روزنوشت های دکتر

به هیچ آیینه ای باج نمیدهم، که دست به تصویرم ببرد. من این چروک ها را... مفت بدست نیاورده ام

روزنوشت های دکتر

به هیچ آیینه ای باج نمیدهم، که دست به تصویرم ببرد. من این چروک ها را... مفت بدست نیاورده ام

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

یاران حلقه

پنجشنبه, ۷ مرداد ۱۳۹۵، ۰۴:۵۲ ب.ظ

گفته بودم گروههای دوستی زیادی دارم. همه عالی و متفاوت از زمین تا آسمون! 

اما این گروه، ناهمگون ترین و بزرگترینشان است. گروه ۲۳ نفره ای که از حدود سه سال پیش طی دو اتفاق بزرگ و مشترک، دور هم جمع شدیم و روابط روز بروز دوستانه تر و نزدیکتر و قشنگتر شد. تقریبا یه روز در میون اکثر افراد گروه در جاهای خاصی، همدیگه رو میبینیم.

اسم این گروه رو «یاران حلقه» میزارم.

بزرگ ِ گروه، دکتر دندانپزشک ۵۵ ساله ایه که چند سال پیش همسرش فوت کرده و بچه هاش سالهاست که از ایران رفتن. کوچکترین عضو گروه متولد ۷۵ ه و همه پسر! من از نظر سنی نفر هشتمم. به خاطر حضور دکتر بزرگ، توی گروه به من میگن ممد :-)

از چند دکتر و وکیل و سپاهی و مدیر شهرداری توی گروه داریم تا اکثریت معمار و بازاری و دانشجو و کارگر و حتی چند عضوی که اگه چند روز خبری ازشون نشه، باید به وکیل گروه بگیم که استعلام بگیره ببینه کدوم کلانتری گرفتنشون! تا اگه بشه برای آزادیشون کاری بکنیم! :-)

اینجا ۹۹٪ گروه کتاب نمیخونن، کپی رایت که معنی نداره و برای خرید فیلم و موزیک، پول نمیدن و دانلود میکنن . پشت چراغ قرمز عابر پیاده نمی ایستن. اکثر موتورسوارها گواهینامه و مدارک ندارن.

اما هیچ حرفی از گرایش مذهبی کسی زده نمیشه، و هیچ تعارفی وجود نداره. همه میدونن که اینجا هر حرفی بدون تعارف زده میشه و ناراحتی ها مستقیماً گفته میشه و حل میشه.

من و ۲۲ نفری که هرنفر برای خودش قصه ای داره و شخصیتی. و همه زمین تا آسمان با هم فرق دارن و خیلیها از بیرون که نگاه میکنن، مدتها به دلیل این جمع شدن فکر میکنن.

روابط بخاطر مدت زیاد باهم بودن ها و شناختن ها بوجود اومد و هرکی مخالف بود، خودش بیرون میرفت!

حرف اول گروه، روابط دوستی و معرفتی بین بچه هاست. هیچوقت کار هیچ کسی روی زمین نمیمونه. هیچکس چه از نظر مالی ، چه کمک برای کارگری ، چه کار حقوقی یا پزشکی یا علمی و چه برای دعوای دسته جمعی، کارش لنگ نمیمونه. اینجا کسی زیرآب نمیزنه، غیبت نمیکنه، تهمت نمیزنه، یعنی شاید جرئت نمیکنه :-)) همه به حرف کسی که در اون زمینه قبولش دارن، بی برو برگرد گوش میدن. من مدتیه که فیلم انتخاب میکنم و میبرمشون سینما، یا سفر. البته برای کارای مربوط به اینترنت و گوشی و کامپیوتر هم بمن مراجعه میشه و همینطور داروها و بعضی وسایلی که گیر نمیاد! :-)

این گروه لعنتیه بشدت ساده و بی پُز و باهوش، که حتماً درمورد بعضی آدمهاش بعداً مینویسم، خوب گروهیه. منه بشدت رفیق باز، از حفظ همه گروههای دوستیه کاملاً متفاوتم احساس امنیت زیادی میکنم. احساسی که همه میکنن.


کتاب ارباب حلقه ها، قسمت حرکت یاران حلقه به سوی موردور :

«درب ورودی تونل بسته است و معمایی برای ورود به آن حک شده است. رمز ورود اینست "سخن دوست بگو و وارد شو" به زبان الفی آن را می گوید ولی درب باز نمی شود. همه کلافه شده اند، پس از دقایقی فرودوی باهوش معما را حل می کند و درب باز می شود. رمز ورود دوست است! کلمه "دوست" »


  • ۹۵/۰۵/۰۷
  • دکتر میم

نظرات (۱۸)

  • فاطیما کیان
  • رفیق خوب همیشه نعمته :)
    من یکم دور و برم یک سالی میشه خلوت شده ولی از اینجایی که آدم رفیق بازیم باز هم برای خودم یکی چندتا دوست ردیف کردم که بتونم بکشمشون شرق و غرب این استان سبز و زندگی کنم و تنها نباشم
    هدف برای جمع اوری همچین اعضای خفنی برای یک گروه دخترونه از همین الان کلید خورد :)) , منتها یک چیزی توی ما زن ها هست که ازارم میده , تا ازدواج میکنن میرن گم میشن توی افق ! دیگه تا تهش رو خودتون بخونین من چندتا گروه دوستی رو با ازدواج اعضای عزیز از دست دادم !
    پاسخ:
    آره، حرف نداره.
    راست میگی، ازدواج داستانو عوض میکنه، پسرا هم بعضیا با ازدواج غیب میشن
    موفق میشی ;-)
    چه اکیپ خوبی :)
    همین که همه میتونن تفاوت ها رو بپذیرن باعث شده کنار هم بمونین :)
    پاسخ:
    اوهوم :-)
    سلام
    از دو خصوصیت این گروه خوبتون خوشم اومد 
    + کار کسی لنگ نمی مونه
    + تهمت و ... وجود نداره
    و مهمتر از همه اینکه کنار هم خوشحالید و احساس امنیت می کنید...
    منم به شدت نیاز دارم به چنین جوّ و حس و حال....
    حیف که دور برم چنین اکیپی از نوع زنونه ش  پیدا نمیشه :(
    بر قرار باشید...
    حالا جدا ازین مباحث توی این گروه جامع و کاملتون کسی از حقوق پزشکی چیزی میدونه؟!!!
    من لیسانس حقوق دارم و ارشدم میخوام حقوق پزشکی بزنم ولی اطلاعاتم محدوده!!!
    ؛)

    پاسخ:
    توو این اکیپ نه.
    اما توی اکیپای دیگه... اونم نه :-)
    قاضی دارم... باید بپرسم
    من از تفاوت آدم های گروه و باهوش بودنشون و بی تفاوتیشون به قوانین خوشم اومد و همچنین بامرام بودنشون:))
    مشتاقم ماجراهاشون رو بخونم:)
    پاسخ:
    باهوش بودن باعث باهوش تر شدنه جمع میشه
    خوش به حال اونی که متولد 75 هست...
    پاسخ:
    جدیدترین عضوه
    چون جدیده بیچاره رو خیلی اذیتش میکنیم :-))
    1-این گروه چه جوری ساخته شده؟ منظورم اینه که من چجوری میتونم یه همچین گروهی پیدا کنم؟ :))) آغا بخدا کپک زدم از تنهایی،یه مشت دوست بی بخار! به هر کی میگم بیا بریم سینما یه بهانه میاره.بعد بعضیا هم که وضع منو نمیدونن میگن تو چرا تنهایی میری سینما؟
    2- این همون گروهیه که به زور خونشونو کردین تو شیشه؟ :))
    3-من به شدت علاقه مندم با یه دکتر دندون پزشک پولدار تو یه گروه باشم :))))
    4- من برای شما خوشحالم :)

    پاسخ:
    ۱- شروعش از دوتا اتفاق،، یکیش فوتبال و والیبال مشترک توی سالن بود. دومیشو نمیگم.
    ۲- بله :-))
    ۳- اتفاقا یه دوست دیگه ای (خانوم) هم میگفت من سن بالا دوس دارم. حالا چه دندونپزشک، چه وکیل، چه بیزینس من! مهم پولدار بودنشه :-))
    ۴ - ممنون
    برای من به شدت رفیق ناباز حتی فکر کردن به همچین گروهی هم هیجان انگیزه
    منم دوست دلم خواست از وقتی اومدم شیراز حتی یه دونه هم ندارم


    پاسخ:
    شهر که عوض میشه سخته. دوسته خوب پیدا کردن هم واسه من که حساسم، خیلی سخته
    سلام
     از اول تا آخر این پست، یه حس خیلی خووووب داشتم، وسطاااش که یه لبخند پت و پهن روی لبااام اومده بود.
    دوستیتون برقرار گروهِ "یاران حلقه"
    پاسخ:
    :-) ممنون
    همون دومی رو که نگفتین اصل کاریه :))))
    یواشکی در گوشم بگین:)))
    رفیق سن بالا داشتن که خیلی خوبه،حالا خارج از شوخی میگم ولی واقعا من دوست دارم دوستام از خودم بزرگتر باشن،کاری به پولشم نداریم.این دندون پزشک پولدار که گفتم از جهت وضعیت سلامت دهان و دندانم بود:))))))
    من دیدگاهم با اون خانومه کااملا فرق داره 
    پاسخ:
    :-)))
  • دختری به شدت معمولی
  • چه جمع خوبی ایشالا همیشه برقرار باشه

     خیلی دوست دارم اینجور رفاقت هارو اما متاسفانه تو جمع خانوما خیلی نادر اینجور ارتباط ها به وجود بیاد

    پاسخ:
    ممنون
    آره، کلاً این جمعها سخت جمع میشه
    سلام
    باورم نمیشه هنوز وبلاگ نویسی میکنی
    ادرس وبلاگ گاد رو گم کردم
    نداریش!؟
    پاسخ:
    رضااااااا :-)
    خب همینجا بودم دیگه... بعد از بلاگفا که آدرس اینجا هم داشتی!!
    از گاد خبری ندارم، اما میکروب گاهی میاد اینجا
    میکروب میاد اینجا
    ولی بهم سر نمیزنه !
    نمیدونم چی شد حال و هوای گاد رو کردم
    آدرس وبلاگشو ندارم
    گم و گور شده
    نه فقط خودش
    همه گم و گور شدن :(
    ولی بازم باورم نمیشه وبلاگ نویسی میکنی!
    پاسخ:
    :-| باورت شد؟
  • رها مشق سکوت
  • حتی برای منی که از اولشم زیاد اهل دوست و رفیق نبودم و الان دیگه کلا همون یه ذره هم در من از بین رفته، این گروه جذاب و دوست داشتنی بود
    چقدر خوبه که با وجود تفاوت ها همه با هم کنار اومدن و حرفها وناراحتی هاشون رو به هم میزنن و حل و فصلش میکنن

    پاسخ:
    اکثر آدما توی گروهام اینطورین.
    اما اینا با اینهمه اختلاف سن و شخصیت و تحصیلات و گروه خونی، اینطورین ، خیلی خوبه :-)
    ببین چند نفر اومدند از تنهایی گلایه میکنند یکیش خودم بعد شما گروه های دوستی زیادی داری؟ خوب برادر یکم صرفه جویی بنما
    پاسخ:
    :-))
    خب دوست پیدا کن، دام پهن کن
    فکر کردم دوران وبلاگ نویسی تموم شده
    اگرم تموم نشده داره نفس های اخرو میزنه
    لطفا به میکی جونت بگو اگر اومد
    که ادرس وبلاگ گاد رو بده .
    یا حداقل ایمیلی چیزی
    پاسخ:
    از این فکرا نکن 
    باشه
  • گمـــــــشده :)
  • منم از این گروه ها موخوام.
    دخترا رو راه نمی دین؟
    :|
    پاسخ:
    توو این گروه نه :-) نمیشه
  • در مسیر شدن
  • آقا دمتون گرم
    چه باحالین شماها
    =====================
    Wow ...!
    پاسخ:
    ;-)
    ( اینجا دارن اذان میگن . ان شاءالله شما و همسر عمری با عزت و صحت داشته باشین و دلی خوش و عاقبتی بخیر. )

    + این آقای دکتر ۵۵ ساله ای که گفتین همون آقایی هستن که تو پست پرنده نگاری چند روز پیش با عنوان رئیس قبیله اسمشون رو آوردید ؟
    + نمیدونم چقدر اهل دوست و رفیقم. دور و برم خیلی خلوت نیست اما بیشتر همکارن و آشنا ( فکر کنم بیشتر همدیگه رو تحمل میکنیم تا برای هم رفاقت کنیم. 
    + سخته آدم تو این سن مجبور شه اعتراف کنه در واقع هیچ وقت دوست واقعی نداشته حتی یه نفر اما یه چیزی رو بیشتر دلم میخواست داشته باشم . اینکه بتونم با آدمایی که اینهمه ممکنه تو هر زمینه با من تفاوت داشته باشن برخورد داشته باشم و از این برخورد و ارتباط راضی باشم. چطوری میشه همه رو هضم کنی و تحمل کنی و خود خودت باشی و  برخورد دوستانه داشته باشی ؟ ( دوست دارم در این مورد بیشتر ازتون بپرسم اگه اجازه بدید . )
    + سراغ پست قبلی که رفتم گفتم اینجا که کامنت بذارم میخوابم اما یه جوری حالم گرفته شد که حس میکردم یه چیزی داره خفه م میکنه . خوبیه اینجا اینه که میشه همه چیز و کنار هم پیدا کرد حال خوب و حال بد کنار هم :-) 

    پاسخ:
    نه نه، این دکتر، یه دندونپزشک پاره وقته، ۳_۴ ساله میشناسمش. صمیمی نیستم با این. طلاق گرفته و بچه هاش خارجن . فوق العاده ساکت و آروم و بی سر و صدا. زیاد سر به سرش نمیذاریم. بزرگ ماست :-)
    اما اون دکتر پرنده نگری، دوست ۲۰ ساله ست :-)) جدی. 
    نمیدونم، شاید سعی میکنم با هرکی دوستمه نزدیک باشم. فارغ از پز و درامد و شغل و مدرک و شهر محل تولد و مناسبات اجتماعی و... چه درمورد پایینتر از خودم و چه بالاتر از خودم. میدونی چی میگم؟ آخه معمولا فکر به همین چیزا گاهی جدایی میندازه.

    + خداکنه مفید باشه.
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی