روزنوشت های دکتر

به هیچ آیینه ای باج نمیدهم، که دست به تصویرم ببرد. من این چروک ها را... مفت بدست نیاورده ام

روزنوشت های دکتر

به هیچ آیینه ای باج نمیدهم، که دست به تصویرم ببرد. من این چروک ها را... مفت بدست نیاورده ام

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

ثروت کاغذی

يكشنبه, ۲۸ شهریور ۱۳۹۵، ۱۰:۱۰ ب.ظ

بدلایلی دوست نداشم توی این بازی شرکت کنم، اما شرکت کردم، راستش عکس کتابخونمم تاحالا هیچ جا نذاشته بودم و بجز چند تا از دوستام کسی ندیده بود. مهم هم نیست. خودم به دقت، سانسورهامو اعمال کردم :-))

این کتابخونه رو خودمون (من و همسر) طرحشو زدیم و ساختیم و نصب کردیم و حالا هم جا کم آوردیم و باید سه چهارتا دیگه باکس بسازیم تا بقیه کتابهای توی کارتن مونده و خونه مامان اینا و جانشده رو جا بدیم.

اینم نتیجه سالها کتاب خریدن و کتاب دزدیدن و دهها کتابی که اینجا نیست ، چون ازمون دزدیدن یا خودمون دادیم رفته...

خبر دارین که: «اهدا الکتابُ افضلُ الکرامات و دزدی الکتاب، حلالٌ کعنّهو شیر مادر » 

هرچند که همسر با بخش اول این حدیث شدیداً مخالفه :-))



اینم محتوای هر قسمت :

یک  دو  سه  چهار  پنج  شیش  هفت  هشت  نه  ده  یازده  دوازده  سیزده


  • ۹۵/۰۶/۲۸
  • دکتر میم

نظرات (۳۱)

  • گمـــــــشده :)
  • وااااااااااااااای عشق منو کذاشتی بالاخره
    :))))))))
    بیا بغلم عشقم. حیف جون نداره وگرنه الان با سر می دوید
    دی:
    می گم یه ماه اینو امانت بدین. من با همسر کنار میام. چیکار داری شما آخه. مشخصا کتابای سانسور شده شو می خوام
    :))))
    پاسخ:
    دقیقا چیو امانت بدم؟ :-)
    سانسور؟ ها؟! :-)
    کتابخونه خوشگلی دارین :))
    من توی این بازی شرکت نمیکنم 
    پاسخ:
    ممنون
  • گمـــــــشده :)
  • دکترررررررررر شما هری پاتر رو هم خوندی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    :|
    دکتر همه شونو خوندی؟
    زوال کلنل منتشر شده؟ ممنوع النشر نبود؟
    پاسخ:
    وقتی اولین جلد هری پاتر منتشر شد من اول یا دوم راهنمایی بودم و کتابو هدیه گرفتم. مسلما کتاب اونقدر قوی بود که یه نوجوون بهش وابسته بشه. من و دوستم با هم کتابا رو میخریدیم و مشترک میخوندیم. و این روال انتظار نوشتن و ترجمه و چاپ هر هفت جلد از کتاب، تا سال دوم دانشگاه حدودا طول کشید! :-\ دیگه باید میفهمیدم بزرگترین بمب ادبیه قرن جدید، آخرش چی میشه؟! :-) 

    همشونو قطعا نه، ولی اکثرشو.. و بعضیا باید بارها مراجعه کرد

    زوال کلنل اینجا ممنوع الچاپه. توی آلمان چاپ شد. اینجا مجید کتابی (بزرگترین دلال کتابهای سیاه و نایاب جهان) کتابامو برام پیدا میکنه :-)))
    چهره خرد و تجربه هم که اون وسط غوغا میکنه...
    پاسخ:
    نه نه.. اشتباه نکن،، صدای خرد و تجربه پشت دوربینه. اون عکسه مرد بزرگه 
  • هولدن کالفیلد
  • هری پاتر؟ :|
    تو اگه گوشیت تخیلیه چه جوری با برنامه picsart کار میکنی هان هان هان هان؟
    پاسخ:
    چیه مگه؟ تو نخوندی؟ البته الان دیگه وقتش نیست (جواب کامنت اول به گمشده)

