روزنوشت های دکتر

آرامش ِ قبل طوفانم را برهم‌ نزنید... بگذارید ناخدا، اینبار هم کشتی را بسلامت بگذراند... سکوووت

روزنوشت های دکتر

آرامش ِ قبل طوفانم را برهم‌ نزنید... بگذارید ناخدا، اینبار هم کشتی را بسلامت بگذراند... سکوووت

پربیننده ترین مطالب

۶۲ مطلب با موضوع «فیلم» ثبت شده است

در این یکی دو ماه که بلاگفا هم نبود و من هم اوج درهم پیچیدگیه کاری رو تجربه میکردم, برای فرار از افکار پلید, بیشتر فیلم دیدم.

از اقبال خوبمون, فیلمهای خوب زیادی هم دیدیم. هم سینما, هم در منزل. گفتم درمورد بعضیاش بنویسم که اگه تونستین, ببینین.


- قصه ها:رخشان بنی اعتماد

رفتیم سینما قدس, ساعت ۳ بعدازظهر!! البته بیشتر بخاطر دیدن یکی از دوستان :-)

کارگردان ظاهرا یه شب بیکار بوده, چندتا فیلم موج نو فرانسوی هم دیده بوده, یهو گفته منم از اینکارا بکنم! در عرض دو ساعت , هرچی بدبختی و فلاکت و ناامیدی و سیاهی بوده جمع کرده روی کاغذ, شده فیلمنامه! با این ایده که کاراکترهای اصلی فیلم های گذشته ش رو همه رو توی یه فیلم جمع بکنه و نشون بده که چقدر بدبخت شدن و در این جامعه زن ستیز, فلاکت زده زندگی میکنن و همه ش تقصیر یه مشت مرد معتاد و هیز و عوضی و کثافته! به قول جواد طوسی(منتقد) در این فیلم همه سرنوشتها مشخص شده,, هیچ امیدی نیست, هیچ خدایی نیست! هیچ مرد خوب و با منطقی نیست! و...

خلاصه اینکه قصه بی سر و ته و ول شده فیلم اعصابمو خرد کرد. تنها چیزی که بود, فیلمسازیه تمیز و تیزبین و ریز بین خانوم بنی اعتماد و بازی همیشه عالی و لذت بخش پیمان معادی, بار بقیه بازیگران بد دیگه رو به دوش میکشید.

نکته ۱: اونروز ظهر, پختن ناهار و شستن ظرف ها پای من بود , حالا منو آورده بودن فیلم فمینیستی ببینم :-)

نکته ۲: این سینما ، چس فیلاش (پاپ کورن) مونده و بدمزه بود. از همه جا بهتر, چس فیل پنیری های سینما سپیده ست D:


- The Hobbit : پیتر جکسون

اگه سری کتاب و فیلم های ارباب حلقه ها و هابیت رو دنبال میکنین, قاعدتا این فیلمو دیدین. آخرین قسمت از کل این مجموعه, که به نظر من به قدرت قسمت های قبل نبود اما عالی بود. فقط سعی کنین فیلمو با تصویر بزرگ و صدای عالی ببینید.


- در دنیای تو ساعت چند است: صفی یزدانیان

رفتیم پردیس کوروش. واقعا یکی از کم نقص ترین و عالی ترین فیلم های ایرانی بود. یه عاشقانه ی آروم و موزیکال و قشنگ, بدون کوچکترین سکانس یا دیالوگ اضافی. با بازی عالی لیلا حاتمی و علی مصفا.

چیزی از فیلم نمیگم که حتما ببینین. فقط سینمایی برین با صدای عالی.


- The Duchess:ساول دیب

اروپایی ها و امریکاییها معمولا تبحر خاصی در ساختن فیلم های بیوگرافی و ‘مبتنی بر داستان واقعی‘ دارن. من عاشق اینطور فیلمام.

این فیلم خوب, سرگذشت یکی از دوک و دوشس های انگلیسی قرن ۱۸ بود که پیچ و خم عشقی فیلم دیگه روی اعصاب میرفت!

البته شاید چون من از بازیگرش (کیرا نایتلی) زیاد خوشم نمیاد! (میدونم الان فحش میدین بهم, , خب بازیگر خوبیه ولی زیاد ازش خوشم نمیاد دیگه! )


- Camp x ray : پیتر ستلر

فیلم هالیوودی بسیار خوبی بود که با یک ماجرای عاطفی در یک زندان, خیلی خوب میتونه پای فیلم نگهت داره.

ماجرای هشت سال بازداشت چند زندانی مسلمان در زندان گوانتانامو. با بازی کریستین استوارت و پیمان معادی.

اگه از فیلم هم خوشتون نیاد, بازی پیمان معادی, اونقدر عالی و جذابه, که خودش فیلمو یه تنه جمع میکنه. با یادآوریه صحنه هاش, هنوز گاهی میخندیم :-)


ادامه دارد...

  • دکتر میم

سه فیلم

۱۰
فروردين

(منتقل شده از بلاگفا)


(توجه: این متن, خطری برای لو رفتن قصه فیلم ندارد)
 
یادش بخیر یه زمانی هنوز جشنواره فیلم فجر, بلیط فروشی اینترنتی نداشت و ما هم کلی وقت و انرژی و حوصله داشتیم, توی سرمای سگ کش، زیر برف و بارون با بچه ها میرفتیم ۴،،۵ ساعت توی صف واسه خرید بلیط!! (واقعا ۴،،۵ ساعت) !  از اونجایی که امسال اصلا وقت نشد حتی از کنار سینماهای جشنواره هم رد بشیم, من و همسر سعی میکنیم فیلمای بهتر رو به ترتیب بریم سینما. اما کدوم فیلم بهتر؟؟! من نمیدونم این هیئت داوران جشنواره آخر روی چه حسابی رای میدادن؟!
و اما ...

فیلم اول : رخ دیوانه (ابوالحسن داوودی)
پریشب وقتی از سالن سینما بیرون می اومدیم, داشتم دیوونه میشدم از اینکه چرا سیمرغ بهترین فیلم رو دادن به این؟! یعنی واقعا در سال گذشته هیچ فیلمی بهترین از این ساخته نشده بود؟! مدام فیلم رو مرور میکردم و غر میزدم و حرص میخوردم و همسر, به حرص خوردن هایم, هرهر میخندید!
همه چیز تقریبا خوب بود, شخصیت ها , بازی ها , فیلمبرداری و تدوین ,.... اما اصلا مشخصات بهترین فیلم رو نداشت! یک فیلم کاملا گیشه ای , با داستان نیمه جذاب و قصه ای که سعی داره مدام به شما رودست بزنه , با کلی داستان انحرافیه اضافی و اندکی سوتی داستانی.
نمیخوام چیزی از قصه فیلم بگم که اونایی که فیلمو ندیدن, برن ببینن. چون هر فیلمی حداقل ارزش یه بار دیدنو داره. و این فیلم حتما.
اما مگه توی این چند سال اخیر, بارها نشد که هیئت داوران محترم جشنواره, فیلمی رو شایسته دریافت سیمرغ نمی دونستن؟! اینبار چرا؟ آخه کجای دنیا جایزه ی بهترین فیلم رو به یه فیلم گیشه ای سرگرم کننده میدن؟ مثالش فیلم فوق العاده Before i go to sleep که هم بافت فیلمنامه و هم بازیهاش و بازیگراش عالی بودن , اما حتی در جشنواره ها کاندیدای خاصی هم نشد! چون جایزه رو به فیلمی میدن که یه کاری برای صنعت و هنر سینما انجام داده باشه!
ولش, الان کم کم به فحش دادن میرسم. اما حتما فیلمو ببینین!
 
فیلم دوم : Whiplash , فیلمی از Damien Chazelle
همین اول بگم من اصلا فرنگی پرست نیستم! خیلی از فیلم های ایرانی رو سراغ دارم که از بهترین فیلم های خارجی هم بهترن.
پریشب, بعد از تحمل فشار بعد از "رخ دیوانه" و برای آرامش, قرار شد همون شب توی خونه, فیلم از پیش انتخاب شده Whiplash رو ببینیم. می دونستم فیلم خوبیه, اما خیلی خوشم اومد. شاید کمی هم تعصب داشتم, یکی به خاطر اینکه از فیلم های موزیکال و در مورد موزیک خوشم میاد. دیگه اینکه ماجرای فیلم, تجربه شخصی کارگردان در گروه موسیقی مدرسه پرینستون بوده و خاطراتشو به شکلی عالی و با کمی تصرف, ساخته. قصه فیلم رک و راست و پیام فیلم واضح و عالی و با قدرت زیاد به بیننده منتقل میشه.
جوانی در مدرسه موسیقی درس میخونه که نوازنده درامه و شدیدا تمرین میکنه تا به فرد بزرگی در موسیقی تبدیل بشه. داستان فیلم در مورد روابط بین این دانشجو و استادشه که رهبر گروه موسیقی مدرسه ست.
روحیه ام عوض شد :-)
 
فیلم سوم : ماهی و گربه (شهرام مکری)
من شهرام مکری رو از قبل میشناسم. قبل از اینکه وارد سینمای حرفه ای بشه, زمان دانشجویی, جشنواره های فیلم و عکس دانشجویی و فیلم کوتاه و...
طبق انتظار, همیشه فیلم های متفاوت و عجیبی میسازه. سه , چهار سال پیش که اولین فیلم بلندش "اشکان و انگشتر متبرک و..." رو ساخت و کلی هم سر و صدا کرد و نظرهای مثبت رو خودش جلب کرد, رفتم فیلمو دیدم. خیلی خیلی خوب و راضی کننده بود.
اما دیشب موفق شدیم با همسر و یک دوست همیشگی, به آخرین اکران های "ماهی و گربه" برسیم. پردیس سینمایی کوروش. (بالاخره رفتم کوروش. سالن های سینمای عالی, با صندلی های خوب و چینش عالی و صدای دالبی دیجیتال)
و اما فیلم با یک قصه کوتاه و مستند و با یک فیلمبرداری تسلسل وار و پیچیده بخوبی مخاطب رو شیفته خودش میکرد و در حقیقت گول میزد. کارگردان اونقدر درگیر مهندسی صحنه و دقیق بودن اتفاق ها شده بود که یادش رفته بود که فیلم مثلا قراره ما رو بترسونه! نه چیزی از ژانر ترس داشت و نه بازیگران شخصیت خاصی داشتند. بازی ها در کل افتضاح بود و قصه کاملا ول شده بود (برعکس فیلم قبلی اش)
بعد از فیلم, همه داشتن درمورد اینکه توی صحنه های فیلم کدوم بازیگر کجا بوده, حرف میزدن!
در کل فیلم خوبی نبود و اصلا انتظارشو نداشتم (با اینکه سبک خاصی بود)
نکته: من از اول فیلم مصمم بودم که وسط فیلم یه جایی بلند جیغ بزنم!  اما نشد! جیغ زدنی درکار نبود. کمی خاص بود و کاملا حوصله سر بر.

  • ۰ نظر
  • ۱۰ فروردين ۹۴ ، ۰۱:۱۵
  • دکتر میم