روزنوشت های دکتر

به هیچ آیینه ای باج نمیدهم، که دست به تصویرم ببرد. من این چروک ها را... مفت بدست نیاورده ام

روزنوشت های دکتر

به هیچ آیینه ای باج نمیدهم، که دست به تصویرم ببرد. من این چروک ها را... مفت بدست نیاورده ام

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

دومین

جمعه, ۲۷ اسفند ۱۳۹۵، ۱۰:۴۲ ق.ظ

حدود ۳۰ سال از من بزرگتره، بازنشسته نیروی هوایی ارتش و سالها در ایتالیا دوره دیده و خدمت کرده. الان مدیر داخلی منظم و سختگیر و قوی ِ یکی از شرکتهاییه که پاره وقت میرم. رابطه خیلی دوستانه ای باهم داریم، به من میگه «ممد» و این کلمه رو هم با صلابت خاصی میگه. گاهی ساعتها باهم حرف میزنیم.

چند وقت پیش پدرش فوت کرد. مثل همه ما، عاشق پدرش بود. چند روز پیش که نشستیم و حرف زدیم، گفت و گفت... از همه قبل و بعد از فوت پدر... خندید ،، گریه کرد... اشک منو هم در آورد :-(

...

با گریه گفت: « ممد، خیلی سخته ممد. من که پسر ِ بزرگ خانواده ام، نمیتونم، تو که پسر کوچیکه بودی، چطوری تونستی؟! میدونم چی کشیدی... ولی حالا که دوسال گذشته، بگو ببینم چطوریه؟! »

گفتم : « راستش آقا، داغ داغ، عین روز اول، فقط خوبیش اینه که دیگه بقیه نمیبینن»

سرشو انداخت پایین... گفت آره،، نمیبینن. 

گفتم همه فکر میکنن یه مدت کوتاه که گذشت، دیگه داغدارها یادشون میره، انگار نه انگار که کسی فوت کرده و بوده، بی دلتنگی و غم....!! چون خودشون نکشیدن، درک نمیکنن. ... ولی کی میدونه ما خواهر و برادرا روزی نیست که به یاد بابا و داداش نباشیم؟ پنجشنبه ای نبوده که به همدیگه نگیم و یکیمون خیرات نده براشون. مامان من دوازده ساله که مداوم میره سر قبر داداش بزرگه، عین روز اول! بابا که تازه دوساله... ⁦:-(⁩

همینه آقا... اون دلتنگیه و ناراحتیه میمونه باما... فقط نشونش نمیدیم، بقیه نمیفهمن. خوبیش همینه...


+ فردا دومین سالگرد باباست... و من هنوز اون ترسه باهامه. ایشالا روح همه درگذشتگان و ما زنده ها در آرامش باشه. درکنار دعا، هر کاری میتونین، مادی و معنوی، برای کمک به اطرافیان و دوستان و کم درآمدها و مریضها و فقرا و کودکان و... بکنید. اثرش بیشتر از فاتحه خوندنه.


++ ببخشید شب عید، از ناراحتی نوشتم، فردا حتماً سال ۹۵ رو خنده دار جمعش میکنم ⁦;-)⁩


  • ۹۵/۱۲/۲۷
  • دکتر میم

نظرات (۲۶)

خدا بیامرزدشون
امیدوارم که با یه خواب خوب ، از بابای خوبتون ، سال خوبی رو شروع کنید :-)
  • •✿ آرورا ✿•
  • از صمیم قلب برای ارامش روحشون دعا میکنم...
    خدا بیامرزدشون
    امیدوارم روحشون قرین ارامش و رحمت باشه .
    فکر کنم رضایت قلبی نزدیکان از یه آدم مهم ترین خیرات ـه.
    روحشون شاد. 
  • پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
  • روحشون شاد.
    خدا شما رو حفظ کنه واسه خانواده و دوستان🌷
  • نیمه سیب سقراطی
  • روحشون شاد ...
    انگار از دست دادن عزیزان توی اسفند خیلی‌دردناکتره ...
    خدا رحمتشون کنه ان شالله. روحشون شاد.

    خیلی روزا و ساعت ها فکر میکنم هنوز هم هست. فقط یک جای دیگه است. یک شهر دیگه. هنوز نفس میکشه. ولی وقتی پنج شنبه میشه غمباد میگیرم. بغض میپیچه توی گلوم. هنوز تازه است. با اینکه بیش تر از 3 سال گذشته از رفتنش...

  • بلاگر کبیر ^_^
  • روح پدر و برادرتون قرین رحمت باشه...
    خدا رحمتشون کنه (اللهم صل علی محمد و ال محمد)
    ان شاالله مامان خانم گلتون سالم و سلامت باشن و همیشه سایشون بالای سرتون..
    خدا رحمتشون کنه .
  • اسمم محموده
  • روحشون شاد 
  • کوالای پیر
  • خدا رحمتشون کنه 
  • منتظر اتفاقات خوب (حورا)
  • روحشون شاد.
    خدا پدر و برادرتون رو رحمت کنه و سایه شما و مادر رو بر سر خونواده حفظ کنه.
    ... :)
    خدا رحمتشون کنه :(
    روحشون شاد ...
    روحشون شاد دکتر 
    خداوند به اطرافیان هم ارامش بده :)
    الهی آمین :)
  • هولدن کالفیلد
  • خدا رحمت کنه پدر شما رو حاج ممد
    خدا پدر و برادرتون رو رحمت کنه، باید برم از اولین مطلب، بلاگتون رو بخونم، نمیدونم چرا فکر میکردم همه ی مطالب اینجارو خوندم.
    پیشنهادی که توی "+" نوشتین عالی بود.
    امیدوارم سایه ی مادرتون سالیانِ سال رو سرتون باشه.
    اون ترسی که شما ازش میگین سال هاس که با منه، باید بتونم حلش کنم، هنوزم گفتن اینکه پدر ندارم برام سخته.

  • نیمچه مهندس ...
  • سه سال پیش یهویی فهمیدم یه دوستی مامان خوبشو همین ماه اسفند از دست داده.از اون موقع هروقت نزدیک بهاره و شور و شوق همه رو میبینم امکان نداره بتونم به مرگ فکر نکنم.بغضم میگیره و میترسم و هنوز تو این سه سال نتونستم با دوستم راجع به مامانش حرف بزنم.اونم منی که همیشه تو حرفام باهاش از مامانش هم میپرسیدم.
    خدا بیامرزه باباتون رو
    یه ضرب المثل خارجی میگه:پدر و مادر هرچند پیر،وجودشان بِه زِ عدم
  • نفس نقره ای
  • آره نبودنه هیشوخت عادی نمیشه انگار
    روح ایشون و دل شما شاد باشه الهی :)
    امان از این رفتنا که هیچ وقت نمیشه باورشون کم شد....
    یادت نمیره، عادت نمی کنی، فقط کنار میای.......
    ... چقدر سخته 
    خدا رحمتشون کنه
    واقعا خیلی سخته منم یه سال پیش مادرمو از دست دادم روزی نیست که گریم نگیره و دلتنگی نکنم. تا چند ماه میگفتم برمیگرده باورم نمیشد. هنوزم بیمارستان که میرم به اتاقی که مادرم داخلش فوت کرد نگاه نمیکنم فقط کسی که داغ دیده درک میکنه.
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی