روزنوشت های دکتر

آرامش ِ قبل طوفانم را برهم‌ نزنید... بگذارید ناخدا، اینبار هم کشتی را بسلامت بگذراند

روزنوشت های دکتر

آرامش ِ قبل طوفانم را برهم‌ نزنید... بگذارید ناخدا، اینبار هم کشتی را بسلامت بگذراند

آخرین مطالب
  • ۹۷/۰۸/۱۴
    عن
پربیننده ترین مطالب

کسب و کار ۱ (پست صوتی)

پنجشنبه, ۸ آذر ۱۳۹۷، ۰۴:۴۶ ب.ظ

+ بالاخره اولین فایل صوتی درمورد کسب و کار و بازار رو گذاشتم. در این فایل از یه نگاه خیلی کلی به شرایط بازار و کسب و کارهای مختلف و شرایط و کلیات این فضا گفتم.

+ من متخصص کسب و کار نیستم، این پست صرفا مجموعه ای از تجربه ها و تست ها و آموخته هاست که شاید یه کم نامرتب باشه، اما بنظرم خیلی چیزهای مهمی توش هست. 

+ فایل ها رو بصورت پنج قسمت جدا گذاشتم که شاید گوش دادنش راحتتر باشه، اما کل مطلب، پیوسته ست و باید بترتیب کامل گوش بدید.

+ لطفا نپرسید مثلا «من اینقدر پول دارم چیکار کنم؟» یا «من این درسو خوندم ، اینو بلدم ، چیکار کنم؟» ... من که شما رو نمیشناسم و جای شما نیستم. نمیتونم بگم کی میتونه توی چه کاری موفق بشه! فکر کنم خوب توضیح دادم که چه میشه کرد.

+ خیلی خوشحال میشم اگه نظر بدید، اگه توی گفته ها اشکالی داره بگید، شاید اگه اتفاق خوبی بیوفته، بشه پست بعدی رو جزئی تر وارد موضوع خاصی بشیم.

+ این فایل رو راحت ضبط کردم و راحت صحبت کردم، اگه وسطش فکر میکنم، سرفه میکنم ، یا صدای اون وانتیه میاد که بیرون داره عدس میفروشه، دیگه ببخشید :-))


۱_ مقدمه و درس و دانشگاه و تجربه

۲_ بازارهای پرنوسان، دلار ، طلا ، ارز دیجیتال (بیتکوین) ، بورس

۳_ کسب و کارهای آنلاین، یا مبتنی بر شبکه های اجتماعی، تفاوت بازاریابی ها و مجوزها

۴_ کار در بازار سنتی با استفاده از فناوری های نوین

۵_ مافیای بازار ، جزئیات دیگر و پایان


  • ۹۷/۰۹/۰۸
  • دکتر میم

نظرات (۱۸)

  • گمـــــــشده :)
  • خسته نباشید دکتر

    دمتون گرم

    :)

    باشد که قدر بدانم

    پاسخ:
    :-)
    اصلا کلااااا همه چی رو میزاریم کنار
    دکتر صدای خودته؟ چقدر خوبه صدات، دل با صدات دادم
    فقط تند تند  صحبت نکن 😁
    پاسخ:
    😄😄🙈🙈 بس کن باباااا :-)))))
  • سید رمضان حسینی
  • دکتر اینکه یه بازی معرفی کنم که بخشی از توصیه‌هاتو بشه توش تمرین کرد مشارکت مثبت محسوب می‌شه؟
    پاسخ:
    اره خب، بگو 
  • سید رمضان حسینی
  • https://store.steampowered.com/app/591370/Production_Line__Car_factory_simulation/
    این بازیه. درسته که تمش یه کم مهندسی‌طور می‌زنه. ولی با چشم دل ببنیدش مسئله اصلیش شروع و اداره یه کارخونه و فرآیند تولیده و پیدا کردن گلوگاه‌ها و حلشون و گسترش مرحله به مرحله یه کسب و کار.
    قصد داشتم یه پست جداگونه براش بنویسم که خب ان‌شاالله به زودی می‌نویسم.
    پاسخ:
    اره، این بازیا هم خوبه
  • نیمچه مهندس ...
  • خسته نباشی دکتر.چی دنبالت می کرد این قدر تند تند حرف زدی؟:)
    مورد 4 و 5 چقدر خوب بود.چقدر درخته خوشگل بود.اون بز سانن منو یاد هایدی انداخت.حتما میبینم ویدئوشون رو.زمینه ش رو هم داریم.
    سایت میدون رو که دیدم و حین گوش دادن فایل ها همش این یادم میومد که وقتی بچه بودم تو منطقه ی ما همه پنبه می کاشتن.چند سال بعد همه چغندر قند کاشتن و بعدترش گوجه فرنگی و هندونه و یه سال طول میکشید تا به پول شون برسن و هنوزم نمیدونم چرا این کارو میکنن.یکی که میره سراغ چیزی بقیه هم میفتن دنبالش.
    پاسخ:
    :-)
    واقعا تند نبود.. خب ماجرا تعریف میکردم. :-)) 
    اره، بنظرم چند تا کار به همه ایده میده، یکی دیدن پایش و همین سایت میدون. یکی رفتن به نمایشگاهها و دیدن کسب و کارهای جدید
    یادش بخیر اوایل سوم دبیرستان بود که تازه با استارت آپ اینا  آشنا شده بودم . اوف چه ایده های که نداشتیم ولی چه فایده هیچ کدومشون عملی نشد یعنی اون موقعه فک میکردیم ایده هامون زایس و رمقی پیدا نمیکردیم ولی الان همونه شدن ایده کسب کار البته برای ادامه دادنش  دانشم نداشتیم ها همین چند وقت پیش یه ایده درمانی بود با هوش مصنوعی خیر سرمون رفتیم با یه استاد صحبت کردیم که کلا نابودمون کرد ولی ای کاش میشد که کاری کرد صرفا ایده به درد نمیخوره . برای دانش یادگیری هم زمان میبره زمان دکتر برای این راه حل هم دارید  ؟ این که کسی دانش چیزی رو نداره ولی ایدشو داره کجا میتونه بیان کنه ؟ منظورم همفکر اینا نیس ها
    پاسخ:
    خب ببین، اگه بتونی پروژتو مدیریت بکنی، میتونی دانشی که نداری رو استخدام بکنی، البته مراقب هدر رفتن ایده ت هم نشی، 
    این یه روال معموله. که نیرو استخدام بکنی، و باهاشو NDA امضا بکنی، یعنی قرارداد تعهد و عدم افشای اطلاعات
    وگرنه رک و راست، ایده ای که مطرح بشه، دیگه مال خودت نیست
    الان خیلی خیلی مرسی
    همین الان داشتم سرچ می‌زدم دنبال همچنین مطلبی بودم:)
    الان میخوام قسمت به قسمت هی کامنت بدم روم نمیشه🙈:)
    یکم اگه حوصله‌تون میشه درباره‌ی بیوتکنولوژی توضیح بدید,من کل وب رو گشتم چیز بدرد بخوری نیست
    _____________________________________________________
    تو سن ما(بیست,بیست و یک سال)پس انداز داشته باشیم,بریم طلا بخریم خوب نیست؟چون کاری نمیشه راه انداخت و الانم به اون پول نیاز نداریم.بخریم برای چند سال بعد,چون بانک بزاریم ارزشش کم میشه.
    _____________________________________________________
    پاسخ:
    بیوتکنولوژی مربوط به بحث نیست
    اگه طولانی مدت به پول احتیاج نداری و کار دیگه ای نمیتونی باهاش بکنی،، اره، طلا بخر
    این سایت میدون چه قدر خوبه
    درباره‌ی شهرها هم مطلب داره
  • یکى از همین خاموشا
  • یه چیزى بگم اون درخته بود که گفتید، پالونیا، این کاشتش ممنوعه ها:-"
    ولى بازم ممنون ، خیلى فایل خوبى بود، من دیشب هم گوش دادم توجهم به بخش کشاورزى و اون درخته جلب شد رفتم دنبالش دیدم ممنوعه کاشتش


    پاسخ:
    جدی؟ نمیدونستم. 
    البته از اون مثال منظورم اینطور تحقیقها و چیزای جدید توی کسب و کارهای سنتی بود
  • سید رمضان حسینی
  • سلام مجدد دکتر.
    مسئلة!
    اکثر مثالایی که زدید اینطوری بود که یه نفری یه کاری رو درست شروع کرد و کلید کرد روش تا تهشو در آورد و موفق شد. یعنی تمرکز داشتن. درسته؟
    منتها از خودتون که حرف می‌زنید مدام تجربه‌های مختلف دارید. تو یه زمینه‌ای یه کاری کردید بعد رفتید سراغ یه کار دیگه بعد تو یکی دیگه یه کارایی کردید و... این قصه‌ش چیه؟
    قصدم فضولی نیستا. چون خودم آدم نامتمرکزی هستم و زود به زود فیلد و علایقم رو عوض می‌کنم می‌پرسم.
    پاسخ:
    من کارم توی تجهیزات پزشکی و دارو و مواد اولیه داروئه و الان هم بشدت درگیر همین موضوعم.
    اما بخاطر اینکه از بچگی توی دنیای کامپیوتر و اینترنت بودم و همینطور توی جلسات مشاوره و داوری و تحقیقات پارکهای علم و فناوری، بهمین دلیل بشدت درجریان راه اندازی کسب و کار ها و توسعه شون و مخصوصا استارت اپ ها هستم . این موضوع یه مسئله کلیه، توسعه اصولی کسب و کار یا کارگاههای «فناوری در تولید» که گذاشته بودم توی پارک هم درمورد همه کسب و کارها استفاده میشه.

    سلام دکتر،  عالی بود و کلی یادگرفتم. من برق خوندم و 23سالمه  و میخوام برم سمت مهندسی پزشکی و تجهیزات پزشکی(دیدم توی کامنتا گفتین توی این حوزه مشغولید) .از کجا شروع کنم؟ 
    پاسخ:
    سلام، ممنون
    از کار کردن توی یه شرکت تجهیزات پزشکی
    دکتر یبار تو کامنتا به یکی گفتید تو ایران،تو رشته پزشکی همه چیو یادتون نمیدن! خودتون برید دنبالش
    راستش من نفهمیدم منظورتون چیه دقیقا
    ینی منابع قدیمیه مثل رشته کامپیوتر و آپدیت نیست ؟ یا یه چیزایی هست که فقط تو ایران یاد دانشجو نمیدن؟! چیا مثلا؟ خود دانشجو چیکار کنه دقیقا؟
    من الان ترم اول پزشکی م. به قول شما هم هدفم صرفا اسم دکتر و دک و پز نبوده و نیست. علاقه داشتم بهش و دارم هنوزم. دلم میخواد تو رشته خودم تاپ و بروز باشم و نمیدونم باید برم سراغ چی،کجا،چه منابعی،چطور،از کِی...
    پاسخ:
    ببخشید من خیلی ساده میگم، هممون متوجه بشیم ،
    ببین اولا منابع رشته ها که صد در صد قدیمیه
    دوما فقط ایران نیست، خیلی کشورها اینطوریه. ببین اون زیرساختی که درمورد پزشکی یاد میدن خیلی خوب و درسته ها. مثلا قلب ساختار و عملکردش اینطوریه، خون اونطوریه ....
    اما 
    بحث به تاثیر مواد و داروها و روش های درمان که میرسه، اینجا داستان عوض میشه. رک و راست بگم اینجا ۹۰ درصد چیزایی که گفته میشه صرفا تجاریه ، نه اصول پزشکی. یعنی علمی آموخته میشه که مسیر گردش مالی مافیای پزشکی جهان بر اساس اون میچرخه. 
    اینجا باید با توجه به درس های خودتون و بطور موازی ، رجوع کنید به منابع مختلف. شاید ناامیدت بکنم اگه بگم خیلی سخت منابع خوب پیدا میشه. اما دنیای فوق العاده ایه.
    تبریک میگم، ایشالا موفق باشید. :-)
    در راستای جوابتون به کامنت آخری بگم پدرم که سکته کرده بود یکی از پزشک‌ها ده‌تا سوزن براش نوشت که حدودا ۴،۵ سال پیش شد ۴۰۰ هزار تومن، بعد پدرم رو بردیم پیش یه دکتر کاربلد‌تر گفت به هیچ وجه اینا رو بهشون تزریق نکنید، اینا فقط تبلیغات بازاره که یه عده دکتر هم میشنون و تست نکرده تجویز میکنن ولی هیچ اثر خاصی ندارن چه بسا عوارض هم داشته باشن.یعنی همچین دکترهایی داریم تو مملکت!

    پاسخ:
    بعضی دکترا واقعا نمیفهمن،، بعضیا به ما به چشم موش آزمایشگاهی نگاه میکنن
    دوبار گوش دادن
    خیلی ممنون
    امشب با دوستم گوش میکنم و حتما انتقادای خیلی کوچیکم و میگم
    ممنون ک وقت گذاشتید
    عمرتون پر برکت
    پاسخ:
    اره، حتما بگید :-)
    ممنون
    سلام دکتر یه چند تا سوال داشتم :
    اول در مورد فایل خای صوتی واقعا ممنون جالب بودن .اون بز سفید بنظرم خیلی جای کار و بحث داره. پالونیا من 5 سال پیش اولین نمونه شو شمال دیدم می دونین که گیاهی که مناطق شرجی ترجیح میده درسته خیلی سریع رشد میکنه ولی در مورد جنس چوبش اطلاع ندارم دو تا مشکل اصلی داره اول اینکه گل هاش تعداد زیادی حشره جمع میکن بقدری زیاد که مثل فیلم های ترسناک میشه دوم درختی که ریشه های محکم و طولانی داره که عرضی پیش میره یعنی کاملا می تون دیوار و آسفالت خراب کن.
    و در مورد اون اقایی که بهش میگفتین غرغرو من بهش حق میدم اداره هاخیلی اذیت می کنن دقیقا پیر میشه ادم تا یه کاری انجام بشه ضعف مدیریتی شدید هست هیچ دستورالعمل واضح و دقیق دست کم قانونی برای کسب و کارهای نوپا نیست خود من احساس این دارم که دارم روی میدون مین راه میرم هیچ قانونی بهت نمیگن و هر قدمی میخوای برداری باید چند بار کتاب قانون زیرورو کنی.
    دوم سوالم اینکه لطف کنین خودتون توی موقعیت من قرار بدین که بدونم با اطلاعات شما اگه جای من بودین چی کار می کردین؟از اواخر سال پیش من یه شرکتی زدم به اصرار 5 نفر از دوستان که هر کدوم 5 تا تخصص متفاوت دارن و توی 5 تا ارگان متفاوت هستن.فقط بخاطر اینکه نوسانات بازار دیدن و می دونین تعدیلی ها خیلی زیاد بود سال پیش در این حد که یه سازمان 4هزار نفری به 300 نفر رسید و این دوستان من هم چک و قرض و بدهکاری زیاد دارن بجز خودم من فقط بینشون چک برگشتی و قسط ندارم خلاصه اصرار که شرکت بزن ما کار می گیریم.حالا من شرکت زدم با پول خودم و برای تک تک مجوز ها دویدم وقت گذاشتم و هنوز دارم دوندگی میکنم حتی محل شرکت هم رایگانه یعنی ملکی برای یه دوست دیگم که جز اون پنج نفر نیست و من با یه سهم خیلی کوچیک عضو هیت مدیرش کردم فقط برای اینکه اول بیمه نتون اذیت کن دوم ملک رایگانه سوم این دوستم حتی سود هم نمیخواد.حالا من کل امسال برای مجوز ها دویدم انقدر که از کار و زندگی و برنامه های خودم جا موندم و هر مشکلی حل میکنم بازم مشکل هست و برای این شرکت از خیلی از ارتباطاتم استفاده کردم بقدری که بهشون مدیون شدم وگرنه هرجوری حساب کنی برای یه شرکت نمیشه یک ماه حساب باز کرد که اعتبار داشته باشه.حالا مشکل من کجاست اول این پنج نفر قابل اعتماد نیستن رک وروراست نیستن البته هر کدومشون دنبال منفعت خودشه و بعضی وقت ها یه جرقه هایی بینشون هست من باید نقش کاتالیزور داشته باشم آرومشون کنم حالا موضوع اینکه به ادمی روراست نیست چطور میشه اعتماد کرد؟وقتی که همه امضا ها واعتبار با منه
    دوم چیزی مثل نقشه پیش بینی آینده توی این شرکت وجود نداره و فکر نمیکنم بتون وجود داشته باشه
    هر لحظه می تونن بگن ما دیگه نیستیم و بکشن کنار تنها تضمینی که فعلا دارم چک های برگشتیشون که می دونم پول لازم دارن.پس من چطور می تونم روی آینده این شرکت حساب کنم وقتی که می دونم نهایت تا چهار سال دیگه احتیاج مالیشون کم میشه و اگه برن من می مونم و یه شرکت با پوسته خالی و چهار سال از عمرم و سرمایه و اعتبار و اعصابم که اگه همین هزینه رو دلار طلا یا زمین می خریدم بنفعم بود و از نظر زمان می تونستم برم دنبال تخصص خودم چون واقعا کارهای یه شرکت خیلی خیلی زمان بره و حتی اگه زمانی پیدا کنم استرسش اجازه فکر دیگه ای بهم نمیده.بدون نقشه دراز مدت هم میشه جلو رفت؟
    سوم:گفتین مافیا این 5 نفر هر کدوم 10 تا 15 سال سابقه کار دارن و تخصص که من ندارم از همشون کوچیک تر هستم و تخصص این کار هم ندارم علاقه هم به تخصصشون ندارم فقط اطلاعاتم زیاده جای های مختلف من می برن جای متخصص جا میزنن این به کنار بهشون در مورد مافیا میگم بهم میخندن همشون مافیای کارشون میشناسن به من میگن که اونارو دور زدیم یا برای هر کاری انقدر درصد برای بالایی کنار بزار.من خودم مافیا کار نمیشناسم فقط می دونم هستن این قابل قبول هست یا نه؟ منم باید بدونم یا بشناسم یکم می ترسم افراد فرضی بهم معرفی کنن
    چهارم:با بزرگ شدن کار مشکل دارم همین سال اول پروژه گرفتیم که حساب کردم سود نداره هزینه ها با در امد کاملا صفر میشه البته به اصرار من چون اونا حواسشون به مخارج نیست وهیچی نشده هزینه های بیشتری میخوان مثل وبسایت و بروشور وگیفت از طرفی دست کم سه تا کار جدید دارن میگیرن و کارهای دولتی می دونین وقتی ازشون پروژه میگیرین یه ضمانت حسن انجام کار احتیاج داره که معمولا ده درصد از قرارداده و بتازگی بانک برای دادن چک حسن انجام کار اذیت میکن برای همین سازمانها ترجیح میدن با پول نقد کار کنن رک و راست بگم من پول کم می ارم برای هر قرارداد 10 درصد حسن انجام کار و 10 درصد خسارت درصورت انجام نشدن یعنی هر پروژه 100 میلیونی به فرض باید 20 میلیون اماده از قبل بزاری کنار بدون اینکه یه قرون بهت پرداخت کرده باشن.کار داره سرعت میگیره من توان بزرگ شدنش ندارم که البته یه شیب عادیه بنظرم همیشه چند سال اول شیب صعودی تره بازار پر بشه و نزولی بشه مشکل توان مالی منه
    پنجم این کار هیچ بازاریابی نداره کاملا مبتی بر روابط انسانیه که متاسفانه هم عامل خیلی قوی حساب میشه هم می دونی توی هر کاری خطای انسانی خطر بیشتری داره

    حالا شما جای من بودین با اطلاعات خودتون این کار ادامه میدادین؟
    ببخشید انقدر طولانی شد و ممنون

    پاسخ:
    سلام ، خب در کامنتای قبلی هم گفتم، بز سانن و درخت پائولینیا ، یه مثال در مورد ابزار نوین در کسب و کار سنتی بود. نه اینکه حتما اونا خیلی خوبن و ... . اره قطعا باید قبل از کار، خیلی چیزا چک بشه.
    بعدش اینکه من جای شما بودم، از اول همچین شرکتی نمیزدم. ادمهایی که از تعهدشون خبر ندارین ، حتی نباید به عنوان کارمند استخدام کنید، چه برسه به شریک! شما هرچقدر اعتبار جمع کن،، سر پروژه هایی که قراره اونا کار انجام بدن، یا واسطه باشن، یا هر مسئولیتی داشته باشن،، خب خرابکاری، فقط برای تو ضرر میشه. پس آینده ای نداره، و بدون نقشه راه هم هدف ها همه کوتاه مدته،، بعیده به جایی برسه! من جای شما بودم، یا جمعش میکردم،، یا اون افراد رو جایگزین میکردم. 
    ‌شراکت واقعا خیلی خیلی سخت و پیچیده ست.
    سوم: شما شرکتی زدین و عمر و سرمایه گذاشتین روی حرف چند نفر که فقط یه چیزی گفتن..! و تعهدی ندارن! و ممکنه این وسط از بی اطلاعی شما هررر سواستفاده ای بشه. مثلا وقتی خودت مستقیما مافیا بازارت رو نمیشناسی،، سر یه قرارداد ۳۰۰ میلیونی،، یکی بیاد بگه اون بالاییه ۵۰ میلیون خواسته،، تو مجبوری این پولو بدی بره. چون کسی رو نمیشناسی، چون حتی نمیدونی این مافیا واقعا ۵۰ میلیون خواسته یا نه؟! چطوری به این ۴_۵ نفر همکار، اعتماد نداری و فکر میکنی ازت سواستفاده نمیشه؟!!!!
    چهارم: حالا که توش افتادی،، و میدونم این روال چطوریه. بنظرم تنها راه اینه که یکی مورد اعتماد و قوی در زمینه کنترل هزینه ها و قراردادها بذاری بالاسر کار. و همینطور خودت در جریان جزئیات باشی. اگه یه مشکل پیش بیاد، همه میرن پی زندگی خودشون... فقط تو میمونی و بی اعتباری و ضررها. حالا سود نکردن توی کارای اول زیاد مهم نیست،، اما برنامه ریزی حداقل برای کارای بعدی وجود داشته باشه... اینکه چطور هزینه ها پایین بیاد و چطور امنیت قراردادها بیشتر بشه.
    ایشالا موفق باشین. الان بنظرم قطع کردن کار، ضرر بزرگتریه. میشه مدیریتش کرد. خودت برو توی همون ارگانها که تو رو با اسم شرکتتون بشناسنت. و بدونن رییس کیه
    خیلی خیلی ممنون از نظرتون واقعا عالی و مفید بود لطف کردین وقت گذاشتین خوندین.
    اره خودمم می دونم اشتباه کردم سر زدن این شرکت که نتیجه کمبود تجربه بود.من تازه به این افراد نرسیدم توی کارهای قبلی متعهد بودن همین الان هم بهشون بگم همه چی تکذیب می کنن یا میگن پایبند هستن یا متعهد هستن یا حتی روراست ولی بازم مشکلی پیش بیاد یاموردی باشه برای حل کردنش فقط خودم هستم ارتباط افراد داخل یه شرکت خیلی فرق داره تا اینکه چند نفر کاری شراکتی انجام بدن.و فکر میکنم شرایط سخت مالی خیلی افراد عوض میکن مخصوصا افرادی که خیلی مقروض هستن یا چک و سفته دارن.من از اول فکر می کردم روراست هستن و قبلا بودن ولی توی این یک سال چندین بار بهم ثابت کردن که اعتمادی بهشون نیست.
    افراد قابل جایگزین نیستن چون کار افراد میگیرین به واسطه آشناهای خودشون.من شرکت توی این زمینه زیاد دیدم که ورشکست شده چون نمی تونستن کار بگیرن بازاریابی عمومی یا اینترنتی هیچ تاثیری روی کار گرفتن نداره فقط یه سری سازمان هستن پروژه های این مدلی بین آشناهای خودشون پخش میکنن برای شرکت های خارج از این الگو هیچ کاری وجود نداره.
    بله درست میگین بنظر خودم هم آینده ای نداره این بعد یک سال فهمیدم.خودم هم فکر کردم بهتر جمعش کنم ولی فکر کردم بهتر اول ضرر امسال و سال بعد جبران کنم یعنی به اندازه این دو سال سود جمع کنم بعد ببندمش که نمی دونم فکر درستی هست یا نه؟
    واقعا پیچیدس
    سوم: خودم همین مشکل دارم از اول با من مشکل مافیا مطرح نکردن بعد 6 ماه و گرفتن کار اول به من میگن مافیایی هست مجهول که اونم درصد میخواد و به ما اعتماد کن می دونم برای بودن مافیا راستش میگن ولی اینکه معرفیش نمی کنن یا اینکه چقدر میخواد  فکر نمی کنم روراست باشن به حدی که اول میخواستم تا اخر امسال شرکت ببندم
    چهارم: برای کنترل هزینه ها کسی مسولیت قبول نمی کن برای مدیریتشون حتی حسابدار شرکت فقط یه دوستی دارم مسول قراردادهای یه سازمان دیگه اس مشکل داشته باشم زنگ میزنم از اون کمک میگیرم ولی توی شرکت های کوچیک همین طوری نمیشه یکی استخدام کنی برای یه کار خاص متخصص هم نمیاد برای جای کوچیک کار کن.شرکت خیلی کوچیکه این اعداد خیلی بزرگه.اعتبار میشه جبران کرد ولی ضرر ها ترسناکن.یه برنامه ریزی های کمی دارم ولی همشون کوتاه مدته.هرجوری حساب میکنم حتی اگه ادامه بدم سه یا چهار سال بعد احتمال فروپاشی داره.می تونم از سال دوم تا چهارم سود کنم بعد جمعش کنم یا سال دوم جمعش کنم؟

    این همفکری خیلی برام ارزش داشت بازم ممنون

    پاسخ:
    خب شرکت شما مثل شرکتهای پیمانکار شهرداریه. که صرفا بر اساس روابط ، پروژه میگیرن و خارج از این حوزه عملا بیکارن و بازاریابی دیگه ای نمیشه کرد. اما معمولا پروژه های رابطه ای سود خوبی دارن. اما بدیش اینه که مافیاهای ارگانی چند سال به چند سال عوض میشن.
    به نظر من چند تا کارو میشه روش فکر کرد، 
    یه حالت بد اینه که الان دوسه تا پروژه بگیری و ضررو جبران بکنی و تموم.
    یه حالت بهتر اینکه خودت هم برای قرارداد و پرس و جو و کارها بری توی اون ارگانها و آدمها رو بشناسی، قراردادهایی که میگیرین، براتون رزومه میشه. بعد از یه مدتی، میشه آدمها رو هم دور زد، مثلا با رزومه قوی و چند تا اشنایی کوچیک و سابقه کار خوب. این حالت بعد از سال ۱۴۰۰ بدردت میخوره. بعد از انتخاباتها، سازمانها و ارگانها زیر و روو میشن. اونموقع تغییر روابط پیش میاد و رزومه ت قابل بررسی تره
    ممنون از ویس هاو تجربه هاتون که در اشتراک کذاشتین خیلی خوب بود
    پاسخ:
    خواهش میکنم
    ممنون بابت اطلاعاتی که وسط گذاشتی.
    اون قسمتی که گفتی:غر زدن و اذیت کردن و.... اخ که جقدر من اطرافم میبینم.
    من هم کارم ایجاد کسب وکار هست و تقریبا صحبتهایی کردی طی جلسه دوم برای افراد بیان میکنیم.ولی این غر زدن مردم تمومی نداره!
    فکر میکنن باید روز اول فرش قرمز براشون پهن بشه و یک تخت بالای اتاق و بخوابن و یکی باد بزنتشون و پول پارو کنند..
    مثالهای متنوعی زدی که خیلی خوب بود و دوست داشتم و به کارم اومد.ممنون
    خیلی خیلی ممنون بابت وقتی که گذاشتی:)
    پاسخ:
    :-)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی