روزنوشت های دکتر

به هیچ آیینه ای باج نمیدهم، که دست به تصویرم ببرد. من این چروک ها را... مفت بدست نیاورده ام

روزنوشت های دکتر

به هیچ آیینه ای باج نمیدهم، که دست به تصویرم ببرد. من این چروک ها را... مفت بدست نیاورده ام

پربیننده ترین مطالب

مرد بزرگ

سه شنبه, ۲۱ دی ۱۳۹۵، ۰۱:۰۱ ب.ظ

برای من، توی هر مجموعه ای، کتاب ارزشمندی، فیلم بزرگی یا تیم ورزشی ای ، همیشه یه مرد ِ بزرگ وجود داره.

مثلاً مجموعه هری پاتر، مرد ِ بزرگ ِ من «لرد ولدمورت» بود! هرچند که شخصیت منفی بود، اما جذاب و کاربلد بود، بزرگ بود.

یا بچه که بودیم کاتون فوتبالیستها میدیدیم، مرد بزرگ برای من «تارو» بود :-) خخوب یادمه اون کارتونو با استرس میدیدیم، اما وقتی توپ دست «تارو» بود، خیالم راحت بود :-) از اینکه «تارو» ماهره، توپ رو لو نمیده.

یا مثلاً رابرت دنیرو، کلاً مرد بزرگه. توی هر فیلم و نقشی که بازی کنه، در هر صورت مرد بزرگه! آدمی که کارشو بلده. بقول کیارستمی «تنها کسی که میتونه بیننده رو به هر نقش و شخصیت و اوضاعی قانع بکنه، دنیرو ئه»

مثل بابام، که تا وقتی بود، خیالم راحت بود...

امروز اونجا بودم، کاری ندارم هرگروهی چی شعار میداد،، کاری ندارم که رهبر توی ذکر نماز میت کدوم جمله ها رو گفت و نگفت،، توجه نکردم که یهو آخر نماز، اون گوشه سالن چیشد،، مهم نبود که لای جمعیت فوق العاده شلوغ، له شدم...

فقط رفتم برای تشییع یکی از مردهای بزرگ، از اونایی که تا وقتی که توی زمین بود، چه توپ دستش بود، چه نبود، خیالمون کمی راحت بود.

چه زمان جنگ، چه تنش های بین المللی، چه رام کردن عربستان سرکش...

گاهی از بودن و موندن بعضیا اونقدر خوب و خوشیم که یادمون میره مرد بزرگ، پیر شده بود! دلم گرفت از فوتش، و بیشتر گرفت از آدمهایی که دانسته و ندانسته، هرچی شنیدند و فکر نکردند و گفتند و هیاهو کردن.

خدا رحمت کند...


  • ۹۵/۱۰/۲۱
  • دکتر میم

نظرات (۲۵)

خدارحمتش کنه...
  • دچــ ــــار
  • وقتی توپ دست «تارو» بود، خیالم راحت بود :-):)
    خدا رحمتش کنه...😞
    خدا رحمتشون کنه و عاقبت همه رو به خیر.
    پارازیت: من عااااشق تارو بودم. کارتون فوتبالیست‌ها رو دنبال میکردم به نیتِ دیدنِ اون... :|


  • پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
  • روحش شاد
    بنده نسبت به کمترین شکنجه ای که ایشون متحمل شدن احساس دین میکنم و احترام قائلم و دوسشون دارم و مثل شما ناراحت هستم اما میشه بفرمایید مثلا تو قضیه ی مک فارلین چه جوری وجود ایشون خیالتونو راحت کرده؟
    پاسخ:
    اولاً چرا نگران باشیم وقتی از ریز ماجرا خبری نداریم؟!
    قضیه مک فارلین هم مثل صدتا قضیه دیگه، قتلهای زنجیره ای، ماجرای انتخابات مجلس چهارم، صلح و پایان جنگ توی سال دوم جنگ عراق ، و... خیلی قضیه های دیگه اونقدر زیر و بم و جزئیاتی داره که خیلیا هیچی ازش جز یه داستان کلی (که هرطرف به نوبه خودش تعریف میکنه) نمیدونن. تازه باز من حداقل بخاطر چندسالی که تاریخ معاصر و خوندم و توش بودم و به آدمها و خیلی ماجراها دسترسی داشتم ، یه درصد بیشتر از خیلیا میدونم. 

    ایشون خدمات بسیاری داشتن, خدا رحمتشون کنه,اما اشتباهات بسیار و اثرگذاری هم داشتند که باز خدا وند قلم عفو بر خطاهایشان بکشد  
    پاسخ:
    قبول دارم. بالاخره انسانه، معصوم از گناه و اشتباه که نیست. اما مهم اینه که اشتباهاتش هم با نیت شر نبود!
  • روح‌الله (در دستان لرزان باد)
  • اراده‌ها معطوف به قدرت است آقا، راست و چپ و بالا و پایین هم نداره. جای اینها بنشانید درخت بنظرم
  • خانم آلفا
  • به پچ پچ های مردم که گوش می‌کردی همش حرف از نگرانی برای اینده بود...
    من اهل سیاست نیستم کلا سرم تو زندگی روزمره خودم و اطرافیانه منتها واقعا از این اتفاق ناراحت و شوک شدم  و یه حس هراس گرفتم.بعضی ها حکم ستون های نامرئی رو توی زندگی آدم  دارند
    شما امروز با دوربین حرفه ای مشغول عکاسی نبودین احیانا؟
    پاسخ:
    نه بابا، مگه توی خبرگزاری کار میکنم؟ :-) 
    در ضمن مگه منو دیدی؟ ۵۰۰ تا عکاس بود! :-)
  • بانوچـ ـه
  • خدا رحمتش کنه...
    فقط امیدوارم باز توطئه های غرب کار دست ملت نده و دو دستگی ایجاد بشه...
    الان دیگه وقت همدلیه...

  • پـامـ ـوک
  • هنوزم باورم نمیشه. وقتی یادش میفتم چشمام تر میشه. چقدر سوء استفاده شد از مراسمش. :(
    میگم من خیالم از واکی بایاشی راحت بود. بچه بودم فکر می کردم شوهرم باید این شکلی باشه :دی
    اگه یه مروری کنید خواهید دید که تاثیر انسانهای بقول شما بزرگ خیلی بیشتراز آدمهای عادی ست, پس ایشون خیای بهتر از من وشما میدونستن, سخن و دستور رفتارشون چقدر میتونه جریان ساز باشه, خیلیها بودن و بعدها دیگه نبودن, تاریخ رو ورق بزنید مشاهده کنید, بزرگی وقتی بزرگیه که درد مردمتو بفهمی توی کاخ مرمر نشستن و ماشین آنچنانی سوار شدن بزرگیه؟اگه میگین از راه حلاله!! چرا این امکان برای ما فراهم نشد که باغ پستمونو اونقدر وسعت بدیم که با هواپیما بتونیم مشاهدش کنیم, نه برادر من این مرام علی نبود
    پاسخ:
    شاید شما لیاقتشو نداشتین!
    درهرصورت حق ندارید درمورد نادانسته هاتون قاطعانه حرف بزنید.
    از نظر شما از هر راهی لیاقته؟ 
    پاسخ:
    اولاً گفتم شاید! دوماً حرف زدن راحته! بیا من تا عید برات حرف مفت بزنم.
    @رهگذر

    چه راحت آن ها تهمت می زنند و چه راحت ما تهمت ها را باور می کنیم!!! پس کجا بود بیمارستان مجهز زیرزمین کاخ اکبرشاه؟؟!! کجا بودند زبده ترین پزشکان در خدمت او که دست از خدمت به خلق برداشته بودند و پابه پای او مراقبش بودند؟؟!! کجا بودند بدل هایی که قلب و...را جایگزین کنند تا او بماند؟؟!!
    او تنها وبی صدا در یک بیمارستان دولتی مانند یک شهروند عادی نفس آخر را برآورد که ما را خجل و خود را از تهمت ها بری کند.همه ی ما از رفتنش شوک زده هستیم.اما نه بخاطر مرگش. گویا چیزی جدا از خود می پنداشتیمش وباور نداریم چنین ساده رفت...شوک زده ایم چون حقیقت را به شکل دیگر یافتیم...در همه تاریخ بزرگان تصمیمات خوب و بد داشته اند ، اما آن مرد خوب و بزرگ تمام شد ...

    نمی تونم آدم هایی رو که انتظار دارن تو سیاست بودن و دست به عمل زدن رو با اخلاقی زندگی کردن در یک آدم با هم ببینن درک کنم.
    الان یکی پا میشه میگه در رهبرم این خصایص جمع اند...!
    پاسخ:
    مغلطه
    ..
    مگه جمع نیست؟!
    طرف تو خونه اش نشسته پا رو پا انداخته و دونه دونه پسته های خندان باغش رو سوا کرده و خورده بعد میگه چرا باغ پسته ما قد باغ پسته این آدمی که دستاشو تا آرنج تو خون و تعفن سیاست فرو کرده بزرگ نشده! 
    پاسخ:
    اینا داستانش خیلی مفصله! مگه نقل یکی دو خط نوشتنه؟! 
    نمیشه ، اینطوری نمیشه :-|
    یک نفر رو دیدم فک کردم شمایین ... اما گریه ش به شما نمی خورد. :) عکس هنری گرفتمااا


    پاسخ:
    :-))
    من تبلت همرام بود، دوتا عکس گرفتم. ولی خب دیگه خیلی شلوغ شد نمیشد تکون خورد
    درشت ماجرارو که نمیشه انکار کرد ایشون میخواستن از بازار سیاه تسلیحات بگیرن به شرط دست برداشتن از حمایت لبنان...البته که عقل ناقص منم به خاطر حال و روز بچه ها توی جبهه تایید میکنه این کارو ولی وقتی امام تا این اندازه ناراحت میشن یعنی نمیشه خیالمون به وجود ایشون راحت باشه!
    این زاویه ی به وجود اومده با اهداف اصلی امام بیشتر نگران کننده است یا خیال راحت کن؟این جمله ی امام که اگر دشمن از شما تعریف کرد بدونید دارید اشتباه میکنید و انگلیس اصرار داره به ایشون رای بدیم چی...میدونید اینا برای من حل نمیشه!
    و با توجه به طرفدارایی که ایشون از مخالفان نظام دارن، دارم از دوست داشتن ایشون میترسم حتی! این تناقض تو طرفدارا نشونه نفاق نباشه ی وقت!البته که توجیه میکنم تو دلم که دارن از سادگی شون سو استفاده میکنن و ایشونو مصادره میکنن...
    پاسخ:
    امام ناراحت بود از اینکه هیئت بررسی ماجرای مک فارلین، جزئیات رو بهش نگفته بودن! البته امام خیلی بارهای دیگه از دست مسئولین ناراحت بود، مثل قضیه تسخیر سفارت امریکا، مثل اعزام نیرو بهمراه حاج احمد متوسلیان به لبنان، اونم در اوج جنگ ایران و عراق، مثل خیلی کارای دیگه... اما درسته بعضیاشون با قصد و غرض بود، اما کسایی مثل هاشمی، محسن رضایی، خامنه ای، بهشتی و... اگه کاری میکردن که امام بعدا ناراحت میشد، بخاطر خیانت نبوده، تفاوت نظرها بوده. بینش شون فرق داشته، و مسلماً بعدا به نظر امام میرسیدن.
    بعدشم روش های خراب کردن آدمها هم روزبروز آپدیت میشه، اگه الان دشمن بیاد از هرکی طرفداری بکنه، نظام ایران باید فکر کنه که اون آدم خائن و بده؟ نمیشه که! اونا هم یاد گرفتن توی هر دوره ای روو چی دست بزارن.
    پاراگراف اول منطقیه و حق با شماست...قبول
    اما نخواید پاراگراف دومتون رو قبول کنم !ایشون حتی ابراز برائتم نکردن!...این دیگه واقعا توجیه کردن ِ اون چیزیه که دوست داریم و ندیدن حقیقت!حداقل اینه که نمیتونم دیگه به ایشون اعتماد تام کنم!
    امام خمینی (ره) یک جمله ی خیلی زیبایی دارند با این مضمون که ما حتی حاضریم حاجتمونو از شیطونم بگیریم!...رفتار ایشون و سکوتشون این حرفو تصدیق میکنه...

    پاسخ:
    ابراز برائت دیگه یه بار، دوبار، نه که هربار!
    مثلا یه بار بخاطر طرفداری بی بی سی، یه بار منو تو،،
    حتما بخاطر حمایت شبکه ایران آزاد و.. (همونایی که هر هفته میخوان با جت بیان توو میدون آزادی بشینن و تهرانو بگیرن :-D ) هم باید اعلام برائت بکنن؟!
    هاشمی مثل مثلا عطا مهاجرانی و محسن کدیور و... اینا نیست که بادی به هرجهت بوده و باشه! همه از جهتش خبر دارن،، تاریخ زنده معاصر ایران بوده. اشتباهاتش قبول، اما تا پای کشوندن بچه ش به ایران و دادگاهی کردنش هم وایستاد. کاری که خییلییا نکردن! خیلیا.
    منم از مرگ یک انسان ناراحت شدم
    ولی انتظار نداشتم به این راحتی از بین ما برن
    شاید فکرم اشتباه بود که هرکس باید به اندازه خیلی کوچیک از بار گناهش تو این دنیام بکشه
    شاید در موردشون اشتباه فکر میکردم و ایشون از بندگان مقرب خدا بودن که زندگی رو به راحتی ترک کردند بدون هیچ عذابی
    انشالله خدا از سر تقصیرات همه ما بگذره

    ولی اینو مطمئن هستم که ملت ما هیچوقت به چیزی که لیاقتشو دارن دست پیدا نمیکنن چون براحتی تاریخ رو فراموش میکنن
    تاریخ بدیش اینه که فصل هاش تموم میشه ولی واسه همیشه بسته نمیشه و مجددا تکرار میشه
    مردم ما از با فراموش کردن تاریخ قدرت پپیشبینی آینده رو از خودشون می گیرن

    ایشون شهرت پیدا کردن به وحدت دوستی ،اما بار سنگین دو دستگی روی شونه ی ایشونه!...شدن تکیه گاه خیلی از آدمایی که هیچ  تعصبی به این مملکت نداشتن...البته طرفداراشونم طرفدار واقعی نیستن همینا به قول ی بنده خدا اگر سه روز تعطیل بود میرفتن شمال...
    نه اتفاقا من هیچ باری برائت ندیدم حتی قرائن چندین ساله رو بزارید کنار هم معلوم میشه اون زاویه ای که با امام داشتن بزرگ تر و بزرگتر شده...مسئله ی کوچیکی نیست یکی از اهداف اصلی انقلاب بوده...
  • منتظر اتفاقات خوب
  • برای بعضیا که خوب نون شبی دراومد.!!
    سلام. ایشون اونقدر بزرگ بودن که به عنوان یک ایرانی مسلمان واقعی توی کشور وهابی نشین عربستان تونستن برن باغ فدک رو ببینن. تونستن محل واقعه غدیر خم رو ببینن.دکتر خداییش خیلی حرفه ها توی جایی که کشتن شیعه حلاله آدم انقد جسور و با ایمان باشه که بره جایی که آرزوی هر شیعه ای هست رو ببینه..خدا ایشون رو رحمت کنه.
    پاسخ:
    نمیدونم چرا، اما تا خاندان لعنتیه سعودی ترس خاصی از هاشمی داشت.

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی