روزنوشت های دکتر

به هیچ آیینه ای باج نمیدهم، که دست به تصویرم ببرد. من این چروک ها را... مفت بدست نیاورده ام

روزنوشت های دکتر

به هیچ آیینه ای باج نمیدهم، که دست به تصویرم ببرد. من این چروک ها را... مفت بدست نیاورده ام

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

برای مادرها

يكشنبه, ۵ دی ۱۳۹۵، ۰۳:۲۲ ب.ظ

احتمالاً بچه که بودم، مامان رو زیاد به گریه انداختم! زیاد بودیم، شر و شلوغ بودیم، خرابکاری و اذیت زیاد داشتیم. اما از یه زمانی به بعد، تلاش زیادی برای خندوندن مامان و بابا کردیم. تا حدود یک سال و نه ماه پیش که آخرین بار مامان رو با یه خبر، گریه انداختم! ‌:-(

من چون بچه آخرم و خونمون هم به خونه مامان نزدیکه، اکثر کاراشو من انجام میدم. مامان میدونه که زیاد سفر میرم، از قدیم میدونست. خیلی سفرها رو فقط مامان میدونست. واسه همین بهش میگفتم بیا قسمت نگرانیتو نسبت خودم غیرفعال کنم :-) میخندید و میگفت نمیشه که! برو فقط برات دعا میکنم. مجرد که بودم، تا از در میرفتم بیرون، میگفت آیة الکرسی بخون. حالا هر سفری که میرم و میام، بعداً میشینم و براش تعریف میکنم و از اتفاقها و خطرهاش میگم و عکسها رو بهش نشون میدم. میگه مواظب باشیا! بهش میگم «من دیگه آیة الکرسی رفته توو خونم، هر روز که درب خونه رو میبینم، یاد دعا میوفتم و میخونم :-) تو ام که دعا میکنی، خدا هم بزرگه» 

میگه «خدا که بزرگه، تو ام عقل داشته باش» ... و همچنان ما نداریم :-)

خداروشکر مامان الان سرش با نوه ها گرمه، هرچند که دیوونه ش کردن، اما از بار تنهاییش کم میکنه.

چند هفته پیش، بخاطر اینکه اولین آدرس شرکتمون رو آدرس خونه مامان اینا داده بودیم، برای جمع کردن پرونده مالیات شرکت، باید یه اجاره نامه سوری مینوشتیم که مثلا خونه، دست شرکت ماست. بردمش محضر و اجاره نامه سوری نوشتیم. مامان گفت حالا توو این سرمای زمستون، نیای از خونه بندازیمون بیرون! :-) بهش گفتم حواستو جمع کن ماه به ماه میام اجاره ازتون میگیرم، اگه ندی شر راه میندازم و اثاث تونو میریزم توو کوچه :-) 

از ته دل خندید و گفت تو عین بابایی، فعلاً یه فکری بحال این شوفاژها و پکیج بکن، بعد بنداز بیرون :-)

الان اینجا نشسته، روبروم، توی مطب دندونپزشکیه دوستم، امروز وقت جراحی داره، میترسه، من میخندیدم. اونم با استرس میخنده. میگه پس تو کی میخوای بیای واسه دندونات؟ میگم من فعلاً پول ندارم. پولدار که شدم، همشو ایمپلنت میکنم. میگه زودتر بیا، دوستته دیگه. میگم دکتر شایان از من بیشتر پول میگیره :-) با حرص میگه شماها هم که بمن نمیگین این چقدر پول میگیره...

توی دلم میگم تو سالم بخند،، ما هم میخندیم، چه با دندون، چه بی دندون.


+ تقدیم به جولیک

برای همه، برای تلاش برای خندوندن مادرها


  • ۹۵/۱۰/۰۵
  • دکتر میم

نظرات (۲۳)

  • بانوچـ ـه
  • خدا رحمت کنه پدرتون رو.

    ان شاءالله مادرتون سالم و سلامت باشن همیشه.

    خنده ی مادرا خیلی قشنگه.
    پاسخ:
    ممنون :-)
  • گمـــــــشده :)
  • خیلی عالی بود
    همچنان می گم خدا برای هم حفظتون کنه مخصوصا شما رو برای اون.
    پاسخ:
    :-)))
    ممنون
  • آقاگل ‌‌‌‌
  • م مثل مادر. :)
    کاش مامانا همیشه بخندن. و کاش همیشه دعای خیرشون پشت سر ما جوونا باشه! 
    پاسخ:
    ایشالا
    الهی چه مادر مهربونی:-) خداوند حفظشون کنه.لبخند همیشه رو لب شما و مادرتون باشه انشاالله
    پاسخ:
    ممنون، ایشالا
  • جولـ ـیک
  • lمرسی که نوشتین:)
    پاسخ:
    مرسی که یادآوری کردی. ;-)
  • ام اسی خوشبخت
  • خدا مادر شما و همه مادرها رو حفظ کنه و همیشه لبخند رو لبشون باشه :)
    پاسخ:
    ایشالا
    مادرها بعد از پدرها موجودات تنهای عجیبی میشن...
    پاسخ:
    راستش آره. بنظرم درسته.. شاید ما دلیلشو درک نمیکنیم! 
    شاید که نه،، قطعاً 
  • جیرجیرک .

  • اخ آخ اخ که منم چقد با مامان رفتم برای ایمپلنت . چهار تا دندون گذاشت از آبان ماه این سال تا بهمن ماه سال بعد طول کشید کاراش .
    و چققققد من و مامان تو مطب میخندیدیم . میومد شهر دانشگاه من ایمپلنت میکرد بعد از کلی که میخندیدیم وقتی میخواستن با بابا برگردن شهرمون از غصه میخواستم دق کنم . یادمه توی وبلاگ قبلیمم نوشتم . بذار ببینم میتونم تو گوگل پیداش کنم ....

    پاسخ:
    :-)
  • شبگیر ‌‌‌
  • دم شما گرم. چقدر نوشته تون خوبه.
    خدا براتون حفظش کنه.
    پاسخ:
    قربان شما، ممنون
  • پـامـ ـوک
  • خدا حفظشون کنه. سایشون بالا سر بچه ها و نوه ها مستدام. :)
    پاسخ:
    مچکر :-)
  • هولدن کالفیلد
  • ایشالا هفتصد هشتص سال سایه شون بالای سر نسل نوزدهم بیستمت باشه :دی
    پاسخ:
    نشستی نسبت سن به نسل رو حساب کردی؟! 😀
    ممنون
  • هولدن کالفیلد
  • نه همینجوری دو تا عدد رو به صورت ذهنی گذاشتم کنار هم :دی
    پاسخ:
    دمت گرم 😀✊
  • رها مشق سکوت
  • خداحفظشون کنه، ان شاالله همیشه سلامت و خوشحال باشن

    پاسخ:
    ممنونم 🙏
  • ستاره عبدالمیری
  • سلام خدا مادرتون رو براتون حفظ کنه 
    موجود عزیز و گرانبهایی هست 
    و تمام مادران و پدران از دست رفته غریق رحمت الهی بشن
    پاسخ:
    ممنونم، انشاا...
  • نرگس باران
  • خیلی قشنگ بود
    بغض کردم. متاسفم برای اون خبر بد. 
    اتفاقیه که متاسفانه برای همه میفته. امیدوارم شرایط رو طوری پیش ببریم که بعدها عین مادر من که پدربزرگم فوت کردن فقط بگیم: خدا رو شکر که امسال خیلی رفتم دیدنش
    پاسخ:
    درهرصورت، دلتنگی برای رفتگان پیش میاد، اما مهم اینه که ناراحتی بخاطر اذیت کردنامون نداشته باشم
    چقدر این نوشته تون به دلم نشست :)
    پاسخ:
    خوشحالیه مادرها همش به دل میشینه. شمام که الان مادر شدی، ایشالا همیشه سلامت و خوشحال باشی :-)
  • نار خاتون
  • خدا حفظشون کنه از شر فرزند ته تغاری:))
    ایشالا هم شما هم ایشون سلامت باشید...
    پاسخ:
    :-)) ممنون
    چقد ب دل نشست این پست.خدا هردوى شمارو حفظ کنه
    پاسخ:
    با تشکر :-)
  • یادگار ...
  • خدا مادر رو براتون نگه داره
    خنده هاتون مستدام
    پاسخ:
    مچکر
  • زهرا یگانه
  • یحتمل یک ردیاب ِ درونی برای شما در دلشون دارن که نگرانی رو مرتفع می کنه! ان شاء الله سلامت باشن و سایه ی مِهر و وجودشون بالا سرتون باشه.
    پاسخ:
    :-) ممنون 
    خب یه کم عقل داشته باشین برای دل مامانتون چی میشه؟
    از اون سفرهای خطرناک خرس دار و آبشار یخی دار نرین... نمیشه؟
    الهی خدا مامانتون رو براتون حفظ کنه
    مواظبش باشین

    پاسخ:
    من صدای خرد و تجربه ام :-)))
    مامان هم خدای صبر و تحمل
    ممنون
  • زینب بانو
  • خدا حفظ کنه مادرتون رو..
    همیشه خنده باشه براتون..
    پاسخ:
    ممنون :-)
    سلام 
    خیلی زیبا نوشتید 
    مادرا خیلی خوبن حتی بهتر از پدرا. من که درد بی مادری کشیدم میدونم چقدر دردناک. همیشه احساس کمبود داری دلت میخواد یکی بغلت کنه نوازشت کنه حتی نگرانت بشه اما نیست هیچ وقت دیگه اون حس رو تجربه نمیکنی که بهت محبت کنه. اون وقت باید مدتها بگذره تا شاید قبول کنی که نیست و وای به روزی که نتونی باور کنی. مادرم همه زندگیم بود بعد از اون هیچ وقت نتونستم از ته دلم بخندم برای یه دختر هیچ چیزی ناراحت کننده تر از غم بی مادری نیست.
    پاسخ:
    خدا ماردتون رو بیامرزه و روحشون شاده ایشالا. :-(
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی