روزنوشت های دکتر

به هیچ آیینه ای باج نمیدهم، که دست به تصویرم ببرد. من این چروک ها را... مفت بدست نیاورده ام

روزنوشت های دکتر

به هیچ آیینه ای باج نمیدهم، که دست به تصویرم ببرد. من این چروک ها را... مفت بدست نیاورده ام

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب

۹ مطلب در خرداد ۱۳۹۶ ثبت شده است

مسی وار

۳۱
خرداد

دیدین که محاسبه میکنن که آدم های پولدار یا دارای شغل های پردرآمد، مثلا در هر ساعت، هر دقیقه یا هر ثانیه چقدر پول درمیارن؟!

مثلا مسی (فوتبالیست) با درآمد سالانه ۲۵ میلیون یورو، حدودا دقیقه ای ۴۹ یورو دریافت میکنه یعنی دقیقه ای حدود ۱۹۰ هزار تومن.

دوسال پیش، یه بار برای کاری دعوت شدم سازمان نرم افزاری و پشتیبانی شبکه بانک آینده. بابت یه کار ۴۵ ثانیه ای ، ۴۰۰ هزار تومن پول گرفتم!

درک حس آدمی مثل مسی یا خیلیای دیگه، جالب بود. با اینکه من درآمد دقیقه ایم حتی از اونم بیشتر بود. فقط فرقش این بود که من فقط همون یه دقیقه رو داشتم. مسی دقیقه به دقیقه شو داره ⁦:-D⁩


+ خدا به همه آدمایی که واسه کارشون ارزش و احترام قائلن و فکر و تلاش زیاد میکنن، عالی کار میکنن، از همین درآمد های دقیقه ای و نامحدود با مبلغ بالا بده ایشالا. مثل مسی، نه مثل من... فقط بلد باشین خوب خرجش کنید، مثل من،، نه مثل مسی ⁦:-)⁩)


  • دکتر میم

دیدم که بلاگر کبیر امروز پسر کوچولو شو (که دقیقاً روز تولد من بدنیا اومد) بسلامتی برده ختنه کرده... یهو یاد قدیم افتادم!

سه سالم بود که ختنه کرده بودم،، یه هفته بعدش قرار بود بریم عکس سه در چهار بگیریم برای دفترچه بیمه؟! یا ... نمیدونم چرا!

نمیرفتم عکاسی، بشدت گریه میکردم، اما آخرش... اولین عکس پرسنلی من تاریخی شد! با چشمانی پر از غم و اندوه ، و بعد از کلی گریه کردن! بعد از اینکه آقای عکاس و بابام کلی گولم زدن که بهت دست نمیزنیم و بشین روو صندلی و ...

من، کودکی بودم که یه هفته پیش ختنه شده بود و فکر میکردم بعد از یه هفته، دوباره دراومده و دارن میبرن باز ختنه ش بکنن! 


+ اینم اولین عکس غمناک من 


  • دکتر میم

هزار و یک شب

۲۳
خرداد


در فریب آرزوها، عمرها به پایان می رسد.


امام علی علیه السلام


  • دکتر میم

حلیم

۲۲
خرداد

اولین باری که با همسر میخواستیم حلیم بخوریم، من در حالی هاج و واج بهش نگاه میکردم که چطوری میشه کسی حلیم رو با نمک بخوره؟!!! همسر هم داشت جیغ میزد که آخه چجوری تو حلیم رو با شکر میخوری؟!!  ⁦:-!

+ سالهاست که با همین اختلافات داریم با هم زندگی میکنیم :-))

++ همچنان معتقده که بالاخره یه روز خوب میشم :-


  • دکتر میم

قسمت

۲۰
خرداد

- بهش گفتم، این شبها قرار بود نوک یه قله جنگلی، چادر زده باشیم و کنار آتیش، درحال گرفتن ِ عکس ِ شب باشم. ولی خب ... بجاش توی این شهر لعنتی گیر افتادم و این شبها از بعد از افطار، تا ۱ ، ۲ شب میرم شهرک صنعتی، ته تهران، سر ِ کار! ⁦:-|⁩  والا به همین راحتی شرایط آدم در یه لحظه عوض میشه. اون لعنتی ها هم از نوک قله، برام عکس هم فرستادن، که جات خالی ⁦:-\⁩ 

همین الان جلوی در کارگاه در جوار دوستان گشت نیروی انتظامی ایستادم، گیر دادم چراغای ماشینشونم خاموش کردن،، تاریکه، اما ستاره ای نیست. تهران لعنتی یه ستاره هم نداره!

گفت به درک! حقته! یه بار مارو نبردی دهاتتون توت و زردآلو بخوریم.

ایشالا بعد از ماه رمضون پام بهتر بشه، کارامو انجام بدم،،، خیلیا رو زخمی میکنم :-))


  • دکتر میم

قوم الظالمین

۱۷
خرداد

دیشب مطلبی درمورد داعش، عراق و سوریه و لبنان ، مدافعان حرم، نگرانی های هفته های اخیرم (که نوشته بودم) و سیاست های منطقه ای و دفاعی ایران از اوایل دهه ۷۰ تا الان نوشتم... 

اما کامل نشد و (شاید خداروشکر) پست نکردم. دیگه پست نمیکنم.

نمیدونم امروز چند نفر پست ِ نانوشته منو درک کردن. هرچند که درک کردن، بودن در اون شرایط رو میخواد. (منظورم لزوماً امروز نیست)

دوستانی که اظهارنظر های قطعی و تحت تاثیرانه میکنن، اول بگن بدونیم،، چند نفر تاحالا در شرایطش بودن و معنی واقعی ترس از تروریسم و جنگ رو درک کردن؟! 


+ اینکه این پست رو در دسته بندی «چیزهایی هست که نمیدانی...» قرار دادم، لزوم به تحقیق و تاریخ دانی ِ درست رو تاکید کردم.


++ خواهش میکنم بخاطر بازخوردها، نظرتونو مخفی نکنین. هر نظر مخالف یا سوال یا ابهامی دارین، رک و راست بگین. من بشدت علاقمندم بحثاتونو بدونم و تا جایی بتونم کامل جواب میدم. درمورد چیزایی که دقیق ازش اطلاعاتی نداریم، (و همیشه هم دوست داریم اظهارنظر بکنیم) لازمه که بیشتر بدونیم. هم من ، هم شما.

و اینکه با توهین بهمدیگه، بشدت برخورد میکنم.


+++ لعنت ا... علی القوم الظالمین، من الاولین و الاخرین


  • دکتر میم

لنج

۱۲
خرداد

+ معمولا چند تا کتاب رو همزمان باهم میخونم و جلو میبرم. همه کتابها مربوط به یه موضوعی میشه که توی اون بازه از زندگی دارم روش قفل میکنم و معمولا خیلی کند پیش میره. چون با هر ابهامی، دنبال جواب نوشتاری یا آدمی که جواب بده میگردم. اما همیشه، در کنارش، یه دونه رمان هم میخونم و پیش میبرم. این قسمت از مطالعه، مثل لذت تماشای کتابای عکسدار، توی بچگیه :-) چند وقتی میشه که کتاب «زوربای یونانی» رو با ترجمه «محمد قاضی» گیر آوردم. اونقدر فضای داستانشو دوست دارم که دلم نمیاد، تموم بشه. از روش فیلم خوبی هم ساخته شده، که اونم بعدش میبینم.


+ میدونستین این فیلم «مادر قلب اتمی» که داره اینقدر تبلیغ الکی میکنه که مردم حس کنن خیلی فیلم خوبیه، در واقع در ادامه همون فیلم افتضاح «مهمونی کامی» ه؟!!!!! همون کارگردان اومده اینو ساخته، و فیلم با پایان «مهمونی کامی» شروع میشه! گفتم یهو گول نخورین و پول سینما الکی ندین! پستای قبل که فیلمای جدید روی پرده رو گفتم. این هفته و هفته بعد هم از فیلمایی که جدید اکران میشه ، 

«زیر سقف دودی» رو توی پستای جشنواره نوشته بودم! افتضاح، مزخرف، پیس اِ شت.

«رگ خواب» ، فوق العاده، عاشقانه، عالی. 

«ساعت پنج عصر» ، اولین فیلم سینمایی که مهران مدیری ساخته، عید فطر اکران میشه، باید بشینیم ببینیم چطوره!


+ این سریال «نفس» که بعد از افطار میده.... استغفرا... 

پسره سال ۱۳۵۴ یه ادکلن کوکوشنل مدل ۲۰۱۲ به دختره کادو داد! کارگردان هم اصرار داشت بگه اینا از خانواده های لاکچری قبل از انقلاب بودن و به هم ادکلن اورجینال کادو میدادن. درسته که برند کوکوشنل بیشتر از صد ساله که فعاله، اما اون لوگوی روی جعبه ادکلن، که به اصرار کارگردان، هی زوم میکرد روش، فقط ۱۵ ساله که طراحی و ثبت شده! 

الان که با خود کوکو صحبت میکردم، میگفت: «سه دیقِکتو ایتقه اٙنسانسی» :-))


+ جشنواره فیلم کن ۲۰۱۷ هم تموم شد. احتمالاً بعد از ماه رمضون یه پست درمورد جشنواره کن بنویسم. پرحاشیه و پشت پرده ای! اصلا بخاطر همین پشت پرده هاست که الان نمینویسم! زشته :-))  تازه امسال چون خودم نرفتم جشنواره کن، (نه که هرسال اونجام...) یه خبرنگار اختصاصی اونجا داشتم. 


+ معلومه خوبم؟! ⁦:-D⁩ اوهوم،،، بالاخره ازش خبردار شدم،، فکر و دلم آروم شد یه کم،، زنگ زد،، نگرانی هامونو پشت همه مزخرف گفتنها و بلند بلند خندیدنامون قایم کردیم... سرما خورده بود... آخرم بهش نگفتم روزی هزار تومن براش صدقه میدم ... تا وقتی ببینمش، ده برابرشو ازش شیرینی میگیرم ⁦:-D⁩


+ پسر داییم از اتریش این عکسو فرستاد! کلی صفا کردیم. عکس برای سال ۱۳۷۳ یعنی ۲۳ سال پیش، سیزده بدر، تیم فوتبال :-) 
اونایی که توی اون عکس قبلی پیدام کرده بودن، اینجا هم میتونن بفهمن کدومم! ⁦:-D⁩
ههععیییی،،،، ما از همین زمینای خاکی شروع کردیم 

  • دکتر میم

مرز امراض

۱۰
خرداد

استراتژی خوب، اینه که, درد و مرضاتونو تقسیم بندی کنید، تا جایی که میشه، مدیریتش بکنید که با همدیگه پیش نیان!

تصور کن... مثلاً وقتی که دوره درمان دررفتگی زانو رو میگذرونی و هنوز نمیتونی درست مثل آدم، سر دستشویی بشینی، نباید بری دندونپزشکی و دندون عقل بکشی! چون ممکنه همون روز وسط کلی کار، از قضا، درگیر اسهال شدید و دل پیچه بشی و با زانو درد و به حالت نیم خیز، سر دستشویی باشی تا بتونی قضای حاجت بکنی، و جایی رو کثیف نکنی! اما میببنی بخاطر بی حسی نواحی دندون و گردن و درد شدید فک و حلق، راه ورود و خروج هوا هم‌بسته شده و نمیتومنی نفس بکشی!! اینجا معنی «نه راه پس، نه راه پیش» رو میفهمی.

تصورکردی؟.... من امروز درکش‌کردم 😀😐 البته دوتا چیز درک میکردم، دومیش خیلی علمی بود، بعد مفصل میگم.


- دوستان این روزها خداروشکر خوبم اما اصلاً حال فکری مرتبی ندارم. تمرکز و حواسم همه یه جاست. اگه جواب سوالاتتون یا کامنت خصوصیا یکی دو رو دیر شد، ببخشین.


- لای دعاهاتون، دعا کنید برای مدافعان حرم در سوریه


  • دکتر میم

+ ماه رمضون شد. چه شب غریبیه ⁦:-|⁩ ینی واقعا از فردا باید روزه بگیریم؟! ... اما جدای از شوخی، مبارک باشه. ماه رمضون با همه سختیاش، اوقات و حس خوبیه. فقط اگه خدا چند تا پِلن واسه روزه گرفتن میذاشت، بهتر بود! مثلا من حاضرم پنج روز به پنج روز غذا بخورم، اما فقط وسط روزها بتونم دوتا لیوان آب بخورم! یا فقط یه لیوان.... الان که فکر میکنم میبینم به یه نصف لیوان هم راضی ام!

  - پست پارسالم درمورد خُرفه رو باز بخونید. پارسال جداً به من کمک کرد. و اینکه سعی میکنم کتاب خوب معرفی کنم، توی اوقات استراحت، هم بدرد میخوره، هم باعث میشه گذر زمانو کمتر بفهمین.


+ ماشینو ازم گرفته، بعد از مدتهااااا برداشته برده کارواش! زنگ زده میگه: ماشینو اگه ببینی، نمیشناسی! 

میگم تمیز بود که! دو سه بار توی اردیبهشت بارون شدید اومد، قشنگ تمیز شد ⁦:-D⁩

میگه آخه ع..ی ، هنوز خاک سفرهای عیدت روش بود! تازه میدونستی چراغ راهنماهای کوچیک ِ بغل، رنگش آبیه؟! :-))


+ هفته پیش رفتیم «برادرم خسرو» رو دیدیم. امشب هم «ویلایی ها»

«برادرم خسرو» عااالی بود، پیشنهاد من اینه که حتما با حال خوب ببینیدش که زیاد خراب نشین. فیلم درمورد زندگی و اطرافیان بیماران روانی و خصوصاً مانیک ه. و اینکه خیلی آدمهایی هستیم در جامعه که از اونا بدتریم، فقط پشت القاب و عناوین (مثل دکتر میم) پنهان شدیم ⁦:-D⁩

«ویلایی ها» ساخته منیر قیدی، اگه از گاف های فیلمنامه ایه کوچیکش بگذریم، حقیقتاً فیلم خوب و تحسین برانگیزی بود. زمان فیلم، دفاع مقدس، و موضوع فیلم، زنانی بودند که در خلال جنگ و در نزدیکی مناطق جنگی به همراه بچه هاشون و به اختیار خودشون اسکان داشتن و چون مردان زندگیشون در خط مقدم بودن، اونا هم در نزدیکیشون فعالیت های پشتیبانی جنگ رو انجام میدادن.

برای منیر قیدی هم با توجه به اینکه به خانم های کارگردان، بسختی امکانات فیلمسازی (اونم تجهیزات سنگین دفاع مقدس) داده میشه و کم بهشون اعتماد میشه، باید یه کف مرتب زد.

این دوتا فیلم، درد «نهنگ عنبر ۲» رو شست ⁦:-)⁩ اما ظاهراً خیلی از اونایی فیلمو دیدن، خوششون اومده. فک کنم من با انتظار زیادی رفته بودم به تماشاش!


+ ماه رمضون، بدون توجه به عقبه معنویتون و این احساسای مسخره که «خدا منو دوست نداره» برای همه خیلی دعا کنید. خودمون ، مریضا، زندانیا، مردم ضعیف، اوضاع کشور و...


  • دکتر میم