روزنوشت های دکتر

کفارهٔ شرابخوری های بی حساب ... هشیار در میانهٔ مستان نشستن است

روزنوشت های دکتر

کفارهٔ شرابخوری های بی حساب ... هشیار در میانهٔ مستان نشستن است

پربیننده ترین مطالب

یک چهارراه بالاتر

شنبه, ۲ بهمن ۱۳۹۵، ۰۹:۰۲ ق.ظ

همون روزی که حسین استخدام آتشنشانی شد، جمع شدیم که ازش شام بگیریم. میخندیدیم و میگفتیم «حسین، شام استخدامتو که خوردیم،، کِی بشه خرمای تیکه تیکه شدنتو بخوریم... » ... و کلی میخندیدیم.

پریروز که پلاسکو ریخت، نگران شدم. زنگ زدم مصطفی و حسین، جواب نمیدادن، اونشب بالاخره باهاشون صحبت کردم، حسین تازه خارج از شیفت از کرج رسیده بود و مصطفی از اول حادثه اونجا بوده و داشت گریه میکرد و نتونست صحبت بکنه. دیگه نه تماسی بود، نه خبری. درگیرن، مشغول... تا امروز صبح که از حسین SMS داشتم... و الان از جلوی آوارهای پلاسکو رد‌ شدم که برم شرکت. 

تابستون امسال که باهم رفتیم توچال، بعدش سبلان، بچه ها داغدار دوتا همکارشون بودن، حالا... حالا چی؟ 

این روزای لعنتی هم چرا تموم نمیشه، مریضم و بی حوصله

از اونطرف هم عکس و فیلم و غم و دود و درد و کاسب های بیچاره و تحلیل های رنگارنگ و اشک و تمساح و ضد و نقیض و جلسات مردمی مدیریت بحران و مهندس ها و متخصصانی که نمیشناختم و پرچم و سواستفاده و قضاوت و داستان و پیگیری و ماجرا و.... 

حس و حال هیچی ندارم. خوب نوشتن، دل ِ خوش و حوصله میخواد، که نیست... ببخشید


+ شرکت ما، یک چهارراه بالاتره


  • ۹۵/۱۱/۰۲
  • دکتر میم

نظرات (۱۲)

غم و درد و دود و اتش و خاکستر و بدن سوخته و له شده و ....
همش یه طرف
بچه ها و خانواده هایی که چشم انتظارند یه طرف
این اوار لعنتی چرا تموم نمیشه
  • یا فاطمة الزهراء
  • خیلی سخته واقعا 
    یکی از هم دانشگاهی های دوست منم آتش نشانه تا بفهمیم حالش خوبه مردیم و زنده شدیم 
  • دچــ ــــار
  • پس صدای آژیرای آتش نشانی رو میشنیدید پنجشنبه ...

    سلام

    خدا رو شکر حال دوستتون خوبه .

    متن رو که داشتم می خوندم هی دعا دعا میکردم که زنده باشن...


    +

    روح همه شهدای جانفشان شاد ...

  • پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
  • خداروشکر که حال دوستتون خوبه.
    عجیبه که کشور ما اونقدی امکانات نداره تا زودتر این آوار برداری رو تموم کنه، بلکه اوضاع روحی ما هم آروم بشه کمی:(
    خدا داغ دل همه رو آروم کنه.
    تو تلگرام دارن تبلیغ بیمه می کنن. بیمه آتش سوزی!
    چقدر بئه که جز گریه و دعا نمی تونم کاری کنم.
    سلام دکتر
    این حادثه واااقعا غم انگیز بود و هست....
    امیدوارم زودتر حال دلتون خوش شه
  • منتظر اتفاقات خوب
  • خدا به دادشون برسه و خدا به دادمون برسه.
  • نیمچه مهندس ...
  • قسمت بد ماجرا اینجاست که پول خرید تجهیزات داشتن و بهشون ندادن.چقدر مسئولان داغونی داریم تو کشورمون.و از اون بدتر اینکه آدم می بینه دانشجوهامون رباتی ساختن که میشد جای این عزیزان برم تو ساختمون و آوار ولی انگار مسئولان لازم ندیدن حمایت کنن و تولید انبوه
    آدم هست دیگه،چه کاریه هزینه کنیم ربات بسازیم؟
    پاسخ:
    ربات زنده یاب دارن

    خیلی خیلی غم انگیزه! 
    عمق فاجعه انقدر زیاده که آدم بخواد بهش فکر کنه دیوااانه میشه 
    از هر مطلبی و عکسی و فیلمی ک درباره ی این مسئله ست فرار میکنم.
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی