روزنوشت های دکتر

کفارهٔ شرابخوری های بی حساب ... هشیار در میانهٔ مستان نشستن است

روزنوشت های دکتر

کفارهٔ شرابخوری های بی حساب ... هشیار در میانهٔ مستان نشستن است

پربیننده ترین مطالب

۴۲ مطلب با موضوع «فیلم» ثبت شده است

سال ۸۶ ،، آبان بود ... یا آذر ، نمیدونم... شاید فقط همین میتونست گولم بزنه و سر عروسی نزدیکترین دخترخاله م به این فکر کنم که حالا اشکالی نداره یه کم دیر برسم عروسی! ⁦:-)⁩

تماشای دوگانهٔ جنگی کلینت ایستوود، توی سالن کوچیک حوزه هنری و با صدای دالبی. «پرچمهای پدران ما» و «نامه هایی از ایوجیما»

از اونجایی که مجموعاً تماشای این دوفیلم پشت سرهم، ۶ ساعت طول کشید، وقتی رسیدم تالار عروسی، شام هم تموم شده بود و... هیچی دیگه ⁦:-)⁩

شاید من بخاطر تاثیر جنگ توی زندگیم همیشه دنبالش بودم! یا اینکه تحت تاثیر آدمهایی بودم که متاثر شدید از جنگ بودن... و شاید بخاطر حس کردن جنگ با تمام وجود توی افغانستان زمان طالبان یا...

درک وضعیت زمان جنگ خیلی پیچیده ست! بخاطر همین شاید برای خیلیا که دقیقا اون شرایط و لحظات وحشتناک رو درک نمیکنن، کلمه «صلح» و «تلاش برای صلح» چیزی فراتر از یک ژست روشنفکرانه نباشه، که مثلا بهتره که جنگ نباشه و صلح باشه! حالا توی یمن جنگه، توی عراق جنگه، توی سومالی جنگ و قحطی شدیده.... اینا در حد یه پست اینستا و نهایتاً یه دلمشغولی گهگاه کفایت میکنه! کاری نمیشه کرد... همینه دیگه! آره؟ 

اینا باشه برای یه پست دیگه.

و اما فیلم...

فیلمای جنگ برای من چند دسته ان. و مسلماً چون خیلی روی ادبیات زمان جنگ، تاریخ جنگها و دلایل و تاثیراتش و همینطور فیلمهای ژانر جنگ، حساسم، پس فیلمایی که میبینم رو با وسواس خاص تری میبینم.

این فیلمها یا در مورد جنگ مستقیم، یا جنگ و یک موضوع فرعی درام یا عاشقانه ست، و یا تاثیرات جنگ خارج از میدان جنگ یا سالها بعد از جنگ هستش.

((هرچند همشون بنظرم عالی ان، اما بازم چون میدونم همشو نمیبینین، بعضیا رو ستاره دار کردم که یعنی نبینین، باختین))


+ خارجی:

تا جایی که پاهایم توان رفتن داشت  As Far as My Feet Will Carry Me *

پرل هاربر Pearl Harbor

سرزمین هیچکس No man's land **

(۱) پرچم های پدران ما the flags of our fathers *

(۲) نامه هایی از ایوجیما Letters from Iwo Jima *

دشمن پشت دروازه Enemy at the Gates

اینک آخرالزمان Apocalypse Now **

یک نامزدی طولانی A Very Long Engagement

نجات سرباز رایان Saving Private Ryan *

جوخه Platoon

زندگی دیگران The Lives of Others **

غلاف تمام فلزی Full Metal Jacket

پیانیست The Pianist *

لعنتی های بی ابرو Inglourious Basterds

خط باریک قرمز The Thin Red Line *

زیر زمین Underground 1995

راه های افتخار Path of glory

بازداشتگاه شماره ۱۷ ،، Stalag 17

قایق Das boot *

ستیغ اره ای Hacksaw Ridge *

سقوط Downfall

لیست شیندلر Schindler's List *

پسر شاول Son of soul

خشم Fury

+بعداً اضافه شد:

زندگی زیباست life is beautiful *

فارست گامپ forrest gump *

سرزمین مین  land of mine

پل جاسوس ها Bridge of spies

دیکتاتور بزرگ The great dictator

استالینگراد Stalingrad 


+ ایرانی:

آژانس شیشه ای *

ملکه **

دیده بان

کانیمانگا *

عقاب ها

حمله به اچ ۳ *

لیلی با من است

بوی پیراهن یوسف

از کرخه تا راین

برج مینو *

روبان قرمز

شیار ۱۴۳ *

روزهای زندگی

ایستاده در غبار *

موج مرده

+بعداً اضافه شد:

دوئل


+ اگه چیزی بنظرتون از قلم افتاد کامنت بزارید.

* عنوان، برگرفته از یادگاری ایه که یه استاد تاریخ یازده سال پیش در کتابم نوشت.


  • دکتر میم

ملغمه

۲۱
بهمن

۱. دوچرخه ای دارم، که خیلی زیاد هم ازش استفاده میکنم. بزنم به تخته، مثل پلنگه. چیزی که همیشه توجه میکنم اینه که مردم ما برعکس موتور سوارها، خوشبختانه احترام زیادی برای دوچرخه و دوچرخه سوار قائلن!

چند روز پیش بردمش برای سرویس، صد و ده تومن خرجش شد! والا خرج ماشین ها اینقدر نمیشه که این شد! ⁦:-|⁩


۲. «خوب بد جلف» عالی بود، یکی از استانداردترین کمدی هایی که دیدم.

این فیلم از هفته بعد سراسر کشور اکران میشه ⁦:-)⁩

«مادری» هم که یکسال انتظارشو میکشیدیم. همون فیلمی که پارسال که یزد بودیم، داشتن اونجا میساختن. که هانیه توسلی رو توی کوچه پس کوچه های خلوت یزد دیدیمش. یه فیلم عاشقانه خوب و ساده و بی حاشیه و تمیز و آرووم ⁦:-)⁩ 

شیش ماه پیش توی بیمارستان شریعتی داشتن یه فیلم میساختن. رفتیم جلو دیدیم همایون اسعدیانه. امشب فهمیدم داشتن فیلم «یک روز بخصوص» رو میساختن. یه کپی از ایده های اصغر فرهادی. با کلی بازیگر. قهرمانی که در دوراهی بحران اخلاقی گیر میکنه ⁦:-\⁩ توی سالن میخواستم یه کاری بکنم. دوستم نذاشت. گفت آخه چجوری فرار کنیم؟!

«کارگر ساده نیازمندیم» رو نرفتم. بلیتو دادم دوستان برن. حوصله مون نکشید دیگه. اختتامیه خنده دار امسال شروع شده. از فردا بشینیم باز فیلم خارجی ببینیم. شمام از شر این پست های جشنواره مسخره من راحت میشین.


۳. خدا پدر اینستا لایو رو در بعضی موارد بیامرزه!


۴. ۲۲ بهمن مبارک...


+++ بعد نوشت:: چطور ممکنه، بهترین فیلم یه جشنواره، توی هیچ رشته اصلی دیگه ای سیمرغ نگیره؟! پس به واسطه چی بهترین فیلم شد؟! 

(توضیح: «ماجرای نیمروز»ی که به گفته همه باید حداقل هفت سیمرغ میگرفت، بهترین فیلم شد و فقط سیمرغ طراحی صحنه و لباس رو گرفت!!)


  • دکتر میم

نشسته روبروم، زل زده بهم که دارم خبر میخونم. 

- آخه مرتیکه، فرانسیس فورد کاپولا هم روزی سه تا فیلم میبینه؟ که تو میبینی؟ خود ِ فراستی بزور شاید روزی دوتا ببینه! تو دوبار میری سینما، حتماً شب یکی هم توی خونه میبینی! تو کی پس کار میکنی؟ از کجا میاری میخوری؟ 

- مگه جیب باباتو زدم؟ مگه کارمند تو ام که غر میزنی؟ از صبح ساعت ۷ میزنم بیرون تا ۱۱ شب میرم خونه. کارامم میکنم، فیلمام هم میبینم،،، کلاً ده روزه دیگه.

- آخه بابا تو کل سال هم باز سینما میری. افخمی ازت دعوت نکرده برنامه هفت؟

- اگه دعوت بکنه که خرابشون میکنم. گند بزنه توو این جشنواره. اون از وضع گند بلیت فروشی. اون از افتضاح شروع جشنواره. این از فیلمهای مسخره و حالا هم داوری ها. خدایی چه فکری کردن؟

- حالا اینا رو ولش، یه بلیط گشت ۲ جور کن بریم ببینیم.


واقعاً بنظرم دیگه ارزش نوشتن نداره، ارزش دیدن نداره. امسال به یمن قدوم من توی جشنواره، بدترین سال تاریخ جشنواره فجر بود، بدترین فیلمها، بدترین داوری ها. 

+ دیروز «زیر سقف دودی» از پوران درخشنده رو دیدیم، مثلا نامزد بهترین فیلم شده! نمیدونم چرا؟ فیلم واقعاً بد بود. از اول تا آخر رو به دوربین شعار میداد. قصه معمولی و مسخره مثل فیلمای بیست سال پیش. حتی بازی عالی فرهاد اصلانی و مریلا زارعی هم نتونست فیلمو نجات بده.

+ شب فیلم پرحاشیه «قاتل اهلی» از کیمیایی رو دیدیم. غلغله، پرحاشیه، سر و صدا، شعارهای مردم بعد از فیلم، ... من همه فیلمای کیمیایی رو میبینم. هرچی که بسازه. و این سالها هم خیلی فیلمای بدی ساخته. و کلی از من فحش خورده. اما از قاتل اهلی بدم نیومد. پرویز پرستویی و امیر جدیدی عالی بودن. فیلم هم بد نبود، بشرط اینکه «پولاد کیمیایی» شو حذف بکنه.

+ نامزدهای سیمرغ به افتضاح ترین حالت ممکن اعلام شده. خیلی فیلمها دیده نشده. «ماجرای نیمروز» فیلم فوق العاده مهدویان (که با اختلاف خیلی بالاتر از سینمای ایرانه) توی رشته هایی که باید، نامزد نشده. فیلم «بدون تاریخ بدون امضا» که اصلا حتی یک ثانیه موسیقی متن نداشته، نامزد بهترین موسیقی متن شده! «سارا و آیدا» بدون داشتن جلوه های ویژه، نامزد بهترین جلوه های ویژه میدانی شده!!!! و... طوری که خودشون هم تعجب کردن!

+ از هفت داور جشنواره، پنج تاشون تابعیت دوگانه دارن. گفته میشه دیده نشدن و جایزه ندادن به «ماجرای نیمروز» که درمورد مجاهدین خلق هستش، بخاطر ترس داوران از آزار و اذیت منافقین در محل زندگیشون در اروپا و کاناداست! تاسف بار نیست؟

+ بعد از چند سال که امسال رفتم جشنواره، سینمای ایران بدترین دوران تاریخ خودشو میگذرونه! تصمیم گرفتم بخاطر اعتلای سینما و خونه خراب نشدن «خانه سینما» از سال دیگه از جشنواره کنار بکشم! ⁦:'(⁩

+ تاحالا حدود بیست فیلم دیدم، پنج فیلم دیگه هم میبینم. چهارتا امروز و فردا (خوب بد جلف ،، یک روز بخصوص،، مادری ،، کارگر ساده نیازمندیم) و دوشنبه هم «سد معبر»

بعداً یک خط درموردشون خواهم نوشت.

+ هیئت برگزاری و داوران جشنواره انسانهای بی مغز ، بی مسئولیت و احمقی هستن. مثل اونا نباشیم.


  • دکتر میم

۱۷ بهمن: 

فیلم اول «کوپال» ، فیلمی خاص و جالب (برای من و اکثر بیننده های اون روز) ، شاید ۱۵ تا ۲۰ دقیقه وسطاش یه کم کشدار بود، اما دوستش داشتم و خوشحال شدم از دیدنش.

--- مهم : یه خطر کوچولوی اسپویلی --- فیلم «کوپال» رو میتونیم نسخه خاص و دگرگونه ای از فیلم فوق العاده «۱۲۷ ساعت» دونست.

به فیلم خوب «کوپال» نمره ۲ یعنی «خوب» دادم.


فیلم دوم «تابستان داغ» بود. با کلی تعریف که ازش شنیده بودیم وارد سالن شدیم. با صف خیلی طولانی بلیت، با سالن پر از بیننده و با خبرنگار برنامه هفت که اونجاها میچرخید، این حس میومد که  قراره فیلم خاصی ببینیم.

فیلم اوایلش خوب بود، بازی های خوب، فیلمنامه خوب و تاثیرگذار، یادآوری فیلم عالی «The Hunt» ، علی مصفا و پریناز ایزدیار و مینا ساداتی و صابر ابر و... همه چیز جور بود.

اما کم کم سوتی ها شروع شد. منطق فیلمنامه از دست رفت، اتفاقات فیلم، از حالت تاثیرگذار و ناراحت کننده، حس مسخره و خنده به بیننده میداد.

اعصابم بیشتر از این خرد شد که بعضی آدمها (و متاسفانه کارگردانها) فکر میکنن خانواده های فقیر ، حتماً احمق و بیشعورن! 

فکر میکنن شعور به مدرک تحصیلیه! توی فیلم خانواده فقیر و کم تحصیلات، تصمیمات احمقانه میگیره و خانواده پولدارتر و تحصیل کرده، تصمیمات معقول و بافکر!

راضی نبودم. با همه جوانب خوبش اما نمره ۳ یعنی «متوسط» دادم.


۱۸ بهمن: 

قبل از شروع جشنواره از ترکیب اجرایی فیلم «چراغ های ناتمام» میدونستم بدرد نخوره و من نمیرم که ببینم. اما جالب اینکه چند نفر گفتن فیلم خوبیه!!

خلاصه خر شدم و توی این سررما رفتم توی سالن! جای همگی خالی، سالن گرم گرم بود. بزارید به جای تعریف فیلم، اینو بگم، خودتون میفهمید. اوایل حدس زدم ممکنه فیلم متوسطی بشه، اما... یه نیم ساعتی که از فیلم گذشت، فهمیدم که نه... از این فیلم، چیزی در نمیاد! خلاصه شال گردنمو کشیدم روو صورتمو... تپل خوابیدم ⁦:-)⁩

منی که تاحالا توی سالن سینما نخوابیده بودم، خوااابیدم!! بالاخره شرایط، میطلبید دیگه ⁦:-D⁩

ببینم بالاخره یه نفر پیدا میشه بیاد بگه: «دکتر جان ، ببخشید مزاحم اوقات شریفتون شدیم» 

لعنتی فیلم پر سر و صدایی بود، بعد از چهل دقیقه خواب ناز و گرم، یهو یه بمب منفجر شد و بیدار شدم. پاشدم و رفتم بیرون و با لطف زیاد، یه رای ۵ «خیلی بد» بهش دادم و رفتم بسمت فیلم دوم.


«سوفی و دیوانه» از مهدی کرم پور. شواهد میگفت باید فیلم خوبی باشه. حقیقتش من زیاد خوشم نیومد. همسر یه کم خوشش اومد. زیادی عادی بود! بیشتر حس و حالی بود. اینکه با حال بعضیا بسازه، با بعضیا نه.

من نمره متوسط ۳ دادم.


+ شنیده ها و دیده ها حاکی از اینه که «ماجرای نیمروز» بهترین فیلم و «لیلا حاتمی» بخاطر «رگ خواب» بهترین بازیگر زن خواهد شد. و امیدوارم «امیر آقایی» بهترین بازیگر مرد بشه. هرچند که «نگار» فیلم خیلی خوبی بود و حس میکنم کم دیده شد. پیمان معادی هم توی پست اینستاش فکر کنم تحت تاثیر پست قبلی من درمورد نگار، نوشته ⁦:-D⁩


  • دکتر میم

۱۵ و ۱۶ بهمن:

به این نتیجه رسیدم دلیلی نداره درمورد بعضی فیلما بنویسم! ظاهراً اکثر فیلمها بدون دیده شدن انتخاب شدن برای جشنواره. بجز شاید هفت هشت فیلم که ارزش دیدن دارند.

فیلمهایی که فقط خودم خوشم نیاد رو درموردش مینویسم، شاید شما ببینید و خوشتون بیاد. اما بعضی فیلمها رو جداً میگم نبینید! ارزش وقت خیلی بیشتر از ایناست!

«ماجان» و «شٙنِل» رو نبینید! کسی هم نیست که بابتش ازم عذرخواهی کنه ⁦:-\⁩ فکر کنم کارگردان دستش خورده بود و از روی شبکه جم، فیلم ضبط کرده بود. به همشون نمره ۵ یعنی «خیلی بد» دادم.

شنیده شده که «پشت دیوار سکوت» هم دیدنی نیست که هیچ، دری وری هم هست.


و اما «نگار» از رامبد جوان، بازی نقش اصلی نگار جواهریان

راستش من از فانتزی خوشم میاد، از فانتزی رامبد جوان بیشتر.

«نگار» رو نمیشه توضیح داد! نمیشه تعریف کرد! اما میتونم بگم «نگار» ترکیبی بود از کتاب وزین «آئورا» از فوئنتس، ایده هایی از فیلم «هری پاتر» ۵ و ۶ ، فیلم sin city 1 از رودریگز، ترکیبی از خشونت تارانتینو و اسکورسیزی، فیلم «جوانی بدون جوانی» از استاد «کاپولا» ، نیم نگاهی به فیلم «memento» و شخصیتی بنام رامبد جوان که در کنار فیلمنامه نویسش، با هم شیشه مصرف کرده بودن! این دقت و این فانتزی، قطعاً احتیاج به شیشه داره. اونم متاعی ناب. دم اون ساقی، گرم. ⁦:-)⁩

فیلم خوب بود، به خاطر فیلمهای کمی بهتر از این، نمره ۲ یعنی «خوب» دادم بهش. قطعاً ارزش دیدن داشت، قطعاً ارزش سینما رفتن داشت، قطعاً ارزش شیشه کشیدن داشت ⁦:-)⁩)


  • دکتر میم

۱۳ بهمن :

امروز کار داشتم، فقط یک فیلم دیدم. «فصل نرگس»

کارگردان، نگار آذربایجانی بود و فیلم دومش بود. کاری ندارم به اینکه کلی بازیگر داشت گوهر خیراندیش و امیر آقایی و ریما رامین فر و یکتا ناصر و...

اینکه زنان در دل ماجراهای این فیلم نقشهای اصلی و پایه ای رو زنان داشتن و اکثر چیزها مربوط به اونا بود. اینکه سر یه سکانسش بلند بلند خندیدم. اینکه فیلمبرداری و تدوین و گریم و... چطور بود، (خیلی هم خوب بود)، کسی خوشش اومد یا نه... اما...

من این فیلمو خیییلیییی دوست داشتم. خیلی. و بعد از فیلم، یه رای ۱ یعنی «خیلی خوب» شیرین بهش دادم.

فیلم رو باید با حواس جمع دید و به نشونه هایی که کارگردان میده توجه کرد، تا بتونی قصه رو جمع بکنی.


+ فیلمهای «ماجرای نیمروز» ، «رگ خواب» ، «خفگی» و «سدمعبر» رو دوست دارم ببینم، اما باید هفته دیگه توی صف بایستم و بلیت گیر بیارم ⁦:-\⁩


۱۴ بهمن: 

«خانه دیگری» .... بالاخره باید فیلمایی باشه که توی اتوبوس های بین شهری پخش بشه دیگه... ⁦:-\⁩ اجازه بدین زیاد واردش نشیم. نمره ۴ دادم یعنی «بد»

خیلی سررد بود، باعجله رفتم دنبال کارهام، سعی کردم تا ساعت ۶:۳۰ تموم کنم که به فیلم بعدیم برسم ... و بسختی و نفس نفس زنان رسیدم سینما استقلال.

«آزاد به قید شرط» ، فیلم خوش ساخت اما با فیلمنامه تکراری و اتفاقات کاملا پیش بینی شده بود. میتونست یه تله فیلم خوب باشه. در مورد یه زندانی که بصورت مشروط آزاد میشه که تا یه سال نباید سمت هیچ خلافی بره، اما هی مواردی پیش میاد...

بازیگراش امیر جعفری و شقایق فراهانی بودن.

نمره ۳ یعنی «متوسط» بهش دادم.


+ هنوز اعصابم از کمدی انسانی خرده!! ⁦:-\⁩


  • دکتر میم

۱۱ بهمن:

حقیقتش جشنواره رو با یه فیلم افتضاح (روم نمیشه فحش بدم به کارگردان) شروع کردیم. کمدی انسانی.

فکر کنم اسمشو به این خاطر گذاشته بود که انسانها رو به سخره گرفته بود! دقیقاً حسی که اواخر فیلم داشتم. اینکه کارگردان داره مسخره م میکنه!

با اینکه گول تیزرها رو نمیخورم، اما تیزر جذابی داشت. بازیگرای بدی هم نداشت، اما...

ماجرای زندگی یه نفر از بدو تولد، دهه ۳۰ تا بعد از انقلاب بود. به بی معنی ترین و پراکنده ترین و احمقانه ترین شکل ممکن! 

من جا داره تشکر کنم از عوامل سریال معمای شاه و تقدیر و تشکر لازم رو بجا بیارم. تعداد معدودی فیلم بوده که در عمرم میخواستم از توی سالن بلند بشم و برم بیرون. این فیلم، یکی از اونا بود!

بگذریم. اومدیم بیرون و بدون تامل برگه آرای مردمی رو توی کمترین نمره ممکن انداختم. نمره ۵ ، «اصلا نپسندیدم»

فاصله تا فیلم بعدی، خوش گذشت، کمی از تهوع فیلم اول کم شد تا از پردیس چارسو رفتیم سینما استقلال.

فیلم دوم «اشنوگل» بود. فیلمی متوسط رو به خوب، راضی کننده برای من. و از ژانر ِ دفاع مقدس. برای منی که ژانر جنگ (چه ایرانی، چه خارجی) رو میپسندم، نمره قابل قبول ۲ ، «خوب» یعنی نمره دوم رو کسب کرد. ماجرا، یه عملیات زمان جنگ بود که مسائلی رو پیش آورده بود و در زمان حال در حال بررسی اون بودن و فیلم با فلش بک هایی به زمان عملیات جلو میرفت. راضی بودم. بعد از فیلم هم شهرام حقیقت دوست رو دیدیم. همونجاها میپلکید.


۱۲ بهمن:

امروز سه شنبه بود، از ساعت ۷ که بیدار شدم قفل جلسه ساعت ۱۱ امروز بودم تا ساعت ۱۴:۴۵ 

از اون سر شهر با یه موتوری با اوضاع دیوانه واری خودمو به فیلم ساعت ۱۵ رسوندم. خداروشکر زنده رسیدم. همسر پای چک بلیت منتظر بود. رفتیم داخل. غلغله بود. روی زمین هم کلی آدم نشسته بود!

«بدون تاریخ، بدون امضا» فیلم وحید جلیلوند با بازی دوستداشتنی امیر آقایی ، هدیه تهرانی و بازی تکراری و تکراری نوید محمدزاده.

فیلم درمورد یک پزشک سازمان پزشکی قانونی (امیر آقایی) بود و اتفاق خاصی که براش میوفته.

فیلمنامه خوبی بود و سخت بیننده رو درگیر موقعیت های خودش میکرد. برای اینکه به تصمیمات و اعمال بازیگران توی فیلم، حق بدی، یا ندی، تصمیم گیری سختی بود و باید بیشتر فکر کرد. اما بنظرم قصه هم چند تا گاف کوچیک داشت. اما درکل از دوفیلم دیروز بهتر بود. نمره ۲ رو دادم. «خوب»

فیلم دوم «ایستگاه اتمسفر» رو دیدم،، توصیه اینکه اگه فیلم قبل و این فیلم رو مثل من توی یه روز و با فاصله دو ساعت دیدید، یه دربست بگیرید و به یه جای امن برسید تا یهو از فکر و خیال زیر ماشینی چیزی نرید! به همون درگیراننده کنندگی فیلم اول و بنظرم خیلی خوب و قوی. با بازی های خوب. کارگردانی خوب، و یه کم متمرکزتر از فیلم قبل. بعد از فیلم میخواستم بشینم دور میدون ولیعصر و پشت به پشت سیگار بکشم و به افق خیره بشم. ولی خب سیگاری نیستم. دوتا برگه رای داشتم، کلی فکر کردم بین نمره ۱ و ۲ ، آخر یکی رو توی ۱ انداختم، یکی رو توی ۲. خوب و خیلی خوب.


+ اتفاق امروز ساعت ۱۱ صبح، بخوبی برگزار شد. یعنی میشه گفت عالی بود. مممنون از انژی های مثبتتون. هرچند من یه چیزایی رو از ابعاد داستان نمیدونستم. اگه میدونستم، قطعاً توی چند روز گذشته استرس بیشتری میداشتم ⁦:-D⁩


  • دکتر میم

اینکه توی یک هفته گذشته، من چی کشیدم از دست این مسئولین احمق جشنواره فیلم فجر و چقدر حرص خوردم و چقدر اعصابم خرد شد، بماند.

اونقدر مفصل و مزخرفه که حتی دوباره بهش فکر میکنم، دیوونه میشم! منی که سال به سال اینقدر اعصابم خرد نمیشه و اصلا حرص نمیخورم ، این هفته از دست این حیوانات طویله ای، به اندازه سهمیه دوسالم، قاطی کردم!

بعد از اینکه فهمیدن که میخوام بیام جشنواره رو روی سر حیدری (دبیر جشنواره) خراب کنم، باهام تماس گرفتن که بیا مصالحه کنیم و این حرفا...:-))

خلاصه بگم دیروز از ساعت ۱۲ ظهر پردیس ملت بودیم. اگه استوری های اینستامو دیدین، حتماً درجریانین،، بعد از ۷ ساعت مذاکره مداوم و چهار بار آشوب درست کردن و یکبار بهم زدن نشست خبری یکی از مسئولین و  زخمی کردن مجموعاً ۸ نفر از مسئولین (دو مسئول بالارده و شش نفر رده متوسط... به رده پایینا که اصلا نگاه هم نمیکردم. جوابشونم نمیدادم :-D ) بالاخره یه کم دلم آروم شد و ساعت ۷ شب به یه توافقاتی رسیدیم.

وسطای ماجرا هم خبرنگار صدا و سیما کشیدم کنار، گفت بیا صحبت کن، گزارش بگیرم.

بهش گفتم چی بگم؟

گفت همونایی که اونجا میگفتی، دوباره بگو. ولی با آرامش بگو :-))

.

نمیشه با نوشتن، خوب توضیح داد، اما ... :-\ برای مایی که امید داریم گاهی کم کم یه چیزایی درست بشه، اما باز این اتفاقها و این مسئولین رو میبینیم، سخته. این مملکت واقعاً همه چیزش به همه چیزش میاد! سال ۲۰۱۷ باید میدیدین با چه وضع کثافتی کار میکردن!! 

خلاصه دیشب بعد از یه جنگ ۷-۸ ساعته و با شعار «انا فتحنا لک فتحاً مبینا» و موفقیت، برگشتم خونه :-)


+ ایشالا جشنواره امسال رو حدود ۲۴ تا فیلمشو میبینم. سعی میکنم طی جشنواره از یازدهم تا ۲۱ بهمن که روزی دو یا سه فیلم میبینم، تقریباً یک روز درمیون براتون از فیلما و جشنواره امسال بنویسم. اگه لازم شد کفشی پرت کنم، حتماً کاری میکنم که از اخبار یا برنامه هفت ببینین :-)

و اینکه فیلما رو قاعدتاً اسپویل نمیکنم. لو نمیدم. درخواست تعریف داستان ندین :-)


  • دکتر میم

این شبها

۲۷
آبان

+ شبهای بلند پاییز، وقت خوبیه که خیلی کارها کرد و بازم وقت داشت، مثلا بعد از غروب بری خونه آشناها و دوستان، یا شام بری بیرون، یا سینما ... و برگردی خونه و ببینی تازه ساعت ۱۰ ، ۱۱ شده! :-) و این شبها وقت خوبیه که همسر رو گول بزنم و از تحقیقات پایان نامه، بکشونمش پای تلویزیون و فیلم ببینیم :-)

فیلمایی که این چند روز دیدیم و یک توضیح یک خطی :

- cafe society : آخرین ساخته وودی آلن. مثل همیشه، دلنشین

- ice age 5 : قبلاً گفته بودم که از کمبود فیلمنامه، به تکرار و ادامه دنباله ها روو آوردن. افتضاح، مسخره، بی ایدهٔ جدید

- sausage party : از نظر ایده و خلاقیت، طبق انتظار، عالی. اما از نظر اخلاقی، زشت و افتضاح! مثبت ۲۵ سال!

- Ten cloverfield lane : از جسارت و فانتزیه کارگردان، خیلی خوشم اومد

- the intern : رابرت دنیروی استثنایی

- son of saul : اسکار بهترین فیلم خارجی پارسال، ساخت مجارستان، درمورد کوره های آدم سوزی نازی ها، تلخ تلخ تلخ

- finding dory : فوق العاده 

- carol : از اون فیلمهای ساده و خوش ساخت و بازی های خوب که میشه گفت خوب بود. در مورد گرایش دو زن بهمدیگه و حوادث پس از اون

- اعترافات ذهن خطرناک من (ایرانی) : خب من از هومن سیدی و فیلمایی که میسازه معمولاً خوشم میاد :-) احتمالاً این فیلمنامه رو بعد از دیدن فیلم memento نوشته.


+ دیشب فیلم سینمایی La meglio gioventù ایتالیایی رو گذاشتیم ببینیم، سالها توی لیست انتظار دیدنم بود. فیلم خوبی بود، حدود یک ساعت و نیم ازش گذشت، زدم ببینم چقدرش مونده! دیدم هنوز تقریبا ۲۰ درصد از فیلم رفته!!!!! 

دعوتتون میکنم به تماشای این فیلم شش ساعت و نیمه!!! :-))


+ دو پست قبلتر، حدود ۷۰۰ بار دیده شد! اما یه نفر نیومد بگه آقا، نارنگی کیلویی ۱۲۰۰ تومن، هشت کیلوش میشه ۹۶۰۰ تومن! نه ده هزار تومن! تازه برای ۸ کیلو خرید، باید تخفیف هم بدن! 

اما کسی نفهمید، یا نگفت! مثل پای وانت که کسی فکر نمیکرد و نمیگفت و میخریدن!!


  • دکتر میم

+ امروز رفتیم دورهمی وبلاگی، و چون بعدش نبودم و دیر رسیدم خونه و خسته ام، جزئیاتشو توی پست های هولدن ، جولیک و دیگران بخونید. فارغ از اینکه جمع خیلی خوبی بود و به من خوش گذشت،، بنظر من این حالت بهتره که وقتی وبلاگی رو میخونم، میتونم تصور بکنم کی اینو نوشته، و این خوبه :-)

+ هوا سرد بود امروز. با تشکر از فلاسک جولیک و هولدن، گرمابخش شکم ما :-)


++ ساعتی بعد از دورهمی، شخصاً با همسر رفتیم سینما، فیلم «سیانور» . من از خود بهروز شعیبی و فیلمایی که میسازه، خوشم میاد. زمان قصه فیلم مربوط به دهه پنجاه و زمان تصفیه داخلی گروه مجاهدین خلق بود. اگه از این دست فیلمها خوشتون میاد، سیانور فیلم راضی کننده ایه. 

بقول همسر،، بهروز شعیبی ادای دِین کرده به گروه مجاهدین خلق (و نه منافقین) . مجاهدینی که برای ایران و انقلاب، زحمت زیادی کشیدند، اما با بوجود اومدن تفرقه بین سرکرده های خودشون و اختلاف بین مارکسیست ها و مذهبی ها، دست به کشتن خودی ها زدند و مسیرشون بسمت ترور تغییر کرد. بعدش اسمشون شد منافقین. و خیلیها یادشون رفت و یادمون رفت که مجاهدین قبل از دهه پنجاه، کمک های زیادی به کشور کردند.


  • دکتر میم