روزنوشت های دکتر

کفارهٔ شرابخوری های بی حساب ... هشیار در میانهٔ مستان نشستن است

روزنوشت های دکتر

کفارهٔ شرابخوری های بی حساب ... هشیار در میانهٔ مستان نشستن است

پربیننده ترین مطالب

۴۰ مطلب با موضوع «چیزهایی هست که نمیدانی» ثبت شده است

از کمی بالاتر

۲۷
ارديبهشت

اگر با نگاهی جامعه شناسانه و کمی بالاتر و گسترده تر از اخبار جاری کشور (انتخابات) ، درمورد شعور و تفکر اجتماعی با هم صحبت کنیم، نتایج برای ما تاسف آور خواهد بود. شرم آورتر اینکه، بفهمیم خودمان یکی از دلایل این نتایجیم. 

و دردآور اینکه هیچوقت نخواهیم قبول کنیم این نتایج و این نقش خودمان در این فاجعه را...!


۱. بخواهیم یا نخواهیم در بین مردم ما، تفکر از پایه، بسیار نایاب و دست نیافتنی ست! انتخاب و تصمیم گیری و عملگرایی درمورد همه دغدغه های زندگی، چه اساسی ترین و بزرگترین آنها، چه کوچکترین و کم اهمیت ترین آنها در بین مردم ما، بدون تفکر، احساسی و به نسبت موج بوجود آمده انجام میشود.

مسلماً در این روال، هیچکسی نظرات دیگر را قبول نداشته و بی تامل، رد میکند. نقد پذیری نزدیک به صفر رسیده و هنر انتقاد، بی شباهت به توهین و توحش نیست!

تحقیقات معروف ۱۹۶۷ در کشورهای اروپایی در بحبوحه جنگ سرد و کشاندن تمایل مردم به سمت خاصی، حاکی از این بود که بیش از ۹۰ درصد مردم، در دوره جاری زندگیشان بشدت و بدون فکر از یک یا دو نفر (که جزوآن ۱۰ درصد هستند) تاثیر میپذیرند. نظرات و رفتار آنها بدون فکر، جهت داده شده، کاملا کپی شده، بی پایه و بدون تحقیق کردن در جهت های مخالف و بررسی نظرات دیگر است. 

پروفسور «سالوادور خینر» جامعه شناس بزرگ اسپانیایی، در کتاب «روال پیشرفت آگاهی جامعه شناختی» نتایج این تحقیق بسیار گسترده جامعه شناسی را برای مردم فاجعه بار خواند و برای مقامات، یک فرصت دانست! فرصتی برای غلبه!! قطعاً در این بازه، گروهی که بیشترین تعداد از آن ۱۰ درصد را دراختیار داشتند، برنده قاطع بازی های قدرت در منطقه بودند...


۲. انتخابات، نمود ساده ای از پیاده سازی دموکراسی و فرصتی برای یکی از بهترین تحقیقات و نتیجه گیری های جامعه شناسی در جهان است.

با اصطلاح public stupidity یا «جهل عمومی» آشنا شویم! اصطلاحی که در کشورهای مختلف، و با شدت بسیار بیشتری در ایران، استفاده میشود. با این توضیح که «اخبار، اطلاعات و یا عناوینی، به دروغ و غیرقابل اثبات، در مورد افراد و احزاب رقیب گفته میشود و در بین اکثریت، نوعی فضاسازی و نوعی نگاه ایجاد میکند. نگاهی که بر همان اساس تصمیم گرفته میشود»

در اینجا غیر قابل اثبات یعنی حدسیات و تطابق های بی سند!

قطعاً انتخابات امریکا را فراموش نکردیم! استفاده فرصتی به نام «تخریب حریف» بجای «تبلیغ خود» و اتکا به همان ده درصد!

ما بخاطر شرایط موجود، درمورد خودمان میگوییم. مناظرات بشدت عریان و زشت و ناامیدانه. درگیریهای بچگانه عده ای که خارج از حزب هایی که در کشور ایران معنی ندارد، همگی نهایتا به یک گروه و عقبه میرسند! از اتهامات دریافت های مالی هنگفت دولتی گرفته تا استناد به گذشته یک نفر. از آمارهای رسمی و غیررسمی (و معمولا غیر معتبر) گرفته تا پیش بینی آینده کشور درصورت انتخاب شدن یک نفر دیگر. کسی که بدون شک مخالفانش تا چند ماه پیش حتی نام او را هم نشنیده بودند!! حال همه تحت تاثیر تبلیغات و بدون اطلاعات درست درمورد سیاهی دوران او و بازگشت به عقب میگویند! گویی رقیب چاره ای جز این فضاسازی ندارد و روز به روز بجای «تبلیغ خود» ، به تداعی «روزهای آینده بدون خود» میپردازد و حامیانش را برای عدم بازگشت به عقب، دعوت به رای دادن میکند و حامیان (مخصوصا قشر جوان) نیز به همین طریق همدیگر را از چیزی میترسانند که همه از درصد زیادی از توهمات ساختگی نشأت گرفته. ظاهرا اکثر افراد شرایط بحرانهای دهه هفتاد را فراموش کرده اند که فقط از بحرانهای دهه هشتاد صحبت میشود!

درمقابل نیز حامیان رقیب مذهبی، بشدت از جوّ خراب فرهنگی و مذهبی میگویند درصورتی که بررسی ها نشان از تغییر خاصی (در چیزی که به ان بی بند و باری اتلاق میشود) طی سالهای گذشته نمیدهد!

وعده پول و یارانه هم در بین جوامع با سطح مالی پایین، همیشه جواب میدهد! بی توجه به تاثیرات اقتصادی آینده میتواند اکثر آراء قشر ضعیف را جمع آوری کند. هرچند که گفته شود این وعده ها بابرنامه است، اما باتوجه به سابقه مدیریتی ما، بسیار بعید بنظر میرسد.

مورد دیگر دراین زمینه، استفاده از شوی تبلیغاتی و نشان دادن حجم عظیم حامیان یک کاندیداست، که این، راه را برای حامیان باز میگذارد که در صورت رای نیاوردن، انگ تخلف و تقلب را بزبان بیاورند.

ماکس وبر در جایی گفته بود : «همه خرافاتی ها را مسخره نکن، تو هم وقتی در حال غرق شدن باشی، به هر خرافه ای چنگ خواهی زد»


۳. مردم، به دنبال دولتها یا دولتها بدنبال مردم؟ موضوع تاثیر متقابل جوّ قدرت حاکم بر جامعه (دولت) و مردم ، همیشه مبهم باقی مانده. اینکه فرهنگ و سلیقه مردم، روی دولت تاثیر میگذارد و راه و اصول مدیریتی آنرا تعیین میکند؟ یا روش و ساختار و اصول مدیریتی یک دولت روی فرهنگ و اخلاق مردم تاثیر میگذارد؟

بحث همیشگی اینکه چرا کشور چین و آلمان و ژاپن و سوییس اینطور؟ ما اینطور؟ چرا دولت و مردم آنها اینقدر مرتب و عالی؟ ما اینقدر آشفته و بی برنامه؟

هرچند که سالهاست تحقیقات و نتایج بسیاری در این زمینه اعلام میشود که اول مردم باید درست شوند یا اول باید نظام حاکم اصلاح شود تا...

اما تاریخ کشورهای مختلف نشان از تاثیر هر بشدت موثر هردوطرف دارد. ما تاریخ نمیخوانیم، تاریخ نمیدانیم، از چین بعد از «مائو» ، از آرژانتین بشدت بحران زده تا دوران طلایی «کارلوس مِنم» و اوج آن، «نستور کیرشنر» خبر نداریم، از تلاش مردم ژاپن برای بازگشت طلایی بعد از جنگ جهانی، و از گذار آلمان و سوییس از صنعت و اقتصاد و اصول بالای شهروندی بعد از جنگ های جهانی، از ایسلندی که تا سال ۱۹۷۰ جزو فقیرترین کشورهای جهان بود، و بعد از طرح تحول اقتصادی بزرگ معروف به «طرح مارشال» نهایتا در سال ۱۹۹۲ جزو مرفه ترین کشورهای جهان شد و حتی از لحاظ شاخص توسعه انسانی در سال ۲۰۰۵ رتبهٔ اول را در میان کشورهای جهان به‌دست ‌آورد. از هیچکدام خبر نداریم و جز تاسف و غبطه خوردن هم کاری بلد نیستیم (چه مردم، چه دولت) و... آن جمله معروف «از ماست که بر ماست»


۴. اطرافیانِ مسئولین، نقش بسیار مهمی دارند. «هوش جمعی» که اصول کار مدیریتی یک گروه را نیز مشخص میکند، نیاز به بررسی دقیقی دارد که با سطحی نگری و آوردن نام دو یا چند نفر از اطرافیان ممکن نیست. گرچه در اطراف شخص اول، همیشه افراد خوب و بد و افراد باهوش و کندذهن دیده میشود، اما سطح هوش گروه، بطور کل از رفتارهای دوران تبلیغات انتخاباتی تا حد زیادی قابل سنجش است. در بررسی یک ماه اخیر در کشور ما، متاسفانه سطح بسیار پایین هوشمندی در تبلیغات و چنگ زدن به موارد سبک و بیراه، بسیار ناامید کننده است. اول از آن جهت که دولتمردانی در این سطح، برای پیشبرد و هدایت یک کشور با هم رقابت میکنند. دوم از آن جهت که باور عمومی ما نیز همین استدلالها و دلایل و حرف های بدون سند و تحقیق را میپذیرند و سمت سو میگیرند! مثال؟ سند چشم انداز بیست ساله ۱۴۰۴ ، و یا سند ۲۰۳۰ اخیر را چند نفر دقیقاً خوانده اند و جزئیات آنرا میدانند که بی مهابا به آنها تاخته میشود؟! چند نفر رسانه ها و اخبار و دلایل موجه تیم مقابل را مرتب و دقیق میخوانند؟ ... و باز برمیگردیم به مورد یک! دولتمردان، از خوراک فکری و سطح پایین هوش اجتماعی مردم خبر دارند.

دقت به این نکته خیلی مهم است که اطراف همه کاندیداها، متعصبان تندرو زیادی وجود دارد (در باور عموم، چه متهم به مذهبی بودن ، چه متهم به لیبرال یا روشنفکر بودن) 

هیچ جامعه ای آسیب نمیخورد مگر از متعصبان تندرو.


۵. حق رای محترم است. برای هر شخصی! تلاش برای تغییر رای افراد در بین حامیان قابل بررسی ست. اینکه طبق موارد قبل، بعضی افراد سعی میکنند بواسطه دلایلی که خودشان هم دقیقا درمورد اصالت آن خبر ندارند، رای افراد را (حتی گاهی با تمسخر و توهین) عوض کنند. اینکه بعضی افراد به رای مخالف افراد دیگر با بهت و حیرت نگاه میکنند و ابراز تعجب میکنند از اینکه مگر میشود شما به کسی جز فلان شخص رای بدهید؟!

فارغ از دلیل انتخاب یک رای، بی احترامی به رای افراد، بزرگترین پارادوکس اشخاصیست که شدیداً داعیه احترام به عقیده را دارند!

«هر شخصی میتواند هر رای ای داشته باشد، بشرط عدم ایجاد اختلال برای جمع»


۶. بدون شک جامعه ما در قیاس با دیگر کشورها، جامعه مظلوم و سختی کشیده ایست. درکنار تلاش نظام برای بهبود وضعیت، مردم نیز به جز غبطه خوردن به کشورهای دیگر، وظیفه بزرگی برای تغییر و ارتقاء سطح خود دارند.

چیزی که بسیار مهم است، روزها و دوره بعد از انتخابات است. بی توجه به اینکه چه کسی دولت را بدست خواهد گرفت، باید منتظر فضای وحشتناک تخریبی بعد از انتخابات باشیم. سیاه بازی ای که همیشه بوده و یکی از بزرگترین عوامل عدم پیشرفت ما بوده. وقتی معنی «مخالفت و انتقاد برای پیشرفت و ترمیم» را نمیفهمیم ، باید «مخالفت و سیاه نمایی برای تخریب» را تجربه کنیم. حواسمان باشد، که اینجا، کشور ماست. انتقاد و مخالفت، راه روشنی دارد که ما در آن بسیار ضعیفیم و این منش از یک سو به سطح فرهنگی ما مربوط است، از یک طرف سیاست خود دولتمردان، و از یک جهت عدم وجود قوانین و فعالیت اصولی حزب ها.

بنظر شما، بعد از تعیین نتایج، چند درصد از مخالفان به کمک به دولت میپردازند؟ و همینطور دولت جدید از چند درصد از ظرفیت گروه مخالف، کمک میگیرد؟!

گفته میشود هردوره در ایران، بعد از انتخابات دولت، آنقدر بی اخلاقی و تخریب و ضدفعالیت صورت میگیرد، که انتخابات، کوچکترین و بی اهمیت ترین رویداد آن سال خواهد بود! 

میشود که نگذاریم اینطور شود؟! میشود. همانطور که در خیلی جوامع، شد ، و ما نمیدانیم! تاریخ، فقط همین چند سال پیش نیست که شاید تکرار شود ، شاید تکرار نشود! تاریخ شامل سالها و دوره ها و جوامع و تفکرات مختلفی میشود که امیدواریم قسمتهای روشنش برای ما تکرار شود.


+ اللهم عجّل لولیک الفرج

++ والسلام ، دکتر میم


  • دکتر میم

دومین

۲۷
اسفند

حدود ۳۰ سال از من بزرگتره، بازنشسته نیروی هوایی ارتش و سالها در ایتالیا دوره دیده و خدمت کرده. الان مدیر داخلی منظم و سختگیر و قوی ِ یکی از شرکتهاییه که پاره وقت میرم. رابطه خیلی دوستانه ای باهم داریم، به من میگه «ممد» و این کلمه رو هم با صلابت خاصی میگه. گاهی ساعتها باهم حرف میزنیم.

چند وقت پیش پدرش فوت کرد. مثل همه ما، عاشق پدرش بود. چند روز پیش که نشستیم و حرف زدیم، گفت و گفت... از همه قبل و بعد از فوت پدر... خندید ،، گریه کرد... اشک منو هم در آورد :-(

...

با گریه گفت: « ممد، خیلی سخته ممد. من که پسر ِ بزرگ خانواده ام، نمیتونم، تو که پسر کوچیکه بودی، چطوری تونستی؟! میدونم چی کشیدی... ولی حالا که دوسال گذشته، بگو ببینم چطوریه؟! »

گفتم : « راستش آقا، داغ داغ، عین روز اول، فقط خوبیش اینه که دیگه بقیه نمیبینن»

سرشو انداخت پایین... گفت آره،، نمیبینن. 

گفتم همه فکر میکنن یه مدت کوتاه که گذشت، دیگه داغدارها یادشون میره، انگار نه انگار که کسی فوت کرده و بوده، بی دلتنگی و غم....!! چون خودشون نکشیدن، درک نمیکنن. ... ولی کی میدونه ما خواهر و برادرا روزی نیست که به یاد بابا و داداش نباشیم؟ پنجشنبه ای نبوده که به همدیگه نگیم و یکیمون خیرات نده براشون. مامان من دوازده ساله که مداوم میره سر قبر داداش بزرگه، عین روز اول! بابا که تازه دوساله... ⁦:-(⁩

همینه آقا... اون دلتنگیه و ناراحتیه میمونه باما... فقط نشونش نمیدیم، بقیه نمیفهمن. خوبیش همینه...


+ فردا دومین سالگرد باباست... و من هنوز اون ترسه باهامه. ایشالا روح همه درگذشتگان و ما زنده ها در آرامش باشه. درکنار دعا، هر کاری میتونین، مادی و معنوی، برای کمک به اطرافیان و دوستان و کم درآمدها و مریضها و فقرا و کودکان و... بکنید. اثرش بیشتر از فاتحه خوندنه.


++ ببخشید شب عید، از ناراحتی نوشتم، فردا حتماً سال ۹۵ رو خنده دار جمعش میکنم ⁦;-)⁩


  • دکتر میم

+ این مطلب طولانی، ساده، جالب و خیلی مهم رو حتماً سروقت، کامل بخونید.


۱. جلوی بیمارستان لقمان همیشه یه پیرمردی نشسته روی ویلچر، دور یکی از پاهاش رو با آتل بسته و باند پیچی کرده و روی پاش یه جعبه کهنه پر از آدامس و باتریه! بطور ترحم آمیزی ناله میکنه و آدامس و باتری میفروشه و البته گدایی.

چند وقت فکر میکردم و بو برده بودم که پیرمرد، از خوبای مافیای دارو ئه و با این ظاهرسازی، داروهای نایاب و قاچاق و خارج از بازار رو میفروشه.

امروز یه گوشه خفتش کردم و از زیر زبونش کشیدم... درست فکر میکردم!!!! همه چی داشت!! حتی اعضای بدن!!  ⁦:-|⁩


۲. بعد از ماجرای پیرمرد، گفتم چیزایی رو که چند وقت بود میخواستم بنویسم، خلاصه وار بگم. مثلا درمورد داروهای ناصرخسرو و بازار آزاد. قطعاً اگه تخصصشو نداشته باشید، فرق داروی تقلبی و واقعی رو نمیفهمید. در دالان های ناصرخسرو، روال صفر تا صد تولید مواد اولیه، تولید دارو، چاپ و بسته بندی و هولوگرام، با بالاترین سطح کیفی و بین المللی (از نظر ظاهر) انجام میشه، پس نمیشه گفت از جعبه و بسته بندیش معلومه که اصلیه. داروخونه ها ۹۹ درصد جنس مورد اعتماد میفروشن.


۳. مواد اولیه، در تولید دارو و کیفیتش، خیلی مهمه. ایران بخاطر تحریمهای پزشکی، و البته بصرفه بودن مواد ارزون، از مواد اولیه هند و چین استفاده میکنه و قطعا نمیتونه (یا نمیخواد) از مواد امریکایی و اروپایی استفاده بکنه. پس بهمین دلیله که یه سری از داروهای ایرانی و هندی و چینی، خیلی خیلی با نمونه خارجی مرغوب (امریکایی، اروپایی) فرق دارن. هرچند که بعضی از داروهای ایرانی هم داریم که تنه به تنه بهترین داروهای همنوعشون در جهان پیش میرن.


۴. مثلا ایران بخاطر معادن قوی آرسنیک، بهترین داروهای شیمی درمانی رو برای مصارف روتین داره. (پایه اکثر داروهای شیمی درمانی که برای سرطان استفاده میشه، آرسنیکه) داروی آرسنیک مرغوب ایرانی ای که یک بیمار سرطانی درحال حاضر برای هر بار مصرفش فقط حدود پنج هزار تومان پول میده! اما همین دارو در بیمارستانهای ترکیه به قیمت ۲۵۰۰ دلار فروخته میشه و خیلیا میرن ترکیه برای درمان، و کلی برای همون داروها خرج میکنن و فکر میکنن الان خیلی جلوترن ⁦:-|⁩


۵. همین آرسنیک که گفتم... پودرهای موبر قدیمی رو یادتونه؟ هنوزم پیدا میشه(همون قدیمیاش که بوی بدی هم داره) 

اون پودرها مخزن آرسنیک ضعیف شده ست و یکی از بهترین داروهای ضدسرطان برای عموم مردم، که از قدیم همه استفاده میکردن! و اتفاقا یکی از بهترین راههای جذبش هم از طریق ماندگاری روی پوسته.

و خیلی ها نفهمیدن که چی شد که یهو اونا از بازارها جمع شدن و کرم ها و لیزرها و وکس ها و اپیلاسیون ها و پودرهایی جایگزینش شد که خیلی هم با افتخار روی جعبه شون مینویسن «بدون آرسنیک» !!


۶. تقریباً ۹۵ درصد از داروهای جهان اثر درمانی مستقیم نداره! بزبون ساده، حقیقتش اینه که ۹۵ درصد از داروهای جهان فقط اثر پوششی داره و روی علائم بیماری رو میپوشونه تا زمانی که بدن شما دوره درمانشو بگذرونه. یعنی مثلا وقتی شما سرما خوردین و میرین دوتا آمپول میزنین، این بدن شماست که با رعایت کردن های شما، درمانتون میکنه، نه اون قرص و آمپول. داروها فقط کمک میکنن که علائم بیماری زیاد خودشونو نشون ندن. کاری که شما میتونین بدون خوردن دارو هم انجام بدین!


۷. همه داروها عوارض دارن، برای مصرف کوتاه مدت زیاد مهم نیست اما برای مصرف بلندمدت اگه میخواین از دارویی استفاده کنید، حتماً چک کنید ببینید استفاده کردنش میصرفه یا نه؟ اینم درنظر داشته باشین که عوارضی که برای هرنفر اتفاق میوفته ممکنه کاملاً متفاوت با کسی دیگه باشه. نکتهٔ دیگه اینکه داروهای روانپزشکی و اعصاب، آرام بخش ها و... با اینکه بزرگترین خدمات رو به جامعه درمانی کرده، اما عوارض جانبیش هیچوقت بطور کامل قابل اثبات و اعلام نیست. یعنی ممکنه روی آدمهای مختلف، عوارض جانبی مختلف داشته باشه که اعلام نشده!

اگه همه داروها، وارد دنیای بدن میشن که روالش تا حدود زیادی مشخصه، داروهای روانپزشکی (و مخدرها) وارد وادی پیچیده و ناشناخته مغز میشن.


۸. یه چیز فرعی اما مهم. برای ایمپلنت دندون حتما پیش آشنای مطمئن یا کلینیک معتبر برید که از تامین موادش مطمئن باشید. من به چشم خودم، چند کارگاه دیدم که پین ها و پیچ های ایمپلنت دندون بصورت فله ای و قاچاق از چین میاوردن و اینجا آبکاری میکردن و رنگ حرفه ای میزدن و با بسته بندی فوق العاده شیک و برند معروف آلمانی، وارد بازار میکردن و همچنان میکنن! و مطمئنم خود شرکت آلمانی هم فرق جنس اصلی خودش با این تقلبیا رو نمیفهمه!!

اتفاقی که میوفته اینه که این پیچ ها و پایه های نامرغوب، بعد از یه مدت کوتاه پوسیده میشه و باعث عفونت شدید لثه میشه!! هزینه ها و دوباره کاری و بدبختیش به کنار... دردش آدمو بیچاره میکنه ⁦:-\⁩


۹. داروهای گیاهی در اروپا و امریکا بشدت درحال پیشرفت و رشده. داروهای سبز و بدون عوارضی که از فرآوری گیاهان مختلف و بدون دخالت ترکیبات شیمیایی بدست میاد. در ایران هم چند شرکت دارو های گیاهی بشکل قرص و کپسول و شربت و... تولید میکنن که بعضیاشون توی دنیا فوق العاده ان. اگه دیدین، تعجب نکنین.

و اینکه حتما شنیدین که استفاده مستقیم از گیاهان دارویی و دمنوش ها که در کافه ها و خانه ها خیلی معمول شده، بیشتر یک نوع سبک زندگی، پاکسازیه بدن و کمک به مقاومت عمومیه بدنه. این کاملاً درسته و شما میتونین روزی یه لیوان یا هرچقدر بیشتر بخورین. اما چند نوع گیاه دارویی هم داریم که خیلی ساده و بصورت دمنوش درست میشه ولی جزو اون ۵ درصد داروی جهانه که کارش درمان مستقیمه! مثلاً در درمان اختلالات خونی حاد!! و استفاده بی مورد و زیاد از این دمنوش باعث مرگ میشه!

جالبتر اینکه دوتا از این گیاه ها، توی قوطی های عطاری ها راحت پیدا میشه...!


++ (اگه عمری بود، یه پست هم بعداً درمورد مخدرها میرم. قطعاً اون طرفدارای بیشتری پیدا میکنه ⁦:-)⁩⁦;-)⁩ )

  • دکتر میم

دوران سرکشی

۱۹
اسفند

سال ۲۰۰۶ ، کرج بودیم، فینال چمپیونزلیگ، بارسا - آرسنال بود. با پسرخاله (همون پسرخاله لعنتی) تنها بودیم و نیمه شب، بعد از برد بارسا، ساختمون رو از داد و هوار خراب کردیم.

پیرمرد واحد کناری خیلی سنش بالا بود،،، صبح آمبولانس اومد... سکته توی خواب! ... و چند روز درگیر کمک به عزاداری همسایه...

به قرعان اگه تقصیر ما بوده باشه! عمرش بدنیا نبود! ⁦:-|⁩

از اون به بعد، هر سال سر فینال چمپیونزلیگ، برای پیرمرد، فاتحه میخونم.


سالهاست که برای فوتبال حتی بارسا و پرسپولیس و هلند، هیاهوی زیادی نمیکنم. کم سر و صدا تر...

اما امشب باز فوتبال یک روی دیگه شو نشون داد. بارسا تاریخ رو دوباره نوشت... همه اتفاقات فوتبال رو تموم کرد و هرچی امکان هیجان در فوتبال بود وسط کشید! ... و من کم سر و صدا، دوباره ساختمون رو پایین کشیدم از هوااار و هیجان دقیقه ۹۵ !! 

خداروشکر اینبار پیرمرد و مریضی نبود.

فاتحه خواندم باز ... فاتحه بخوانید.


  • دکتر میم

نشسته روبروم، زل زده بهم که دارم خبر میخونم. 

- آخه مرتیکه، فرانسیس فورد کاپولا هم روزی سه تا فیلم میبینه؟ که تو میبینی؟ خود ِ فراستی بزور شاید روزی دوتا ببینه! تو دوبار میری سینما، حتماً شب یکی هم توی خونه میبینی! تو کی پس کار میکنی؟ از کجا میاری میخوری؟ 

- مگه جیب باباتو زدم؟ مگه کارمند تو ام که غر میزنی؟ از صبح ساعت ۷ میزنم بیرون تا ۱۱ شب میرم خونه. کارامم میکنم، فیلمام هم میبینم،،، کلاً ده روزه دیگه.

- آخه بابا تو کل سال هم باز سینما میری. افخمی ازت دعوت نکرده برنامه هفت؟

- اگه دعوت بکنه که خرابشون میکنم. گند بزنه توو این جشنواره. اون از وضع گند بلیت فروشی. اون از افتضاح شروع جشنواره. این از فیلمهای مسخره و حالا هم داوری ها. خدایی چه فکری کردن؟

- حالا اینا رو ولش، یه بلیط گشت ۲ جور کن بریم ببینیم.


واقعاً بنظرم دیگه ارزش نوشتن نداره، ارزش دیدن نداره. امسال به یمن قدوم من توی جشنواره، بدترین سال تاریخ جشنواره فجر بود، بدترین فیلمها، بدترین داوری ها. 

+ دیروز «زیر سقف دودی» از پوران درخشنده رو دیدیم، مثلا نامزد بهترین فیلم شده! نمیدونم چرا؟ فیلم واقعاً بد بود. از اول تا آخر رو به دوربین شعار میداد. قصه معمولی و مسخره مثل فیلمای بیست سال پیش. حتی بازی عالی فرهاد اصلانی و مریلا زارعی هم نتونست فیلمو نجات بده.

+ شب فیلم پرحاشیه «قاتل اهلی» از کیمیایی رو دیدیم. غلغله، پرحاشیه، سر و صدا، شعارهای مردم بعد از فیلم، ... من همه فیلمای کیمیایی رو میبینم. هرچی که بسازه. و این سالها هم خیلی فیلمای بدی ساخته. و کلی از من فحش خورده. اما از قاتل اهلی بدم نیومد. پرویز پرستویی و امیر جدیدی عالی بودن. فیلم هم بد نبود، بشرط اینکه «پولاد کیمیایی» شو حذف بکنه.

+ نامزدهای سیمرغ به افتضاح ترین حالت ممکن اعلام شده. خیلی فیلمها دیده نشده. «ماجرای نیمروز» فیلم فوق العاده مهدویان (که با اختلاف خیلی بالاتر از سینمای ایرانه) توی رشته هایی که باید، نامزد نشده. فیلم «بدون تاریخ بدون امضا» که اصلا حتی یک ثانیه موسیقی متن نداشته، نامزد بهترین موسیقی متن شده! «سارا و آیدا» بدون داشتن جلوه های ویژه، نامزد بهترین جلوه های ویژه میدانی شده!!!! و... طوری که خودشون هم تعجب کردن!

+ از هفت داور جشنواره، پنج تاشون تابعیت دوگانه دارن. گفته میشه دیده نشدن و جایزه ندادن به «ماجرای نیمروز» که درمورد مجاهدین خلق هستش، بخاطر ترس داوران از آزار و اذیت منافقین در محل زندگیشون در اروپا و کاناداست! تاسف بار نیست؟

+ بعد از چند سال که امسال رفتم جشنواره، سینمای ایران بدترین دوران تاریخ خودشو میگذرونه! تصمیم گرفتم بخاطر اعتلای سینما و خونه خراب نشدن «خانه سینما» از سال دیگه از جشنواره کنار بکشم! ⁦:'(⁩

+ تاحالا حدود بیست فیلم دیدم، پنج فیلم دیگه هم میبینم. چهارتا امروز و فردا (خوب بد جلف ،، یک روز بخصوص،، مادری ،، کارگر ساده نیازمندیم) و دوشنبه هم «سد معبر»

بعداً یک خط درموردشون خواهم نوشت.

+ هیئت برگزاری و داوران جشنواره انسانهای بی مغز ، بی مسئولیت و احمقی هستن. مثل اونا نباشیم.


  • دکتر میم

اصل اول

۲۳
آذر

اصرار داشت و انتظار داشت چیزی رو که خودم توی ده سال فهمیدم و پیدا کردم، بارها خرابش کردم و دوباره چیدم، توی یه روز بهش بفهمونم. نه که دلم نخواد،، نمیتونم. من نمیتونم جزئیات اصول اخلاقی و فکری ای که بنا کردم، رو توضیح بدم. بلد نیستم، سوادشو ندارم، معلم خوبی نیستم، راهنمای خوبی نیستم،، اصلا الان که فکر میکنم، میبینم دلم نمیخواد!

و اخلاق عنی دارم که سخت به اصولم پایبندم. سفت و سخت! و کوتاه نمیام،، نمیتونم،، دلم نمیاد،، بخودم اجازه نمیدم. و این موضوع خیلی پیچیده ست و رفتارم در قبال تعهدم و افکارم، منطق احمقانه خودمو داره! ... و این منطق احمقانه چی بشه که باز تغییر بکنه!

...

(بمناسبت تولد پیامبر (ص) )


مولوی با کبکبه و دبدبه در حالی که مریدانش احاطه اش کرده بودند و آب وضویش را به تبرک برمی داشتند با شمس برخورد و با تکبر در او نگریست.

شمس گفت سؤالی دارم. مولوی گفت بپرس.

شمس گفت بگو بدانم  محمد(ص) پیامبر ما برتر بود یا حلاج شیخ ما؟

مولوی خشمگین شد و گفت کفر می گویی؟

شمس گفت پس چرا محمد پس از سالها عبادت خدا هنوز در دعاهایش این گونه می خواست که:خدایا خودت را به من بشناسان. ولی حلاج آنقدر در خدا غرق شده بود که می گفت من خدا هستم و فریاد انا الحق می زد.

مولوی درماند.

شمس روی برتافت و رفت.

مولوی به التماس به دنبال وی روان شد و تمنا کرد تا شمس پاسخش گوید.

شمس گفت چون نمی دانی چرا با این تکبر و تفرعن بر زمین خدا راه می روی؟

پاسخ این است که محمد(ص) دریانوش بود و هرچه از معرفت خدا در جام وجودش می ریختند پر نمی شد ولی جام حلاج ظرفیت نداشت. تا اندکی در آن ریختند  مست شد و به عربده کشی افتاد.


آن که را اسرار حق آموختند...  مُهرکردند و دهانش دوختند.


از: پله پله تا ملاقات خدا


  • دکتر میم

داشتم راز تلخی رو درمورد کتاب های ممنوعه که دستفروشهای انقلاب میفروشن، بهش میگفتم ... که گفت: «گراز عوضی، چرا گفتی؟ میزاشتی با حماقت خودم حال میکردم. الان دیگه نمیتونم مثل قبل با خیال راحت کتاب بخونم»


#آگاهی و #سختی


  • دکتر میم

روزهای سیاه تقویم هر ملتی، قطعاً برایش مهم بوده که سیاه شده. چه از ده سال پیش، چه از دوهزار سال پیش. حال اگر این روزهای سیاه، به دین مربوط باشد، معمولاً مرز نمیشناسد. من در اینجا، کسی دیگر در آنسوی دنیا...

هر دین و آیین و تفکری، حواشی و گوشه های خرافاتی ِ غیر واقع یا گاهاً مضحکی دارد که جای بسیاری برای مسخره کردن دارد.

گوشه گوشهٔ رفتار و تفکر ِ من و تو هم، به هر دین و آیینی که باشیم، همینطور.

به جای مسخره کردن، میتوان تحقیق کرد، برایشان دلیل آورد و توضیح داد. بعضی ها نمیفهمند. به بعضیا باید حماقتشان را به رویشان آورد، بعضیها عکس العمل نشان میدهند. بعضیها اما قبول میکنند. من اگر قانع شوم، قبول میکنم. گاهی هم در این درگیری، شما میبازید، باید قانع شوید.

به اندازه من، آدم با افکار و اعتقادات و دین و مذهب و فرقه های مختلف دیده اید؟! در واقع من آدمی نیستم که به اعتقادات و افکار بعضی ها احترام بگذارم!! افکار و اعتقادات بشدت پراکنده شونده است! تاثیر میگذارد، میسازد ، یا تخریب میکند. رو در رو میشوم، اما هیچوقت یک ملت را هم مسخره نمی کنم! [شاید در موارد نادر اینکارو بکنم:-) ]

خرافات و رفتارهای مضر مخصوصاً خرافات مضر دینی و مذهبی را میتوان سالی فقط برای یک نفر توضیح داد. یک نفر را قانع کرد! با هر روشی که صلاح میدانید! *

و اینکه یادمان باشد، جنبه اصلی یادبودهای تاریخی، مجسمه ها ، بزرگداشت ها و روزهای خاص تقویمی، یادآوریه یک اتفاق است. یک درس، یک فکر درونی و بیرونی ِ سال به سال...


* دوستی دارم، سالها، محرم، قمه میزد! حرف زدم ، دلیل آوردم، قانع نشد! ... فهمیدم دوستی ام برایش بسیار مهم است. دوسال پیش گفتم امسال قمه زدی، سمت من نیا، اسم و خاطره و دوستی ات پاک  و محو و فراموش!! دوستی با یک احمق هیچ لذتی ندارد!

رفت... قمه نزد، دوسال نزده. او که نزد، دوتا از دوستانش هم نمیزنند. بجای قمه زدن، نذر کمک به اکیپ تهیه جهیزیه کرده اند. وضع مالی اش هم خوب بود... 


  • دکتر میم

شد خزان...

۲۱
شهریور

(این تصویر، ۳۰۰ برابر بزرگ شده!)

+ این دونه سفیدها که تابستونا توی تهران پرواز میکنن، که آخر نفهمیدیم «پشه زرد» ن یا «مگس سفید» دیدین؟! البته اسم بافرهنگشون «سفید بالک» ه. نمیدونم توی شهرهای دیگه هم توی تابستون پیداشون میشه یا نه؟! بچه ها جلوی یه نفر گفتن که این پشه ها پروتئین خالصه! بیرون که میخوای بری و اینا میرن توی دهنت، قبلش یه لیوان شیر بخور، پروتئین پشه ها بهتر جذب میشه!!!

ظاهراً طرف چند روزه اینکارو میکنه!! :-)) جاداره به عنوان یکی از نوابغ یادشون بکنیم. 


++ راستی میدونید وقتی انار ِ عزیز ، به سبد میوه فروشی ها اضافه میشه، یعنی چی؟ 


  • دکتر میم

اواخر مرداد

۲۸
مرداد

#بهداد_سلیمی_قهرمان

#بیست_و_هشتم_مرداد

#کودتا

#دستهای_کثیف_پشت_پرده


  • دکتر میم