روزنوشت های دکتر

آرامش ِ قبل طوفانم را برهم‌ نزنید... بگذارید ناخدا، اینبار هم کشتی را بسلامت بگذراند

روزنوشت های دکتر

آرامش ِ قبل طوفانم را برهم‌ نزنید... بگذارید ناخدا، اینبار هم کشتی را بسلامت بگذراند

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

من که هستم...

پنجشنبه, ۷ تیر ۱۳۹۷، ۰۲:۴۶ ق.ظ

آورده اند که : در یکی از جنگها نادرشاه ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻧﺒﺮﺩ، ﭘﯿﺮﻣﺮﺩﻯ ﺭﺍ میبیند ﻛﻪ ﺑﺎ ﻣﻮﻯ ﺳﭙﯿﺪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺷﯿﺮ ﻣﻰ ﺟﻨﮕﺪ!! ﭘﺲ ﺍﺯ ﻧﺒﺮﺩ، ﻧﺎﺩﺭ ﺷﺎﻩ ﺁﻥ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭼﺎﺩﺭ ﺧﻮﺩ ﻓﺮﺍ ﺧﻮﺍﻧﺪ و متوجه شد ﺍﯾﻦ ﭘﯿﺮ ﺟﻨﮕﺠﻮ ﺍﻫﻞ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﺍﺳﺖ.

نادر ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪ : «ﺯﻣﺎﻧﻰ ﻛﻪ ﺍﺷﺮﻑ ﻭ ﻣﺤﻤﻮﺩ ﺍﻓﻐﺎﻥ، اصفهان را ﺍﺷﻐﺎﻝ کرده ﺑﻮﺩند، مگر ﺗﻮ ﺩﺭ ﺍﺻﻔﻬﺎﻥ ﻧﺒﻮﺩﻯ؟ »

ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ : «ﻣﻦ ﺑﻮﺩﻡ ﺍﻣﺎ ﺗﻮ ﻧﺒﻮﺩﻯ! »


  • ۹۷/۰۴/۰۷
  • دکتر میم

نظرات (۱۴)

  • פـریـر بانو
  • دکتر من فهمیدم این من بودم و تو نبودی روها... ولی نفهمیدم چرا پیرمرده به نادرشاه این رو گفت. یعنی قدرت من کنار تو تکمیله؟ یا همچه چیزی؟ :-
    پاسخ:
    اره، مدیریت ، رهبری
  • روُباست ‌‍
  • من هی به فونت‌ها و حروف متن نگاه می‌کنم و هی بیش‌تر متوجه نمی‌شم که این متن مگه چطوری تایپ شده که توی فیدخوانم اونقدری بهم ریخته نشون داده میشه که خوندنش همراه با حدس زدن هم بسیار دشواره
    پاسخ:
    جدی؟! توی موبایل و لپتاپ، نمایشش درسته که!! 
  • آقاگل ‌‌
  • @روُباست
    اگر با اینوریدر پست می‌خونید بگم منم همین مشکل رو داشتم. کلمات به هم ریخته بود اونجا. فکر کردم وبلاگ دکتر افتاده زیر دست یک نوجوان 13ساله. :)
    .
    اگر اشتباه نکنم بحث لیدر داشتن این وسط مطرح بود نه؟
    پاسخ:
    ممنون آقاگل ، من با این فید خوان کار نکردم!

    بله
    ولی من با این وضعیت یاد قحطی زمان ناصرالدین شاه می افتم که مردم کارشون به خوردن سگ و گربه رسید.وضعیتش خیلی خیلی مشابه
    پاسخ:
    اونموقع فقط هدف فشار اقتصادی بود
    با توجه به اوضاع مملکتمون که هر کس داره به یه سمت و سو می ره و کلا همه چی  درهمه 
    باید یکی باشه که رهبری مردمو به عهده بگیره و ملت همه با هم به حرف یه نفر گوش کنن که همون رهبرشونه.(برداشت من از این پست )
    -چقدر ما مردم(خودمو میگم) تاریخ کشورمون رو نمیدونیم تا اشتباهات گذشته رو تکرار نکنیم و یاد بگیریم که توی موقعیت های مشابه قبل باید چکار کنیم...
    پاسخ:
    تاریخ... اره ، نمیخونیم و نمیدونیم متاسفانه :-/
  • نار خاتون

  • از سقراط پرسیدند: کی ظلم و جور از عالم بر می افتد و عدالت حاکم می شود. سقراط گفت: عدالت زمانی حاکم می شود که وقتی ظلمی بر کسی وارد می شود آنها که ظلم بر ایشان وارد نشده همان قدر متغیّر و رنجیده شوند که شخصِ ستم دیده.

    یاد این افتادم:(

    پاسخ:
    ههععیی باباااا نارخاتون... :-(
  • حامد سپهر
  • یه مثال فوتبالی بزنم : شما تیم بارسلونا رو بده دست یه سرمربی نالایق از گوام هم چهارتا میخوره برعکس یه سرمربی لایق همین تیم رو قهرمان جهان میکنه
    پاسخ:
    اگه رئال باشه، داورا به نفعشن و با تیم نالایق هم پیش میره...:-))
  • سید رمضان حسینی
  • یاد یتیم‌خانه ایران افتادم
    پاسخ:
    :-
    تو هستی ولی دیگه کوه الماسی در کار نیست عزیزم
    پاسخ:
    کوه الماس راهکار نیست...
    دکتر کیبوردت گچ پژ هارو خورده!
    پاسخ:
    ینی چی؟! بنظر من که همه چی درسته!
  • روُباست ‌‍
  • تو اینوریدر بهم ریخته متن و یکم عجیبه چون اینجا همه چی درسته! بقول این دوستمون، گچ‌پژها رو خورده! به حروف اطرافشونم رحم نکرده!
    پاسخ:
    دیگه ببخشید و  همینو از من قبول کنین :-)
  • روُباست ‌‍
  • خواهش می‌کنم، اختیار دارین!
  • آقاگل ‌‌
  • بچه‌هایی که با فیدخوان وبلاگت رو می‌خونن متنش مشکل داشت. توی لپتاپ و مرورگرا درست بود و ایرادی نداره متن.

    پاسخ:
    اوهوم ...
    متنتون خیلی خوب بود و کامنت نارخاتون. هرچند تو این دور و زمونه از حق خودت و دیگرون دفاع کردن یه روحیه خاصی میخواد.

    در مورد بودن رهبر و وظایفش خیلی حرفاست که به نظرم بهترینش رو میشه تو نهج البلاغه دید. اولین باریه که دارم کم کم معنی نهج البلاغه رو میخونم و میفهمم که اگه همه مون اینارو بدونیم چقدر فکر و ذهنمون درست میشه و به قول دوستمون چقدر تاریخ تکرار می شود.

    پاسخ:
    اره، :-)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی