روزنوشت های دکتر

به هیچ آیینه ای باج نمیدهم، که دست به تصویرم ببرد. من این چروک ها را... مفت بدست نیاورده ام

روزنوشت های دکتر

به هیچ آیینه ای باج نمیدهم، که دست به تصویرم ببرد. من این چروک ها را... مفت بدست نیاورده ام

پربیننده ترین مطالب

راحتی در سایه

پنجشنبه, ۲۹ مهر ۱۳۹۵، ۱۱:۱۸ ب.ظ

داشتم راز تلخی رو درمورد کتاب های ممنوعه که دستفروشهای انقلاب میفروشن، بهش میگفتم ... که گفت: «گراز عوضی، چرا گفتی؟ میزاشتی با حماقت خودم حال میکردم. الان دیگه نمیتونم مثل قبل با خیال راحت کتاب بخونم»


#آگاهی و #سختی


  • ۹۵/۰۷/۲۹
  • دکتر میم

نظرات (۲۶)

چه راز تلخی؟ :) 
پاسخ:
تلختر از چیزی که فکرشو بکنی!
  • مینا بهین
  • هاهاها
    تا حالا نشنیده بودم کسی بگه گراز:)))
    خیلی جدید بود
    پاسخ:
    خیلی هم جدید نبود
  • گمـــــــشده :)
  • راست می گه خب
    اما حالا گه گفتین راز سختشو هم برای ما فاش کنید دیگه
    پاسخ:
    تجربه میگه واسه کسایی کتاب میخونن، خوب نیست :-|
    واقعا آگاهی خیلی دشواره...
    تازه شروع رنج هاست
    پاسخ:
    دقیقا در بسیاری از موارد
  • اسپریچو ツ
  • گراز باکمالات هم داریم؟
    یا اساسا گراز در این مقولات میگنجد؟ ایا صرفا گراز خالی منظور رو نمیرسوند؟
    :دی
    پاسخ:
    این چه حرفیه؟ گرازها کلاً باکمالاتن،، شاید یه چندتایی توشون عوضی پیدا بشه!
    برای جواب بقیه سوالات، این پست رو بخون
    عه موضوع چیه؟ :|
    پاسخ:
    موضوع جالبی نیست
    رازی که گفته شه دیگه راز نیست 
    پاسخ:
    اینم درسته دیگه
    انگار بار سنگینی رو دوش آدم میاد، یاد دیالوگ معروف فیلما افتادم که میگن هرچی کمتر بدونی راحتری :))
    پاسخ:
    آره والا،
    آسمان بار امانت نتوانست کشید، قرعه کار بنام من دیوانه زدند. :-|
  • بلاگر کبیر ^_^
  • هر که او هوشیار تر, رخ زرد تر...

    دونستن یه سری چیزا سخته واقعا :(
    پاسخ:
    ماشاا...
  • آقاگل ‌‌‌‌
  • بگشا این راز را یا دکتر!
    پاسخ:
    شاید خیلیا بخوان راحت باشن :-|
    یس ، آی اگری ویت آقا گل ، پلییییز سی تو آس 

    اوووه نووو ، وات هپند ؟ وات ایز دت دنجر سکرت ؟ 

    😎😎😎😎😹😹😹😹
    پاسخ:
    بیل میرم
    در ِ گوش ِ منم میگید؟
    پاسخ:
    درگوشی باشه
    جریان چیه؟ ؛-)
    پاسخ:
    جریان بازار سیاه کتاب های ممنوعه و کمیابه!
    من کتاب نمیخونم، خیالتون راحت! واقعا نمیتونم تصور کنم چه رازی میتونه درباره کتابای ممنوعه! اینقدر تلخ باشه؟ 
    پاسخ:
    برای کتابخونا تلخه
    همون درگوشی و اینا هم اگه میشه بگید... 
    منم دوست ندارم خیلی پیزا رو بفهمم
    جدیدا اینطوری شدم
    دیگه از فهمیدن و دونستن خستم
    جماقت خیلی خوبه
    پاسخ:
    خیلی خوب میکنی. با این وضع تایپ کردنت... :-))
    من شنیدن رازهای واقعی هرچند تلخ رو ب حماقت های شیرین ترجیه میدم ...
    پاسخ:
    منم گاهی همینطور
  • فاطیما کیان
  • دکتر من اینجا هم یک نیمچه بازار مخفی کتاب پیدا کردم ! فقط تو یک روز خاص بساط میکنه ولی کتاب هایی داره که هوش از سرم میبره , جالبه هم بدونی جرئت خریدن شون رو ندارم :|
    و نمیدونم چرا !
    پاسخ:
    از مغازه هایی که کتاب نایاب مطمئن کار میکنن، بخری، بهتره
  • خانم لبخند :)
  • گراز :| :)))
    پاسخ:
    :-)
  • نار خاتون
  • توبه کن دکتر...الله ایز لاوینگ توّابین...والاع
    پاسخ:
    گفتن حقیقت توبه نمیخواد! 
    گرچه من از رسته دائم التوابینم
    بیل میرم 

    ینی چی ؟! ( آیکون چشمای متعجب)
    پاسخ:
    یعنی نمیدونم.. نمیفهمم

    منم دوست دارم بدونم حتما .اون جام زهرو بده سر بکشیم بره:دى
    پاسخ:
    :-)
  • آقاگل ‌‌‌‌
  • بیا دم گوشم بگو. بقیه ناراحت نشن و راحت باشن دکتر
  • منتظر اتفاقات خوب
  • هر که او بیدارتر پر دردتر..
    پاسخ:
    والا
    خدارو شکر من اهل خوندن کتابای ممنوعه نیستم
    درسته که آگاهیه و سختیش ولی میشه به ما هم اون راز تلخ رو بگی ؟
    پاسخ:
    گفتم
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی