روزنوشت های دکتر

آرامش ِ قبل طوفانم را برهم‌ نزنید... بگذارید ناخدا، اینبار هم کشتی را بسلامت بگذراند

روزنوشت های دکتر

آرامش ِ قبل طوفانم را برهم‌ نزنید... بگذارید ناخدا، اینبار هم کشتی را بسلامت بگذراند

آخرین مطالب
  • ۹۷/۰۸/۱۴
    عن
پربیننده ترین مطالب

۱۲ مطلب در بهمن ۱۳۹۶ ثبت شده است

بعد از ماهها انتظار ، بالاخره ایشالا چهارشنبه زانوم رو عمل میکنم. آخرین عمل و پیوند رباط صلیبی. 

فردا ، دوشنبه، میرم که بستری بشم. درسته که شاید براتون سخت باشه که کمپوت گلابی و آناناس بفرستید برام. اما دعای خیر که میتونید برای مریضها و من بکنید :-)


  • دکتر میم

تایم ِ ولن

۲۵
بهمن

کارش در رابطه با فروش محصولات ولنتاینه. یه ماهه هر بار بهش زنگ میزنم، یا زنگ میزنه، میگه من تا ولنتاین سرم خیلی شلوغه، بزار بعدش...

بهش میگم ای بابا، پس کیه ولنتاین؟ که خلاص شیم؟ 

میگه هفته آخر بهمن، تو نمیدونی؟ چرا چیزی نخریدی؟! 

میگم بابا توو خونه ما هر روز ولنتاینه، برو از خدا بترس.

[تلفن را قطع میکند و یکی از پستهای عاشقانه را بجای کادو و خرس، فوروارد میکند...]


  • دکتر میم

+ روزهای جشنواره برای ما عوام، خیلی خوش میگذره و جو خیلی خوبیه. چه از اون سالهایی که پیش فروش بلیط نبود و ساعتها زیر برف و بارون توی صف می ایستادیم و چه الان که بلیط هم میخریم و بازم بعضی وقتا برای بعضی فیلما ساعتها توی صف میشینیم و بین فیلمها با همسر کیک و چایی میخوریم. از جمع سینمایی ها و کل کل درمورد فیلمها و سینما با آدمهایی که اصلا نمیشناسی، تا همه فیلمهایی که طی یازده روز همش روی یه صندلی میشینی و هر روز آدمهای ثابتی کنارت میشینن و هر روز درمورد فیلمهای روزای قبل و بعد حرف میزنین و سر فیلمها میخندین و گریه میکنین و فحش میدین و تشویق میکنین. سر یه فیلم که امسال ۴ ساعت توی صف نشستیم و با آدمهایی که کنارمون بودن، چند بار به نوبت جا رو نگه داشتیم، روز بعدش  که رفتم سینما و یه صف دویست نفره دیدم،، ده نفر توی صف بهم جا تعارف میکردن :-)) همه از دوستان بینامی که این روزها دیده بودم. هرچند که این روزها از صبح میرفتم کار تا ۲ ظهر و بعد سینما تا ۸ و از ۸ تا ۱۱ شب دوباره کار ، اما از لذتش هیچ سالی نمیشه گذشت.


+ بهترین منتقدهای فیلمها، مردم ن. هر منتقدی، هر داوری و حتی هر خبرنگاری که درمورد یه فیلم خوب یا بد میگه، یا رای میده، یه نفع و ضرری داره. از سفارشات گرفته تا روابط، دوستی ها، کارهای آینده، سفره هایی که پهن خواهند شد و... 

هرچند که نظر مردم کاملا بدون نفع و ضرر برای خودشونه، اما خیلی از مردم هم نظرشون با بازیگر یا کارگردانیه که دوست دارن و بدون توجه به کیفیت اون کارشون، نظر میدن. منم بعضی از کارگردانها و بازیگرا رو دوست دارم، اما همیشه خود ِ فیلم برام مهمتر از هرچیزی بوده.  بارها به فیلمهای کارگردانا و بازیگرای دوستداشتنی، شدید انتقاد کردم و بارها از فیلم آدمهایی که ازشون متنفر بودم، کلی حال کردم.


+ سالهاست که دیگه داوری فجر مهم نیست. همه میدونن پشت پرده سیاست های کثیف هر ارگانی، توی سینما هم بوده و خواهد بود. از رشیدپور ابله گرفته، تا دبیر جشنواره و وزیر فرهنگ و...! در اصل، سیمرغ ها همونی بود که من دوپست قبل گفتم. تمااام :-) اگه یه درصد درمورد داوری شک داشتین، دیشب اگه برنامه هفت رو میدیدین، مطمئن میشدین یه مشت بدبخت ِ ترسو و بقول خودشون مصلحت طلب ، و با کدخدا منشی تصمیم داشتن بدون درنظر گرفتن ذات هنر، جوایز رو بین پیر و جوان و طیف های سیاسی و موافقین خودشون تقسیم کنن. طیف های سینمایی و سیاسی ِ مخالف در هرر دوره ای و همینطور فیلمسازان مستقل هیچوقت دیده نمیشن. مثلا بارها شده که یک فیلم در اسکار یا کن یا گلدن گلوب، ۱۰_۱۱ جایزه اصلی رو برده و هیچ اشکالی هم نداره! و دلیلی نداشته که حتما هر فیلم حتما دو سه جایزه برنده بشه فقط به دلیل اینکه جوونها روحیه بگیرن یا شائبه ای پیش بیاد. شائبه وقتی پیش میاد که لاتاری در هیچ رشته ای کاندید نمیشه و نه تنها فیلمش، که همه بازیگراش در هر فیلم دیگه ای هم تحریم میشن! شائبه اینه که آدمهایی بی عرضه و حسود و ضعیف هزار انگ به فیلم سطح بالای بوقت شام میزنن... و بعد تنگه ابوقریب با حداکثر ۵٪ آرای مردمی، بیشترین سیمرغ رو میبره!! و یا اینکه ضعف داورها در انتخاب یک گزینه و نهایتا اهدای دو سیمرغ در چند رشته اصلی برای اولین بار در جهان!


+ رشیدپور نهایتاً بتونه مسابقه محله رو اجرا بکنه! نمیدونم به چه حقی قبل از اعلام برنده، از بین ۵-۶ نامزد، خودش دو سه نفر رو حذف میکنه؟! شوخیهای لوس و آبکی تا جایی که گاهی به استهزا و تمسخر میرسید. آدمی که ۱۰٪ قدرت اجرا نداره، و اطلاعاتش از سینما در حد اینه که فقط میفهمه کدوم دوربین روشنه، میاد در برنامه زنده قصه فیلمها رو لو میده، بجای ده تا منتقد ورر میزنه و نصف برنامه از خودش تعریف میکنه! 


+ بنظر من فیلمسازی وابسته ، فیلمسازی سفارشی و سینمای با پشتوانه، هیچ اشکالی نداره. بشرطی که از اون منابع استفاده خوبی بشه برای ساخت یه فیلم خوب. خوب بساز، سفارشی بساز. چه مشکلی داره؟! بقول اصغر نعیمی، کسی که از پوشک خودش تا هزینه میلیاری فیلم و سریال هاشو با رانت و بلاعوض میگرفته و هیچ برگشتی هم نداره، نباید از فیلمسازی مستقل حرف بزنه. بعضیا که کلاً نشستن و همه فیلما رو سفارشی میدونن. حاتمی کیا سفارشی سازه، مهدویان سفارشی سازه. باشه آهنگر سفارشی سازه. چطور وقتی موج مرده ، گزارش یک جشن ، یا دعوت رو ساخت، سفارشی ساز نبود؟! ... من درمورد فیلم نظرمو گفتم. حاتمی کیا بدون شک با فاصله بهترین کارگردان سینمایی و تکنیکی سینمای ماست و اکثراً چند پله بالاتر از سطح ما فیلم ساخته. حرفشو میزنه. هرچند فیلم امسالش هم عالی بود، اما چند صحنه هندی و طولانی و بی منطق جزو فیلمش بود. حرفهای اعتراضی دیشبش هم جزو لاینفک ذات حاتمی کیاست به افرادی که بی منطق به هر چیزی گیر میدن. فقط بعضیا آرومتر، میگذرن، بعضیا باشدت تر برخورد میکنن. این حرف مسخره ست که گفتن «نمیدونم حاتمی‌کیا چرا همیشه معترضه؟! اون که همیشه فیلماشو ساخته، حمایت شده، و همیشه سیمرغ هاشو گرفته!» ... موفق بودن و مورد اعتماد قرار گرفتن از طرف تهیه کننده ها و مردم، دلیل میشه که به حماقتها اعتراض نکنیم؟! همه چی فقط سیمرغه؟! مثل اینکه به بچه ت پول بدی، و دستش رو باز بذاری ولی صب تا شب برینی بهش و زیر بار هزارتا حرف و منت و تهمت ببریش. بچه نباید اعتراض بکنه؟! تهیه کننده ها و سازمانهای سینمایی به چشم تجارت و صنعت میبینن و مسلما هر سازمان، پشتیبان فیلمی میشه که فکر میکنه موفقیت بیشتری داره. زورتون میرسه،، فیلم خوب بسازین. یاعلی. باشه، حاتمی کیا آدم بد،، اما مگه هومن سیدی و پیمان معادی، زور و رانت داشتن که فیلم های به این محشری ساختن امسال؟ ... آدم های بی عرضه، فقط حرف مفت میزنن.


+ این خط، این نشون. فروش سال بعد، نشون میده که جای فیلمهای مغزهای کوچک و بوقت شام و لاتاری و بمب کجاست،، و جای تنگه ابوقریب کجا.


+ در کل سعی کنیم خودمون فیلمها رو ببینیم و بی توجه به نظر چند تا داور ضعیف ِ تحت تاثیر، از سینما لذت ببریم و بنظر من فیلمهایی که ارزش دیدن روی پرده رو دارن :

لاتاری ، مغزهای کوچک زنگ زده ، به وقت شام ، بمب ، سرو زیر آب ، دارکوب ، مصادره ، شعله ور ، اتاق تاریک 

- عرق سرد رو ندیدم، اما از ساختش تعریف زیادی شنیدم.

- و فیلم تنگه ابوقریب برای من ارزشی نداشت اما لازمه روی پرده دیده بشه.


+ جوگیر و احمق و رشیدپور نباشیم


  • دکتر میم

ایشالا فردا سر فرصت، کمی درمورد این ده یازده روز سینمایی و بعضی اتفاقات، مملکت، مردم و رفتارها مینویسم. ایشالا مهم و پرمحتوا


ببخشید ، اما آخرین قسمت رو کوتاهتر و بی اسپویل مینویسم:


+ «ماهورا» از حمید زرگرنژاد:

فیلم در ژانر جنگ و نسبتاً خوب ساخته شده بود. بازی درخشان ساعد سهیلی همچنان در این فیلم هم ادامه داشت. ماجرا براساس یه داستان واقعی و مستند در دوران جنگ و بین قوم و عشیره های اهوازی اتفاق افتاده بود و بسیار تلخ بود. فیلمبرداری جذابی داشت و باقی المان ها متوسط و قابل قبول بود. از قصه (با همه تلخیش و واقعیتش) خوشم اومد و در جمع، نمره ۳ دادم.


+  «مصادره» از مهران احمدی:

کمدی احتملاً پرفروشی خواهد شد. قسمت زیادی از فیلم رو میخندیدم :-)) بازیها عالی بود ، مخصوصا رضا عطاران و هومن سیدی. قصه هم جالب و خوب بود. شوخی های جنسی یک یا دومورد و خیلی پررنگ نبود! نه اونطوری که رسانه ای شد. موزیک متن فیلم خیلی خوب بود. ماجرا درمورد یه کارمند دولتی شاهنشاهی بود که گیج و هیچکاره بود و زمان انقلاب، تحت فشار از ایران فرار میکنه و سالها بعد، پسرش میاد ایران که پیگیری بکنه که زمیناشون مصادره شده یا نه. من نمره ۳ دادم. هرچند نمره ش نزدیک به ۳.۶ بود :-)


+ «دارکوب» از بهروز شعیبی:

بهروز شعیبی آدم دوستداشتنی ایه. مثل فیلماش. مرتب، خوش ساخت، تمیز، تاثیرگذار، دغدغه مند، و دیدنش کاملاً لذتبخش. از سالن که بیرون اومدم، بدون شک نظرم برای بهترین بازیگر زن، روی سارا بهرامی بود. فیلم درمورد اعتیاده. و شما رو کاملاً درگیر زندگی یک معتاد خواهد کرد و فوق العاده تاثیرگذار و خوب. من نمره ۴ دادم.


+ «کامیون» از کامبوزیا پرتوی:

کامبوزیا پرتوی فیلمنامه نویس خوبیه. اما کارگردان متوسطیه. قصه فیلم خیلی ساده و جالب بود. و جزئیات زیادی داشت که قابل توجه بود. درمورد یه زن ایزدی که بعد از حمله داعش فرار میکنه و خودشو به مرز میرسونه و با کامیون سعید آقاخانی میاد سمت تهران دنبال شوهرش. کل فیلم ماجرای این سفر و اتفاقات بعد از رسیدن به تهران و گشتن دنبال شوهره ست. با اینکه ۹۰ ٪ از فیلم به زبون کردی بود و با زیرنویس فارسی، اما من اذیت نشدم. شاید چون زیاد فیلم زیرنویس میبینم. اما ساخت فیلم و بازیها و سایر عوامل، بجز بازی درخشان سعید آقاخانی، بقیه متوسط بود. من راضی بودم. با اینکه نمره ش بین ۳ و ۴ بود، نمره ۳ رو دادم.


والسلام


  • دکتر میم

بخاطر اینکه امروز یا فردا، اسامی نامزد های سیمرغ ها اعلام میشه، مجله سینمایی Cahiers du cinéma (کایه دو سینما) فرانسه، طی چند تماسی که باهام داشتن، ازم خواست که لیست نامزدها و برنده هرگروه رو ازنظر خودم براشون بنویسم... و من بعد از اینکه از خواب پریدم، تصمیم گرفتم بنویسم، که اگه دوباره خواب دیدم، لیست رو بهشون تحویل بدم.

((دوستان، من متاسفانه فیلم ظاهراً خوب «عرق سرد» رو ندیدم و احتمالاً نخواهم دید، و فیلمهای مهم «دارکوب» ، «کامیون» و «مصادره» رو در روز آخر (۲۲بهمن) خواهم دید و فقط آوازه بازی خیلی خوب رضا عطاران ، سارا بهرامی و سعید آقاخانی رو در این سه فیلم، شنیدم. پس بقیه موارد داوری این چهار فیلم رو به عهده هیئت داوران محترم میذارم D: ))


پ.ن : ✓ نظر من در مورد برنده سیمرغ


+ بهترین فیلم:

مغزهای کوچک زنگ زده ✓✓✓

به وقت شام

بمب

سرو زیر آب


+ بهترین کارگردانی:

ابراهیم حاتمی کیا ، برای فیلم به وقت شام ✓✓✓

هومن سیدی، برای مغزهای کوچک زنگ زده

محمد علی باشه آهنگر ، برای سرو زیر آب

محمدحسین مهدویان ، برای لاتاری


+ بهترین فیلمنامه:

مغزهای کوچک زنگ زده

به وقت شام

بمب ✓✓

سرو زیر آب ✓✓

لاتاری

اتاق تاریک


+ بهترین بازیگر نقش اول زن:

سارا بهرامی، برای فیلم دارکوب ✓✓✓

شبنم مقدمی ، برای خجالت نکش

مینا ساداتی  ، برای سرو زیر آب


+ بهترین بازیگر نقش اول مرد:

امین حیایی، برای شعله ور

ساعد سهیلی، برای اتاق تاریک و لاتاری و ماهورا ✓✓✓

نوید محمد زاده ، برای مغزهای کوچک زنگ زده

رضا عطاران ، برای مصادره

سعید آقاخانی، برای کامیون


+ بهترین فیلم‌برداری:

سرو زیر آب 

مغزهای کوچک زنگ زده ✓✓

به وقت شام 

شعله ور

بمب ✓✓


+ بهترین تدوین:

به وقت شام

مغزهای کوچک زنگ زده ✓✓✓

بمب

اتاق تاریک

تنگه ابوقریب


+ بهترین موسیقی متن:

سرو زیر آب ✓✓

مغزهای کوچک زنگ زده ✓✓

بمب

به وقت شام

شعله ور


+ بهترین چهره‌پردازی:

مغزهای کوچک زنگ زده ✓✓

دارکوب

به وقت شام ✓✓

تنگه ابوقریب

لاتاری


+ بهترین بازیگر نقش مکمل زن:

مهتاب نصیرپور ، برای سرو زیر آب

لادن ژاوه وند ، برای مغزهای کوچک زنگ زده

سحر دولتشاهی، برای چهارراه استانبول ✓✓



+ بهترین بازیگر نقش مکمل مرد:

فرهاد اصلانی ، برای مغزهای کوچک زنگ زده

نوید پور فرج ، برای مغزهای کوچک زنگ زده ✓✓

هادی حجازی فر ، برای لاتاری✓✓

مهدی پاکدل ، برای چهارراه استانبول



+ بهترین صدا(گذاری/برداری) :

سرو زیر آب ✓✓

به وقت شام

تنگه ابوقریب

شعله ور


+ بهترین طراحی صحنه و لباس:

به وقت شام

مغزهای کوچک زنگ زده

شعله ور

بمب ✓✓✓

اتاق تاریک


+ بهترین جلوه‌های ویژه (میدانی/بصری) :

به وقت شام (میدانی و بصری) ✓✓

چهارراه استانبول (میدانی و بصری) 

تنگه ابوقریب (میدانی) ✓✓

اتاق تاریک (بصری) 

بمب (میدانی) 


+ سیمرغ زرین بهترین فیلم با نگاه ملی:

هااا؟؟!!! الووو


+ سیمرغ بلورین بهترین فیلم از نگاه تماشاگران:

مغزهای کوچک زنگ زده


+++ فیلم «هایلایت» و «امیر» رو امروز دیدم. حتی حوصله ندارم درموردشون حرف بزنم :-/ به «امیر» نمره ۱ دادم و به «هایلایت» نمره ۲


  • دکتر میم

+ «چهارراه استانبول» از مصطفی کیایی : 

حتماً میدونید که فیلم درمورد آتشسوزی ساختمان پلاسکوئه. فیلم گیشه ای خوب و موفقی میشه. تصور کنید عیناً فیلم «خط ویژه» یا «بارکد» دقیقاً با همون بازیگرا و همون تیپ ها و شخصیت ها، فقط کاراشون توی این فیلم در ارتباط با ساختمان پلاسکو ئه. جلوه های ویژه و تدوین فیلم نقطه قوتشه. از این نظر که خب الان ساختمان پلاسکوئی وجود نداره! اما در این فیلم بخوبی نماهای ساختمان پلاسکو جا داده شده. قصه فیلم مثل فیلم های قبلی مصطفی کیایی و بازی و شخصیت محسن کیایی هم دقیقا همون نقش های «خط ویژه» ، «بارکد» ، «جشن دلتنگی» و.... بنظرم محسن کیایی، نوعی نوید محمد زاده ست، اما در ژانر کمدی. من نمره ۳ دادم به فیلم ، هرچند نهایتا تا ۳.۵ جا داشت.


+ ‌«تنگه ابوقریب» از بهرام توکلی : 

برای منی که بشدت فیلمهای ژانر جنگ رو دیدم و میبینم و خیلی هم روشون حساسم، فیلم خیلی خیلی بدی بود. به دودلیل درموردش طولانی مینویسم. اول اینکه ژانر جنگ بود. دوم اینکه از بهرام توکلی انتظار نداشتم و به امید یه فیلم با نمره خوب ۴ رفته بودم. اما... راستش میخواستم وسطای فیلم برم بیرون... :-/ و کل نیمه دوم رو فقط گذروندم که تموم بشه و برم. الان که دارم اینو مینویسم، دوتا منتقد مسخره که هرشب میان «برنامه مزخرف هفت» دارن ور میزنن و خانومه که هر شب میگفت «من به ژانر جنگ علاقه و مطالعه ندارم» ، حالا داره مباحثی رو مطرح میکنه در حمایت از فیلم، که هیچ ربطی نداره به سینمای جنگ! 

فیلم درمورد ماجرای حمله عراق به خوزستان در روزهای آخر جنگ و درگیری در منطقه ابوقریب هستش. همین. هیچ اسپویلی وجود نداره! فیلم همینه! بدون هییچ قصه مشخصی!! و بدون هیچ شخصیت پردازی ای! یه مشت آدم نچسب و بی هویت که مثل عروسک بودن وسط یه جنگ پر سر و صدا و بمب و خمپاره و شلووووغ و زخمی و تیر و...!! همین! 

امیر جدیدی خیلی بد و نچسب بود و کاملاً اضافه! و همینطور بازیگران دیگه. تنها کمی جواد عزتی به دل مینشینه. 

اما بعضیا فکر میکنن سینمای جنگ، یعنی همین که وسط میدون و تیر و خمپاره و...! بدون هیچ حرفی! هیچ درسی! هیچ روایت اصلی و فرعی ای!

خب این بمب و انفجارهای نمایشی رو که ما هزاربار دیدیم. مثلا منتظر تیکه های بی مزه امیر جدیدی یا نشون دادن قدرت صنعت بالیوود بودیم؟! (جلوه های ویژه و انفجارهای متعدد و شلوغ این فیلم، کار دوستان عزیز بالیوود بود که اتفاقا خیلی هم خوب بود) 

بخاطر همین هیجان و تنش شدید بود که خیلیا که زیاد فیلم جنگ ندیدن، خوششون اومده بود. بنظرم فیلمی که صرفاً درمورد جنگ و صحنه های جنگی باشه، اوونقدررر تعدادشون زیاده که برای اینکه بشه حالا یه فیلم خوب از بینشون در بیاد، خیلی باید قوی باشه! خییلیی!

فقط من نفهمیدم که آخه آقای توکلی، شما که مشخصاً نه از نظر اخلاقی، نه حال و هوا، به سینمای جنگ نمیخوری، چیو دیدی که حس کردی میتونی؟! چیزایی که توی سالن به نظرم رسید، «نجات سرباز رایان» ، «هکسا ریج» ، «نورماندی» ، یا... «پرچم های پدران ما» بود.

بدون قصه، بدون بازیگر، بدون شخصیت های پرداخت شده. فقط نمایش بزرگ جلوه های ویژه انفجاری. و کلاً بد ، خیلی بد و بی ارزش. همین. من قاطعانه نمره ۱ دادم.

(این کاملاً نظر شخصیمه. نظرها درمورد این فیلم خیلی متفاوت بود. خودم معتقدم اگه ژانر جنگ دوست دارید، شاید لازم باشه ببینید. بالاخره اینهمه انفجار و آتیش و تیر، ارزش یه بار دیده شدن رو شاید داشته باشه)


+ مستند «زنانی با گوشواره های باروتی» از رضا فرهمند

مستندهای هیجان انگیز و جذاب، واقعا آدم رو تحت تاثیر قرار میدن. چون میدونی واقعی ان. تمرین و تکراری در کار نیست، دکوپاژ و طراحی صحنه ای نیست. مخصوصا مستندی در مورد زنان و بچه های بازمانده از داعشی ها که بعضیاشون هنوز دلشون با داعشه و بعضی ها متنفر از رویکرد داعش و شوهرانی که نیستند یا کشته شدن!

من خیلی خوشم اومد. مستند درمورد زن خبرنگار عربیه که برای بررسی اوضاع خطوط مقدم نیروهای عراقی میره وسط جنگ. بعضی صحنه ها بخاطر واقعی بودن و خطرش واقعا نفسگیره و بعضی قسمت ها بسیار ناراحت کننده. به این مستند عالی نمره ۴ دادم.


+ «لاتاری» از محمدحسین مهدویان :

مشکل اینجاست که فیلم قبلی مهدویان اونقدر خوب بود که همه فیلمای بعدیشو با اون مقایسه میکنن. و از نظر منم فیلم اصلا به قدرت و خوبی قبل نیست. گناه مهدویان هم نیست. فیلم واقعا فیلم خوبیه اما در همین جشنواره هم میتونه در رده بندی، جای سوم یا چهارم رو بگیره. فیلم درمورد باندهای قاچاق دختر به کشورهای حوزه خلیج فارسه. فیلمبرداری اصلا به دل ننشست اما طبق انتظار بازی ها عالی بود. حتی جواد عزتی که یه نقش کوتاه داره. ساعد سهیلی، هادی حجازی فر، حمید فرخ نژاد و... همه خوب. خود مهدویان هم اومد سر نمایش فیلم. قصه خوب و کمی کشدار بود ، البته بنظرم شخصیت پردازی ها عالی بود و هیچ چیزی بی منطق پیش نرفت. احساسات هر بازیگر و کارایی که انجام میده کاملا قابل درک بود. در کل فیلم با ارزشی بود که فکر میکنم برای بهترین فیلم، کارگردانی، فیلمنامه و بازیگری ها کاندید خواهد شد. اما جایزه؟! نمیدونم 

من نمره ۴ دادم.


((شرح ماجرای فیلمها در ادامه ،، خطر اسپویل))

  • دکتر میم

+ «کار کثیف» از خسرو معصومی :

در حقیقت کار خییلیی معمولی و رو به ضعیفی بود اما در اون حدی که ازش بد شنیده بودم نبود. فیلم اجتماعی درمورد مسائل مربوط به کار و مهاجرت بود. گفتم که همه چیز متوسط رو به پایین. و خیلی هم سعی داشت آخر فیلم یه حرکت خوف بکنه و به همه روودست بزنه که کلی باعث خنده و مسخرگی شد :-)) بدون توجه به بازی مزخرف پدرام شریفی، قصد داشتم بهش نمره ۳ بدم، اما اونقدر آخر فیلم رو کشششش داد و صحنه های تکراری رو که خیلی راحت میتونست با جامپ کات حذفش کرد، دوباره نشون داد، و فیلم شد ۲ ساعت و ۱۵ دقیقه!!! اعصابم خرد شد و گفتم اگه به تایم چایی خوردنم بین دوتا فیلم نرسم، بهش ۲ میدم. رفتیم ... دیر شد، به استراحت ده دقیقه ایم نرسیدم، و اینکه چاییم هم نصفه موند :-/ لذا بهش ۲ دادم و با بلیط یکی از دوستان هم بجاش یه نمره ۱ دادم :-)) مطمئناً در هیچ رشته ای نامزد نخواهد شد.


+ «اتاق تاریک» از روح ا... حجازی :

وارد سالن که شدیم، ساعد سهیلی رو دیدم که رفت ردیف آخر! نمیدونستم این اکران با حضور عوامله :-) بهتر اینکه بعد از سالهای دور حوزه هنری، دوباره امیر پوریا رو دیدم :-) فیلم، عالی و لذت بخش بود. بعد از فیلم «مرگ ماهی» که یه کم از دست روح ا... حجازی حرصم گرفت، این روحمو شاد کرد. فیلم اصلا شاد نبودا! یک فیلم روانشناسانه در زمینهٔ رفتارهای کودک و رفتار با کودک، با بازی فوق العاده بازیگر کودک، علیرضا میرسالاری. ساعد سهیلی و ساره بیات نقش یک زن و شوهر خنگ و گااااووو رو داشتن که خوب هم بودن. بازیها به نسبت خوب بود. قصه با اینکه بنظرم تحت تاثیر فیلم فوق العاده دانمارکی «The Hunt» نوشته شده بود اما با تفاوت نوع نقش بچه، کامل خودشو جدا کرده و ایرانیزه کرده بود و این خوب و ملموس بود و پایان بندی فیلم که من هنوز به مزایا و معایبش دارم فکر میکنم. دیدنش برای پدر مادرهایی که بچه کوچیک دارن و یا درآینده قصد بچه کوچیک داشتن رو دارن، توصیه میشه.

به فیلم نمره ۴ دادم. و امیدوارم این کودک، از نامزدهای سیمرغ باشد. و دم حجازی گرم که همچین دردسر سختی رو با این بچه، خوب درآورده بود. بیرون سالن رفتم و به روح ا... حجازی گفتم «این از مرگ ماهی خییلیی بهتر بود» ... یه خنده ای کرد و گفت «یعنی مرگ ماهی اینقدر بد بود؟» 


+ «بمب ، یک عاشقانه» از پیمان معادی :

راستش خوب بود. در کل خیلی خوب بود. لیلا حاتمی مثل همیشه و همون شکل و نقش، پیمان معادی و بقیه هم خوب. استاد کلاری هم مدیر فیلمبرداری و هم نقش کوتاهی بازی کرده و خوب هم بازی کرده. بنظر من فیلمبرداری کاندید میشه، اما سیمرغ نمیگیره. قصه خوب بود و با زمینه عاشقانه در دو سطح سنی و در زمان اواخر جنگ میگذره. اما حس کردم عشق زیاد پیمان معادی به المان های نوستالژیک دهه شصت، خیلی فیلم رو تحت تاثیر قرار داده و بعضی جاها زیاد به فیلم نچسبیده بود. اما در کل بسیار راضی کننده، به فیلم نمره ۴ دادم. و حدس میزنم در رشته های اصلی به جز بازیگری نامزد خواهد شد.


+ «شعله ور» از حمید نعمت ا... :

امین حیایی لعنتی اونقدر خوب بود توی نقشش و حرص منو درآورد که دوست داشتم دستامو بذارم دور صورتش و انگشت شستمو فرو بکنم توی چشماش. :-)) فیلم، اخلاقیه ، در مورد حسادت! مرد حسود و لااوبالی که حس میکنه توی زندگیش هیچی نشده و نمیذاره کسایی که اطرافش به موفقیتی رسیدن، آروم باشن و خودش رو توی منجلاب فرو میبره. فیلم جدید نعمت ا... به همون اندازه که حرص خیلیا رو سر فیلم «رگ خواب» از دست حماقت های لیلا حاتمی و کثافت بودن کوروش تهامی، درآورد،، در اینجا هم حرص آدمو از کارای حسودانه امین حیایی درآورد. 

چند تا المان فانتزی در فیلم خوب بود و موسیقی هم خوب بود. بنظرم نمره فیلم، ۳.۵ بود ، اما با درنظر گرفتن تمام جوانب، نمره ۴ دادم. امین حیایی قطعا نامزد بازیگری نقش اول مرد خواهد شد. نهایتا همین.


((ماجرای فیلم ،، از اینجا به بعد، خطر اسپویل ))

  • دکتر میم

+ «مغزهای کوچک زنگ زده» از هومن سیدی:

سال پیش همینجا همچین جمله ای گفته بودم: «من با اینکه همه فیلمهای مانی حقیقی رو هم میبینم، اما هومن سیدی رو بیشتر از مانی حقیقی قبول دارم، چون حداقل توی یه مسیری که با روحیات و اطلاعاتش و تواناییش سازگاره، داره کم کم روبه جلو میره و به فیلمهای آینده ش امیدوارم»

حالا امروز (شنبه) دیدم. یه شاهکار سینمایی از نبوغ بینظیر هومن سیدی. یکی از فوق العاده ترین فیلمهای ایرانی و بهتر از خیلی فیلمهای خارجی.

ماجرا، زیرپوست زندگی در بیغوله ها و حلبی آبادهای جنوب تهرانه. باندهای خلاف، اکیپ های تحت فرمان چوپان! بازی زیبای بازیگران مخصوصا بازیگران جدید و قطعاً هوش بالای هومن سیدی برای بازی گرفتن از این اکیپ شلووغ و ترکیب نماهای لانگ و کلوزآپ های به موقع، لوکیشن و دکوپاژ عالی، فیلمنامه پرریتم، سریع، هیجان آور ، و با مغزهایی واقعاً زنگ زده.

هومن سیدی با این فیلم کار خودشو خیلی سخت کرد و سطح انتظارها رو بشدت بالا برد. کف زدن و سوت و هورا کم بود برای کارش و دو ساعت لذت بخش و قلب تالاپ و تولوپیدهٔ ما.

بدون شک و قاطع نمره ۵ دادم. و امیدوارم در تمام رشته های اصلی نامزد سیمرغ بشه.


+ انیمیشن «فیلشاه» از هادی محمدیان:

میدونستم کیفیت فنی ساخت انیمیشن و دوبله ش واقعاً خوبه. اما چیزی که ما رو در انیمیشن از خارجیا جدا میکنه، ضعفمون توی فانتزیه و ایده ها و قصه هایی که نداریم. پس نشستم ببینم قصه و ایده ش چیه؟ توی سالنی که پر از بچه بود و کمی آدم بزرگ :-) مهتاب نصیرپور هم بود و فرصت نشد برم و بهش بگم چقدر از دیدن فیلم «سرو زیر آب» لذت بردم :-)

اما شروع فیلم، ضعیف بود. سکانسهای پاره پاره، بینظم و پشت سرهم و بی ربط ... و انگار موزیک اصلی از روی انیمیشن حذف شده بود!!! چون حیوونا جشن گرفته بودن و میرقصیدن،، اما یه آهنگی شبیه «از کرخه تا راین» پخش میشد!! از مسئولان جشنواره که هیچی بعید نیست،، اما خب فیلم کودکه آخه. بهرحال... بعد از یه ربع، کم کم قصه بهتر و بهتر و جوندار و جمع و جور شد. موزیک زیباتر ، ارکستر وار و هماهنگ و.... تا جایی که فهمیدم تقریبا موضوع چیه و قصه داره به کدوم سمت میره، اونقدررر ذووق کردم :-)))) بچه ها هم کلاً با فیلم، حال کردن.

ایده فیلم عالی بود. دمشون گرم. واقعا امیدوار شدم که حداقل سالی یه انیمیشن خوب ایرانی ببینیم. یه نمره ۴ خوشگل دادم، حقشون بود.


+ «به وقت شام» از حاتمی کیا

من حاتمی کیا رو دوست دارم. اما بازم باعث نشد که بهش نمره ۵ بدم! چرا؟! واقعا انتظار ۵ داشتما.... شروع فیلم، عالی بود. دکور و صحنه های سنگین و فوق العاده. جلوه های ویژه بسیار راضی کننده و خیلی بالاتر از سطح سینمای ایران. کارگردانی مثل همیشه عالی. قصه و روایت هم خووب.... ماجرا درمورد خلبانهای ماهر ایرانیه که در جنگ سوریه، برای شهرهای محاصره شده توسط داعش، بسته های غذایی پرتاب میکردن و....

اما ابراهیم جان، برادر من... فیلم ایرانی که از ۱ ساعت و ۴۵ دقیقه بیشتر بشه، باید در حد لالیگا باشه تا بیننده رو نگه داره، که نبود!

درضمن، بازی هادی حجازی فر اصلا خوب درنیومده بود... و اینکه وسط فیلم به این خوبی، باز یهو هوس دوتا جمله شعاری کردی؟! واقعا بنظرم میشد با یه کم هوشیاری، ده دقیقه از مدت فیلم بیشتر از دوساعته و دو جمله از شعارها رو کمتر کرد. اما لذت بردم.

با اینحال با اینکه ازنظر فنی و کارگردانی قطعا جزو ۳_۴ فیلم بهتر امسال بود، اما من نمره ۴ دادم.


+ «امپراطور جهنم» از پرویز شیخ طادی:

:-))))))))))))))))))))))))))))))


اما قصه ها: (((خطر اسپویل)))

  • دکتر میم

هرچند مردم آزاری رو خیلی دوست دارم، اما تصمیم گرفتم پست های جشنواره رو دو قسمت بکنم و قسمت بی اسپویل و اسپویلر رو جدا بکنم. همه عمر من وقف فرهنگ سازی شد با همین حرکت :-) لذا، قسمت اول رو همه میتونن بخونن، اما در ادامه مطلب، با اخطار، قسمت بیشتری از قصه رو میگم.

نمره هایی که توی آرای مردمی باید میدادیم، از یک تا پنج که «یک» یعنی ضعیفترین و «۵» یعنی عالی بود. رای ای که من به هر فیلم دادم رو آخر نقد همون فیلم نوشتم و کاملاً شخصیه و ممکنه با نظر شما فرق داشته باشه. اما در نقد فیلم، یقیناً کمتر کسی رو میتونین پیدا کنین که به اندازه من، ذهنیات قبلیش و توقعات و احساساتش، روی نظراتش تاثیری نذاره :-) من این هندونه ها رو بذارم توو انبار و بیام شروع کنم...


+ «خجالت نکش» از رضا مقصودی

کمدی. ایده فیلم تقریبا جالب بود، بچه دار شدن یک زوج پیر در یک روستای سنتی و پنهان کردن موضوع از مردم بخاطر خجالت. سیاست های جمعیتی حکومت («دو بچه کافیست» در قدیم ،، و «بچه های بیشتر» در الان) خیلی جالب دستمایه طنز قرار گرفته (چه جمله کتابی ای شد! حالم از خودم بهم خورد :-)) )

تقریبا فیلم که از نیمه گذشت، با اینکه تیکه های کمدیش بدک نبود، اما دست کارگردان از قصه، خالی موند و فیلم کشششدااارررر شد که من قرار بود نمره ۳ بهش بدم ، اما نمره ۲ رو دادم. میشه گفت یک تله-فیلم خوب بود که همه چیز متوسط داشت و احتمالا در هیچ رشته ای کاندید سیمرغ نخواهد شد.

- در حد اگه حوصله تون سر رفت و میخواستین اکیپی برین سینما، بد نیست. خوبه.


+ «سرو زیر آب» از محمدعلی باشه آهنگر

از محمدعلی باشه آهنگر ، بعد از گذشت ۷ سال از فیلم «ملکه» که یه فیلم ساخته، انتظار زیادی داشتم، که تقریبا برآورده شد. ژانر جنگ، که میدونید روش حساسم و ریزبینانه تر میبینم. و البته المان های ثابت فیلم های باشه آهنگر، دکور و لوکیشن های خاص و وسیع، قصه های پشت پرده و ناگفته جنگ بشکل کاملا عالی و درگیرانه با فکر و تصمیم گیری های سخت. قصه در محل معراج شهدای جنگ میگذره. جایی که جنازه شهدا میاد، شناسایی میشه، کفن میشه و به خانواده تحویل داده میشه و همینطور تعیین تکلیف جنازه های بی پلاک یا غیر قابل شناسایی یا مشکلات فراوان دیگه... فیلمبرداری و فیلترینگ نور و صدابرداری فیلم، نزدیک به عالی بود. بازی های بازیگران، قوی و قابل قبول بود. بابک حمیدیان، مسعود رایگان، رضا بهبودی، مینا ساداتی، همایون ارشادی، مهتاب نصیرپور ، ... داستان رو دوست داشتم، اشک هم ریختم. احتمالا کسایی که اهل ژانر جنگ و حاشیه های جنگ هم نیستن، با مفاهیم و درگیری های فیلم به چالش فکری و اخلاقی کشیده بشن. نمیدونم البته بخاطر پراکندگی نقش ها و میزان دیده شدنشون، کاندیدای بازیگری داشته باشه یا نه. اما فیلمنامه اورجینال، صدا ، تصویر و نور و طراحی صحنه و لباس ، احتمال قوی از نامزدهای سیمرغ خواهند بود.

فقط بقول همسر ، نفهمیدیم چرا اینقدر توی فیلم باروون میومد! دزفول و کل خوزستان بارون، رفتن پشت سنگه لرستان بارووون،، رفتن یزد باروون ! :-)) هوای مطبوعی بود توی سالن :-) من نمره ۴ رو دادم، بخاطر اینکه اگه فیلم بهتری دیدم، جای ۵ داشته باشه.


+ «سؤ تفاهم» از استاد ِ جملات فلسفی ، احمدرضا معتمدی

احتمالاً این بنده خدا رفته بود «ماهی و گربه» یا «هجوم» شهرام مکری رو دیده بود و خوشش اومده بود و دلش میخواست یه سناریوی پیچیده و وااووو مثل اون بنویسه و بسازه! حقیقتش من با شناخت قبلی و یه انتظار خوب از معتمدی رفتم که یه فیلم خوب ببینم، اما از من بجای «واااووو» ،، یه «اووه شت» نصیبش شد و یه نمره ضعیف ۱ .

ببینید خداروشکر مثل هر روز جشنواره پارسال، امسال تاحالا به فیلم داغون و تاسف آور برنخوردیم و اینکه ۱ دادم بخاطر ضعف کارگردان در درآوردن یه ایده خوب سینمایی بود. بازیگراش بدک نبود، مریلا زارعی، هانیه توسلی، اکبر عبدی، پژمان جمشیدی، کامبیز دیرباز ... اما تحت تاثیر قصه واضحی که زور میزدن مبهم نشونش بدن، بازی ها به چشم نیومد. ادا بازی، توهم سازی غیرقابل قبول، حوصله سر بر... تا جایی که تمایل به خواب داشتم و به احترام معتمدی، بزور تا آخرش دیدم.

ایده، یه گروگانگیری و اخاذی بود که درغالب مثلا ساخت یه فیلم سینمایی انجام میشد و پوشش میداد...

سیمرغ؟! ... نمیدونم، بعیده، شاید توی رشته های کم اهمیت.


+ جشن دلتنگی ، پوریا آذربایجانی

از انتظارم کمی بهتر بود، هر چند که نمره ۳ دادم بهش. موضوع درهم تنیدگی شبکه های اجتماعی با زندگی روزمره ماست. و پشت پرده آدم های اینستاگرامی. محسن کیایی همیشه آدم خنده داریه و بار ضعف فیلمها رو تا حدودی به دوش میکشه.

بابک حمیدیان و مینا ساداتی، بهنام تشکر و پانته آ پناهی ها هم هستن.

کلاً بنظرم یک فیلم میان رده بود. متوسط در همه چیز. بدون انتظار برای نامزدی سیمرغ.


اسپویل در ادامه مطلب

  • دکتر میم

آخرای سال

۱۲
بهمن

+ ایشالا از امروز (پنجشنبه) جشنواره ست. هر ۶-۷ تا فیلم ، یه پست مینویسم.


+ بعضی وقتا آدم از یکی انتظار تفکر داره. بعدش میشینه و مات، به روبرو نگاه میکنه! آدمها عجیبن.


+ سر ِ شلوغ و خستگی آخر سال... این کم رفت و آمدی ها ، آرامش قبل از طوفانه ها :-)


  • دکتر میم