روزنوشت های دکتر

آرامش ِ قبل طوفانم را برهم‌ نزنید... بگذارید ناخدا، اینبار هم کشتی را بسلامت بگذراند

روزنوشت های دکتر

آرامش ِ قبل طوفانم را برهم‌ نزنید... بگذارید ناخدا، اینبار هم کشتی را بسلامت بگذراند

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

۷۳ مطلب با موضوع «چیزهایی هست که نمیدانی» ثبت شده است

Burning man

۱۲
شهریور

اگه علاقمند به فستیوال های شبه فرقه ای و خاص و عجیب هستید، همین الان آخرین روز فستیوال یک هفته ای burning man در امریکا ، صحرای نوادا در حال برگزاریست. یکی از بزرگترین فستیوال های آزاد جهان که برگزارکننده مشخصی نداره و همه شرکت کنندگان با لباسهای خاص و ایجاد فضاها و نمادهای خاص معمولا آفرینش های الهام گرفته از رنسانس، خود برگزارکنندگان آن هستند. نوعی سلوک هنری، و صدها جلسه و کارگاه و گردهمایی کوچک که در بطن فستیوال یک هفته ای «مرد سوزان» در هفته منتهی به اولین دوشنبه سپتامبر ، انجام میشه و در روز آخر (دیشب یا امشب) با سوزاندن مجسمه مرد حصیری ۲.۷ متری تموم میشه. 



وقت نکردم درموردش مفصل بنویسم فقط گفتم حیفه، بگم که اگه علاقمندین، درموردش سرچ بزنید و فیلمها و عکساشو ببینید.


  • دکتر میم

holy shit

۲۲
مرداد

گوه توو این زندگی موبایلی و مجازی که اخلاق و رفتار و زندگی خیلیا رو به احمقانه ترین وضع ممکن عوض کرده!

خودمون به یه سریها بها میدیم، همونا سر مردم کلاه میذارن و ما همچنان ادامه میدیم... و اونقدر عقل و هوشمون شده چشم به همین دنیای مسخره که دیگه نه کتاب می خونیم ... نه فکر و تحلیل میکنیم ... و نه... 


+ به پیوست پاراگراف بالا،، استوری های صدرا باقری رو سریع تا پاک نشده، ببینید و کامل بخونید و گوش بدید. امیدوارم هایلایتشون بکنه تا بمونه.


  • دکتر میم

رایحه

۱۵
مرداد

گفتم: «چی میشه که اخلاق مردم یه کشور عوض میشه و تصمیمای جسورانه و قاطعانه میگیرن؟!»

گفت: «همچین مواقعی،، کشاکش همین سختی ها،، زیر فشار همین کمبودها،، وقتی که کم کم میفهمن هیچکس نیست که به دادشون برسه، جز خودشون! ... و اونجا با کار درست یا غلط، میتونه نقطه صعود یا نابودی ملت باشه...اون دوره معمولاً اتفاقای عجیبی میفته! که زیاد هم توی تاریخ داشتیم»


+ قبلاً گفته بودم و به کرّات توی کامنت های دو پست قبل هم گفتم که عجیب امیدوارم. حالا بوی اتفاقات خوب (و همینطور هیاهوسازی های احمقانه) میاد... شامه هامونو قوی کنیم و باهوش باشیم.

++ اگه حرفهای دوهفته پیش رهبر برای هیئت دولت و همینطور حرفهای دیشب همتی، رییس جدید بانک مرکزی رو در مورد بسته جدید ارزی نشنیدید، سرچ کنید و بخونید. این مسیر خوبه، اگه ایشالا درست انجام بشه، روزگار برمیگرده.‌

+++ همه مسئولیم.


  • دکتر میم

نظراتتون برای این پست، مهمه:

اینکه میگن وقتی میریم توی طبیعت یا یه اقلیم ، نباید اثری از خودمون باقی بذاریم، فقط شامل آشغال و خرابی آثار باستانی و نابودی محیط زیست نمیشه. یه چیز مهمی که معمولاً توجهی بهش نمیشه، احترام به فرهنگ اون اقلیم و تاثیرات فرهنگیه. 

دوستی میگفت : «گروههای طبیعت گردی و تورهای زیادی میان به سیستان و بلوچستان و خیلی هم فازشون اکوتوریسم و دوستدار طبیعته. اما چیزای زیادی رو رعایت نمیکنن. اونم در نظر گرفتن نحوه پوشش و نوع زندگی و اعتقادات مردم منطقه ست. اکثر مردم بومی اون مناطق (و خیلی دیگه از مناطق ایران) فرهنگشون با چیزی که ما به عنوان پوشش در شهرنشینی مدرن میشناسیم، فرق داره. گروههای مسافری که میان اینجا اکثراً فکر میکنن اومدن یه کشور دیگه و چون شاید نظارت و فشاری نباشه، میتونن راحتتر از حتی شهر خودشون بدون حجاب یا مردها با شلوارک در ملأ عام بچرخن! خیلی از خانواده های بومی اینجا با دیدن اینها، دیدشون در مورد مردم تهران یا مشهد یا اصفهان یا... اینطوری عوض میشه که اینا چقدر بی دین و ولنگ و بازن و بی قید و بندن ، پس اگه بچه های ما برن به این شهرها برای ادامه تحصیل، یا کار ، مثل اینا میشن و عوض میشن و.... و اون احساس امنیت رو از دست میدن و نمیذارن بچه هاشون (مخصوصاً دختراشون) برای دانشگاه یا کار یا هر پیشرفت دیگه ای برن تهران یا شهرهای بزرگ دیگه! واقعاً نمیذارن. و این شمایین که دارین دختر و پسر باهوش و مستعدی رو در یه شهر محروم، زندانی میکنید! »

خانم دکتر بلوچ میگفت «بعضی از دوستانی که میخوان بیان چابهار و میفهمن که اونجا اسکی روی آب داره، میپرسن که یعنی با بیکینی میشه رفت اسکی روی آب؟! .... و بعد در مورد نحوه دیدگاه مردم و نوع پوشش میپرسن و رعایت میکنن و به تفریحاتشون هم خیلی خوب میرسن... و این خیلی خوبه که میپرسن و رعایت میکنن و لذت هم میبرن»

بارها گفتم که ما به خاطر اطلاع نداشتن از همه چیز یا مطالعه نکردن و کم فهمی و عدم قدرت تحلیل خیلی مسائل، فقط ظاهر رو درنظر میگیریم و خیلی چیزا رو نمیفهمیم! یکی دیگه میگفت «همینه که هست ، باید فرهنگشون عوض شه!» 

بهش میگم: «تغییر فرهنگ زوری نیست، کار ما نیست، فرهنگ ، جزوی از اخلاق مردمه. فرهنگ باید با مرور و طبق شرایط زمانه و در قالب خودش تغییر بکنه! درمورد روال تغییر فرهنگها بخونید، روال بسیار زمانبر و حساسیه. اخلال در اون، ضررهای شدیدی به یه جامعه میزنه. اگه به زور و سرعت کار باشه، هر کی فکر میکنه فرهنگ خودش درسته! پس نباید به حجاب اجباری هم اعتراض کنین، چون یه سری فکر میکنن اون فرهنگ، کامل و درسته! پس اونا هم میگن باید بزور، فرهنگ بی حجابا عوض شه. واسه همین کارشناسا میگن این یه روال حساسه که با گذشت زمان قابل انجامه»

...

«از یکی از جزایر قناری در جنوب اسپانیا، که بهش «جزیره لختی ها» هم میگن، تا اولین روستای مرزی مراکش، حدود ۱۲۰ کیلومتر فاصله ست. شاید کمتر. حدود یه ساعت طول کشید با یه قایق کوچیک رسیدیم بهش. روستای مسلمان نشین که زنها پوشیه (روبند) داشتن و مردها دشداشه. و بشدت حساس و پایبند! قایق هایی که این فاصله رو میان، قبلش به مسافران توصیه اکید میکنن که برای گذر از روستا و ورود به مراکش از این محل، قوانین بومی رو رعایت بکنن و احترام بذارن. از نظر مسافت، فاصله ای نبود بین صفر تا صد ِ فرهنگ پوششی. اما سالهای ساله که رعایت میشه ... و با دقت و احترام»


  • دکتر میم

+ میگفت چون پول نداشتیم، داداشها و خواهرا، همه پولامون رو میذاشتیم روی هم، میدادیم داداش کوچیکه بره سینما. چون خیلی خوب فیلم تعریف میکرد :-)


+ دوست حاجی وقتی شنید اردیبهشت رفتیم دشت لار خوابیدیم، میگفت کسی نمیره اونجا توی اردیبهشت بخوابه، چون پلنگ ها میان سمت دریاچه بخاطر شکار!! 

پلنگ آخه؟!!! خب ما رفتیم و خوش گذشت... احتمالاً چون نمیدونستیم! حالا فهمیدیم که صداهای شبونه بیرون چادر، توهم نبوده!  :-||||


+ حاجی واسه سفر دشت لار، یه شعر دو خطی گفت ، رفت وزارت ارشاد، از کل ۲۵ کلمه ، ۳۴ تا اصلاحیه خورد! :-)) خلاصه اینو مجوز دادن:

«هوا ... بود 

باران، .. .... می بارید 

صاعقه ....

..... بر بالینم .......»


+ اون پست محیط زیست (سه پست قبل) ، یه شماره ۲ خیلی مهم داره.


+ حس بچه های دو سه ساله رو دارم که خودشون دست به ماشین لباسشویی میزنن!! بعد از پنج ماه از عمل زانو امروز تونستم مثل آدم بشینم سر دستشویی و... :-))


+ خدا کمک کنه، اواسط مرداد دوباره بریم سبلان. خرس مرا میخواند...


+ چی؟ مسابقه عکاسی؟!


  • دکتر میم

جداً برای شماره شیش خیلی صبر کردیم و خیلی زحمت کشیدیم.

از اون شبی که برنامه ماه عسل (واکسن زگیل تناسلی) پخش شد تا الان اتفاقات زیادی افتاد. فردای اون شب موجی در کشور افتاد و هزاران نفر هجوم بردن برای تزریق و حتی همچنان ادامه داره. اما چیزی که خیلی عجیب بود، و از همون شب بشدت فکرمونو مشغول کرد، مطرح کردن یه واکسن تحت آزمایش و تایید نشده و از همه مهمتر فساد و باندبازی کشور ما در وزارت بهداشت بود. و مطرح کردنش توسط یه دختر خوش زبون (و سابقه پرابهام) که نه اون بیماری رو داشته و نه تخصصی در اون مورد!! اونم در یه برنامه پربیننده تلویزیون! از شب پخش برنامه با چند تا از دوستان مخصوصاً سید مصطفا و صبادوست و همکار دامپزشکم در مرکز تحقیقات تگزاس) خیلی درموردش گشتیم و پرسیدیم و آمار گرفتیم...

نمیخوام درمورد ویروس ها و جزئیات واکسن صحبت کنم، اما همه پنج مورد (پست های یک تا پنج) قبل رو درنظر بگیرید... و از خودتون و مسئولین، سوال بپرسید و فکر کنید!

- ما حدود ۱۵۰ نوع ویروس زگیل تناسلی داریم و واکسن گارداسیل، در برابر ۴ نوع ویروس ایجاد مقاومت میکنه.

- مقاومت این واکسن حدود ۱۰ ساله 

- این واکسن در بعضی کشورهای پیشرفته دنیا ممنوع شده و خیلی کشور های دیگه دنیا درحالی که خودشون تکنولوژی واکسن رو دارن، اما تزریقش نه اجباره، نه تبلیغ میشه! چیزی که تبلیغ میشه و روش کار میشه، رعایت بهداشت فردی، غربالگری سرطان دهانه رحم، انجام آزمایشات دوره ای، آزمایشات پاپ اسمیر و... و همینطور دقت و مراقبت در انتخاب و تنوع شریکهای جنسیه!

- در امریکا (مرجع سازمان بهداشت جهانی) واکسن فقط یه توصیهٔ خیلی حاشیه ایه و خیلی محدود. بخاطر اینکه هنوز در حال تست و آزمایشه و در اسراییل (از قویترین جوامع تکنولوژی دارویی و پزشکی) واکسنی در کار نیست. البته اسراییل خودش بزرگترین توسعه دهنده واکسن هاییه که خودش مصرف نمیکنه.

- اولین بار واکسن گارداسیل در سال ۲۰۰۶ توسط شرکت قدرتمند و بزرگ Merck ساخته شد و اومد توو بازار و چه داستانهایی که تاحالا این شرکت و داروهاش نداشته.

- شرکت Merck یکی از هفت شرکت بزرگ داروسازی در جهانه که بر اساس ارزش بازار ویروس های جدید کار میکنه و فوق العاده از نظر قدرت و نفوذ و تکنولوژی قویه و داروهایی که براش حاشیه ساز میشن، به شرکتهای زیرمجموعه میسپره تا از بدنامی فرار بکنه! سال ۲۰۱۱ این واگذاری واکسن از Merck انجام شد.

- سال ۲۰۱۰ دکتر مرکولا از معروفترین محققین و پزشکان امریکا بخاطر همکاری مخفیانه در یکی از پروژه های شرکت Merck بازداشت میشه و اسنادی که در دادگاه اون دوران منتشر میشه از بزرگترین پرونده های پزشکی امریکاست! مرکولا بعدها بعدها بخاطر حمایت نکردن شرکت از خودش در زمان دادگاه، شروع به انتشار اسناد و تحقیقاتش میکنه و اینم یه نمونه ش در گزارش های خود شرکت Merck در سال ۲۰۰۸:

Gardasil is NOT a cancer vaccine .... Compared to Menactra, receipt of Gardasil is associated with at least twice as many emergency room visit reports; four times more death reports; five times more "did not recover" reports; and seven times more "disabled" reports

بله،،، گارداسیل، واکسینه دربرابر سرطان، نیست ... در مقایسه با واکسن مننژیت، چهار برابر گزارش مرگ بیشتر ،، و هفت برابر گزارش معلولیت بیشتر ،، و...

- مرکز تحقیقات پیشرفته این شرکت از سال ۲۰۱۲ برای ارتقا و بروزرسانی واکسن تحقیقاتشو آغاز کرد و هرسال گزارش هایی منتشر میکنه، اما هنوز واکسن جدید و جایگزینی عرضه نشده.

- در برنامه ماه عسل برای خرید فرمول گارداسیل و تولیدش در ایران، حدود ۵ میلیارد تومن جمع شد. قیمت فرمول گارداسیل حدود ۱۰۰ میلیارد تومنه!! خب... بقیه ش چی؟ اگه بقیه ش جور نشه (که نمیشه) چی؟ پول مردم چی میشه؟ 

- بعد از برنامه مثل همیشه، سلبریتی های مجازی همیشه در صحنه وارد شدن و کلی در مورد مزایای گارداسیل گفتن. وقتی تبلیغ ژل لاغری گامبوگامبو براشون سود داره، چرا روی گارداسیل اسکی نرن؟!

- میخواین جالبتر بشه؟! در ایران فقط سه شرکت واردکننده گارداسیل وجود داره و معلومه به کجاها وصلن! و هیچکس دیگه ای نمیتونه (حق نداره) گارداسیل وارد بکنه! ... واکسن خارجی ِ یک میلیون تومنی، که مدتها در انبارها بود و کسی نمیرفت سراغش، طی کمتر از دوماه، بشدت نایاب شد و حدود ۴۳۰ میلیارد تومن سود به جیب این سه شرکت واریز کرد. پس احتمالاً نباید منتظر تولید ملی این واکسن بمونیم!

- شرکت های خارجی داروسازی فرمولهای جدید و خوبشون رو به کسی نمیفروشن. فرمولها بعد از ۲۰ تا ۲۵ سال به کشورهای جهان سوم فروخته میشه!

- هفته پیش، دادستان کل کشور، از دستگاه قضایی بی نقصمون، زحمت کشید و وارد ماجرا شد. خانم مهمون خوش صحبت ماه عسل (یاسی اشکی) و عوامل برنامه ماه عسل به دادگاه احضار شدن برای ادای توضیحات!! و باز کسی نگفت که آخه آقای دادستان عادل، شما دست روی رییس و واردکننده و مجوزدهنده و سودبرنده نمیذاری،، میری خرده فروش کنار میدون رو بازجویی میکنی؟!

- قطعاً واکسن ها نقش زیادی در سلامت بشر داشتن ، اما بهداشت و صنایع وابسته، یکی از بزرگترین و پولسازترین مافیاهای جهان رو در اختیار داره که اولویت اولش فروشه، نه سلامت. امیدوارم هم این واکسن و هم واکسن ها و داروهای دیگه، بشدت در محیط سالم و شفاف ساخته و بروزرسانی و تولید بشه که همه آسون و با اطمینان بهش دسترسی داشته باشن، نه با هیاهو.

- از اتفاقات دنیای مافیای تجارت دارو و پزشکی و داستانهاش اونقدر چیزا هست که غیرقابل باوره!! داشتم با سید مصطفا حرف میزدم، چند مورد کوچیکشو تعریف کردم که خودم توی ماجراش بودم، فقط بیست دقیقه داشت مسیر افق رو پیدا میکرد!

+ میگن «اگه میخوای به مردم کویر، کشتی بفروشی، باید قانعشون بکنی که سیل بزرگی در راهه»


++ تحقیقات بیشتر : مستند Sacrificial Virgins ، در مورد فداشدن دختران باکره برای اهداف بالاتر ، منتشر شده در سال ۲۰۱۷


  • دکتر میم

چیز دیگر

۱۳
تیر

بهم ریختم... بعد از اینکه چیزی رو کنکاش کردم و فهمیدم! که البته از اون کنجکاوی های خانوادگی و خاله زنک نبود... از موضاعت سیاسی اجتماعی تاریخی که به مسائل روز هم مربوط میشه! و همیشه دنبالشم برای اینکه شرمنده خودم با افکار و تصمیماتم نباشم :-(

...و اینکه چقدر ما دوریم! بقول یه بزرگی، چقدر ما «مهجور» یم. خیلی چیزا رو نمیدونیم و خیلی تصمیمات رو باید با تحلیل هایی بگیریم که چیزی ازش نمیدونیم! و این چقدر بده. چقدر سخته. چقدر آدمها هستن که برای راحت کردن خودشون، با دم دستی ترین توجیهات و استدلال ها در مورد یه موضوع، برای خودشون به نتیجه میرسن ... و چه آدمهایی بودن توی تاریخ که توی سختترین و پیچیده ترین و تاریکترین و منافقانه ترین شرایط، تصمیم های عجیب و قوی میگرفتن! ... از زمان آغاز تاریخ بگیر تا اتفاقات بزرگ تاریخ، عصر پیامبر و خوارج و عاشورا و جنگ های جهانی و انقلاب ها و...

افسرده شدم :-/ خدا در این حد تستمون نکنه، من که احتمال ۹۹٪ بازنده ام... چمیدونم والا ... اصلا هم نمیخوام درموردش توضیح بدم. اصن چرا نوشتم؟ :-( 

اینکه یهو بفهمی یه واقعه ای یا یا باوری داشتی و واقعیت جور دیگه ای بوده و اینکه همون چار نفری که میدونستن چرا کاری نکردن؟! چرا چیزی نگفتن؟! چرا جلوی اشتباهات بعدی رو نگرفتن؟! :-/

و اینکه سیاست چقدر پیچیده تر و کثیفتر از چیزیه از بیرون حتی در تحلیلگرانه ترین حالت دیده میشه!


بقول حضرت علی (ع) : «حقیقت، پنهان است»


  • دکتر میم

۱. بنظرم رسانه ای که پول و نیرو نداره که سایت و اپلیکیشن طراحی کنه و خبرنگار استخدام بکنه، و فقط با یه پیج و کانال میخواد معروف بشه و درآمدزایی بکنه، مفت نمیارزه ، چون اخبار دوم همیشه بهش میرسه ،، و برای دیده شدن و جذب مخاطب ، یا مجبوره اخبارو دستکاری بکنه که جذابیتش بیشتر بشه، یا مجبوره خبر سازی بکنه! ... هرچند که اونایی که سایت و اپ و حتی شبکه هم دارن، دلیل بر معتبر بودنشون نیست.

یورگن هابرماس، نظریه پرداز آلمانی در کتاب The Theory of Communicative Action میگه : «احمق ترین و دهن گشادترین آدمها در رسانه و سیاست و اجتماع، همانهایی هستند که هیچ رسانه مخالفی را نمیبینند و نمیخوانند. نوعی "مدلسازی فکری" در رسانه هست که یعنی "مزخرف و پوچ جلوه دادن رسانه مخالف برای تحمیق عموم" در نتیجه، جمع کردن و گرایش طرفداران، به فقط یه نوع دیدگاه و القای حس اتلاف وقت برای خواندن و دیدن و شنیدن نظر مخالفان! همینکه بگویید آن روزنامه را نمیخوانم چون همیشه مزخرف و یکطرفه مینویسد، یعنی شما وارد یک پروسه حماقت فکری فاشیستی شده اید! تندروی شکل خاصی ندارد. در حقیقت باید آنقدر منعطف باشید که رسانه های مختلف، حتی در ظاهر بدترین و متوهم ترین آنها باید برای شما ایجاد سوال بکند. سوالات مختلف در گرایش های مختلف! و شمایید که چطور دنبال جواب سوالات بروید! انسانهایی که با سوالات حل نشده به زندگی پوچ خودشان ادامه میدهند، هیچوقت هیچ جای دنیا قرار نمیگیرند. و جوامع و مکاتب، به همین راحتی نابود میشوند یا پیشرفت میکنند،، با یک "مدلسازی فکری" هوشمندانه و همکاری یک گله احمق»


۲. من بدترین تصمیم زندگیمو که به خاطرش مسلماً تا آخر عمر خودمو نخواهم بخشید (و زخم روحی و جسمیش همیشه با من خواهد موند) درمورد رفتن به یه سفر ، گرفتم! نه به حرف کسی گوش کردم، نه به توصیه ها گوش کردم، نه شرایطو سنجیدم و نه پیش بینی و تحلیلی از جوانب و اتفاقات بعدی داشتم. کاملاً کور و مغرور. و باختم... و نتیجه ش یکسال سکوت و ده ها سال حسرت برام موند... 

«تصمیم گیری» شاید بنظر فرآیند راحتی بنظر برسه، اما برای تقریباً درست انجام دادنش، المانهای زیادی رو باید در نظر گرفت و المانهای زیادی هم نباید درنظر گرفت! مثلاً درمورد یه سفر، المانهایی مثل پول، مقصد، حرف مردم، خطرات، هزینه، همسفر، انتظارات، هدف، تاثیرات، و... وجود داره که باید همش بررسی بشه و البته بسته به شرایط بعضیا رو خیلی درنظر گرفت و بعضیاشو گذاشت کنار. اینجوری میشه که گاهی وقتا، بعد از تموم شدنش، میشینی و نگاه میکنی و با خودت میگی: می ارزید... 

یادمون بمونه، تاثیر ِ تصمیم گیری های کوچیک و بزرگ ما، بشدت روی روح و روان و جسم و زندگی روبرومون تاثیر داره! و اشتباه کردن در اون، تجربه خیلی خیلی گرونیه! 


  • دکتر میم

سه ، دیوار

۲۱
خرداد

توی پیج اینستاش که میری، انگار اومدی چهارراه مخبرالدوله، بیست متر پایینتر، سر کوچه مهران، تا چند سال پیش یه دیوار خالی بود، هرکی هر کاری داشت، اونجا آگهی میزد... «نیازمندی هستم، بازنشسته ارتش، به علت بیماری...» ، «گمشده ، این سگ از نژاد دوبرمن از تاریخ... به یابنده مژدگانی...» ، «کلیه و ریه ، سالم ، AB+ ... » ، «ما هستیم...» ، «بر پدر این حکومت و س...» ، «هشتمین دوره مسابقات جام در جام خروس جنگی و خون بازی، سر جاده ورامین، ته گاراژ اصغر دوقلو...» ، «عکس بده، جنازه...» ، «خدمات نصب و راه اندازی سهله بصورت کاملاً مخفی...» 

نه که همه جور آدمی اینجا رفت و آمد داشت، خلاصه اخبارش خوب میپیچید. کسی هم کاری نداشت چی درسته و چی غلط. هر چیزی مشتری خودشو داشت. 

هفت سال پیش اونجا با فرهاد نیم سوز، کار میکردیم. یه نوع پمپ کوچیک واسه کارمون میساخت. بهش میگفتن نیم سوز، چون تخصصش تعمیر پمپ های گرون قیمت و نیم سوز بود. عینهو روز اول. میرفتم سر مهران، زنگ میزدم، بیست دقیقه ای پیدام میکرد. نه که پمپ باشه فقط ، خیلی کارا میکرد. مث خیلیای دیگه اونجا... با هم چایی میخوردیم، میگفت «این دیواره خوب مشتری داره، از ده تا تابلو شهرداری توو شهر بهتر کار میکنه، یه آگهی بزن، یه روزه دویست تا زنگ خور داری. ولی توش-کنی هم زیاد داره ، یه ماه پیش رفیقای امید ، همون گنده هه که یه NS آبی داره، یه کاغذ زدن واسه شیره. به اسم داروی تقویت جنسی. فقط برای جوانان. دوتا بچه سوسول اومدن، اینام به اسم تست و نمونه بردنشون زیرزمین پاساژ آقامجید ، پاچنار، یه نیم-تیغ بهشون دادن کشیدن و... دیگه هیچی نفهمیدن و... میگفتن بدبختا با کون درد ، گشاد گشاد فرار میکردن... والا ، اینجا از اینام زیاد داره، ببو باشی همینجوری میره توو *ونت و نمیفهمی از کدوم ور خوردی. شانس بیاری در ری... حالا تو که خودت بچه گمرکی ممد ، داری چیزی اینجا برات آگهی کنم؟ خوب کار میکنیا.. تو زرنگی.. بچه ها آشنان هاا ، فک کردی هر کی هرکیه؟! واسه هر قسمتش پول میگیرن ازت، جای خوب دیوار یا جاهای کنارش که کم دیده میشه... قیمت دقیق که نداره، باج میدی دیگه... اما میگم بچه گمرکی و شناس منی، برات ارزون میزنن. تازه اینجا هم که میرین و میاین، چند تا بچه ها میشناسنت... ردیف کنم؟...»

یادش بخیر،،، شهرداری چند سال بعد دیوارو خراب کرد، جاش یه کانکس بازیافت گذاشت. فرهادو که دیدم «گفت امید و یه دوست دیگه شو اعدام کردن... ولی کی قبلاً رو یادشه؟ فقط گوه میخورن ... اراذل بودن دیگه... خیلی شر بودن. به زن و مرد رحم نکردن. اینجا هم یه مدت مامور میومد میچرخید، اونقدر اذیتش کردن، رفت. ولی اینجام دیگه مث قبل نشد، میگن بعضیا اینترنتی زدن و کار میکنن و... آره؟! »

...

طرف مثلاً سلبریتیه، معمولاً بازیگر ، توی پیج اینستاش که میری، انگار اومدی چهارراه مخبرالدوله ، بیست متر پایینتر، ... 

دقیقاً همونه، هرچی دستش برسه میزاره، درست و غلط، شایعه و تهمت بدون سند،، راست و دروغ،، کی به کیه؟! مهم اینه که جای خوب روی دیوارو داره، مشتریای احمقش هم که میگن حتما چون جای خوب دیوارو داره، درسته، خبر داره، حتما با جایی در ارتباطه! ... دو روز بعد هم چه تکذیب بشه ، چه نشه ، برد کرده. کسی تکذیبیه رو نمیبینه که... مشتریا هم همه فالوئرا ،، مث ما دیگه... همون معتادا و بیسوادا و اراذل و اوباش و بدبختاییم که اکثر نیازاشونو از روی همون دیوار تامین میکردن و... بقول فرهاد نیم سوز، «...چون همونی که دلشون میخواد، روو دیوار پیدا میکنن،، و معمولاً میره توو *ونشون و نمیفهمن از کجا خوردن! ...»

...

پریروز سر مخبرالدوله، اومدم جای دیوارو به امیر نشون بدم. نه دیوار بود، نه کانکس بازیافت... کنده بودن واسه فاضلاب... داشتن پرش میکردن.

انگار نه انگار چیزی بوده...


+ خاطرات کاملاً واقعی ، سالهای ۸۹ تا ۹۴ 


  • دکتر میم

یک ، تعصب

۱۶
خرداد

وقتی کامنت میدید یا نظر خصوصی، پای حرفتون بمونید! فرار نکنید.

یه سریا گفته بودن: «شما خوب مینویسی،، فقط گاهی متعصبانه مینویسی و این خیلی روی اعصابه» !!

خب ... متعصبانه اگه نوشتم ، چرا روی اعصابه؟! خب نخون... :-))

اما جدی؟! لطفاً مثال بزنید ، لینک بدید کجا متعصبانه نوشتم؟! بی دلیل بود؟! قانع نشدید؟ چرا بحث نکردین؟! بگید. همینجا کامنت بدید، تعارفی در کار نیست، میخوام از این چند تا پست آینده، نتایج مهمی بگیرم، که تک تکشون توی این مسیر، مهمه.

الان میخوام بگم، یه کم بیشتر فکر کنین... متعصبانه نوشته بودم؟ یا چون با فکر و سلیقه تون نمیخوند، اینو گفتید؟! حتماً میدونید که اگه مورد دوم درست باشه، شما متعصب بودید، نه من!!

ببینید تعصب به یه تیم فوتبال یا بازی، تقربا یه کل کل و بازیه. اما تعصبات اجتماعی، اخلاقی، مذهبی و خیلی بیشتر تعصبات ضدمذهبی! تعصبات سنتی، تعصبات روشنفکرانه و.... البته همه اینا از نوع کورکورانه ش (درصد زیادیش همینه) مخرب ترین چیز برای فکر انسانه. نابودمون میکنه.

اکثر آدمها، اون چیزی رو که دوست دارن، قبول میکنن،، نه اون چیزی که درسته! 

کنار گذاشتن این عادت خیلی سخته و نمیخوام درموردش صحبت کنم. اما گفتم حداقل خوبه که آدم، خودشو بشناسه، و بدونه که وقتی از یه نظر مخالف خودش قاطی میکنه و توهین میکنه و صداشو بالا میبره،، درحقیقت خودش متعصب کورکورانه ست، نه روبروییش. و اگه اینو درمورد خودمون درک کنیم، خیلی بهتر میفهمیم چه زمانی دهن باز کنیم،، چه زمانی تعریف و تمجید کنیم، چه زمانی بدرستی نقد و پرسشگری کنیم؟ (که خیلی هم خوبه) ،،، و چه زمانی هم هیچی نگیم و خلاص. من تعصب کورکورانه ای هم اگه قدیما داشتم، حتماً خیلی سالها پیش خاکش کردم. الان سالهاست هر چیزیو چند بار چک میکنم، بارها شده نظر محکم خودمو با خوندن یا شنیدن دلیل خوب یا تحقیق، عوض کردم! از این روو به اون روو. گارد سختی ندارم. به نقد گوش میدم، اما اگه چرت و پرت باشه، کتک میزنما :-)) درمورد چیزی هم که نمیدونم، گوه نمیخورم. تمام. در مورد تغییر تصمیم و نظرم،، آخرین موردش، چند ماه پیش بود، با خوندن یه پست خوب از سید مصطفا... همون آقایی که توی کامنتای پست قبل بهم گفت گاااو (صب کن حالا ،، آبروتو میبرم D: )


  • دکتر میم