روزنوشت های دکتر

آرامش ِ قبل طوفانم را برهم‌ نزنید... بگذارید ناخدا، اینبار هم کشتی را بسلامت بگذراند

روزنوشت های دکتر

آرامش ِ قبل طوفانم را برهم‌ نزنید... بگذارید ناخدا، اینبار هم کشتی را بسلامت بگذراند

آخرین مطالب
  • ۹۷/۰۸/۱۴
    عن
پربیننده ترین مطالب

۸۲ مطلب با موضوع «چیزهایی هست که نمیدانی» ثبت شده است

شد خزان...

۲۱
شهریور

(این تصویر، ۳۰۰ برابر بزرگ شده!)

+ این دونه سفیدها که تابستونا توی تهران پرواز میکنن، که آخر نفهمیدیم «پشه زرد» ن یا «مگس سفید» دیدین؟! البته اسم بافرهنگشون «سفید بالک» ه. نمیدونم توی شهرهای دیگه هم توی تابستون پیداشون میشه یا نه؟! بچه ها جلوی یه نفر گفتن که این پشه ها پروتئین خالصه! بیرون که میخوای بری و اینا میرن توی دهنت، قبلش یه لیوان شیر بخور، پروتئین پشه ها بهتر جذب میشه!!!

ظاهراً طرف چند روزه اینکارو میکنه!! :-)) جاداره به عنوان یکی از نوابغ یادشون بکنیم. 


++ راستی میدونید وقتی انار ِ عزیز ، به سبد میوه فروشی ها اضافه میشه، یعنی چی؟ 


  • دکتر میم

اواخر مرداد

۲۸
مرداد

#بهداد_سلیمی_قهرمان

#بیست_و_هشتم_مرداد

#کودتا

#دستهای_کثیف_پشت_پرده


  • دکتر میم

کالای ایرانی

۱۴
مرداد

+ دوسال پیش، یکی از دستگاه های کارگاهمون تا آماده شدن مجوز محصول جدید از وزارت بهداشت، حدود پنج شیش ماه بیکار میموند. نشستیم صحبت کردیم، تصمیم گرفتیم برای خالی نبودن این دستگاه، یه محصول ساده صنعتی بزنیم. تصمیم به یه نوع چسب صنعتی شد. 

برای خرید مواد اولیه رفتم یه شرکت تولید کننده ایرانی معروف که چندباری باهم کار کرده بودیم. قیمت بالا گفت، گفتم بالاست، نمیصرفه که! 

گفت مگه چقدر مواد میزنی؟

- ۸۰ گرم.

- خب زیاد میزنی، ۴۵ گرم بزن، ۳۵ گرم بقیه شو استون بزن! 

- اینطوری که نمیچسبه، خیلی ضعیف میشه!

- خب نچسبه! ما هم همینطور میزنیم. کسی بخاطر یه چسب صنعتی که برنمیگرده اعتراض بکنه!

- خب چارتا مثل شرکت شمان که تولید ایرانو کسی قبول نداره دیگه!

- ما که اسممونو داریم،، شما برو باکیفیت بزن، هم قیمت چسب آمریکایی، تازه با سود خیلی کمتر، ببین کی میخره!!

- شما راهشو بلد نیستی. 

...

چسب رو زدیم، باکیفیت هم زدیم، خوب هم فروختیم! چسبی که دوسال پیش قرار بود فقط محض خالی نبودن دستگاه و صرفاً جهت تست و تجربه، فقط سه ماه کار بکنه، الان دوساله داره تولید میشه و دوتا محصول صنعتی دیگه هم کنارش اضافه شده و توی یه کارگاه کاملاً جدا از کارگاه پزشکی، برای سه تا کارگر، شغل ایجاد کرده.


+ پریروز توی شرکت، خیلی پشه بود. امیر رفت از سر خیابون حشره کش خرید. حشره کشی از مارک همون شرکت معروف شیمیایی!

کلی پیس پیس زدیم و اتمسفر رو به فنا دادیم و درها رو بستیم و رفتیم ناهار. بعد از ناهار که برگشتیم، دیدیم پشه ها قوت گرفتن! مثل جت پرواز میکردن! تازه میومدن جلومون ویراژ میدادن و انگشت شست نشون میدادن! دریغ از یه مورد منجر به فوت! اول از همه رفتم سوپرمارکت و حشره کش رو پس دادم و بهش فهموندم که جنس مزخرف نیاره. بعدشم برگشتم و خودم یه قتل عام اساسی راه انداختم و انگشت وسط نشون دادم به همشون :-D


++ اکثر مردم خیلی چیزا رو خوب میفهمن، مردم ما هم به خرید کالای ایرانی تمایل دارن، حتی اگه قیمتش مثل خارجیه باشه. اما کالایی حمایت میشه که شعور و شأن مردم رو درنظر بگیره. مثل ایران خودرو و سایپا.


  • دکتر میم

۱. حدود یکسال است در اینستا، پیجی از یک عکاس پرتره در لوس آنجلس بنام مارتین را فالو میکنم که پروژه ای خیرخواهانه و مدت دار شروع کرده.


مارتین، بین بی خانمان های لوس آنجلس میگردد و با آنها به صحبت مینشیند. از بعضی از آنها که داستانهای سخت و شکست خورده ای داشتند، عکس پرتره میگیرد و صحبتهای دونفره شان را مینویسد... از داستانهایشان، از امیدهایی که بخاطرش به لوس آنجلس آمده اند، از زندگیشان، از روند بی خانمان شدن و از آرزوهایی که کاملاً به باد رفته و از رویاهایی که هنوز در دل بعضی هایشان پابرجاست. هستند کسانی که از یکسال تا هشت ، نه سال در خیابانها روزگار میگذرانند! 

و مارتین و گروهش، سایتی راه انداخته اند و دونات جمع میکنند (کمک مالی) برای کمک و تهیه غذا برای این افراد، و طبق گزارش، پول زیادی هم جمع میشود.

پایان همه پستهایش به این جمله ختم میشود: لطفا از ائتلاف تهیه غذا در هالیوود غربی حمایت کنید تا افرادی مثل ... دوباره روی پایشان بایستند.


۲. حدودای اربعین پارسال که برای یکی دوستان، غذای نذری پختیم، به سفارش یکی از بچه ها، صدتا از غذاها رو برداشتیم و بردیم سمت صالح آباد (جنوبی ترین نقطه غرب تهران، ته جاده بهشت زهرا) خانواده هایی آنجا زندگی میکنند. زندگی که چه عرض کنم! در بیغوله هایی ساخته شده با آهن قراضه و شاخه های درخت و الوار، کار میکنند و روزگار میگذارنند! بدون داشتن کوچکترین امکانات اولیه زندگی و بهداشت! باور میکنید، بعض خانواده ها در زیرزمینهای چند متری که با بیل و کلنگ در زمین بیابانی کنده اند زندگی میکنند که از باران و سرما بیشتر در امان باشند. درب ِ اتاق، روی زمین بود! مثل درب چاه! در که باز میشد زن و بچه ها بیرون میامدند.

همه با بهت به اطراف نگاه میکردیم. پیرمردی گفت خدا رفتگان همه تان را بیامرزد،، اینها ماههاست که برنج و خیلی مدت بیشتریست که گوشت نخورده اند! :-(

همه با ترتیب و صف آمدند و نفری یک غذا گرفتند. علی آقا گفت همه غذاها رو خالی کنید. مردی از ساکنین گفت «ما که یخچال نداریم، گناه داره. پایینتر ، چند خانوار دیگر هستند.. آنها هم غذا ندارند! »

آنطرف هم رفتیم... بدتر بود :'(


۳. حتما همه میدونید که در شهرهای بزرگ و کوچک چقدر نیازمندان پایه که کالاهای اساسی زندگی ندارند، وجود داره. بخدا اگه یه کلمه بخوایم به ارگان و دولت و عمل نکردن به وعده ها و برقراری عدالت دولتی حرف بزنیم، کار بیهوده و مسخره ایه! بنظر من عدالت دل خودم میگه اگه یک میلیون در ماه پول در بیارم ، ده تومن، صد تومن، ۱۵۰ تومن، کم و زیاد، گروه گروه جمع بکنیم و بپرسیم و تحقیق بکنیم و واقعا نیازمندا رو پیدا بکنیم و برسونیم بهشون. عدالت مردمی نهایتا بین خودشون ، خودشون رو تعمیر و تامین میکنن.

اگه راهشو بلد نیستین، بپرسین، سمت محل خودتون این خانواده ها رو بی سر و صدا پیدا کنید. بی منت کمکشون کنید. غذا ، مالی، لباس ... و پیش دوستانتون اعلام کنید که چه کارهایی کردید و از چه طریقی. آدمهایی که من آنجا دیدم هنوز امید توی چهرشون داشتن. با شرافت بودن. برنامه های شکست خورده ای داشتند اما میشد آنها هم با کمک دوبار سرپایشان کرد. اگر کسی کارگری در کارگاه یا کارخانه ای میخواهد، بهترین مورد هستند. اکثرا آدمهای کارگر و زحمتکش و با شرافت بودند. هر کار ثابتی برای یکی از آن جمع ایجاد شود، خانه ای برپا شده و خانواده ای زیر سقف میروند، کودکی باز به مدرسه میرود...

صحبت کار کلان نیست، صحبت از کمکهای کوچک است که در مجموع هدف بزرگی را خواهد زد!

+ فکر کنید و نظر بدید. الان دیگه نه دولت در کاره، نه شرکت ِخوش قول ِ بیان و نه مسئولین بالا. خودمونیم و خودمون، که حداقل وبلاگهای اطرافمان را میشناسیم و براحتی هم فکر میکنیم و کل کل میکنیم و راه حلی ، ایده بیرون میآید. از دوست و فامیل شروع کنید.

میتوان کم کم و از کوچک، کار بزرگ و منظم و مدوّنی انجام داد. 


  • دکتر میم

داشتم به یه دوست برنامه نویس، قسمت مدیریت وبلاگ بیان رو نشون میدادم. توی قسمت «آمارها و گزارش ها» --> «ترافیک ورودی» یه قسمتی داره بنام «عبارات جستجو شده» . یعنی کاربرایی که اومدن توی وبلاگ شما، چه کلماتی رو توی موتورهای جستجو مثل گوگل، جستجو کردن که نتیجه، وبلاگ شما اومده و اونا هم لطف کردن و تشریف آوردن به وبلاگ شما! 

خودمم تا حالا توی این قسمت نرفته بودم!

فقط میخوام به یه برش از این قسمت وبلاگ من توجه کنین:


- جناب گوگل عزیز و محترم، آخه کسی که دنبال «داستان رابطه با پیرمردای باحال» میگرده، باید بفرستی اینجا؟! استغفرا... ! :-|

- بچه ها ، ما اینجا دعای «به خاک سیاه نشستن» داشتیم؟! آخه توی گوگل دنبال دعای به خاک سیاه نشستن میگردی؟! حالا کدوم بدبختیو میخوای با دعات به خاک سیاه بشونی؟! شما زحمت نکش واسه دعا. با این همتی که داری، حتماً تا حالا خاندانش هم سوزوندی! :-)

- دکر یحو دکر ....؟!  (چرا یاد نانسی عجرم افتادم؟؟!!)

- تقاص کارات؟؟!!! من تقاص کارای تو ام؟! دیگه کسی که توی گوگل دنبال تقاص کاراش بگرده، دنبال تقاص بدتری باید باشه؟ تقاص بدتر از اینکه گوگل تورو فرستاده سراغ من؟! :-))


نتایج:

+ من دکتر نیستم، فالگیر و رمال و کف بینم. البته قدیما فال قهوه هم میگرفتم :-)

+ دکر یحو دکر  (مهمترین نتیجه)

+ گوگل ، برادر من، خدا لعنتت کنه

+ تقاص کار همتون، خوندن وبلاگ منه. البته تقاص کارای خوبتون :-) تقاص نه، پاداش.

+ همین الان برام SMS اومده که شنبه صبح باید برم پلیس فتا، در مورد داستان رابطه با پیرمردای باحال توضیح بدم!

+ نتیجه اعتماد به گوگل = وبلاگ دکتر میم

+ بازم تاکید میکنم: دکر یحو دکر :-)

(توضیح اینکه، رفتم ترجمه کردم، ظاهراً به زبون پشتو، معنیش میشه قوانین چنگ زدن) 

- برای کف بینی، گرفتن دعا و فال و انداختن رمل و اسطرلاب لطفاً خصوصی پیغام بزارین، به ترتیب نوبت میدم. پارتی بازی هم نداریم.


  • دکتر میم


اون نگاتیو ۳۶ تایی سیاه و سفید، تجربه خیلی خوبی بود. از اینکه کلی از نگاتیوها رو با حماقتم سوزوندم، کلی درمورد عکاسی با نگاتیوهای خاص سیاه و سفید یاد گرفتم.

چند هفته پیش برای n اُمین بار رفته بودم بسطام، مقبره بایزید بسطامی، این عکس دوستداشتنی که از پرواز کبوترها در حیاط مجموعه گرفتم رو راحت میتونم بزرگ چاپش بکنم و بنویسم سال ۱۳۳۱ ! :-)

اگه درمورد بایزید چیزی نخوندین یا نشنیدین (که خیلی بعیده) بگم که به «سلطان العارفین» مشهوره و از عرفای بزرگ قرن دوم یا سوم هجریه که عطار نیشابوری هم در کتاب «تذکرة الاولیا» که درمورد ۹۷ نفر از اولیا و عرفاست، در مدح بایزید نوشته.

اما نکته مهم! 

بنا به روایات، امام صادق (ع) یکی از فرزندانش (یا نوه) رو برای شاگردی، پیش بایزید میفرسته و این فرزند «محمد بن جعفر صادق» میره و بعد از سالها اونجا از دنیا میره و حالا اون مجموعه تاریخی بنام امامزاده محمد معروف تره و بایزید خیلی مهجور واقع شده. در معماری عالی و گرم مجموعه، مقبره و مزار و ضریحی برای امامزاده محمد ساخته شده، اما بایزید در اطاقک کوچکی در حیاط دفن شده (این عکس از دور، اطاقک گوشه حیاط معلومه ، و این عکس داخل اتاقک)

و حالا به گفته مسئول گردشگری شهر، سالی حدود ۱۰۰۰ نفر از هندوستان، پاکستان، افغانستان و... برای زیارت بایزید میان. بایزیدی که به گفته بزرگان، اونقدر خوب و بزرگواره که میشه از خدا بخاطر زیارتش حاجت گرفت.

البته در دوره ای از زندگی بایزید، متهم به صوفی گری و ادعای خدایی شد و بایزید تکفیر شد (متهم به کفر) ، که این تفکر در بین شیعه بیشتر ماندگار شد که بعدها هرچه این اتهام رد شد، ولی هنوز اکثر مردم ما به زیارت امامزاده محمد میروند تا بایزید بسطامی! 

زندگی و شخصیت بایزید، ماجرای عجیبیه! بخوانید

«نقل است که او را گفتند قومی می گویند که: کلید بهشت کلمه لااله الاالله است. گفت: بلی کلید بی دندانه در نگشاید و دندانه ی این کلید چهار چیز است: زبانی از دروغ و غیبت دور، دلی از مکر و خیانت صافی، شکمی از حرام و شبهت خالی و عملی از هوی و بدعت پاک»


  • دکتر میم

نجات ۱

۲۹
ارديبهشت

خواهرزاده سه ساله م داشت توی خونه مامان اینا بازی میکرد و از این کنجد شور ها میخورد. من داشتم تلویزیون میدیدم و مامان سر نماز بود. یهو دیدم یه صدایی میاد و بچه ایستاده و رنگش پریده و داره بزور نفس میکشه و یه صداهایی میده! 

دویدم سمتش و بچه رو برگردوندم و یه ضربه شلاقی زدم پشت بچه. مامان هم نمازشو شکست و دوید توی هال.

مامان که اومد، بچه کف زمین داشت گریه میکرد و نفس میکشید.

جوری بچه رو زده بودم که تا یه هفته سمت من نمیومد و میرفت بغل مامانش و میگفت دایی منو زد :-))


خفگی بچه ها زیاد اتفاق میوفته. کلا بهترین راه رهایی از خفگی، سرفه کردنه. و اینکه شخص رو وادار کنین که سرفه بکنه. اگه شخص نمیتونه سرفه بکنه، یعنی مسیر تنفس کاملاً بسته شده که نمیتونه حجم هوای سرفه رو تامین بکنه.

پس باید پشت شخص ضربه زد. محل ضربه باید بالای کمر و بین دوکتف باشه

شخص رو رو به جلو خم بکنید و ضربه رو با کف دست و کمی مایل به بالا (بسمت سر) بزنید و بسته به سن شخص، شدت ضربه رو تعیین کنید. به کلمه ضربه توجه کنید، نگفتم ناز بکنید. بزنید! در هر صورت، شکستن کتف و کمر و دنده ها با ضربه شما، بهتر از خفگیه :-)

برای نوزادان هم بهترین راه اینه که روی دست و ساعد، درحالی نگهشون دارید که بدن نوزاد با یه شیب مثلا سی درجه روو به پایین باشه و با ضربه و فشار آروم با سه چهار انگشت به پشت کتف بچه ضربه بزنید.

اینطور مواقع خیلی مهمه که هول نکنید و ترس و عجله نداشته باشید. کسی درعرض سی ثانیه نمیمیره!

اگه خفگی برطرف نشد، پشت شخص بایستید و یک مشتتون رو روی شکم بالای ناف بزارید و با یه حرکت سریع به داخل و بالا حرکت بدید. این حرکت باعث تخلیه ریه بسمت بیرون و شوک به نای و حنجره میشه.

همین کار رو برای نوزادان با فشار دو سه انگشتی، بین جناغ سینه و چند بار انجام بدید.

در هرمرحله ای که هنوز نفس طبیعی نشده و بیهوشی رخ داد، سریع با اورژانس تماس بگیرید.

+ اگر جسم خارجی کمی بالا اومده و قابل رویته با دست اروم بکشیدش بیرون.

+ مهم: اگه تنها هستید و برای خودتون این اتفاق افتاد و حس کردید ممکنه با سرفه درست نشه، یا نتونید سرفه بکنید، باید به خودتون شوک وارد کنید! یا سرپا بایستید یا رو تخت یا یک پله برید و با پشت یا از بغل خودتون رو به زمین بندازید.

+ مهمتر: من سال ۸۵ دوره تخصصی نجات دیدم. یکی از روشهای پزشکی برای خفگی های اجسام خارجی، سوراخ کردنه پایین گلو و تنفس با یه لوله از پایین گردنه! که من تبحر خاصی توو این زمینه و همچنین ضربه های خاص پشت کتف دارم :-) پس اگه اطراف من هستید و خفگی براتون رخ داد، بهتره فرار کنید، چون مسلماً خفگی و مرگ بهتر از قطع نخاع شدن و زندگی گیاهی یا دیدن سوراخ شدن گلوتونه! :-)) ;-)


  • دکتر میم

عینک های تکنولوژیک جدیدی بنام eye-tracker وجود دارد که وظیفه آن، ثبت مسیر نگاه شما روی یک حافظه جانبی است، که امروزه استفاده های زیادی دارد.

مثلاً چند سال پیش مجموعه فروشگاهی Walmart (بزرگترین مجموعه فروشگاههای زنجیره ای خرده فروشی و هایپر مارکت در جهان) با پروژه ای پر سروصدا از این عینکها به این روش استفاده کرد که تعدادی مرد و زن و کودک با سنین مختلف و نیازهای فروشگاهی مختلف را با به چشم داشتن این عینکها وارد یکی از فروشگاه های خود کرد و حرکات و نگاه های آنان را ثبت کرد. اینکه هرکسی با توجه به سن و نیاز خود در یک فروشگاه بزرگ، به کجاها بیشتر نگاه میکند! یا اول به کجا نگاه میکند و به کدام سمت میرود! و وقتی یک بسته مواد غذایی را برمیدارد، اول به کجای بسته بندی نگاه میکند!

تحلیل نتایج این آزمایش جالب، باعث تحول بزرگی در مدیریت فروش و مدیریت چینش و قفسه بندی فروشگاهی و اینکه کدام جنس، کجا گذاشته شود، همچنین نوع بسته بندی و نوشته های روی آنها و نیز قراردادن محل تبلیغات اجناس در یک فروشگاه و محل علائم راهنمایی و... شد و تغییرات عمده ای نیز در ترکیب فروشگاههای «وال مارت» ایجاد شد.

سپس از همین عینک ها برای طراحی سیستم های امنیتی هم استفاده شد، اینطور که به چشم تعدادی سارق حرفه ای زده شد و به چندین ساختمان مهم و بانک برده شد و تحلیل شد که بیشترین توجه و نگاههای سارقین به کجاست؟!

پس از آن تحقیقات تکمیلی و آپدیت این ابزار و ابزارهای مشابه که ابزاری تعاملی بین بدن و اجسام و کامپیوتر است شدت یافت و نتایج مثبت آن دست و پاهای مصنوعی و متحرک برای افراد قطع عضو و داروهای خاص و هدفدار، محصولات کشاورزی بیولوژیک و... است... و نتایج منفی آن ابزارهای جنگی جدید و بدون آتش... و نمونه جدید آن، ویروس نسل کش زیکا !

کوچولوی خطرناکی که بعد از سالها زندگی در خفا، حالا با یک تغییر ژنتیکی و با قابلیت حمله به مادران باردار و ایجاد نقص مغزی در نوزادان (تکمیل نشدن مغز و کوچک شدن سر) شیوع پیدا کرده! زیکا در آمریکای جنوبی و بشدت در برزیل و سپس در امریکای شمالی، اروپا و آسیای شرقی دیده شده. این ویروس از طریق خون، مخصوصا از طریق پشه منتقل میشود.

و حالا...

شاخه ای از علوم ترکیبی جدید که به تحلیل و بررسی و تغییر رفتار مولکولها در سطح دارویی، ژنتیک، کشاورزی و حتی اعضای بدن انسان میپردازد، و دربرگیرنده ۳۳ حوزه تخصصی علوم شامل علوم پزشکی، شیمی آلی و نرم افزار کامپیوتراست، بیوتکنولوژی نام دارد.

قابل توجه دانش آموزان تجربی و ریاضی و دانشجویان رشته های مرتبط اینکه رشته بیوتکنولوژی در ایران در مقاطع مختلف ارائه میشود و بهترین مورد آن برای دانش آموزان، دکترای پیوسته بیوتکنولوژی دانشگاه تهران است که از رتبه های زیر ۵۰۰ کنکور و بعد از مصاحبه تخصصی، دانشجو جذب میکند. (تا پارسال اینطور بود)

و همچنین افراد درسخوانی که به هر روشی قصد خروج از ایران رو دارن، این رشته، بشدت قابلیت خروج از ایران و اقامت در کشورهای اروپایی و امریکا با بهترین شرایط را دارد!


  • ۸ نظر
  • ۲۶ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۶:۱۹
  • دکتر میم

امید

۰۷
ارديبهشت

یک ماهی میشه آسایشگاه روانی بستری شده. اختلال دوقطبی! بنظرم بیشتر شیدا بود تا افسرده.

امروز سرم داد زد گمشوووو بیرون!

بهش گفتم دیگه نمیام ببینمت... جلوی در اتاق که رسیدم، آروم گفت: یعنی هیچ امیدی نیست؟!

نگاش هم نکردم... گفتم : هست، ولی نه واسه تو...


  • ۰۷ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۳:۳۰
  • دکتر میم

میگفت: "یه خوشبینی بیهوده در اکثر افراد هستش که فکر میکنن خودشونو خیلی خوب میشناسن! اکثر تست های عمومی روانشناسی که بر اساس یه سری سوال و تحلیل مکتوب، آدمها رو تحلیل میکنه و اکثریت هم خوششون میاد و میگن « اِاِاِ چه جالب، من همینطوری ام » ، بسیار هوشمندانه و براساس همین خوشبینی ها طراحی شده. حقیقت اینه که خودشناسی خیلی خوبه، اما این اتفاق خیلی خوب، در مورد ٩٩٪ افراد، نمیوفته! "


  • دکتر میم