روزنوشت های دکتر

به هیچ آیینه ای باج نمیدهم، که دست به تصویرم ببرد. من این چروک ها را... مفت بدست نیاورده ام

روزنوشت های دکتر

به هیچ آیینه ای باج نمیدهم، که دست به تصویرم ببرد. من این چروک ها را... مفت بدست نیاورده ام

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

نگرش

چهارشنبه, ۱۷ آبان ۱۳۹۶، ۱۱:۳۲ ق.ظ

 + توی قطارم... پیرمرده کنارم گیر داده بود که «چرا قطار برعکس راه میره؟! چرا صندلیا برعکسن؟ من نمیتونم... حالم بد میشه» ... 

یه قرص بهش دادم... دو ساعتی میشه که خوابیده! بلیت شو چک کردم، (نبضش هم چک کردم) دیدم هنوز خیلی تا مقصد مونده. گفتم بیچاره جا نمونه!  +++ نکته: آخه هرکی هر قرصی داد، باید بخورین؟


+ هفته ها میشه که یکی از کمیسیون های تخصصی «کنترل و نظارت دارو و ملزومات دارویی» در وزارت بهداشت برگزار نشده... این اصلا مهم نیست... مهم اینه که از منابع موثق شنیده شده که برخی مدیران و قدرت بدستان، دوسال پیش، یکی از داروهای ضد سرطان و خیلی پرمصرف رو از لیست پوشش بیمه بیرون آوردن، و دارویی که خودشون وارد میکردن رو جایگزینش کردن! و حالا اون داروی محترم، شده بهترین دارو! 

ظاهرا یه هفته ست گند ِ این تخلف دراومده. برگزار نشدن کمیسیون ها به همین مربوطه! +++ نکته: صرفاً هر چیزی که برای فروش به شما پیشنهاد میشه، بهترین نیست. قبلاً هم گفته بودم که، نه در ایران، در همه جای دنیا، حرف اول رو تجارت میزنه، بعدش اگه ضرر مالی نداشته باشه، سلامت ِ مردم.


+ فکر کنم راننده قطار، وبلاگمو میخونه!! فیلم «متولد ۶۵» رو گذاشته! 


+ «خواننده محترم» عزیز، منظورتو از سردرگمی های ۲۲ سالگی درک نکردم! رک و راست بگم، من کودکی و نوجوونی فوق العاده عالی و زیبایی داشتم. اتفاقات مبهم و هیجان انگیز و متلاطم زندگیم در ۱۴ تا ۱۹ سالگی افتاد... و نهایتاً خیلی خوب پیش رفت و تکلیفمو با خودم معلوم کردم. بنابراین دوران ۲۲ تا ۲۸ سالگی مثبت تری داشتم که فکر میکنم بخاطر تاثیر همون دوران کودکی بود. منظورمو فهمیدی؟

من دهه ۶۰ ای ام. باید با کسی که مسلط به دغدغه های نسل خودت باشه، صحبت کنی، چون اونقدر سریع داره نسل ها و روحیاتشون عوض میشه که نمیشه هیچ تصوری از نسل کوچیکتر از خودت داشت! +++ اون دخترا که از خودشون کلیپ ساختن ، بعد از روی پل پریدن و خودکشی کردن رو دیدین؟!! میشه اونا رو فهمید؟! اگه فهمیدین به منم بگید! :-|


+ فیلم «هجوم» از شهرام مکری در گروه هنر و تجربه اکران شد. اونقدری از نزدیک میشناختمش که بدونم باید همه فیلماشو برم و ببینم. اولین فیلمش عالی بود (اشکان، انگشتر متبرک و چند داستان دیگر) . هر چقدر از ذات و ساخت ِ فیلم بعدی (ماهی و گربه) خوشم اومد، از کل فیلمش خوشم نیومد. این فیلم «هجوم» هم که توی جشنواره نبود و هنوز ندیدم. +++ فیلم ببینیم.


+ توی قطارم... میریم برای پرنده نگری


  • ۹۶/۰۸/۱۷
  • دکتر میم

نظرات (۱۸)

من دخترا رو ندیدم .
یهویی دلم خواست بگم منم یه دهه ۶۰ ای ام ، سلام دهه شصتی ها =))
باز خوبه ۵۰ کیلو آلبالو رو نزاشته :/
پاسخ:
سلامتی دهه ۶۰ یها :-))
بعدش هم باز فیلم گذاشت. لاک قرمز :-!
بشخصه معتقدم هر کس هر خلاف یا قاچاقی که میخواد بکنه بسته به توانایی و هوش و رانت خودش اجازه داره فقط باید دور یه چیزایی رو براساس انسانیت و وجدانش خط بکشه کسی که شیر خشک تقلبی وارد و پخش میکنه و باعث مصمومیت هزاران بچه میشه یا کسی که داروی تقلبی وارد میکنه و با جون آدما بازی میکنه یا داروی شیمی درمانی رو سرطانیها رو دستکاری میکنه چطور میتونه شب راحت سرشو بزاره رو بالش یا چطور اون پول رو میتونه خرج زن و بچه ش بکنه

چه راحت بهت اعتماد کرده بهش گفتی پزشکی؟ شما همیشه دارو همراهت هست؟

واقعا نمیشه اون دوتا دختر رو درک کرد یعنی دنیای یک نسل نسبت به نسل قبل اینهمه متفاوته؟
پاسخ:
اجازه داره؟! ما همه زخمی که میخوریم، همین استفاده از رانته!

+ بله ، متخصصم ، خیلی چیزا معمولاً همرامه
خب چرا صندلی اون پیرمرد رو عوض نکردید که بیاد صندلی روبرو بشینه و احساس نکنه قطار داره دنده عقب میره؟!
پاسخ:
قطارها، صندلیها دو به دو روبروی هم نیس، پشت سر هم مثل اتوبوسه. باید واگن عوض میکرد . و پر بود
  • خواننده ی به زعم شما محترم و عزیز :)
  • سلام و ممنون بابت پاسختون

    پاسخ:
    :-) علیک سلام
    من دارو ها و تقلبی بودن بعضیاشون رو بشدت حس کردم ..تجربه گفته که تموم داروخانه های شبانه روزی 
    داروی منو تقلبیشو دارن 
    تنها داروخانه های محله های اعیانی  قابلیت ارائه داروی اصل رو داشتن 
    داروهای تقلبی مورد نظر من با اصلش خیلی راحت تشخیص داده میشن از روی درپوش 
     ببخشید خیلی سیاه نوشتم
    من به جای عینک از لنز استفاده میکنم مایه لنز اگه اصل نباشه لنز روی چشم درست قرار نمیگیره و اذیت میکنه به خاطر همین تشخیص میدم اصل نیست و البته درپوش تقلبیا کاملا واضحه
    البته از همین یه قلم کوچیک راجب بقیه داروهای مهمتر تعمیم دادم بیچاره اونایی که از داروخونه های شبانه روزی خرید میکنن
    پاسخ:
    داروخونه ها شاید داروهای مشابه اصل استفاده کنن، اما تقلبی نیستا!! تقلبی خیلی کم پیش میاد داروخونه همچین ریسکی بکنه! ... در مورد دارو گفتما، نه در مورد جانبی ها، مثلا مایع لنز. 
    محصولات جانبی اصل و فرع زیاد داره، اما دارو، از داروخونه، مطمئنه. 
  • نیمچه مهندس ...
  • میرین دریاچه واسه دیدن پرنده ها؟
    راستی،مرنجاب رو رفتید؟چند روز پیش تو رادیو شنیدم چند نفر اونجا مفقود شدن یاد شما افتادم.
    پاسخ:
    دریاچه نیست، شبه جزیره، تالاب. عکسها و نقشه شو میذارم.
    مرنجاب، قبلا رفتم. الان که توسط برخی آفرودبازهای بیشعور که فقط فکر میکنن خیلی آفرودن، گند زده شده به منطقه و دیگه ورود ماشین های شاسی بلند ممنوع شد به اون مناطق، خداروشکر
  • ام اسی خوشبخت
  • ما کلا به امید زنده هستیم, دارو و درمان بهانه است :) . البته قبلا شما فرمودین داروهای شرکت سیناژن خوب هستن, از اون موقع خیالم از داروی سینووکس راحت شده اما هنوز به مکمل هام بدبینم.
    پاسخ:
    آره، آره :-) ایشالا همه خوب باشن، بدون نیاز به دارو
    احتمالا آخر قرصِ فِن نداشت؟ :)))

    بسی خوش بگذره
    پاسخ:
    :-)))))
    نه ، بدتر

    ممنون
    منم مثل پیرمردِ رو همچین صندلیایی نمیتونم بشینم
     سر گیجه میگیرم

    پرنده نگری  خوش بگذره 
    پاسخ:
    اره، روی خیلیا اثر بد میذاره

    ممنون
    درود
    + حالا هر کی هم حالش بد بود باید بهش قرص داد؟ :)))))
    + آخ از این تجارت و منفعت طلبی آدمیزاد، داستانِ تکراری تجارت، مثالاشم که بهتر میدونید: تبلیغ دخانیات توی سالیان قبل و تبلیغ چای توی همین سال ها و اینم از این دارو، حالا دکتر این دارو اتفاقی خوب از آب در اومده و این حرفِ بیمارا و پزشکاس یا نه، به واسطه ی سود و تبلیغ همین آقایون؟
    +
    +
    + اتفاقا این مدت دارم فیلمای پیشنهادی توی پست "و آن مرد با لیست فیلم آمد" رو دانلود میکنم. فیلم "برای دوشنبه چه اتفاقی افتاد" رو هم همون موقع دیدم، دکتر من اصلا به ذهنم نخورد که دوشنبه این کارو بکنه، همش فکر میکردم الان داره به خاطر نجات خواهراش تلاش میکنه ولی خب دیگه، تازه فیلمی که خودش کمک کرده بود که بیننده حدس بزنه چه اتفاقی میخواد بیفته.
    + به به، خوش بگذره، طرفای ما هم پرنده های مهاجر اومدن، ولی خب مسلما شما جاهای خیلی بهتر رو برای این کار انتخاب کردین. اگه عکاسی کردین ممنون میشم یه گزارش تصویری و صد البته سفرنامه از سفرتون بزارید.
    پاسخ:
    درود :-)
    + شماها نه، ولی من دارو میدم اشکالی نداره :-)
    + نه اتفاقا اونا اصلا گروه دارویی خوبی نیستن. فقط هدف تجاریه
    + :-)
    + حتما اونطرفا میام ایشالا.
    چشم، عکس و پست
  • منتظر اتفاقات خوب (حورا)
  • مگه هرکی هم نسل اون دخترها باشه باید درکشون کنه؟!

    پاسخ:
    نه لزوماً
  • شبگیر ‌‌‌
  • دقیقا. من وقتی کلیپش رو دیدم تو شوک بودم از اینکه واقعا چرا؟ اصلا درک نمی کردم و با تعجب از دوستام می پرسیدم، ولی کسی چیزی نداشت که بگه.
    پاسخ:
    بخاطر اینکه معنی بعضی چیزا عوض شده! برای نسل به نسل عوض میشه... چیزای ظاهری و فیزیکی مثل مد، لباس، تیپ، بازی ، تفریح ... و چیزای ارزشی و محتوایی مثل دوستی، جذابیت، تمایل به شو آف، کول بودن، و...
  • سوفی آموندسن
  • نظرم گویا خصوصی شد!! من دست نزدم به تیک ...
    پاسخ:
    بله دستتون خورد
  • مصطفی موسوی
  • ماهی و  گربه از نظر محتوایی کاری ندارم ولی از نظر ساخت واقعا عالی بود! دو سه بار دیدمش. یا فیلم تک پلانه با زمان شناور و گیج...
    پاسخ:
    منم گفتم از نظر ساخت عالی بود. فقط از محمود کلاری برمیومد اون فیلمبرداری و بازیگرای تئاتر که اینقدر میزانسن رو دقیق بفهمن. و خط داستانی ای که زمان مغزتو بهم میریزه
    جالب بود :)
    ✅ نه به خشونت علیه دهه هفتادی‌ها 
    آرزو درزی | بی قانو

    من متولد سال ۱۳۷۰ هستم. یعنی اگر اندازه‌ چندماه خوش شانس‌تر بودم، می‌توانستم با افتخار سرم را بالا بگیرم و به عنوان یک دهه شصتیِ سرد و گرم چشیده و زجرکشیده، برای‌تان از خاطرات صف‌های طولانى کپسول گاز و نیمکت‌های سه‌نفره و آژیر خطر بگویم.

    اما این‌طور نشد و من، مثل تمام کسانی که بعد از ساعت ۱۲ شب اول فروردین ۷۰ به دنیا آمدند، در ناز و نعمت و رفاه و هوای پاک و سرانه‌ بالای فضای سبز و آمار جرم و جنایت بسیار پایین بزرگ شدم و در دهک‌های بالای درآمدی قرار گرفتم.
    دل‌تان نخواهد ما خیلی امکانات داشتیم و خوشبخت بودیم؛ طوری که تمام استعدادهای‌مان شکوفا شد و الان همه از زندگی‌مان راضی هستیم. با این حال انصاف نیست که همه‌ ‌مشقت‌ها به نام دهه شصتی‌ها تمام شود. ما بسیاری از مشکلات را باهم به دوش کشیده‌ایم. ما پا به پای هم چشم‌انتظار نشستیم تا تارو میساکی به خواستگاری‌مان بیاید. همه ما قربانی بازی کثیف جمع کردن درهای نوشابه و بریدن عکس میمون‌های چیتوز بودیم. ما همه باهم بعد از پخش سمندون شب ادراری گرفته‌ایم... .
    ما دهه هفتادی‌ها هیچ‌وقت نفهمیدیم چرا باید در مقابل دهه شصتی‌ها قرار بگیریم. درحالی که سال تولد فقط یک عدد است. واقعا بهتر نیست این‌همه انرژی صرف مسائل سازنده‌تری شود؟ اصلا مگر مهم است که آدم چه سالی به دنیا آمده؟ مهم شعور آدمیزاد است. ماهم که خیلی آدم‌های باشعور و فرهیخته‌ای هستیم؛ نه مثل این دهه هشتادی‌ها، بی‌مسئولیت و بی‌ادب و زبان‌نفهم.
     😁😁😁😁
    پاسخ:
    :-)))
    با عرض معذرت خاک تو سرشون..
    توی همه چی هم همینه.. من رشته ام علوم انسانیه یکی از استادامون که خیلی از نظر فکر با استادی رشته مون که اکثرشون غرب زده هستن متفاوته دقیقا همین حرف رو میزد...
    همه چی روی بازار میچرخه و خواسته های افرادی که قدرت اقتصادی دستشونه...
    شما دلت الان مثلا فلان خوراکیِ کاروخونه ای رو میخواد... و این دقیقا تسلط قدرت پولی هست که توی فکر شماست و طبق خواسته اون ها این دلخواسته رو پیداکردین و همینطور سایر چیزها...
    و چه بد که توی همچین جهانی داریم زندگی میکنیم...
    اونوقت یه عده آدم که مرعوب همچین بازی هایی نمیشن به دید اغلب ماها دیوانه و عقب مانده حساب میشن....
    پاسخ:
    اوهوم. خوب بود، درسته
    دیگه بدتر از اینکه یسری بیماری تولید میشه فقط واسه فروش دارو و زدن سرمایه به جیب برا یه عده آدم هیچی نفهم...
    درست همونطور که امریکا جنگ راه میندازه اینور و اونور برا اینکه اسلحه هاشو بفروشه برا به دست اوردن سود های هنگفت تا بلکه اون همه ضررهای مالیش رو جبران کنه و ...
    پاسخ:
    بعله
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی