روزنوشت های دکتر

کفارهٔ شرابخوری های بی حساب ... هشیار در میانهٔ مستان نشستن است

روزنوشت های دکتر

کفارهٔ شرابخوری های بی حساب ... هشیار در میانهٔ مستان نشستن است

پربیننده ترین مطالب

۳۹ مطلب با موضوع «چیزهایی هست که نمیدانی» ثبت شده است

دومین

۲۷
اسفند

حدود ۳۰ سال از من بزرگتره، بازنشسته نیروی هوایی ارتش و سالها در ایتالیا دوره دیده و خدمت کرده. الان مدیر داخلی منظم و سختگیر و قوی ِ یکی از شرکتهاییه که پاره وقت میرم. رابطه خیلی دوستانه ای باهم داریم، به من میگه «ممد» و این کلمه رو هم با صلابت خاصی میگه. گاهی ساعتها باهم حرف میزنیم.

چند وقت پیش پدرش فوت کرد. مثل همه ما، عاشق پدرش بود. چند روز پیش که نشستیم و حرف زدیم، گفت و گفت... از همه قبل و بعد از فوت پدر... خندید ،، گریه کرد... اشک منو هم در آورد :-(

...

با گریه گفت: « ممد، خیلی سخته ممد. من که پسر ِ بزرگ خانواده ام، نمیتونم، تو که پسر کوچیکه بودی، چطوری تونستی؟! میدونم چی کشیدی... ولی حالا که دوسال گذشته، بگو ببینم چطوریه؟! »

گفتم : « راستش آقا، داغ داغ، عین روز اول، فقط خوبیش اینه که دیگه بقیه نمیبینن»

سرشو انداخت پایین... گفت آره،، نمیبینن. 

گفتم همه فکر میکنن یه مدت کوتاه که گذشت، دیگه داغدارها یادشون میره، انگار نه انگار که کسی فوت کرده و بوده، بی دلتنگی و غم....!! چون خودشون نکشیدن، درک نمیکنن. ... ولی کی میدونه ما خواهر و برادرا روزی نیست که به یاد بابا و داداش نباشیم؟ پنجشنبه ای نبوده که به همدیگه نگیم و یکیمون خیرات نده براشون. مامان من دوازده ساله که مداوم میره سر قبر داداش بزرگه، عین روز اول! بابا که تازه دوساله... ⁦:-(⁩

همینه آقا... اون دلتنگیه و ناراحتیه میمونه باما... فقط نشونش نمیدیم، بقیه نمیفهمن. خوبیش همینه...


+ فردا دومین سالگرد باباست... و من هنوز اون ترسه باهامه. ایشالا روح همه درگذشتگان و ما زنده ها در آرامش باشه. درکنار دعا، هر کاری میتونین، مادی و معنوی، برای کمک به اطرافیان و دوستان و کم درآمدها و مریضها و فقرا و کودکان و... بکنید. اثرش بیشتر از فاتحه خوندنه.


++ ببخشید شب عید، از ناراحتی نوشتم، فردا حتماً سال ۹۵ رو خنده دار جمعش میکنم ⁦;-)⁩


  • دکتر میم

+ این مطلب طولانی، ساده، جالب و خیلی مهم رو حتماً سروقت، کامل بخونید.


۱. جلوی بیمارستان لقمان همیشه یه پیرمردی نشسته روی ویلچر، دور یکی از پاهاش رو با آتل بسته و باند پیچی کرده و روی پاش یه جعبه کهنه پر از آدامس و باتریه! بطور ترحم آمیزی ناله میکنه و آدامس و باتری میفروشه و البته گدایی.

چند وقت فکر میکردم و بو برده بودم که پیرمرد، از خوبای مافیای دارو ئه و با این ظاهرسازی، داروهای نایاب و قاچاق و خارج از بازار رو میفروشه.

امروز یه گوشه خفتش کردم و از زیر زبونش کشیدم... درست فکر میکردم!!!! همه چی داشت!! حتی اعضای بدن!!  ⁦:-|⁩


۲. بعد از ماجرای پیرمرد، گفتم چیزایی رو که چند وقت بود میخواستم بنویسم، خلاصه وار بگم. مثلا درمورد داروهای ناصرخسرو و بازار آزاد. قطعاً اگه تخصصشو نداشته باشید، فرق داروی تقلبی و واقعی رو نمیفهمید. در دالان های ناصرخسرو، روال صفر تا صد تولید مواد اولیه، تولید دارو، چاپ و بسته بندی و هولوگرام، با بالاترین سطح کیفی و بین المللی (از نظر ظاهر) انجام میشه، پس نمیشه گفت از جعبه و بسته بندیش معلومه که اصلیه. داروخونه ها ۹۹ درصد جنس مورد اعتماد میفروشن.


۳. مواد اولیه، در تولید دارو و کیفیتش، خیلی مهمه. ایران بخاطر تحریمهای پزشکی، و البته بصرفه بودن مواد ارزون، از مواد اولیه هند و چین استفاده میکنه و قطعا نمیتونه (یا نمیخواد) از مواد امریکایی و اروپایی استفاده بکنه. پس بهمین دلیله که یه سری از داروهای ایرانی و هندی و چینی، خیلی خیلی با نمونه خارجی مرغوب (امریکایی، اروپایی) فرق دارن. هرچند که بعضی از داروهای ایرانی هم داریم که تنه به تنه بهترین داروهای همنوعشون در جهان پیش میرن.


۴. مثلا ایران بخاطر معادن قوی آرسنیک، بهترین داروهای شیمی درمانی رو برای مصارف روتین داره. (پایه اکثر داروهای شیمی درمانی که برای سرطان استفاده میشه، آرسنیکه) داروی آرسنیک مرغوب ایرانی ای که یک بیمار سرطانی درحال حاضر برای هر بار مصرفش فقط حدود پنج هزار تومان پول میده! اما همین دارو در بیمارستانهای ترکیه به قیمت ۲۵۰۰ دلار فروخته میشه و خیلیا میرن ترکیه برای درمان، و کلی برای همون داروها خرج میکنن و فکر میکنن الان خیلی جلوترن ⁦:-|⁩


۵. همین آرسنیک که گفتم... پودرهای موبر قدیمی رو یادتونه؟ هنوزم پیدا میشه(همون قدیمیاش که بوی بدی هم داره) 

اون پودرها مخزن آرسنیک ضعیف شده ست و یکی از بهترین داروهای ضدسرطان برای عموم مردم، که از قدیم همه استفاده میکردن! و اتفاقا یکی از بهترین راههای جذبش هم از طریق ماندگاری روی پوسته.

و خیلی ها نفهمیدن که چی شد که یهو اونا از بازارها جمع شدن و کرم ها و لیزرها و وکس ها و اپیلاسیون ها و پودرهایی جایگزینش شد که خیلی هم با افتخار روی جعبه شون مینویسن «بدون آرسنیک» !!


۶. تقریباً ۹۵ درصد از داروهای جهان اثر درمانی مستقیم نداره! بزبون ساده، حقیقتش اینه که ۹۵ درصد از داروهای جهان فقط اثر پوششی داره و روی علائم بیماری رو میپوشونه تا زمانی که بدن شما دوره درمانشو بگذرونه. یعنی مثلا وقتی شما سرما خوردین و میرین دوتا آمپول میزنین، این بدن شماست که با رعایت کردن های شما، درمانتون میکنه، نه اون قرص و آمپول. داروها فقط کمک میکنن که علائم بیماری زیاد خودشونو نشون ندن. کاری که شما میتونین بدون خوردن دارو هم انجام بدین!


۷. همه داروها عوارض دارن، برای مصرف کوتاه مدت زیاد مهم نیست اما برای مصرف بلندمدت اگه میخواین از دارویی استفاده کنید، حتماً چک کنید ببینید استفاده کردنش میصرفه یا نه؟ اینم درنظر داشته باشین که عوارضی که برای هرنفر اتفاق میوفته ممکنه کاملاً متفاوت با کسی دیگه باشه. نکتهٔ دیگه اینکه داروهای روانپزشکی و اعصاب، آرام بخش ها و... با اینکه بزرگترین خدمات رو به جامعه درمانی کرده، اما عوارض جانبیش هیچوقت بطور کامل قابل اثبات و اعلام نیست. یعنی ممکنه روی آدمهای مختلف، عوارض جانبی مختلف داشته باشه که اعلام نشده!

اگه همه داروها، وارد دنیای بدن میشن که روالش تا حدود زیادی مشخصه، داروهای روانپزشکی (و مخدرها) وارد وادی پیچیده و ناشناخته مغز میشن.


۸. یه چیز فرعی اما مهم. برای ایمپلنت دندون حتما پیش آشنای مطمئن یا کلینیک معتبر برید که از تامین موادش مطمئن باشید. من به چشم خودم، چند کارگاه دیدم که پین ها و پیچ های ایمپلنت دندون بصورت فله ای و قاچاق از چین میاوردن و اینجا آبکاری میکردن و رنگ حرفه ای میزدن و با بسته بندی فوق العاده شیک و برند معروف آلمانی، وارد بازار میکردن و همچنان میکنن! و مطمئنم خود شرکت آلمانی هم فرق جنس اصلی خودش با این تقلبیا رو نمیفهمه!!

اتفاقی که میوفته اینه که این پیچ ها و پایه های نامرغوب، بعد از یه مدت کوتاه پوسیده میشه و باعث عفونت شدید لثه میشه!! هزینه ها و دوباره کاری و بدبختیش به کنار... دردش آدمو بیچاره میکنه ⁦:-\⁩


۹. داروهای گیاهی در اروپا و امریکا بشدت درحال پیشرفت و رشده. داروهای سبز و بدون عوارضی که از فرآوری گیاهان مختلف و بدون دخالت ترکیبات شیمیایی بدست میاد. در ایران هم چند شرکت دارو های گیاهی بشکل قرص و کپسول و شربت و... تولید میکنن که بعضیاشون توی دنیا فوق العاده ان. اگه دیدین، تعجب نکنین.

و اینکه حتما شنیدین که استفاده مستقیم از گیاهان دارویی و دمنوش ها که در کافه ها و خانه ها خیلی معمول شده، بیشتر یک نوع سبک زندگی، پاکسازیه بدن و کمک به مقاومت عمومیه بدنه. این کاملاً درسته و شما میتونین روزی یه لیوان یا هرچقدر بیشتر بخورین. اما چند نوع گیاه دارویی هم داریم که خیلی ساده و بصورت دمنوش درست میشه ولی جزو اون ۵ درصد داروی جهانه که کارش درمان مستقیمه! مثلاً در درمان اختلالات خونی حاد!! و استفاده بی مورد و زیاد از این دمنوش باعث مرگ میشه!

جالبتر اینکه دوتا از این گیاه ها، توی قوطی های عطاری ها راحت پیدا میشه...!


++ (اگه عمری بود، یه پست هم بعداً درمورد مخدرها میرم. قطعاً اون طرفدارای بیشتری پیدا میکنه ⁦:-)⁩⁦;-)⁩ )

  • دکتر میم

دوران سرکشی

۱۹
اسفند

سال ۲۰۰۶ ، کرج بودیم، فینال چمپیونزلیگ، بارسا - آرسنال بود. با پسرخاله (همون پسرخاله لعنتی) تنها بودیم و نیمه شب، بعد از برد بارسا، ساختمون رو از داد و هوار خراب کردیم.

پیرمرد واحد کناری خیلی سنش بالا بود،،، صبح آمبولانس اومد... سکته توی خواب! ... و چند روز درگیر کمک به عزاداری همسایه...

به قرعان اگه تقصیر ما بوده باشه! عمرش بدنیا نبود! ⁦:-|⁩

از اون به بعد، هر سال سر فینال چمپیونزلیگ، برای پیرمرد، فاتحه میخونم.


سالهاست که برای فوتبال حتی بارسا و پرسپولیس و هلند، هیاهوی زیادی نمیکنم. کم سر و صدا تر...

اما امشب باز فوتبال یک روی دیگه شو نشون داد. بارسا تاریخ رو دوباره نوشت... همه اتفاقات فوتبال رو تموم کرد و هرچی امکان هیجان در فوتبال بود وسط کشید! ... و من کم سر و صدا، دوباره ساختمون رو پایین کشیدم از هوااار و هیجان دقیقه ۹۵ !! 

خداروشکر اینبار پیرمرد و مریضی نبود.

فاتحه خواندم باز ... فاتحه بخوانید.


  • دکتر میم

نشسته روبروم، زل زده بهم که دارم خبر میخونم. 

- آخه مرتیکه، فرانسیس فورد کاپولا هم روزی سه تا فیلم میبینه؟ که تو میبینی؟ خود ِ فراستی بزور شاید روزی دوتا ببینه! تو دوبار میری سینما، حتماً شب یکی هم توی خونه میبینی! تو کی پس کار میکنی؟ از کجا میاری میخوری؟ 

- مگه جیب باباتو زدم؟ مگه کارمند تو ام که غر میزنی؟ از صبح ساعت ۷ میزنم بیرون تا ۱۱ شب میرم خونه. کارامم میکنم، فیلمام هم میبینم،،، کلاً ده روزه دیگه.

- آخه بابا تو کل سال هم باز سینما میری. افخمی ازت دعوت نکرده برنامه هفت؟

- اگه دعوت بکنه که خرابشون میکنم. گند بزنه توو این جشنواره. اون از وضع گند بلیت فروشی. اون از افتضاح شروع جشنواره. این از فیلمهای مسخره و حالا هم داوری ها. خدایی چه فکری کردن؟

- حالا اینا رو ولش، یه بلیط گشت ۲ جور کن بریم ببینیم.


واقعاً بنظرم دیگه ارزش نوشتن نداره، ارزش دیدن نداره. امسال به یمن قدوم من توی جشنواره، بدترین سال تاریخ جشنواره فجر بود، بدترین فیلمها، بدترین داوری ها. 

+ دیروز «زیر سقف دودی» از پوران درخشنده رو دیدیم، مثلا نامزد بهترین فیلم شده! نمیدونم چرا؟ فیلم واقعاً بد بود. از اول تا آخر رو به دوربین شعار میداد. قصه معمولی و مسخره مثل فیلمای بیست سال پیش. حتی بازی عالی فرهاد اصلانی و مریلا زارعی هم نتونست فیلمو نجات بده.

+ شب فیلم پرحاشیه «قاتل اهلی» از کیمیایی رو دیدیم. غلغله، پرحاشیه، سر و صدا، شعارهای مردم بعد از فیلم، ... من همه فیلمای کیمیایی رو میبینم. هرچی که بسازه. و این سالها هم خیلی فیلمای بدی ساخته. و کلی از من فحش خورده. اما از قاتل اهلی بدم نیومد. پرویز پرستویی و امیر جدیدی عالی بودن. فیلم هم بد نبود، بشرط اینکه «پولاد کیمیایی» شو حذف بکنه.

+ نامزدهای سیمرغ به افتضاح ترین حالت ممکن اعلام شده. خیلی فیلمها دیده نشده. «ماجرای نیمروز» فیلم فوق العاده مهدویان (که با اختلاف خیلی بالاتر از سینمای ایرانه) توی رشته هایی که باید، نامزد نشده. فیلم «بدون تاریخ بدون امضا» که اصلا حتی یک ثانیه موسیقی متن نداشته، نامزد بهترین موسیقی متن شده! «سارا و آیدا» بدون داشتن جلوه های ویژه، نامزد بهترین جلوه های ویژه میدانی شده!!!! و... طوری که خودشون هم تعجب کردن!

+ از هفت داور جشنواره، پنج تاشون تابعیت دوگانه دارن. گفته میشه دیده نشدن و جایزه ندادن به «ماجرای نیمروز» که درمورد مجاهدین خلق هستش، بخاطر ترس داوران از آزار و اذیت منافقین در محل زندگیشون در اروپا و کاناداست! تاسف بار نیست؟

+ بعد از چند سال که امسال رفتم جشنواره، سینمای ایران بدترین دوران تاریخ خودشو میگذرونه! تصمیم گرفتم بخاطر اعتلای سینما و خونه خراب نشدن «خانه سینما» از سال دیگه از جشنواره کنار بکشم! ⁦:'(⁩

+ تاحالا حدود بیست فیلم دیدم، پنج فیلم دیگه هم میبینم. چهارتا امروز و فردا (خوب بد جلف ،، یک روز بخصوص،، مادری ،، کارگر ساده نیازمندیم) و دوشنبه هم «سد معبر»

بعداً یک خط درموردشون خواهم نوشت.

+ هیئت برگزاری و داوران جشنواره انسانهای بی مغز ، بی مسئولیت و احمقی هستن. مثل اونا نباشیم.


  • دکتر میم

اصل اول

۲۳
آذر

اصرار داشت و انتظار داشت چیزی رو که خودم توی ده سال فهمیدم و پیدا کردم، بارها خرابش کردم و دوباره چیدم، توی یه روز بهش بفهمونم. نه که دلم نخواد،، نمیتونم. من نمیتونم جزئیات اصول اخلاقی و فکری ای که بنا کردم، رو توضیح بدم. بلد نیستم، سوادشو ندارم، معلم خوبی نیستم، راهنمای خوبی نیستم،، اصلا الان که فکر میکنم، میبینم دلم نمیخواد!

و اخلاق عنی دارم که سخت به اصولم پایبندم. سفت و سخت! و کوتاه نمیام،، نمیتونم،، دلم نمیاد،، بخودم اجازه نمیدم. و این موضوع خیلی پیچیده ست و رفتارم در قبال تعهدم و افکارم، منطق احمقانه خودمو داره! ... و این منطق احمقانه چی بشه که باز تغییر بکنه!

...

(بمناسبت تولد پیامبر (ص) )


مولوی با کبکبه و دبدبه در حالی که مریدانش احاطه اش کرده بودند و آب وضویش را به تبرک برمی داشتند با شمس برخورد و با تکبر در او نگریست.

شمس گفت سؤالی دارم. مولوی گفت بپرس.

شمس گفت بگو بدانم  محمد(ص) پیامبر ما برتر بود یا حلاج شیخ ما؟

مولوی خشمگین شد و گفت کفر می گویی؟

شمس گفت پس چرا محمد پس از سالها عبادت خدا هنوز در دعاهایش این گونه می خواست که:خدایا خودت را به من بشناسان. ولی حلاج آنقدر در خدا غرق شده بود که می گفت من خدا هستم و فریاد انا الحق می زد.

مولوی درماند.

شمس روی برتافت و رفت.

مولوی به التماس به دنبال وی روان شد و تمنا کرد تا شمس پاسخش گوید.

شمس گفت چون نمی دانی چرا با این تکبر و تفرعن بر زمین خدا راه می روی؟

پاسخ این است که محمد(ص) دریانوش بود و هرچه از معرفت خدا در جام وجودش می ریختند پر نمی شد ولی جام حلاج ظرفیت نداشت. تا اندکی در آن ریختند  مست شد و به عربده کشی افتاد.


آن که را اسرار حق آموختند...  مُهرکردند و دهانش دوختند.


از: پله پله تا ملاقات خدا


  • دکتر میم

داشتم راز تلخی رو درمورد کتاب های ممنوعه که دستفروشهای انقلاب میفروشن، بهش میگفتم ... که گفت: «گراز عوضی، چرا گفتی؟ میزاشتی با حماقت خودم حال میکردم. الان دیگه نمیتونم مثل قبل با خیال راحت کتاب بخونم»


#آگاهی و #سختی


  • دکتر میم

روزهای سیاه تقویم هر ملتی، قطعاً برایش مهم بوده که سیاه شده. چه از ده سال پیش، چه از دوهزار سال پیش. حال اگر این روزهای سیاه، به دین مربوط باشد، معمولاً مرز نمیشناسد. من در اینجا، کسی دیگر در آنسوی دنیا...

هر دین و آیین و تفکری، حواشی و گوشه های خرافاتی ِ غیر واقع یا گاهاً مضحکی دارد که جای بسیاری برای مسخره کردن دارد.

گوشه گوشهٔ رفتار و تفکر ِ من و تو هم، به هر دین و آیینی که باشیم، همینطور.

به جای مسخره کردن، میتوان تحقیق کرد، برایشان دلیل آورد و توضیح داد. بعضی ها نمیفهمند. به بعضیا باید حماقتشان را به رویشان آورد، بعضیها عکس العمل نشان میدهند. بعضیها اما قبول میکنند. من اگر قانع شوم، قبول میکنم. گاهی هم در این درگیری، شما میبازید، باید قانع شوید.

به اندازه من، آدم با افکار و اعتقادات و دین و مذهب و فرقه های مختلف دیده اید؟! در واقع من آدمی نیستم که به اعتقادات و افکار بعضی ها احترام بگذارم!! افکار و اعتقادات بشدت پراکنده شونده است! تاثیر میگذارد، میسازد ، یا تخریب میکند. رو در رو میشوم، اما هیچوقت یک ملت را هم مسخره نمی کنم! [شاید در موارد نادر اینکارو بکنم:-) ]

خرافات و رفتارهای مضر مخصوصاً خرافات مضر دینی و مذهبی را میتوان سالی فقط برای یک نفر توضیح داد. یک نفر را قانع کرد! با هر روشی که صلاح میدانید! *

و اینکه یادمان باشد، جنبه اصلی یادبودهای تاریخی، مجسمه ها ، بزرگداشت ها و روزهای خاص تقویمی، یادآوریه یک اتفاق است. یک درس، یک فکر درونی و بیرونی ِ سال به سال...


* دوستی دارم، سالها، محرم، قمه میزد! حرف زدم ، دلیل آوردم، قانع نشد! ... فهمیدم دوستی ام برایش بسیار مهم است. دوسال پیش گفتم امسال قمه زدی، سمت من نیا، اسم و خاطره و دوستی ات پاک  و محو و فراموش!! دوستی با یک احمق هیچ لذتی ندارد!

رفت... قمه نزد، دوسال نزده. او که نزد، دوتا از دوستانش هم نمیزنند. بجای قمه زدن، نذر کمک به اکیپ تهیه جهیزیه کرده اند. وضع مالی اش هم خوب بود... 


  • دکتر میم

شد خزان...

۲۱
شهریور

(این تصویر، ۳۰۰ برابر بزرگ شده!)

+ این دونه سفیدها که تابستونا توی تهران پرواز میکنن، که آخر نفهمیدیم «پشه زرد» ن یا «مگس سفید» دیدین؟! البته اسم بافرهنگشون «سفید بالک» ه. نمیدونم توی شهرهای دیگه هم توی تابستون پیداشون میشه یا نه؟! بچه ها جلوی یه نفر گفتن که این پشه ها پروتئین خالصه! بیرون که میخوای بری و اینا میرن توی دهنت، قبلش یه لیوان شیر بخور، پروتئین پشه ها بهتر جذب میشه!!!

ظاهراً طرف چند روزه اینکارو میکنه!! :-)) جاداره به عنوان یکی از نوابغ یادشون بکنیم. 


++ راستی میدونید وقتی انار ِ عزیز ، به سبد میوه فروشی ها اضافه میشه، یعنی چی؟ 


  • دکتر میم

اواخر مرداد

۲۸
مرداد

#بهداد_سلیمی_قهرمان

#بیست_و_هشتم_مرداد

#کودتا

#دستهای_کثیف_پشت_پرده


  • دکتر میم

کالای ایرانی

۱۴
مرداد

+ دوسال پیش، یکی از دستگاه های کارگاهمون تا آماده شدن مجوز محصول جدید از وزارت بهداشت، حدود پنج شیش ماه بیکار میموند. نشستیم صحبت کردیم، تصمیم گرفتیم برای خالی نبودن این دستگاه، یه محصول ساده صنعتی بزنیم. تصمیم به یه نوع چسب صنعتی شد. 

برای خرید مواد اولیه رفتم یه شرکت تولید کننده ایرانی معروف که چندباری باهم کار کرده بودیم. قیمت بالا گفت، گفتم بالاست، نمیصرفه که! 

گفت مگه چقدر مواد میزنی؟

- ۸۰ گرم.

- خب زیاد میزنی، ۴۵ گرم بزن، ۳۵ گرم بقیه شو استون بزن! 

- اینطوری که نمیچسبه، خیلی ضعیف میشه!

- خب نچسبه! ما هم همینطور میزنیم. کسی بخاطر یه چسب صنعتی که برنمیگرده اعتراض بکنه!

- خب چارتا مثل شرکت شمان که تولید ایرانو کسی قبول نداره دیگه!

- ما که اسممونو داریم،، شما برو باکیفیت بزن، هم قیمت چسب آمریکایی، تازه با سود خیلی کمتر، ببین کی میخره!!

- شما راهشو بلد نیستی. 

...

چسب رو زدیم، باکیفیت هم زدیم، خوب هم فروختیم! چسبی که دوسال پیش قرار بود فقط محض خالی نبودن دستگاه و صرفاً جهت تست و تجربه، فقط سه ماه کار بکنه، الان دوساله داره تولید میشه و دوتا محصول صنعتی دیگه هم کنارش اضافه شده و توی یه کارگاه کاملاً جدا از کارگاه پزشکی، برای سه تا کارگر، شغل ایجاد کرده.


+ پریروز توی شرکت، خیلی پشه بود. امیر رفت از سر خیابون حشره کش خرید. حشره کشی از مارک همون شرکت معروف شیمیایی!

کلی پیس پیس زدیم و اتمسفر رو به فنا دادیم و درها رو بستیم و رفتیم ناهار. بعد از ناهار که برگشتیم، دیدیم پشه ها قوت گرفتن! مثل جت پرواز میکردن! تازه میومدن جلومون ویراژ میدادن و انگشت شست نشون میدادن! دریغ از یه مورد منجر به فوت! اول از همه رفتم سوپرمارکت و حشره کش رو پس دادم و بهش فهموندم که جنس مزخرف نیاره. بعدشم برگشتم و خودم یه قتل عام اساسی راه انداختم و انگشت وسط نشون دادم به همشون :-D


++ اکثر مردم خیلی چیزا رو خوب میفهمن، مردم ما هم به خرید کالای ایرانی تمایل دارن، حتی اگه قیمتش مثل خارجیه باشه. اما کالایی حمایت میشه که شعور و شأن مردم رو درنظر بگیره. مثل ایران خودرو و سایپا.


  • دکتر میم