روزنوشت های دکتر

به هیچ آیینه ای باج نمیدهم، که دست به تصویرم ببرد. من این چروک ها را... مفت بدست نیاورده ام

روزنوشت های دکتر

به هیچ آیینه ای باج نمیدهم، که دست به تصویرم ببرد. من این چروک ها را... مفت بدست نیاورده ام

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

۱۴ مطلب در مرداد ۱۳۹۵ ثبت شده است

خستگی

۳۰
مرداد

از خیلی چیزها...

تقریباً هرفصل، فقط یک روز خسته میشم.

امروز خسته شدم...


+ پیوندهای روزانه رو راه انداختم


  • دکتر میم

روز چسبناک

۲۹
مرداد

+ برنز کیمیا علیزاده خیلی خیلی چسبید. از تمام مدالهای طلا و نقره تمام دوره ها حتی بیشتر. بلکه از چسب ۱-۲-۳ هم بیشتر. شاید حتی بیشتر از همه غذاهای خوشمزه ای که من میپزم :-)


+ دو تا آدم کوه-نرفته رو امروز صبح بردم کوه. لباس مهمونی پوشیده بودن و موهاشونو تافت زده بودن و... به امید عکسهای دوربینم. و چون بهشون گفته بودم میریم تا پارک جمشیدیه و یه املت میزنیم و برمیگردیم... :-)) ... الان یاد اون صحنه ای افتادم که از وسط صخره های کُلکچال که بردمشون تا ایستگاه چهارمه قله، اشک میریختن و فحش میدادن! اونم از بیراهه! :-)) 


+ دیروز توی کف تیپ و قیافه یه نفر بودم. خدا رو شکر عادت کردم دهن باز نکنم که چیزی به کسی بگم. نظر و فکرم دربارش صددرصد اشتباه بود!


  • دکتر میم

اواخر مرداد

۲۸
مرداد

#بهداد_سلیمی_قهرمان

#بیست_و_هشتم_مرداد

#کودتا

#دستهای_کثیف_پشت_پرده


  • دکتر میم

همه جمع شدیم و رئیس ده دقیقه نرمش داد و بدنها رو گرم کردیم و راه افتادیم، تاریک بود، همه با هِدلامپ جلوی پامون رو میدیدیم و میرفتیم. قرار شد هر یک ساعت، حدود پنج دقیقه استراحت بکنیم. بخاطر اولین صعود دو خانم همراهمون و همچنین عقرب و قرقی که غرغر میکردن که ما چند وقته تمرین نداشتیم، آرومتر میرفتیم :-)

لیدر جلو میرفت، (به نفر اول خط تیم کوهنوردی، «سرقدم» میگن) پشت سرش دختر، آقا و خانم دامپزشک، قرقی و قهرمان و عقرب. بعد من بودم، حسین پشت سرم بود و نفر آخر هم رئیس.

  • دکتر میم

راستش نمیخواستم سبلان رو مفصل بنویسم، اما چند تا از دوستان خواستن طبق قول نوشتن تجربیات سفر، کامل بنویسم که شاید کسی استفاده بکنه. دیگه ببخشید از طولانی بودنش، اما فکر کنم حداقل از دیدن عکسها خیلی راضی بشید :-)

  • دکتر میم

ماده خرس قهوه ای ایرانی رو بصورت آزاد، حدود ۱۰ سال پیش در مسیر قله کوه شاهوار از خیلی دور دیده بودم.

دو روزی هست که در مسیر قله سبلان بودیم و امروز روی قله.

نیمه شب ِ دیشب توفیقی شد که با این بانوی بزرگوار، تنهایی از فاصله سه متری، دیداری تقریباً غیردوستانه داشته باشم. خدا رو شکر هر دو خوشحال و سالمیم :-)) فقط من کل دیشب خواب این عزیز رو میدیدم!

امشب برگشتیم پایین قله. حالا برسم تهران، عکس ها داریم :-)


پ.ن. من گفتم که مسیر سبلان، مسیر آسونیه؟! من به همه چیزم خندیدم اگه گفته باشم! والا!


  • دکتر میم

صاعقه

۱۹
مرداد

اومده بود کیسه خواب و چادر برای کوه بخره، اولین بار بود میخواست با یه اکیپ بره کوه، دماوند!!

آقا اشکان داشت وسط سالن مغازه دوتا چادر باز میکرد و نشونش میداد. طرف پرسید این دوتا چه فرقی باهم داره؟

- این یکی ستونش آلومینیومیه، اون یکی آهنی.

- فرقش چیه؟

- وقتی صاعقه بزنه، به آهنیه میگیره، اما به آلومینیومیه نه!

- مگه اونجا صاعقه میزنه؟! :-||

...

اشکان :-|

اون بنده خدا :-|  :-\  (+_+)

ما :-)))


  • دکتر میم

ماسک

۱۷
مرداد

میگفت دوست، همکار، شریک، همسفر، همراه، همسر، ... همه توی دوران خوشی و راحتی ، خوشحال و روشنفکر و درستکارن. اما موقع سختی و بحرانه که همه خودشونو نشون میدن. طرز فکرها و روحیات و علایق عوض میشه، «همراه بودن» ها تغییر میکنه و سیاهی بیرون میپاشه!

اواخر دوران ژنرال فرانکو (دهه ۶۰) که فقر مالی و فرهنگی در اسپانیا بیداد میکرده، امریکا و متحدانش حمایت هاشونو از اسپانیا قطع میکنن و تحریمهای ضدبشری ای رو شروع میکنن که بشدت مردم تحت فشار قرار میگیرن. بیست سال بعد که تحولات اقتصادی و فرهنگی اسپانیا اوج میگیره، دوباره با دیدن منافع سیاسی و اقتصادیشون دست دوستی امریکا دراز میشه!

بعد از سخنرانی دوستانه ۱۹۸۳ ریگان (رئیس جمهور وقت امریکا) در اسپانیا، پشت تریبون میره و در جواب دوستی های ریگان، میگه: «آقای رئیس جمهور، در بهشت، همه چی خوبه، همه خوبن... ماسک ها در جهنم برداشته میشه»


پ.ن. تعمیم به خودمون و اطرافیان

  • دکتر میم

کالای ایرانی

۱۴
مرداد

+ دوسال پیش، یکی از دستگاه های کارگاهمون تا آماده شدن مجوز محصول جدید از وزارت بهداشت، حدود پنج شیش ماه بیکار میموند. نشستیم صحبت کردیم، تصمیم گرفتیم برای خالی نبودن این دستگاه، یه محصول ساده صنعتی بزنیم. تصمیم به یه نوع چسب صنعتی شد. 

برای خرید مواد اولیه رفتم یه شرکت تولید کننده ایرانی معروف که چندباری باهم کار کرده بودیم. قیمت بالا گفت، گفتم بالاست، نمیصرفه که! 

گفت مگه چقدر مواد میزنی؟

- ۸۰ گرم.

- خب زیاد میزنی، ۴۵ گرم بزن، ۳۵ گرم بقیه شو استون بزن! 

- اینطوری که نمیچسبه، خیلی ضعیف میشه!

- خب نچسبه! ما هم همینطور میزنیم. کسی بخاطر یه چسب صنعتی که برنمیگرده اعتراض بکنه!

- خب چارتا مثل شرکت شمان که تولید ایرانو کسی قبول نداره دیگه!

- ما که اسممونو داریم،، شما برو باکیفیت بزن، هم قیمت چسب آمریکایی، تازه با سود خیلی کمتر، ببین کی میخره!!

- شما راهشو بلد نیستی. 

...

چسب رو زدیم، باکیفیت هم زدیم، خوب هم فروختیم! چسبی که دوسال پیش قرار بود فقط محض خالی نبودن دستگاه و صرفاً جهت تست و تجربه، فقط سه ماه کار بکنه، الان دوساله داره تولید میشه و دوتا محصول صنعتی دیگه هم کنارش اضافه شده و توی یه کارگاه کاملاً جدا از کارگاه پزشکی، برای سه تا کارگر، شغل ایجاد کرده.


+ پریروز توی شرکت، خیلی پشه بود. امیر رفت از سر خیابون حشره کش خرید. حشره کشی از مارک همون شرکت معروف شیمیایی!

کلی پیس پیس زدیم و اتمسفر رو به فنا دادیم و درها رو بستیم و رفتیم ناهار. بعد از ناهار که برگشتیم، دیدیم پشه ها قوت گرفتن! مثل جت پرواز میکردن! تازه میومدن جلومون ویراژ میدادن و انگشت شست نشون میدادن! دریغ از یه مورد منجر به فوت! اول از همه رفتم سوپرمارکت و حشره کش رو پس دادم و بهش فهموندم که جنس مزخرف نیاره. بعدشم برگشتم و خودم یه قتل عام اساسی راه انداختم و انگشت وسط نشون دادم به همشون :-D


++ اکثر مردم خیلی چیزا رو خوب میفهمن، مردم ما هم به خرید کالای ایرانی تمایل دارن، حتی اگه قیمتش مثل خارجیه باشه. اما کالایی حمایت میشه که شعور و شأن مردم رو درنظر بگیره. مثل ایران خودرو و سایپا.


  • دکتر میم

تابستانه

۱۲
مرداد

به دعوت ِ فرهنگی ِ هولدن، برای بهتر گذروندن نیمه دوم تابستون ، پیشنهادات بنده بشرح ذیل اعلام میگردد:


کتاب:

- من همیشه و به هر علت و دلیلی، همهٔ کتابهای فوئنتس رو (به علت تعصب) توصیه میکنم :-)

- کسایی که به تاریخ علاقه دارن یا دوست دارن علاقمند بشن و از این ناله میکنن که کتابهای تاریخی خشک و حوصله سر بره، با این مجموعه ۶ جلدیه سبک و قشنگ و پر از کارتون و عکس، میتونن با کتابهای «تری دیری» با لذت وارد این سبک مطالعه بشن.

- رمان روس و قهار «مرشد و مارگریتا» از میخائیل بولگاکف.

- رمان «پیرمرد صدساله ... » که هنوز نخوندم ، اما خییلیی تعریفشو شنیدم.

- زندگینامه و دیدگاههای «اریک برن» در تحلیل رفتار متقابل.

- در نهایت ، بهترین توصیه ایرانی، تعلق میگیرد به: «زوال کلنل» از محمود دولت آبادی، که البته در ایران مجوز چاپ نگرفت و جایزه سال ادبی آلمان رو گرفت و البته اینجا هم غیرقانونیش پیدا میشه.


فیلم:

از سینما نگذرید، دیدن فیلم حتی تنهایی توی سینما، زمین تا آسمون با دیدن توی خونه فرق داره.

تهرانیها میتونن از سینماتِک کوروش یا پردیس چارسو برای دیدن فیلمهای روز دنیا روی پرده حتی سه بعدی و با صدای دالبی لذت ببرن.

اما برای تماشای خونگی میشه از انیمیشنها، زوتوپیا (Zootopia) ، درجستجوی دوری (Finding Dory) و پاندای کونگفوکار ۳ رو دید.

درمورد فیلم، بجز فیلمای خوبی که دوستان در پستهای مشابه نوشتن،فیلم Talk to her شاهکار «پدرو آلمادوار» رو حتماً ببینید و همچنین  Frida از «جولی تیمور»

راستی، مستند Part of me قسمتی از زندگی «کیتی پری» هم دیدنیه.

به علاوه همه فیلمهایی که در لیست پست وزین «آن مرد با لیست فیلم آمد» با فونت بولد نوشتم :-)


و پیشنهاد اصلی : تفریح، سفر، گردش

مسلماً در ابتدا تفریح و گردش های درون شهری، که مسلماً خیلیها ، خیلی از جاهای خوب شهرشون رو ندیدن، یا نمیدونن که وجود داره!

در تهران میشه از «عمارت مسعودیه» و «خانه موزه مقدم» و «موزه زمان» و قسمت جنگلی پارک جمشیدیه بسمت کلکچال گفت.

از تله کابین توچال و کاخ گلستان و پیاده روی در محله توپخونه، ناصر خسرو، پامنار و بهارستان با کلی خونه فوق العاده و موزه و جای باحال. 

در تهران، شهرداری، تورهای یک روزه و ارزون خوبی میزاره.

در شهرستانها یه سر به اداره میراث فرهنگی بزنید و کاتالوگ بگیرید. به هیئت کوهنوردی هم میتونید سر بزنید، حتماً جاهایی بهتون معرفی میشه که نمیدونستید و رفتن به اونجاها هم سخت نباشه.

گردش های حومه شهر هم اگه ماشین دارید که یه کم حوصله و سرچ میخواد. اگه ماشین ندارید، مخ یه دوست ماشین دار رو بزنید :-) هرچند الان دیگه تورهای یک روزه حومه شهر هم توی هر شهری پیدا میشه.


همین دیگه... برید صفا کنید :) ادامه تابستون خوبی داشته باشید.

+ خانوم ها، مریم ، نسیم، و آیبک (البته بعد از اینکه وقت کردی و عکس پروفایلتو عوض کردی) و آقا سید مصطفی لطفاً اگه وقت داشتید، از این سری پیشنهادات بدید.


  • دکتر میم