روزنوشت های دکتر

کفارهٔ شرابخوری های بی حساب ... هشیار در میانهٔ مستان نشستن است

روزنوشت های دکتر

کفارهٔ شرابخوری های بی حساب ... هشیار در میانهٔ مستان نشستن است

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

نماز قفلی

يكشنبه, ۲ خرداد ۱۳۹۵، ۰۵:۲۱ ب.ظ

باز توی جاده، توی اتوبوس خواب بودم. مثانه بشدت از یک ساعت پیش آلارم میداد! ساعت ۵:۱۵ صبح، ارتفاعات گردنه های جاده فیروزکوه، دمای هوای منفی ۱۹۳ درجه زیر صفر کلوین نگه داشت، واسه wc و نماز.

حقیقتش من موقع نماز صبح ها توی راه ، معمولاً خوابم و بیدار نمیشم. اما اگه بیدار باشم، سعی میکنم بخونم. 

حالا فکر کنین توو اون هوا، آب سرد، دست و صورت خیس، بدن تازه از خواب پاشده و افت فشار!

بچه ۱۰ ، ۱۱ سالش بود. باباش میگفت احمد بجنب دیگه ، چقد کندی! ... بچه میلرزید و مغزش قفل بود! تازه توی نمازخونه، سردتر از بیرون بود، دستها به فرش میچسبید!!

آخه پدر من، چه کاریه؟ حالا گفتن بچه رو از بچگی صبح ها آروم صداش بکن که به بیدار شدن صبح عادت بکنه، اما الان لازم نبود بچه رو به مرز سکته بکشونی بخاطر نماز صبحی که لازم نیست بخونه!

من خودم خاطرات فوق العاده کمدی ای از نماز صبح های یه جای خاص، توو یه دوره خاص از بچگی دارم و یخ حوض شکستن و ترس از حاج حسین برای نماز صبح و پیچوندن های زیر کرسی و... :-))  و هر بار با اون جمعی که بودیم، مرورش میکنیم، تا حد کبودی میخندیم :-))

اما این سرما و از خواب بیدار شدن و لرزیدن و سکته کردن بچه، قطعاً خاطره خوش و جالبی براش نخواهد بود!


  • ۹۵/۰۳/۰۲
  • دکتر میم

نظرات (۵)

فردا پس فردا که نماز بهش واجب شد ، نخوند ، باباش بهش میگه : مگه من لقمهء حروم بهت دادم که نمیخونی ؟!

اگه صلاح میدونید اون خاطره ها رو با ما مشترک شید :)

شاد باشید :)
پاسخ:
والا
بااین روایت یاد سفر دوستانه خودم به شهرکرد افتادم وسط تابستون ،نصفه شب ما با پتو رفتیم دستشویی از فرط سرما
پاسخ:
شهرکرد آره همیشه سرده :-))
بچه بیچاره!
خنده در حد کبودی هم اصطلاح جالبی بود:)
پاسخ:
:-
تا حالا از خنده کبود نشدی؟ :-))
  • بلاگر کبیر ^_^
  • آقا خوب بجای تصویر سازی از بچه ی مردم برامون از اون خاطره های کبود کننده بنویس :)
    پاسخ:
    خاطراتش تصویریه :-) باید نقش بازی کنم، ببینی :-)))
  • رها مشق سکوت
  • من عاشق نماز صبحم، بچه که بودم بین خواب و بیداری صدای نمازخوندن بابام رو میشنیدم و بیدار میشدم و همیشه برام حسِ خنکای دمِ صبح و اون صدایی که میشنیدم حسِ خوبیه

    برای این بچه ناراحت شدم :(
    پاسخ:
    کلاً اون تایم، تایم خوبیه :-)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی