روزنوشت های دکتر

آرامش ِ قبل طوفانم را برهم‌ نزنید... بگذارید ناخدا، اینبار هم کشتی را بسلامت بگذراند

روزنوشت های دکتر

آرامش ِ قبل طوفانم را برهم‌ نزنید... بگذارید ناخدا، اینبار هم کشتی را بسلامت بگذراند

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

دنیای لعنتی ِ جابجا

چهارشنبه, ۵ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۲:۰۸ ق.ظ

+ حسین (دوست دامپزشک) که امریکاست، دیروز هالیوود بود. بهش میگم «چه خبر؟ راستی امروز اونجا فرش قرمز شرکت Marvel بوده هااا ، افتتاحیه فیلم Avengers ...»

میگه «آره اتفاقا اونجا بودم، همه بازیگرا اومده بودن، رابرت داونی، بندیکت کامبربچ ، بردلی کوپر، اسکارلت جانسون.. ، فیلم و عکس هم گرفتم، اصلا الان اومدم که برات بفرستم...»

گفتم «واسه همین رفتی؟»

- «نه ، برای کار اداری اومده بودیم، بعدش یکی از دوستان که همون هیئت قدیم بودن، برای اعیاد شعبانیه برنامه داشتن و شیرینی و گل و شربت میدادن توی خیابون... بعد از کارم یه سر رفتم اونجا که فهمیدم دو تا خیابون پایینتر، جشن Marvel ه »

- «اسکارلت رو میبردی یه لیوان شربت زعفرون و تخم شربتی بهش میدادی...»


++ ظهر از ناصرخسرو بسمت چهارراه استانبول میرفتیم، چهارراه غلغله بود. جلوی بانک مرکزی و سفارت ترکیه، پر از آدمهای پلاکارد بدست و پلیس و گارد ویژه که همه کنار هم آروم ایستاده بودن...

- «چقد آرومن؟! اصن اعتراضه؟ واسه دلاره؟ » 

- «نه ، سالگرد کشتار مردم ارمنستان بدست ترکیه (دولت عثمانی) ه ، جمع شدن اعتراض و... »

- «چرا روی پلاکاردها ارمنی نوشتین؟ باید ترکی مینوشتین...»

- «چرا اعتراض یه کشور دیگه، به یه کشور دیگه، توی کشور ماست؟ »

- «مث قبل از جام جهانی که تیمها میرن بازی های تدارکاتی تا قوی بشن،، اینا میان اینجا تمرین اعتراض میکنن... هر کی توی ایران موفق به اعتراض بشه و به جایی برسه، حتماً توی هرجای دیگه هم میتونه...»

- «آره، ایران غول مرحله آخره...» 

- «بابا اعتراض چیه؟! یه صلوات بفرستین ختم بخیر شه برین خونه هاتون...»


  • ۹۷/۰۲/۰۵
  • دکتر میم

نظرات (۱۸)

  • نیمچه مهندس ...
  • فرهنگ خودمون رو میبریم یه جا دیگه و انتظار پذیرش داریم و اگه کسی اعتراض کنه بهمون صدامون تا عرش میره که ای وای از حقوق بشر!
    بعد از اون ور هم اون جوری.
    پاسخ:
    فرهنگ نیست که! اعتراض و شادیه
  • منتظر اتفاقات خوب (حورا)
  • اون اعتراض جدی بود؟! 
    پاسخ:
    اره، امروز ظهر
    +اسکارلتو میاورد اینجا بهش بجای تخم شربتی شیرینی میدادم:دی

    ++:-/
    پاسخ:
    :-)) جنبه ندارن اون اجنبی ها
    شدیم قربونی، فاتحه عروسی سر مارو می برن
    پاسخ:
    :-
  • صـــا لــحـــه
  • مگه تو هالیوود هم میشه اعیاد شعبانیه رو جشن گرفت؟
    مثل اینه که ارمنی‌های ایرانی بیان تو میدونِ امام حسین کریسمس رو جشن بگیرن!!!
    :|
    پاسخ:
    چرا نشه؟!  همه مراسم ها، جشن و عزا رو میگیرن. 
    مگه الان ارمنی ها توی ایران جشن نمیگیرن؟! 
    بعدشم اینجا ایرانه، اونجا غرب ِ دوور
    دکتر یک برنامه بگذارید محرم بریم دیگ شله زرد رو بار کنیم. بنده مسئولیت با چادر گل‌گلی نذری تعارف بندیکت کردن رو تقبل می‌کنم.
    پاسخ:
    شرلوک کصافت تنبل :-))  (که دیگه سریالو ادامه نمیدن) ، بچه ش هم بدنیا اومد... نه؟ 
    من که هستم،، یادت باشه پس قالب اسم بندیکت رو از بازار بخر برای نوشتن با دارچین روی شله زرد :-))
  • نیمچه مهندس ...
  • الان مفهوم این پست چی بود؟
    بگید ببینم من بد برداشت کردم و بد کامنت دادم یا نه
    پاسخ:
    دوتا خاطره از امروز تعریف کردم دیگه ....
  • مُکرّر ‌‌‌‌‌‍‌ ‌‍‌
  • من برم غربِ دور قول میدم تمام اعیاد رو بپا بدارم! خیلی هم خوبه! خیلی هم کلاس (!) داره! خیلی هم من خارجی‌ام اونجا :|

    +یه همکلاسی داشتم، ما که پیش دانشگاهی بودیم رفت امریکا. اینجا ناظما هرروز بهش گیر میدادن با آرایش نیا مدرسه، موهاتو بکن تو!!!، معلما تو تهران با بلوز شلوار میدینش و الخ، اون وقت سالِ بعدِ کنکور پیج فیس‌بوکشو باز کردم، آواتارش که ازین روسری محجبه لبنانی‌بسته‌طورا بود، هدرشم به عربی رمضان الکریم :|
    البته الان نرمال شده‌ها! از وقتی کالجش تموم شده خیلی مثل‌خودش‌طور عکس با آرایش غلیظ و بدون روسری آواتارشه. نمیدونم تو دوران کالجش فازش چی بود :|
    پاسخ:
    آدمیزاده دیگه... 
    ان‌‌‌شالله با همین شیب بریم جلو و هالیوود رو بکنیم حسینیه. :-)
    .
    اصلاً بعد اون قضیه فری هاگ که تعریف کردی، هر چیز دیگه‌ای که در مورد پایتخت بگی چشم بسته قبول می‌کنم. :|


    پاسخ:
    :-|
  • صـــا لــحـــه
  • محضِ شوخی گفتم دکتر... میدونم! :))) ولی قبول کنید یه نوع فرهنگ خاص در غرب در جریانه در نسبت بین مسلمانان و غیرِ مسلمانان... یه چیزاییش خیلی با ما و ایرانمون فرق داره!
    پاسخ:
    همه جای دنیا، یه چیزاییش باهم فرق داره
  • نیمچه مهندس ...
  • من همون چیزی که تو کامنت اولم گفتم برداشت کردم.این که تو کشور دیگه دلمون میخواد ما و جشن ها و عزاداری ها و فرهنگ مون رو بپذیرن و تو ایران این حق رو برای خارجی ها یا حتی هم وطن خودمون قائل نیستیم.
    پاسخ:
    هر کشوری روی یه چیزای خاصی حساس تره
    چه عنوان برازنده یی :)
    پاسخ:
    اوهوم :-
  • صـــا لــحـــه
  • نمی دونم مستندِ مولینه رو دیدید یا نه؟ من یه پست در رابطه باهاش تو وبلاگم گذاشتم. با این تفاوت که انگار اون عده از مسلمانانِ فرانسوی اهل هیاهو نبودند...
    در کل هم من خیلی با این اعیادِ شعبانیه و چراغونی ها و ... موافق نیستم
    پاسخ:
    ندیدم
    چقدر دوستاتون باحالن:)
    از وقتی برای کشته‌های فرانسه رفتن شمع روشن‌ کردن دیگه برای هیچی‌ تعجب نمیکنم:)
    پاسخ:
    اون داستان شمع روشن کردن، کار ایرانیا بود.
    این تجمع و اعتراض، همه ارمنی بودنا :-|
    من حسین دوست دامپزشک رو دوست مشترک خوندم بعد همش به این فکر میکردم اون نفر سوم کیه که حسین دوست مشترکتون میشه باهاش بعدازیکساعت درگیری با خودم زحمت کشیدم یه بار دیگه پست رو خوندم فهمیدم چشمها را باید شست پستها رابادقت باید خواند
    پاسخ:
    :-))
    چه عنوان کنجکاو کننده ای!
    دنیای وارونه:/
    پاسخ:
    اصن میگن 
    کار دنیا برعکس است
    هاااا ، خب پس‌ موفق باشن:))
    پاسخ:
    :-)
    اون قسمت اول واقعی بود؟ 
    یه لحظه فکر کردم کلید اسرار شد 😁✌
    پاسخ:
    همش واقعی بود دیگه
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی