روزنوشت های دکتر

آرامش ِ قبل طوفانم را برهم‌ نزنید... بگذارید ناخدا، اینبار هم کشتی را بسلامت بگذراند

روزنوشت های دکتر

آرامش ِ قبل طوفانم را برهم‌ نزنید... بگذارید ناخدا، اینبار هم کشتی را بسلامت بگذراند

پربیننده ترین مطالب

انگولک

پنجشنبه, ۳ خرداد ۱۳۹۷، ۰۷:۵۶ ب.ظ

۱. استخر بودیم، هی گفت «اگه نگم بهتره» 

میخندیدیم و میگفتیم «حالا تعریف کن ، ما که به کسی نمیگیم»

گفت «بحث گفتن و نگفتن نیست، بحث مطرح شدنه!» 

... ولی آخرش گفت... بعد از استخر رفتیم کن . کوچه طبیعت، همون جای همیشگی، روی همون تخت گوشه حیاط ، ... تعریف کرد...

کاش گیر نمیدادیم،،، کاش نمیگفت... :-/ یکی دو هفته ای خوابمون نمیبرد. دونستن ِ بعضی چیزا بار اضافه ست... و ما هم نگفتیم و دفنش کردیم...


۲. در روابط اجتماعی، یکی از بدترین و تلخترین تجربه برای هر طرفی از ماجرا، شک و تردید، دروغ و شایعه پراکنی یا کنجکاوی زیادی درمورد بعضی مسائله. 

وقتی شک میکنی، ذهنت فوران میکنه، همه چی رو به بدترین شکل ممکن به همه چی ربط میده، ذهنت دروغ میسازه، تو دروغ میگی، چیزی که مطمئن نیستی رو میگی، شایعه ساخته میشه، برای اثبات شایعه و دروغ میری کنجکاوی میکنی، سرک میکشی، پات به مسائلی باز میشه که نباید ... و بدتر و بدتر و بدتر ... و خیلیا هستن که با این اخلاق مزخرف دارن راحت زندگی میکنن.

اگه تونستیم این چند مورد رو توی اخلاقمون مدیریت کنیم، احتمالا یکی از برنده ها باشیم.


۳. فیلم Doubt ، محصول سال ۲۰۰۸ ، با سه بازی فوق العاده و دوستداشتنی مرحوم فیلیپ سیمور هافمن ، مریل استریپ و امی آدامز ، درمورد رذیلتی اخلاقی حرف میزنه که در وجود هر آدمی، چه خوب چه بد، ممکنه ریشه بزنه و چه گندهایی بر روابط و روحیات و اطرافیان و اجتماع بزنه. و این فیلم، خیلی خوب اینو بهتون میفهمونه. از ته دل.


  • ۹۷/۰۳/۰۳
  • دکتر میم

نظرات (۱۹)

  • گیوم اِوار
  • آره... برخی انگار اصرار دارن انگولک کنن
    پاسخ:
    :-/

  • گیوم اِوار
  • متاسفانه انگولک هم می کنن، غیر حرفه ای است
    پاسخ:
    اره
    شما از روابط اجتماعی نوشتین اما من میخوام بگم حتی در روابط خانوادگی و دوستانه و نزدیکتر روابط همسران، کنکاش و انگولک توی گذشته ی فرد آسیب زاست

    +در مورد شایعه و قبول کردنش و پراکنده کردنش احادیث خیلی بازدارنده ای داریم که ادمی که معتقده این احادیث رو بخونه حتی جرآت نمیکنه مطالب همین فضای مجازی رو به راحتی فوروارد کنه و نشر بده و حتی بپذیره
    پاسخ:
    اره تعمیم به خانواده و نزدیکانه
    دقیقا
  • سید رمضان حسینی
  • ۱. حالا چی گفته بود مگه؟ :)

    ولی جدا از شوخی این اصراره خیلی وقتا واقعا مثل اون تصمیم اشتباه وسط بازیه که دقیقا از اون به بعد همه‌چی به هم می‌ریزه. که اگر هم بشه مدیریتش کرد و درستش کرد به هزار زحمت دیگه مثل قبل نمی‌شه. متاسفانه تجربه کردم که می‌گم.
    پاسخ:
    خوب نبود!
  • مصطفا موسوی
  • اگه این فیلم خوب بهت میفهمونه پس چرا به رفیقتون اصرار کردین؟!
    پاسخ:
    چون ما دیشب فیلمو دیدیم، اون داستان برای پارسال بود. اونم اولش شوخی بود :-/
    اما کلاً هم اهل پرس و جو نیستم 
    نمیخوام سیاه نمایی کنما ولی کلا خیلی بی اخلاق شدیم توی همه زمینه ها
    نمیدونم چرا
    پاسخ:
    متاسفانه
    بگو. به کسی نمیگیم :)
    پاسخ:
    :-)
    سلام
    دقیقا با دیدن آسیب های سوال پرسیدن خیلی سعی کردم این موضوع رو توی خودم از بین ببرم
    گاهی حتی برای اطرافیان عجیبه چطور کنجکاویت تحریک نمیشه بپرسی یا بدونی
    به قول خودشون ما دیوونه میشیم ندونیم، ولی بنظرم آدمی که میدونه ذهنش هزارتا عمل روی اون حرف انجام میده عاقل باشه چیزی نمیپرسه
    حتی فضای مجازی که کسی رو نمیشناسم گاهی یه وال واقعا شوخی شوخی پرسیدم که حتی جوابش برام اهمیت نداشته ولی بعد پشیمون شدم...
    چرا عاقل کند کاری...
    خلاصه اگر دین نداریم، این قسمت حریم خصوصی فرهنگ اجنبی رو یکم بیشتر پیاده کنیم
    پاسخ:
    درسته
  • گمـــــــشده :)
  • خب شما دوستش بودین حتما که اینقدر اصرار به گفتن داشتین
    فقط تو یه حمع صمیمیه که ادم مسر به دونستنه 
    یعنی توی جمع صمیمی هم نباید مسر به دونستن بود؟
    پاسخ:
    ببین ، چه دونستنی؟! کنجکاوی درمورد چی؟ حالا اون یه مورد توی دوستی بود... و همونم اصلا خوب نبود. اما خارج از جمع های صمیمی که خیلیا دنبال کنجکاوی ان
  • گمـــــــشده :)
  • البته منظورم انگولک تو گدشته کسی نیس

    پاسخ:
    بحث گذشته نیست. مورد توی این فیلم، یا موارد روزمره اطرافمون، درباره یه اتفاق نزدیکه. اتفاقی که همون روزها افتاده و لزومی هم نداره کسی بدونه
    خوشحالم که در اکثر مواقع اهلِ گیر دادن نیستم، دیروز صبح گویا خواهرم به مشکلی برخورده بود، بهم زنگ زد و ازم درخواستی کرد، کارشو انجام دادم، ولی اصلا نپرسیدم چی شده، مسلما دونستش اعصابمو به هم میریخت و ناراحتم میکرد، همون چیزی رو که لازم بود بهم گفت و منم خواسته شو انجام دادم، همین. اصلا الکی نیست از قدیم گفتن بی خبری و خوش خبری، اینم ترجمه ی آیه ی 101 سوره ی مائده: ای کسانی که ایمان آورده اید، از چیزهایی که چون برای شما آشکار شود اندوهگینتان میکند، مپرسید.
    میگم دکتر اگه از این دست ماجراها دارید به حاج مهدی بگید که بلکم یکی دو هفته خواب از سرش بپره، اون دو روز نخوابیدنِ دشت رو لار رو از یادش بره D:
    فیلم رو هم که همون دیروز بعد از خوندن پست دانلود کردم، باشد که با دیدنش از ته دل شیر فهم بشیم.
    پاسخ:
    آره، چه کاریه آدم بپرسه؟
    حاج مهدی مقهور درگاه حقه :-)
  • نیمچه مهندس ...
  • نگاه می کنم ببینم دونستن اون چیزه برای من فایده داره؟ اگه نداشته باشه دوس ندارم بپرسم.
    پاسخ:
    وقتی نمیدونی، از کجا میفهمی برات فایده داره یا نه؟ 
    بعدش کنجکاوی در روابط و اتفاقات، جزو احساسات و اخلاقه. صرفاً با در نظر گرفتن منطق نمیشه اخلاق رو درست کرد
  • ام اسی خوشبخت
  • بر اساس تجربیات گذشته، سالهاست دیگه دست از کنجکاوی برداشتم و حتی وقتی کسی خودجوش میخواد چیزی تعریف کنه سوال بیشتری نمیپرسم که توضیح بیشتری بده، به نظرم همینجوری هم بارمون خیلی سنگینه تو دنیا، بهتره سنگین ترش نکنیم.
    پاسخ:
    اره والا
  • نیمچه مهندس ...
  • از کجا میفهمم برام فایده داره؟معلومه،میپرسم.
    مثال میزنم:مامانم میاد میگه نمیدونی چی شده! من:دونستنش برای من فرقی داره؟مامانم:نه من:خب پس نگو.
    این که میگین با منطق نمیشه اخلاق رو درست کرد خب این برای من منطق نیست.اخلاقمه
    یکی هم چیزی بگه مثل اون دوست مون که بالاتر گفتن سوال اضافه نمیپرسم.
    پاسخ:
    اره خب، یه راهش اینه. منظور اینکه همیشه که مامان وسط ماجرا نیست که بپرسیم
    وقتی نفهمیدی مثل خوره خونت رو میمکه 
    اما وقتی فهمیدی مثل بختک میوفته رو جونت و نمیزاره زندگی کنه 
    خلاصه این انگولک بازی ها از هر نظر فایده ی چندانی برای ادامه ی حیات نداره
    پاسخ:
    آره، بیچاره میکنه همه رو، هم خود آدمو، هم اطرافیانو
    سلام :-) 
    چند شب پیش که این پست رو‌خوندم، همه ش به این فکر میکردم که خودم چقدر ممکنه این کار رو کرده باشم. کنجکاوی زیاد و دروغ و شایعه پراکنی رو شاید بتونم بگم سعی کردم نباشه اما شک و تردید خیلی وقتها ممکنه دست از سرم برنداره. فکر کنم بعد اون مشکلات مالی محل کار حتی بدتر هم شده باشه. میترسم از اینکه ناخواسته همون شایدِ جمله قبلم رو زیر سوال برده باشم حتی :(
    + بعد از پستهای اینشکلی شما،، تنها چیزی که به ذهنم میاد اینه که چقدر آدم بودن سخته و میشه تو تک تک حرکاتم ببینم که چقدر آدم نیستم. به چه چیزایی ممکنه اهمیت ندم که پایه و اساس همه چیزن.

    چقدر حرف زدم. آخه امروز موضوع این پست دقیقا برام اتفاق افتاد، البته کاملا برعکسش. یعنی من اونی بودم که نمیخواستم حرف بزنم و یه نفر عین دو ساعت و نیمی که مجبور بودم کنارش باشم رو پیله کرد و تا تونست ازم حرف کشید(درباره همون بحث مالی) ... اما آخه آخر کار برعکس چیزی که گفتید من بودم که از حرف زدن پشیمون بودم وعذاب وجدان گرفتم نه اون :/ :(
    پاسخ:
    آره، حس و اتفاق بدیه کلا.
    حالا تعریف کن کدوم اتفاق مالی؟ :-)) ما به کسی چیزی نمیگیم D:
    امروز از بد بدتر بود. دلم میخواست بزنمش. تمام راه برگشت به خونه رو به خودم و اون بد و بیراه میگفتم.
    از خودم عصبانی بودم که چرا نتونستم بحث و تمام کنم( بماند که ۵ بار عنوان کردم نمیخوام درباره ش حرف بزنم و البته تاثیری نداشت :/ )

    😄 این یکی رو که خودم بدون پرسیدن گفتم براتون دیگه ... نگین این بی نام و نشون بودنِ من دوباره دردسر ساز شد ...
    پاسخ:
    پیش میاد دیگه...

    نه ، فهمیدم :-))
    من با مطلبتون در مورد شک و سوالهایی که نباید پرسید و نباید انگولک کرد کاملا موافقم. در این مورد فیلم doubt رو معرفی کردین. من این فیلم رو دیدم. سکانس پایانی فیلم هم خیلی خوب این حس رو منتقل میکنه. فقط به نظر من چون در این فیلم، شک درباره کودک آزاریه، من نکوهشش نکردم. این حساسیت ها لازمه مخصوصا برای کسی در مقام مدیر مدرسه. این موردی نیست که بگی باشه بیخیال ندونم بهتره. 
    پاسخ:
    حساسیت لازمه، اما نه وقتی هیچ مدرکی نیست و بخوای مدرک بسازی و آدما رو میشناسی اما بازم پیگیر میشی. میشد تا حدی پیش بره و بگه خب نه، حله.
    مدرکی نساخت. یه دستی زد که کارساز شد. کلا فیلم کاملا تو رو هم توی شک میبرد هیچ وقت مطمئنت نمیکرد. اگه خلاف نکرده بود چرا کوتاه اومد...
    پر مورد کودک آزاری هم مدام تاکید میشه که نگید من فلانی رو میشناسم، اکثریت کودک آزارها، آشنای مورد اعتماد والدین بودن...دوباره تامید میکنم که من بحثم در مورد فیلمه. یعنی با مثالتون مشکل دارم، نه اصل حرفتون. یعنی بنظرم این مثال به مطلب خیلی نمیخوره، چون این مورد مهمیه و فرق داره
    پاسخ:
    توی فیلم آره، دقیقا میخواست بیننده هم توی همین شک نگه داره، تا خود شخص ببینه تصمیمش چیه؟ که درک بکنه اون شک و تردید و قضاوتش بعد از این اتفاق رو...
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی