روزنوشت های دکتر

کفارهٔ شرابخوری های بی حساب ... هشیار در میانهٔ مستان نشستن است

روزنوشت های دکتر

کفارهٔ شرابخوری های بی حساب ... هشیار در میانهٔ مستان نشستن است

پربیننده ترین مطالب

جلسه ۱۸ میلیون دلاری در تاکسی

سه شنبه, ۲۶ بهمن ۱۳۹۵، ۰۴:۳۶ ب.ظ

سوار یه پراید داغون شدیم به عنوان مسافر، یه خانوم جلو نشسته بود و من و امیر، عقب.

راننده مسافرکش داشت با موبایل حرف میزد که : 

- «آره حاجی، اون ۱۸ میلیون دلار رو باید توی جلسه مطرح کنیم که ببینیم سرشکن کنیم روی بار گمرکی بعدی، نرخشو براساس یه میلیون دلار به ما داده بودن، یعنی ۴ میلیارد تومن. حالا من صحبت میکنم، برای ۱۸ میلیون با نرخ ارز دولتی حساب کنن. اون که درست بشه ایشالا، من روابط خوبی توی بانک مرکزی دارم، میشه برای ادامه پرونده از اونا کمک گرفت...»

ما عقب داشتیم میخندیدیم که بابا، یه نگاه به ماشینت بکن، بعد برو اینا رو توی جلسه مطرح کن... ⁦:-)⁩

امیر میخندید و با اطمینان از اینکه راننده نمیشنوه میگفت حالا یه خانوم جلو نشسته، یارو شروع کرده خالی بستن، اونم درحد تیم ملی.

رسیدیم مقصد و پول دادیم... راننده رو به خانومه گفت:

سارا ، دوتومن بقیه پولشونو بده ⁦:-|⁩


  • ۹۵/۱۱/۲۶
  • دکتر میم

نظرات (۲۲)

دکتر فکر کنم با ماشین مافیا رفتی اینور اونور! برا رد گم کنی طرف سوار پراید بوده داشته ظاهر نمایی میکرده. :| 

پاسخ:
میدونی آقاگل، مافیا هرچقدر هم که بخواد ظاهرسازی کنه، بازم از ماشینایی استفاده میکنه که صندوق عقب بزرگی داشته باشه،، که جنازه رو راحت بشه توش جا داد ⁦:-)⁩)
  • شهر دانلود
  • جالب بود
  • یا فاطمة الزهراء
  • عجب :)) 
    واقعاً فازش چی بود مسافر سوار می‌کرد!؟ :))
    پاسخ:
    باید بگی: فازش چی بود که اون حرفا رو میزد؟!
    خوب شد گروگان تون نگرفت ها . توی این فیلم ها هر وقت راننده و نقر کناریش با هم‌ آشنا هستن منجر به گروگان گیری میشه :/
    پاسخ:
    ایده ت خوب بود ، اما اونا مال ِ این حرفا نبودن ⁦⁦:-)⁩)
    برای استتار سوار پراید میشده :-|
    پاسخ:
    خب چرا مسافر میزده؟ خیلی توو نقش بوده ⁦:-)⁩
  • پرتقالِ دیوانه
  • بیا خواسته بهتون خوبی کنه انقدرم حرف زدین پشت سرش :دی
    پاسخ:
    خوبی؟! کارشو کرده، پولشو گرفته، کلی ام قپی اومد جلومون ⁦:-)⁩)
    اوپس ✌😉
    پاسخ:
    😊😉
  • گمـــــــشده :)
  • نتیجه احلاقی این که از ظاهر امر قضاوت نکنید
    :))))
    پاسخ:
    اینجا این جمله های تلگرامی جواب نمیده ⁦:-)⁩))
    این جا میشه گفت: 
    «بعضی ها از آنچه که به نظر میرسند، دروغگو ترند»
  • داداش مهدی
  • چه بسا یه آدم ورشکست بوده که دچار جنون و افسردگی شده ...!
    پاسخ:
    اینم میشه ⁦:-|⁩
  • پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
  • شایدم داشته از قانون راز و جذب استفاده می کرده :)
    پاسخ:
    با این شدت؟!
    خدایا از این هیجانات به زندگی ما هم تزریق کن.
    من مرده ی خلاقیت کامنتام
    پاسخ:
    با این بچه ها جمع شیم یه فیلمنامه بدیم جشنواره فجر، قطعاً توی ۹ تا رشته نامزد میشیم ⁦:-)⁩
    سارا رو بگو! :-))))
    پاسخ:
    بیچاره میسوزه و میسازه ⁦:-)⁩)
  • نرگس بارانی
  • حقیقتا دل من یکی که خیلی خنک شد! 
  • منتظر اتفاقات خوب (حورا)
  • شاید افتاده بودین وسط فیلم برداری و خبر نداشتین!؟
    دوربین مخفی نبود؟؟
    پاسخ:
    ⁦:-)⁩))
    نمیدوونم ⁦:-)⁩)
    اگه پخش شد، خبر بدین 
  • ایزابلا ایزابلایی
  • وای عالی بود :))))) ساقیش خوب بوده طرف :))))
    پاسخ:
    به ما که نگفت ساقیش کیه ⁦:-)⁩
    چش ندارین ببینین ملت عقده های فاصله طبقاتی حاصله از لیبرالیزم را چگونه میریزن بیرون!!!
    پاسخ:
    بله ⁦:-|⁩ 
    ا... اکبر
  • مردی بنام شقایق ...
  • من اگه جای شما بودم همونجا گوشی رو بر میداشتم و به منشیم با صدای بلند میگفتم همین الان جلسه من رو کنسل کن! اینا میخوان جریان 18 میلیارد رو بمالونن به هم بره.

    الانم زنگ بزن به معاون رئیس بانک مرکزی بگو نرخ ارزشون رو نرخ آزاد حساب کنن نامردارو...


    +
    البته دکتر هم رفتما!

    گفته خوب نمیشی دیگه ^_^
    پاسخ:
    این زیاد مهم نبود... اگه مهم بود بدتر میکردم ⁦:-)⁩)
    وای نقطه اوج نیم خط آخر بود. :))))
    پاسخ:
    ⁦:-)⁩
    عجب . شاید از اون خسیس ها بودن که نم پس نمی دادن حتی به خودشون 
    پاسخ:
    نه بابا،، همون خالی بند بوده ⁦:-)⁩
    ما به اینجور افراد میگیم خالی بند !!! 
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی