روزنوشت های دکتر

آرامش ِ قبل طوفانم را برهم‌ نزنید... بگذارید ناخدا، اینبار هم کشتی را بسلامت بگذراند

روزنوشت های دکتر

آرامش ِ قبل طوفانم را برهم‌ نزنید... بگذارید ناخدا، اینبار هم کشتی را بسلامت بگذراند

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

۷۶ مطلب با موضوع «چیزهایی هست که نمیدانی» ثبت شده است

۱. بنظرم رسانه ای که پول و نیرو نداره که سایت و اپلیکیشن طراحی کنه و خبرنگار استخدام بکنه، و فقط با یه پیج و کانال میخواد معروف بشه و درآمدزایی بکنه، مفت نمیارزه ، چون اخبار دوم همیشه بهش میرسه ،، و برای دیده شدن و جذب مخاطب ، یا مجبوره اخبارو دستکاری بکنه که جذابیتش بیشتر بشه، یا مجبوره خبر سازی بکنه! ... هرچند که اونایی که سایت و اپ و حتی شبکه هم دارن، دلیل بر معتبر بودنشون نیست.

یورگن هابرماس، نظریه پرداز آلمانی در کتاب The Theory of Communicative Action میگه : «احمق ترین و دهن گشادترین آدمها در رسانه و سیاست و اجتماع، همانهایی هستند که هیچ رسانه مخالفی را نمیبینند و نمیخوانند. نوعی "مدلسازی فکری" در رسانه هست که یعنی "مزخرف و پوچ جلوه دادن رسانه مخالف برای تحمیق عموم" در نتیجه، جمع کردن و گرایش طرفداران، به فقط یه نوع دیدگاه و القای حس اتلاف وقت برای خواندن و دیدن و شنیدن نظر مخالفان! همینکه بگویید آن روزنامه را نمیخوانم چون همیشه مزخرف و یکطرفه مینویسد، یعنی شما وارد یک پروسه حماقت فکری فاشیستی شده اید! تندروی شکل خاصی ندارد. در حقیقت باید آنقدر منعطف باشید که رسانه های مختلف، حتی در ظاهر بدترین و متوهم ترین آنها باید برای شما ایجاد سوال بکند. سوالات مختلف در گرایش های مختلف! و شمایید که چطور دنبال جواب سوالات بروید! انسانهایی که با سوالات حل نشده به زندگی پوچ خودشان ادامه میدهند، هیچوقت هیچ جای دنیا قرار نمیگیرند. و جوامع و مکاتب، به همین راحتی نابود میشوند یا پیشرفت میکنند،، با یک "مدلسازی فکری" هوشمندانه و همکاری یک گله احمق»


۲. من بدترین تصمیم زندگیمو که به خاطرش مسلماً تا آخر عمر خودمو نخواهم بخشید (و زخم روحی و جسمیش همیشه با من خواهد موند) درمورد رفتن به یه سفر ، گرفتم! نه به حرف کسی گوش کردم، نه به توصیه ها گوش کردم، نه شرایطو سنجیدم و نه پیش بینی و تحلیلی از جوانب و اتفاقات بعدی داشتم. کاملاً کور و مغرور. و باختم... و نتیجه ش یکسال سکوت و ده ها سال حسرت برام موند... 

«تصمیم گیری» شاید بنظر فرآیند راحتی بنظر برسه، اما برای تقریباً درست انجام دادنش، المانهای زیادی رو باید در نظر گرفت و المانهای زیادی هم نباید درنظر گرفت! مثلاً درمورد یه سفر، المانهایی مثل پول، مقصد، حرف مردم، خطرات، هزینه، همسفر، انتظارات، هدف، تاثیرات، و... وجود داره که باید همش بررسی بشه و البته بسته به شرایط بعضیا رو خیلی درنظر گرفت و بعضیاشو گذاشت کنار. اینجوری میشه که گاهی وقتا، بعد از تموم شدنش، میشینی و نگاه میکنی و با خودت میگی: می ارزید... 

یادمون بمونه، تاثیر ِ تصمیم گیری های کوچیک و بزرگ ما، بشدت روی روح و روان و جسم و زندگی روبرومون تاثیر داره! و اشتباه کردن در اون، تجربه خیلی خیلی گرونیه! 


  • دکتر میم

سه ، دیوار

۲۱
خرداد

توی پیج اینستاش که میری، انگار اومدی چهارراه مخبرالدوله، بیست متر پایینتر، سر کوچه مهران، تا چند سال پیش یه دیوار خالی بود، هرکی هر کاری داشت، اونجا آگهی میزد... «نیازمندی هستم، بازنشسته ارتش، به علت بیماری...» ، «گمشده ، این سگ از نژاد دوبرمن از تاریخ... به یابنده مژدگانی...» ، «کلیه و ریه ، سالم ، AB+ ... » ، «ما هستیم...» ، «بر پدر این حکومت و س...» ، «هشتمین دوره مسابقات جام در جام خروس جنگی و خون بازی، سر جاده ورامین، ته گاراژ اصغر دوقلو...» ، «عکس بده، جنازه...» ، «خدمات نصب و راه اندازی سهله بصورت کاملاً مخفی...» 

نه که همه جور آدمی اینجا رفت و آمد داشت، خلاصه اخبارش خوب میپیچید. کسی هم کاری نداشت چی درسته و چی غلط. هر چیزی مشتری خودشو داشت. 

هفت سال پیش اونجا با فرهاد نیم سوز، کار میکردیم. یه نوع پمپ کوچیک واسه کارمون میساخت. بهش میگفتن نیم سوز، چون تخصصش تعمیر پمپ های گرون قیمت و نیم سوز بود. عینهو روز اول. میرفتم سر مهران، زنگ میزدم، بیست دقیقه ای پیدام میکرد. نه که پمپ باشه فقط ، خیلی کارا میکرد. مث خیلیای دیگه اونجا... با هم چایی میخوردیم، میگفت «این دیواره خوب مشتری داره، از ده تا تابلو شهرداری توو شهر بهتر کار میکنه، یه آگهی بزن، یه روزه دویست تا زنگ خور داری. ولی توش-کنی هم زیاد داره ، یه ماه پیش رفیقای امید ، همون گنده هه که یه NS آبی داره، یه کاغذ زدن واسه شیره. به اسم داروی تقویت جنسی. فقط برای جوانان. دوتا بچه سوسول اومدن، اینام به اسم تست و نمونه بردنشون زیرزمین پاساژ آقامجید ، پاچنار، یه نیم-تیغ بهشون دادن کشیدن و... دیگه هیچی نفهمیدن و... میگفتن بدبختا با کون درد ، گشاد گشاد فرار میکردن... والا ، اینجا از اینام زیاد داره، ببو باشی همینجوری میره توو *ونت و نمیفهمی از کدوم ور خوردی. شانس بیاری در ری... حالا تو که خودت بچه گمرکی ممد ، داری چیزی اینجا برات آگهی کنم؟ خوب کار میکنیا.. تو زرنگی.. بچه ها آشنان هاا ، فک کردی هر کی هرکیه؟! واسه هر قسمتش پول میگیرن ازت، جای خوب دیوار یا جاهای کنارش که کم دیده میشه... قیمت دقیق که نداره، باج میدی دیگه... اما میگم بچه گمرکی و شناس منی، برات ارزون میزنن. تازه اینجا هم که میرین و میاین، چند تا بچه ها میشناسنت... ردیف کنم؟...»

یادش بخیر،،، شهرداری چند سال بعد دیوارو خراب کرد، جاش یه کانکس بازیافت گذاشت. فرهادو که دیدم «گفت امید و یه دوست دیگه شو اعدام کردن... ولی کی قبلاً رو یادشه؟ فقط گوه میخورن ... اراذل بودن دیگه... خیلی شر بودن. به زن و مرد رحم نکردن. اینجا هم یه مدت مامور میومد میچرخید، اونقدر اذیتش کردن، رفت. ولی اینجام دیگه مث قبل نشد، میگن بعضیا اینترنتی زدن و کار میکنن و... آره؟! »

...

طرف مثلاً سلبریتیه، معمولاً بازیگر ، توی پیج اینستاش که میری، انگار اومدی چهارراه مخبرالدوله ، بیست متر پایینتر، ... 

دقیقاً همونه، هرچی دستش برسه میزاره، درست و غلط، شایعه و تهمت بدون سند،، راست و دروغ،، کی به کیه؟! مهم اینه که جای خوب روی دیوارو داره، مشتریای احمقش هم که میگن حتما چون جای خوب دیوارو داره، درسته، خبر داره، حتما با جایی در ارتباطه! ... دو روز بعد هم چه تکذیب بشه ، چه نشه ، برد کرده. کسی تکذیبیه رو نمیبینه که... مشتریا هم همه فالوئرا ،، مث ما دیگه... همون معتادا و بیسوادا و اراذل و اوباش و بدبختاییم که اکثر نیازاشونو از روی همون دیوار تامین میکردن و... بقول فرهاد نیم سوز، «...چون همونی که دلشون میخواد، روو دیوار پیدا میکنن،، و معمولاً میره توو *ونشون و نمیفهمن از کجا خوردن! ...»

...

پریروز سر مخبرالدوله، اومدم جای دیوارو به امیر نشون بدم. نه دیوار بود، نه کانکس بازیافت... کنده بودن واسه فاضلاب... داشتن پرش میکردن.

انگار نه انگار چیزی بوده...


+ خاطرات کاملاً واقعی ، سالهای ۸۹ تا ۹۴ 


  • دکتر میم

یک ، تعصب

۱۶
خرداد

وقتی کامنت میدید یا نظر خصوصی، پای حرفتون بمونید! فرار نکنید.

یه سریا گفته بودن: «شما خوب مینویسی،، فقط گاهی متعصبانه مینویسی و این خیلی روی اعصابه» !!

خب ... متعصبانه اگه نوشتم ، چرا روی اعصابه؟! خب نخون... :-))

اما جدی؟! لطفاً مثال بزنید ، لینک بدید کجا متعصبانه نوشتم؟! بی دلیل بود؟! قانع نشدید؟ چرا بحث نکردین؟! بگید. همینجا کامنت بدید، تعارفی در کار نیست، میخوام از این چند تا پست آینده، نتایج مهمی بگیرم، که تک تکشون توی این مسیر، مهمه.

الان میخوام بگم، یه کم بیشتر فکر کنین... متعصبانه نوشته بودم؟ یا چون با فکر و سلیقه تون نمیخوند، اینو گفتید؟! حتماً میدونید که اگه مورد دوم درست باشه، شما متعصب بودید، نه من!!

ببینید تعصب به یه تیم فوتبال یا بازی، تقربا یه کل کل و بازیه. اما تعصبات اجتماعی، اخلاقی، مذهبی و خیلی بیشتر تعصبات ضدمذهبی! تعصبات سنتی، تعصبات روشنفکرانه و.... البته همه اینا از نوع کورکورانه ش (درصد زیادیش همینه) مخرب ترین چیز برای فکر انسانه. نابودمون میکنه.

اکثر آدمها، اون چیزی رو که دوست دارن، قبول میکنن،، نه اون چیزی که درسته! 

کنار گذاشتن این عادت خیلی سخته و نمیخوام درموردش صحبت کنم. اما گفتم حداقل خوبه که آدم، خودشو بشناسه، و بدونه که وقتی از یه نظر مخالف خودش قاطی میکنه و توهین میکنه و صداشو بالا میبره،، درحقیقت خودش متعصب کورکورانه ست، نه روبروییش. و اگه اینو درمورد خودمون درک کنیم، خیلی بهتر میفهمیم چه زمانی دهن باز کنیم،، چه زمانی تعریف و تمجید کنیم، چه زمانی بدرستی نقد و پرسشگری کنیم؟ (که خیلی هم خوبه) ،،، و چه زمانی هم هیچی نگیم و خلاص. من تعصب کورکورانه ای هم اگه قدیما داشتم، حتماً خیلی سالها پیش خاکش کردم. الان سالهاست هر چیزیو چند بار چک میکنم، بارها شده نظر محکم خودمو با خوندن یا شنیدن دلیل خوب یا تحقیق، عوض کردم! از این روو به اون روو. گارد سختی ندارم. به نقد گوش میدم، اما اگه چرت و پرت باشه، کتک میزنما :-)) درمورد چیزی هم که نمیدونم، گوه نمیخورم. تمام. در مورد تغییر تصمیم و نظرم،، آخرین موردش، چند ماه پیش بود، با خوندن یه پست خوب از سید مصطفا... همون آقایی که توی کامنتای پست قبل بهم گفت گاااو (صب کن حالا ،، آبروتو میبرم D: )


  • دکتر میم

این پست دو قسمتی، در قسمت اول درمورد ماهیت و علل و تحقیقات درمورد فاجعه ای انسانی بنام «نسل کشی» گفتم و در قسمت دوم (ادامه مطلب) گزارشی دقیقتر از تاریکترین فاجعه انسانی تاریخ شاید چند صد سال اخیر. با اینکه گزارش آخر، فوق العاده ناراحت کننده و تاثیرگذاره، اما یه کم تحمل کنید و حتماً بخونید.


واژه «نسل کشی» رو که سرچ بزنید به این میرسید: "هرگونه اقدام و مبادرت به نابودی و حذفِ فیزیکیِ بخش یا کلیت ِ گروهی نژادی، قومی، ملی، مذهبی یا ایدئولوژیکی است"

هرچند که این واژه رو به اتفاقات دیگه ای هم میشه اتلاق کرد، و البته همشون یک معنی و یک واقعه رو مجسم میکنن. مثلا تلاش برای جلوگیری از بدنیا اومدن نسل خاصی از انسانها ، طرح ریزی برای صدمه زدن جسمی یا روحی به گروهی خاص و... 

نقش جالب و پررنگ سازمان ملل اما همیشه خودنمایی میکنه : اظهار تاسف ، قطعنامه های اجرا نشونده! ، دربعضی موارد روگرداندن بسمت دیوار ، و گاهی دیده شده کمک به گروه متجاوز!

فعالین آزاد همیشه میگن هیچ نهاد رسمی ای برای کمک به دنیا فعالیت نمیکنه، پس خودمون باید کمک کنیم. بعد از نسل کشی بوسنی در سال ۱۹۹۵ گروهی از روانشناسان گروه پزشکان بدون مرز و همینطور فعالان آزاد حمایت از کودکان به منطقه بوسنی رفتن و شروع کردن به آموزش بچه ها. برای تغییر تصمیم گیری و شکل دهی شخصیتشون نه بر اساس چیزی که دیده بودن و درد کشیده بودن! 

پیش بینی روانشناسان و جامعه شناسان اینه که در هر جامعه ای، تمایلات انتقام جویانه در افراد ِ باقیماندهٔ نسل کشی ها و خشم درونی اونا بالاخره روزی برمیگرده و ممکنه سالها بعد با برنامه ریزی قویتر ، این فجایع تکرار بشه! بخاطر همین، فعالان آزاد، رفتن که به مردم و مخصوصاً بچه ها در مورد نحوه زندگی و تفکر بهتر بعد از نسل کشی و مثلا نوعدوستی و تغییر دیدگاه صحبت بکنن. اونجا تقریبا موفق هم بودن. 

سالهای بعد از جنگ جهانی دوم خیلی از جامعه شناسان روی قضیه «عوامل محرک و متقاعد کننده مردم به نسل کشی یه گروه دیگه» کار کردن. نتایج در ظاهر بسیار پراکنده و فرهنگ-محور ه. اما همیشه جای خالی آموزش در جاهایی که بیشتر این اتفاق افتاده، حس میشه. نکته مهم دیگه، تاثیر بشدت قوی حکومت ها و تبلیغات غلط روی مردمه. اینکه مثلاً وقتی کشور عثمانی، نسل کشی یونانی ها و ارامنه رو شروع میکنه، مردم عثمانی هم (اکثرشون بدون داشتن علم به موضوع و دلیل) نفرت و کینه به دل میگیرن و دست بدست هم، این فاجعه رو میسازن. کشتار بیش از یک میلیون نفر طی چهارسال!

به خودمون بگیریم... اینکه مثلاً الان از کل ایران بپرسی نظرت درمورد عرب ها؟! ۹۰٪ میگن : اه، کصافتا، ملخ خورا ، همشونو باید کشت، عوضیا....

چرا؟! دلیل این خشم و نفرت چیه؟! اگه دستمون باز بود برای کشتن عربها..؟! ها؟! چرا اونا نباید همین حس رو نسبت به ما داشته باشن؟ (که البته دارن) چرا حق با اونا نباشه؟! 

به بچه هامون چی یاد میدیم؟ در مورد حسادت، نفرت، خشم ، فکر، کنترلشون و... . خودمون چی؟ فقط حرف میزنیم؟ یا خودمونم اینکارا رو میکنیم؟! البته که میکنیم. خیلی از کارهای احمقانه و کوچیک و بی ضرر ما ، مصداقی از نسل کشی ها در ابعاد بزرگه. فقط مردم خوب بلدن خودشون رو به اون راه بزنن.

هنوز دقیقاً آماری درمورد نسل کشی اخیر مسلمانان روهینگیا در کشور میانمار ندارم. از اون نسل کشی های وحشتناکی که تمام سازمانها و کشورها و همینطور سلبریتی های عزیز، کاملاً بی اطلاع و با چشمان بسته ، مشغول امور روزمره ، صدا هم در نیاوردن.

اما بعد از خوندن گزارش تمام نسل کشی های معروف تاریخ و دلایل و چالش هاشون، میخوام از گزارش تلخ و عجیب و فوق العاده تاثیرگذار (و البته ناراحت کننده) نسل کشی رواندا براتون بگم. این گزارش سال ۱۹۹۵ در مجله نیویورکر چاپ شد و بنظر من، نسل کشی رواندا فجیع ترین و تاریکترین فاجعه انسانی در عصر جدید بشریته! بیش از یک میلیون کشته .. و تجاوز جنسی به حدود ۴۰۰ هزار زن و دختر ... فقط در سه ماه !!

  • دکتر میم

HPV

۰۹
خرداد

خانوم ها و آقایون، حتماً اگه برنامه دیشب «ماه عسل» رو ندیدید، بدون توجه به خنگی های علیخانی، اینبار دانلود کنید و حتماً ببینید. من دیگه ننویسما!

موضوع درباره آگاهی در مورد بیماری های جنسی و آمیزشی (مخصوصاً HPV ) بود که منجر به یکی از شایعترین سرطان ها میشه. 

و نکته مهم اینکه از دیشب تا حالا که از دوستام پرسیدم، ۹۰ درصدشون اصلا اسم بیماری رو نشنیده بودن!!!


  • دکتر میم

طبق احساسات و نوشته های قبلیم...

- : امروز (چند روز پیش) روز چشم رنگیا و قد بلنداست.

- : با قد بلندا کاری ندارم، اما چشم رنگیا ، روز میخوان چیکار؟! مخصوصاً مردها. چپ دستها کم بودن،، چشم رنگی ها هم روز ساختن؟ الان خوشحالن؟! ... چشم رنگیا ، چشم روشن ها، همشونو بسوزونن تموم شه بره. والا!


+ روز واقعی ای که در مورد رنگ چشم داریم، روز ۱۲ جولای ، روز جهانی هتروکرومیا (Heterochromia) یعنی افرادی که چشمهایی با دو رنگ متفاوت دارن. معمولاً بهش بیماری یا سندروم نمیگن، چون مشکلی ایجاد نمیکنه. (از چشم رنگی های معمولی هم بهترن، حداقل خاص ان :-)) ) یه نوع اختلال در غلظت و پخش ملانین در چشم هستش که این تفاوت رنگ رو بوجود میاره که مثلا یه خانوم، یه چشمش آبیه، یه چشمش سبز.

محققین عزیز هم دلیلش رو هنوز نفهمیدن... 

اصن چه دلیلی آخه؟! خوشگله دیگه ، دلیل میخواد مگه؟ مرد که نیستن... زن ان. پس مشکلی نیست :-)


+ نتایج یک متاآنالیز در بهار ۲۰۱۶ در مجله Nature Genetics چاپ شد، که از پنجاه سال مطالعه دوقلوها نتیجه میگیره که هر بیماری، هر خصلت و هر ویژگی ای در دوقلوها ۵۰٪ ش تحت تاثیر وراثته ، ۵۰٪ تحت تاثیر محیط. این نسبت بظاهر ساده، نمیتونه پیچیدگی های ژنتیک رو برامون توضیح بده ، مثلا به ما نمیگه که ژن چطوری به محرک های محیطی واکنش نشون میده؟ و این چطوری اثرشو روی چند نسل بعد ما نشون میده؟ و اون چیزی که بهش میگن اپی ژنتیک پروفایل، (و اطلاعات ژنتیک ما اون توو هست) ، اون چطوری ساخته میشه؟ 

این اپی ژنتیک پروفایل ، همون چیزیه که محقق ها کنجکاون بدونن توو این برادرا چطوریه؟ یعنی میخوان بدونن که اپی ژنتیک پروفایل کدوما بهم شبیه تره؟ اونایی که dna یکسانتر دارن؟ یا اونایی که باهم بزرگ شدن؟ 

دوقلوهای جالبی در این مطالعه بودن که از نوزادی از هم جدا شده بودن و بعد از بیست یا سی سال همدیگه رو پیدا کرده بودن. اکثر روحیات و ویژگی های کلی اینها تشابهات عجیب و زیادی باهم داشتن! حتی درمورد علایق شخصی ای که دنبال کردن!! اما در جزئیات، تفاوتهایی داشتن. و این همون تفاوت تاثیر محیط یا ژنتیک روی دوقلوهاست، که هنوز دقیقاً مشخص نیست! راستی ۲۲ اردیبهشت هم روز جهانی دوقلوها و چندقلوها بود.


+  پریروز بعد از حدود دوسال همکاری خیلی باحال و پر از یادگیری، با آزمایشگاه تحقیقات بیوتکنولوژی داروسازی ابوریحان ، باهاشون خداحافظی کردم. دورانی که گرچه از نظر مالی، بار زیادی نداشت، اما از نظر یادگیری، تجربه، آشنایی با آدمهای جالب و حواشی باحال، به اندازه سالها درس خوندن بود. این اتفاق و روز مزخرف چشم روشن ها، بهونه ای شد برای نوشتنش.


  • دکتر میم

این چند وقت که خودم پرس و جو میکردم و نظرات خیلیا رو پرسیدم، فهمیدم هنوز یه چیزایی برامون مبهمه! ببخشید پست طولانی ای خواهد شد، اما اونقدر مطلب جالب توش هست که منجر به کلی لذت و سوال و عصبانیت و... بشه :-) بخونید و بپرسید و بگید:


  • دکتر میم
با توجه به پست قبل، (و با عنایت به اینکه ما همیشه در «این» برههٔ حساس کنونی هستیم) ، این پست مهم هم بخونید و نظر بدید. حتی میشه تبدیلش کرد به یه چالش.

خرید کالای ملی، برای مردم هر کشوری، یه اتفاق خوب محسوب میشه. اما سوال اینه: واقعاً باید بخریم؟! چرا؟

  • دکتر میم

چند روز پیش میخواستم مطلبی درمورد «کالای ایرانی و باید ها و نبایدها» بنویسم، تنبلی کردم. اما حالا با این اوضاع بازار ارز گفتم طی دو پست، چندتا مطلب مهم رو با هم بحث و بررسی کنیم.


+++ خواهش میکنم وقت بذارین و بخونین، نظر بدین، سوال بپرسین، مخصوصا بند ۱۰ ... و توجه کنید ، این پست صرفاً درمورد تاثیر قیمت ارز (دلار) در اقتصاد کشور و زندگی روزمره و رفتارهای اجتماعی ماست و مثالهایی که درمورد کالای ایرانی میزنم فقط برای نشون دادن تاثیراته. پس در پست بعدی به خرید یا نخریدن کالای ایرانی گیر بدین.


  • دکتر میم

این پست و پست بعدی، بسیار مهم ان و صرفاً در یه زمینه نیستن. و مجموعاً موضوعات مهم زیست محیطی، انسانی، اخلاقی، روانشناسی و اجتماعی مهمی رو در بر میگیرن. امیدوارم به نتیجه خوبی برسه.


 از دوسال پیش شروع شد. اینکه نسل کرگدن های آفریقایی درخطره! خب برای اکثر مردم جهان، مثل الان برای خیلی از ماها، خنده داره! کرگدن هم مثل حیوانات دیگه، برای خیلی ماها اصلاً مهم نیست!

با یک پرش مهم در جهت اینکه «محیط زیست مگه چقدر مهمه» و «گونه های حیوانی اصلا به ما چه» و «مرگ مال همسایه ست» برسیم به اینکه مالاریا سالهاست که جزو ده کاندیدای برتر علل مرگ و میر مردم دنیا مخصوصا کودکان زیر ۸ سال بوده و هست. همین پشه های بی شخصیت که در افریقا و آسیای شرقی بسیار فعالند. حالا چند حیوان در طبیعت، مخصوصاً کرگدن های نازنین، با ترشح آنزیمی در سطح پوستشون باعث جذب این پشه ها و عقیم کردن اونا در انتقال ویروس مالاریا میشن! به همین خوبی جلوی نسل کشی ما انسانها رو میگیرن! طبق آمار سازمان بهداشت جهانی سالانه ۱.۲ میلیون نفر بر اثر مالاریا میمیرن و حدود ۳۰ درصد اونا کودکان زیر ۸ سال هستن. و تقریبا هر کرگدن بالغ، بطور میانگین باعث کم شدن ۳۰ مرگ انسان در هر سال میشه!

حالا ما ، با رواج فرهنگ مصرف گرایی و مدگرایی بی رویه و تمایل به استفاده از عاج، شاخ حیوانات و پوست خوب اونها باعث افزایش شدید قیمت این محصولات شدیم و تمایل بیش از حد شکارچیان غیرمجاز برای شکار اونها!

این کاریه که ما (قاتلین بالفطره) غیرمستقیم باعث و بانیش هستیم ... ببینید :



کشته شدن حدود ۱۷۰۰ کرگدن فقط در سال ۲۰۱۶ ! کمک به آدم کشی! تقریبا افزایش کشتار ۵۱ هزار انسان در سال، و حدود ۱۶ هزار کودک در هر سال! و این شاهکار مردم جهانه، فقط در این مورد!! ... حالتون خوبه؟

در حالی که طبق آمارها فقط حدود ۲۰ هزار کرگدن در جهان باقی مونده، شکارچیان در سالهای اخیر، کرگدن ها رو میکشن، با اره برقی شاخشون رو میبرن و همینطور رهاشون میکنن ... قطعاً تجارت، همچنان حرف اول رو میزنه. تجارتی که سالهاست مردم جهان، خواسته و ناخواسته بهش علاقمند شدن.

کرگدن هایی که با شنا در آبهای سطحی و لجنزارها باعث گندزدایی آبها میشن و به تصفیه و تامین ۱ درصد آب شیرین در قاره افریقا کمک میکنن! ... و همینطور حیوانات دیگه ، هرکدوم به نحوی...

این عکس ها هم ببینید و منتشر کنید ( عکس۱  ،، عکس۲  ،،  عکس۳  ،،  عکس۴  ،،  عکس۵  ،،  عکس۶  ،،  عکس۷ ،،  عکس۸  ،،  عکس۹  ،،  عکس۱۰ )

و مردم افریقا (و باقی مناطق جهان) سالهاست بخاطر مالاریا، سوتغذیه و آب ناسالم، میمیرن! و یکی میگفت «در دنیا گرسنگی، بیشتر از ایدز کشته می‌دهد اما چون قطعا انسان‌های پولدار را نمی‌کشد نگران کننده نیست !!! »


  • دکتر میم