    بالاخره یه تبلت پیدا شدد توو این خونه ، آخه با اسم فایلا چیکار داری تو؟!
    چه خوبه این کتاب خونه :) 
    پاسخ:
    :-)
  • گمـــــــشده :)
  • سوال بعدی این که اون عکسه کیه رو یکی از قفسه هاس؟
    پاسخ:
    مرد بزرگ رو نشناختی؟!
    رابرت دنیرو :-) 
    شما با سانسورچی ها صدا و سیما نسبتی دارین؟:دی
    پاسخ:
    نه. :-)
  • هولدن کالفیلد
  • معلومه نخوندم هری پاتر رو ، بلا به دور!
    دیگه اینجوریاس که آدمی لو میرود دیگر :))
    پاسخ:
    لو چیه؟! تو الان خجالت نمیکشی که دوران کودکی و نوجوانیتو بدون خوندن شاهکار قرن جدید ادبیات نوین، گذروندی؟! معلومه که الان نباید بخونی! اما یه نوجوون  باید بخونه!
    چرا سانسور کردین؟مگه چیان؟:دی
    دکتر واقعا اون حدیث که نقل فرمودید رو باید قاب گرفت زد به دیوار:))
    عالی هستن کتابا،چه پیپ قشنگی هم دارین:دی
    پاسخ:
    آخرین جمله تمممم :-))))))))
    من سنم از سیگار گذشت، به پیپ روو آوردم :-))
    خوشحالم و ممنون که لطف کردید و بازی کردید. از معرفی این همه کتاب حیف بود محروم باشیم :)
    کتابای تاریختون، کتابای تاریختون، خیلی وسوسه برانگیز بودن... هنوز محوشونم. اونایی رو که نخوندم هم لیست کردم حتما بگیرم.
    بازم ممنون ممنون :)
    پاسخ:
    خواهش میکنم :-)
    تاریخیام تازه ناقصه :-\
    ممنون از شما برای شروعش
    اون لاک پشت رو منم دارم ^_^ خیلی دوسش دارم :دی
    پاسخ:
    :-))
  • آقاگل ‌‌‌‌
  • طرحش خیلی خوبه.
    اینم جزء همون کارهایی بوده که خودتون اجراش کردین دیگه؟
    .
    با خانمتون در مورد حدیث موافقم با اجازه تون. :))

    پاسخ:
    طرح و ساخت کتابخونه برای ۴ سال پیشه
    آوردیمش خونه جدید . نصبش بسیار سخته :-\

    کتاب دلبستنی نیست! باید خوند و عوضش کرد
  • بلاگر کبیر ^_^
  • هوووم چه باحاله..
    باکس ها جدا جدا زده میشن به دیوار؟
    فکر کنم برای ماها که اسباب کشی میکنیم اینجور کتابخونه ای خیلی خوبه .

    عکس رابرت عزیزمم که اونجاست :)

    از اون لاکپشتها منم دارم اسمش فریبرزه ^_^

    من که دلم نمیخواد به کسی کتاب بدم :( بخدا هر کی برده یا به زور پس گرفتم یا کلا پس نیاورده..
    پاسخ:
    آره اینطوری میشه با خوت ببریش
    کتاب مث آب روونه! وقتی بره دیگه رفته
    داشتم به یک اتاقُ نصفی پُر از کتاب نامزدم فکر می کردم.
    + و این که آیا بهم اجازه می ده تو خونه مشترکمون اینجوری کتاباشُ باکس بندی کنمُ با مجسمهُ عروسک تزئینشون کنم!
    +. آخه کتابای اون از زمین تا سقفه اونم تو هر ۳ طرف دیوار چیده شدنُ اندازه یک گونی هم وسط اتاق مطالعه ش هستُ تازه تو اتاق خواب خودشم هر چی می بینی فیلمُ کتابُ فکر کنم بعدا با چند تا وانتم نتونه اونا رُ از خونه پدری به خونه عشقولانگیُ مشترکمون منتقل کنه. : /
    + یکی از نگرانی هام سروسامون دادن به کتابهاشه. آخه اون دوست نداره کتاباشُ اینجوری دکور کنم. : /
    پاسخ:
    مگه فله ای خریده که اینطوری چیده ؟!
  • رها مشق سکوت
  • به به چه عکس خوبی، چه کتابخونه ی قشنگی
    کتابخونه ی منم باکسیه ولی به دیوار نصب نمیشه و ایستادست، حسن اینجور کتابخونه ها اینه که ادم هر وقت نیاز داشته باشه، میتونه بهش اضافه کنه
    الان یه مدته که قفسم پر شده و باید برم بخرم و فرصت نمیکنم
    من که تو عکسا زوال کلنل رو ندیدم، ولی تو کامنت ها خوندم الان، برام جالبه که تونستین تهیش کنید 
    پاسخ:
    ممنون :)
    آره ، توی عکس شماره 9
    البته اصلشو اگه هم گیر بیاری، خیلی گرون میدن. 100 به بالا
    اما کپی شده و صحافی شده خیلی تمیز و مرتبش رو میشه قیمت خوب گیر آورد. هر کی بخواد میتونم براش بخرم
    نه اتفاقا فله یی نمی خرهُ  نمی خونه. بیشتر گزینشی می خونه.
    + ولی از ۱۶ سالگی ش کتاب می خریده. الانم که ۳۲ سالش هست یک اتاقُ نصفی کتاب داره. خیلی هاشم به من هدیه داده ولی خُب تموم نمی شن که.
    + و اون کتابا اصلا دکور بردار نیستن. : /
    دکور برای کتاب های زیر ۱۰۰ جلد یا یکم بیشترُ کمتر هست. نه اون همه که یک کتاب فروشیُ جواب می ده.
     ++لیستتون برام جالب بود. از شریعتیُ نهج البلاغهُ قرآن داشتید تا فوئنتسُ مارکزُ تغذیهُ ورزش.
    + نمی دونم مسابقه هست یا همین طوری دلی این پُستُ گذاشتید؟
    . شاید منم ازش بخوام از کتاباش عکس بگیره بذارم تو وبلاگ.+ شایدم از فیلمای خودم. کلا برام جالب بود. : - ))
    پاسخ:
    اولش نوشتم که،، یه دعوت وبلاگی بود از طرف دوستان، با همین عنوان
    چقدر زیبا و چه خلاق :))
    پاسخ:
    ممنونم :-)
    سلام دکتر
    واقعا ایده خوبی بود کتابخونه اما خب همونطور که فرمودین سخته جابه جاییش
    کتابهاتون خیلی خوبن تعدادی از اونها رو خوندم,بقیه رو میخونم سرفرصت
    ممنون
    موفق باشید
    پاسخ:
    سلام
    ممنونم :-)
    با اجازه، من عاشق خانومتونم و این سلیقه خوبشون :) 
    پاسخ:
    :-))
  • ستاره باران
  • عجب کتابخونه خوبی :)
    پاسخ:
    :-)
    هری پاتر مال بچه ها یا نوجوون ها تنها نیست . منم هر هفت جلد رو دارم . هنوزم گاهی دلم تنگ یه تیکه هاییش میشه میرم میخونم .
    ولی کلا با ایده ی این مسابقه به شدت مخالفم ..


    پاسخ:
    بنظر من سن و سال و عقل آدمای بالای ۲۰-۲۲ سال دیگه باید وقتشو روی چیزای مهمتری بزاره. مگر اینکه محقق و استاد ادبیات باشه!
    منم مخالفم
  • نیمچه مهندس
  • هری پاتر:|
    15 سالم بود از کتابخونه ی مدرسه یه جلدشو گرفتم خوندم.شبا عین چی میترسیدم.بقیه ی جلداشو نخوندم.شبا حس میکردم دالبدامور(یا هرچی.الان اسما یادم نیست) الانه که بیاد سراغم بکشه منو.الانم فیلمای ترسناک نمیبینم و کتاب ترسناک نمیخونم.
    +دکتر چطور میشه کتابای طولانی و چند جلدی رو خوند؟مثل جنگ و صلح.یه روشی بفرمایید
    پاسخ:
    یه جاهایی مثل زندان... براحتی کتابای بزرگو میشه خوند :-)
    من... «صدسال تنهایی» رو خوندم :-)
    1. میدونستید دزد که به دزد بزنه شاهدزده ؟؟:)))) 
    2. جمله ی بالا مفهومی بود 
    3. من اون مجسمه انجل رو میخوام :|
    پاسخ:
    شاهدزد زاییده نشده هنوز :-)

    ۳. مردم دنیا خیلی چیزا رو میخوان :-)
    زیر قفسه شماره ی ۶ آلبوم تمبر نیست؟ فکر کنم خیلی قدیمیه،تو خونه ی پدری یکی شبیه این هست
    پاسخ:
    :-) آره دقیقا سه تا آلبومه تمبره و خیلی قدیمی
  • ام اسی خوشبخت
  • طرح کتابخونه و شیوه سانسور جالب بود :)
    پاسخ:
    ممنون، اما شیوه سانسور چی بود؟!
    اون عکسه؟ اون سانسور نیست! پشت اون یه باکسه در داره، توش دوربین و... ایناست. سانسورا کلا نیست :-)
    انقدر کتابخونه تون مرتبه که من عمرن روم نمیشه از کتابخونه ام عکس بذارم!
    پاسخ:
    خجالت کشیدم! :-( ببخشید، شرمنده :-
    مرتب بودنش تقصیر همسره
    ای بابا! من باید خجالت بکشم نه شما :)
    پاسخ:
    کتابخونه خجالت نداره، چه مرتب ، چه درهم ریخته! :-)
  • نیمچه مهندس
  • دکتر یعنی میگین برم یه کاری کنم بعدش بیفتم زندان؟:) نظرتون چیه برم خبرنگار شم؟؟؟
    +من جنگ و صلح رو از کتابخونه گرفتم و یه ماه هم دستم بود ولی نتونستم بخونم.نثرش سخت بود به نظرم.تازه اینی که من گرفتم دو جلد بود و بنا نوشته ی مقدمه ی کتاب این دو جلد خلاصه شده ی کتاب اصلیه:| فکر کنم یه سالی طول بکشه خوندنش برای من.تندخوان نیستم.
    پاسخ:
    منم تندخوان نیستم. جنگ و صلح رو یکسال و نیم خوندم. جنگ و صلح سمبل و نمونه توصیفه! توصیف مکانها و آدمها و اتفاقات، به بهترین نوع ممکن.
    خبرنگاری خوبه، احتمال زندان هم داره :-)
    چه کتابخانه دوست داشتنی دارید:)
    شکل چیدمان کتاب ها و موضوعاتشون خیلی شبیه کتابخانه من:دی
    دو نفره هاتان برقرار دکتر:))
    پاسخ:
    اااا،، ما که هنوز نچیدیمشون ، فقط فعلا کتابا رو پاشیدیم توی قفسه ها تا بعد :-D
    ...
    اما نه، ترتیبش خیلی هم هوشمندانه ست. کار من هم نیست :-)
    ممنون :-))
    لاااااایک
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی