روزنوشت های دکتر

به هیچ آیینه ای باج نمیدهم، که دست به تصویرم ببرد. من این چروک ها را... مفت بدست نیاورده ام

روزنوشت های دکتر

به هیچ آیینه ای باج نمیدهم، که دست به تصویرم ببرد. من این چروک ها را... مفت بدست نیاورده ام

پربیننده ترین مطالب

مجاری شفاف

دوشنبه, ۱ شهریور ۱۳۹۵، ۰۱:۳۴ ب.ظ

دوستان من، عزیزان من،، وقتی در یه مکان عمومی مثلاً یه رستوران یا سفره خونه میخواید برید سرویس بهداشتی، و اگه مجبور شدین از آفتابه بجای شلنگ آب استفاده کنید، داخلشو یه نگاه کنید، بوو کنید، ببینید چی داخلشه؟!

که بعد که روتون نمیشه به خانواده تون بگید، دوستاتون مجبور نشن ساعت ۵ صبح ببرنتون بیمارستان!

امروز ، ما چندین مصدوم و کشته دادیم،،، یک نفر مصدوم به خاطر سوختگی مجاری ادراری، بوسیله اسید ِ چاه بازکن و وایتکس :-))

و چهار پنج نفر هم کلیه درد و گردن درد و پارگی عروق، بخاطر خنده زیاد در بیمارستان :-))


  • ۹۵/۰۶/۰۱
  • دکتر میم

نظرات (۲۳)

  • فاطیما کیان
  • وای :)))))))))))))))))))
    من الان نمیتونم جلوی خنده ی بلندم رو بگیرم دیگه وای به حال دکترها و کادر بیمارستان :))))
    پاسخ:
    سر صبح، همه خوشحال شدن :-))
    پس کلی روز پزشک برای کادر بیمارستان هپی شده
    :))
    پاسخ:
    بچه ها به فکر دکترا و پرستارا هستن دیگه. میگن باهم نخندیم، به هم بخندیم :-))
    جدی که نمیگین؟؟؟ ://
    بیچاره :((


    پاسخ:
    کاملا جدی
    اما به خیر گذشت
    اون کشته ها :))))
    پاسخ:
    خودم الان توی بخش مثانه بستری ام. کنترلم رو از دست دادم :-))))
    روز پزشک مبارک
    پاسخ:
    مبارک همه پزشکا :-)
  • © زهـــــرا خســـروی
  • نمیدونم بخندم یا گریه کنم/: 
    پاسخ:
    دوستمون به اندازه کافی گریه کرد. ما هم به اندازه کافی خندیدیم :-)) 
    بقول معروف خدا روشکر عمو، عمه نشد.
    وحشتناکه...
    به نظرتون اگه دست این دوستتون بع باعث و بانیش برسه چه کارش میکنه؟!!!
    پاسخ:
    شوخی نبوده! کارگرها آفتابه رو پر از اسید چاه باز کن و وایتکس کرده بودن که کف سالن و دستشویی ها رو تمیز کنن و توی چاه بریزن و...
    روال کار همیشگیشون بوده :-)
    این دوستمون تنبلی کرده، چون شیر آب یه کم خراب و سفت بوده، گفته آفتابه هستش دیگه ... :-))
    من نگران اون دوستانی ام که دچار پس لرزه سانحه شدن!:)))
    پاسخ:
    متاسفانه دونفر از شدت خنده رفتن توی کما :-))) 
    منم الان دم غروب مرخص شدم :-D
    پس اگه روال عادی این بوده تقصیر خودشه!  در عوض نگران نباشه یه جورای واکسینه شد در قبال انواع باکتری ها و میکروب ها :)))

    پاسخ:
    آره دیگه :-) 
    البته اون بیچاره دیگه به آب لوله کشی هم اعتماد نداره
  • نیمچه مهندس ...
  • فک کنم تا سالها از بی اعتمادی فقط از دستمال استفاده کنه!
    پاسخ:
    :-))
  • نیمچه مهندس
  • واااای!دکتر
    پیوندهای روزانه چقدر خوب بود.من قبلا وبلاگ سرمه رو میخوندم ولی مدت ها بود فراموش کرده بودم.چه خوب شد لینکشو گذاشتید.
    ممنون
    پاسخ:
    ;-)
  • ام اسی خوشبخت
  • روزتون مبارک :)
    خیلی خندیدم اما واقعا وحشتناکه.
    پاسخ:
    ممنون، مبارکه پزشکا باشه،دوستان لطف دارن بما میگن قاچاقچی تجهیزات و دارو :-)

    میتونست وحشتناک باشه، اما خنده دار شد :-)
    وااااااااااااااااااااااااای :)))))
    بیچاااره!!!
    وای چه باحال گفتین که خوبه عمو عمه نشده :)))))))))))))))))))))))))
    پاسخ:
    :-)))))
    یا خدااااا :)))) دکتر خوب شد گفتیاااا ....

    من بد ترین خاطره ای که از دستشویی دارم اینه که زمستون رفتم تو حیاط یه جایی دستشویی شیلنگ برداشتم دیدم کلش یخ زده کنده شد ، دیگه خلاصه مصیبتی کشیدم تا بیام بیرون
    پاسخ:
    شانس آوردی آفتابه نبوده :-)
    حواست باشه سر کار مخصوصا دستشویی میری ،، اونجا مواد شیمیایی زیاده. بالاخره گاهی ظرف کم میاد :-)
    وای چقدر وحشتناک O_o 
    پاسخ:
    =_=
  • آقاگل ‌‌‌‌
  • این بنده خدا دیگه خیلی بدشانس بوده! خخخخخ
    مثل اینکه بین 100هزارنفر ورزشگاه یک کبوتر بیاد دقیقا بالا سر تو و .... پس شد آنچه شد بشه!
    وای خدا فک کنم این حادثه چندتا مصدوم و کشته هم بعد خوندن پست شما داده باشه.
    خخخخ
    پاسخ:
    :-))) بدتر از ورزشگاه آزادی ، منو دوستم سر نماز صبح، توی مکه، روبروی کعبه نشسته بودیم، وسط این صد میلیون آدم، یه کفتر اومد و بارشو خالی کرد روی سر رفیقمون :-)))
  • هولدن کالفیلد
  • وای خدا :|
    :))))))))))))))))))))))))))))))
    پاسخ:
    :-)))
    ولی من خیلی دلم سوخت براش:(
    پاسخ:
    گناه که دااشت... ولی خب خوب شد :-D
  • رها مشق سکوت
  • آآخی بیچاره، احتمالا ازین به بعد کلا دچار فوبی آفتابه بشه D:
    پاسخ:
    :-)) شده دیگه
  • بلاگر کبیر ^_^
  • وای خیلی باحال بود :|

    بنده ی خدا :)))
    پاسخ:
    :-))
    وای خدا دکتر :))))))))))))))))))))))))))))))))))
    با جمله ی اخر ترکیدم
    پاسخ:
    :-))
    یا خداااا😂😂😂😂
    پاسخ:
    :-)
  • سعید یگانه (جاوید)
  • حالا اون مصدوم اول یه چیزی
    ولی بقیه مصدوم ها خیلی نامرد بودن !!!
    :-))
    پاسخ:
    :-))
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی