روزنوشت های دکتر

به هیچ آیینه ای باج نمیدهم، که دست به تصویرم ببرد. من این چروک ها را... مفت بدست نیاورده ام

روزنوشت های دکتر

به هیچ آیینه ای باج نمیدهم، که دست به تصویرم ببرد. من این چروک ها را... مفت بدست نیاورده ام

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

از علائم حال خیلی خوب یا خیلی بد؟!

شنبه, ۱ آبان ۱۳۹۵، ۰۵:۴۸ ب.ظ

+ دیشب غذا پختم، شرایط سخت بود، غذام یه کم خام شد!

اونقدرر به روم آورد! :-| تا حالا فقط یه بار یه نفر دیگه اینقدر به روم آورده بود!! ۱۵ سال پیش، حمید (داداشم) سرباز بود و من دبیرستانی. تنها بودیم. زنگ زد، گفت برنج بپز، من تن ماهی میخرم. اولین باری بود که برنج پختم، شبیه گِل و ملات بنایی شد. گذاشتم جلوش، یه قاشق خورد... توی تخم چشام نگاه کرد و گفت: رییدی!

- از همون موقع استارت جدی برای آشپزی زدم :-|


+ خواب میدیدم دست و پامو بستن، یکی داره با لگد میزنه پشتم! از خواب پریدم، بیدار بودم، توی اتاق... اما عوضی هنوز داشت میزد! ... دوباره خوابیدم که ببینم کدوم عوضی ای بود که بعد از بیدار شدنم هم ول نمیکرد!! توی خواب که دست و پام بسته بود، اما گفتم برم توی بیداری گیرش بیارم و حالشو جا بیارم!


+ گیج و منگ شدم! دیروز با یکی صحبت کردم و آخر ِمکالمه این بود که اون گفت : «پس خبر از شما...»

الان دارم یه ساعته فکر میکنم، من چه کاری رو باید پیش ببرم و چه خبری رو در چه موردی، به کی بدم؟!!! اینهمه مجهول!


  • ۹۵/۰۸/۰۱
  • دکتر میم

نظرات (۱۵)

:))))))
اوج هنر نمایی آقای ما نیمرو ی هم زده س ! البته من چون هم از نیمرو ی همزه بدم میاد هم از ویران هایی که توی آشپزخونه به بار میاره ترجیح میدم کلا توی خونه غذا نپزه :))
پاسخ:
دلشو نشکن :-)) آشپزی حال بعضیا رو خوب میکنه
:))) چقدر رک هستن برادرتون😁😁

فکر کنم‌ م.خ بهتون نرسیده دکتر 😁
وگرنه آلزایمر تو این سن خودشو نشون نمیده
پاسخ:
ما کلاً خانوادگی رک ایم :-)
اتفاقا م.ب. رسیده :-))
  • آقاگل ‌‌‌‌
  • چی پختین دکتر که برادر اینجوری توصیفش کرده! :)))
    فکر کن حتی از آش سربازی هم بدتر بوده به عبارتی.

    پاسخ:
    نه بابا، مثل غذای چینیا بود دیگه :-)
    اتفاقا داداشم جاش خوب بود، اونجا غذاهای خوب میخورد، بدعادت شده بود :-)
    من نخوام کاری رو بکنم انقدر بد انجامش میدم که بهم نگن دیگه... آشپزی جزو این دسته ست:))
    فکراتو بکن بهم خبر بده پس...منتظرم :دی
    پاسخ:
    بیچاره شوهر :-)))
    منتظر نباش، یادم اومد :-)
    جالبه با این نقد تخریب کننده شما از آشپزی زده نشدین و برعکس جدی تر هم شدین!

    حالتون متاسفانه تعریفی نداره و هر لحظه رو به وخامت میره...
    متاسفم :دی
    پاسخ:
    اصلاً استارت موفقیتهام همون بود :-)

    یعنی چند روز دیگه زنده ام؟ 
    وای دادشت عالی بوده=))))
    خیلی مختصر و خلاصه،مفهوم رو رسونده
    پاسخ:
    :-)) حالا اینقدر شدت عمل هم برای تربیت لازم نبود! ولی خب...
    من الان شیفته اون توصیف برادرتون هستم اصلا نیازی نیست کسی اونجا بوده باشه همین یک کلمه گویای همه چیز هست!!
    انتقام خوابتون رو از کسی که شما رو مورد کتکاری قرار میداده حتما بگیرید


    من الله توفیق
    پاسخ:
    :-)
    انتقام :-)
    دوست ندارم اینو بگم اما همین امروز و فردا کارای عقب مونده تون رو انجام بدین... -__-
    ما هم حلالتون کردیم :'(
    پاسخ:
    من همیشه آماده ام :-) بارم بسته ست
    پس خبر از شما ..
    پس یکی منتظره خبره ..چه بد ...انتظار کشنده است ..
    پاسخ:
    پیداش کردم :-) خبر دادم :-)
    باید یه رشته ی دانشگاهی بذارن به اسم آشپزی تو شرایط سخت و امکانات کم.
    درینحد چلنجینگه :))
    حالا شما باز هم ازین نقد سازنده استفاده کنید و برید برای المپیک :دی
    پاسخ:
    :-)  دارم تمرین میکنم واسه جام جهانی
  • بلاگر کبیر ^_^
  • آفرین به داداشت :)
    والا با یه کلمه درهای پیشرفت رو به سمت شما باز کرد..
    کلا شما مردا جنبه ی انتقاد پذیریتون تو آشپزی کمه هااا. من تا یه چیزی میگم فورا میگه اصلا دفعه ی بعد خودت درست کن :|
    خودتونو اصلاح کنید بابا جان :)
    پاسخ:
    :-)) خب بهم برخورد دیگه
    دکتر پس اونهمه عکس میبینیم از هنرنماییاتون چی؟ همش شوآف؟! :دیییی
    پاسخ:
    توجه نکردی دیگه! خاطره برای ۱۵ سال پیشه!
    و استارت آشپزی من :-)) که نتیجه ش الان شده اون عکسها
    منم اولین بار که برنج دم کردم روزی بود که جز من و برادرم کسی خونه نبود. و من یادم رفت توی برنج نمک بریزم خخخ آخر سر که میخواستم برنج رو از رو گاز برداردم فهمیدم. مجبور شدم نمک رو تو آب حل کنم و بریزم رو برنج. وقتی براش بردم گفت خوبه فقط نمیدونم چرا نمکش ماسیده
    پاسخ:
    همینطوری با نمکدون میپاشیدی روش :-)
    مورد داشتیم اومده برنج بپزه برنج رو ریخته تو تاوه سرخ کرده....
    البته الان که اینترنت اینقدر رایج شده اشتباهات در اشپزی هم کم شده.
    پاسخ:
    :))
    وااااای خدا یعنی تا این حد؟؟؟!!! نمی دونی واقعا؟:)))) خیلی باحالی 
    پاسخ:
    خب آره دیگه، تا این حد :-)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی