روزنوشت های دکتر

به هیچ آیینه ای باج نمیدهم، که دست به تصویرم ببرد. من این چروک ها را... مفت بدست نیاورده ام

روزنوشت های دکتر

به هیچ آیینه ای باج نمیدهم، که دست به تصویرم ببرد. من این چروک ها را... مفت بدست نیاورده ام

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

قسمت

شنبه, ۲۰ خرداد ۱۳۹۶، ۱۲:۱۷ ق.ظ

- بهش گفتم، این شبها قرار بود نوک یه قله جنگلی، چادر زده باشیم و کنار آتیش، درحال گرفتن ِ عکس ِ شب باشم. ولی خب ... بجاش توی این شهر لعنتی گیر افتادم و این شبها از بعد از افطار، تا ۱ ، ۲ شب میرم شهرک صنعتی، ته تهران، سر ِ کار! ⁦:-|⁩  والا به همین راحتی شرایط آدم در یه لحظه عوض میشه. اون لعنتی ها هم از نوک قله، برام عکس هم فرستادن، که جات خالی ⁦:-\⁩ 

همین الان جلوی در کارگاه در جوار دوستان گشت نیروی انتظامی ایستادم، گیر دادم چراغای ماشینشونم خاموش کردن،، تاریکه، اما ستاره ای نیست. تهران لعنتی یه ستاره هم نداره!

گفت به درک! حقته! یه بار مارو نبردی دهاتتون توت و زردآلو بخوریم.

ایشالا بعد از ماه رمضون پام بهتر بشه، کارامو انجام بدم،،، خیلیا رو زخمی میکنم :-))


  • ۹۶/۰۳/۲۰
  • دکتر میم

نظرات (۲۸)

عجب پست خشنی...
پاسخ:
خشممو فرو خوردم ⁦:-)⁩
چقدر خشم و کینه در دل تک تک کلمات نهفته بود 
پاسخ:
نه بابا، اینهمه مهربونی
به جا اینا خوب شدی ببرش دهات توت و زردآلو بخوره. :)
البته که بستگی داره آب و هوای دهات چطوری باشه. مال ما تا دو سه هفته دیگه تازه توت هامون قابل خوردن میشه و زردآلو هم که میره تا یک ماه و خورده ای دیگه.

پاسخ:
هوا که گرمه، اما توت تا یه ماه و زردالو بسته به نوعش تا مرداد پیدا میشه
ایشالله ایشالله ^_^
ولی زردآلو خوردنی نیستا ، خوراکی فقط برگه زردآلو =))
پاسخ:
آخ آخ، اون که همیشه هست 
  • گمـــــــشده :)
  • :))))))
    ایشالا ایشالا
    دلم براشون می سوزه
    خخخخخخخخخخ
    پاسخ:
    ⁦:-)⁩)
    دلسوزی واسه کی؟
    اینا گرگن
    ایشالا بعد از ماه رمضون پام بهتر بشه ...

     به اینجا که رسیدم با خودم تکرار کردم خیلیارو زخمی میکنم و سپس با خوندن ادامه ی جمله از خنده پخش زمین شدم 
    پاسخ:
    ⁦:-)⁩))
    اینجا هیچی نداشته باشیم آسمون خفن پر ستاره داریم:دی
    پاسخ:
    آره آره، خوراکی های خوبی هم دارین. بهتر از زردآلو و توت
    همینه دیگه،یه لحظه غفلت،یک عمر پشیمانی:دییی
    پاسخ:
    بابا چه غفلتی؟ من همیشه آماده ام
  • نیمچه مهندس ...
  • اوه!توت که خیلی وقته تموم شده.
    من الان یادم افتاد با وجود در اختیار داشتن بالکن و حیاط و ستاره های فراوان هیچ وقت بیرون نخوابیدم،هیچ وقت!
    همیشه از مار ترسوندن مون.
    پاسخ:
    بستگی داره کجا باشه.
    مار؟! حیوونه بنده خدا
    پات بهتر بشه ایشاللا... ما هم منتظریم!‌
    پاسخ:
    ایشالا اولیش همین دوشنبه ⁦:-D⁩
    خیلیا رو زخمی میکنم خیلی خوب بود :-D
    پاسخ:
    :-))
  • هولدن کالفیلد
  • میگن حضرت یوسف اینجوری پیش پیش برای آینده برنامه ریخت خدا گذاشت تو کاسه ی حضرت :| تو الکی مثلا!! تقیه کن الان بگو نه من میسپارم به خدا، بعد که خوب شدی کامل زخمی چیه، شهید کن :))
    پاسخ:
    ما همیشه توکل بخدا پیش میریم ⁦:-)⁩

    هشت نفرت انگیز راه بنداز اصن... 
    پاسخ:
    پیشنهاد خوبیه، فقط هشت کمه
    ببین وقتی میگم استراحت کن گوش کن:))
    خوب شی ایشالا به خاک و خون کشیده شدن بقیه رو ببینیم:)) داعش سفر شی اصن:))
    پاسخ:
    داعش کیه بابا! گنده شون نکنین الان فک میکنن چخبره ⁦:-)⁩)
    خودم مثال سفر بودم یه زمان. بدتر از مارکوپولو. دیگه آدم شدم، یه کم متعادلترش کردم ⁦:-)⁩
    خخخخ
    ایشالاااا بعد ماه رمضون تلافی کنید
    پاسخ:
    ⁦:-)⁩
  • نویسنده ....
  • دکتر شما تو همین وضعیت هم شش هیچ جلویید:))))
    پاسخ:
    ⁦:-)⁩)))
    آخه عکسا رو اگه میدیدیییی ⁦:-\⁩
  • هلیا استاد
  • فقط قیافه خشمگینتون موقع دیدن عکسای دوستان :))
    پاسخ:
    ببین جدای از اینکه من عکس سفرهای دوستامو میبینم، کلی حال میکنم، اما اینبار با خنده، حرص میخورردما! ⁦:-)⁩))
    رفتن سر قله جنگلی، بالای ابرها، غذا دیگی درست کردن! (دیگی: برنج و گوشت رو لای همدیگه میزارن توی یک قابلمه مسی، بعد درشو میبندن، یه چاله میکنن، توش ذغال میریزن، قابلمه رو میزارن توش و روش هم ذغال میریزن. و این هفت هشت ساعت با ذغال میپزه) 
    بعد میخواستی خشمگین نباشم؟ ⁦:-D⁩
  • ماهی کوچولو
  • امیدوارم دیگه آسیب نبینید و بعد خوب شدن حسابی این مدت جبران شه 
    پاسخ:
    ممنون
    اوه چه خشن !!!!

    بعد از ماه رمضان شما هم برو یه جایی واسشون عکس بفرست حالشون گرفته بشه  :)
    پاسخ:
    حتما اینکارو میکنم ⁦:-)⁩
  • هلیا استاد
  • همه اون سفر یه طرف، دیگی یه طرف :/
    عمیییقا احساس همدردی میکنم :))
    پاسخ:
    ممنونم، ایشالا غم آخرمون باشه
    من الان از وبلاگ نگین میام، اونم میخواد خیلیا رو زخمی کنه، شما هم که میخواین خیلیا رو زخمی کنین عاغا ما طاقت این همه خشونت نداریم :دی
    پاسخ:
    اون هنوز مونده تا دست به سلاح بشه
  • نیمچه مهندس ...
  • در مورد اون غذای دیگی بگید:)
    من مشتاق شدم ببینم چجوریه دقیقا نحوه ی پختش.آب هم میریزن یا روغن و اینا؟
    البته اگه مزه ش مثل چای آتیشیه کلا بیخیال:|
    پاسخ:
    چای اتیشی دوست نداری؟!
    دیگی، توضیح کاملش تصویری و تجربیه. اما ببین اب کم و برنج و گوشت و روغندر قابلمه کامل کیپ میشه و مره توی چاله ذغال، روشم ذغال و خاک. کامل میره زیر خاک. و صبح زود میزاریم واسه ناهار ،
    عجیب میشه، عجیب!
  • نیمچه مهندس ...
  • در مورد اون غذای دیگی بگید:)
    من مشتاق شدم ببینم چجوریه دقیقا نحوه ی پختش.آب هم میریزن یا روغن و اینا؟
    البته اگه مزه ش مثل چای آتیشیه کلا بیخیال:|
    چه جالب ما به غذا دیگی شما میگیم« قلیف چال» خیلی خوشمزه است خداییش،انشاالله زودی خوب میشین حال همشونو میگیرین
    پاسخ:
    قلیف چال هم میگیم. اون ظرف مسی که چال میکنیم اسمش قلیف ه دیگه 😁⁦:-D⁩
    ای بابا بلا دور باشه پاتون چی شده؟
    پاسخ:
    هیچی دیگه، تموم شد. یه ماه و نیم پیش قطع شده بود، با چسب دوقلو زدم. چسبیده ، خوبه، فقط هنوز کشش ش زیاد قوی نیست ⁦:-)⁩
  • نیمچه مهندس
  • نه چای آتیشی دوس دارم نه برنج هیزمی.اگه اینم مزه برنج هیزمی بده که قهرم باهاش:|
    ااا! ما هم تو لهجه ی خودمون کلا به قابلمه میگیم قلف. قلیف نه ها!قلف
    یه جور نون هم داریم ماه رمضونا درست میکنن اسمش قلفیه.دلم خواست:|
    پاسخ:
    ⁦:-|⁩ باش
    منم یه روز خوب میشم اما وااااااااای از اون روز 😁
    پاسخ:
    ⁦:-)⁩)))
    ایشالا
    اون غذا رو که گفتی بهت حق میدم همچی حالشون رو بگیر 
    منم دیگی میخوام
    پاسخ:
    واقعاً باید اساسی حالشونو بگیرم ⁦:-
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی