روزنوشت های دکتر

آرامش ِ قبل طوفانم را برهم‌ نزنید... بگذارید ناخدا، اینبار هم کشتی را بسلامت بگذراند

روزنوشت های دکتر

آرامش ِ قبل طوفانم را برهم‌ نزنید... بگذارید ناخدا، اینبار هم کشتی را بسلامت بگذراند

پربیننده ترین مطالب

در قبرستان

جمعه, ۱۹ مرداد ۱۳۹۷، ۱۱:۳۶ ب.ظ

+ بعضیا یه جوری روز جهانی تنبلا رو تبریک میگن که انگار بقیه روزای سال، کمر غول میشکونن! :-))


+ بعضیام یجوری میگن بلاگستان پر شده از یه مشت زردنویس و بادمجون دور قابچین و سبزی خردکن و... که انگار تا پارسال، سالی سه تا نوبل از توی بلاگستان درمیومده! بابا بوکوفسکی ،،، بابا ایشی گورو ،،، بابا سوباسا اوزارا ... نخوریمون! بددو برو در خونتون بازی کن عمو... :-


+ راستی، فیلم «a quiet place» محصول امسال، فیلم خیلی خوب و با دقت زیادی بود. پر از استرس. چیزی نگم بهتره :-)


  • ۹۷/۰۵/۱۹
  • دکتر میم

نظرات (۲۷)

اون عزیز رفت در خونه خودشون بازی کنه ولی معلوم نیست برگرده یا نه
نمیدونم چی فکر کرده پیش خودش...
پاسخ:
مهم نیست
سلام 
خب هر کسی اختیار وب خودشو داره ، به کسی ربطی نداره 
پاسخ:
دقیقا منم همین نظرو دارم
سلام
  • مصطفا موسوی
  • با تمام احترامی که برات قائلم، با نظر اون بنده خدا تقریبا موافقم!
    پاسخ:
    ببین سید ، بذار خارج از شوخی و رک و راست بگم...
    بعضیا چند سال با یه چیزی کار میکنن، فکر میکنن خدای اون چیزن و بابابزرگن و... بعد از یه مدت هم همش دم از این میزنن که ههععیی قدیما چی بود ، الان چیه؟! مثل این پیرمردایی که تا میگی گرونی... میگن مان سال ۵۰ کباب میخوردین یه قرون ، نوشابه هم ده شاهی!! 
    (خب به ..پم که میخوردین)
    اگه قضیه به بابابزرگی و ادعا باشه، منم میتونم ۲۴ ساعت بزنم توو سر همه تون! موقعی که من با اینترنت کار میکردم ، ۹۸ درصد همین بلاگیا بدنیا نیومده بودن! توی نور خورشید بودن! بعضیام توو پیاز بودن. شاید ۹۹.۹٪ مردم هم هنوز نمیدونستن نت چیه؟ ... خب؟ که چی؟ الان من شاخم؟! 
    مگه فک کردی اون قدیم، همون اولین استارت وبلاگ نویسی ایرانیا توی بلاگ اسپات و... ، بلاگر خزنویس نبود؟!!! چند تا خزنویس و مزخرف نویس برات اسم بیارم که بعضیاشون الان معروف هم شدن (البته نه بخاطر نویسندگی) اونموقعا روزانه نویس و چرت و پرت نویس نبود؟ مثلا اونموقع ها محمود دولت آبادی و گلشیری بودن توی بلاگستان؟!
    بابا ایننا همش حرف مفته... هر چیزی عمومیتش بیشتر میشه، خواص توش گم تر میشن. صدالبته که عوام هم به نوبه خودشون حق دارن. همه حق دارن بنویسن... همه حق دارن روزانه و زرد بنویسن. ما باید اونی که دوست داریم رو بخونیم.
    وقتی اون اوایل سیمکارت و موبایل گرون بود، و فقط بزرگا و پولدارا موبایل داشتن ، موبایل خز نبود! الان که بچه دوساله هم موبایل داره، موبایل خز شده؟؟!! نه، ما خز شدیم؟! قانون اینه : هر کی حق داره استفاده بکنه، مگر اینکه به بقیه آسیبی نزنه و اخلال ایجاد نکنه.
    از بلاگ بدتر، تلگرام، از اون بدتر اینستاگرام.... فضاشون حال آدمو بهم میزنه... ولی خب ،، کی گذاشتش کنار؟ ... همین بنده خدایی که ادعای پیرمرد بودن داره، خودش کانال تلگرام زده... مسخره ترین و بی اعتبار ترین رسانه!!! (حتی بی اعتبارتر از اینستا) ... و اینکه با اینهمه سابقه وبلاگ نویسی ، از نحوه پست نوشتنش و لینکهای توو صفحه ش معلومه چقدر بلاگ نویسه! ... مسخره کردن و تحقیر کردن و خودبزرگ پنداری ، هییییچ کاری نداره! اما مث تف سربالاست... بازم یکی پیدا میشه که تورو مسخره و تحقیر بکنه... 
    من میگم یه سفره ای پهنه،، بلاگ، اینستا، تلگرام.... جا برای همه هم هست.... خودمون باید انتخاب کنیم که چی از این بشقاب ،، یا چی از اون آخور بخوریم...

    بعد تعریفش از وبلاگهای زرد هم جالبه آخه! همه رو کرد وبلاگ زرد! خدا از سر توهماتش بگذره :))
    پاسخ:
    مهم نیس
    بعد قرنی یه فیلم خوب معرفی کردی اونوقت نگفتی با کدوم اعصاب بشینیم اینهمه استرس تحمل کنیم؟!
    پاسخ:
    استرس و ادرنالین و... برای قلب خوبه
    انگار همه می دونن درباره کی حرف می زنی جز من
    پاسخ:
    این بنده خدا. منم نمیشناختمش ، ظاهراً موافق مخالف داره.
    هرچند برام مهم نیست 
    باز خوبه به همین چندتا جملاتش بسنده کردید :| :)) 
    البته مرحوم(!) بیشتر مشکلش با زنان بود،کلا با زنان دشواری خاصی داشت.
    @مصطفا موسوی
    شما خودت هم ‌می‌رفتی جزء زرد‌ها دسته بندیت میکرد، اصلا همه زردن مگه اینکه خلافش ثابت بشه :))
    پاسخ:
    منم کلا با اینجور آدمها مشکل دارم :-/
    ما همه زرد بودیم ایشون قهوه‌ای ... بیخیال!

    فیلم رو دیدیم.. فوق‌العاده است... :)
    پاسخ:
    منم خوشم اومد از فیلم. مخصوصا توجهش به جزئیات
    یکی امروز صبح پیام داده بود امروز روز تنبل‌هاست. می‌تونی با خیال راحت تا ظهر بخوابی. گفتم خب دیر گفتی. من صبح ساعت پنج پا شدم رفتم کوه. الان که ساعت سه بعداز ظهره تازه اومدم. هماهنگ نمی‌کنن که. :)))

    پاسخ:
    آخه روز تنبلا رو میندازن جمعه؟؟!!! والا بخدا
    آقاگل، شما از طرف من، میتونی یکشنبه تا ظهر بخوابی بعد بری کلیسا ، بعدش ناهار ساندویچ پورک با شراب قرمز بزن....
    من تا آخر شب کلیسا میمونم،، بیا آخرش پیش خودم اعتراف بکن و بخشش بگیر و برو.
    من نمیفهمم من تو وبلاگ چرت و پرت بنویسم به کی آسیب میزنه که انقدر گیر میدن؟خسته شدیم دیگه بابا
    حالا انگار بقیه تو وبلاگشون اورانیوم غنی میکنن و پالایشگاه طراحی میکنن!
    بابا ایهاالناس یکی از رسالت‌های وبلاگ اصلا همین روزانه نویسیه:/
    من خیلی داغدارم تو این قضیه:|

    پاسخ:
    بالاخره نشر محتوای چرت و پرت که آسیب هم داره گاهی :-)) ولی خب اونجوری نیست که موضع گرفت!
    قبول کنیم کیفیت محتوا در وبلاگ های فارسی خیلی کم شده
    پاسخ:
    قبلا هم کم بوده... بالاخره فضای عمومی همینه دیگه.
    عموما همیشه سعی داریم این و اون رو بکوبیم.
    احتمالا این روزها نون بیشتر تو کوبیدن بیشتره 
    وبلاگ نویسی یه جور روزانه نویسی هست، یک جور تمرین نویسندگی هست و یه جور بیان احساسات، عواطف، نظرات و عقاید هستش.
    و فکر نمیکنم در بیان تعداد خیلی زیادی باشن که خارج از این محدوده بنویسن و نمیشه تعمیم داد به کل بیان و دنیای وبلاگ نویسی 

    پاسخ:
    به نظر منم همین روزانه نویسی و عواطف و نظراته... عادی ام هست.. آزاد هم هست ، نمیشه خرده گرفت
    دم شما هم گرم آزادی حق همه هست.
    اومدن میگن روز تنبلا هست استراحت کن میگم مگه برای غذاخوردن نفس کشیدن خوابیدن توقف و استراحت داریم روز تعطیل توهمه واقعی نیست
    ممنون برای معرفی فیلم.توی ویکی خوندم ماقلبمون ضعیفه غیر ترسناک هم معرفی کنین.
    پاسخ:
    ترسناک به اون معنا نیست،،، فیلمش توانایی خوبی توی ایجاد استرس و دلهره داشت
  • مصطفا موسوی
  • جالبش اینه که با حرفای تو هم تقریبا موافقم و خیلیاش با حرفای اونم تناقض نداره!
    ببین من نمیگم وبلاگهایی که الان داریم زرد نویس خطابشون می‌کنیم نباید باشن! یا این حرفت که تلگرام رسانه‌ی سطح پایین تری از وبلاگ هست و اون بنده خدا هم اشتباه کرده از اینجا رفته اونجا  رو قبول دارم. اما این که بگیم چون همه حق استفاده دارن بذار راحت باشن و هرچی دوست دارن بگن. اما مسئله اهمیتیه که بهشون داده میشه. کی اهمیت میده؟ خود ما!در واقع من دارم شکایت خودمون رو پیش خودمون می‌برم.
    ببین از حرف زدن که دیگه عمومی تر نداریم. همه حق و توانایی حرف زدن دارن. پس چرا بزرگان همیشه گفتن در حرف زدن دقت کنید هر حرفی رو به هر میزان و هر جایی نزنید؟ با این استدلال ها اگه باشه میتونیم بگیم همه همه جوره حرف بزنن هرکی نمیخواد نشنوه! خب چرا باید اینجوری باشه؟ چرا همه سعی نکنیم بهتر، قشنگ تر و مفید تر حرف بزنیم؟!
    ایراد اصلی حرفای اون بنده خدا این بود که افراد رو تقسیم بندی کرد نه نوشته ها رو. یعنی گفت یه سری وبلاگ نویس زرد و خاله زنک داریم که فیلان. در حالی که همه میتونن زرد بنویسن و خاله زنک باشن. میتونن هم بهتر بنویسن. نه این که برچسب بزنیم به افراد که تو زرد نویسی و تمام. فلانی زرد نویس نیست و تمام. نه. همین وبلاگ هایی که بیش از ۹۰ درصد روزمره مینویسن و نه توی اتفاقای روزمره شون زیبایی وجود داره نه توی حداقل نوع نوشتنشون، اتفاقا میتونن خیلی هم خوب بنویسن! کما این که همه از جمله خود اون بنده خدا و از جمله خود من هم میتونیم زرد بنویسیم. اما کدوم میچربه هم مهمه.
    دکتر جان همه ی بحث سر سطح توقعه. تو اگه سینماها پر بشه اژ فیلمای سطح پایین (حتی با بودجه خصوصی) نمیگی خب آزادی دارن بذار بسازن و نمایش بدن و.. به هر حال تو هم اعتراض میکنی چون دوست داری جو پویا باشه تا چیزای بهتری ببینی. نه اسن که از بین انبوهی از فیلمای سخیف بخوای یه فیلم خوبو تشخیص بدی و ببینی که اونم سطحش ناخودآگاه با بقیه فیلما پایین میاد.
    چرا نباید همه سعی کنین تا جایی که میتونیم خوراک خوب به هم بدیم؟
    پاسخ:
    + درمورد حرف زدن،، ببین حرف از دهن در میاد، آدمش مشخص‌ میشه. برای همین خودمم میگم دقت در حرف زدن خیلی مهمه. اما شاید خیلیا اینجا ناشناسن،، شاید چیزایی که به هر دلیلی نخوان حرف بزنن، اینجا بنویسن. مخاطب ها هم اونقدر نیستن معمولا که موجی ایجاد بشه. فضای عمومی همینه. سایت تخصصی علمی یا ادبی نیست که قبل از انتشار، تایید بشه!
    + اها ، اره، نوشته ها رو میشه دسته بندی کرد. و بازم در پایینترین سطح، یه نفر روزمرگی هاشو مینویسه و درددل میکنه و... و مخاطب هم داره! خب؟؟! داره دیگه. اون آدم دوس داره اونجوری بنویسه. من خودم بارها گفتم،، واقعا نوشتنم ضعیفه. نمیتونم توی متن خیلی چیزا رو بفهمونم. ناتوانی منه. ولی خب بهتر حرف میزنم... در هر صورت معمولا سعیمو برای نوشتن میکنم.
    + در مورد سطح توقع هم بنظرم چند تا مورده. مثلا من کتاب زیاد میخونم، فیلم هم زیاد میبینم، سلیقه م هم مشخصه... هر چند وقت یه بار به خارج از سلیقه م هم سر میزنم ، اما بازم بنظرم کتابای (شاید بنظر ما زرد) م. مودب پور و فهیمه رحیمی و سینمای زرد دهنمکی و فیلم افتضاح هزارپا و .... لازمه که ساخته بشه! به ارتقای کیفیت سینما و ادبیات، خیلی معتقدما ،،، اما میگم همین زردها گاهی باعث میشن مردم سمت کتاب و سینما بیان و یه درصدیشون بعدا سراغی از کتاب و فیلمهای بهتر رو میگیرن و باز یه درصدیشون سلیقه شون ارتقا پیدا میکنه و همونطور میمونن... و همین خوبه.
    باید برای تهیه خوراک خوب ، برنامه ریزی بشه،،، و کلاً برای علاقمند کردن مردم به اون نوع خوراک (چه خوب چه زرد) هم برنامه ریزی جدایی بشه. الان فرضا همه فیلمها مثل فیلمای خاص و سطح بالا ساخته بشه، دوساله سینما نابود میشه!
    اتفاقا این پول سینما در جریانه... درامد فیلمای زرد باعث ساخته شدن فیلمای شاخص میشه...
    و درآمد بالای فروش کتابای زرد و پرفروش، باعث سرمایه گذاری روی کتابای سطح بالا و خاص و البته کم مخاطب میشه. 
    این روال همه جای دنیا هست
    + من ادعایی ندارم ولی گاهی خیلی برام سخته که ماهها میگردم و مطلب مستند و بدردبخوری رو جمع میکنم و سعی میکنم بزبون خیلی ساده ای بنویسمش. شاید اینطوری میخوام از خیلی روزانه نویسی ها فرار کنم... نمیدونم
  • سید رمضان حسینی
  • اینجوری که خلاصه داستان می‌گه ظاهرا باید انتظار داشته باشیم موقع دیدنش با هر صدایی از جا بپریم.
    پاسخ:
    :-)) فیلم بدجوری در سکوت میگذره
    آقا سوال آیاروز تنبل ها بود یعنی کسایی که بیشتر عمرشون رو تنبلی میکنند یا روز تنبلی که مثلن امروز همه بگیرن بخوابن


    پاسخ:
    بزرگداشت تنبلهاست؟ نمیدونم... مگه تنبلها مثلا الگو ان ؟ که یه روز ازشون تقلید کنیم؟ :-))
    اصن این روزها رو کی انتخاب میکنه؟
    آقا ما به خود این جناب وبلاگ نویس هم گفتیم، تا الان اصلا نمی دونستیم وجود داره و الان هم رفتنش با بودنش واسه من یکی توفیری نداره. 
    اگر بحث پیشرفت و تکامل هست، آدمی تا نتونه خودش باشه و مدام یک ناظم کنترل گر بالا سرش باشه، هیچ پایه ای نیست که دیوار روش بنا بشه و بالا بره، ضمن اینکه اینجا فقط چهار تا کلمه ست، محدودیت داره و جای این همه تنگ نظری نیست. قدرت انتخاب هم هست و تا دلتون بخواد وبلاگ نویس. دنیا از جایی که ما ایستادیم شروع نمیشه و ختم نمیشه به جایی که ما فکر می کنیم، از دنیای خودتون بیرون بیایید ببینید چقدر بزرگه
    پاسخ:
    ما هم همینطور. کلا منظورم این دیدگاهه که فکر میکنن قدیم فرق میکرد و الان... 
    و همینطور جواب کامنتهای سید مصطفا
    این آقا همون طور که دوستمون گفت با زنها مشکل داره, مشکل اساسی هم داره, اگه زنی یا زنانی     سوزوندنش  ,نمیدونم چرا از همه میخواد انتقام بگیره, خودش از یه زن بوجود اومده, و یه نکته دیگه   ایشون اگه همه رو زرد میبینه خودش چه رنگیه؟ نه تنها بیشتر مطالبش در مورد زنانه که انگاری بیشتر شبیهه زن روز میمونه تا وبلاگ  , خیلی هم از کلمات سخیف و زشت استفاده میکنه, لازم نیست سرک به  همه جا بکشه, هر چند ادعا میکنه که لطف نمیکنه ببینه
    پاسخ:
    نمیدونم. نخوندمشون
    والا بخدا (در تایید مورد دوم)
    اینهمه آدم های بزرگ در طی تاریخ نوشتن و نوشته هاشون بر زندگی هزاران نفر اثر گذاشت، و هیچ زمان غر نزدن که چرا بقیه بلد نیستن بنویسن و بقیه بلد نیستن حرف بزنن!
    حالا این رفیقمون فکر کرده، نبودنش حفره ی خالی بزرگیست در جامعه ی وبلاگ نویس و زندگی بشریت! نمیخوای بنویسی، ننویس، شرِت کم!

    و من در عجبم از تمام اونایی که این پستِ خداحافظی را تو کانال های مسخره شون کپی کردن و ابراز تاسف کردن از این زایده ی بزرگ! پوووووففف! خفه شین بابا

    من عذر میخوام یه خرده بی ادب بودم، خیلی دلم میخواست یکی در این مورد حرف زده باشه تا من هم اکسپرس کنم خودمو.
    مرسی
    پاسخ:
    کانال؟ خب آنفالو بکن :-)

    اکسپرس؟ هوم؟

    آنفالو کردم در دم


    express به معنی بیان کردن و اینا، گفتم حالا با اسم "بیان" قاطی میشه و اینا
    پاسخ:
    :-))
    ینی واضح نبود آنفالو را خودم هم بلدم P-:
    پاسخ:
    بالاخره آدمیزاده دیگه... ممکنه گول بخوره و به فالو کردن ادامه بده
  • مصطفا موسوی
  • دکترجان بحث به درازا میکشه و از حوصله ی بحث خارجه
    اما فقط اینو بگم که ضعیف نوشتن با زرد نوشتن فرق میکنه
    پاسخ:
    ضعیف ، معیار نسبی داره،
    اما زرد نه! 
    هر نوشته ایی مشتری خاص خودش رو داره این دلیل نمیشه چون ما از نوشته ایی خوشمون نمیاد رنگیش کنیم
    پاسخ:
    اوهوم
  • هلیا استاد
  • ولی من کاملا معتقدم کل فضاهای بلاگ نویسی خیلی نسبت به بقیه ارزشمندترن
    فیلم رو هم گذاشتم الان برای دانلود :) با تشکر
    پاسخ:
    منم همینطور :-)
    روز جهانی تنبلا چی بود دیگه، از خواب بیدار شدم بیش از ده پیام تبریک داشتم تخریب شخصیتی شدم :))

    پاسخ:
    :-))
    (((((((:
     اصن قبل از اینکه لینک رو ببینم و پست مورد نظر رو خونده باشم، فهمیدم کدوم فرهیخته‌ای منظورتونه. 
    پاسخ:
    :-))
  • خواننده جدید
  • سلام دکتر جان. من این فیلمو همون روز که معرفی کردید دانلود کردم هرروز هم به اعضای خانواده وعده دیدنشو دادم تا امروز که جمعه بود وقت شد ببینیم... نتیجه کلی این بود که انتخاب فیلم خیلی سلیقه ای تر از چیزیه که من قبلا فکر میکردم. این همه اینجا از نوشته های شما لذت میبریم ولی واقعا سلیقه فیلمی خیلی متفاوته. فیلمه از نظر من وحشتناک بود. بدون کشش بدون قصه باسروته. بدون جزئیات و کلیات. فقط ما به شکل فکاهی با طعم خنده دیدیمش.حس میکردم یه هیچ کامل هست. 😊
    پاسخ:
    :-))
    من که همیشه میگم، فیلم سلیقه ایه. هر چند که ذات هنر ، سلیقه ای نیست. 
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی