روزنوشت های دکتر

آرامش ِ قبل طوفانم را برهم‌ نزنید... بگذارید ناخدا، اینبار هم کشتی را بسلامت بگذراند

روزنوشت های دکتر

آرامش ِ قبل طوفانم را برهم‌ نزنید... بگذارید ناخدا، اینبار هم کشتی را بسلامت بگذراند

پربیننده ترین مطالب

نذر طبیعت ۲ : فرهنگ

پنجشنبه, ۴ مرداد ۱۳۹۷، ۰۶:۲۱ ب.ظ

نظراتتون برای این پست، مهمه:

اینکه میگن وقتی میریم توی طبیعت یا یه اقلیم ، نباید اثری از خودمون باقی بذاریم، فقط شامل آشغال و خرابی آثار باستانی و نابودی محیط زیست نمیشه. یه چیز مهمی که معمولاً توجهی بهش نمیشه، احترام به فرهنگ اون اقلیم و تاثیرات فرهنگیه. 

دوستی میگفت : «گروههای طبیعت گردی و تورهای زیادی میان به سیستان و بلوچستان و خیلی هم فازشون اکوتوریسم و دوستدار طبیعته. اما چیزای زیادی رو رعایت نمیکنن. اونم در نظر گرفتن نحوه پوشش و نوع زندگی و اعتقادات مردم منطقه ست. اکثر مردم بومی اون مناطق (و خیلی دیگه از مناطق ایران) فرهنگشون با چیزی که ما به عنوان پوشش در شهرنشینی مدرن میشناسیم، فرق داره. گروههای مسافری که میان اینجا اکثراً فکر میکنن اومدن یه کشور دیگه و چون شاید نظارت و فشاری نباشه، میتونن راحتتر از حتی شهر خودشون بدون حجاب یا مردها با شلوارک در ملأ عام بچرخن! خیلی از خانواده های بومی اینجا با دیدن اینها، دیدشون در مورد مردم تهران یا مشهد یا اصفهان یا... اینطوری عوض میشه که اینا چقدر بی دین و ولنگ و بازن و بی قید و بندن ، پس اگه بچه های ما برن به این شهرها برای ادامه تحصیل، یا کار ، مثل اینا میشن و عوض میشن و.... و اون احساس امنیت رو از دست میدن و نمیذارن بچه هاشون (مخصوصاً دختراشون) برای دانشگاه یا کار یا هر پیشرفت دیگه ای برن تهران یا شهرهای بزرگ دیگه! واقعاً نمیذارن. و این شمایین که دارین دختر و پسر باهوش و مستعدی رو در یه شهر محروم، زندانی میکنید! »

خانم دکتر بلوچ میگفت «بعضی از دوستانی که میخوان بیان چابهار و میفهمن که اونجا اسکی روی آب داره، میپرسن که یعنی با بیکینی میشه رفت اسکی روی آب؟! .... و بعد در مورد نحوه دیدگاه مردم و نوع پوشش میپرسن و رعایت میکنن و به تفریحاتشون هم خیلی خوب میرسن... و این خیلی خوبه که میپرسن و رعایت میکنن و لذت هم میبرن»

بارها گفتم که ما به خاطر اطلاع نداشتن از همه چیز یا مطالعه نکردن و کم فهمی و عدم قدرت تحلیل خیلی مسائل، فقط ظاهر رو درنظر میگیریم و خیلی چیزا رو نمیفهمیم! یکی دیگه میگفت «همینه که هست ، باید فرهنگشون عوض شه!» 

بهش میگم: «تغییر فرهنگ زوری نیست، کار ما نیست، فرهنگ ، جزوی از اخلاق مردمه. فرهنگ باید با مرور و طبق شرایط زمانه و در قالب خودش تغییر بکنه! درمورد روال تغییر فرهنگها بخونید، روال بسیار زمانبر و حساسیه. اخلال در اون، ضررهای شدیدی به یه جامعه میزنه. اگه به زور و سرعت کار باشه، هر کی فکر میکنه فرهنگ خودش درسته! پس نباید به حجاب اجباری هم اعتراض کنین، چون یه سری فکر میکنن اون فرهنگ، کامل و درسته! پس اونا هم میگن باید بزور، فرهنگ بی حجابا عوض شه. واسه همین کارشناسا میگن این یه روال حساسه که با گذشت زمان قابل انجامه»

...

«از یکی از جزایر قناری در جنوب اسپانیا، که بهش «جزیره لختی ها» هم میگن، تا اولین روستای مرزی مراکش، حدود ۱۲۰ کیلومتر فاصله ست. شاید کمتر. حدود یه ساعت طول کشید با یه قایق کوچیک رسیدیم بهش. روستای مسلمان نشین که زنها پوشیه (روبند) داشتن و مردها دشداشه. و بشدت حساس و پایبند! قایق هایی که این فاصله رو میان، قبلش به مسافران توصیه اکید میکنن که برای گذر از روستا و ورود به مراکش از این محل، قوانین بومی رو رعایت بکنن و احترام بذارن. از نظر مسافت، فاصله ای نبود بین صفر تا صد ِ فرهنگ پوششی. اما سالهای ساله که رعایت میشه ... و با دقت و احترام»


  • ۹۷/۰۵/۰۴
  • دکتر میم

نظرات (۱۹)

هم توصیه ات مفید بود
هم تعریفت از فرهنگ


دکتر چرا اینقدر گرمه هو!ا؟ با کی باید صحبت کنیم؟
پاسخ:
با من صحبت کن،، فعلاً همینه، باید تابستونو با جون و دل درک بکنین تا عرفان و خلوص لازم برای رسیدن به پاییز رو داشته باشین.
آی تهرانی ها لطفا  ولنگ و وازی(ما میگیم واز) نکنید:))  من خودم از چندین نفر شنیدم که بری اونجا باید مثلِ اونا بپوشی و بگردی و... دقیقا درسته.
حتی بعضی مواقع برای صحبت کردن،رانندگی کردن وخرید هم مهمه که فرهنگ جایی که می ری رو بدونی.
خودمم سعی میکنم از این به بعد بیشتر رعایت کنم،مرسی دکتر

پاسخ:
اوهوم، رانندگی، صحبت، برخورد...
پست خوبی بود.
پاسخ:
:-)
آره این خیلی بده که دوستان رعایت نمی کنن قواعد شهرهای کوچیک رو بخصوص اگر مذهبی باشه جو شهر مورد نظر.
خودم دو سال پیش می خواستم برم یکی از شهرهای کوچیک جنوب کرمان، از دوستم که دعوت کرده بود سؤال کردم نوع پوشش رو؛ گفتم توی مسافرت ها معمولاً مانتویی هستم و اونجا مانتویی بیام یا چادری؟ گفت چادری بیا. چادری رفتم در حالی که لباس سنتی خانم هاشون چندان باحجاب نبود و من در هر حال چادری یا مانتویی توی چشم بودم:)) 
حالا از نظر پوشش بماند، گاهی از شهرهای بزرگ مثل تهران میان کاشان و ظاهراً تو عمرشون چهارراه های دو زمانه ندیدن! اینجوریه که یه ترافیک ناجور درست می کنند و تازه معترض هم می شن که چرا چراغ راهنمای چهارراه اینجوری کار می کنه:)) 
پاسخ:
حالا شدتش زیاد مهم نیست. کلیت یه چیزی رعایت بشه ، حله.
منظور اینکه مغایر با اونجا نباشه، توی ذوق نزنه، دیدگاه منفی ایجاد نکنه
اون دست بلوچتون خیلی خیلی درست گفته، من اینجا از این چیزها زیاد دیدم،مسافرها کنار ساحل انگار اومدن اروپا هیچی رو رعایت نمیکنن، اقایون با همون وضعی که رفتن شنا کردن میان بیرون و تا وسط خیابون و کنار ماشینشون هم میان و عین خیالشون نیست، خانواده‌ی خیلی از ماها(حتی خانواده‌ی خودم) با تهران مشکل دارن ، تهران براشون شده نماد فساد و ناامنی و ... از خانواده‌هامون بارها شنیدیم که"تهران پر گرگه، فقط برای خودشون خوبه،برای ادمهایی که اونجا بزرگ شدن"، حالا این وسط یه عده از خودمون هم میرن و زیادی جو زده میشن و برمیگردن، اینا باز دید خانواده‌ها رو بدتر میکنن‌.
خلاصه تهرانیا، کلان‌شهری‌ها بخاطر ما هم که شده رعایت کنید، گناه داریم:))
پاسخ:
اره درسته متاسفانه 
  • حرف بی‌صدا
  • شنیدیم که افرادی از ایران خارج شدن و حجاب داشتن و به علت حجاب مثلا تو فرانسه از تحصیل محروم شدن یا اینکه بهشون گفته شده برای ورود به دانشگاه حتما باید حجابشون رو بردارن...آیا این حجاب برداشتن هم منطقیه به علت اینکه باهاش به فرهنگ اون کشور یا دانشگاه احترام گذاشته میشه؟ 
    شاید مثلا یکی جواب بده: فردی که حجاب داره به خاطر اعتقاداتش درست نیست که این درخواست رو بپذیره یا اصلا تو اون دانشگاه یا کشور درس بخونه!! به نظر شما اعتقاد نداشتن به حجابی خاص مثل چادر هم یک نوع اعتقاد نیست و درست نیست بهش احترام گذاشته بشه؟

    تو کشورهایی مثل امریکا دیده میشه مردم با تیپ های مختلف میگیردن و همه بهشون احترام میذارن، ایا درست تر نیست که بدون اینکه لازم باشه مردم رو وادار به پذیرش فرهنگ یا نوع پوششمون کنیم یاد بگیریم که فرهنگ هم رو بپذیریم(منظورم هر دو طرفه)؟ من به عنوان فری که وارد یه منطقه شدم به خاطر حجاب خاص افراد اونجا تحقیرشون نکنم و احساس خود خفن پنداری و بچه تهرون بودن نداشته باشم و اونا هم به علت حجابم فکر نکنن که مسلما من ادم بدی هستم که فلان مدل لباس می پوشم؟
    حالا اگه موضوع رو از یک جنبه دیگه ببینیم چی؟ اگر من به عنوان یک آدم با حجاب خاص غیر متعارف وارد منطقه ای بشم و با افراد اون منطقه رفتار خوبی داشته باشم و بهشون محبت کنم و بپذیرمشون، ایا این موثر نیست تو این موضوع که اونها هم پس زمینه شون رو در مورد اینکه یه فرد بدون حجاب متداول اونها هم می تونه ادم خوبی باشه؟ این باعث نمیشه که اونها فشارشون رو رو فرزندانشون کم کنند و بهشون در مورد حجابشون بیشتر اختیار عمل بدن؟
    یکی از دوستانم که پزشکه دوره ی طرحش رو تو یکی از روستاهای زنجان گذروند...دوستم ادم خیلی مهربونی بود...حجابش شاید اونی نبود که مورد پسند افراد روستا باشه ولی انقدر علاقه بینشون ایجاد شد و انقدر مردم ازش محبت دیدن که بعد از تموم شدن طرح دوستم ناراحتیه بزرگی برای مردم اون روستا به وجود اومد.
    به نظرم مهم تر از تغییر فرهنگ یا عوض کردن خودمون با یه فرهنگ خاص باید یاد بگیریم به فرهنگ هم احترام بذاریم...اینطوری شاید یه نفر که از شهرستان میاد تهران هم مجبور نشه چادرش رو برداره.
    پاسخ:
    اینایی گفتی خوب بود، اتفاقا درموردش صحبت کرده بودیم...
    ببین کلاً اجبارها تا یه حدی درسته، تا یه حدی غلط. من خودم موافق حجاب اجباری نیستم (که خیلی جای صحبت داره)، و همینطور موافق بی حجابی اجباری (که فعلا در مورد فرانسه و دانشگاههاشه) . اما همه جای دنیا اجباری بر بی حجابی نیست. داریم درمورد نقض یه فرهنگ صحبت میکنیم. فرهنگ اروپا و امریکا این نیست که «شما حتما باید با تاپ و شلوارک بچرخی و روسری نداشته باشی» ... فرهنگ پوششی اینه که شما جاهای کمتری رو الزام داری که بپوشونی. پس یعنی بیشتر پوشوندن، بمعنی بی احترامی به فرهنگشون نیست.
    و الزام به بی حجابی در فرانسه به اسم جلوگیری از تروریسم ولی به دلیل عناد علنی با دین اسلام و مسلموناست و هم فرانسویا هم خیلی کشور ها به دولت فرانسه بابتش اعتراض کردن.

    تفاوت تیپهای مختلف در امریکا هم به همون دلیل بالا، مشکلی ایجاد نمیکنه! البته چرا یه تیپ هایی هست توی تهران دیده میشه، که اگه توی امریکا هم از اون تیپها بزنی، همه نگات میکنن و ممکنه پلیس بهت گیر بده که در محیط های عمومی زیاد به این ظاهر نباشی!


    درمورد ورود به یه منطقه مثلا همون بلوچستان، من نگفتم مثلا نوع لباس و حجاب شل و ول... اون چه مشکلی داره وقتی معقوله؟!
    من میگم یه سری میرن اون مناطق و کلا مثل اروپا میگردن!! مردها با شلوارک و تاپ، زن ها بدون روسری و با تیشرت و... 
    منظورم اینه. چیزی که حساسیت ایجاد میکنه! نه اینکه الزاما چادر بپوشی یا مانتو!! 
    .
    و اینکه وقتی میگیم تور ، و سفر ، یعنی سفر چند روزه. یعنی ارتباطت با مردم اونجا نهایتا یه خرید از مغازه یا سلام و علیکه!! نه اینکه اونجا یه مدت زندگی بکنی و مراوده داشته باشی باهاشون. پزشکایی که طرح میرن، مدت زیادی میمونن. و امثالهم...

    درمورد بند آخرت هم، احترام به فرهنگ همدیگه، یه پله بالاتر داره... احترام به فرهنگ میزبان. و اینکه چرا کسی که میاد تهران، مجبوره چادر برداره؟!!! این دیگه ربطی به پست نداره و ضعف اعتماد به نفسه.

    چقدر متفاوت بود دیدگاه این پست
    مرسی واقعا
    من شخصا دقت نکرده بودم به این مورد
    هرچند برخوردم توی شهرهای مختلف خیلی با شهر خودم متفاوت نیست ولی دونستن این مسئله واقعا خیلی مهمه
    پاسخ:
    الان توی روستاها و مناطقی که بافت و پوشش سنتیشون رو حفظ کردن، نمودش بیشتره
    موافقم که یک سری رفتارها و پوشش ها از نظر مردم مناطق مختلف هنجارشکنی محسوب میشه، البته بعضی شهرها مثل یزدوکاشان خیلی سنتی  هستن و حتی با پوشیدن روسری ها و کفش های رنگی محجبه ها هم مشکل دارن و بعضا تذکر هم میدن ولی خب چون تذکر بی موردی هست من اعتنا نمی کنم.حالا گذشته از شهرها افراد هم مناسباتشون با هم متفاوته،تو همون حوزه فردی هم احترام گذاشتن شایسته ست و مسخره کردن و نقض حریم یک نفر درست نیست. این نکته که رعایت نکردن می تونه چه اثرات بدی داشته باشه برای من تازگی داشت، ممنون دکتر
    پاسخ:
    اره دیگه بعضی تذکرا بیمورده
    درجواب کامنت حرف بی صدا گفتم. بحث چادر و مانتو بیمورده... صحبت از شدت نقض فرهنگه. جوری که حتی توی تهران هم اونطوری توی خیابون نمیرن
    منم این مورد برام خیلی مهم هستش 
    این روزها تو مسافرت هستیم و به شهرهای مختلفی رفتیم از شمال شرق تا شمال غرب 
    در اکثر شهرها هم عموما اهالی اون مناطق حجاب کلی رو خوب رعایت میکردن اما مسافرها توجه ی زیادی به این مسئله نداشتن و گاها این سوء برداشت پیش میاد که مردم فکر میکنن که این دقیقا پوشش مردم اون شهر هستش این عدم توجه به مسئله ی فرهنگ پوشش اهالی گاها مشکلات عدیده ای رو هم به وجود میاره که نمونه ش رو میشه در تغییر در سبک زندگی و به وجود اومدن دوگانگی در فرهنگ یک منطقه و گاها از بین رفتن اون بشه. 
    خیلی ممنونم بابت مطرح کردن این موضوع دکتر جان 😊
    پاسخ:
    اوهوم ، این اشتباه گرفتن و برداشت غلط و «چند نفر» رو مثل «همه مردم اون شهر» دیدن، خیلی بده که پیش میاد
    خواهش میکنم :-)
    سلام
    خیلی خوب بود
    این ازون مسائلیه که خیلی باید جا بیفته و بارها هم سعی کردم برای کسایی که از شهرهای بزرگترمیرن مسافرت توضیح بدم ولی بخاطر تصور نداشتن از فرهنگ های سنتی و کوچیک فهمیده نشده
    چندسال قبل برای کاری به چندتا از روستاهای محروم خراسان شمالی رفته بودم
    به گروه همراهمون تذکر داده بودن خانمها چادر مشکی ساده و حتما حلقه ازدواج داشته باشن
    اینکه بعضی ها زیربار نرفتن و بعضی ها هم حلقه ای استفاده کردن که مشخصا گرون بود هم جدا
    ولی درک این موضوع نبود که کف زندگی شما ممکنه فراتر از تصور یه ساکن منطقه محروم باشه و لطفا جلوی اونها نپرسین فلان چیز رو دارین یا نه و از جوابهاشون متعجب نشین
    و اگه بعضی کارها مثل استفاده از مواد مخدر براتون شنیعه( چیزی که توی مناطق سنتی و ... تقریبا طبیعیه) اینو جار نزنین، همسر و بچه های این استفاده کننده ها حس بدبختی عمیقی بهشون دست میده و ممکنه فکر کنن با زندگی نرمال خیلی فاصله دارن
    جلوی مردم این مناطق که حتی زن و شوهر جلوی والدین حرف نمیزنن جمع های زنونه مردونه صمیمی ایجاد نکنید
    به جز اینکه ممکنه فکر کنن ولنگارین
    آروم آروم تربیت نسل اونها رو عوض میکنین
    توی فرهنگ بلوچ فرضا پسر از یه سنی به بعد مرده و دیگه با زنها دمخور نیست
    و این عوض کردن جو عوارض بیشتری برای یه بچه داره
    خلاصه اینکه ما خدای فرهنگ و تمدن و مدنیت نیستیم
    و
    سفر باید رفت و اگه سفر میریم دائما استانداردهای زندگیمونو کول نکنیم با خودمون ببریم
    یکم کوتاه اومدن و شبیه مردم دیگه زندگی کردن و درک کردن فکر اونها باعث میشه دنیامون بزرگتر و سازگاری مون بالاتر بره
    پاسخ:
    درکش سخته واقعا برای بعضیا. اینو نمیتونی بفهمونی، هزارتا دلیل مزخرف برات میارن که حقشونه. 
    به این راحتیا درست نمیشه لعنتی.

  • منتظر اتفاقات خوب (حورا)
  • مثلا خانم هایی هستند که سبک زندگیشون شامل پوشش بدون چادر هست. اینا وقتی میخوان برن مسجد یا مجلس مذهبی، به خواست خودشون و برای احترام، چادر سرشون می کنند. بعضی ها هم اعتراض می کنند که چی! یه جا با چادر و یه جا بدون چادر! ولی به نظر من همون احترام و حرمتی که قائل هستند واقعا جای تحسین داره.
    پاسخ:
    درسته که حالا کار اونا خوبه، اما اصن توی این مورد صحبت از چادر و مانتو نیست. پوشش دلخواهه، اما وقتی با شلوارک و تیشرت و بدون شال بری مثلا تور قشم ، و قسمت روستاهای سنتیش هم بری. حالا توی دشت و بیابون بحثش جداست. درمورد گذاشتن رد فرهنگی گفتم
    اتفاقا من همیشه از این جمله‌ی جواد قارایی آخر سفرهاش خوشم میومد و بهش توجه می‌کردم... که فلان جا رو ترک کردم بدون اینکه هیچ اثری از خودم در طبیعت و فرهنگ مردمش گذاشته باشم.
    منم وقتی یه جا میرم  واقعا حس می‌کنم بعضیا یه جوری رفتار می‌کنن انگار عمدا می‌خوان سبک زندگیشون رو یه نمایش بذارن، سراغ یه چیزایی رو‌می‌گیرن که می‌دونن اونجا نیست!
    از طرفی اینکه می‌گید تغییر باید خیلی آهسته صورت بگیره و اینا درسته، ولی بعضی فرهنگ‌ها اصلا چرا باید تغییر کنه؟ مثلا چرا باید کاری کنیم که باعث بشه یه سری قومیت‌ها لباس‌های محلیشون رو بذارن کنار؟ بعضی فرهنگ‌ها رو باید حفظ کرد، با همین احترام گذاشتن بهشون.
    پاسخ:
    نمیگم کم کم باید تغییر بکنه،، میگم اگه بخواد تغییر بکنه، کم کم و آروم اتفاق میوفته. طبق ملزومات زمانه
  • هلیا استاد
  • نوشته خیلی جای فکر داره. بحث تا حدودی جدید هست توی مباحث فرهنگ و احترام به عقاید و خیلی ابعاد مختلفی داره. جنبه‌های مختلفی داره. هر کسی میتونه نظری داشته باشه 

    اما مثلا تو همین بحثی که انتهای نوشته تون بود. احترام به مراکشی‌ها که عقیده‌شون هست، آیا اون‌ها هم باید از سمت برعکس که حرکت میکنن و به سمت جزیره لختی‌ها میرن، به عقیده اون‌ها احترام بذارن؟

    بنظر من تماما برمیگرده به باوری که کم در ما وجود داره "احترام به عقاید" که این موضوع حتی در روستاهای کوچک باید گسترش پیدا کنه. که باز دقیقا این هم خودش از مباحث خیلی گسترده‌ست و نظرات و منطق‌های مختلفی درباره اصل موضوع و حد و حدودش هست.

    چند وقت پیش رفته بودیم کوه‌های اطراف طرقبه (تفریگاه مشهدی‌ها) و مشغول عکاسی بودیم. با ظاهر معمولی. روسری و مانتو خیلی معمولی. یکی از جوون‌های منطقه با ماشین رد میشدن و شروع کردن به توهین (حرف خیلی نامتعارف) که شما برکت رو از منطقه بردین، شما باعث خشکسالی شدین. بارون نمیاد. گمشین ازین جا بیرون! 
    ما اون روز فقط عذرخواهی کردیم چون خونواده بودیم و بحث کردن درست نبود. اما داشتتن چنین تفکری واقعا دردناک ه. مخصوصا برای یک جوان 18 ساله. که خیلی از جمعیت روستایی و شهرهای کوچکتر هنوز از این عدم آگاهی دارن ضربه میخورن.

    بنظرم شاید لازم بود خیلی بیشتر مینوشتید چون معتقدم این دیدگاه خیلی گسترده و پیچیده‌ست. فرهنگ سیستمی داره که به راحتی مولفه‌های درگیر و متغیرهای ساختاریش رو نمیشه آنالیز کرد.
    پاسخ:
    در مورد احترامات متقابل و مثلا مراکش، نوشتم توی جواب کامنتا ،،، جزیره های لختی، الزامی به لخت بودن نیست. حداقل در مورد نحوه پوشش، در جهان، همیشه الزام ها و عقاید یا حکومت ها، حداقل ِ پوشش رو بعنوان معیار و مرز فرهنگ و اخلاق قرار میدن. بیشتر از اون چه اشکالی داره؟
    در مورد طرقبه حق با توئه، معلومه که اون اشتباه کرده، ولی این بحثش رفتاریه. اینا تک آدمن. مثل همین ایران و همه جای دنیا. نمیشه حرف و رفتار یه چند نفر رو معیار کل منطقه دونست. من توی بحثم از مردم بلوچستان گفتم، مرم محجوبی که بی احترامی ای به مسافرها نمیکنن (خیلی از شهرها و روستاهای کوچیک هم بی احترامی به مسافرها نمیکنن، و توهینی نمیشه و شاید گرم هم برخورد بکنن،)، اما دستکاری فرهنگی دقیقا همینه! ردی که ما میذاریم و نمیفهمیم و میریم... و بازم میگم، در مورد پوشش ساده یا حتی شهری و مدرن و... بنظرم خوبه باز... بعضیا پوشش و رفتاری انتخاب میکنن که در تهران خیلی بیشتر رعایت میکنن تا اونجا!! منظورم دقیقا ناهنجاریه... وگرنه پوشش عادی چه موردی داره؟
    اره، بحثش که خیلی پیچیده تر و مفصله... اما این نکته صرفاً و دقیقا در مورد تاثیر فرهنگ در بومگردی بود، که ۹۰ درصد رعایت نمیکنن و بشدت هم مدعی اکوتوریسم هستن و فکر میکنن اکو فقط آشغال نریختنه!
  • بلاگر کبیر ^_^
  • برای من که تقریبا همیشه روسریم از سرم افتاده و تا کسی به زور نکشه رو سرم برام مهم نیست نمیدونم چ نظری بدم...  برم فکرامو بکنم... 
    چرا پوشش مو انقدر مهمه آخه :/ یا اونی که روسریش فرق سرشه از پشتم موهاش بیرونه با اونی که کلا روسری نداره فرق دارن مثلا؟؟ 


    پاسخ:
    :-)))حالا همش که روسری نیست...
    به کلمه ناهنجاری فکر کن ببین خودت الان به چی میگی ناهنجاری؟
    بعدشم ظاهر آدمها حدودا یه چیزیه که با یه نگاه میشه کلیت کارو فهمید. که مثلا اینی که فقط روسری از سرش افتاده، اومده اینجا روو فرهنگ تاثیر بذاره؟ یا اونیکه لخت با یه شلوارک میشینه لبه ساحل توی یه روستا، بعد مست میکنه و بزن و برقص و.. دعوا هم راه میندازه و آخرشم به مردم روستا فحش میده میره؟ یا اونایی که ...
    خیلی زیادن!!
    کاش اینو خیلی ها رعایت میکردن و وقتی تعطیلات عید میان بندر گناوه هر جور دلشون خواست نپرن تو آب...
    :(
    پاسخ:
    :-/
    چند روزی برای کاری میبد بودیم. و اتفاقاً خیلی با مردم گپ و گفت داشتیم. خیلی کیف داد. آشنا شدن با فرهنگ مردم. با لهجه‌ها. با نوع زندگیاشون. با جنس تفکرات و دیدگاهشون. یک بخشی از سفر به نظرم باید همین باشه. اینکه با آداب و رسوم و فرهنگ مکانی که بهش سفر می‌کنی هم آشنا بشی. و مهم‌تر اینکه به قول خودت بهشون احترام بذاری.
    .
    اون قسمت توی گیومه نقل از کجا بود؟
    پاسخ:
    اره، اصلا قبل از سفر باید پرسید و موقع سفر باهاش با احترام برخورد داشت و یاد گرفت

    گیومه آخر؟! یه بنده خدایی :-)
  • مصطفا موسوی
  • دکتر جان پستت خیلی خوب بود ولی متاسفانه نظری در این مورد ندارم :)
    پاسخ:
    مچکرم ، ایشالا پستای بعدی جبران کنی :-)
    سلام دکتر میم عزیز

    در مورد این موضوع فقط خواستم یک سری موارد رو اضافه کنم:
    اگر اقشار جامعه خودمون رو بخواهیم از نظر مکان زیست تقسیم کنیم همیشه حلقه پایین تر در محاصره حلقه بالاتر خواهد بود ...منظورم اینه روستا نشین در محاصره شهر نشین ...شهر نشین در محاصره پایتخت نشین و پایتخت نشین در محاصره برون مرز نشین ... حتی بین کشورهای خارجی هم تبعیض میگذاریم ...مثلا اروپا نشین با آمریکا نشین ...

    این انتقاد که شما کردید در مورد یورش فرهنگ حلقه بالاتر به حلقه پایین تر در تمامی این حلقه ها صادقه ! چون انسان شرقی هویتی پاره و نامنسنجم پیدا کرده در پی حملات برون مرزی زیاد و ظهور یکباره و کاملا آنی مدرنیته ....در واقع ما در برهه ای از تاریج شاهد بر هم نشستن ناموزون فرم و محتوای فرهنگیمون در هم بودیم و تا الان علاجش نکردیم ...  مثلا چرا باید ناصر الدین شاه و بقیه قجرها در فرنگ هنگام تماشای بالرین ها در اپرا هاوس از ساپورت های سفید رنگ اونا خوششون بیاد چون پاهای رقاصه رو بشدت موزون و زیبا جلوه می‌داد و چنین شد که زنان قاجار با اون دامن های پرچین مجبور شدند ساپورت سفید به سبک فرانسوی ها بپوشند در حالی که رقص های بومیشون  مبتنی بر پا نبوده و بیشترش با دست و کمر کار کردند... این در مورد آوردن فرهنگ شهرنشینی توسط خان ها و ارباب ها به روستاهای ایران هم صادقه .... من فقط از شما و امثال شما که سفر زیاد می‌روید مبخوام خواهش کنم به عنوان فرهنگ سازی این انتقاد رو بشکل دو طرفه مطرح کنید: یک روستا نشین با اون پشتوانه فرهنگی قوی باید به خود باوری فرهنگی، خود ارزشمندی فرهنگی برسه که در مقابل هجمه هایی این چنینی اینطور دچار لغزش نشه ...در کنارش باید فرهنگ پذیرفتن توریست را به اونا آموزش بدهند بشکلی که پوشش و اخلاق طرف مقابل که به عنوان توریست وارد شهر یا روستاشون شده رو نه ارزش بدونند و نه ضد ارزش ... کاملا خنثی سعی کنند از توریسم استقبال کنند تو این وضع بد مالی و بدونند این فرهنگ و اقلیم متفاوت اوناست که این توریست را به آنجا کشانده پس هر چه بهتر در حفظ هر دو تلاش کنند ...حتی اگر توریست به محیط و فرهنگشون خدشه وارد کرد ( که نباید بکنه ) فرد بومی باید این نقصان را تعمیر کنه .... از شما خواهش میکنم توریسم را فارغ از منشا و کشور مبدا آن یک فرهنگ مجزا و سیال بپذیرید ! مثل اروپایی ها و امریکایی ها که فرهنگ ژیپسی ها یا کولی ها رو یک فرهنگ مجزا و سیال فرض کردند فارغ از کشور مبدا آنها ... در طول سالیان چنان پذیرفته شدند که در آمریکای لاتین خرده فرهنگ های کولی وار بشدت رشد کرد ...لباس هاشون ...منش و آوازها (fado)  هاشون ...همین ناهمگونی متحرک و زیبا تبدیل به فرهنگی جذاب برای جذب فرهنگ شناس ها شد ...حالا کولی های تمام دنیا یک سرود ملی منحصر به خود دارند djelem djelem  .... میخوام بگم توریسم هم داره تبدیل به یک فرهنگ جامع میشه ..اگر سرچ کنید توریسم ورینگ فشن ( استایل لباس پوشیدن توریست ) قطعا تصویری از یک مرد یا یک زن با شلوارک پارچه ای یا لی  و کلاه لبه دار و کفش راحتی و  عینک افتانی و کوله رو می بینید ...بعد سرچ کنید توریسم مناطق گرمسیری و ساحلی و ریزورت ها و ...بعد قطعا بیکینی و سایر لباس های رنگی و گل گلی میاد ...میخوام بگم ما باید فرهنگ خود و دیگران را در هر شکلی بپذیریم و خود ارزشمندی فرهنگی اجازه نده سایر موارد مثل ویروس وارد پیکره فرهنگیمون بشه ... من فکر میکنم باید به نگاه شکسته و سایر آثار داریوش شایگان هم سر بزنیم ..این مرد انسان شرقی را از هر نظر مورد واکاوی قرار داد ...

    واقعا عذر میخوام طولانی نوشتم
    پاسخ:
    ممنون ، خیلی هم خوب بود :-)
    راستش درمورد جزئیات فرهنگ سفر و مخصوصا بومگردی، خیلی وقته میگم روش الان ایران غلطه. همین باعث نابودی خیلی از مناطق شده. یکی از راهکارهاش آموزش خود بومی هاست و بعدش سپردن قوانین منطقه، به خودشون. کاری که سالهاست اروپای شمالی درمورد مناطق بکر و بومیش کرده. چه از نظر فرهنگی چه از نظر محیط زیستی و همینطور خدمات رفاهی و امدادی .
    کلا توی هر زمینه ای آموزش درست، خیلی از مشکلاتو حل میکنه. اما الان تاثیر و تخریب حلقه های پایین روی همدیگه بیشتره، چون آموزش کمتری دیدن. یه اروپایی که میاد ایران، معمولا قبلش درمورد ایران کاملا مطلع میشه. اما یه تهرانی یا شهر بزرگ نششین وقتی میره یه منطقه سنتی و روستای خاص، چقدر از اونجا و طبیعت و فرهنگش باخبر میشه؟! 
    اگه ما برای سفر به هر کشوری باید قوانین خاص و ریز بریز اون کشورو بدونیم و عمل بکنیم، درمورد مناطق بومی هم باید اینطور باشه. اولش سخت بنظر میرسه، اما اگه قوانین درست تدوین و اجرا بشه، برآیند خوبی در آینده خواهد داشت. و دیگه کسی خشک شدن دریاچه ارومیه یا نابودی یه طبیعت یا تخریب فرهنگ یه منطقه رو گردن کسی دیگه نمیندازه
    احساس میکنم کاملا حرفهای یکدیگر را درک کردیم. من موافقم... امیدوارم همه این موارد یک روز عملی بشه. من در حد خودم همیشه تلاش خواهم کرد ....

    اما متاسفانه ما ایرانی ها وضعیتمون خیلی بد شده ...ما در فواصل پر تنش زندگیمون در این کشور که پر از محافظه کاری و دگم اندیشی بوده دچار بیماری های ناپیدایی شدیم که خبر نداریم ...عقده هایی ناگشوده! در این فواصل پر استرس گاهی پناهگاه هایی پیدا میکنیم تا آنچه که دوست داشتیم بشیم را بروز بدیم ...دو موقعیت خیلی عجیب برای این عقده گشایی ها عبارتند از : 1- عروسی 2- مسافرت!

    مادر من روس تبار هست و مدتی در کودکی و نوجوانی مدام بین ایران و سایر کشورها ( محل زندگی مادرم و محل تحصیلش ) در رفت و آمد بودیم ...در این بین به عروسی هایی از خانواده پدری و مادری می رفتیم ....در روسیه عروسی برای من مصادف بود با مارش عروسی ...بازی بچه ها در میان آذین ها در فضای باز ...موسیقی لایت و رقص های دسته جمعی ....تصادم نور آفتاب با لباس های سفید حریری و ساده ....یقه های ابریشمی و خوراکی های خوشمزه ... در اون سالها گروه های دیسکو زیادی در کشورهای اروپایی غوغا میکردند مثل مادرن تاکینگ و ... دیسکوها محل غیر مجازی برای بچه ها بود ! وقتی در ایران به عروسی می رفتم انگار وارد دیسکو شدم لباس های پر رنگ پولکی مخصوص دیسکو ... جیغ و مستی و ...رقص های عجیب و غریب محلی و غیر محلی ... متاسفانه در کشوری که متولد شدم دچار  وحشت می شدم در عروسی ...عروسی ایرانی های در روسیه کاملا برابر بود با دیسکو و اصولا بچه ها حق رفتن به دیسکو نداشتند! لباس هایی که خواننده های ایرانی  در شوهای لس آنجلسی که معمولا در دیسکو ضبط میشد می پوشیدند شده بود فشن رسمی برای عروسی ها در داخل ایران ...در واقع عروسی شده بود پناه گاه مردم برای پوشیدن و انجام دادن کارهایی که دوست داشتند انجام بدن و در فضای کانزروتیو ایران امکانش نبود  ... این در مورد سفر هم صادقه ...افراد لباس هایی رو می پوشند که همیشه آرزو داشتند در زمان آزادی بپوشند و کارهایی بکنند که در شهر با تمام قوانین مدون نمی تونن انجام بدن بدون در نظر گرفتن نامناسب بودن آنها در موقعیت جدید ... کشیدن قلیان در کنار ساحل ...لباس های نامناسب و .... حتی توریسم ایرانی هم مسموم شده ...ما راه خیلی زیادی داریم برای تغییر متاسفانه ...خیلی از این کمبودها خیلی نهادینه شدند ...خبر بد اینجاست که این عقده گشایی ها از نظر خیلی ها یعنی خفن بودن و  موجب تفاخر و خود بزرگ بینی آنها نسبت به روستایی ها و ... میشه در حالیکه یک بیماری عجیبه ....خیلی ناراحتم ..... همین.
    سپاس از زمانی که صرف خوندن این پیام ها کردید
    پاسخ:
    خواهش میکنم. ممنون از شما بخاطر اطلاعات
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی