله که چند مستند و انیمیشن هم که انتخاب میشن، رندوم توی گروهها پخش میشن تا دیده بشن.

- پیش فروش بلیت ها فقط بصورت سری ۱۱ تایی هستش و اگه میخواید تک فیلم ببینید ، باید زمان اکرانها برید و رصد کنید که کی و کجا سانسهای فوق العاده اکران میشه و توی صف بایستید و بلیت بخرید.

- سمت بازار سیاه نرید. الان فیلمهای خوب همه شون بارها و بارها سانس فوق العاده میخوره. - برای صف ایستادن سراغ پردیسها برید و اونایی که صفشون توی سالن های مسقف تشکیل میشه. چون زمستونه و ممکنه ساعتها منتظر بمونید و سرده. من سالهای سال که بلیت فروشی اینترنتی نبود، تجربه ۵-۶ ساعت موندن در صف زیر برف و بارون رو داشتم.

- زیاد منتظر داوری نباشید و دل نبندید. تجربه سالهای هممون نشون داده هیچ داوری ای در هیچ جای دنیا، عادلانه و از دید هنری نیست.

- ایشالا یه سال زیارت جشنواره کن نصیبتون بشه. ایشالا همگی باهم :-) راستی قدیما میخواستم درمورد کن و داوری هاش بنویسم. مینویسم.

- در انتخاب سینماتون دقت کنید. پردیسها کیفیت عالی ای دارند به نسبت سینماها. مثلا صدا برای من خیلی مهمه. و دسترسی ، و راحت لش کردن و استراحت بین فیلمها و قیمت چایی :-)) البته اگه مثل من طی این ۱۱ روز همش توی سینماها تلپ هستید، از خونه با خودتون خوراکی ببرید تا هم در بدر خرید خوراکی و گشنگی نباشید و هم بیشتر از پول بلیت سینما زیر بار هزینه خوراکی نرید.

- اگه دنبال دیدن کت واک (catwalk) و مدهای روز لباس و تیپ و آرایش هستید، برید پردیس های معروف و بزرگ. اگه میخواید سینماباز ها رو ببینید و از بحث های مزخرف تحلیل و نقد فیلم توی صف ها مستفیذ بشید یا با خبرنگارهای تلویزیون و سایتها و مجلات مصاحبه کنید، برید پردیس سینما آزادی یا ملت. البته هنوز معلوم نیست کاخ جشنواره و سینمای بازیگرها و خبرنگاران و منتقدها کجا باشه. چون اون سینماها رو نمیتونید انتخاب کنید.

- اگه از اهالی صدا و سیما هستید، صدا و سیما بعد از جشنواره ، از ۲۲ بهمن تا دو سه هفته ، فیلمها رو برای کارمندانش (معمولا توی سینمای صحرا یا سینما ایران) اکران میکنه.

- فکر نکنید بهترین فیلمها میاد توی جشنواره. تقریبا انتظار دیدن پنجاه درصد فیلمهای خیلی بد رو داشته باشید.

- و البته سعی کنید حتما جشنواره رو تجربه کنید.

 

دوم : ممکنه بخواید بیخیال جشنواره ، بشینید و منتظر پست های من باشید. ایشالا سعی میکنم مثل سالهای قبل درمورد فیلمها در دو قسمت بدون اسپویل و با اسپویل بنویسم.


سوم : ممکنه هر آدم دیگه ای باشید :-)

 

  • دکتر میم

امسال بخاطر کمبود عجیب وقت، خیلی دستچین تر فیلم دیدم، و چند تا فیلم خوب هم ندیدم، که امیدوارم هفته بعد از جشنواره توی اکرانهای خصوصی بتونم بلیت گیر بیارم. بنظرم جشنواره خوبی بود ، فیلمهای متوسط رو به بالای زیادی داشت.

الان که دارین این پست رو میخونین احتمالا توی راه بسمت انارک هستیم... ایشالا همه مسافرا سالم برن و برگردن :-) خداحافظ


+ طلا

من خیلی وقته که به تعریف و تمجید کسی از فیلم یا بد و بیراه گفتنش توجه نمیکنم! فیلم خودمو میبینم. هرچند گوشه چشمی هم به نقدها دارم. درسته که فراستی از طلا تعریف کرد اما راستش فیلم در حد وااوو نبود! آره، از نظر فنی خوب بود، کارگردانی فوق العاده تمیزی داشت! جامپ کات های زیبا و توی چشم، فیلم تر و تمیز و شسته رفته و بدون اضافات و بدون اتلاف وقت. بازیهای نسبتا سطح بالا. با اینکه قصه ساده و مناسبی داشت اما فیلمنامه ضعف های نقطه ای داشت و کامل نبود! ماجرا درمورد چند تا جوون بود که کاراشونو ول میکنن یا اخراج میشن و میخوان کار خودشونو راه بندازن و توو این مسیر مشکلاتی برای جور کردن پول و... پیش میاد و... . من نمره ۳ دادم به فیلم.


+ معکوس

من از پارسال که فهمیدم ولد ناخلف مسعود کیمیایی، یعنی پولاد داره اولین فیلمشو میسازه، پیگیری میکردم که فیلمشو ببینم :-)) میدونم مریضم :-)) 

فیلم از نظر رئالیستی فیلم خوبی بود، دکوپاژ پی دی پی ، تصاویر هلیشات واید، و فیلمنامه جسورانه. دیدین بعضی بچه ها بدنیا میان دقیقا یه ماکت کوچیک از باباشون میشن؟ الان پولاد همونطوریه. فیلم کیمیایی وارانه ای که معیارهای جدید هم داشت. عشق و خیانت و رفاقت و لاتی ، با چاشنی مسابقات غیرقانونی ماشین سواری با نیم نگاهی به فیلم fast and furious و المان های عجیب توی فیلم....

متوجه شدین؟ فهمیدین که یه پاراگراف چرت و پرت نوشتم؟! :-))) بابا من نصف فیلمو خواب بودم :-)) دهن سرویس، یه عنی ساخته بود با آب داغ و وایتکس هم پاک نمیشد :-)) نصف فیلم خواب بودم، نصف فیلم هم میخندیدم... اون ماکتی هم که گفتم درسته، پولاد کیمیایی ماکت کوچیکی از باباشه، فقط رفته زیر کامیون ، له شده! یه نمره ۲ دادم بهش بخاطر باباش :-))


+ قسم

محسن تنابنده فیلمنامه تلخ چند تا نوشته، اینم که خودش کارگردانی کرده. ماجرا درمورد یه مراسم قسامه ست (جلسه ای که عده ای برای اثبات یک جرم، جمع میشن و در حضور قاضی قسم میخورن)

ماجرا کامل درون یه اتوبوس میگذره که دارن از گرگان میرن مشهد برای جلسه دادگاه. فیلم، یه فیلم متوسط رو به بالا، فوق العاده تلخ ، فیلمنامه خوب و بدون گاف و بازیهای نسبتا خوبه. جدای از بحث فنی، ارزش دیدن داشت. طی فیلم، ارزش های اخلاقی که هممون تجربه میکنیم، به رومون آورده میشه و خوبیش اینه که شعاری نیست... یاد دو پست قدیمیم افتادم ، این ... و این

«در بهشت، همه چی خوبه، همه خوبن... ماسک ها در جهنم برداشته میشه»


+ ناگهان درخت

بخاطر فیلم قبلی صفی یزدانیان یعنی «در دنیای تو ساعت چند است» که خیلی خوشم اومد، از قبل پیگیر این فیلم بودم. اما راستش ناامید شدم! فیلم خوبی نبود! بقول جواد طوسی، کارگردان خودش از یه چیزی خوشش میومده، چرا باید بقیه هم خوششون بیاد؟! 

خیلییی کند ، خیییلییی توهمی، خیییلییی بی ربط. بازی های سطح پایین، ریتم کند ، ...

خوشم نیومد، نمره ۲ دادم


+ قصر شیرین

من از فیلمای میرکریمی خوشم میاد، از این بیشتر. دوست دارم دوباره توی سینما ببینمش. نمره ۴ دادم. بلیت یه نفر دیگه هم گرفتم بجاش نمره ۴ دادم. خب دوست داشتم. خیلی چیزاشو دوس داشتم. از بازی وحشتناک و فوق العاده و بسیار شیرین دوتا بچه فیلم، تا حامد بهداد و بقیه. تا قصه نیمه تلخ فیلم. تا روال منظم و تمیزش ، و آخر و پایان بندیش. فیلمهای میرکریمی ساده و دوستداشتنیه. همین


  • دکتر میم

بینابینی ۱

۱۵
بهمن

سلام. 


+ برنگشتم... و قرار نیست دیگه اینجا بنویسم. فقط ...

+ چند تا موضوع و پیغام پسغام هاتون درمورد اینکه «درباره فیلمای جشنواره امسال بنویس» وادارم کرد که یک یا دوپست درموردش بنویسم. خداییش نظر من مهمه؟! :-) اما من نقد فنی نمیکنم، یا خیلی کم،، بیشتر نظر شخصی صرفاً درمورد دوست داشتن یا نداشتن فیلمو میگم. البته فک کنم قصه فیلم براتون مهمتره، نه نظر من. پس منم از لج شما اسپویل نمیکنم D:

+ تقریبا حدود ۲۰ فیلم از جشنواره امسال رو میبینم. در ادامه مطلب، بدون خطر اسپویل، مینویسم

+ میدونید که چند ساله منتظر یه سفر پیمایشی به کویر ریگ جن بودم؟! قسمتهای زیادی از ریگ جن که جزو پارک ملی کویره، ورود ممنوع هستش و احتیاج به مجوزهای ورود سرسختانه ای داره. حالا بالاخره جور شده. ایشالا داریم ۳ روز دیگه با حاجی، با یه تیم خاص ۱۵_۱۶ نفره میریم ریگ جن. مناطق دیده نشده و دست نخوردهٔ جنوبیش، که جز تصاویر هوایی، کمتر تصاویری ازش هست! حدود چهارروز ، پیاده روی که میشه حدود ۲۰۰ کیلومتر :- یعنی حقیقتش برآوردی از مسافت ندارم،، ایشالا که خطرناک نیست :-) و ما برمیگردیم. نقشه مسیر رو خودم درآوردم. همه میدونن برنامه ریزی های سفر من حرف نداره D: ایشالا ماه عسل سال بعد...

+ از طرف یه سایت چند نویسنده ای (که دوتاشون رو میشناسم) دعوت شدم به نوشتن. وسط این همه سرشلوغی کارها، چون هنوز تصمیم نگرفتم و جواب ندادم، فعلا اسم نمیبرم، اما قطعا دیگه اینجا نخواهم بود و اگه قرار به نوشتن یا گفتن باشه، اونجاست لینکشو میذارم بعدا.

+ همین... تا حالا اینا رو دیدم... چند تا دیگه هم میبینم بعدا مینویسم.

  • دکتر میم

- دو ماه زیر فشار کار، آدم دیگه ای شدم. هنوز تصمیم نگرفتم که از این وضعیت خودم راضی باشم یا نه،، ولی بقیه خیلی بهم میگن! 


- فیلم «همه میدانند» اصغر فرهادی رو دیدیم،، بشدت دوست نداشتم. اصلا فیلم خوب و قانع کننده ای نبود. اصلا مهملات قصه رو نتونستم به هم ربط بدم که جور دربیاد! ... آخه اصغر، آخه لعنتی، مگه مجبوری؟ خب فازتو عوض کن...


- تبلیغ مایع ظرفشویی دورتو و عمه خانوم و... به اندازه کافی روو اعصاب بود،، چند روز پیش دیدم یه تبلیغ دیگه ساختن، دو تا بچه توو مهمونی سر میز غذا، بچه مهمون به بچه صاحبخونه میگه: «میخوای بگم دیشب شام چی خوردین؟» ، بعد بشقابو بوو میکنه و میگه : «قرمه سبزی» .... بعدشم نمایی از لبخند مهمانها و کمی خجالت صاحبخونه...

باعرض شرمندگی از تمام جوامع حیوانی، من نمیدونم چند تا گاو میشینن فکراشونو میریزن روو هم، چند تا گاو تایید میکنن، چند تا گاو اینا رو میسازن، چند تا خوک اجازه پخش میدن، و چند تا الاغ که مثلا ناظر ن ، گیر نمیدن!

بقرعان اگه بچه، جلوی من همچین کاری میکرد، چنان پسی میزدم که با صورت بره توو میز، تا سه ماه دکترا روش کار کنن که جای اعضای صورتشو پیدا کنن.... اون عمه خانوم هم الان توو قبرش بود، ماههای اول قبر هم گذرونده بود.


- اگه مثل من حوصله سرماخورگی و بیحالی و اینا رو ندارین، در دوران سلامتی، یه روز درمیون ، یه قاشق عسل، روش یه ذره سیاه دونه بریزید و بخورید، الا و بلا سرما نمیخورید. اگه نگران ویروس هستید، هر روز صبح آب نمک قرقره کنید، یا گاهی یه دمنوش پر از نعنا بخورین. همین. والا اطرافیان که وظیفشون مریضداری نیست. تنبلا.

دیدین جدیداً دکترا تا میبینن سرماخوردگی ها درمان نمیشن، میگن این ویروسه :-) یه مورد هم درمورد «واکسن آنفولانزا بزنید تا سرما نخورید» بگم... آخه ... :-)) نمیگم دیگه  ، فک کنم همه فهمیدن.


- داشتم میگفتم «من اونقدر که تحرک دارم و سفر میرم و کار میکنم، احتیاج دارم که سلامت باشم تا بتونم به این خوشی هام برسم، واسه همین مراقب خورد و خوراکم هستم، خیلی ساله که مرتب و سلامت زندگی میکنم، خداروشکر هم خوبم» 

میگه «ای بابا ،،، ما که همه چی میخوریم و بازم خوبیم»

زیاد ن..یدم بهش، ولی از مجموع حرفام فهمید که «خوبی؟ یه جوری میگه خوبم انگار آرنولد نشسته جلوم،، سالی ۱۴ بار سرما میخوره، از سر تا پاش، توی هر عضوی ده تا مشکل و بیماری داره، چربی و غلظت بالا، عصبی، سه تا کار در روز بهش میدی، یکیشو نصفه انجام میده، یکیو یادش میره، سومی هم گند میزنه توش. مرتیکه آلزایمری. کبدش هم عفونت کرده رفته بیمارستان واسه عفونت کبد، دکتر بهش گفته سینوسهات هم عفونت داره، باید بری سیتی اسکن!» دیگه بهش نگفتم چند سال دیگه چی درانتظارته :-)

اره، خداروشکر همه چی هم میخوره ، کاملا هم سالمه


- تکنولوژی رو همیشه دوست داشتم اما همیشه از مخالفای مدرنیته و به گند کشیده شدن زندگی توسط تکنولوژی بودم. گفته بودم یبار همه گوشی و لپتاپ و... همه چیزمو یهو فروختم رفت. و تا یکسال و نیم. الان میدونم راحت میتونم هرچیزیو بذارم کنار. الانم مدتهاست بشدت فضای‌مجازی-زده شدم. حالم از پست ها و اخبار ها و حرفها و نمایشهای مجازی بهم میخوره (البته از یه سری چیز دیگه هم بهم میخوره، باید یه پست چالشی جدا درموردش بنویسم) ، تلگرامو که قبل از عید پاک کردم، از آیدی اینستام هم ده روزی میشه که اومدم بیرون و خلاص :-) بسیاااار خوشحال و راضی ام، از برنامه Quality time م که چک کردم، دیدم در هفته گذشته ، حضورم در شبکه های اجتماعی به کمتر از ۱۵ دقیقه در روز رسیده. راستش برنامه م برای زندگی توی کلبه وسط جنگل ، کنار برکه و میز و سازدهنی و غذا دادن (و خوردن) گوزنها ، برای بعد از ۵۵ سالگی بود. اما ده روز پیش تغییرش دادم به ۴۵ سالگی... :-) و به اینشکل دارم آماده میشم براش. در ضمن، یه پست خوب در مورد «مدرنیته و آلودگی تکنولوژی» آماده میکنم. هر چند که معتادان موبایل، درصدی هم تغییر نمیکنن، اما تاثیرگذار خواهد بود :-)


  • دکتر میم

در قبرستان

۱۹
مرداد

+ بعضیا یه جوری روز جهانی تنبلا رو تبریک میگن که انگار بقیه روزای سال، کمر غول میشکونن! :-))


+ بعضیام یجوری میگن بلاگستان پر شده از یه مشت زردنویس و بادمجون دور قابچین و سبزی خردکن و... که انگار تا پارسال، سالی سه تا نوبل از توی بلاگستان درمیومده! بابا بوکوفسکی ،،، بابا ایشی گورو ،،، بابا سوباسا اوزارا ... نخوریمون! بددو برو در خونتون بازی کن عمو... :-


+ راستی، فیلم «a quiet place» محصول امسال، فیلم خیلی خوب و با دقت زیادی بود. پر از استرس. چیزی نگم بهتره :-)


  • دکتر میم

انگولک

۰۳
خرداد

۱. استخر بودیم، هی گفت «اگه نگم بهتره» 

میخندیدیم و میگفتیم «حالا تعریف کن ، ما که به کسی نمیگیم»

گفت «بحث گفتن و نگفتن نیست، بحث مطرح شدنه!» 

... ولی آخرش گفت... بعد از استخر رفتیم کن . کوچه طبیعت، همون جای همیشگی، روی همون تخت گوشه حیاط ، ... تعریف کرد...

کاش گیر نمیدادیم،،، کاش نمیگفت... :-/ یکی دو هفته ای خوابمون نمیبرد. دونستن ِ بعضی چیزا بار اضافه ست... و ما هم نگفتیم و دفنش کردیم...


۲. در روابط اجتماعی، یکی از بدترین و تلخترین تجربه برای هر طرفی از ماجرا، شک و تردید، دروغ و شایعه پراکنی یا کنجکاوی زیادی درمورد بعضی مسائله. 

وقتی شک میکنی، ذهنت فوران میکنه، همه چی رو به بدترین شکل ممکن به همه چی ربط میده، ذهنت دروغ میسازه، تو دروغ میگی، چیزی که مطمئن نیستی رو میگی، شایعه ساخته میشه، برای اثبات شایعه و دروغ میری کنجکاوی میکنی، سرک میکشی، پات به مسائلی باز میشه که نباید ... و بدتر و بدتر و بدتر ... و خیلیا هستن که با این اخلاق مزخرف دارن راحت زندگی میکنن.

اگه تونستیم این چند مورد رو توی اخلاقمون مدیریت کنیم، احتمالا یکی از برنده ها باشیم.


۳. فیلم Doubt ، محصول سال ۲۰۰۸ ، با سه بازی فوق العاده و دوستداشتنی مرحوم فیلیپ سیمور هافمن ، مریل استریپ و امی آدامز ، درمورد رذیلتی اخلاقی حرف میزنه که در وجود هر آدمی، چه خوب چه بد، ممکنه ریشه بزنه و چه گندهایی بر روابط و روحیات و اطرافیان و اجتماع بزنه. و این فیلم، خیلی خوب اینو بهتون میفهمونه. از ته دل.


  • دکتر میم

خوک و خان بابا

۱۵
ارديبهشت

#بدون اسپویل#

+ خیلی سورپرایز وارانه، دو بلیط تئاتر «شیرهای خان بابا سلطنه» بهم رسید. مدتها بود تئاتر نرفته بودیم. نمایش کمدی-اجتماعی و موزیکال و بسیار شاد و سطح بالا از افشین هاشمی و بازی فوق العاده گلاب آدینه و حدود ده بازیگر دیگه ، با موسیقی عالی گروه «ول شدگان»

نمایش، به سبک تخت حوضی و عالی اجرا شد. داستان یک شهر که پادشاهی زورگو و مستبد داشت که مشکلات مردم را نمیدید و با گروهی متملق که اطرافیان خاص خان بابا بودند، همیشه فکر میکردند که مردم هیچ مشکلی ندارند و همگی خوش و خوبند، درحالی که فقر و بدبختی و گرسنگی بشدت بین مردم دیار موج میزد. بعد از نمایش از دوستی اینکاره، پرسیدم ، گفت : «نمایشنامه های با مضمون پادشاه زورگو و مردم بدبخت از رایج ترین نمایش های اجتماعی-انتقادی در کشورهای مختلفه که هر کشور با تغییر در داستان و دیالوگ، شرایطی نزدیک به جامعه خودشو بیان میکنه، و در این نمایش که اصلیت متنش از آثار فوق العاده استاد بهرام بیضایی هستش که ماجرای دوران رکود و خفقان ناصرالدین شاه و افتتاح اولین باغ وحش رو بیان میکنه، و افشین هاشمی (بازیگر و نویسنده و کارگردان این کار) با تبحر خوبی نمایش رو بازنویسی و خیلی امروزی اجرا کرده طعنه به شرایط امروزی ایران میزنه و همینطور با استفاده عالی از نقش زنان در تئاتر در نقش عیّار های بهتر از مردان، و زنانی در پوست شیر، به نقش قوی زنان در جامعه امروز اشاره میکنه.»

یه نکته چشمگیر، آواز خوانی فوق العاده زنان در نمایش بود، که با همخونی خیلی آروم گروه نوازندگان سنتی ول شدگان، از سانسور فرار کرده بود و این از افشین هاشمی متخصص تئاتر بر میومد. نگم براتون از اجرای وحشتناک و عجیب و عالی گلاب آدینه، با این سن و سال، ۲ ساعت و نیم حرکت و دیالوگ سنگین. بزنم به تخته، زن و شوهر (مهدی هاشمی) یدونه ان.

فقط فکر میکنم این نمایش، چند روز دیگه و تا ۱۹ اردیبهشت ادامه داشته باشه و شما چند روز بیشتر برای تماشاش فرصت ندارین. سالن تئاتر شهرزاد، هر شب ساعت ۲۱:۳۰


+ گفته بودم که همچنان از مانی حقیقی، بچه ناخلف لیلی گلستان، انتظار زیادی برای ساخت فیلم خوب نداشتم ولی همچنان ، فیلم های مانی حقیقی رو در اولین اکران ، میرم و میبینم.

فیلم «خوک» رو دیشب رفتیم. رک و راست بگم بدون در نظر گرفتن تصویربرداری و صدابرداری متوسط فیلم و مسائل فنی دیگه؛ اما قصه خوب فیلم، بازی های خیلی خوب حسن معجونی، علی مصفا، لیلا حاتمی و دیگران ، و کمدی کم هجو و کاملا بدون شوخی های مسخره و جنسی، (کاملا برعکس پنجاه کیلو آلبالو) خیلی خوب بود و خیلی خوشحال و با خنده و راضی از سالن اومدیم بیرون. 


  • ۸ نظر
  • ۱۵ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۲:۴۷
  • دکتر میم

۹۶-۹۷

۱۴
اسفند

+ گفتم چون شاید امسال دیگه نرسم چیزی بنویسم، یه پست مجموعه ای از فیلم و کتاب و طبیعت و گردش بذارم و برم :-)


+ دوستان، اگر درخت نمیکارید، لااقل آزاده باشید... برای بار هزارم،، بخدا خاکستر ِ داغ ِ آتیشی که خاموش نمیکنید و میرید هم میتونه جنگل آتیش بده. به خودتون نگاه نکنید که نمیتونین با یه خروار هیزم و علف و نفت و بنزین، آتیش درست کنید. اون میتونه. 


+ درخت کاج و سرو ، جز ضرر به خاک و بافت گیاهی اطرافش و گند زدن به منطقه، هیییچ سودی نداره. برای همه تکرار کنید تا جا بیوفته. درخت کاج و سرو نکاریم! نهال ِ چنار ، سپیدار ، بید‌مجنون ، سنجد و درختان میوه بکاریم


+ والا کتاب خاصی ندارم که معرفی کنم. چون خودم مدتهاست که درگیر دوتا کتاب قدیمی ام، خبری از دنیای نشر ندارم تا نمایشگاه کتاب :-)

آها ، کتاب «خاطرات کاملاً واقعی یک سرخپوست پاره وقت» ، به قلم «شرمن الکسی» ، اینو من سال پیش از یه دوست، پیشنهاد گرفتم و اونقدر خوشم اومد که طی این یه سال، چند تا خریدم و کادو دادم، به خیلیا هم پیشنهاد دادم. نشر افق.


+ اما فیلم،، اول اینکه خب از فیلمهای خوب ِ تقریبا همه‌پسند ِ امسال، که خوبن و اکثراً نامزد اسکار، یه سریاش کیفیت خوبش اومده: 

Shape of water - Phantom thread - three billboards outside Ebbing Missuri - The big sick - Darkest hour - Call me by your name

دوم اینکه قصه یه مینی سریال معمایی جنایی بنام «موزاییک» پارسال بصورت یه اپ موبایل بصورت اینتراکتیو بیرون اومد و کاربرهای زیادی پیدا کرد. اینتراکتیو یعنی مثلا تعاملی! در این مورد، مثلا کاربران میتونستن بین اسناد و مدارک پلیس برای این پرونده و تماسها و ایمیلها، جستجو بکنن و خودشون تحقیق بکنن و پرونده رو جلو ببرن! حالا بعدا توضیح میدم. 

اما یه ماه پیش، «سودربرگ» کارگردان خوب و خفن و خلاق، این مینی سریال شش قسمتی رو ساخت و شبکه HBO پخشش کرد. کلاً شش قسمت. و برای علاقمندان به معماهای پلیسی جنایی، فوق العاده جذابه. همه مسیر فیلم خودتونو جای کاراگاه میبینین و هی تحقیق میکنید و نظر میدین :-)) خیلی باحاله. ما چهارقسمتشو دیدیم. سریال Mosaic


+ حقیقتش، من سالهاست که ایام عید ، سفر تفریحی-گردشی نمیرم. بخاطر شلوغی شهرها و جاده ها و... کلاً جنگه! و فقط میریم گرگان و بعدش دهاتمون (یا برعکس) . که اونم یه سفر تک جاده و کوتاه. و تقریبا از این خونه به اون خونه. بعدش هم همون طبیعت اطرافمون رو میچرخم. سبک و ارزون. امسال هم که با این پا کمتر.

بخاطر همین مثل قبل که گفتم، بنظرم عید ارزش سفر نداره. فقط نهایتا جایی که توی مقصد ، محل اسکان و تفریح و استراحت داری... ایشالا بعد از عید بیشتر درمورد گردشگری صحبت میکنیم. پس... مراقب جاده ها باشید. آروم و خوب و مثل آدم برونید. اگه راننده تون بد رانندگی کرد، بجای نصیحت، یه پس گردنی بزنین به حساب من :-)) صدقه بدید. خوش بگذرونید و سلامت باشید. عیدتون هم مبارک ;-)


  • دکتر میم

+ روزهای جشنواره برای ما عوام، خیلی خوش میگذره و جو خیلی خوبیه. چه از اون سالهایی که پیش فروش بلیط نبود و ساعتها زیر برف و بارون توی صف می ایستادیم و چه الان که بلیط هم میخریم و بازم بعضی وقتا برای بعضی فیلما ساعتها توی صف میشینیم و بین فیلمها با همسر کیک و چایی میخوریم. از جمع سینمایی ها و کل کل درمورد فیلمها و سینما با آدمهایی که اصلا نمیشناسی، تا همه فیلمهایی که طی یازده روز همش روی یه صندلی میشینی و هر روز آدمهای ثابتی کنارت میشینن و هر روز درمورد فیلمهای روزای قبل و بعد حرف میزنین و سر فیلمها میخندین و گریه میکنین و فحش میدین و تشویق میکنین. سر یه فیلم که امسال ۴ ساعت توی صف نشستیم و با آدمهایی که کنارمون بودن، چند بار به نوبت جا رو نگه داشتیم، روز بعدش  که رفتم سینما و یه صف دویست نفره دیدم،، ده نفر توی صف بهم جا تعارف میکردن :-)) همه از دوستان بینامی که این روزها دیده بودم. هرچند که این روزها از صبح میرفتم کار تا ۲ ظهر و بعد سینما تا ۸ و از ۸ تا ۱۱ شب دوباره کار ، اما از لذتش هیچ سالی نمیشه گذشت.


+ بهترین منتقدهای فیلمها، مردم ن. هر منتقدی، هر داوری و حتی هر خبرنگاری که درمورد یه فیلم خوب یا بد میگه، یا رای میده، یه نفع و ضرری داره. از سفارشات گرفته تا روابط، دوستی ها، کارهای آینده، سفره هایی که پهن خواهند شد و... 

هرچند که نظر مردم کاملا بدون نفع و ضرر برای خودشونه، اما خیلی از مردم هم نظرشون با بازیگر یا کارگردانیه که دوست دارن و بدون توجه به کیفیت اون کارشون، نظر میدن. منم بعضی از کارگردانها و بازیگرا رو دوست دارم، اما همیشه خود ِ فیلم برام مهمتر از هرچیزی بوده.  بارها به فیلمهای کارگردانا و بازیگرای دوستداشتنی، شدید انتقاد کردم و بارها از فیلم آدمهایی که ازشون متنفر بودم، کلی حال کردم.


+ سالهاست که دیگه داوری فجر مهم نیست. همه میدونن پشت پرده سیاست های کثیف هر ارگانی، توی سینما هم بوده و خواهد بود. از رشیدپور ابله گرفته، تا دبیر جشنواره و وزیر فرهنگ و...! در اصل، سیمرغ ها همونی بود که من دوپست قبل گفتم. تمااام :-) اگه یه درصد درمورد داوری شک داشتین، دیشب اگه برنامه هفت رو میدیدین، مطمئن میشدین یه مشت بدبخت ِ ترسو و بقول خودشون مصلحت طلب ، و با کدخدا منشی تصمیم داشتن بدون درنظر گرفتن ذات هنر، جوایز رو بین پیر و جوان و طیف های سیاسی و موافقین خودشون تقسیم کنن. طیف های سینمایی و سیاسی ِ مخالف در هرر دوره ای و همینطور فیلمسازان مستقل هیچوقت دیده نمیشن. مثلا بارها شده که یک فیلم در اسکار یا کن یا گلدن گلوب، ۱۰_۱۱ جایزه اصلی رو برده و هیچ اشکالی هم نداره! و دلیلی نداشته که حتما هر فیلم حتما دو سه جایزه برنده بشه فقط به دلیل اینکه جوونها روحیه بگیرن یا شائبه ای پیش بیاد. شائبه وقتی پیش میاد که لاتاری در هیچ رشته ای کاندید نمیشه و نه تنها فیلمش، که همه بازیگراش در هر فیلم دیگه ای هم تحریم میشن! شائبه اینه که آدمهایی بی عرضه و حسود و ضعیف هزار انگ به فیلم سطح بالای بوقت شام میزنن... و بعد تنگه ابوقریب با حداکثر ۵٪ آرای مردمی، بیشترین سیمرغ رو میبره!! و یا اینکه ضعف داورها در انتخاب یک گزینه و نهایتا اهدای دو سیمرغ در چند رشته اصلی برای اولین بار در جهان!


+ رشیدپور نهایتاً بتونه مسابقه محله رو اجرا بکنه! نمیدونم به چه حقی قبل از اعلام برنده، از بین ۵-۶ نامزد، خودش دو سه نفر رو حذف میکنه؟! شوخیهای لوس و آبکی تا جایی که گاهی به استهزا و تمسخر میرسید. آدمی که ۱۰٪ قدرت اجرا نداره، و اطلاعاتش از سینما در حد اینه که فقط میفهمه کدوم دوربین روشنه، میاد در برنامه زنده قصه فیلمها رو لو میده، بجای ده تا منتقد ورر میزنه و نصف برنامه از خودش تعریف میکنه! 


+ بنظر من فیلمسازی وابسته ، فیلمسازی سفارشی و سینمای با پشتوانه، هیچ اشکالی نداره. بشرطی که از اون منابع استفاده خوبی بشه برای ساخت یه فیلم خوب. خوب بساز، سفارشی بساز. چه مشکلی داره؟! بقول اصغر نعیمی، کسی که از پوشک خودش تا هزینه میلیاری فیلم و سریال هاشو با رانت و بلاعوض میگرفته و هیچ برگشتی هم نداره، نباید از فیلمسازی مستقل حرف بزنه. بعضیا که کلاً نشستن و همه فیلما رو سفارشی میدونن. حاتمی کیا سفارشی سازه، مهدویان سفارشی سازه. باشه آهنگر سفارشی سازه. چطور وقتی موج مرده ، گزارش یک جشن ، یا دعوت رو ساخت، سفارشی ساز نبود؟! ... من درمورد فیلم نظرمو گفتم. حاتمی کیا بدون شک با فاصله بهترین کارگردان سینمایی و تکنیکی سینمای ماست و اکثراً چند پله بالاتر از سطح ما فیلم ساخته. حرفشو میزنه. هرچند فیلم امسالش هم عالی بود، اما چند صحنه هندی و طولانی و بی منطق جزو فیلمش بود. حرفهای اعتراضی دیشبش هم جزو لاینفک ذات حاتمی کیاست به افرادی که بی منطق به هر چیزی گیر میدن. فقط بعضیا آرومتر، میگذرن، بعضیا باشدت تر برخورد میکنن. این حرف مسخره ست که گفتن «نمیدونم حاتمی‌کیا چرا همیشه معترضه؟! اون که همیشه فیلماشو ساخته، حمایت شده، و همیشه سیمرغ هاشو گرفته!» ... موفق بودن و مورد اعتماد قرار گرفتن از طرف تهیه کننده ها و مردم، دلیل میشه که به حماقتها اعتراض نکنیم؟! همه چی فقط سیمرغه؟! مثل اینکه به بچه ت پول بدی، و دستش رو باز بذاری ولی صب تا شب برینی بهش و زیر بار هزارتا حرف و منت و تهمت ببریش. بچه نباید اعتراض بکنه؟! تهیه کننده ها و سازمانهای سینمایی به چشم تجارت و صنعت میبینن و مسلما هر سازمان، پشتیبان فیلمی میشه که فکر میکنه موفقیت بیشتری داره. زورتون میرسه،، فیلم خوب بسازین. یاعلی. باشه، حاتمی کیا آدم بد،، اما مگه هومن سیدی و پیمان معادی، زور و رانت داشتن که فیلم های به این محشری ساختن امسال؟ ... آدم های بی عرضه، فقط حرف مفت میزنن.


+ این خط، این نشون. فروش سال بعد، نشون میده که جای فیلمهای مغزهای کوچک و بوقت شام و لاتاری و بمب کجاست،، و جای تنگه ابوقریب کجا.


+ در کل سعی کنیم خودمون فیلمها رو ببینیم و بی توجه به نظر چند تا داور ضعیف ِ تحت تاثیر، از سینما لذت ببریم و بنظر من فیلمهایی که ارزش دیدن روی پرده رو دارن :

لاتاری ، مغزهای کوچک زنگ زده ، به وقت شام ، بمب ، سرو زیر آب ، دارکوب ، مصادره ، شعله ور ، اتاق تاریک 

- عرق سرد رو ندیدم، اما از ساختش تعریف زیادی شنیدم.

- و فیلم تنگه ابوقریب برای من ارزشی نداشت اما لازمه روی پرده دیده بشه.


+ جوگیر و احمق و رشیدپور نباشیم


  • دکتر میم